+نه شما برین خوش بگذره بهتون (*بیرون اوردن اون پیراهن بادمجونی روشن پف داره از کمد (
𝗶 𝘄𝗮𝘀 𝗲𝗻𝗰𝗵𝗮𝗻𝘁𝗲𝗱 𝘁𝗼 𝗺𝗲𝗲𝘁 𝘆𝗼𝘂𝘂𝘂)تنها راه جلب توجه من اینه که خودتو بهم یاداوری کنی، باید حضورتو توی روزام حس کنم.
"اونا میگن در حال دویدن روی صخره ها و خیره شدن به دریا در نیمه شب دیده شده.
حین دعوا با همسایه اش
اون سگ پسره رو دزدید و به رنگ سبز آهکی رنگش زد
پنجاه سال زمان زیادیه!
خانه ی تعطیلات در سکوت در ساحل نشسته
بدون زنای دیوونه، مرداشون و عادت های بدشون
و بعد توسط من خریده شد!"
حین دعوا با همسایه اش
اون سگ پسره رو دزدید و به رنگ سبز آهکی رنگش زد
پنجاه سال زمان زیادیه!
خانه ی تعطیلات در سکوت در ساحل نشسته
بدون زنای دیوونه، مرداشون و عادت های بدشون
و بعد توسط من خریده شد!"
تقریبا مطمئنم تا دو سال آینده اگه کسی مستقیم هم برای حرف زدن خطابم کنه فقط نگاهش میکنم