RED CODE
828 subscribers
26 photos
1 video
3 links
True crime 🦈🎸
Bot : @Red_Codet_Bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Divenire
Royal Liverpool Philharmonic Orchestra & Ludovico Einaudi & Robert…
بچه‌ها، امشب خوب بخوابید و فردا با خیال راحت برید سر جلسه. 🤍
فردا فقط آرامش، تمرکز و حال خوبتون رو با خودتون ببرید.
امیدوارم بهترین نتیجه‌ی تلاشتون رو بگیرید.
موفق باشید! 🌱
خب خب خب
آزادیتون مبارک🙂‍↕️✋🏼
#E14
-پرونده مردان رستاخیز

در بریتانیای قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، آدم‌هایی بودن که شبانه سراغ قبرهای تازه می‌رفتن؛ نه برای طلا و جواهر، بلکه برای چیزی عجیب‌تر: خودِ جنازه.

به این افراد می‌گفتن Resurrection Men؛ مردان رستاخیز.

اما چرا جنازه می‌دزدیدن؟ و چه کسی حاضر بود برای یک جسد پول بده؟

#Part1
همه‌چیز از پزشکی شروع شد.

در اون دوران، علم پزشکی داشت پیشرفت می‌کرد و پزشک‌ها برای یادگیری آناتومی به جسد واقعی احتیاج داشتن.

مشکل اینجا بود که تعداد اجسادی که به شکل قانونی برای تشریح در اختیار پزشکان قرار می‌گرفت، کافی نبود.

تقاضا زیاد بود، اما عرضه قانونی کم.

و همین فاصله، کم‌کم یه بازار عجیب به وجود آورد؛ بازاری که توش برای جسد انسان پول پرداخت می‌شد.

#Part2
اینجا بود که Resurrection Men وارد ماجرا شدن.

این افراد معمولاً شبانه به قبرستان می‌رفتن و قبرهای تازه رو هدف قرار می‌دادن.

اما برخلاف قبر‌دزدهای معمولی، دنبال طلا و جواهر نبودن.

خودِ جنازه، چیزی بود که ارزش داشت.

جسد رو از قبر بیرون می‌آوردن و به واسطه‌ها یا افرادی که با بازار تشریح پزشکی ارتباط داشتن می‌فروختن.

یعنی یک تجارت واقعی شکل گرفته بود؛ فقط کالایی که خرید و فروش می‌شد، چیزی بود که خانواده‌ای برای دفنش عزاداری کرده بود.

#Part3
وقتی خبر این اتفاق‌ها پخش شد، ترس عجیبی بین مردم افتاد.

تا قبل از اون، خیلی‌ها تصور می‌کردن با دفن شدن یک نفر، دیگه بدنش در آرامش خواهد بود.

اما حالا حتی قبر هم امنیت نداشت.

خانواده‌ها شروع کردن به مراقبت بیشتر از قبرهای تازه و در بعضی مناطق، نگهبان استخدام می‌کردن.

بعضی قبرها هم با سازه‌های فلزی سنگین محافظت می‌شدن.

یکی از معروف‌ترین این سازه‌ها Mortsafe بود؛ چیزی شبیه یک قفس فلزی که روی قبر قرار می‌گرفت تا دسترسی به جسد سخت‌تر بشه.

#Part4
اما دزدهای قبر فقط با خانواده‌ها مشکل نداشتن.

هرچه مراقبت از قبرها بیشتر می‌شد، کار Resurrection Men هم سخت‌تر می‌شد.

با این حال، بازار همچنان وجود داشت.
پزشکان هنوز به جسد برای آموزش نیاز داشتن و تا وقتی مشتری وجود داشت، کسی هم پیدا می‌شد که بخواد این نیاز رو تأمین کنه.

این چرخه می‌تونست ادامه پیدا کنه...
تا اینکه در ادینبرو، ماجرا وارد مرحله‌ای بسیار تاریک‌تر شد.

#Part5
در سال ۱۸۲۸، دو مرد به نام ویلیام برک و ویلیام هِیر به یکی از معروف‌ترین پرونده‌های جنایی تاریخ بریتانیا وارد شدن.

ماجرا از زمانی جدی شد که آن‌ها فهمیدن برای یک جسد تازه، پول خوبی پرداخت می‌شه.

اما برخلاف Resurrection Men معمولی، برک و هِیر همیشه منتظر نمی‌موندن تا کسی به شکل طبیعی بمیره.

اون‌ها تصمیم گرفتن خودشون جسد تولید کنن.
یعنی...
آدم بکشن.

#Part6
قربانی‌ها عمدتاً افراد فقیر و آسیب‌پذیر بودن؛ کسانی که ناپدید شدن‌شون ممکن بود دیرتر مورد توجه قرار بگیره.

برک و هِیر قربانی‌ها رو به قتل می‌رسوندن و بعد اجسادشون رو به رابرت ناکس، مدرس و کالبدشناس معروف ادینبرو، می‌فروختن.

ناکْس بابت اجساد پول پرداخت می‌کرد.

و همین موضوع یک رابطه هولناک ایجاد کرده بود:

یک نفر می‌کشت، یک نفر جسد می‌خرید، و علم پزشکی از آن استفاده می‌کرد.

البته نقش و میزان اطلاع ناکس از قتل‌ها، یکی از بحث‌های تاریخی مهم این پرونده است.


#Part7
برای مدتی همه‌چیز مخفی موند.

اما یکی از قربانیان، مارجری کمپبل دوچرتی، باعث شد ماجرا تغییر کنه.

دوچرتی با برک و هِیر در ارتباط بود و بعد از ناپدید شدنش، درباره سرنوشت او شک ایجاد شد.

وقتی افراد مشکوک شدن و خانه مورد بررسی قرار گرفت، جسد او پیدا شد.

از همین‌جا بود که ماجرا از یک شایعه به یک پرونده جنایی واقعی تبدیل شد.

و خیلی زود مشخص شد که این فقط یک قتل نیست.


#Part8
که جلو رفت، مشخص شد قربانیان بیشتری وجود دارن.

پلیس با پرونده‌ای روبه‌رو شده بود که پشتش فقط یک جسد نبود؛ چندین قربانی و یک الگوی تکرارشونده وجود داشت.

اما مدرک و شهادت علیه هر دو نفر به یک اندازه نبود.

هِیر تصمیم گرفت علیه برک شهادت بده.

در ازای همکاری با دادستانی، از پیگرد قضایی برای قتل‌ها جان سالم به در برد.

برک اما محاکمه شد.


#Part9
دادگاه برک در ادینبرو برگزار شد و پرونده به یکی از جنجالی‌ترین محاکمات آن زمان تبدیل شد.

در نهایت، برک به جرم قتل مارجری کمپبل دوچرتی محکوم شد.

حکم مشخص بود:
اعدام.

در ۲۸ ژانویه ۱۸۲۹، ویلیام برک در ادینبرو به دار آویخته شد.

اما این پایان داستان نبود.
چون بعد از مرگ برک، اتفاقی افتاد که پایان پرونده رو تقریباً به یک شوخی تلخ تاریخی تبدیل کرد.


#Part10
جسد برک، بعد از اعدام، برای تشریح پزشکی در اختیار پزشکان قرار گرفت.

یعنی مردی که برای به دست آوردن اجساد انسان‌ها آدم کشته بود، حالا خودش تبدیل به یک نمونه تشریحی پزشکی شده بود.
بخش‌هایی از بقایای او بعدها نگهداری شد و پوست بدنش نیز برای تهیه یادگارهایی مرتبط با پرونده استفاده شد.

داستان برک در نهایت به همان دنیایی برگشت که خودش برای تأمینش آدم کشته بود:
دنیای تشریح.


#Part11
اما پرونده برک و هِیر فقط یک داستان جنایی عجیب نبود.

این ماجرا نشون داد وقتی یک نیاز قانونی و اجتماعی وجود داشته باشه، اما راه قانونی تأمینش محدود باشه، ممکنه یک بازار غیرقانونی شکل بگیره.

سال ۱۸۳۲، بریتانیا Anatomy Act رو تصویب کرد و دسترسی قانونی به اجساد برای آموزش پزشکی گسترده‌تر شد.

با تغییر قوانین و افزایش منابع قانونی برای تشریح، بازار Resurrection Men هم به‌تدریج اهمیت گذشته‌اش رو از دست داد.

و شاید عجیب‌ترین درس این داستان همین باشه:

گاهی برای متوقف کردن یک جرم، فقط مجرم رو حذف نمی‌کنن؛

بازاری رو که باعث به وجود اومدن اون جرم شده، تغییر می‌دن.

مردان رستاخیز از قبرستان‌ها شروع شدن...

اما داستان برک و هِیر نشون داد که وقتی پای پول وسط باشه، فاصله بین دزدیدن مرده و ساختن مرده می‌تونه خیلی کوتاه‌تر از چیزی باشه که فکر می‌کنیم.

-End🩸
@RedCodet
Forwarded from RedCodeBot
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
RedCodeBot
◇عکسهای پرونده مردان رستاخیز◇

1.ویلیام هیر
2.ویلیام برک
3,4. دفترچه درست شده از پوست ویلیام برک
محل نگهداری : Surgeons' Hall Museums, Edinburgh, Scotland — در بخش مربوط به تاریخ جراحی.
@RedCodet
RED CODE
Photo
🪞🧠 اختلال شخصیت مرزی
Borderline Personality Disorder | BPD

اختلال شخصیت مرزی یا BPD یکی از اختلالات شخصیت است که با الگوی پایدارِ بی‌ثباتی در روابط، تصویر فرد از خودش، هیجانات و تکانشگری شناخته می‌شود. ⚠️

اما برخلاف چیزی که گاهی در فیلم‌ها نشان داده می‌شود، BPD به معنی «دو شخصیتی بودن» یا «غیرقابل‌کنترل و خطرناک بودن» نیست.


🌪️ مهم‌ترین ویژگی‌های BPD:

❤️‍🩹 ترس شدید از طرد شدن
فرد ممکن است نسبت به احتمال ترک شدن توسط یک شخص، واکنشی بسیار شدید نشان دهد؛ حتی وقتی هنوز مشخص نیست که واقعاً قرار است رابطه‌ای تمام شود.

🎭 روابط عاطفی شدید و ناپایدار
ممکن است فردی را در یک مقطع کاملاً ایده‌آل و فوق‌العاده ببیند و بعد، در واکنش به یک تعارض، همان فرد را کاملاً منفی ارزیابی کند.

🪞 تصویر ناپایدار از خود
احساس فرد نسبت به اینکه «من چه کسی هستم؟» یا «واقعاً چه می‌خواهم؟» ممکن است به‌شدت تغییر کند.

🌡️ نوسان شدید هیجانات
احساساتی مثل خشم، اضطراب یا غم می‌توانند بسیار شدید شوند و در واکنش به اتفاقات بین‌فردی به‌سرعت تغییر کنند.

رفتارهای تکانشی
در بعضی افراد ممکن است رفتارهایی مثل ولخرجی، رانندگی پرخطر، مصرف مواد یا سایر رفتارهای آسیب‌زا دیده شود.

🕳️ احساس پوچی
بعضی افراد احساس مداومِ خالی بودن، بی‌معنایی یا نداشتن هویت مشخص را تجربه می‌کنند.

🔥 خشم شدید
ممکن است فرد خشم شدیدی را تجربه کند یا در کنترل خشم مشکل داشته باشد.

🌫️ در شرایط استرس شدید
گاهی افکار بدبینانه یا احساس جداشدگی از خود یا محیط (dissociation) به‌صورت موقتی ظاهر می‌شود.

این ویژگی‌ها در منابع روان‌پزشکی به‌عنوان بخش‌هایی از الگوی تشخیصی BPD شناخته می‌شوند.


🧩 چرا به آن «مرزی» می‌گویند؟

اسم این اختلال گاهی باعث سوءتفاهم می‌شود.

«Borderline» به معنی این نیست که فرد «بین دیوانگی و عقل» قرار دارد.

این نام ریشه تاریخی دارد و امروزه BPD به‌عنوان یک اختلال شخصیت مستقل شناخته می‌شود.


🩸 BPD و جرم‌شناسی

اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

🧠 BPD ≠ قاتل
🧠 BPD ≠ خشونت
🧠 BPD ≠ خطرناک بودن

اکثر افراد مبتلا به BPD مرتکب قتل یا جرایم خشونت‌آمیز نمی‌شوند.

اما در علوم جنایی، بعضی ویژگی‌های این اختلال می‌توانند هنگام تحلیل یک پرونده اهمیت پیدا کنند؛ مخصوصاً وقتی با عوامل دیگری مثل مصرف مواد، سابقه خشونت یا شرایط بحرانی همراه باشند.

برای مثال، متخصص ممکن است بررسی کند:

🔎 آیا رفتار مجرمانه تکانشی بوده؟
🔎 آیا قبل از حادثه تعارض شدید عاطفی وجود داشته؟
🔎 آیا فرد احساس طرد شدن یا خیانت داشته؟
🔎 آیا خشم ناگهانی نقش داشته؟
🔎 آیا رفتار از قبل برنامه‌ریزی شده بود یا واکنشی؟
🔎 وضعیت روانی فرد دقیقاً در زمان وقوع جرم چگونه بوده؟

این تفاوت‌ها برای تحلیل جنایی بسیار مهم‌اند.


⚠️ یک اشتباه رایج:

بعضی فیلم‌ها شخصیتی را نشان می‌دهند که:

«یک لحظه عاشق است → لحظه بعد قاتل می‌شود.»

و بعد روی آن برچسب BPD می‌گذارند.

اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر است.

BPD یک تشخیص بالینی است و نمی‌توان صرفاً با مشاهده چند رفتار، آن را تشخیص داد. تشخیص نیازمند ارزیابی تخصصی و بررسی الگوی پایدار رفتار و تجربه فرد است.


🆚 BPD با اختلال دوقطبی یکی نیست!

این دو گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند.

🪞 BPD:
تغییرات هیجانی می‌توانند بسیار سریع و در واکنش به اتفاقات بین‌فردی رخ دهند.

🌗 اختلال دوقطبی:
دوره‌های خلقی مشخص‌تری مانند اپیزودهای مانیا/هیپومانیا و افسردگی دارد.

به همین دلیل تشخیص درست اهمیت زیادی دارد.


🧠 آیا BPD قابل درمان است؟

بله. داشتن BPD به معنی محکوم بودن فرد به یک زندگی دائماً آشفته نیست.

روان‌درمانی‌های ساختاریافته می‌توانند به کاهش علائم و بهبود عملکرد فرد کمک کنند و راهنمای درمانی انجمن روان‌پزشکی آمریکا نیز بر درمان‌های روان‌شناختی و برنامه درمانی فردمحور تأکید دارد.


🩸 نکته جرم‌شناسی RED CODE:

در یک پرونده جنایی، پیدا کردن نام یک اختلال روانی پایان تحلیل نیست؛
بلکه تازه باید پرسید:

«این اختلال، اگر وجود داشته باشد، دقیقاً چه نقشی در رفتار فرد داشته است؟»

🧠 شخصیت
تکانشگری
🔥 خشم
❤️‍🩹 روابط
🕰️ وضعیت روانی هنگام جرم
📃 شواهد پرونده
همه باید کنار هم بررسی شوند.

-End🩸
@RedCodet
1
🩸 ۳ نشانه که ممکنه یک صحنه جرم، صحنه‌سازی شده باشد

گاهی پلیس به صحنه‌ای می‌رسد که در نگاه اول کاملاً مشخص به نظر می‌رسد چه اتفاقی افتاده...

اما صحنه جرم همیشه آن چیزی نیست که به نظر می‌رسد. 👁️

گاهی کسی عمداً صحنه را طوری تغییر داده که تحقیقات را به مسیر دیگری ببرد.

🔎 اما پزشکی قانونی و کارآگاهان دنبال چه چیزهایی می‌گردند؟

━━━━━━━━━━━━━━

1️⃣ شواهدی که با روایت ماجرا جور درنمی‌آیند

مثلاً فردی ادعا می‌کند در جریان یک سرقت، مهاجم با او درگیر شده؛ اما وضعیت وسایل، مسیر حرکت و آثار موجود در محل با این روایت هماهنگ نیست.

یک صحنه جرم واقعی معمولاً مجموعه‌ای از شواهد به‌هم‌پیوسته ایجاد می‌کند.

اگر روایت فرد با این شواهد سازگار نباشد، سؤال‌های بیشتری مطرح می‌شود. 🔍

━━━━━━━━━━━━━━

2️⃣ الگوی غیرطبیعی شواهد

گاهی نحوه قرار گرفتن اشیا، آثار خون، ردپا یا سایر شواهد با اتفاقی که ادعا شده مطابقت ندارد.

مثلاً ممکن است صحنه ظاهراً نشان‌دهنده یک درگیری شدید باشد، اما بررسی دقیق شواهد چنین درگیری‌ای را تأیید نکند.

اینجا یک سؤال مهم شکل می‌گیرد:

«آیا این صحنه واقعاً نتیجه جرم است، یا کسی آن را طوری ساخته که شبیه جرم به نظر برسد؟» 🧠

━━━━━━━━━━━━━━

3️⃣ شواهدی که بیش از حد «مرتب» یا جهت‌دار به نظر می‌رسند

صحنه جرم واقعی معمولاً ترکیبی از شواهد قابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌پیش‌بینی ایجاد می‌کند.

اما در یک صحنه‌سازی، ممکن است بعضی شواهد بیش از حد واضح باشند؛
انگار کسی عمداً می‌خواسته پلیس را به سمت یک نتیجه خاص هدایت کند.

🎭 هدف صحنه‌سازی دقیقاً همین است:

ساختن یک داستان جعلی از طریق شواهد واقعی یا دستکاری‌شده.

━━━━━━━━━━━━━━

⚠️ اما یک نکته مهم:

هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که صحنه جرم ساختگی است.

کارآگاهان باید مجموعه‌ای از شواهد را بررسی کنند:

🩸 الگوی خون
👣 ردپا
🧬 DNA
🖐️ اثر انگشت
📱 داده‌های تلفن
📹 دوربین‌های مداربسته
خط زمانی حادثه
🗣️ اظهارات شاهدان

و بعد ببینند آیا همه این قطعات یک داستان واحد را تأیید می‌کنند یا نه.


-End🩸
@REDCODET
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز کوروش بزرگ، فرزند پارس و نام جاودانه‌ی ایران، خجسته باد.
پاینده ایران🦁☀️
چجوری اینجارو جون بدم
خوشگل بشه
بیشتر دوسش داشته باشید
دروددد
بریم یه بازی روان‌شناسی؟👀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
RED CODE
اگر قاتل بودی، کدام را انتخاب می‌کردی؟💀
تحلیل روانشناسی هر جواب از فردا
1
RED CODE
① اگر «جسد» را انتخاب کردی 🩸
از نظر روان‌شناختی، این انتخاب می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تمرکز روی قابل‌مشاهده‌ترین بخش صحنه باشد.

کسی که ذهنش ابتدا سراغ جسد می‌رود، ممکن است بیشتر به این فکر کند که:
«بازپرس وقتی وارد صحنه می‌شود، اول چه چیزی می‌بیند؟»

این نوع نگاه می‌تواند با تفکر عینی، توجه به ظاهر و تلاش برای کنترل برداشت اولیه همراه باشد.

اما یک نکته جالب وجود دارد:
هرچه فرد بیشتر روی ظاهر صحنه تمرکز کند، ممکن است از جزئیات دیگری غافل شود؛ چون صحنه جرم فقط چیزی نیست که دیده می‌شود، بلکه چیزی است که با یکدیگر سازگار است.

🧠 برداشت احتمالی: توجه زیاد به ظاهر، کنترل برداشت اولیه و تفکر نسبتاً عینی.
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
RED CODE
① اگر «جسد» را انتخاب کردی 🩸 از نظر روان‌شناختی، این انتخاب می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تمرکز روی قابل‌مشاهده‌ترین بخش صحنه باشد. کسی که ذهنش ابتدا سراغ جسد می‌رود، ممکن است بیشتر به این فکر کند که: «بازپرس وقتی وارد صحنه می‌شود، اول چه چیزی می‌بیند؟» این نوع…
② اگر «محیط» را انتخاب کردی 🏠

اینجا ذهن بیشتر به سمت بازسازی یک داستان از طریق محیط رفته است.

یعنی به جای اینکه فقط به قربانی فکر کنی، به این فکر می‌کنی که:
«اگر کسی وارد این مکان شود، چه داستانی از اتفاقات برایش ساخته می‌شود؟»

از دید روان‌شناسی، این انتخاب می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تفکر موقعیتی و توجه به زمینه باشد.
فرد به روابط بین اشیا، مکان، شرایط و اتفاقات فکر می‌کند.

اما در یک پرونده واقعی، تغییر بیش از حد محیط می‌تواند خودش غیرطبیعی به نظر برسد.

🧠 برداشت احتمالی: ذهن سناریومحور، توجه به زمینه و توانایی دیدن صحنه از زاویه‌ی ناظر بیرونی.
12