نوشتن ۱۰ برابر سختتر از فکر کردنه.
فکر کردن ۱۰ برابر سختتر از خوندنه.
خوندن ۱۰ برابر سختتر از اسکرول کردنه.
فکر کردن ۱۰ برابر سختتر از خوندنه.
خوندن ۱۰ برابر سختتر از اسکرول کردنه.
🔥18👍4💅1
خطرناک است که در مسائلی حق با تو باشد، وقتی آدمهای صاحبنفوذ و جاافتاده در آن اشتباه میکنند.
— Voltaire
@ReferenceLibrary
— Voltaire
@ReferenceLibrary
👍19💔2😭2✍1💘1
و من
تو را
به جای همهٔ کسانی که نشناختهام، دوست میدارم
چه آسمانهایی که به هم نمیرسند
و من
چگونه میتوانم از تو بگذرم
در حالی که تو را دوست میدارم
و هر کلمهات
چونان نگینی بر سینهام میدرخشد
من از تو نمیگذرم
من به تو میرسم
من در تو نفس میکشم
من از تو نمیترسم
دلم را به من بسپار
و من
چونان پرندهای بر بام خانهات مینشینم
و آواز میخوانم
و در این لحظهٔ پایانی
من تو را
نه از سر عادت
بلکه از سر آگاهی
دوست میدارم
این شعر در دورهٔ بلوغ فکری و احساسی فروغ سروده شده. شاعر در آن، عشق را نه از روی ناچاری یا عادت، بلکه از سر آگاهی و انتخاب بیان میکند.
«به جای همهٔ کسانی که نشناختهام» — فروغ معشوقش را نه تنها بابت خودش، بلکه بهجای تمام عشقهای ناکام گذشته نیز دوست میدارد. این یعنی عشق او فراتر از یک فرد است.
«چه آسمانهایی که به هم نمیرسند» — استعاره از فاصلهها و جداییهای بیپایان جهان. شاعر میگوید: با وجود همهٔ این فاصلهها، من از تو نمیگذرم.
«هر کلمهات چونان نگینی بر سینهام میدرخشد» — کلام معشوق، گرانبها و ماندگار است؛ همچون نگینی که بر سینه میدرخشد.
«نه از سر عادت، بلکه از سر آگاهی
مهمترین بیت شعر. فروغ تأکید میکند: این عشق، بیخبری و تکرار کورکورانه نیست؛ آگاهانه و آزادانه است
📖پس از تو __فروغ فرخزاد
@ReferenceLibrary
🔥7
چرا افراد معمولاً موفقیت خود را به توانایی و شکست خود را به شرایط نسبت میدهند؟
این یک سوگیری شناختی شناختهشده است. ما معمولاً موفقیتها را نتیجه تلاش و استعداد خود میدانیم، اما شکستها را بیشتر به عوامل بیرونی نسبت میدهیم.
این پدیده «سوگیری خودخدمتی» (Self-Serving Bias) نام دارد.
@ReferenceLibrary
این یک سوگیری شناختی شناختهشده است. ما معمولاً موفقیتها را نتیجه تلاش و استعداد خود میدانیم، اما شکستها را بیشتر به عوامل بیرونی نسبت میدهیم.
این پدیده «سوگیری خودخدمتی» (Self-Serving Bias) نام دارد.
منابع: Miller & Ross (1975), Psychological Bulletin.
@ReferenceLibrary
❤7
🤣15😁1🤡1😐1
خب دیگه حالا بازی ایران امریکا شروع میشه.
اونا میرن ادامه زندگی و لذت دنیا
ما میریم ادامه بقا تو این همه بدبختی.
اونا میرن ادامه زندگی و لذت دنیا
ما میریم ادامه بقا تو این همه بدبختی.
💔37👍12😭3👎1🖕1
وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند
آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟
کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟
کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.
غروب بتها، فریدریش نیچه
ترجمه منتخب: داریوش آشوری
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
👍33❤4🔥1
صداقت برایتان دوستان
زیادی پیدا نمیکند
ولی دوستان درستی پیدا میکند.
جان لنون
زیادی پیدا نمیکند
ولی دوستان درستی پیدا میکند.
جان لنون
👍24✍1
📖 پشت پرده کتاب | ۱۹۸۴
«۱۹۸۴» را جورج اورول در روزهایی نوشت که بیماری سل، آرامآرام توانش را میگرفت.
او برای نوشتن این رمان به جزیرهای دورافتاده به نام جورا در اسکاتلند رفت؛ جایی سرد، ساکت و دور از هیاهوی دنیا.
با وجود بیماری، ساعتهای طولانی مینوشت؛ انگار خودش هم میدانست وقت زیادی ندارد.
وقتی کتاب منتشر شد، دنیا تازه داشت متوجه بزرگی آن میشد..
اما اورول فقط چند ماه بعد از انتشار «۱۹۸۴» از دنیا رفت.
او هیچوقت ندید کتابش به یکی از تأثیرگذارترین رمانهای تاریخ تبدیل شد؛ کتابی که به دهها زبان ترجمه شد، میلیونها نسخه فروخت و هنوز هم، بعد از گذشت دههها، دربارهاش صحبت میکنند.
شاید تلخترین بخش این داستان همین باشد...
کتابی که با درد نوشته شد...
@ReferenceLibrary
کتابی که نویسندهاش هیچوقت موفقیتش را ندید...
«۱۹۸۴» را جورج اورول در روزهایی نوشت که بیماری سل، آرامآرام توانش را میگرفت.
او برای نوشتن این رمان به جزیرهای دورافتاده به نام جورا در اسکاتلند رفت؛ جایی سرد، ساکت و دور از هیاهوی دنیا.
با وجود بیماری، ساعتهای طولانی مینوشت؛ انگار خودش هم میدانست وقت زیادی ندارد.
وقتی کتاب منتشر شد، دنیا تازه داشت متوجه بزرگی آن میشد..
اما اورول فقط چند ماه بعد از انتشار «۱۹۸۴» از دنیا رفت.
او هیچوقت ندید کتابش به یکی از تأثیرگذارترین رمانهای تاریخ تبدیل شد؛ کتابی که به دهها زبان ترجمه شد، میلیونها نسخه فروخت و هنوز هم، بعد از گذشت دههها، دربارهاش صحبت میکنند.
شاید تلخترین بخش این داستان همین باشد...
گاهی نویسندهها تمام عمرشان را صرف خلق اثری میکنند که شکوه واقعیاش را هرگز با چشمهای خودشان نمیبینند.
و شاید همین، بزرگترین بهای جاودانگی باشد..
کتابی که با درد نوشته شد...
«1984» داستان دنیایی است که در آن قدرت میخواهد ذهن و حقیقت انسانها را کنترل کند؛ اما یک نفر جرئت میکند چیزی را که نباید، زیر سؤال ببرد…
@ReferenceLibrary
💔22❤6
گذشته دروغى بيش نيست
و خاطره بازگشتى ندارد
و هر بهارى كه میگذرد،
ديگر برنمیگردد و حتى شديدترين
و ديوانه كننده ترين عشقها
نيز حقيقتى ناپايدار است!
ترجمه منتخب : بهمن فرزانه
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
و خاطره بازگشتى ندارد
و هر بهارى كه میگذرد،
ديگر برنمیگردد و حتى شديدترين
و ديوانه كننده ترين عشقها
نيز حقيقتى ناپايدار است!
صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز
ترجمه منتخب : بهمن فرزانه
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
👍10❤1
چرا صدای خودمان را در ضبطشده دوست نداریم؟
صدایی که هنگام صحبت کردن میشنویم، ترکیبی از امواج صوتی هوا و ارتعاش استخوانهای جمجمه است. اما در فایل ضبطشده فقط صدای منتقلشده از هوا را میشنویم؛ به همین دلیل برایمان ناآشنا به نظر میرسد.
این حس، کاملاً طبیعی است.
@ReferenceLibrary
صدایی که هنگام صحبت کردن میشنویم، ترکیبی از امواج صوتی هوا و ارتعاش استخوانهای جمجمه است. اما در فایل ضبطشده فقط صدای منتقلشده از هوا را میشنویم؛ به همین دلیل برایمان ناآشنا به نظر میرسد.
این حس، کاملاً طبیعی است.
منابع: Johns Hopkins Medicine؛ Moore, An Introduction to the Psychology of Hearing.
@ReferenceLibrary
❤12👍6😁4