دیوان قاآنی.کلهر.pdf
230.3 MB
دیوان قاآنی
بخط مستطاب جناب میرزا محمد رضا کلهر
بخط مستطاب جناب میرزا محمد رضا کلهر
سالشمار_آموزشی_هارون_بن_موسی_تلعکبری.pdf
403.6 KB
#هارون_بن_موسی_تلعکبری
آشناییِ منظومه ای با فعالیت های حدیثیِ واسطه ها و منتقل کنندگان میراث حدیث می تواند فضای ذهنی بسیار روشنی از سرگذشت حدیث ایجاد کند. بده بستان های محدثان (سماع ها و قرائت های کتب، اجازات کتابهای حدیثی...) به مثابه مواد خامی است که با کنار یکدیگر قرار گرفتن، تا حد فراوانی فضای جامعه حدیثی در قرون نخستین را ترسیم می کند.
هارون بن موسی تلعکبری (385ق) یکی از این واسطه های نامور و سرشناس است. وی علی رغم آنکه از معاصران شیخ صدوق است اما از احمدبن ادریس اشعری(306ق)- از مشایخ کلینی- روایاتی را سماع کرده است این نشان می دهد که هاورن بن موسی قریب به 80 سال به فعالیت های حدیثی مشغول بوده است.
🔸یکی از بهترین مقالاتی که در چند سال اخیر مطالعه کردم مقاله پربار «سالشمار آمورشی هارون بن موسی تلعکبری» اثر استاد سیدمحمدجواد شبیری زنجانی است. بدون تردید این مقاله الگوی کاملی برای یک نوشته حدیثی رجالی به شمار می آید.
آشناییِ منظومه ای با فعالیت های حدیثیِ واسطه ها و منتقل کنندگان میراث حدیث می تواند فضای ذهنی بسیار روشنی از سرگذشت حدیث ایجاد کند. بده بستان های محدثان (سماع ها و قرائت های کتب، اجازات کتابهای حدیثی...) به مثابه مواد خامی است که با کنار یکدیگر قرار گرفتن، تا حد فراوانی فضای جامعه حدیثی در قرون نخستین را ترسیم می کند.
هارون بن موسی تلعکبری (385ق) یکی از این واسطه های نامور و سرشناس است. وی علی رغم آنکه از معاصران شیخ صدوق است اما از احمدبن ادریس اشعری(306ق)- از مشایخ کلینی- روایاتی را سماع کرده است این نشان می دهد که هاورن بن موسی قریب به 80 سال به فعالیت های حدیثی مشغول بوده است.
🔸یکی از بهترین مقالاتی که در چند سال اخیر مطالعه کردم مقاله پربار «سالشمار آمورشی هارون بن موسی تلعکبری» اثر استاد سیدمحمدجواد شبیری زنجانی است. بدون تردید این مقاله الگوی کاملی برای یک نوشته حدیثی رجالی به شمار می آید.
تحلیل_دیدگاه_شیخ_بهائی_و_اخباریان.pdf
569.2 KB
چرایی تغییر نظام اعتبارسنجی احادیث
نظام اعتبارسنجی روایات را به می توان به دو بازه زمانی پیش از مکتب حله و پس از آن تقسیم کرد. رویکرد اعتبارسنجی متاخران بیشتر بر اعتبارسنجیِ سندی (اعتبارسنجیِ #راوی_محور) استوار است درحالی که بررسی سندی در میان قدما از تاثیر چشم گیری برخوردار نیست؛
در این که چرا محدثان #مکتب_حله به نظام اعتبار سنجی جدیدی روی آوردند، نظرات مختلفی بیان شده است.
به نظر می رسد مهترین تحلیل در چرایی این تغییر رویکرد همان نظریه «فقد قرائن» باشد که توسط صاحب معالم و شیخ بهائی بیان شده است.
آقای احسان #سرخه_ای در مقاله پرباری که در پیوست ارائه می شود این نظریه را به چالش کشیده است.
ناگفته نماند محمدحسین #افراخته نیز در مقاله «علمای مکتب حله و معرفی تشیع» (که در کتاب -مجموعه مقالات- بازشناخت مبانی اصالت میراث حدیثی امامیه در سال 97 به چاپ رسید) به بررسی و نقد این نظریه همت گمارده است.
نظام اعتبارسنجی روایات را به می توان به دو بازه زمانی پیش از مکتب حله و پس از آن تقسیم کرد. رویکرد اعتبارسنجی متاخران بیشتر بر اعتبارسنجیِ سندی (اعتبارسنجیِ #راوی_محور) استوار است درحالی که بررسی سندی در میان قدما از تاثیر چشم گیری برخوردار نیست؛
در این که چرا محدثان #مکتب_حله به نظام اعتبار سنجی جدیدی روی آوردند، نظرات مختلفی بیان شده است.
به نظر می رسد مهترین تحلیل در چرایی این تغییر رویکرد همان نظریه «فقد قرائن» باشد که توسط صاحب معالم و شیخ بهائی بیان شده است.
آقای احسان #سرخه_ای در مقاله پرباری که در پیوست ارائه می شود این نظریه را به چالش کشیده است.
ناگفته نماند محمدحسین #افراخته نیز در مقاله «علمای مکتب حله و معرفی تشیع» (که در کتاب -مجموعه مقالات- بازشناخت مبانی اصالت میراث حدیثی امامیه در سال 97 به چاپ رسید) به بررسی و نقد این نظریه همت گمارده است.