پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
776 subscribers
2.2K photos
154 videos
9 files
1.74K links
جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
Download Telegram
✍️عید نوروز یا دردسری بزرگ؟

🔹دقّت کرده‌اید؟ نوروز و عید باستانی ما هم مستثنا نماند؟ نیهلیسم و بلایی که به سان یک سونامی، بر سر تمامی شئون زندگی ما در تمامی ابعاد اعتقادی، اخلاقی، ارتباطی، فرهنگی، خانوادگی، علمی، … و حتّی فردی آمد، چند سالی است که این تُراث میمون درگذشتگان ما را نیز درنوردید و اینک ما مانده‌ایم و یک جنازهٔ بر روی دست مانده که چگونه برای خلاص شدن از دردسر و شرّش، دفن‌اش کنیم.

🔹عیدی که نمانده است از آن، جز کالبد بی‌روحی که افراد برای تبریک‌گویی آن، حتّی زحمت نوشتن پیام برای یکدیگر را هم به خود نمی‌دهند و به آپشن Forward یا Send to all توسّل می‌جویند.

🔹این مشکل عویص، دست‌کم در این جهان ایرانی سودا‌زده و هَوَل نسبت به جمیع امور، فراتر از آن است که بتوانم چون روشن‌فکران و سیاست‌زدگان سطحی‌اندیش خودنخبه‌پندار، برای ساده‌سازی و فرار از بار مسئولیّت‌های مترتّب بر افراد، علّت العلل تمامی مصائب را در نحوهٔ حکم‌رانی حکم‌رانان تقلیل دهم و قلمداد کنم و چون توده، جمهور مردم و سیاسیّون، نقش خود را در شکل‌گیری فضایح و اوضاع پدید آمده، نادیده انگارم.

🔹گر چه ظرف این پیام، اجازت تفصیل بیش‌تر نمی‌دهد؛ امّا، منشاء و مهم‌ترین علّت وضع کنونی را، شاید بتوان در “مالکیّت اشتراکی”ای جُست که تمامی اذهان را آلوده نموده، در همه جا ریشه زده، زندگی ما را بی‌کیفیّت کرده و این آلودگی، به تفسیر ما از جهان و زندگی ما نیز سرایت کرده و در ساحت عمل، وضع موجود را رقم زده است و صدر و ذیل و ساق عالم و آدم را به نحو روزافزون، بی‌محتواتر و پوچ‌تر می‌کند.

🔹گذشتگان ما، با حدّاقلّ‌هایی بر بستر مالکیّت اشتراکی‌ رقیق‌تری می‌زیستند؛ به همین دلیل هم طول اَمَل‌ آن‌ها کم‌تر و سودازدگی‌شان نسبت به زندگی، به مراتب قلیل‌تر بود و هر چند ما در بخش ابزارها، حدّاقلّ‌های‌مان از حدّاکثری‌های آنان به نحو بسیار غیرقابل‌‌قیاس و قابل‌توجّهی بیش‌تر و باکیفیّت‌تر است، اما در بستری با مالکیّت اشتراکی‌ای به مراتب غلیظ‌تر زیست می‌کنیم؛ لذا با زندگی‌ای مواجهیم که حدّ تابع کیفیّت محتوایی آن به سمت نیهلیسم میل کرده است.


«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً»

باز هم به رسم ادب، عیدتان مبارک. 🙏🌹

https://t.me/ReligiousSchool
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۳۷)؛

🔹 انسان محصول مالکیّت‌اشتراکی، در همهٔ ابعاد ارضاء‌ناپذیر است.

این بیان، جنسیّت‌بردار نیست.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آب‌منگل. می‌شناسیش.

آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایۀ دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد؛ رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم.

اولی‌ رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت: برین بالا؛ مام رفتیم بالا. گفت: به سلامتی میتی، تو نمیری، به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامن‌دار اومد بیرون. رفتم و اومدم، دیدم کسی نیست همه خوابیدن.

پریدم تو اُتول. اومدم دم کوچه مهران، بغل این نُرقه‌فروشیه. اومدم پایین، یه پسره هیکل میزونه ـ اینجوریه ـ زد به‌هم، افتادم تو جوب. گفتم: هته‌ته گفت: عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومی‌شم زد؛ از اولی‌ش قایم‌تر زد.


دست کردم جیبم که برم و بیام؛ چشامو وا کردم دیدم مریض‌خونه روسام.

حالا ما به همه گفتیم عیده. شومام بگین عیده. آره! خوبیت نداره؛ واردی که...

بهمن مفید - قیصر ( مسعود کیمیایی )

https://t.me/ReligiousSchool
هر چند زبان عربی در عصر جاهلی، غَنیّ و منعطف بود؛ امّا صبغه و رنگ و بوی بَدَوی و لهجه‌های متعدّد داشت و گویش قریش بر آن‌ها غالب بود.

هنگامی که قرآن ظهور کرد، با بیان‌‌اش اذهان و عقول را مسحور خود نمود و سیلابی از سبک زیبا، شیرینی سجع، موسیقی الفاظ و ظرافت تعبیر را بر این زبان جاری ساخت و یکپارچگی و وحدت را بر این زبان اِعمال کرد؛ چرا که نمونهٔ اعلای بلاغت بود و زبان عربی را از انقراض محفوظ داشت.

🔸عبدالحسین فرزاد

📚تاریخ ادبیات عرب
، عصرُ صَدرِ الإسلام، ص ۲۵، نشر سخن، ۱۳۹۰.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چون لباس کعبه بر اندام بُت زیبنده نیست،
جـز تـو بـر شخص دگـر نام امـیرالمؤمنیـن.

🔹فِدای خاک پایت آقاجان

https://t.me/ReligiousSchool
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹«قالَتْ يا وَيْلَتى‏ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عَجِيبٌ»

🔸هود/ ۷۲

https://t.me/ReligiousSchool
تفاوت بین سریال امام علی و معاویه آن قدر نیست!

اگر هدف اصلی اسلام را خلافت و حکومت مسلمین و‌اجرای چهار تا احکام شرعی بدانیم، معاویه ملعون در این امر خیلی موفق بود! خلافت را تثبیت کرد و قلمرو اسلامی را در شمال آفریقا گسترش داد و برای همین سلفی‌ها و اخوانی‌ها خیلی احترامش را دارند. تازه ظاهر نماز ‌و‌روزه را هم حفظ و ترویج کرد، بر خلاف جمهوری اسلامی که گفت اسلام یعنی حکومت و حجاب. حالا این وسط، شیعه احمق عنقلابی-اخوانی چه می‌خواهد بگوید؟ بگوید که مثلا حکومت معاویه اسلامی کامل نبود؟ چرا؟ احکام حجاب و شراب رعایت نمی‌شد‌؟ بازی با کلمات نداشت؟ نوعی از ایده‌آلیسم نداشت؟ معمولا در این جا عنقلابی می‌گوید حضرت علی ع عادل بود و مثلا در مورد بیت‌المال وسواس داشت. خوب این امر در خارج از محدوده ایمان و عصمت معنای خود را از دست می‌دهد و تبدیل به ملاکی مادی و ظاهری می‌شود که به خودی خود آنقدر عمق ندارد.

تمرکز شیعه سنتی بر حکومت و دنیا نبود. بحث جانشینی رسول و ولایت حق و تکمیل دین و هدایت معنوی بشر و نجات او بود. عدل علی برای آنها جلوه معصومیت بود نه این که به ذات عددی خود اهمیتی داشته باشد. عمر ابن‌عبدالعزیز هم عادل بود، ولی برای شیعه‌ها امام تلقی نشد! نور ولایت منحصر به ائمه اطهار بود.

اما شیعه عنقلابی مذهب شیعه را تهی ساخت که تعجبی ندارد. چون امامین عنقلاب و امثالهم کاملا و آشکارا مقلد و مرید اخوانی‌ها بودند. الان هم سید قطب و مودودی و جمال‌الدین اسدآبادی و غیره از مقدسین جمهوری به شمار می‌روند. در عمل هم که دیده‌اید از روی رودربایستی خود را شیعه اعلام می‌کنند، وگرنه تماما در خدمت اهداف اخوانی سوسیالیستی هستند. البته برند شترگاوپلنگی خودشان را دارند.

عنقلابی و هزب‌الهی فقط شیعه را نابود نکرد، بلکه به کل اسلام لطمه زد. اولاً با پشتیبانی از اخوانیون فتنه‌گر و عقل‌ستیز و نابودگر، نفرت جامعه عربی را برانگیخت. ثانیاً با تحریک اهل سنت و خود را دلقک‌وار در وسط معرکه اهل سنت انداختن، هیزم به آتش سلفی‌ها ریخت. نوابغ فکر کردند با دو‌تا شعار و تعارف می‌شود تفرقه هزار ساله را حل کرد؛ فقط قبلا به ذهن کسی نرسیده بود!

سریال امام علی‌ و امام حسن توجیه حکومت سوسیالیستی ایران بود و سریال معاویه توجیه حکومت سلفی‌ها و سعودی‌ها، توسط کارگردانی فلسطینی. گفته شد که فلسطینی‌ها ناصبی زیاد دارند. در آن مکتب امام حسین هم به عنوان یک فتنه‌گر و مزاحم حکومت تلقی می‌شود: اسلام یعنی خلافت. هدف زندگی یعنی تبعیت از حکومت با ظاهر عربی و پیروزی بر غرب و صلیبی‌ها و کفار! یک ظواهری هم وجود دارد که مسلما در دنیای اهل سنت بهتر و منظم‌تر رعایت می‌شود. !

به هرحال هیچ‌یک از این سریال‌های دینی با نیت درست و پول حلال و افراد مومن درست نمی‌شود. البته فیلم «محمد رسول‌الله» مصطفی عقاد با نیت سالم‌تری ساخته شده بود و بی‌ادعاتر و قابل تحمل‌تر و بی‌ریا بود. خدابیامرز آنتونی کویین هم به فیلم وزنه هنری داد. ولی کلا تجسیم و فیلم‌سازی مذهبی ضربه‌ای به دین است. حتی یک صحنه‌اش و یا حتی یک دیالوگ جانبی و فضاسازی هم بر تصویر ذهنی شما تاثیر دارد و مباح نیست.
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۳۸)؛

🔹هر حزب، مسلک یا جریان و فرد قائل به تقدّم دین، آزادی، اخلاق، جمع‌، ولایت، پیش‌رفت، توسعه، سرمایه، علم، حکومت، … بر مالکیّت شخصی، اساساً چپ و قائل و باورمند به آن؛ در هر لباسی، یک روشن‌فکر و دست‌کم، اهل غصب و تجاوز یا یک غاصب و متجاوز باواسطه یا بی‌واسطه است.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۳۹)؛

🔹تفسیر دین، آزادی، اخلاق، جمع، ولایت، پیش‌رفت، توسعه، سرمایه، تولید، علم، حکومت، … با ابتناء بر تقدّم هر یک از موارد مذکور بر مالکیّت شخصی، یک تفسیر غاصبانه و متجاوزانه و تئوری تجاوز و غصب است.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
🔹این حاجی [قوام] که تمغاچی فارس بود؛ ناچار با توان‌گران و بازرگانان شهر ارتباط داشت و مجلس او محلّ رفت و آمد محتشمان و سوداگران بود.

🔹تمغا که یادگار غلبهٔ مغول بشمار می‌آمد، عبارت بود از عوارضی که در دروازه‌ها، از کالاهای بازرگانان وصول می‌شد، از روی ارزش کالا.

🔹این عوارض که مسلمانان آن را غالباً به مثابه باج و خراج ناروایی تلقّی می‌کردند، در شیراز که معبر کاروان‌های تجارتی بین هند و روم و عراق بود، مبلغی بود قابل ملاحظه. امّا تمغاچی و کارکنان وی که در واقع دروازه‌بان و گمرکچی بشمار می‌آمدند، نزد عامّه منفور بودند و به تعبیر عبید زاکانی؛ واجب القتل.

🔹خود حاجی برای ابن‌بطوطه نقل کرده بود که تمغای فارس را، روزانه هزار دینار اجاره کرده بود.

🔹و حافظ جوان که با شعر و آواز خویش مجلس او را رونق می‌داد، چنان از دلنوازی وی بهره می‌دید …

🔸عبدالحسین زرّین‌کوب

📚از کوچهٔ رندان
؛ دربارهٔ زندگی و اندیشهٔ حافظ، فیروزهٔ بواسحقی، ص ۲۵، انتشارات سخن، ۱۳۷۴.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۰)؛

🔹ایران‌شهری جواد طباطبایی مقبول و موجّه است؛ اگر مبنائاً و بنائاً بر اساس نقض مالکیّت شخصی و غصب بر پا نگردد.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
Forwarded from 𝐻𝑒𝑟𝑚𝑒𝑠
یک تناقض‌گویی از جناب زرّین‌کوب؛ البته شاید بشه گفت چون از کوچهٔ رندانش مال سال ۱۳۶۶ بوده و نقش برآبش مال ۱۳۶۸ ، پس از نظر اولش؛ یعنی از کوچهٔ رندان برگشته و نمیشه گفت تناقض‌گویی کرده.👇
Forwarded from 𝐻𝑒𝑟𝑚𝑒𝑠
متأسّفانه از دوران حفظ گلستان سعدی و بیش از دو سوّم دیوان حافظ در دبیرستان به بعد، بر خلاف بسیاری از زرّین‌کوب نخوانده‌های زرّین‌کوب پرست؛ آن هم برای دسته کردن بیل ناسیونالیسم، قلم زرّین‌کوب برای بنده بسان بسیاری از ادیبان و تاریخ‌نویسان، در برخی موارد حکایت تناقض‌گویی‌ها و نفاقی بوده است پوشیده در حکایت یکی به نعل و یکی به میخ.

مواردی نظیر این اظهار نظر وی در خصوص حافظ که صراحتاً با برخی اشعار حافظ در تعارض است.

می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند؟!
به عذر نیم‌شبی کوش و گریهٔ سحری.

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار،
گر بَوَد وِردَت دعاء و درس قرآن، غم‌ مخور.

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند،
دعاء نیم شبی دفع صد بلا بکند،

سر مَکِش حافظ ز عذر نیم شب،
تا چو صبحت آینه رخشان کنند،

نرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول،
ز ورد نیم شب و درس صبح‌گاه رسید.

وووو

https://t.me/nokte1234098/5489
Forwarded from 𝐻𝑒𝑟𝑚𝑒𝑠
اینم باز یه نمونه از جاهایی که زرّین‌کوب بی‌ربط و متناقض حرف زده.

از یه طرف میگه در مدارس اون زمان، قرآن و قرائات سبعه و فنون مختلف ادبی و … قرآن چگالی بیش‌تری داشته، از یه طرف میگه مدرسه شمس‌الدین محمد رو از یک حافظ خشک به یک شاعر تبدیل کرده و از فضای خشک حفظ قرآن بیرون آورده!!

یه جوری هم حرف میزنه که انگار حافظ زوری یا با بی‌میلی قرآن رو حفظ کرده!!

بسیاری از مدّعیات زرّین‌کوب خلاف دیوان حافظه.

قبل از خواندن آثار زرّین‌کوب حتماً باید دست کم برخی آثار اون کسی که زرّین‌کوب قراره راجع بهش صحبت کنه رو خوند. و گر نه چنان برات شب رو روز و روز رو شب میکنه که ندونی از کجا خوردی.

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ،
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.

عشق تو به فریادت خواهد رسید، اگر بسان حافظ در زمینهٔ انس با قرآن، در بعد قرائت به چنان تبحّری برسی که با چهارده روایت بخونیش.