پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
777 subscribers
2.2K photos
154 videos
9 files
1.74K links
جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
Download Telegram
🔹وقتی می‌خواستند از آخوند خراسانی جهت تائید مشروطیّت امضاء بگیرند، تصمیم گرفتند که این کار در حالی باشد که آخوند کم‌تر بتواند در بارهٔ آن فکر کند، لذا وقتی ایشان می‌خواست برای تدریس برود و فکرش مشغول مطالب درس بود، هنگامی که از پلّه‌های منزل پائین می‌آمد تا به جلسهٔ تدریس برود، ورقهٔ مربوط را به ایشان دادند و او بدون تأمّل امضاء کرد!

🔹امضاء گیرندگان مشروطه، ظاهر الصلاح بودند و وجوهات خود را می‌پرداختند که آخوند خراسانی را در گرفتن مشروعیّت مشروطه فریب دادند.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۹. تائید مشروطیّت توسّط آخوند خراسانی، ص ۱۹۲، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.
—————————————————
🔺برخی مذهبی‌های سوسیالیست، به نقد صحّت این گزارش نشسته‌اند.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹البته محرّمات، تنها زنا و قمار و شرب خمر نیست. گاهی یک امضای بی‌جا -که مقدّمات و زمینهٔ آن را هم دیگران زحمت می‌کشند و به دست انسان می‌دهند- موجب از بین رفتن اَعراض و نفوس می‌شود و به مراتب از آن بالاتر است.

🔹از ما انتظار نمی‌‌رود گناهانی از قبیل شرب خمر را در خیابان مرتکب شویم؛ چون این کار گذشته از ترس خدا، یک نوع جنون و بی‌عقلی است و لذا از ما صادر نخواهد شد.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۰. امتناع آیت الله سیّد محمّد یزدی از تائید مشروطیّت، ص ۱۹۷، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹میرزای نائینی به دیدن مرحوم حاج‌میرزا جوادآقا ملکی تبریزی رفته بود. آقای خمینی نقل کرد که بالواسطه از کسی شنیده که در این دیدار، آقای ملکی، کتاب تنبیه الأُمّة میرزا را که روی طاقچه بوده، برمی‌دارد و بر زمین می‌زند که این کتاب چیست که نوشته‌اید؟! و میرزای نائینی به گریه می‌افتد.

🔹در این کتاب، مطالب سستی وجود دارد که لا ینبغی أَن یُنسَب إِلیه. ایشان پیش خواصّ خود گفته بودند: انگور انداختیم که سرکه شود، شراب شد! وی معتقد بود که راهی جز استمالت رضا شاه وجود ندارد.

🔹خودتان این کتاب را بگیرید و ملاحظه کنید. استدلال آقای نائینی به خواب و امثال آن، شایستهٔ او نیست.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۴. انتقاد به کتاب تنبیه الأُمَّة، ص ۲۰۱، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹سیّدمحمّدکاظم یزدی برای امضاء جریان مشروطیّت، خیلی تحت فشار بود. برخی از شاگردان آخوند خراسانی، جمعی از شاگردان وی را تحریک کردند که دسته‌جمعی به منزل سیّد بروند و موافقت او با مشروطیّت را بگیرند.

پاسخ سیّد این بود که در این کاسه زهر است و من نمی‌توانم آن را بخورم!

🔹به او اهانت کردند و گفتند اگر به خانهٔ یهودی رفته بودیم، چنین پاسخی را نمی‌شنیدیم. سجّادهٔ او را در نماز جماعت برداشتند و سیّد را خانه‌نشین کردند.

🔹صحبت از تبعید ایشان بود؛ امّا ده روز پس از کشته شدن شیخ فضل الله نوری، ورق برگشت و حوزهٔ نجف کلّاً مخالف طرف‌داران مشروطه شد.

در نماز جماعت آخوند خراسانی، خیلی کسی شرکت نمی‌کرد (شرکت کنندگان از سی نفر تجاوز نمی‌کردند) سیّدمحمّدکاظم از خانه بیرون آمد و نماز جماعت را اقامه کرد.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۰. در این کاسه زهر است؛ نمی‌خورم، ص ۱۹۶، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹اساس مشروطیّت، به امضاء آخوند، توسّط عدّه‌ای تجّار ظاهر الصلاح … صورت گرفت.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۹. تائید مشروطیّت توسّط آخوند خراسانی، ص ۱۹۲، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹به هر حال، کثرت “حقیقیّه و وحدت حقیقیّه” مُحالّ است. مگر این‌که کسی بگوید: تناقض مُحالّ نیست.

🔹وقتی خورشید آمد، ستارگان دیده نمی‌شوند؛ امّا واقعاً هستند.

🔹جمع میان برهان و وجدان و آن‌چه به صورت متواتر در کتاب و سنّت آمده است اقتضاء می‌کند که قائل به کثرت حقیقیّه و وحدت حکمیّه شویم.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ص ۳۵۳، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۵)؛

🔹یک بار از طریق ترکیه به سامرّا مشرف شدم. به استانبول که رسیدم، اسدآبادی به دیدنم آمد و گفت: به میرزا بگویید ناصرالدین‌شاه را ابتدا تکفیر و سپس عزل کند.

پرسیدم: «چه کسی را جای او بگذارد؟» جواب داد: «خود مرا!» سئوال کردم: «با چه پشتوانه‌ای؟» پاسخ داد: «با پشتوانه سلطان عبدالحمید!» سخت برآشفتم و با او بگومگو کردم.

🔹در سامرّا که خدمت میرزا رسیدم، ماجرا را تعریف کردم و ایشان گفت: اگر با او موافقت کرده بودی، رابطه‌ام با تو قطع می‌شد! عزل ناصرالدین‌شاه به استقلال تنها کشور شیعه دنیا لطمه می‌زند و باعث می‌شود ایران تبعهٔ دولت عثمانی شود.

🔸شیخ عبدالنبی نوری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۶)؛

🔹اسدآبادی در زمان میرزا به سامرّا می‌رود که از میرزا وقت ملاقات بگیرد، ولی میرزا به او وقت نمی‌دهد! او دو نامه هم به میرزا می‌نویسد که میرزا به آنها هم جواب نمی‌دهد! وقتی میرزا به اسدآبادی وقت ملاقات نداد، اسدآبادی از دیوار خانه ایشان بالا رفت و وارد اتاق ایشان شد و با ایشان ملاقات کرد!

🔸سیّد شهاب‌الدین مرعشی نجفی

https://t.me/ReligiousSchool
🔹آقازاده [فرزند صاحب کفایه] به رضاپالانی گفت: «عمّامهٔ طلبه‌ها را برندارید.»

وی پاسخ داد: «پدرت [هنگامی که مشروطیّت را امضاء کرد]، عمّامهٔ آن‌ها را برداشت.»

به آقازاده گفتند: «بنویس؛ وجه و کَفّین [از حجاب واجب زنان] مستثناست.»

آقازاده گفت: «نمی‌نویسم. من گناهم زیاد است. این کار را نمی‌کنم.»

بالاخره او را کشتند.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ۱۱- عمّامهٔ روحانیّون را پدرت برداشت. ص ۳۳۶، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۷)؛

🔹
قتل عرفاء عتباتی؛ از میرزای بزرگ تا شیخ فضل الله نوری؛ به عنوان بزرگترین مانع ترویج عرفان وحدت وجودی و تفکّرات صوفیانه، مرضیّ رضای جریان حسینقلی همدانی و سید علی قاضی و شاگردان آنان بود که با سکوت خود در برابر جنایات عمّال مشروطه، روشن‌فکران، ازلی‌ها و بهائیّت، مهر تائید خود را بر قلع و قمع عرفاء عتباتی زدند.

🔹هر چند گاهی برخی از آن‌ها به نحو تعارف‌گونه، از فجایع مذکور ابراز ناخرسندی کرده‌اند، اما از دیگر دلایل رفتار یکی به نعل یکی به میخ عرفاء وحدت وجودی با مشروطهٔ ملعونه، توجیهی است که از آن و مشروطه می‌توان برای انقلاب سوسیالی پنجاه و هفت ساخت و دست و پا نمود.

🔹انقلابی که در صدر و ذیل و ساق، النعل بالنعل، در مبنا، بِناء، روش و آرمان‌های خود، امتداد مشروطه است.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۷)؛

🔹اصحاب مکتب سامرّا مانند خود میرزا حالت تشکیکی داشته‌اند که این مسأله درست برخلاف اصحاب النجف بوده است.

🔹اصحاب النجف بر خلاف اصحاب السامرا حالتی جزم‌گرایانه داشته‌اند و اگر به عبارات کفایه مراجعه کنید می‌بینید که زبانی که آخوند در کفایه به کار برده است، زبان «این است و جز این نیست» و قطعیّت جزمی است.

🔹بعضی می‌گفتند ممثّل نجفی‌ها «إِنّما» است و ممثّل سامرائی‌ها «لیت و لعلّ» و امثال این‌ها است.

🔸سیّد موسیٰ شبیری زنجانی

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۸)؛

🔹مرحوم سیّد محمّدکاظم یزدی در قم خیلی مقلّد داشت. شاید علّتش این بود که مرحوم سیّد صادق روحانی که در قم بسیار موجّه و مورد ارادت قمی‌ها بود، در ماجرای مشروطه با مرحوم سیّد هم عقیده بود و قهراً او را برای تقلید معرّفی می‌کرد.

🔹سیّد مهدی روحانی از شیخ محمّدحسین نجّار که از افاضل قم بود نقل می‌کرد: من و یکی از افاضل قم نزد مرحوم آخوند درس می‌خواندیم و قهراً طرفدار مشروطه بودیم. وقتی ما از نجف خارج شدیم، من طبق همان اعتقاد وارد قم شدم و چون قمی‌ها طرفدار مرحوم سیّد بودند، من منزوی شدم؛ امّا رفیقم مورد توجّه قرار گرفت.

🔸سیّد موسیٰ شبیری زنجانی

https://t.me/ReligiousSchool
🔹هر قدر در الفاظ و عبارات، طنطنه و بلندپروازی بیش‌تر شد، همان‌قدر از قدرت واقعی سلطنت کاسته گردید.

🔹هر وقت بیش‌تر شاه را ملائک‌سپاه و جمشید‌دستگاه خواندند، روح سلحشوری که از زمان نادرشاه و کریم‌خان و آقامحمدخان در قشون ایران مجدّداً دمیده و ایجاد شده بود، افراد سپاهیان و سرکرده‌های آن‌ها را بیش‌تر ترک گفت.

🔸عبدالله مستوفی

📚شرح زندگانی من
، جلد اول، در سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار، اعطای لقب، ص ۳۰، انتشارات زوّار.

https://t.me/ReligiousSchool