RED CODE
810 subscribers
27 photos
1 video
3 links
True crime 🦈🎸
Bot : @Red_Codet_Bot
Download Telegram
#E16
-پرونده قتل خانواده واتس

#Part1

ساعت حدود ۱:۴۸ بامداد ۱۳ اوت ۲۰۱۸ بود. یک خودرو آرام وارد محله‌ای در فردریکِ کلرادو شد و جلوی خانه‌ای در خیابان Saratoga Trail توقف کرد.
شانان واتس بعد از سفری کاری از آریزونا برگشته بود؛ خسته بود، اما قرار بود چند ساعت بیشتر نخوابد، چون ساعت ۱۰ صبح یک قرار پزشکی داشت.
شانان ۳۴ ساله بود، مادر دو دختر کوچک و حدود ۱۵ هفته باردار؛ پسری که قرار بود به دنیا بیاید و نامش را «نیکو» گذاشته بودند.
آن شب، شانان به خانه‌ای برگشت که همسرش، کریس، و دو دخترشان، بلا و سِلِست، در آن بودند؛ یا حداقل باید در آن می‌بودند.
اما چند ساعت بعد، هیچ‌کس نمی‌دانست آنها کجا هستند.

#Part2

صبح که شد، تلفن شانان جواب نمی‌داد و برای دوستانش این رفتار عجیب بود.
او معمولاً ارتباطش را قطع نمی‌کرد، مخصوصاً در روزی که قرار بود برای معاینه بارداری به پزشک مراجعه کند.
دوستش، نیکول اوتافت، نگران شد و به خانه رفت.
خودروی شانان داخل گاراژ بود و صندلی‌های مخصوص بچه‌ها هم هنوز داخل خودرو قرار داشتند، اما از شانان خبری نبود؛ از بلا و سِلِست هم خبری نبود.
نیکول تلاش کرد وارد خانه شود، اما در فقط چند سانتی‌متر باز می‌شد. چیزی درست نبود.
او با پلیس تماس گرفت و از همین لحظه، یک پرونده مفقودی آرام‌آرام تبدیل به یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های جنایی کلرادو شد.

#Part3

پلیس برای بررسی وضعیت وارد خانه شد. همه‌چیز در نگاه اول عجیب بود؛ خودروی شانان در خانه بود، وسایل شخصی او آنجا بود، اما خودش و دو دخترش ناپدید شده بودند.
کریس هم در خانه نبود. مأموران با او تماس گرفتند و از او خواستند برگردد.
وقتی کریس رسید، گفت نمی‌داند همسر و بچه‌هایش کجا هستند.
از نظر ظاهری، او یک شوهر و پدر نگران بود که ناگهان خانواده‌اش را از دست داده بود،.
ما یک چیز وجود داشت که قرار بود این تصویر را به‌هم بریزد: دوربین امنیتی خانه همسایه.

#Part4

دوربین، صبح همان روز را ثبت کرده بود. خودروی کریس در حال رفت‌وآمد بود و او وسایلی را از خانه خارج می‌کرد و داخل خودرو می‌گذاشت.
برای پلیس، این تصاویر فقط چند حرکت ساده نبودند؛ هر حرکت یک زمان داشت و هر زمان می‌توانست با حرف‌های کریس مقایسه شود.
در همین زمان، کریس مقابل دوربین خبرنگاران ظاهر شد و از همسر و دخترانش می‌خواست برگردند.
می‌گفت امیدوار است آنها سالم باشند، اما پشت این تصویر از یک پدر نگران، پلیس داشت سؤال دیگری را دنبال می‌کرد: اگر کریس واقعاً نمی‌دانست خانواده‌اش کجاست، چرا حرکات صبح آن روزش با یک مرد کاملاً بی‌خبر جور درنمی‌آمد؟
#Part5

تحقیقات وارد خانه شد و مأموران شروع به بررسی اتاق‌ها و وسایل کردند. نشانه‌هایی پیدا شد که احتمال وقوع درگیری یا خشونت را مطرح می‌کرد، اما هنوز هیچ جسدی وجود نداشت و هیچ‌کس نمی‌دانست شانان و دو دخترش کجا هستند.
در همین مرحله، کریس شروع به ارائه روایتی کرد؛ روایتی که بعدها مشخص شد حقیقت نداشته است.
او در نهایت به مأموران گفت که شانان دخترهایشان را کشته بود و بعد خودش شانان را کشته بود.
یعنی طبق داستان او، قاتل اصلی مادر خانواده بود. اما پلیس هنوز یک سؤال داشت: پس اجساد کجا بودند؟
#Part6

کریس برای کار به یک محل عملیاتی نفت و گاز به نام Cervi 319 رفته بود؛ محلی نسبتاً دورافتاده که کیلومترها با خانه فاصله داشت.
اما چیزی که کریس نمی‌دانست این بود که مسیر رفت‌وآمدش قابل بررسی بود. خودروی کاری او اطلاعات حرکتی داشت و پلیس مسیر را دنبال کرد تا به Cervi 319 رسید.
مأموران با اجازه کریس محل را بررسی کردند و برای جست‌وجوی منطقه از پهپاد استفاده شد.
چند ساعت بعد، حوالی ۴:۱۵ عصر، چیزی از بالا توجه مأموران را جلب کرد: یک ملحفه روی زمین و کمی آن‌طرف‌تر، خاکی که به‌تازگی تغییر کرده بود.

#Part7

مأموران به محل نزدیک شدند. ملحفه‌ای که آنجا دیده شده بود، با الگوی ملحفه‌ها و روبالشی‌هایی که از خانه واتس پیدا شده بود مطابقت داشت.
بعد، خاک بررسی شد و یک گودال کم‌عمق وجود داشت. داخل آن، جسد شانان واتس پیدا شد.
اما این پایان جست‌وجو نبود. چند متر آن‌طرف‌تر، دو مخزن نفت قرار داشتند و داخل آنها اجساد بلا و سِلِست پیدا شد؛ دو دختر کوچک، چهار ساله و سه ساله.
در یک لحظه، پرونده مفقودی تبدیل شد به پرونده قتل سه عضو یک خانواده.
و حالا دیگر پلیس می‌دانست که کریس چیزی را از آنها پنهان کرده است.

#Part8

بعد از پیدا شدن اجساد، روایت کریس دوباره تغییر کرد.
اما این بار، داستانش با قبل فرق داشت. او همچنان می‌گفت شانان دخترها را کشته بود و وقتی متوجه این اتفاق شده، شانان را کشته است.
2
اما تحقیقات چیز دیگری نشان می‌داد. پلیس شواهد خانه را داشت، تصاویر دوربین را داشت، مسیر حرکت خودرو را داشت، محل کشف اجساد را داشت و مهم‌تر از همه، خود کریس را داشت که روایتش مدام تغییر می‌کرد.
فشار تحقیقات بیشتر شد و در نهایت، داستانی که کریس ساخته بود شروع به فروپاشی کرد.

#Part9

یک نام دیگر هم وارد پرونده شده بود: نیکول کِسینجر. کریس با او رابطه داشت و این رابطه در ماه‌های پیش از قتل شکل گرفته بود.
پلیس درباره این رابطه تحقیق کرد و مشخص شد کریس ظاهراً در حال تصور آینده‌ای متفاوت برای زندگی خودش بود؛ زندگی‌ای که دیگر شانان و خانواده قبلی‌اش در آن حضور نداشتند.
اما باید یک تفاوت مهم را حفظ کرد: اینکه کریس با زن دیگری رابطه داشت، یک واقعیت پرونده بود، اما اینکه این رابطه دقیقاً «علت» قتل‌ها بوده، موضوعی پیچیده‌تر است.
آنچه پرونده نشان می‌داد این بود که عوامل مختلفی در زندگی کریس هم‌زمان در حال تغییر بودند.

#Part10

در نهایت، کریس روایت قبلی را کنار گذاشت و این بار گفت حقیقت چیز دیگری بوده است.
او پذیرفت که خودش مسئول مرگ شانان و دو دخترش بوده.
طبق اعتراف او، شانان را در خانه خفه کرده و بعد اجساد را با خودروی کاری به Cervi 319 برده بود.
اما دخترها هنوز زنده بودند و این یعنی آنچه در ادامه اتفاق افتاد، بخشی از تاریک‌ترین قسمت‌های روایت بعدی کریس بود.

#Part11

کریس در روایت بعدی خود به مأموران گفت که دخترها را نیز در Cervi 319 به قتل رسانده است.
او توضیح داد که ابتدا سِلِست را کشت و بعد بلا متوجه اتفاق شد و در نهایت او نیز کشته شد.
این جزئیات از روایت بعدی خود کریس به دست آمده بود، نه از شاهدی که مستقیماً صحنه را دیده باشد؛ اما با توجه به محل کشف اجساد و سایر شواهد پرونده، تحقیقات تصویر بسیار متفاوتی از داستان اولیه او ساخت.
داستان «شانان قاتل بچه‌ها بود» دیگر قابل اتکا نبود. قاتل، خود پدر خانواده بود.

#Part12

اما یک قربانی دیگر هم وجود داشت؛ شانان باردار بود، حدود ۱۵ هفته.
فرزندی که قرار بود نامش نیکو باشد. به همین دلیل، پرونده فقط به قتل سه نفر محدود نشد و کریس با اتهام پایان غیرقانونی بارداری نیز روبه‌رو شد.
سه نفر کشته شده بودند، اما جنایتی که در آن خانه اتفاق افتاده بود، حتی به آنها هم محدود نمی‌شد.

#Part13

حالا پلیس باید قطعات پرونده را کنار هم می‌گذاشت؛ یک خانه، یک خودروی کاری، دوربین امنیتی، داده‌های حرکتی، یک مسیر به Cervi 319، یک ملحفه، خاک تازه‌دست‌خورده، سه جسد و مهم‌تر از همه، مردی که داستانش چند بار تغییر کرده بود.
هر کدام از این موارد به‌تنهایی شاید تمام پرونده را توضیح نمی‌داد، اما کنار هم تصویر کاملاً متفاوتی می‌ساختند.
کریس تلاش کرده بود خانواده‌اش را از خانه خارج کند و شواهد جنایت را پنهان کند، اما همان مسیری که برای پنهان‌کردن جنایت انتخاب کرده بود، به پلیس کمک کرد تا حقیقت را پیدا کند.

#Part14

در ۲۰ اوت ۲۰۱۸، اتهامات رسمی علیه کریس اعلام شد: پنج فقره قتل درجه یک، یک فقره پایان غیرقانونی بارداری و سه فقره دستکاری اجساد.
پرونده می‌توانست به مجازات اعدام ختم شود، اما خانواده شانان با اعدام کریس موافق نبودند.
چند ماه بعد، در ۶ نوامبر ۲۰۱۸، کریس به تمام ۹ اتهام اعتراف به گناه کرد و در مقابل، دادستانی مجازات اعدام را دنبال نکرد.

#Part15

۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، دادگاه حکم نهایی را صادر کرد: سه حبس ابد متوالی، بدون امکان آزادی مشروط، برای قتل شانان، بلا و سِلِست؛ دو حبس ابد هم‌زمان در ارتباط با اتهامات قتل کودکان؛ ۴۸ سال حبس برای پایان غیرقانونی بارداری و ۳۶ سال دیگر برای سه فقره دستکاری اجساد.
کریس واتس عملاً برای باقی عمرش زندانی شد.
پرونده‌ای که صبح ۱۳ اوت با یک تماس نگران‌کننده درباره یک مادر و دو کودک گمشده شروع شده بود، حالا به پایان رسیده بود.

#Part16

اما شاید تلخ‌ترین بخش این پرونده، چیزی نبود که کریس انجام داد، بلکه چیزی بود که بعد از آن تلاش کرد انجام دهد.
او ابتدا داستانی ساخت که در آن شانان قاتل دخترهایش بود و تلاش کرد مسئولیت را از خودش دور کند، اما شواهد یکی‌یکی با این روایت در تضاد قرار گرفتند؛ دوربین‌ها، مسیر خودرو، محل کار، ملحفه، محل دفن، مخازن نفت و در نهایت اعتراف خودش.
گاهی قاتل تصور می‌کند با پنهان‌کردن جسد، حقیقت را هم پنهان کرده است؛ اما در پرونده واتس، مسیر پنهان‌کاری خودش تبدیل به مسیر کشف حقیقت شد.
و در پایان، مردی که قرار بود پدر خانواده باشد، به قاتل همان خانواده تبدیل شد.

-End🩸
@RedCodet
3
درودد
2
این یارو واقعا یه عوضی به تمام معنا بوده
2
اگر ایران بود زندان هم نمیرفت
خیلی جالبه
2
Anyway
2
یه ویدیو از یه ییمارستان روان وایرال شده
دیدم خیلی وقته براتون اختلالات نذاشتم
بریم توکارش؟👀
2
🌑🧠 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی (STPD)

👁️ وقتی صحبت از «اسکیزوتایپی» می‌شود، خیلی‌ها آن را با اسکیزوفرنی اشتباه می‌گیرند؛ اما این دو اختلال یکی نیستند.

🧠 اختلال شخصیت اسکیزوتایپی یک الگوی پایدار از تفکر و رفتار غیرمعمول، باورهای عجیب، دشواری در روابط اجتماعی و اضطراب شدید در تعامل با دیگران است.

یعنی ممکن است فرد اتفاقات کاملاً عادی را به شکلی متفاوت از دیگران تفسیر کند و برای بعضی رویدادها معنای خاص یا غیرمعمولی در نظر بگیرد. ⚠️

🔍 برخی ویژگی‌های رایج:

💭 باورهای عجیب یا تفکر جادویی
👁️ برداشت شخصی از اتفاقات عادی
🧠 تفسیر غیرمعمول از رفتار دیگران
🗣️ شیوه صحبت کردن عجیب یا بیش از حد انتزاعی
👤 ظاهر یا رفتارهای نامتعارف
🔒 دشواری در ایجاد روابط نزدیک
🌫️ انزوای اجتماعی
😰 اضطراب شدید در موقعیت‌های اجتماعی
👁️ تجربیات ادراکی غیرمعمول
🧩 حساسیت و بدگمانی نسبت به محیط اطراف

مثلاً ممکن است یک اتفاق کاملاً معمولی برای فرد معنای متفاوتی پیدا کند:

💬 «امروز وقتی وارد اتاق شدم، دو نفر همزمان به ساعت نگاه کردند.»

فرد ممکن است با خودش فکر کند:

💭 «شاید این کارشان یک پیام خاص برای من بود.»

این نوع برداشت‌ها ممکن است بارها در زندگی فرد تکرار شوند و به مرور روابط اجتماعی او را دشوار کنند.
____

🩸 اما ارتباطش با جرم‌شناسی چیست؟

اسکیزوتایپی بودن به هیچ وجه به معنی خطرناک یا قاتل بودن نیست.

بیشتر افراد مبتلا به STPD مرتکب جرم نمی‌شوند.

اما در بررسی یک پرونده جنایی، اگر فرد دارای باورهای عجیب یا برداشت‌های غیرمعمول باشد، متخصص باید بررسی کند که این ویژگی‌ها چه نقشی در رفتار او داشته‌اند.

🔎 مثلاً:

📃 آیا این باورها از مدت‌ها قبل وجود داشته‌اند؟
🧠 آیا فرد می‌توانسته واقعیت را از برداشت‌های شخصی خودش جدا کند؟
🔍 آیا باور او بر اساس شواهد واقعی بوده یا تفسیر شخصی؟
⚠️ آیا رفتار او واکنشی بوده یا از قبل برنامه‌ریزی شده؟
🩸 آیا این ویژگی‌های روان‌شناختی واقعاً با جرم ارتباط داشته‌اند یا صرفاً همزمان وجود داشته‌اند؟

━━━━

👁️ یک تفاوت بسیار مهم:

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی با اسکیزوفرنی یکی نیست.

در STPD معمولاً فرد با وجود تفکرات عجیب و تجربیات غیرمعمول، ارتباط کلی خود را با واقعیت حفظ می‌کند.

اما در اسکیزوفرنی ممکن است علائم روان‌پریشانه شدیدتری مانند هذیان و توهم ایجاد شود و واقعیت‌سنجی فرد به شکل جدی‌تری مختل شود.

-End🩸
@Redcodet
8
توی اینستا یه پست اومده بالا که طرف داره راجب علاقه جنسیش به گوسفند و خر و ازین قبیل موجودات میگه
3
بعنوان یه انسان حیوان دوست بنظرم این ادم باید بره تیمارستان
خیلی جدی هم باید بره
4
بدتر این ادم، کامنتاش هستن که میان عادی سازی میکنن
چیزی نیست
زیاد دیدم
مریضی نیست عادیه🫪
4
حالا همین مریض ها تا بشنون یکی گرایشی غیر از استریت داره واویلا بازیشون شروع میشه
9