اشک‌های قرمز
1.6K subscribers
1 photo
20 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
آدمیزاد تو لحظه تعریف میشه ولی تو عمر معنا پیدا میکنه.
بیشعوری بزرگ و تبدیل به ساندویچ کروسان بوقلمون کای میکنم و به خودم جایزه میدم که نترکیدم. هرچند که داد زدم و خارج شدم.
تو دولینگوم تقلب کردم. لعنت آمون بر من.
پختگی از جایی شروع می‌شه که می‌فهمی حق داشتن و آرامش داشتن همیشه همزمان ممکن نیست. خیلی وقت‌ها حق با توئه، ولی ترجیح می‌دی کنار بایستی و آرامش رو انتخاب کنی؛ می‌تونی ثابت کنی که حق با توست، اما فهمیدی که آرامش اولویت مهمتریه.
گفت من بعضی وقتا به این فکر میکنم که شما دوتا با هم پیر می‌شید. به کل راه هایی که رفتم تا به اینجا رسیدم فکر کردم و گفتم: آره واقعا.
و هنوزم آره واقعا ها رو شبیه الی میگم.
"یه حال پنج‌شنبه شبی دارم"
سه‌شنبه بود.
"ادامه بده"
Forwarded from SLOUGH HOUSE (FerFerious)
"درسته این دِگاووئه، ولی من دیگه اون بگا رونده نیستم"
این هفته تمرین زود خونه رفتن دارم.
خیلی بده که ما نمی‌فهمیم آدما چی‌و از ما یادشون می‌مونه. مثلا من یادم نیست چه آهنگی پلی شد و قیافم چطوری بود که نگار یادش مونده بود و هنوزم یادشه.
حیف. کاش میتونستم جای خودم، تو نگاه آدما زندگی می‌کردم یه وقتایی. کاش همیشه همین لحظه‌های کوچیک عمیق و یادشون بمونه.
کیف پول عزیزم. پیدا شو لطفا.
معده من دیگه مال من نیست. مال سطل آشغال سر کوچه است.
این مسیری که من اومدم اصلا آسون نبود. ولی فعلا اولین جان‌پناهش ارزش‌شو داشت.
اشک‌های قرمز
این هفته تمرین زود خونه رفتن دارم.
در روز دوم ندای اعتراضی برآمد که نه، زود نرو. اما بنده کار خود را کرده و وقتی توانستم ابرهای آسمان هنگام غروب را ببینم ذره‌ای پشیمانی در من نبود.
میدانی هر بار از در شرکت بیرون بزنی شب باشد یعنی چه؟
من با خانواده‌ام کاملا اونجوری برخورد کردم که خانم هایده. تو اوج با خاطرات خوب خداحافظی کردم که دیگه مثل گوگوش به وضعیت الان دچار نشم.
از چیزهایی که مجبورت میکنن ساکت شی چون زورت نمیرسه خوشم نمیاد. ولی وقتایی که سکوت میکنم و دوست دارم. فقط نمیدونم چرا من ساکت میشم میترسن؟
شما رابطه‌اتون کون نداره
خداوند به ما خدمت کند تا به شما توفیق کنیم.
صبح تو ماشین شمردم که چند روز تا اخر هفته مونده و بعد یادم افتاد آخر هفته هم نداریم. یه زمانی می‌گفتن: هی صبح میشه شب میشه. بعد شد: هی شنبه میشه، جمعه میشه.
من الان هی اول ماه میشه، آخر ماه میشه.
با دیجی‌کالا، پاره به خانه میرسد.
+Do you reflect much?
_I don't have to sis, I am not Mulan.