RED CODE
◇red code list ◇ 🩸 پروندههای جنایی #E01_پرونده کوپولینو #E02_پرونده تابوت دختر هخامنشی #E03_پرونده قانون جوآن #E04_پرونده مرد سامرتونی /شعر خیام #E05_پرونده پسران پومپانو/ انقلاب وارن #E06_پرونده کارل پانزرام #E07_پرونده پسر درون جعبه #E08_پرونده…
دروددد خوشامدید 🤠
از این قسمت لیست چنل میتونید به انواع پست ها دسترسی داشته باشید
آپدیت شده و کامل هست
از این قسمت لیست چنل میتونید به انواع پست ها دسترسی داشته باشید
آپدیت شده و کامل هست
RED CODE
دروددد خوشامدید 🤠 از این قسمت لیست چنل میتونید به انواع پست ها دسترسی داشته باشید آپدیت شده و کامل هست
و لطفا پیشی هاش هم زیاد کنید؟
🩸 پزشکی قانونی چگونه تشخیص میدهد فرد قبل از آتشسوزی مرده یا هنگام آن زنده بوده است؟
وقتی جسدی سوخته در محل یک آتشسوزی پیدا میشود، یکی از مهمترین سؤالات پزشکی قانونی این است:
«این فرد قبل از آتشسوزی جان خود را از دست داده یا هنگام شروع آتش هنوز زنده بوده است؟»
پاسخ این سؤال همیشه ساده نیست. حرارت شدید میتواند بافتهای بدن را تخریب کند و بسیاری از آثار جراحت یا بیماری را از بین ببرد. با این حال، متخصصان پزشکی قانونی با بررسی مجموعهای از نشانهها تلاش میکنند مشخص کنند بدن هنگام آتشسوزی چه وضعیتی داشته است.
1. 🫁 بررسی دوده در راههای هوایی
3. 🔬 واکنشهای حیاتی بدن
4. 💀 آیا استخوانها هم میتوانند سرنخ بدهند؟
در پروندههای جنایی، برسی این مورد بسیار مهم است و میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند؛ چون ممکن است یک آتشسوزی، حادثهای مرگبار باشد یا تلاشی برای پنهان کردن یک قتل.
-End🩸
@RedCode
وقتی جسدی سوخته در محل یک آتشسوزی پیدا میشود، یکی از مهمترین سؤالات پزشکی قانونی این است:
«این فرد قبل از آتشسوزی جان خود را از دست داده یا هنگام شروع آتش هنوز زنده بوده است؟»
پاسخ این سؤال همیشه ساده نیست. حرارت شدید میتواند بافتهای بدن را تخریب کند و بسیاری از آثار جراحت یا بیماری را از بین ببرد. با این حال، متخصصان پزشکی قانونی با بررسی مجموعهای از نشانهها تلاش میکنند مشخص کنند بدن هنگام آتشسوزی چه وضعیتی داشته است.
1. 🫁 بررسی دوده در راههای هوایی
اگر فرد هنگام آتشسوزی زنده باشد، ممکن است دود و ذرات حاصل از سوختن را تنفس کرده باشد. در این حالت، کارشناسان راههای هوایی و ریهها را بررسی میکنند تا ببینند آیا دوده و محصولات حاصل از احتراق وارد دستگاه تنفسی شده است یا خیر.2. 🩸 مونوکسیدکربن در خون
وجود دوده در قسمتهای عمقیتر راههای هوایی میتواند نشانه مهمی باشد که فرد در زمان آتشسوزی تنفس میکرده است.
اما نبودن دوده بهتنهایی ثابت نمیکند که فرد پیش از آتشسوزی مرده؛ چون نوع آتش، مدت قرار گرفتن بدن در معرض حرارت و شرایط محیطی میتواند روی این یافته تأثیر بگذارد.
یکی دیگر از سرنخهای مهم، بررسی کربوکسیهموگلوبین (COHb) در خون است.
وقتی فرد زنده دود حاوی مونوکسیدکربن را تنفس میکند، این گاز وارد خون شده و با هموگلوبین ترکیب میشود. بنابراین بالا بودن میزان COHb میتواند نشان دهد که فرد هنگام آتشسوزی زنده بوده و دود را تنفس کرده است.
البته این آزمایش نیز بهتنهایی پاسخ قطعی نمیدهد و باید در کنار سایر یافتههای پزشکی قانونی تفسیر شود.
3. 🔬 واکنشهای حیاتی بدن
حرارت میتواند روی بافتهای بدن واکنشهایی ایجاد کند که در فرد زنده با فردی که پس از مرگ در معرض آتش قرار گرفته، تفاوت داشته باشد.
متخصصان ممکن است با بررسی میکروسکوپی بافتها به دنبال واکنشهایی مانند تغییرات عروقی و سلولی، التهاب و سایر نشانههای واکنش حیاتی باشند.
البته هرچه سوختگی شدیدتر باشد، تشخیص این تغییرات دشوارتر میشود و در بعضی اجساد ممکن است بافتها آنقدر تخریب شده باشند که نتیجه قطعی به دست نیاید.
4. 💀 آیا استخوانها هم میتوانند سرنخ بدهند؟
بله. حرارت شدید میتواند باعث ترکخوردگی، تغییر شکل و شکستگی استخوانها شود. متخصصان باید بررسی کنند که آیا آسیبهای موجود در استخوانها ناشی از حرارت بوده یا ممکن است پیش از آتشسوزی ایجاد شده باشد.5. ☠️ سمشناسی چه کمکی میکند؟
در برخی موارد، CT پس از مرگ یا PMCT میتواند به پیدا کردن شکستگیها، آسیبهای پنهان و حتی بعضی اجسام خارجی کمک کند؛ مواردی که ممکن است در بررسی ظاهری یک جسد سوخته بهراحتی دیده نشوند.
گاهی مرگ نه بهدلیل آتش، بلکه به علت مسمومیت یا مصرف یک ماده خاص اتفاق افتاده و سپس جسد سوزانده شده است.6. 🔥 چرا تشخیص «مرگ قبل از آتش» اینقدر مهم است؟
به همین دلیل، در صورت باقی ماندن نمونه مناسب، بررسیهای سمشناسی نیز میتواند بخشی از تحقیقات باشد. البته حرارت شدید ممکن است بعضی مواد را تخریب کند و مقدار نمونه قابل بررسی را کاهش دهد.
چون اگر مشخص شود فرد پیش از آتشسوزی مرده بوده، خود آتش دیگر لزوماً علت مرگ محسوب نمیشود.
در چنین شرایطی این احتمال مطرح میشود که فرد ابتدا به علت دیگری جان باخته و سپس جسد سوزانده شده باشد؛ مثلاً برای دشوار کردن شناسایی، از بین بردن آثار جراحت یا مخدوش کردن علت مرگ.
از طرف دیگر، اگر شواهد نشان دهند فرد هنگام آتشسوزی زنده بوده، کارشناسان باید بررسی کنند آیا استنشاق دود، سوختگی یا عامل دیگری مرتبط با آتشسوزی در مرگ او نقش داشته است.
در پروندههای جنایی، برسی این مورد بسیار مهم است و میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند؛ چون ممکن است یک آتشسوزی، حادثهای مرگبار باشد یا تلاشی برای پنهان کردن یک قتل.
-End🩸
@RedCode
RED CODE
🩸 پزشکی قانونی چگونه تشخیص میدهد فرد قبل از آتشسوزی مرده یا هنگام آن زنده بوده است؟ وقتی جسدی سوخته در محل یک آتشسوزی پیدا میشود، یکی از مهمترین سؤالات پزشکی قانونی این است: «این فرد قبل از آتشسوزی جان خود را از دست داده یا هنگام شروع آتش هنوز زنده…
پیشی بهش بدید بریم یه مینی پرونده؟
#E16
-پروندهی «Frog Boys» (پسران قورباغهای)
۵ کودک در یک روز ناپدید شدند.
پلیس و ارتش کره جنوبی سالها دنبالشون گشتند، اما هیچ ردی پیدا نشد.
۱۱ سال بعد، بقایای هر پنج نفر در همان کوهی پیدا شد که بارها جستوجو شده بود...
#Part1
-پروندهی «Frog Boys» (پسران قورباغهای)
۵ کودک در یک روز ناپدید شدند.
پلیس و ارتش کره جنوبی سالها دنبالشون گشتند، اما هیچ ردی پیدا نشد.
۱۱ سال بعد، بقایای هر پنج نفر در همان کوهی پیدا شد که بارها جستوجو شده بود...
#Part1
26مارس 1991، شهر دِگو در کره جنوبی.#Part2
آن روز تعطیل بود و پنج پسر بچه که با هم دوست بودند تصمیم گرفتند برای پیدا کردن تخم سمندر به کوه «واریونگ» بروند.
چو هانگوانگ، کیم جونگسیک، پارک چاناین، کیم یونگگیو و وو چولوون، بین 9 تا 13 سال داشتند.
آنها کوه را میشناختند و رفتنشان به آن منطقه اتفاق عجیبی نبود.
بچهها از خانه بیرون زدند و قرار بود خیلی زود برگردند.
اما عصر شد و خبری از آنها نشد.
خانوادهها ابتدا فکر کردند بچهها مشغول بازی شدهاند، ولی با تاریک شدن هوا، نگرانی شروع شد.
وقتی مشخص شد هیچکدام از پنج کودک به خانه برنگشتهاند، خانوادهها به پلیس خبر دادند.
جستوجو از همان شب آغاز شد.
اما کسی تصور نمیکرد این جستوجو قرار است به یکی از بزرگترین عملیاتهای پیدا کردن افراد مفقود در تاریخ کره جنوبی تبدیل شود.
هزاران نفر وارد کوه شدند.
پلیس، ارتش، نیروهای امدادی و داوطلبان منطقه را زیرورو کردند.
اما پنج کودک انگار در دل کوه ناپدید شده بودند.
هیچکس نمیدانست آنها کجا رفتهاند.
و بدتر از آن، هیچکس نمیدانست آخرین بار چه کسی آنها را دیده است.
روزها تبدیل به هفتهها شدند و هفتهها به ماهها.#Part3
جستوجو متوقف نشد.
گفته میشود در طول سالها، صدها هزار نفر در عملیات جستوجو شرکت کردند و منطقه بارها مورد بررسی قرار گرفت.
تصاویر بچهها همهجا پخش شد.
خانوادهها به هر سرنخی چنگ میزدند؛ از تماسهای ناشناس گرفته تا گزارش افرادی که ادعا میکردند بچهها را جایی دیدهاند.
اما هیچکدام به نتیجه نرسید.
سالها گذشت.
پدرهای بچهها حاضر نبودند قبول کنند که فرزندانشان مردهاند.
آنها در شهرهای مختلف دنبالشان میگشتند و هر بار که خبری منتشر میشد، دوباره امیدوار میشدند.
پرونده کمکم به یکی از معروفترین پروندههای مفقودی کره جنوبی تبدیل شد.
اما یک مشکل بزرگ وجود داشت.
هیچکس نمیتوانست توضیح بدهد چرا پنج کودک، با هم و در یک روز، بدون اینکه اثری از خودشان باقی بگذارند ناپدید شدهاند.
آدمربایی؟
حادثه؟
یا جنایت؟
هیچ پاسخ قطعی وجود نداشت.
تا اینکه 11 سال بعد، در همان کوهی که بچهها آخرین بار در آن دیده شده بودند، اتفاقی افتاد که همهچیز را تغییر داد.
26 سپتامبر 2002.#Part4
دو نفر برای جمع کردن بلوط به منطقهای در کوه واریونگ رفته بودند.
در میان بوتهها چیزی توجهشان را جلب کرد.
تکههایی از لباس.
کمی جلوتر، استخوانهایی دیده میشد.
پلیس به محل رفت و خیلی زود مشخص شد با بقایای یک نفر روبهرو نیستند.
پنج جسد آنجا بود.
پنج اسکلت.
و آزمایشها نشان داد این بقایا متعلق به همان پنج پسری است که ۱۱ سال قبل ناپدید شده بودند.
خانوادهها بعد از بیش از یک دهه بالاخره فهمیدند بچههایشان کجا هستند.
اما پیدا شدن اجساد، بهجای اینکه پرونده را تمام کند، سؤالهای بیشتری به وجود آورد.
چرا اجساد در این نقطه قرار داشتند؟
چرا در تمام آن سالها کسی آنها را پیدا نکرده بود؟
و مهمتر از همه...
پنج کودک دقیقاً چگونه مرده بودند؟
در ابتدا احتمال داده شد که شاید بچهها در کوه گم شده و بر اثر سرما جان باخته باشند.
اما بررسی بقایا این فرضیه را بهشدت زیر سؤال برد.
روی جمجمه دستکم چند نفر از بچهها آثار آسیب شدید دیده میشد.
آسیبهایی که کارشناسان آنها را نشانه ضربههای واردشده پیش از مرگ دانستند.
به این ترتیب، پروندهای که سالها بهعنوان «ناپدید شدن پنج کودک» شناخته میشد، حالا به یک پرونده قتل تبدیل شده بود.
با شروع بررسیهای پزشکی قانونی، جزئیات ترسناکتری آشکار شد.
روی جمجمه بعضی از بچهها بریدگیها و شکستگیهایی وجود داشت که به گفته کارشناسان نمیتوانست بهسادگی نتیجه یک حادثه معمولی باشد.
یکی از لباسها نیز به شکلی غیرعادی پیدا شده بود و یک نظریه این بود که شاید قاتل برای مدتی سر کودک را با لباس پوشانده باشد.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
در نزدیکی محل، مهمات و پوکههایی هم پیدا شد.
همین موضوع باعث شد بعضی از خانوادهها به ارتباط احتمالی ماجرا با فعالیتهای نظامی در منطقه شک کنند.
یک فرضیه این بود که ممکن است در آن روز تمرین یا شلیک نظامی انجام شده باشد و حادثهای برای بچهها رخ داده باشد.
اما هیچ مدرک قطعی برای اثبات این فرضیه پیدا نشد.
حتی یک متخصص پزشکی قانونی که در بررسی بقایا حضور داشت، بعدها از نحوه اولیه جمعآوری استخوانها انتقاد کرد و گفت برخی از استخوانها توسط افراد غیرمتخصص جابهجا شده بودند؛ موضوعی که میتوانست بخشی از شواهد مهم را از بین ببرد.
با این حال، یک چیز برای محققان روشن بود#Part5
مرگ پنج کودک بهسادگی قابل توضیح نبود.
اگر آنها قربانی قتل شده بودند، قاتل یا قاتلان باید اجساد را به شکلی در کوه پنهان کرده باشند.
اما چرا؟
و چطور ممکن بود جسد پنج کودک در منطقهای که سالها بارها جستوجو شده بود، برای بیش از یک دهه پیدا نشود؟
این سؤال هنوز یکی از بزرگترین معماهای پرونده است.
بعد از کشف اجساد، تحقیقات دوباره از سر گرفته شد.#Part6
مظنونهای مختلفی مطرح شدند.
فرضیههایی درباره افراد محلی، افراد نظامی و حتی کسانی که ممکن بود در همان روز با بچهها برخورد کرده باشند.
اما هیچکدام به مدرک محکمی علیه یک فرد مشخص منتهی نشد.
یکی از مشکلات بزرگ پرونده این بود که ۱۱ سال گذشته بود.
محل کشف اجساد دیگر یک صحنه جرم تازه نبود.
بسیاری از آثار احتمالی از بین رفته بودند و حتی روند اولیه جمعآوری بقایا هم با انتقادهایی روبهرو شد.
سلاح احتمالی قتل هرگز پیدا نشد.
عامل جنایت هرگز بهطور قطعی شناسایی نشد.
و هیچکس نتوانست با اطمینان بگوید دقیقاً چه اتفاقی در آن روز برای پنج کودک افتاده است.
در سال 2006، یعنی 15 سال پس از ناپدید شدن بچهها، مهلت قانونی تعقیب این پرونده طبق قانون آن زمان به پایان رسید.
پرونده عملاً تبدیل به یک معمای حلنشده شد.
اما سالها بعد، پلیس دِگو دوباره سراغ آن رفت.
در سال 2019 تحقیقات مجدد آغاز شد و مدارک قدیمی، گزارشها و شواهد دوباره مورد بررسی قرار گرفتند.
قرار بود فناوریهای جدید پزشکی قانونی شاید بتوانند چیزی را پیدا کنند که در دهه ۹۰ از چشم محققان پنهان مانده بود.
اما هنوز خبری از یک قاتل مشخص نبود.
و خانوادهها همچنان یک سؤال داشتند:
چه کسی پنج بچه را کشت و چرا؟
26 مارس 2026، دقیقاً 35 سال بعد از ناپدید شدن پنج کودک، مراسم یادبود آنها در کوه واریونگ برگزار شد.
خانوادهها هنوز برای پاسخ میجنگند.
پلیس دِگو اعلام کرده که بررسی پرونده همچنان ادامه دارد و مدارک و شواهد موجود دوباره مورد بررسی و کارشناسی قرار میگیرند.
اما تا امروز، هیچ فردی رسماً بهعنوان قاتل معرفی نشده و هیچکس بابت مرگ این پنج کودک محکوم نشده است.
این یعنی بعد از 35 سال، هنوز نمیدانیم آخرین ساعات زندگی آنها دقیقاً چگونه گذشته است.
«Frog Boys» هنوز یک پرونده باز و حلنشده در حافظه جنایی کره جنوبی است؛ پنج کودک که برای یک گردش ساده از خانه بیرون رفتند و سالها بعد، فقط به شکل استخوان به خانه برگشتند
-End🩸
@RedCodet
RedCodeBot
◇عکسهای پرونده پسران قورباغه ای◇
1_ چهره کودکان مفقود شده
2_کشف اجساد
3/4_ انتقال و مراسم یادبود
5_ مکان یادبود کودکان
@RedCodet
1_ چهره کودکان مفقود شده
2_کشف اجساد
3/4_ انتقال و مراسم یادبود
5_ مکان یادبود کودکان
@RedCodet
🩻 پزشکی قانونی چگونه با سیتیاسکن راز یک جسد را کشف میکند؟
اما سؤال مهم اینجاست: سیتیاسکن دقیقاً چه چیزی را میتواند از یک جسد به ما بگوید؟
1. 💀 پیدا کردن شکستگیهایی که با چشم دیده نمیشوند
2. 🔫 پیدا کردن گلوله و اجسام خارجی
3. 🧠 داخل جمجمه چه اتفاقی افتاده؟
4. 🫁 آیا میتوان فهمید داخل بدن چه اتفاقی افتاده؟
5. 🔥 در جسد سوخته، CT حتی مهمتر میشود
6. 🧬 آیا CT میتواند هویت جسد را هم مشخص کند؟
7. ⚠️ اما آیا سیتیاسکن جای کالبدگشایی را میگیرد؟
🧩 پس نقش واقعی CT چیست؟
وقتی یک جسد برای بررسی به پزشکی قانونی میرسد، همیشه لازم نیست اولین کار، باز کردن بدن باشد. گاهی پزشکان قانونی قبل از کالبدگشایی، جسد را وارد دستگاه CT یا سیتیاسکن پس از مرگ (PMCT) میکنند؛ روشی که میتواند بدون برشدادن بدن، داخل جمجمه، استخوانها، قفسه سینه و بسیاری از اندامها را بررسی کند.
اما سؤال مهم اینجاست: سیتیاسکن دقیقاً چه چیزی را میتواند از یک جسد به ما بگوید؟
1. 💀 پیدا کردن شکستگیهایی که با چشم دیده نمیشوند
یکی از مهمترین کاربردهای PMCT، بررسی استخوانهاست. شکستگی جمجمه، ستون فقرات، دندهها و اندامها میتواند روی تصاویر CT با جزئیات زیادی دیده شود؛ حتی در شرایطی که بدن دچار آسیب شدید یا سوختگی شده باشد.
این موضوع در پروندههای قتل، تصادف و سقوط اهمیت زیادی دارد، چون پزشکی قانونی میتواند بررسی کند که آیا آسیب استخوانی با یک حادثه خاص سازگار است یا احتمال وجود ضربه دیگری مطرح میشود. در اجساد سوخته نیز CT میتواند به تشخیص شکستگیهای ناشی از حرارت از بعضی شکستگیهای ناشی از ضربه کمک کند.
2. 🔫 پیدا کردن گلوله و اجسام خارجی
فرض کنید فردی با شلیک گلوله کشته شده، اما جسد آسیب شدیدی دیده یا حتی سوخته است. پیدا کردن تمام قطعات گلوله با معاینه معمولی ممکن است دشوار باشد.
CT میتواند محل گلوله یا قطعات فلزی را در بدن مشخص کند و به پزشک قانونی نشان دهد که برای بررسی دقیقتر، کدام قسمتها باید مورد توجه قرار بگیرند. این موضوع در اجساد سوخته اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون تغییرات شدید بدن میتواند بعضی شواهد را پنهان کند.
3. 🧠 داخل جمجمه چه اتفاقی افتاده؟
CT در بررسی آسیبهای سر بسیار قدرتمند است. خونریزیهای داخل جمجمه، شکستگیها و برخی آسیبهای مغزی میتوانند در تصاویر دیده شوند.
در بعضی پروندههای مرگ ناشی از ضربه، CT حتی میتواند یافتههایی را نشان دهد که در معاینه اولیه بهراحتی دیده نمیشوند. به همین دلیل PMCT بهخصوص در مرگهای تروماتیک، یکی از ابزارهای ارزشمند پزشکی قانونی محسوب میشود.
4. 🫁 آیا میتوان فهمید داخل بدن چه اتفاقی افتاده؟
یکی از مزیتهای بزرگ CT این است که فقط استخوانها را نشان نمیدهد. تصاویر میتوانند اطلاعاتی درباره ریهها، قفسه سینه، شکم و وجود بعضی تجمعات غیرطبیعی گاز یا مایعات در اختیار پزشک قرار دهند.
برای مثال، در برخی پروندههای پزشکی قانونی، CT میتواند وجود گاز غیرطبیعی در بدن یا آسیبهای پنهان را آشکار کند و مسیر کالبدگشایی را مشخصتر کند.
5. 🔥 در جسد سوخته، CT حتی مهمتر میشود
جسد سوخته یکی از سختترین موارد برای پزشکی قانونی است؛ چون حرارت میتواند شکل طبیعی بافتها و استخوانها را تغییر دهد و تشخیص آسیبهای واقعی را دشوار کند.
در چنین شرایطی CT میتواند به پیدا کردن شکستگیها، اجسام خارجی، برخی آسیبهای پنهان و حتی سرنخهایی برای شناسایی فرد کمک کند. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: CT بهتنهایی نمیتواند همیشه مشخص کند فرد هنگام شروع آتشسوزی زنده بوده یا قبل از آن مرده است. برای این سؤال ممکن است به کالبدگشایی، سمشناسی و بررسیهای بافتشناسی نیاز باشد.
6. 🧬 آیا CT میتواند هویت جسد را هم مشخص کند؟
گاهی بله؛ اما نه به این معنی که دستگاه مستقیماً «نام فرد» را نشان میدهد.
تصاویر CT میتوانند ویژگیهایی مثل وضعیت دندانها، شکستگیهای قدیمی، پروتزها، ایمپلنتها و بعضی ویژگیهای منحصربهفرد بدن را ثبت کنند. سپس این اطلاعات میتوانند با تصاویر یا سوابق پزشکی پیش از مرگ مقایسه شوند.
به همین دلیل PMCT در اجساد متلاشیشده، سوخته یا در حوادث جمعی میتواند یک ابزار مهم برای شناسایی باشد.
7. ⚠️ اما آیا سیتیاسکن جای کالبدگشایی را میگیرد؟
اینجا یکی از بزرگترین سوءبرداشتها وجود دارد.
نه، همیشه.
CT در پیدا کردن بسیاری از شکستگیها، خونریزیهای خاص، اجسام خارجی و بعضی آسیبهای داخلی بسیار قدرتمند است، اما در بعضی موارد مثل برخی مسمومیتها، آسیبهای عروقی، بعضی بیماریهای قلبی و بررسی دقیق بافتها محدودیت دارد.
از طرف دیگر، CT بهتنهایی نمیتواند نمونه بافتی برای هیستولوژی، سمشناسی یا آزمایشهای مولکولی تهیه کند. به همین دلیل در بسیاری از پروندهها، بهترین روش ترکیب تصویربرداری با کالبدگشایی و آزمایشهای تکمیلی است.
🧩 پس نقش واقعی CT چیست؟
سیتیاسکن را میتوان مثل یک نقشه سهبعدی از بدن پس از مرگ در نظر گرفت.
پزشک قانونی قبل از اینکه وارد بررسیهای تهاجمی شود، میتواند با دیدن این نقشه بفهمد کجا باید دقیقتر جستوجو کند، چه آسیبهایی وجود دارد و چه شواهدی ممکن است در داخل بدن پنهان شده باشند.
جالبتر اینکه در یک بررسی ۳۳۹ پرونده پزشکی قانونی، علت مرگ فقط با یافتههای PMCT در حدود ۷٪ موارد قابل تعیین بود؛ در ۵۴٪ موارد CT سرنخ مهمی میداد اما به اطلاعات تکمیلی نیاز بود و در ۳۸٪ موارد CT بهتنهایی قادر به تعیین علت مرگ نبود. یعنی قدرت واقعی این فناوری بیشتر در ترکیب با سایر شواهد است، نه جایگزین کردن همه آنها.
-End🩸
@RedCode