پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
777 subscribers
2.2K photos
154 videos
9 files
1.74K links
جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
Download Telegram
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۴)؛

شاید بتوان موارد زیر را از ویژگی‌های مشترک عمدهٔ عرفاء عتباتی و به عنوان تفاوت آن‌ها با وحدت وجودی‌ها دانست؛

🔹فقه‌گرایی.

🔹مخالفت صریح با وحدت وجود.

🔹مکتومیّت و عدم خودنمایی؛ با وجود کرامات عدیده.

🔹تقدّم فقه بر عرفان.

🔹عدم استفاده از الفاظ رکیک در آثار.

🔹عدم انجام فرایض دینی با هدف کسب کرامت.

🔹التزام به شریعت و عدم نفی کلّی یا موضعی شریعت به پاس طریقت.

🔹مخالفت با تشکیل حکومت دینی.

🔹اجتناب از احادیث موضوع و جعلی و دین‌سازی.

🔹عدم اعتقاد به ولایت فقیه.

🔹اعتقاد به توقیفی بودن کیفی و کمّی اذکار و اعمال شرعی.

🔹امتناع و دوری از ریاضاتی که با الفاظ و اعمال شرعی انجام می‌شوند؛ اما در شرع نیامده‌ و مأثور نیستند.

🔹امتناع از انجام ریاضات غیرشرعی.

🔹التزام به مفادّ قرآن، سیره و روایات و عدم اجتهاد در برابر نصّ ثقلین.

🔹مخالفت صریح با شطح و طامات و تحریم آن‌ها.

🔹عدم تمجید فاسقان و فاجران.

🔹مخالفت با رهبانیّت، …

🔹به کارگیری لغت “حُبّ” و اجتناب از استفاده از لفظ “عشق” و … در ادبیات خود.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
از آن‌ها که خیلی به کتیبه‌های قرون گذشته معتقدند و باد ببوق این مدرک تاریخی کرده و آن‌چه را در کتیبه‌ها نوشته شده یا از آثار گذشته استخراج می‌کنند، مثل وحی آسمانی دانسته و این اکتشاف تاریخی خود را قطعی می‌دانند باید پرسید:

آقایان اگر بر این کتیبهٔ چشمه‌علی دامغان، چهار پنج هزار سال بگذرد و بعد با خون دل و زحمت محقّقین، این کتیبه خوانده و ترجمه شود و جزء تاریخ شده و از آن نتایج تاریخی بگیرند، ملاحظه بفرمائید چه اشتباه بزرگی در این قسمت از تاریخ، با همهٔ کم‌اهمّیّتی آن وارد خواهد شد.

🔸عبدالله مستوفی

📚شرح زندگانی من
، جلد اول، در سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار؛ جهان‌گشایی فتحعلی‌شاه، ص ۳۱، انتشارات زوّار.

https://t.me/ReligiousSchool
دین خدا لنگِ قلم و تلاش من نیست؛ حُجَج الهی قبل از من برقرار بوده و بعد از من هم برقرار خواهد بود؛ اگر در بنده‌ای خیر و لیاقتی باشد خداوند او را به راه حق و صواب هدایت می‌کند؛ حتی اگر در این عالم تنها یک کتاب یا یک تریبون حق وجود داشته باشد(که البته بیشتر وجود دارد) خداوند بنده‌ی لایقش را به آن هدایت می‌کند. حتی اگر چیزی خارجی نباشد، خداوند در قلبش می‌افکند. پس پیش خود فکر نکنم "وا مصیبتا! عده‌ای دین خدا را وارونه کردند و من اگر کاری نکنم یا نباشم، راه حق و هدایت از بین می‌رود"

وَ سُبُلَ الرَّاغِبِینَ إِلَیْکَ شَارِعَةٌ وَ أَعْلَامَ الْقَاصِدِینَ إِلَیْکَ وَاضِحَةٌ (مصباح المتهجد: ۷۳۹)

قلتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام نَدْعُو النَّاسَ إِلَی هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ یَا فُضَیْلُ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً أَمَرَ مَلَکاً فَأَخَذَ بِعُنُقِهِ حَتَّی أَدْخَلَهُ فِی هَذَا الْأَمْرِ طَائِعاً أَوْ کَارِهاً(کافی، ۱: ۱۶۷)

#عددی_نیستم
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۵)؛

🔹حکایت توده و مدل‌هایش، حکایت دجّال است که پا بر هر سبزه‌زار و سرزمین سبز اقتصادی، اعتقادی، فرهنگی، … گذارد، آن را خشک، لم یزرع و بی‌آب و علف می‌کند.

🔹وضع موجود، نتیجهٔ به دست‌گیری و تدبیر امور توسّط توده‌ است.

🔹به اعتبار و لحاظ قدرت، توده‌ تقسیم می‌شود به؛

۱- توده‌ای که قدرت را در دست گرفته است و به طور مستقیم نقض مالکیّت می‌کند؛ یعنی دولت و …

۲- توده‌ای که از محلّ همان قدرت، به طور غیرمستقیم منتفَع است و سود می‌برد؛ یعنی وابستگان، …

۳- توده‌ای که کم‌ترین بهره‌مندی از همان قدرت را دارد.

به ندرت می‌توان افرادی را پیدا کرد که مدل دولت و دولت‌گرایی، که مدلی توده‌ای است، در صدر و ساق و ذیل آن‌ها، تا مغز استخوان نفوذ و رسوخ نکرده باشد.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۶)؛

🔹
چنان‌که اکثریّت قریب به اتّفاق علماء و فقهاء عارف سنّتی نجف و عتباتی سامرّائی طبق احادیث متعدّد صحیح السند، سنّت و سیرهٔ معصومین (ع) و تحلیل‌های خود بدان رسیده بودند و اوضاع عصر و مصر کنونی را در آئینهٔ پیش‌بینی‌های خود می‌دیدند و به همین دلیل با به عرصهٔ قدرت امرایی رسیدن نهاد روحانیّت مخالفت می‌ورزیدند و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار می‌دادند، گویی دست زمین و زمان، قدرت اُمرایی‌ای را به عنوان مِحَک تجربه، برای سنجش عیار به روحانیان قدرت اُمرایی‌دوست داد، تا حجّت بر مستقدمین و مستأخرین معلوم گردد که اینان نیز چیزی در چنته نداشتند؛ جز هیاهوها، فرافکنی‌ها، منیّت‌ها، تفرعن‌ها، … و آتش عقده‌های ناشی از حسّ کمبود، حسادت و حقارت در برابر ارزش‌ها و استعدادهای ذاتی اربابان، بزرگ‌زادگان، اشراف و نجبائی که برای پول و پست و مقام و ثروت و قدرت، تن به ذلّت و جنایتی نمی‌دادند.

🔹گر چه توده و روشنفکران انسان‌نما، راه حلّ فرو نشاندن شعله‌های آتش حقارت و کمبود خود را در ترویج و تبلیغ شعارهایی با محتوای تقدّم برابری، آزادی، اخلاق، دین، … بر مالکیّت شخصی و انتقال ثروت و قدرت به خود، چه در ساختار حکومت پیشین و چه در ساختار کنونی دانستند و بر اساس غصب و تصرّفات عُدوانی و مصادره‌ها به کار گرفتند، امّا اکنون وضع زندگی توده و روشن‌فکران بزرگ‌کُشِ شرف‌زدایِ کرایه‌ای‌ مزدورپرور، سال‌هاست که از مشروطهٔ ملعونه تا کنون جز به مُردگیِ کُلنی، ولگردی، هرزگی، دین‌فروشی، سِفله‌گی، نوکیسه‌گی، مصرف‌گرایی، فانتزی و هُرّی‌منشی، … ای روزافزون که حتّی اطلاق عنوان حیات حیوانی بر آن ظلم به حیوان و جنگل است، نیانجامیده است.

🔹منشاء اصلی پوچ‌گرایی و معناباختگی‌ای که اگزیستانسیالیسم در پی ارائهٔ راه‌کاری برای برون رفت و نجات از آن بود و هر چند نه تنها ره به جایی نبرد؛ بلکه جهان معناباخته‌ را، معناباخته‌تر نمود را باید در سوسیالیسمی جُست که کلید آن را لیبرالیسم زد.

🌹و آخِرُ دعوٰنا أن الحمد لله رب العالمین

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
🔹وقتی می‌خواستند از آخوند خراسانی جهت تائید مشروطیّت امضاء بگیرند، تصمیم گرفتند که این کار در حالی باشد که آخوند کم‌تر بتواند در بارهٔ آن فکر کند، لذا وقتی ایشان می‌خواست برای تدریس برود و فکرش مشغول مطالب درس بود، هنگامی که از پلّه‌های منزل پائین می‌آمد تا به جلسهٔ تدریس برود، ورقهٔ مربوط را به ایشان دادند و او بدون تأمّل امضاء کرد!

🔹امضاء گیرندگان مشروطه، ظاهر الصلاح بودند و وجوهات خود را می‌پرداختند که آخوند خراسانی را در گرفتن مشروعیّت مشروطه فریب دادند.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۹. تائید مشروطیّت توسّط آخوند خراسانی، ص ۱۹۲، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.
—————————————————
🔺برخی مذهبی‌های سوسیالیست، به نقد صحّت این گزارش نشسته‌اند.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹البته محرّمات، تنها زنا و قمار و شرب خمر نیست. گاهی یک امضای بی‌جا -که مقدّمات و زمینهٔ آن را هم دیگران زحمت می‌کشند و به دست انسان می‌دهند- موجب از بین رفتن اَعراض و نفوس می‌شود و به مراتب از آن بالاتر است.

🔹از ما انتظار نمی‌‌رود گناهانی از قبیل شرب خمر را در خیابان مرتکب شویم؛ چون این کار گذشته از ترس خدا، یک نوع جنون و بی‌عقلی است و لذا از ما صادر نخواهد شد.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۰. امتناع آیت الله سیّد محمّد یزدی از تائید مشروطیّت، ص ۱۹۷، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹میرزای نائینی به دیدن مرحوم حاج‌میرزا جوادآقا ملکی تبریزی رفته بود. آقای خمینی نقل کرد که بالواسطه از کسی شنیده که در این دیدار، آقای ملکی، کتاب تنبیه الأُمّة میرزا را که روی طاقچه بوده، برمی‌دارد و بر زمین می‌زند که این کتاب چیست که نوشته‌اید؟! و میرزای نائینی به گریه می‌افتد.

🔹در این کتاب، مطالب سستی وجود دارد که لا ینبغی أَن یُنسَب إِلیه. ایشان پیش خواصّ خود گفته بودند: انگور انداختیم که سرکه شود، شراب شد! وی معتقد بود که راهی جز استمالت رضا شاه وجود ندارد.

🔹خودتان این کتاب را بگیرید و ملاحظه کنید. استدلال آقای نائینی به خواب و امثال آن، شایستهٔ او نیست.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۴. انتقاد به کتاب تنبیه الأُمَّة، ص ۲۰۱، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹سیّدمحمّدکاظم یزدی برای امضاء جریان مشروطیّت، خیلی تحت فشار بود. برخی از شاگردان آخوند خراسانی، جمعی از شاگردان وی را تحریک کردند که دسته‌جمعی به منزل سیّد بروند و موافقت او با مشروطیّت را بگیرند.

پاسخ سیّد این بود که در این کاسه زهر است و من نمی‌توانم آن را بخورم!

🔹به او اهانت کردند و گفتند اگر به خانهٔ یهودی رفته بودیم، چنین پاسخی را نمی‌شنیدیم. سجّادهٔ او را در نماز جماعت برداشتند و سیّد را خانه‌نشین کردند.

🔹صحبت از تبعید ایشان بود؛ امّا ده روز پس از کشته شدن شیخ فضل الله نوری، ورق برگشت و حوزهٔ نجف کلّاً مخالف طرف‌داران مشروطه شد.

در نماز جماعت آخوند خراسانی، خیلی کسی شرکت نمی‌کرد (شرکت کنندگان از سی نفر تجاوز نمی‌کردند) سیّدمحمّدکاظم از خانه بیرون آمد و نماز جماعت را اقامه کرد.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۱۰. در این کاسه زهر است؛ نمی‌خورم، ص ۱۹۶، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹اساس مشروطیّت، به امضاء آخوند، توسّط عدّه‌ای تجّار ظاهر الصلاح … صورت گرفت.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۹. تائید مشروطیّت توسّط آخوند خراسانی، ص ۱۹۲، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹به هر حال، کثرت “حقیقیّه و وحدت حقیقیّه” مُحالّ است. مگر این‌که کسی بگوید: تناقض مُحالّ نیست.

🔹وقتی خورشید آمد، ستارگان دیده نمی‌شوند؛ امّا واقعاً هستند.

🔹جمع میان برهان و وجدان و آن‌چه به صورت متواتر در کتاب و سنّت آمده است اقتضاء می‌کند که قائل به کثرت حقیقیّه و وحدت حکمیّه شویم.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ص ۳۵۳، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۵)؛

🔹یک بار از طریق ترکیه به سامرّا مشرف شدم. به استانبول که رسیدم، اسدآبادی به دیدنم آمد و گفت: به میرزا بگویید ناصرالدین‌شاه را ابتدا تکفیر و سپس عزل کند.

پرسیدم: «چه کسی را جای او بگذارد؟» جواب داد: «خود مرا!» سئوال کردم: «با چه پشتوانه‌ای؟» پاسخ داد: «با پشتوانه سلطان عبدالحمید!» سخت برآشفتم و با او بگومگو کردم.

🔹در سامرّا که خدمت میرزا رسیدم، ماجرا را تعریف کردم و ایشان گفت: اگر با او موافقت کرده بودی، رابطه‌ام با تو قطع می‌شد! عزل ناصرالدین‌شاه به استقلال تنها کشور شیعه دنیا لطمه می‌زند و باعث می‌شود ایران تبعهٔ دولت عثمانی شود.

🔸شیخ عبدالنبی نوری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۶)؛

🔹اسدآبادی در زمان میرزا به سامرّا می‌رود که از میرزا وقت ملاقات بگیرد، ولی میرزا به او وقت نمی‌دهد! او دو نامه هم به میرزا می‌نویسد که میرزا به آنها هم جواب نمی‌دهد! وقتی میرزا به اسدآبادی وقت ملاقات نداد، اسدآبادی از دیوار خانه ایشان بالا رفت و وارد اتاق ایشان شد و با ایشان ملاقات کرد!

🔸سیّد شهاب‌الدین مرعشی نجفی

https://t.me/ReligiousSchool
🔹آقازاده [فرزند صاحب کفایه] به رضاپالانی گفت: «عمّامهٔ طلبه‌ها را برندارید.»

وی پاسخ داد: «پدرت [هنگامی که مشروطیّت را امضاء کرد]، عمّامهٔ آن‌ها را برداشت.»

به آقازاده گفتند: «بنویس؛ وجه و کَفّین [از حجاب واجب زنان] مستثناست.»

آقازاده گفت: «نمی‌نویسم. من گناهم زیاد است. این کار را نمی‌کنم.»

بالاخره او را کشتند.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ۱۱- عمّامهٔ روحانیّون را پدرت برداشت. ص ۳۳۶، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool