Reference Library
26.8K subscribers
1.36K photos
160 videos
380K files
10.6K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
این شغل معلمی را به هزار زحمت به دست آوردم...اما از نخستین ساعات تدریس احساس کردم آن برق توجهی را که هرگز با هیچ چیز دیگر اشتباه نمی‌شود، به شاگردانم منتقل کرده‌ام...

می‌توانم بگویم بهترین بخش وجودم را صرف آنان می‌کنم.هر بهره‌ای که هر روز از مطالعات و اندیشه‌هایم در تنهایی می‌گیرم، به درس‌هایم راه می‌یابد.
می‌خواهم کسانی که به کلاس درس من می‌آیند، از تماس مختصری که با من دارند چیزی بیش از مقداری معلومات دقیق دریابند؛
آرمانم آن است که مرتبه معنوی آنان را بالا ببرم، شخصیتشان را تعالی بخشم و بر روان‌هایی که پذیرای تاثیرند برای همیشه اثری بگذارم:
به راستی گمان می‌کنم چنین نتیجه‌ای به دست آورده‌ام که با این همه کوشش من نامتناسب نیست.
تدریس من هیچ شباهتی به یک شغل و حرفه ندارد: تمام لذت زندگی من در آن است، ثمره حیات من است و در اوقات ملال مایه تسلای من است.

ژان باروا، روژه مارتین دوگار

ترجمه منتخب: منوچهر بدیعی

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
11
چرا اگر کسی متخصص باشد، حرف‌های دیگرش را هم راحت‌تر باور می‌کنیم؟

وقتی فردی در یک حوزه تخصص دارد، مغز ما گاهی به اشتباه فرض می‌کند که در موضوعات دیگر نیز قابل اعتماد است. این موضوع باعث می‌شود بدون بررسی کافی، نظرات او را بپذیریم.
این پدیده به «سوگیری اقتدار» (Authority Bias) معروف است.

منابع: Milgram (1963), Journal of Abnormal and Social Psychology.


@ReferenceLibrary
16👍7
به هم گفته بودیم که ازهم دوستانه جدا خواهیم شد
اما بی نهایت نادراست این که آدمها دوستانه ازهم جدا شوند،
چون اگر دوست بودند ازهم جدا نمی شدند!

درجستجوی زمان از دست رفته، مارسل پروست

ترجمه منتخب: مهدی سحابی

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
15👍1👎1🤡1😭1
سه گروه را هرگز فراموش نکن:

آنها که در شرایط دشوار کمکت کردند،
آنها که در شرایط دشوار رهایت کردند،
آنها که در شرایط دشوار قرارت دادند!

ارنست‌ همینگوی


@ReferenceLibrary
👍247🤡1💔1
نویسنده‌ای که می‌خواست تمام کتاب‌هایش بعد از مرگش سوزانده شوند...

📖 فرانتس کافکا...

نویسنده‌ای که نمی‌خواست کتاب‌هایش زنده بمانند.

فرانتس کافکا هیچ‌وقت خودش را نویسنده بزرگی نمی‌دانست.

روزها در یک شرکت بیمه کار می‌کرد و شب‌ها، وقتی همه خواب بودند، می‌نوشت؛ نه برای شهرت، نه برای جایزه... فقط برای آرام کردن ذهنی که هیچ‌وقت آرام نبود.

اما او به نوشته‌هایش ایمان نداشت.

وقتی فهمید روزهای آخر زندگی‌اش را می‌گذراند، از صمیمی‌ترین دوستش، ماکس برود، یک خواهش عجیب کرد:

«بعد از مرگم، همه دست‌نوشته‌هایم را بسوزان.»


همه چیز... رمان‌ها، داستان‌ها، دفترها و حتی نوشته‌های نیمه‌تمام.

اما ماکس برود به وصیت دوستش عمل نکرد.

او آثار کافکا را حفظ کرد و منتشر کرد.

اگر آن روز این وصیت اجرا می‌شد...

امروز شاید هیچ‌وقت کتاب‌هایی مثل مسخ، محاکمه و قصر به دست ما نمی‌رسید.

بعضی میراث‌ها... نه به خاطر اطاعت، بلکه به خاطر شجاعتِ نادیده گرفتن یک وصیت زنده می‌مانند.🖤
25🤬1💔1
هیچ چیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست.


@ReferenceLibrary
👍183👎1
Reference Library
فرض کنید که قانون گذاری در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ با شجاعت دقت بینش و ثبات قدم قانونی را به تصویب میرساند که تأثیری جهانی به دنبال خواهد داشت. این قانون باعث میشود که درهای ضد گلوله قفل شده در کابین خلبان با هزینه بسیار بالا به کار گذاشته شود فقط برای جلوگیری…
هر آنچه شما بدانید، اگر دشمنانتان بدانند که شما آن را می‌دانید بی تأثیر و بی اهمیت خواهد شد.
این عجیب است که در چنین بازی استراتژیکی، آنچه که می‌دانید می‌تواند واقعاً بی اهمیت باشد.

قوی سیاه.
5
اساساً آدم امروز از زمین و آسمان، از درون و بیرون تهدید می‌شود و در جایی تکیه‌گاهی ندارد. هر کسی در خودش تنهاست. کسی با خودش هم نیست تا چه رسد به دیگران.

گفتگو در باغ، شاهرخ مسکوب

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
4
دنیا پر از شگفتی‌ها و رازهاست. فکر می‌کنیم آدم های نزدیکمان را می‌شناسیم،
اما زمان با خودش چیزهایی می‌آورد که می‌فهمیم کمتر از آنچه فکر می‌کردیم می‌دانیم؛ یعنی تقریباً هیچ.
همیشه بخش بزرگتر حقیقت در سایه قرار دارد. حتی اگر بخش روشن بزرگتر شود باز هم برد با سایه هاست.

قلبی به این سپیدی، خابیر ماریاس

ترجمه منتخب : مهسا ملک مرزبان

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
👍3
خواندن بی‌اندیشە بیهودە است و اندیشەی بدون خواندن خطرناک.

کنفوسیوس


@ReferenceLibrary
10👍2
Forwarded from کتاب باز 📖🌱 (Hamid qorbani)
طناب، عدالت نمی‌شود؛
وقتی حقیقت، پشتِ دیوارِ ترس خفه است.

نام‌ها را از سنگ می‌تراشند،
اما صداها
از گلوی تاریخ برمی‌گردند.

هیچ تختی
بر شانه‌های سوگ،
تا ابد نمی‌ایستد.

و روزی،
سکوتِ میدان
از فریادِ همهٔ بی‌صداها پُر خواهد شد.
💔195
فرض کنید بعد از قاجار، آخوند میومد و دوره پهلوی نداشتیم.
😭55🤯7👍5😨3🗿3
مطمئن ترین راه برای بدبخت کردن فرزندتان چیست؟ او را عادت دهید هر چه می خواهد به زور بگیرد ...

زیرا هر قدر آرزوهایش آسانتر انجام گیرد خواستهایش زیادتر خواهد شد، دیر یا زود به علت عدم قدرت مجبور خواهید شد برخلاف میل خود خواهشهای او را نادیده بگیرید. صدمه حاصل از این امتناع که طفل به آن عادت نکرده است، در قیاس با محرومیت از آنچه میل به دست آوردنش  را دارد، به مراتب بیشتر است بچه لوس و پر توقع اول عصایی را که در دست دارید می خواهد، بعد ساعتتان را، سپس مرغی را که می پرد و ستاره هایی را که می درخشند. خلاصه هر چه را می بیند می خواهد. چگونه می توانید او را راضی نگه دارید؟ مگر اینکه خدا باشید.

امیل، ژان ژاک روسو

ترجمه منتخب : غلامحسین زیرک زاده

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
11💩2
عملکرد این چنل از دید شما؟
منظور پست ها و محتوای قرار داده شده ست.
Anonymous Poll
50%
عالی
32%
خوب
3%
بد
5%
افتضاح
11%
نمیدونم، کلا پست هارو نمی‌خونم
24🔥2💩1
می‌دونی یکی از معروف‌ترین رمان‌های ترسناک دنیا... از یک بازی دوستانه به وجود اومد؟

📖 پشت پرده کتاب «فرانکنشتاین»

سال ۱۸۱۶، اروپا تابستان عجیبی را تجربه می‌کرد؛ هوا سرد بود، باران بی‌وقفه می‌بارید و آفتاب انگار ناپدید شده بود.

دلیلش یک اتفاق در آن سوی دنیا بود...

فوران عظیم آتشفشان تامبورا در اندونزی، آب‌وهوای زمین را تغییر داد و آن سال را به «سال بدون تابستان» تبدیل کرد.
در همان روزها، لرد بایرون، پرسی شلی و دختری هجده ساله به نام مری شلی در ویلایی کنار دریاچه ژنو دور هم جمع شده بودند.

برای فرار از روزهای بارانی، لرد بایرون پیشنهادی داد:

«بیایید هرکدام یک داستان ترسناک بنویسیم.»


همه قبول کردند.

اما آن شب...
فقط یک نفر داستانی نوشت که قرار بود جهان را برای همیشه تغییر دهد.

مری شلی بعدها نوشت که ایده‌ی «فرانکنشتاین» را از یک کابوس دید؛ تصویری از دانشمندی که
به موجودی بی‌جان، زندگی می‌بخشد.


همان کابوس، تبدیل شد به یکی از مشهورترین رمان‌های تاریخ.

گاهی تاریخ، بزرگ‌ترین داستان‌هایش را از دل اتفاق‌های کاملاً غیرمنتظره می‌نویسد.🖤


@ReferenceLibrary
14
11🔥1💋1💘1
نه به اعدام

اعدام، جان یک انسان را می‌گیرد و زخمی عمیق بر جامعه بر جای می‌گذارد.

اگر امروز در برابر اعدام‌ها سکوت کنیم، ممکن است فردا افراد بیشتری با همین سرنوشت روبه‌رو شوند.
بی‌تفاوت نباشیم؛ صدای کسانی باشیم که دیگر فرصتی برای دفاع از خود ندارند.
پیش از آنکه دیر شود.

#نه_به_اعدام #لغو_اعدام #حقوق_بشر #ایران
👍63👎27💔27🤡41
Forwarded from کتابخانه مرجع (BIG COW)
BIGCOW & BIGDOG

کتابخانه مرجع، مرجع تخصصی کتاب

«توانا بود هر که دانا بود»

هدف این کانال‌، گردآوری بیشترین کتاب ها و راحت پیدا کردن کتاب هایی ست که در جستجوی آنیم.

برای دسترسی‌ به هر بخش روی اون متن کلیک کنید.

☀️ معرفی چنل

📥 چنل پست های کتابخونه مرجع
🗂 آرشیو کتب مرجع
👥 گروه کتابخانه مرجع
🤖 بات مرجع
📚 فولدر چنل های مرجع

🔍 راهنمای پیدا کردن کتاب ها
باز نشدن فایل ها
🔐 فایل دانلود کردم پسوورد می‌خواد
⚡️ بوست کردن چنل (کاربران پریموم)


••• برای تجربه کاربری بهتر در چنل و استفاده حداکثری از محتوا، لطفا تمام پیام های لینک شده رو کامل بخونید.
اگر چنل رو دوست دارید، لطفا مارو به دوستان خود معرفی کنید. 💕

این پیام و پیام های لینک شده به مرور آپدیت می‌شوند.
@BOOKzMA
8
انسان کسی را می‌تواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛ ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد، چه می‌شود کرد؟

آنا کارنینا
لئو تولستوی
@ReferenceLibrary
🕊153👌3👍2🤡1
هر کسی در عمق وجود خود قبرستان کوچکی دارد که محل آرمیدن تمام کسانی است که

او یک روز آن‌ها را دوست داشته است.

ژان کریستف، رومن رولان

ترجمه منتخب : به آذین

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
💔161👍1🔥1
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت
به یکی جان
من و تو
💛

#مولانا
@ReferenceLibrary
8🤮1🤡1💋1