𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
89 subscribers
300 photos
54 videos
11 links
𝗯𝗲 𝗺𝘆 𝗡𝗬 𝘄𝗵𝗲𝗻 𝗵𝗼𝗹𝗹𝘆𝘄𝗼𝗼𝗱 𝗵𝗮𝘁𝗲𝘀 𝗺𝗲!

💬 @Hidden_Chat91bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند بار اتفاق افتاده است که انسان ها دست به قلم یا قلمو ببرند، چون نمیتوانستند ماشه را بکشند؟
ویرجینیا وولف
𝜗𝜚・🕯️・𝜗𝜚
«دست تو سرد شده، و مال من همانند آتش سوزان است. وای ناستنکا.. مگر چشمانت نمیبیند؟»
شب های روشن
𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
Photo
آرزو میکنم که آسمان سعادتت همیشه نورانی باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد، و تو را برای آن دقیقه ی شادی و سعادتی که به دلی تنها و قدر شناس بخشیدی دعا میکنم.
شب های روشن
𝐋𝐚 𝐥𝐥𝐨𝐫𝐨𝐧𝐚
Photo
آری ناستنکا، انسان خود را گول میزند و ناخواسته از بیرون خاطر جمع میشود که عشقی راستین و با اصالت روح را برانگیخته کرده و دل را شعله میبخشد، بدون میل باور می آورد که در رویا های حس ناکردنی اش امری پویا و حس کردنی نهان است. وای که چه حقه ای! به عنوان مثال عشق با تمام شور پایان ناپذیرش، با تمام درد های جانفرسایش، به قلب او راه پیدا کرده است.. نگاهی به او بیندازید و این حقیقت را دریابید. ناستنکای گرامی ام، آیا زمانی که او را مینگرید، قادرید به خود بیاورانید که او فردی را که در رویای دیوانه وار و بلند پروازانه اش دوست داشته هیچگاه درک نکرده است. آیا امکان دارد که او را تنها در میان اشباح جادویی خود دیده و این عشق او فقط در خواب وجود داشته است؟ آیا امکان دارد که آنها به دوستی سال هایی دست در دست یکدیگر با هم راه نپیموده و با یکدیگر بقیه جهان را منکر نشده و هر یک جهان و زندگی خود را با مال آن دیگری در هم مخلوط نکرده باشد؟ آیا به راستی امکان دارد که آن دختر نبوده که در شبی تیره، در زمان خداحافظی، در رنج غمی جان فرسا، گریان سر بر سینه ی دلدارش ننهاده و صدای تندری که آسمان منحوس را زیر و زبر کرده و صدای بادی که قطرات اشک را از چشمان سیاهش جدا کرده و به چهره اش غلتانده نشنیده باشد؟ آیا امکان دارد که تمام این ها همه غیر از خوابی نبوده است؟ و آن باغ غم افزا متروکه و به گونه ی جنگلی وحشی درآمده، با راه های سنگفرش شده از گلسنگ، راه های بی رهگذر و غم زده ای که بیشتر گردشگاه آنها بود و آنها در حال گردش خود امید داشتند و دلگرفته به هم مهر میورزیدند. عشقی که "بسیار ریشه دار و بسیار عمیق" به حساب می آوردند. تمام اینها ناشناخته بود؟

شب های روشن
و شاید سرنوشت اینگونه بود که دمی از زندگی اش را مونس تو باشد.
شب های روشن
نیچه ی عزیزم..
𝗧𝗶𝘁𝗮𝗻𝗶𝗰
𝗡𝗶𝗸𝘁𝗶𝗻
𝄞⨾𓍢ִ໋🎧ྀི
𝗼𝗻𝗰𝗲 𝗺𝗼𝗿𝗲, 𝘆𝗼𝘂 𝗼𝗽𝗲𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗱𝗼𝗼𝗿
𝗮𝗻𝗱 𝘆𝗼𝘂'𝗿𝗲 𝗵𝗲𝗿𝗲 𝗶𝗻 𝗺𝘆 𝗵𝗲𝗮𝗿𝘁
𝗮𝗻𝗱 𝗺𝘆 𝗵𝗲𝗮𝗿𝘁 𝘄𝗶𝗹𝗹 𝗴𝗼 𝗼𝗻 𝗮𝗻𝗱 𝗼𝗻
..
Night Changes
One Direction
𝗱𝗼𝗲𝘀 𝗶𝘁 𝗲𝘃𝗲𝗿 𝗱𝗿𝗶𝘃𝗲 𝘆𝗼𝘂 𝗰𝗿𝗮𝘇𝘆
𝗷𝘂𝘀𝘁 𝗵𝗼𝘄 𝗳𝗮𝘀𝘁 𝘁𝗵𝗲 𝗻𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗴𝗲𝘀?
زمان که میگذره میفهمی هر اتفاقی که توی زندگیت افتاد، هر آشنا شدنی، هر چیزی که بنظر تو غیر ضروری یا کم اهمیت بود چطور پله پله مسیری رو چید که تو امروز سر جایی که باید قرار بگیری..