او را در خارج شهر در اوج ديوانگى و جنون پيدا كردند و به بيمارستانى بردند كه دو روز بعد در آن جا مرد.
او مرد، چون چنين مرگى يک ضرورت و نتيجه ى طبيعى تمام زندگى اش بود. او بايد اين طور مى مرد، چون همه ى چيزهايى كه در زندگى پشتيبانش بودند به يكباره فرو ريختند و مثل يک شبح، مثل يک روياى سترون و توخالى از بين رفتند. او زمانى مرد كه آخرين اميدش از بين رفت، زمانى كه در يک چشم به هم زدن فهميد همه ى چيزهايى كه خودش را با آن ها فريب داده و در تمام زندگى اش به آن ها دل بسته محو و نابود شده اند.
او مرد، چون چنين مرگى يک ضرورت و نتيجه ى طبيعى تمام زندگى اش بود. او بايد اين طور مى مرد، چون همه ى چيزهايى كه در زندگى پشتيبانش بودند به يكباره فرو ريختند و مثل يک شبح، مثل يک روياى سترون و توخالى از بين رفتند. او زمانى مرد كه آخرين اميدش از بين رفت، زمانى كه در يک چشم به هم زدن فهميد همه ى چيزهايى كه خودش را با آن ها فريب داده و در تمام زندگى اش به آن ها دل بسته محو و نابود شده اند.
نیه توچکا نیزوانوا | داستایفسکی
Khooneye Man (feat. Arta, Sami Low)
Koorosh
1:50
خونه ی من اونجاست که بوی تو باشه
پنجره هاش هر بار به روی تو وا شه
میبافم رویایی که موی تو باشه
دل به جاده میزنم گر سوی تو باشه
بره اون شهر شلوغ که هیاهوی تو باشه..
من فقط تنم آرزوی تو باشه
خونه ی من اونجاست که بوی تو باشه
پنجره هاش هر بار به روی تو وا شه
میبافم رویایی که موی تو باشه
دل به جاده میزنم گر سوی تو باشه
بره اون شهر شلوغ که هیاهوی تو باشه..
من فقط تنم آرزوی تو باشه
نترس! از آن ها نترس عزيزم! سرانجام تو را درک میكنند، يكى قبلاً تو را درک كرده است، پس اميدوار باش!
نیه توچکا نیزوانوا | داستایفسکی
من گذشته ام را كه آن قدر برايم عزيز بود فراموش كرده بودم تا بتوانم آينده ام را كه هنوز برايم ناشناخته و هراس آور بود پيداكنم..
نیه توچکا نیزوانوا | داستایفسکی
𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
شنيدى؟ اين زه كمى بيش تر از حد معمول كشيده شد، به همين دليل طاقت نياورد و پاره شد. شنيدى كه صدا چه سوزناک میميرد..! نیه توچکا نیزوانوا | داستایفسکی
رمان ناتموم داستایفسکی که بعد از دستگیری و تبعیدش هیچوقت کامل نشد..
هیچوقت قرار نیست بفهمیم نیه توچکا زندگی رو برد یا باخت..
هیچوقت قرار نیست بفهمیم نیه توچکا زندگی رو برد یا باخت..
فقط اولین قتل است که اهمیت دارد. یکی از مشکلات مجرم بودن در صورت ارتکاب قتل این است: احساس گناه زیادتر نمیشود. با کشتن صد نفر، قاتل خودش را گناهکارتر از زمانی که دستش به خون یک نفر آلوده بوده احساس نمیکند. بنابراین وقتی یک نفر را کشتی، دلیلی نمیبینی تا خودت را از کشتن صد نفر دیگر محروم کنی.
آرایش دشمن | املی نوتومب
+شما دیوانه ی زنجیری هستید.
-فکر نمیکنم، از نظر من دیوانه کسی است که رفتارش توجیه ناپذیر باشد. من میتوانم تمام رفتار هایم را برایتان توجیه کنم.
-فکر نمیکنم، از نظر من دیوانه کسی است که رفتارش توجیه ناپذیر باشد. من میتوانم تمام رفتار هایم را برایتان توجیه کنم.
آرایش دشمن | املی نوتومب
به هر کسی که حرف هایش را نمیفهمند انگ دیوانگی میزنند.
آرایش دشمن | املی نوتومب
خنده دار است که آدم ها نیاز دارند به اینکه دیگران را متهم به تباه کردن زندگی شان کنند، درحالی که خودشان به تنهایی بدون کمک هیچکس دیگری خیلی خوب از عهدهاش بر میآیند.
آرایش دشمن | املی نوتومب