در اسارت چشمان تو 50 صفحه اول.pdf
423 KB
فایل عیارسنج رمان در اسارت چشمان تو به قلم زیبای بانو افسانه دردمن 😍📚👆
همین یک ساعت پیش بود که خانم رحیمی تماس گرفته و آدرس محضر را داده بود و حالا پری در حال آماده شدن بود. نگاه دیگری به روسریها انداخت. دست برد و شال سفیدرنگی را از میانشان جدا کرد. مگر نه اینکه رنگ سفید نشانة سپید بختی بود و نماد عروس؟! او هم که مقام عروس را داشت! آن هم عجب عروسی... بدون داماد.
قرار بود صیغه به صورت غیابی خوانده شود و پری فقط بله را بگوید. اینبار پوزخندی روی لبش نشست. شال را روی موهای نیمه مشکیاش کشید و از اتاق خارج شد. آیدا از همان دیروز کیفش کوک بود و کبکش خروس میخواند! میگفت خانواده عرفان با دیدن خانه و زندگی عطا، رفتارشان صد و هشتاد درجه فرق کرده و حالا بیشتر احترامش میکنند.
آیدی جهت ثبت سفارش کتاب 😍👇📚
همین یک ساعت پیش بود که خانم رحیمی تماس گرفته و آدرس محضر را داده بود و حالا پری در حال آماده شدن بود. نگاه دیگری به روسریها انداخت. دست برد و شال سفیدرنگی را از میانشان جدا کرد. مگر نه اینکه رنگ سفید نشانة سپید بختی بود و نماد عروس؟! او هم که مقام عروس را داشت! آن هم عجب عروسی... بدون داماد.
قرار بود صیغه به صورت غیابی خوانده شود و پری فقط بله را بگوید. اینبار پوزخندی روی لبش نشست. شال را روی موهای نیمه مشکیاش کشید و از اتاق خارج شد. آیدا از همان دیروز کیفش کوک بود و کبکش خروس میخواند! میگفت خانواده عرفان با دیدن خانه و زندگی عطا، رفتارشان صد و هشتاد درجه فرق کرده و حالا بیشتر احترامش میکنند.
آیدی جهت ثبت سفارش کتاب 😍👇📚
50 صفحه اول خواب الماس.pdf
492.5 KB
فایل عیارسنج رمان خواب الماس 📚
به قلم بانو سمیه هرمزی ✍️
خلاصه رمان :
عبد در عنفوان جوانی و با مشقت فراوان از خواهر معلولش عاطفه مراقبت می کند .روزگارش هر چند سخت اما به عشق خواهر می گذراند اما مرگ نابهنگام عاطفه تمام انگیزه ی او برای زندگی را می دزدد.عبد پس ازفهمیدن علت مرگ عاطفه تصمیم می گیرد هر طور شده از کسانیکه به او و خواهرش لطمه زده اند انتقام بگیرد.با انگیزه ی قوی انتقام پا در سفری سخت می گذارد تا سعید را پیدا کند.جان بر کف دست می گذارد و قاچاقی از مرز خارج می شود.وقتی به ترکیه می رسد تصادف ناگهانی او با مردی ترک زبان ورق زندگی عبد را بر می گرداند و سرانجام رازش برملا می شود...
برای سفارش این دلبر نورسیده پاییزه به آیدی زیر مراجعه کنید ☺️ 👇
ارسال رایگان ☺️🚛🏷
به قلم بانو سمیه هرمزی ✍️
خلاصه رمان :
عبد در عنفوان جوانی و با مشقت فراوان از خواهر معلولش عاطفه مراقبت می کند .روزگارش هر چند سخت اما به عشق خواهر می گذراند اما مرگ نابهنگام عاطفه تمام انگیزه ی او برای زندگی را می دزدد.عبد پس ازفهمیدن علت مرگ عاطفه تصمیم می گیرد هر طور شده از کسانیکه به او و خواهرش لطمه زده اند انتقام بگیرد.با انگیزه ی قوی انتقام پا در سفری سخت می گذارد تا سعید را پیدا کند.جان بر کف دست می گذارد و قاچاقی از مرز خارج می شود.وقتی به ترکیه می رسد تصادف ناگهانی او با مردی ترک زبان ورق زندگی عبد را بر می گرداند و سرانجام رازش برملا می شود...
برای سفارش این دلبر نورسیده پاییزه به آیدی زیر مراجعه کنید ☺️ 👇
ارسال رایگان ☺️🚛🏷