Reference Library ⚽️
26.1K subscribers
1.15K photos
155 videos
343K files
10.3K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA

پشتیبانی، تبلیغات، دونیت و حمایت مالی از کانال:
@BOOKzMAAds
Download Telegram
در ستایش مرگ
#ژوزه_ساراماگو

کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت می‌کند
اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج می‌کند
داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر می‌رسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد
این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث می‌شود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند

دانلود کتاب

@ReferenceLibrary
باورمندان.pdf
3.3 MB
باورمندان
یک راهنمای مقدماتی
2
Reference Library ⚽️
باورمندان.pdf
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفت‌وگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفت‌وگویی میان انسان‌هایی که باورها، سنت‌های دینی و نگاه‌های متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جست‌وجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگرند.

این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز می‌کند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا می‌کند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفت‌وگو را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیش‌شرط شکل‌گیری یک جامعه مداراگر است.

«باورمندان» همچنین به تجربه‌های تاریخی گفت‌وگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان در عین حفظ تفاوت‌ها، زمینه‌ای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنش‌های عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلاف‌ها، بلکه در جست‌وجوی راهی برای زیستن با اختلاف‌هاست.

یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفت‌وگو است. در جهانی که اختلاف‌های مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنش‌ها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفت‌وگوی برابر میان انسان‌ها.

این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفت‌وگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمی‌اندیشند.

@ReferenceLibrary 🕊
4
از چه به خود می‌بالد انسان؟

آغازی از قطره‌ای ناچیز،
تولدی آمیخته با رنج،
زندگی‌ای سرگردان میان آرزوها و ناکامی‌ها،
و پایانی که نامش مرگ است...

با این همه،
چنان بر زمین گام برمی‌دارد
که گویی مالک ابدیت است.

فراموش می‌کند که روزی نبوده،
روزی خواهد رفت،
و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته،
تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است.

شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود
که به جای غرور،
اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛
به این که همه چیز می‌گذرد:
جوانی،
ثروت،
شهرت،
و حتی خودِ او...

🖤
«انسان موجودی است میان رنج و فنا،
و همین آگاهی، او را به تأمل وا می‌دارد.»

— منسوب به آرتور شوپنهاور
@ReferenceLibrary
9💔4👍2
چنل آرشیو کتب مرجع:
جهت دانلود کتب از چنل زیر استفاده کنید

@BOOKzMA 👈
3
باربد رامشگر
در روایت‌های شاهنامه، باربد فقط یک نوازنده‌ی دربار نیست؛ او صدای زنده‌ی احساس در زمان خسرو پرویز است.
وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا می‌کند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را می‌شنود، همان لحظه او را برمی‌گزیند. از آن پس، باربد تبدیل می‌شود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمه‌ای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه.
در کنار فضای عاشقانه‌ی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت می‌شود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه می‌کند.
اما پایان این روایت تلخ است.
با مرگ خسرو، جهان باربد فرو می‌ریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمی‌دارد و در سوگی سنگین، آن‌ها را می‌سوزاند؛ انگار می‌خواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد.
پس از آن، راهیِ زادگاهش می‌شود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقی‌ای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود.
باربد می‌رود، نه از ناتوانی، بلکه از بی‌معناییِ نواختن.
و دربار، برای مدتی در سکوت می‌ماند.
@ReferenceLibrary
💔42
از تو کجا گریزم؛ علی‌رضا قربانی.
@abiyedourdast
ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم

ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم

دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم

گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم

- مولانا.
@ReferenceLibrary
7
کسی که آزادی را از دیگران صدقه می‌گیرد، همچنان برده و بنده باقی خواهد ماند.


آزادی یا مرگ نیکوس کازانتزاکیس


@ReferenceLibrary
🔥146
#کتاب_ها_باگت_ها_و_ساس_ها
#شکسپیر_و_شرکا
#جرمی_مرسر

راوی ، یک خبر نگار جنایی است ، او از شغل خود نفرت دارد چون همیشه منتظر جنایت است تا خبر آن را چاپ کند و جنایت بیشتر یعنی کار بیشتر...
موفقیت او رساندن سریعتر خبر جنایت به روزنامه و چاپ در صفحه اول روزنامه یا تیتر اخبار است
وی در پایان سال 1999 تصمیم میگیرد از شغل و نوع زندگی خود دور شود و طی اقداماتی از کانادا به پاریس میرود و...‌
حالا روزنامه نگار کانادایی به نام جرمی مرسر، فقیر و بیکار بر کرانه ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می زد که با کتابفروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه شد. مرسر از این کتابخانه کتابی خرید و کارکنان آن جا از او دعوت کردند که با آن ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه ی بالای کتابفروشی زندگی کرد، برای مالک کتابفروشی یعنی آقای جُرج ویتمن مشغول به کار شد، روابطی عاشقانه را تجربه کرد و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر گذراند. کتاب شکسپیر و شرکا، داستان سفری به سرزمین عجایبی ادبی در پاریس است.

دانلود کتاب

@ReferenceLibrary
3
به وقت اسباب کشی
@ReferenceLibrary
🕊118
جان من،

اگر روزی رفتی،
پشت سرت را نگاه نکن.

چیزی از من جا نمی‌ماند
جز خستگیِ مردی که سال‌ها
بیش از توانش غم به دوش کشید.

بگذار بروم در سکوتِ همین روزهای بی‌رنگ،
در زندگی‌ای که هر صبحش
تکرار شکستِ دیشب بود.

تو برو...
من مدت‌هاست
از خودم هم جا مانده‌ام.
@ReferenceLibrary
13
آدم زنده به محبت نیاز دارد،
و مرده به فاتحه.
ولی ما جماعت برعکسیم
برای مرده گل می ‌بریم
و فاتحه ی زندگی بعضی ‌‌ها را
می ‌خوانیم.

@ReferenceLibrary
💔15👍74👏1😁1
نظر Pavel Durov درباره قانون جدید بریتانیا برای ممنوع کردن شبکه‌های اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال و همچنین محدودیت‌هایی که برای برخی ابزارهای هوش مصنوعی در نظر گرفته شده:

⛔️ دولت بریتانیا می‌خواهد استفاده از شبکه‌های اجتماعی را برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع کند.
اما ممنوع کردن شبکه‌های اجتماعی برای کودکان، فقط آن‌ها را در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهد.

در نتیجه، آن‌ها به استفاده از VPN روی می‌آورند و به محتوایی بسیار خطرناک‌تر و حتی غیرقانونی دسترسی پیدا می‌کنند.

ما قبلاً هم چنین چیزی را دیده‌ایم.

وقتی دولت روسیه تلگرام را ممنوع کرد، ۹۵ درصد نوجوانان روس همچنان از آن استفاده کردند؛ فقط به سراغ VPN رفتند. در ایران هم همین اتفاق افتاد.

والدین همین حالا هم ابزارهای لازم برای مدیریت عادت‌های دیجیتال فرزندانشان را در اختیار دارند؛ از کنترل والدین (Parental Controls) گرفته تا محدودیت زمان استفاده از صفحه‌نمایش، یا حتی نداشتن گوشی هوشمند.

🤦‍♂️ در عوض، بسیاری از والدین برای ساکت نگه داشتن کودکان خردسال، دستشان آیپد می‌دهند.

هیچ میزان از قانون‌گذاری دولتی نمی‌تواند این مشکل را حل کند.

طبق قانون جدید، همه کاربران شبکه‌های اجتماعی در بریتانیا باید ثابت کنند که بالای ۱۶ سال سن دارند؛ از طریق کارت شناسایی، اسکن چهره یا کارت بانکی.

🚨 هر سال هزاران نفر در بریتانیا به خاطر پست‌های سیاسی بازداشت می‌شوند.

آیا این قانون واقعاً برای محافظت از کودکان است، یا راهی برای شناسایی افراد بیشتر و بازداشت آن‌ها؟

پ.ن: در سخنرانی من درباره آزادی دیجیتال بیشتر صحبت شده؛ همان سخنرانی‌ای که منبع مسابقه ۲۰۰ هزار دلاری تولید محتواست.

@ReferenceLibrary
👍294👏2🔥1
«صورتم را در دست‌هایم گرفتم و به این فکر کردم که نباید بیش از حد دست‌وپا زد.

بعضی چیزها از اختیار آدم بیرون‌اند؛
زندگی، خواب‌های گذشته‌ای‌ست که روزی تعبیر می‌شوند،
و گاهی زندگی چیزی نیست جز تاب خوردنِ خیال
در روزهایی که هرگز عمرمان به آن‌ها نمی‌رسد...»

🖋
@ReferenceLibrary
5💔4🕊1💊1
احتمالا بیشتر ایرانی ها یکبار شعر بشنو از نی چون حکایت می‌کند که سر آغاز دفتر نخست مثنوی هست رو خوندن، بار دیگه این شعر رو بخونیم با آگاهی از این نکته که مراد از نی در شعر، خودِ مولانا ست. مولانا میگه که من مثل یک نی و وسیله ای هستم که عشق در من میدمد و از این رو شعر می‌سرایم، وگرنه این شعر ها از من نیست، بلکه بازتاب عشق معشوق است.


بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند

کز نِیِستان تا مرا بُبریده اند

از نَفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شَرحه شَرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیّتی نالان شدم

جفت بد حالان و خوش حالان شدم

هر کسی از ظَنِّ خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سِرِّ من از ناله ی من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مَستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نِی فتاد

جوشش عشق است کاندر مِی فتاد

نی حریف هر که از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید

همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

نی حدیث راه پر خون می کند

قصّه های عشق مجنون می کند

محرم این هوش جز بی هوش نیست

مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روز ها بیگاه شد

روز ها با سوز ها همراه شد

روز ها گر رفت گو رو باک نیست

تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد

هر که بی روزی است روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسّلام


مثنوی مولوی
20
🏛️ هنر قاجار؛ جایی که خیال، معماری را شکست می‌دهد
در بسیاری از نقاشی‌های دورهٔ قاجار، هنرمند خود را مقید به واقعیت نمی‌دانست. قاب‌ها، گلدان‌ها، پرندگان و گل‌ها با نظمی کلاسیک و متقارن ترسیم می‌شدند؛ اما ناگهان در میانهٔ همین نظم، پنجره‌ای به جهانی دیگر گشوده می‌شد.
در نارنجستان قوام شیراز، میان پیچ‌وتاب‌های اسلیمی و گل‌وبوته‌های سنتی، می‌توان تصویری از یک عمارت اروپایی، دریاچه‌ای دوردست یا منظره‌ای خیالی را دید؛ گویی تابلویی مستقل را در دل یک نقش تزئینی کاشته‌اند. این همان ویژگی دل‌انگیز هنر قاجار است؛ آمیزش سنت ایرانی با رؤیاهای تازه‌ای که از جهان بیرون به ایران رسیده بود.
اینجا نقاش نه معمار است و نه مورخ؛ بلکه رؤیابافی است که میان گل‌های ایرانی، قصرهای فرنگی می‌نشاند و در دل یک سقف یا دیوار، جهانی دیگر خلق می‌کند.
شاید به همین دلیل است که هنر قاجار بیش از آنکه بازنمایی واقعیت باشد، روایت آرزوها و خیال‌های یک دوران است؛ دورانی که ایران هنوز می‌توانست بی‌هیچ دغدغه‌ای، میان باغ ایرانی و قصر اروپایی، میان سنت و رؤیا، سرگردان بماند.
📍موزه نارنجستان قوام، شیراز.
عکس‌ها از آرشیو شخصی.

@ReferenceLibrary
👍86