𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
89 subscribers
300 photos
54 videos
11 links
𝗯𝗲 𝗺𝘆 𝗡𝗬 𝘄𝗵𝗲𝗻 𝗵𝗼𝗹𝗹𝘆𝘄𝗼𝗼𝗱 𝗵𝗮𝘁𝗲𝘀 𝗺𝗲!

💬 @Hidden_Chat91bot
Download Telegram
میگم که من فوتبالی نبودما ولی چیزه
این هالند..
کتاب خریدم خوشحالمم
آقای اندره یف من بشدت با شما ابسسدم.
𝙎𝙪𝙢𝙢𝙚𝙧𝙩𝙞𝙢𝙚..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Lolita
Lana Del Rey
𝗶 𝗸𝗻𝗼𝘄 𝘁𝗵𝗮𝘁 𝗶'𝗺 𝗮 𝗺𝗲𝘀𝘀 𝘄𝗶𝘁𝗵 𝗺𝘆 𝗹𝗼𝗻𝗴 𝗵𝗮𝗶𝗿
𝗮𝗻𝗱 𝗺𝘆 𝘀𝘂𝗻𝘁𝗮𝗻, 𝘀𝗵𝗼𝗿𝘁 𝗱𝗿𝗲𝘀𝘀, 𝗯𝗮𝗿𝗲 𝗳𝗲𝗲𝘁

𝗶 𝗱𝗼𝗻'𝘁 𝗰𝗮𝗿𝗲 𝘄𝗵𝗮𝘁 𝘁𝗵𝗲𝘆 𝘀𝗮𝘆 𝗮𝗯𝗼𝘂𝘁 𝗺𝗲!
Forwarded from 𝒜𝓃𝓈𝓌𝑒𝓇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‧˚꒰🍷💋ྀིྀི ꒱🍒༘‧

𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐚 𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫, 𝐲𝐨𝐮’𝐝 𝐛𝐞 𝐝𝐚𝐫𝐤 𝐫𝐮𝐛𝐲.
𝖣𝖺𝗋𝗄 𝗋𝗎𝖻𝗒 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗈𝗅𝗈𝗋 𝗈𝖿 𝖺 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗁𝖺𝗌 𝗅𝗈𝗏𝖾𝖽, 𝖾𝗇𝖽𝗎𝗋𝖾𝖽, 𝖺𝗇𝖽 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗅𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗍𝗌 𝖿𝗂𝗋𝖾. 𝖨𝗍 𝖼𝖺𝗋𝗋𝗂𝖾𝗌 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝗉𝖺𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇 𝖻𝖾𝗇𝖾𝖺𝗍𝗁 𝗂𝗍𝗌 𝖾𝗅𝖾𝗀𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝗋𝖾𝗆𝗂𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 𝗎𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝖾𝖾𝗉𝖾𝗌𝗍 𝖾𝗆𝗈𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗈𝖿𝗍𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾𝗌 𝗌𝗉𝗈𝗄𝖾𝗇 𝗂𝗇 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾. 𝖲𝗈𝗆𝖾 𝗌𝗈𝗎𝗅𝗌 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝖻𝗎𝗋𝗇 𝖻𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍𝗅𝗒 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝗀𝗅𝗈𝗐 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾𝗅𝖾𝗌𝗌 𝗂𝗇𝗍𝖾𝗇𝗌𝗂𝗍𝗒.

My dear t.me/Red_reflection
ديوانه ها نمیخوابند. آن ها رنج میكشند و افكارشان پريشان و درهم است. بله، همه چیز در سرشان آشفته است و در حال سقوط..
اما من مانند نوزادى به خواب رفتم. آيا ديوانه اين طور عميق و خوش میخوابد؟

تنگنا | لئانید آندره یف
من هيچ بنى بشرى را روى اين كره ى خاكى به اندازه ى خودم دوست ندارم و در وجود خودم، نه آن بدن حقير و چندشناكى كه فرومایگان برايش جان مى دهند، بلكه افكار والاى انسانى و آزادى ام را دوست دارم. هيچ چيزى را والاتر از افكار انسانى نديده و نشناخته ام. همين را مى پرستم. و مگر به راستى سزاوار پرستيدن نيست؟ مگر نه آنكه همچون غولى به نبرد با كل دنيا رفت و با همه ى توهماتش سرشاخ شد؟ مرا به قله ى رفيع ترين كوه ها برد و از آن بالا مردمانى را ديدم كه با ترس ابدى شان از مرگ و زندگى درهم مى لوليدند و با غرايز حيوانى شان با آن كليسا ها و آيين ها و راز و نيازشان سرگرم اند.
چه قدرتى در خود میديدم! چه آزادى و شعفی!

تنگنا | لئانید آندره یف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
آیا تظاهر به دیوانگی کردم تا قتلی انجام دهم و از مجازاتش در امان بمانم، یا اصلا چون دیوانه بودم قتل کردم. تنگنا | لئانید آندره یف
پيشِ رو، پشت سر، به هر جا كه نگاه میكنم جز خلئى بى منتها نمیبينم. اين تنهايى هول انگيزِ كسى است كه مى زيد، مى انديشد، احساس مى كند و به طرز درک ناپذيرى تنهاست.
شعله اى چنان كوچک و ضعيف و ميرا شده ام كه خاموشى اش همين آن و دم است. تنهايى و عزلتى نحس گريبانگيرم شده است. درون خودم جزئى ناچيز هستم از بى شمار اجزا. دشمنانم در اندرون خودم بى صدا و مرموز، گوش تا گوش، محاصره ام كرده اند و راه نفس را لحظه به لحظه بر من بيش‌تر میبندند؛ به هر جا میروم با من اند. در برهوتى پهناور، چنان تنها هستم كه راز دلم را حتى به خودم هم نمیتوانم گفت. بيش از همه، به خودم بى اعتمادم. اين انزواى جنون است و حتى راهى هم برايم نمانده تا بدانم كيستم. در خويشتنِ خويش تنهايم. لبها، ذهنم، و صدايم همگى اجير بيان سخن بیگانه است؛
اويى كه با فكر من مى انديشد و با دهان من مى گويد.
آدم اين طور نمى تواند زندگى كند. در اين اثنا، جهان به خواب میرود و شوهران زنانشان را میبوسند و فضلا سخنرانى فرداى شان را مرور میكنند و گدايى از بذل سكه اى خوشحال میشود. آه، اى جهان ديوانه، بدان كه از اين عوالم ديوانگى و سفاهت اگر بيدار شوى، خوف و وحشت در انتظارت خواهد بود!


تنگنا | لئانید آندره یف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-𝗶 𝗰𝗿𝘂𝗺𝗯𝗹𝗲 𝗰𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗹𝘆 𝘄𝗵𝗲𝗻 𝘆𝗼𝘂 𝗰𝗿𝘆.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM