Science and Religion
3.17K subscribers
459 photos
237 videos
295 files
913 links
در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی الحاد جدید (نئوآتئیسم) و بررسی همزیستی-همگرایی‌های علم و دین است.
بخشی از ادمین‌ها-محققان کانال جهت پاسخگویی به سؤالات شما عزیزان:
@Soheil21444
@Sajjad_S_M
@mathematicalscience110
@Scientific_Theism
@Hos26248
@mahdi16s
Download Telegram



🔳 کارلو روولی؛ فلسفه و فیزیک

🔷 بخش اول

🔘 برخی از فیزیکدانان برجسته، از جمله استیون هاوکینگ، نسبت به ارزش فلسفه برای فیزیک تردید داشته‌اند. اما کارلو روولی، فیزیکدان نظری که دلبستگی عمیقی به فلسفه دارد، با این دیدگاه مخالف است.


🔵 مدت ها قبل، استیون هاوکینگ، اخترفیزیکدان مشهور، اعلام کرده بود که فلسفه مرده است. او ادعا کرده بود که فلسفه چیزی برای آموزش فیزیک ندارد. اما دانشمند برجسته، فیزیکدان نظری ایتالیایی، کارلو روولی، مشتاق است تا از فلسفه دفاع کند. کارلو روولی: به گمان من بین فلسفه و فیزیک، یک رابطه وجود دارد و باید بسیار قوی‌تر از وضعیت کنونی‌اش باشد؛ در گذشته نیز چنین بود. هایزنبرگ، اینشتین و نیوتن با اشتیاقی فراوان و با در نظر داشتن ارتباطی عمیق با کارهایشان، به مطالعه فلسفه می‌پرداختند. این رابطه پس از جنگ و در نیمه دوم قرن بیستم تضعیف شد و به باور من، این امر نه به نفع فیزیک بوده و شاید نه به نفع فلسفه.

🔵 اگر به دوره کلاسیک برگردیم، گاهی اوقات تشخیص بین دانشمندان علوم طبیعی و فیلسوفان غیرممکن است. آنها همان افرادی بودند که در مورد ماهیت کیهان گمانه‌زنی می‌کردند. نیوتن خود را هم فیلسوف می‌دانست و هم دانشمند. و پرسش‌هایی که او به آن‌ها می‌پرداخت، در مرز میان فلسفه و فیزیک قرار داشتند؛ مسائلی همچون ماهیت فضا و زمان. اینشتین نیز به همین پرسش‌ها پرداخته است. البته باید توجه داشت که این موضوع هم جنبه‌ای علمی-فیزیکی دارد و هم جنبه‌ای فلسفی؛ قصد من این نیست که بگویم هیچ تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد.

🔵 تفاوت آشکاری در روش‌ها و پرسش‌ها وجود دارد. اما گفتگویی در جریان است و طرفین، آموزه‌های فراوانی از یکدیگر می‌گیرند. گمان نمی‌کنم کانت حتی لحظه‌ای تصور می‌کرد که قرار نیست فیزیکِ دوران خود را بشناسد. همچنین گمان نمی‌کنم نیوتن یا اینشتین حتی لحظه‌ای فکر می‌کردند که دانستنِ دیدگاه‌های فلاسفه درباره این مسائل، امر نامطلوبی باشد. بنابراین، تعاملی میان این دو شیوه برای دستیابی به شناختی بهتر وجود دارد که بسیار کارآمد بوده است.

🔵 تصویر ساده‌ای که از کار دانشمندان وجود دارد، به این شرح است: آن‌ها دانش، ساختار فرهنگی و مفهومی، و زبانِ خاص خود را دارند. و با بهره‌گیری از این‌ها، دست به آزمایش و مشاهده می‌زنند و نظریه‌پردازی می‌کنند؛ سپس با تکیه بر آن نظریه‌ها، مشاهدات را تفسیر کرده، نظریه را اصلاح می‌کنند و مشاهدات بیشتری انجام می‌دهند.تعامل و رفت‌وبرگشت مداومی میان نظریه و مشاهده وجود دارد که بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. به گمان من این دیدگاه نادرست است؛ زیرا آنچه به‌ویژه در فیزیک نظری — و شاید در تمام علوم، اما به‌طور خاص در فیزیک نظری — از نظر تاریخی رخ داده، این است که در جریان این فرایند، ساختار مفهومی، زبان و آن دستور زبانِ پایه‌ای که برای اندیشیدن درباره جهان به کار می‌بریم نیز دستخوش تحول می‌شود.


🔵 تصور ما از ماهیت فضا، ماده و علیت، یا معنای درک جهان، دستخوش تغییر می‌شود. گام‌های بزرگ — و گاهی حتی گام‌های کوچک — در علم، صرفاً حل مسئله‌ای در چارچوبی مشخص نیستند. گاهی مسئله‌ای در یک چارچوب خاص مطرح می‌شود که برای حل آن، باید خودِ آن چارچوب را تغییر داد؛ و در این مسیر، فلسفه اغلب به یاری می‌آید.


منبع:

https://philosophybites.com/podcast/carlo-rovelli-on-philosophy-and-physics/



کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇

@vahidbehmaram1371


🆔 @ReligionandScience2021
G.H.Hardy
باسمه‌تعالی

زندگی‌نامهٔ گادفری هارولد هاردی

گادفری هارولد هاردی، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان انگلیسی سدهٔ بیستم و از چهره‌های تأثیرگذار در نظریهٔ اعداد و آنالیز بود. او در ۷ فوریهٔ ۱۸۷۷ میلادی در کرنلیج، در شهرستان ساری انگلستان، به دنیا آمد .

🌸 هاردی از دوران کودکی استعداد فوق‌العاده‌ای در ریاضیات داشت. تحصیلات مدرسه‌ای خود را در دانشکدهٔ وینچستر گذراند و سپس در سال ۱۸۹۶ میلادی وارد دانشکدهٔ کمبریج شد. در کمبریج ابتدا تحت تأثیر روش‌های آموزشی رایج قرار نگرفت و حتی مدتی به تغییر رشته و مطالعهٔ تاریخ اندیشید؛ اما آشنایی او با «لاو» نقطهٔ عطفی در زندگی علمی‌اش بود. لاو او را با تحلیل ریاضی جدید و آثار جوردان آشنا کرد و هاردی بعدها این دوره را آغاز واقعی زندگی خود به‌عنوان یک ریاضی‌دان دانست.

🌸 هاردی بیشتر عمر علمی خود را صرف ریاضیات محض کرد. حوزه‌های اصلی کار او عبارت بودند از:

۱. نظریهٔ اعداد؛

۲. آنالیز حقیقی و مختلط؛

۳. سری‌ها و انتگرال‌ها؛

۴. توزیع اعداد اول؛

۵. نظریهٔ توابع؛

۶. نظریهٔ اعداد تحلیلی.

🌸 او به زیبایی و ظرافت ریاضیات محض علاقهٔ فراوانی داشت و معتقد بود ارزش ریاضیات تنها در کاربردهای عملی آن نیست، بلکه زیبایی و عمق فکری آن به‌خودی‌خود ارزشمند است. هاردی در سال ۱۹۱۹ به‌عنوان استاد هندسهٔ ساویل در دانشگاه آکسفورد منصوب شد و در سال ۱۹۲۰ سخنرانی افتتاحیهٔ خود را با عنوان «تعدادی از مسائل مشهور در نظریهٔ اعداد» ارائه کرد.

🌸 یکی از مشهورترین بخش‌های زندگی هاردی، ارتباط او با نابغهٔ هندی، سری‌نیواسا رامانوجان، است. در سال ۱۹۱۳ هاردی نامه‌ای از رامانوجان دریافت کرد که در آن تعدادی از نتایج ریاضی شگفت‌انگیز او آمده بود. هاردی دریافت که نویسندهٔ نامه استعدادی استثنایی دارد و زمینهٔ حضور او را در کمبریج فراهم کرد.

🌸 همکاری هاردی و رامانوجان یکی از درخشان‌ترین همکاری‌های تاریخ ریاضیات شد. آنان در نظریهٔ اعداد، سری‌ها و توابع عددی نتایج مهمی به دست آوردند. هاردی بعدها بارها از نبوغ استثنایی رامانوجان سخن گفت و نقش مهمی در معرفی آثار او به جامعهٔ ریاضی جهان داشت.

🌸 از مهم‌ترین دستاوردهای هاردی، کارهای او در نظریهٔ اعداد تحلیلی بود. او همراه با «لیتل‌وود» مجموعه‌ای از نتایج عمیق را در زمینهٔ اعداد اول، توابع تحلیلی و مسائل نظریهٔ اعداد به دست آورد. همچنین مقالهٔ مشهور او با رامانوجان دربارهٔ اعداد مرکب و تابع تقسیم اعداد از آثار مهم تاریخ نظریهٔ اعداد به شمار می‌آید.

🌸 یکی از مشهورترین آثار هاردی کتاب «دفاعیهٔ یک ریاضی‌دان» است که در سال ۱۹۴۰ منتشر شد. این کتاب نه یک کتاب درسی ریاضی، بلکه تأملی دربارهٔ زندگی یک ریاضی‌دان، ماهیت ریاضیات و زیبایی آن است. این اثر هنوز هم یکی از مشهورترین نوشته‌ها دربارهٔ فلسفه و زیبایی ریاضیات محسوب می‌شود.

هاردی در این کتاب بر زیبایی، خلاقیت و ماندگاری ریاضیات تأکید می‌کند و از این دیدگاه دفاع می‌کند که ریاضیات محض می‌تواند همانند یک اثر هنری ارزشمند باشد.

🌸 در سخنرانی افتتاحیهٔ خود در دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۲۰، هاردی می‌گوید:

«شاید ریاضیات تنها موضوعی در جهان باشد که دربارهٔ آن می‌توان گفت فهمیدنش واقعاً دشوار است و نه‌تنها هیچ‌کس از ناتوانی در فهم آن شرمنده نیست، بلکه حتی بیشتر مردم آمادگی دارند ناتوانی خود در فهم آن را اغراق‌آمیز جلوه دهند تا اینکه آن را پنهان کنند.» این سخن نشان‌دهندهٔ نگاه خاص هاردی به دشواری و در عین حال زیبایی ریاضیات است.

🌸 هاردی همچنین به زیبایی ریاضی اهمیت بسیار زیادی می‌داد و جملهٔ معروف دیگری از اوست:

«زیبایی نخستین آزمون است؛ برای ریاضیات زشت، جایگاه ماندگاری در جهان وجود ندارد.» هاردی در سال ۱۹۳۱ به کمبریج بازگشت و صاحب کرسی سَدلِیریَن در ریاضیات محض شد. او تا پایان عمر به پژوهش و آموزش ریاضیات ادامه داد. با وجود مشکلات جسمی در سال‌های پایانی زندگی، همچنان به ریاضیات علاقه‌مند بود.

🌸 هاردی را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین مدافعان ریاضیات محض در قرن بیستم دانست. اهمیت او تنها به قضایا و مقالاتش محدود نمی‌شود؛ بلکه او در معرفی و پرورش استعدادهای ریاضی نیز نقش مهمی داشت، به‌ویژه در مورد رامانوجان. زندگی هاردی نمونه‌ای برجسته از این باور است که ریاضیات فقط ابزار حل مسائل عملی نیست؛ بلکه عرصه‌ای برای کشف حقیقت، خلاقیت و زیبایی ذهن انسان است.

🌸 اگر بخواهیم زندگی او را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت:

هاردی ریاضی‌دانی بود که ریاضیات را نه صرفاً یک علم، بلکه هنری برای کشف زیبایی‌های پنهان جهان می‌دانست.هاردی در ۱ دسامبر ۱۹۴۷ در کمبریج، در ۷۰سالگی، درگذشت.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)

۱۴۰۵/۶/۱۳

@RejaliMathematicsChannel
3
🔺گذر یک مهندس ناسا از آتئیسم به خداباوری: تأملی بر محدودیت‌های علم در تبیین حیات🔺

ویدئوی کوتاه زیر، روایتی از یک مهندس ناسا است که در دوران جوانی خود را یک آتئیست (Atheist) می‌دانست اما در دوران کالج و از طریق مواجهه با تعصبات جامعه علمی نسبت به خداناباوران، دیدگاهش تغییر کرد. این ویدئو همچنین شامل ارجاعی به پروفسور جیمز تور (James Tour)، شیمی‌دان برجسته است:
📌 نقد جزم‌اندیشی در علم: او در کالج متوجه شد که یک استاد فلسفه تلاش می‌کرده دانشجویان مهندسی را مجبور به امضای یک تعهدنامه مبنی بر پذیرش بی‌چون‌وچرای تکاملِ نئوداروینیستی و منشأ کاملاً طبیعی حیات کند. او دریافت که این سطح از جزم‌اندیشی دیگر علم (Science) نیست، بلکه تبدیل تکامل به یک دین (Religion) است؛ جایی که پرسشگری با خشم پاسخ داده می‌شود.

📌 چالش‌های نئوداروینیسم و اطلاعات ژنتیکی: او از منظر مهندسی به نقد نئوداروینیسم و جهش‌های تصادفی (Random Mutations) می‌پردازد و معتقد است جهش‌ها به جای افزودن اطلاعات به ژنوم، باعث تخریب آن می‌شوند (همان‌طور که مواد جهش‌زا در آزمایشگاه‌ها خطرناک شمرده می‌شوند).

📌 نقد پیدایش حیات از ماده بی‌جان (Abiogenesis): در بخش پایانی، به نقل از دکتر جیمز تور اشاره می‌شود که اطلاعات (Information) درون DNA بنیادی‌تر از خودِ ماده است. احتمال اینکه مولکول‌های پیچیده (پروتئین‌ها، اسیدهای نوکلئیک و...) به صورت تصادفی با مقادیر و ترکیبات دقیق برای شکل‌دهی اولین سلول زنده کنار هم قرار گیرند، تقریباً صفر است. پروفسور تور این فرآیند را معادل تبدیل شدن یک جعبه پر از حروف الفبای تصادفی به یک کتابخانه منظم و معنادار می‌داند.

📚 لینک ویدیو:
https://youtu.be/mKfGR-WKN9Y?si=1gr_Y2RG0CPSDsm6



مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
👍31
🔺معمای خاستگاه حیات: چگونه پژوهش‌های بیوشیمی به طراحی هوشمند اشاره می‌کنند؟🔺

این ویدئو روایت فاز رانا (Fazale Rana)، بیوشیمیدانی است که پس از سال‌ها ندانم‌گرایی (Agnosticism) به خداباوری روی آورد. او در جریان تحقیقات خود در زمینه بیوشیمی، با بررسی پیچیدگی و ظرافت سیستم‌های زیستی به این نتیجه رسید که تبیین‌های طبیعت‌گرایانه برای خاستگاه حیات (Origin of Life) به لحاظ علمی ناکافی هستند:
📌 چالش تکامل شیمیایی: در فرضیه تکامل شیمیایی (Chemical Evolution)، ادعا می‌شود که مولکول‌های پیشازیستی (Prebiotic Molecules) در شرایط زمینِ اولیه به طور تصادفی به هم پیوسته و اولین پیش‌سلول‌ها (Protocells) را شکل داده‌اند تا در نهایت نیای مشترک جهانی (LUCA) پدید آید.

📌 معضل دخالت کنترل‌شده در آزمایشگاه: رانا به یک چالش اساسی اشاره می‌کند که در مجامع علمی به «معضل دخالت ناموجه پژوهشگر» (Problem of Unwarranted Researcher Involvement) یا «تنگنای دست خدا» (Hand of God Dilemma) معروف است. شیمیدانان آلی در آزمایشگاه‌ها، شرایط محیطی را به شدت کنترل و هدایت می‌کنند تا واکنش‌های شیمیاییِ منجر به حیات رخ دهد؛ نظم و هدایتی که در محیط آشفته زمین اولیه اصلاً وجود نداشته است.

📌 نشانه‌های طراحی هوشمند: او استدلال می‌کند که موفقیت این آزمایش‌ها بیش از آنکه تکامل تصادفی را ثابت کند، نشان می‌دهد که شکل‌گیری حیات نیازمند یک عامل هوشمند (Intelligent Agency) است. این استدلال از نوع مغالطه خدای رخنه‌ها-حفره‌ها (God of the Gaps) نیست؛ بلکه بر این اصل استوار است که هرگاه در علم با پیچیدگی و طراحی (Complexity and Design) مواجه می‌شویم، منطقاً باید ردپای یک ذهن و آگاهی را جست‌وجو کنیم.


📚 لینک ویدئو:
https://youtu.be/w755X5hETXU?si=dZBvNvj81_XRuZll


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
Forwarded from Science and Religion (Mahdi)
🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸

کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ایران در حوزه‌های فلسفه و منطق، علوم‌شناختی، روان‌شناسی، علوم اعصاب، هوش مصنوعی و … است. این کانال به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید از مطالب معتبر در حوزه‌های مختلف علمی بهره ببرید و بنابر علاقه‌ خود در رویدادهای علمی مرتبط شرکت نمایید. لطفا برای پیدا کردن کانال معتبر مورد علاقه خود، روی لینک دعوت‌نامه کلیک کنید.

⭐️پ.ن: محتمل است کانال شما نیز برگزیده باشد اما تاکنون افتخار ارتباط حاصل نشده باشد. بدین منظور به آیدی مدیر تبلیغات پیام دهید تا عضو برگزیدگان شوید:

👨🏻‍💼@advertis_manager


📌 لینک دعوت‌نامه تقدیم‌تان ⬇️:

💌 https://t.me/addlist/pbOe5fcXvHg4ZmY0
Consciousness_and_the_Universe_Quantum_Ph_Roger_Penrose_1.pdf
8.8 MB


🔳 عنوان کتاب: خودآگاهی و جهان؛ فیزیک کوانتوم، تکامل، مغز و ذهن

🔵 آیا آگاهی صرفاً پدیده‌ای جانبی و تصادفی در این جهان خاص است؟ یا اینکه خودِ مفهوم «جهان» به وجود آن وابسته است؟ آیا آگاهی تنها واقعیت را ادراک می‌کند، یا واقعیت به آن وابسته است؟ آیا آگاهی صرفاً به عنوان پیامدی از تکامل پدیدار شد؟ یا اینکه به نوعی، همواره در جهان حضور داشته است؟ در این کتاب به این پرسش‌ها و مباحث دیگر پرداخته می‌شود.


✍️ گردآورندگان: راجر پنروز – استوارت همروف _ سوبهاش کاک


کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇

@vahidbehmaram1371


🆔 @ReligionandScience2021
🙏1
🔺 از مارکسیسم تا ایمان: نقد یک بیوشیمیدان بر تقلیل حیات به فرگشت🔺

ویدئوی زیر روایت دکتر سای گارت (Sy Garte)، بیوشیمیدان و استاد دانشگاه، با پیشینه خانوادگی کاملاً مارکسیستی و خداناباورانه (Atheistic) است. او پس از سال‌ها فعالیت علمی، متوجه شد که جهان‌بینی ماده‌گرایانه (Materialism) نمی‌تواند پیچیدگی‌های حیات و آگاهی را تبیین کند و سرانجام به خداباوری گروید.

📌 نارسایی ماده‌گرایی در تبیین حیات: گارت با مطالعه مکانیک کوانتومی دریافت که جهان فیزیکی بسیار پیچیده‌تر از تقلیل‌گرایی مادی (Materialistic Reductionism) است. از منظر زیست‌شناسی نیز، مفاهیمی چون آگاهی (Consciousness)، غایت‌مندی (Purpose) و عاملیت (Agency) –حتی در سطح باکتری‌ها– با قوانین خشک و بی‌روح فیزیک و شیمی قابل تبیین نیستند. او نفی وجود آگاهی یا اراده آزاد (Free Will) توسط برخی خداناباوران جدید را کاملاً غیرمنطقی و خودمتناقض می‌داند.

📌 تمایز تکامل و خاستگاه حیات: او تاکید می‌کند که فرگشت (Evolution) تنها زمانی معنا دارد که ارگانیسمی با توانایی بازتولیدِ بسیار دقیق وجود داشته باشد؛ مکانیزمی که خود نیازمند پیچیدگی خارق‌العاده‌ای (مانند سنتز پروتئین و کد ژنتیکی) است. بنابراین، فرگشت به هیچ‌وجه نمی‌تواند خاستگاه حیات (Origin of Life) را توضیح دهد. شیمیِ صِرف توانایی ایجاد چنین سیستمی را ندارد.

📌 رد مغالطه خدای رخنه‌ها-حفره‌ها: گارت معتقد است استناد به خدا برای تبیین پیچیدگی‌های کد ژنتیکی، مغالطه خدای رخنه‌ها (God of the Gaps) نیست. این نتیجه‌گیری بر مبنای آنچه «نمی‌دانیم» نیست، بلکه دقیقاً بر اساس آن چیزی است که «می‌دانیم»؛ ما از نظر علمی می‌دانیم که فرآیندهای شیمیاییِ هدایت‌نشده نمی‌توانند اطلاعات و کدهای زبانی (مانند DNA) تولید کنند.

📌 افسانه تعارض علم و دین: او تأکید می‌کند که علم مدرن اساساً در بستری خداباورانه و با هدف کشف قوانین الهی طبیعت شکل گرفت. فرگشت یک تئوری علمی است که نحوه تغییرات جمعیت‌ها را نشان می‌دهد، اما نه رقیب خداست و نه می‌تواند جایگزین خالق در تبیین خاستگاه هستی و آگاهی انسان شود.

📚 لینک ویدیو:
https://youtu.be/odL4w7Vj8-0?si=a3OrEerLNpwrr_n4


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
2
فرمول اویلر از کجا می‌آید؟!
#اثبات
(عکس را باز کنید تا کامل ببینید.)
@harmoniclib
5
🔺 آیا آگاهی و هوش بدون بدن ممکن است؟ (گذار از تقلیل‌گرایی در مغزپژوهی)🔺

👥 مهمان این گفتگو، #پروفسور_نجل_رحیم، پزشک متخصص مغز و اعصاب (#نورولوژی) و علوم اعصاب (#نوروساینس) است که رویکرد تخصصی خود را فراتر از نگاه مکانیکیِ رایج، بر پایه «#مغزپژوهی_اجتماعی» و رویکردهای #پدیدارشناختی (به ویژه ملهم از موریس مرلوپونتی) بنا نهاده است. او در پیوند دادن پزشکی، هنر، و فلسفه برای درک بهتر آگاهی انسان تلاش می‌کند. دکتر رحیم پس از تحصیل پزشکی و تخصص در ایران [دریافت مدرک #دکترای_پزشکی (۱۳۵۲-۱۳۴۵) و تخصص #نورولوژی (۱۳۵۷-۱۳۵۴) از دانشگاه #شهید_بهشتی تهران]
برای ادامه پژوهش‌های نوروساینس به بریتانیا-انگلستان رفت و در سال ۱۹۷۱ #دکترای_نوروساینس خود را از دانشگاه #شفیلد_انگلستان دریافت کرد.


⬅️ در این جلسه، استدلال‌ها و محورهای کلیدی زیر مطرح شد:👇🏻👇🏻

📌 تمایز مغزپژوهی اجتماعی با نوروساینس مکانیکی و روانکاوی کلاسیک
دکتر نجل رحیم در نقد نگاه مکانیکی به مغز و همچنین نقد مکاتب روانکاوی (فرویدی و لاکانی) تأکید می‌کند که انسان قبل از آنکه زبانی (Linguistic) باشد، پیشازبانی (Pre-linguistic) و بدنمند (Embodied) است. در روانکاوی، ناخودآگاه ساختاری زبانی دارد (مانند مفهوم «نام پدر» در روانکاوی لاکان)، اما در مغزپژوهی اجتماعی، آگاهی (Consciousness) و سوژه‌گی (Subjectivity) انسان، از طریق حرکات، لمس، و رزونانس‌های بدنی و عاطفی در ارتباط با جهان و دیگری (بیناسوژه‌گی / Intersubjectivity) شکل می‌گیرد. زبان، خود روی پایه‌های پیشازبانی و ارتباطات بینابدنی بنا شده است.

📌 بدنمندی به مثابه پیش‌شرط آگاهی و نقد هوش مصنوعی
یکی از استدلال‌های محوری این گفتگو این است که مغز هرگز در خلأ یا ایزولاسیون کار نمی‌کند. مغز در خدمتِ حفظ بقاء و هومئوستازی (Homeostasis) بدن تکامل یافته است. به همین دلیل، #هوش_مصنوعی بدون داشتنِ زیست‌مندی، احساسات فیزیکی (مثل ترس از به خطر افتادن بقا)، و بدنمندی، فاقد آگاهی و هوشِ حقیقی است؛ بلکه صرفاً در حالِ ادادرآوردن و #شبیه‌سازی (Simulation) آگاهی است.


📌فرهنگ، اخلاق و آگاهی در قلمرو حیوانات
فرهنگ و اخلاق، خروجیِ مجرد و انحصاریِ یک شبکه عصبی منفرد در انسان نیستند، بلکه ماحصل تعامل «مغز-بدن-دیگری-جهان» هستند. بر این اساس، جاندارانِ دیگر نیز به فراخورِ ساختار بدنمند و اجتماعیِ خود، از پیش‌فرم‌های فرهنگ (Proto-culture) و اخلاق ساده (مثل عدالت‌جویی یا مراقبت) برخوردارند. تفاوت انسان با حیوان، تفاوت در بُعد بازتابی (Reflective Consciousness) و گستردگی ابزار نمادین (تاریخ مکتوب و زبان) است، نه تفاوتِ ماهوی در صفر و صدِ داشتن یا نداشتن آگاهی.


📌 نقد جبرگرایی زیستی (آزادی از دلِ بدنمندی)
پاسخ دکتر رحیم به نگرانی‌های فلسفی پیرامونِ جبرگرایی زیستی (Biological Determinism) این است که زیست‌مندی به معنای محدودیت و زندان نیست، بلکه دقیقاً «پایه و امکانِ ظهورِ آزادی» است. آزادی انسان حاصلِ توانمندی‌های بیولوژیک ما برای گشودگی به جهان، خلق معنا و ارتباطِ بیناسوژه‌ای است. بدن، نه زندان انسان، بلکه «خانه آزادی» اوست.

📌 پزشکی به مثابه تلفیق علم و هنر
در انتها، ایشان تأکید می‌کند که طبابت و شناخت ذهن، تنها یک علم محاسبه‌گر نیست. برای درک تروماها، اختلالات (نظیر زبان‌پریشی / Aphasia)، و ارتباط گرفتن با بیمار، هنر (موسیقی، نقاشی، ادبیات) ابزاری ضروری است. هنر زبانی است که در لایه‌هایی فراتر از کلام، بیناسوژه‌گی و همدلی را در انسان رقم می‌زند.


📚 لینک ویدیو:
https://youtu.be/YZkqmnnU7Jc


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
3
Science and Religion pinned «🔺 آیا آگاهی و هوش بدون بدن ممکن است؟ (گذار از تقلیل‌گرایی در مغزپژوهی)🔺 👥 مهمان این گفتگو، #پروفسور_نجل_رحیم، پزشک متخصص مغز و اعصاب (#نورولوژی) و علوم اعصاب (#نوروساینس) است که رویکرد تخصصی خود را فراتر از نگاه مکانیکیِ رایج، بر پایه «#مغزپژوهی_اجتماعی»…»
باسمه‌تعالی

آدرس کانال و گروه های ریاضی  در تلگرام

۱.کتاب الکترونیکی ریاضیات دکتر علی رجالی

https://t.me/RejaliMathematicsContents

۲.گروه تخصصی ریاضیات و کاربردهای آن

https://t.me/+Frg2QNzdw3QxMThk

۳.گروه آشنایی با مفاهیم  اولیه ریاضیات

https://t.me/+qhs5NcDbRyk5OTY8

۴.کانال فعالیت‌های های پژوهشی

@Rejali_Math_Isfahan_University

۵.کتاخانه تخصصی هارمونیک  آنالیز  و ریاضیات

https://t.me/harmoniclibrary

۶.کانال تاریخ ریاضیات،  فلسفه و هنر

@RejaliMathematicsChannel

۷.گروه علمی و ادبی دکتر علی رجالی


https://t.me/+REt7-ZN0xkIwZDY0
3
Sharif Daily 979 (18 Khordad 405).PDF
3.2 MB
⚡️جهان را فقط از پشت عینک تخصص خود نبینید

روایتی از احیای فلسفه در دانشگاه شریف به روایت پروفسور #مهدی_گلشنی

📰برگرفته از روزنامه شریف شماره ۹۷۹


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
4
کمی در باب #جهانی_از_هیچ (کلاهبرداری علمی‌ای که توسط یک تبلیغ ژورنالیستی-ایدئولوژیک آتئیستی از لاورنس کراوس شروع شد و بسط پیدا کرد تا بر علیه الهیات طبیعی و خداباوری باشد .....)


لاورنس کراوس نه «کشف‌کننده»ی هیچِ کوانتومی بود و نه صرفاً یک روزنامه‌نگار علمی. نقش او را می‌توان «مبلغ و ترویج‌کننده‌ی عمومی کلاهبردار و تحریف‌کننده‌ی» این مفهوم در میان مردم دانست!

ایده‌ی اینکه خلأ (Vacuum) در فیزیک کوانتوم، فضایی کاملاً تهی نیست، قدمتی بلند دارد و حاصل کار جمعی از فیزیکدانان برجسته است (و نه لاورنس کراوس آتئیست!). در اوایل قرن بیستم، آلبرت اینشتین و اتو اشترن محاسباتی را دربارهی «میدان نقطه-صفر» (zero-point field) انجام دادند. در دهه‌ی ۱۹۴۰، پاسکوال جردن پیشنهاد کرد که انرژی مثبت ماده میتواند با انرژی منفی گرانش، مجموعاً به صفر برسد (بعدها این #فرضیه_انرژی_صفر_هستی zero energy universe hypothesis توسط ریاضیات پروفسور #ادوارد_ویتن Edward Witten در IAS پرینستون، به #چالش کشیده شد).
اولین محاسبه‌ی قابل توجه توسط ریچارد فاینمن در سال ۱۹۶۲ انجام شد. اولین مقاله‌ی شناخته‌شده در این زمینه در سال ۱۹۷۳ توسط ادوارد تریون منتشر شد که پیشنهاد کرد جهان ممکن است از یک نوسان کوانتومی بزرگ در خلأ به وجود آمده باشد.

اما واقعا نقش #لاورنس_کراوس (ترویج‌گر #شبه‌علم یا به عبارت بهتر، تقطیع‌گر-تحریف‌گر مفهوم #خلاکوانتومی و نه کاشف خلاکوانتومی) چه بود؟

کراوس در کتاب پرفروش خود به نام «#جهانی_از_هیچ» (A Universe from Nothing) در سال ۲۰۱۲، این ایده‌ها را برای عموم مردم تبیین کرد. او استدلال کرد که قوانین مکانیک کوانتوم می‌توانند توضیح دهند که چگونه جهان ممکن است از «هیچ» (که منظور او خلأ فیزیکیِ کوانتومی است) پدید آمده باشد.

اما بعدها مناقشه‌ها و نقدها راجع به اهمیت «هیچ» فلسفی شروع شد .....

کار کراوس با نقد شدید فیلسوفان و فیزیکدانانی مانند دکتر دیوید آلبرت مواجه شد. منتقدان معتقدند کراوس تعریف «هیچ» را #تغییر داده است!

آن‌ها می‌گویند آنچه او «هیچ» مینامد، در واقع یک خلأ کوانتومی است که خودش دارای قوانین فیزیکی و انرژی است و بنابراین به معنای فلسفیِ «هیچ مطلق» نیست!

در یک جمله بگویم:
کراوس نه تنها کاشف این مفهوم نبود، بلکه مانند #بلاگرهای غیرآکادمیک اینستاگرامی، با زبانی عامه‌پسند، آن را به یکی از موضوعات داغ علمی-فلسفی ژورنالیستی زرد ایدئولوژیک #شبه‌علمی آتئیستی تبدیل کرد و در این راه، با انتقادهایی درباره‌ی دقت علمی‌تجربی و دقت فلسفی‌علمی‌اش روبه‌رو شد!


اما امان از تبلیغات جذاب ژورنالیستی زرد-شبه‌علمی و سرمایه‌گذاری‌های کلان-هدفمند که می‌تواند چرت‌ترین فرضیات را در نظر مردم-عوام و حتی خواص، فکت علمی نشان دهد!

از آنجا که او فیزیک‌دان هم هست (فیزیکدان بسیار #عادی و نه مخترع و مکتشف) اما کارهای نوآورانه‌ی فیزیک‌دانان بزرگ‌ و پیش‌کسوت را #تحریف کرده، می‌توان کار اگ را مصداق عینی نشر disinformation (اطلاعات غلط عمدی) دانست، و نه misinformation (اطلاعات غلط سهوی)، چرا که خود فیزیک‌دان است و می‌داند که میدان‌های الکترومغناطیسی، بالا و پایین‌های اسپینی ،امواج گرانشی، نوسانات خلأ، ماده و پادماده .... این‌ها #هیچ نیستند!


🆔 @ReligionandScience2021
👍4
#کتاب
#فلسفه_تحلیلی
#خلق_از_عدم

خلق از عدم
چیستی و چرایی


نویسنده: آرش ابطحی

ویراست دوم / تابستان ١۴٠۵

پیشگفتار

مقدمه

فصل اول: تَرَجُح بلامُرَجِح و ترجیح بلامُرَجِح

فصل دوم: خلق

فصل سوم: ضرورت و امکان

فصل چهارم: بررسی نقد لایبنیتس

فصل پنجم: صورت بندی در منطق جدید بواسطه نظریه مجموعه ها (ZFC)

فصل ششم: تشریح تفصیلی مفهوم امکان

فصل هفتم: تشریح تفصیلی مفاهیم «وجود» و «عدم»

فصل هشتم: بداهت

فصل نهم: علیت در فلسفه تحلیلی

فصل دهم: نقد دفاعیه های علامه طباطبایی و شهید مطهری از علیت تامه

فصل یازدهم: خلق از عدم

فصل دوازدهم: مرور کلی

.................

آنچه که این کتاب میگوید این است که علیت اصل نیست و محال بودن در قالب شهود عقلانی که دال بر بداهت نیست صرفاً ناظر به نقض علیت مبتنی بر علت ناقصه است که قبولش هم ضرورت ندارد ولی بواسطه استدلال دیگری عنوان می‌شود در هر حال نقیض علیت مبتنی بر علت ناقصه را در عمل می بایست کنار گذاشت و در توجیهات مورد بررسی ناظر به پیدایش پدیده ها دخالتش نداد مشابه فرضیه مغز در خمره و ثالثاً خلق از عدم امری ممکن هست و هیچ دلیل معتبری نمیتوان برای محال بودنش اقامه کرد.