هر چه بود ماجرا این بود
مرگ، مرگ، مرگ
ما را به خوابخانه ی خاموش خویش خواند
دیگر بس است مرثیه،دیگر بس است گریه و زاری
ما خستهایم، آخر
ما خوابمان میاید دیگر
ما را به حال خود بگذارید
اینجا سرای سرد سکوت است
ما موجهای خامش آرامشیم
با صخرههای تیره ترین کوری و کری
پوشاندهاند سخت چشم و گوش روزنهها را
بسته ست راه و دیگر هرگز هیچ پیک و پیامی اینجا نمیرسد
شاید همین از ما برای شما پیغامی باشد
کاین جا نه میوهای نه گلی، هیچ هیچ هیچ
تا پر کنید هر چه توانید و میتوان
زنبیلهای نوبت خود را
از هر گل و گیاه و میوه که میخواهید
یک لحظه لحظه هاتان را تهی مگذارید
و شاخههای عمرتان را ستاره باران کنید
#اخوان
@ReferenceLibrary
مرگ، مرگ، مرگ
ما را به خوابخانه ی خاموش خویش خواند
دیگر بس است مرثیه،دیگر بس است گریه و زاری
ما خستهایم، آخر
ما خوابمان میاید دیگر
ما را به حال خود بگذارید
اینجا سرای سرد سکوت است
ما موجهای خامش آرامشیم
با صخرههای تیره ترین کوری و کری
پوشاندهاند سخت چشم و گوش روزنهها را
بسته ست راه و دیگر هرگز هیچ پیک و پیامی اینجا نمیرسد
شاید همین از ما برای شما پیغامی باشد
کاین جا نه میوهای نه گلی، هیچ هیچ هیچ
تا پر کنید هر چه توانید و میتوان
زنبیلهای نوبت خود را
از هر گل و گیاه و میوه که میخواهید
یک لحظه لحظه هاتان را تهی مگذارید
و شاخههای عمرتان را ستاره باران کنید
#اخوان
@ReferenceLibrary
👍4
Future Library (Oslo, Norway)
📚 کتابخانهای که هیچکس اجازه ندارد کتابهایش را بخواند...
شاید عجیب به نظر برسد، اما در نروژ کتابخانهای وجود دارد که کتابهایش را نه برای امروز، بلکه برای صد سال بعد جمعآوری میکند.
هر سال، فقط یک نویسنده دعوت میشود تا کتابی کاملاً جدید بنویسد.
کتاب چاپ نمیشود. هیچ نسخهای منتشر نمیشود. هیچکس اجازه خواندنش را ندارد.
دستنوشته در اتاقی مخصوص، داخل کتابخانهای در اسلو نگهداری میشود و تا سال ۲۱۱۴ مهر و موم خواهد ماند.
آن سال، همهی این آثار برای اولین بار چاپ و در اختیار مردم قرار میگیرند.
جالبتر اینکه چوب کاغذی که قرار است این کتابها روی آن چاپ شوند، از درختانی تهیه میشود که همزمان با آغاز این پروژه کاشته شدهاند و قرار است صد سال بعد بریده شوند.
@ReferenceLibrary
📚 کتابخانهای که هیچکس اجازه ندارد کتابهایش را بخواند...
شاید عجیب به نظر برسد، اما در نروژ کتابخانهای وجود دارد که کتابهایش را نه برای امروز، بلکه برای صد سال بعد جمعآوری میکند.
هر سال، فقط یک نویسنده دعوت میشود تا کتابی کاملاً جدید بنویسد.
کتاب چاپ نمیشود. هیچ نسخهای منتشر نمیشود. هیچکس اجازه خواندنش را ندارد.
دستنوشته در اتاقی مخصوص، داخل کتابخانهای در اسلو نگهداری میشود و تا سال ۲۱۱۴ مهر و موم خواهد ماند.
آن سال، همهی این آثار برای اولین بار چاپ و در اختیار مردم قرار میگیرند.
جالبتر اینکه چوب کاغذی که قرار است این کتابها روی آن چاپ شوند، از درختانی تهیه میشود که همزمان با آغاز این پروژه کاشته شدهاند و قرار است صد سال بعد بریده شوند.
یعنی نویسندگان امروز... برای خوانندگانی مینویسند که شاید هنوز به دنیا هم نیامدهاند.
این تصویر، لحظهای است که مارگارت اتوود دستنوشتهی رمانش را برای پروژه Future Library تحویل میدهد؛ کتابی که تا سال ۲۱۱۴ مهر و موم خواهد ماند.
@ReferenceLibrary
❤11🤔6👎1🔥1
این شغل معلمی را به هزار زحمت به دست آوردم...اما از نخستین ساعات تدریس احساس کردم آن برق توجهی را که هرگز با هیچ چیز دیگر اشتباه نمیشود، به شاگردانم منتقل کردهام...
میتوانم بگویم بهترین بخش وجودم را صرف آنان میکنم.هر بهرهای که هر روز از مطالعات و اندیشههایم در تنهایی میگیرم، به درسهایم راه مییابد.
میخواهم کسانی که به کلاس درس من میآیند، از تماس مختصری که با من دارند چیزی بیش از مقداری معلومات دقیق دریابند؛
آرمانم آن است که مرتبه معنوی آنان را بالا ببرم، شخصیتشان را تعالی بخشم و بر روانهایی که پذیرای تاثیرند برای همیشه اثری بگذارم:
به راستی گمان میکنم چنین نتیجهای به دست آوردهام که با این همه کوشش من نامتناسب نیست.
تدریس من هیچ شباهتی به یک شغل و حرفه ندارد: تمام لذت زندگی من در آن است، ثمره حیات من است و در اوقات ملال مایه تسلای من است.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
میتوانم بگویم بهترین بخش وجودم را صرف آنان میکنم.هر بهرهای که هر روز از مطالعات و اندیشههایم در تنهایی میگیرم، به درسهایم راه مییابد.
میخواهم کسانی که به کلاس درس من میآیند، از تماس مختصری که با من دارند چیزی بیش از مقداری معلومات دقیق دریابند؛
آرمانم آن است که مرتبه معنوی آنان را بالا ببرم، شخصیتشان را تعالی بخشم و بر روانهایی که پذیرای تاثیرند برای همیشه اثری بگذارم:
به راستی گمان میکنم چنین نتیجهای به دست آوردهام که با این همه کوشش من نامتناسب نیست.
تدریس من هیچ شباهتی به یک شغل و حرفه ندارد: تمام لذت زندگی من در آن است، ثمره حیات من است و در اوقات ملال مایه تسلای من است.
ژان باروا، روژه مارتین دوگار
ترجمه منتخب: منوچهر بدیعی
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤9
چرا اگر کسی متخصص باشد، حرفهای دیگرش را هم راحتتر باور میکنیم؟
وقتی فردی در یک حوزه تخصص دارد، مغز ما گاهی به اشتباه فرض میکند که در موضوعات دیگر نیز قابل اعتماد است. این موضوع باعث میشود بدون بررسی کافی، نظرات او را بپذیریم.
این پدیده به «سوگیری اقتدار» (Authority Bias) معروف است.
@ReferenceLibrary
وقتی فردی در یک حوزه تخصص دارد، مغز ما گاهی به اشتباه فرض میکند که در موضوعات دیگر نیز قابل اعتماد است. این موضوع باعث میشود بدون بررسی کافی، نظرات او را بپذیریم.
این پدیده به «سوگیری اقتدار» (Authority Bias) معروف است.
منابع: Milgram (1963), Journal of Abnormal and Social Psychology.
@ReferenceLibrary
❤15👍6
به هم گفته بودیم که ازهم دوستانه جدا خواهیم شد
اما بی نهایت نادراست این که آدمها دوستانه ازهم جدا شوند،
چون اگر دوست بودند ازهم جدا نمی شدند!
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
اما بی نهایت نادراست این که آدمها دوستانه ازهم جدا شوند،
چون اگر دوست بودند ازهم جدا نمی شدند!
درجستجوی زمان از دست رفته، مارسل پروست
ترجمه منتخب: مهدی سحابی
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤13👎1🤡1😭1
سه گروه را هرگز فراموش نکن:
آنها که در شرایط دشوار کمکت کردند،
آنها که در شرایط دشوار رهایت کردند،
آنها که در شرایط دشوار قرارت دادند!
ارنست همینگوی
@ReferenceLibrary
آنها که در شرایط دشوار کمکت کردند،
آنها که در شرایط دشوار رهایت کردند،
آنها که در شرایط دشوار قرارت دادند!
ارنست همینگوی
@ReferenceLibrary
👍18❤6🤡1💔1
نویسندهای که میخواست تمام کتابهایش بعد از مرگش سوزانده شوند...
📖 فرانتس کافکا...
نویسندهای که نمیخواست کتابهایش زنده بمانند.
فرانتس کافکا هیچوقت خودش را نویسنده بزرگی نمیدانست.
روزها در یک شرکت بیمه کار میکرد و شبها، وقتی همه خواب بودند، مینوشت؛ نه برای شهرت، نه برای جایزه... فقط برای آرام کردن ذهنی که هیچوقت آرام نبود.
اما او به نوشتههایش ایمان نداشت.
وقتی فهمید روزهای آخر زندگیاش را میگذراند، از صمیمیترین دوستش، ماکس برود، یک خواهش عجیب کرد:
«بعد از مرگم، همه دستنوشتههایم را بسوزان.»
همه چیز... رمانها، داستانها، دفترها و حتی نوشتههای نیمهتمام.
اما ماکس برود به وصیت دوستش عمل نکرد.
او آثار کافکا را حفظ کرد و منتشر کرد.
اگر آن روز این وصیت اجرا میشد...
امروز شاید هیچوقت کتابهایی مثل مسخ، محاکمه و قصر به دست ما نمیرسید.
بعضی میراثها... نه به خاطر اطاعت، بلکه به خاطر شجاعتِ نادیده گرفتن یک وصیت زنده میمانند.🖤
❤20🤬1💔1
هیچ چیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست.
@ReferenceLibrary
@ReferenceLibrary
👍14❤2👎1
Reference Library
فرض کنید که قانون گذاری در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ با شجاعت دقت بینش و ثبات قدم قانونی را به تصویب میرساند که تأثیری جهانی به دنبال خواهد داشت. این قانون باعث میشود که درهای ضد گلوله قفل شده در کابین خلبان با هزینه بسیار بالا به کار گذاشته شود فقط برای جلوگیری…
هر آنچه شما بدانید، اگر دشمنانتان بدانند که شما آن را میدانید بی تأثیر و بی اهمیت خواهد شد.
این عجیب است که در چنین بازی استراتژیکی، آنچه که میدانید میتواند واقعاً بی اهمیت باشد.
قوی سیاه.
این عجیب است که در چنین بازی استراتژیکی، آنچه که میدانید میتواند واقعاً بی اهمیت باشد.
قوی سیاه.
❤4
اساساً آدم امروز از زمین و آسمان، از درون و بیرون تهدید میشود و در جایی تکیهگاهی ندارد. هر کسی در خودش تنهاست. کسی با خودش هم نیست تا چه رسد به دیگران.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
گفتگو در باغ، شاهرخ مسکوب
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤2
دنیا پر از شگفتیها و رازهاست. فکر میکنیم آدم های نزدیکمان را میشناسیم،
اما زمان با خودش چیزهایی میآورد که میفهمیم کمتر از آنچه فکر میکردیم میدانیم؛ یعنی تقریباً هیچ.
همیشه بخش بزرگتر حقیقت در سایه قرار دارد. حتی اگر بخش روشن بزرگتر شود باز هم برد با سایه هاست.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
اما زمان با خودش چیزهایی میآورد که میفهمیم کمتر از آنچه فکر میکردیم میدانیم؛ یعنی تقریباً هیچ.
همیشه بخش بزرگتر حقیقت در سایه قرار دارد. حتی اگر بخش روشن بزرگتر شود باز هم برد با سایه هاست.
قلبی به این سپیدی، خابیر ماریاس
ترجمه منتخب : مهسا ملک مرزبان
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
👍1