اشک‌های قرمز
1.64K subscribers
1 photo
20 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
از نظر روحی نیاز دارم شخصیت اصلی یه کمدی رمانتیک بودم که طی یک پیاده روی ساده یا جا موندن از ایستگاه یهو زندگیش عوض میشد. ولی متاسفانه در دنیای بی نهایت واقعی زندگی میکنم و از این اتفاقا خبری نیست.
" برای دیگران هزارتا کار میکنی برای خودت هیچی. بعد فکر میکنی دیگران برای تو کاری میکنن؟ نه جوونم"
"یادته قبلا میگفتم چرا فلانی داره از جمله من استفاده میکنه؟ یا چرا فلان کار و کرد عین من؟ چرا نمیگن خب اینو از این بدبخت یاد گرفتیم؟ یا چون این انجامش داده ما هم داریم انجامش میدیم؟ یادته حتما. خیلی درگیر بودم.
ببین من بیخیال این داستان شدم، یهو دیدم همه بعدش میان بهم میگن. مثلا سپیده رنگ لاک‌شو دیشب نشونم داد گفت: میبینی چقدر تحت تاثیرم؟ رفتم عین لاک تو زدم.
یا قلی پریروزا میگفت رفتم تو جلسه اون حرفی که زده بودی و گفتم، تهشم گفتم تو گفتی.
میبینی تو رو خدا؟ تنها راه لذت بردن در این جهان بی‌نیازی از این جهانه. اونوقت هممش برات اتفاق می‌افته"
امروز آرام کنکور داره و احتمالا تا الان کنکورشو داده. این بچه خیلی زحمت کشید و تلاش کرد و من واقعا خوشحالم که قراره شاهده پا گذاشتنش به دنیای بزرگسالی باشم.
قطعا از امروز چیزای زیادی برای تعریف کردن داره ولی خب من میدونم ده یا پونزده سال دیگه اصلا یادش نمیاد امروز چه روزی بود و روزای دیگه‌ای پیدا کرده برای در خاطر نگه داشتن.
پیرترین انسان جهان درگذشت

🔻ایناه کانابارو لوکاس، پیرترین انسان جهان درگذشت. این راهبه برزیلی در تاریخ ۸ ژوئن ۱۹۰۸ در جنوب برزیل به دنیا آمد و از دسامبر سال گذشته میلادی پیر‌ترین انسان در دنیا محسوب می‌شد. او هنگام درگذشت ۱۱۶ سال و ۳۲۶ روز سن داشت.

🔻پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان که چندی پیش درگذشت، این راهبه را در سن ۱۱۰ سالگی آمرزیده بود. تا دسامبر سال گذشته میلادی، خانم تومیکو ایتوکا، اهل ژاپن که او هم در هنگام درگذشت ۱۱۶ سال سن داشت، مسن‌ترین فرد جهان محسوب می‌شد.
این چیزی که دارم از خودم میبینم واقعیه یا کیکه؟
"اولین بغل دلپسندم"
لعنتی فامیلیش کنار همه چی قشنگ میشه.
پنج روز دیگه دوباره آخر هفته می‌شه.
تا وقتی اون قلپ لعنتی قهوه نره پایین اصلا نمیدونم کیم؟ بعد خب فاصله من تازه بیدار شده تا اولین قهوه،
از خونه است تا میز کارم. از بلوار فردوس تا پارک وی. شش و نیم تا هشت. و امیدوارم که رو عمرم حساب نشه این فاصله ها.
بعد از علی که با لبخند عمر من‌و گرفت، ترافیک تهران فشاری داره عمرم‌و میگیره.
بهش گفتم: چون من و اولین بار روز تولدت دیدی، من هر سال میتونم کادوی تولدت باشم.
واقعا زیبا گفتم.
من هر چیزی که نوشتم اومد سراغم. هر چیزی. تو فکر کن امروز برگشتم همینجوری الکی و رندوم یه جایی تو آرکایو که دنبال یه چیزی بگردم. دیدم یه توییت زدم سال 2019 و توضیح دادم چه رابطه ای میخوام. کائنات خاک بر سر پلشت حتی طنز ماجرا رو نگرفته . همون توییت و چند وقت بعدش زارت گذاشت تو کاسه ام. من؟؟؟؟ توییت و که یادم نبود قطعا تا همین الان و در خدمتتونم با تجربه ی رابطه ای که داشتم شوخی میکردم ولی سرم اومد.
اگه از این کار بیام بیرون دیگه نمیرم سراغ کارمندی. میشینم ولاگ میگیرم از اینکه چطور تونستم سوسک توی کولر و با کمترین درد و خونریزی به سزای اعمالش برسونم.
"من از دست سوتفاهمای ادما به تنگ آمده‌ام."
"دختر تو مستر آو پیدا کردن ارتباط بین موضوعات جالبی واقعا"
خداوندا از تو قدرت بیشتری برای به اعضا و جوارحم گرفتن دیگران میخوام. شایدم باید اعضا و جوارح بیشتری بهم بدی چون واقعا یه عضو نمیتونه این همه ملت و ساپورت کنه.
من از نصرالله معین نجف آبادی ممنونم. مرد تو فقط حال من و خوب میکنی. با اینکه خانم معصومه دده بالا باهات حساب شوخی داشت و گفت تو هم مگه میخونی؟ ولی تو میخونی و من خیلی خوشحال میشم. مرسی ازت.
این من نیستم که دارم "عشق ابدی" و میبینم. و جهت اطمینان خاطر بگم این منم نبودم که love is blind و love island و میدیدم. بعد ببین میخندما....
من نمیدونم امشب از بیرون چه شکلی بودم ولی پسر من خیلی وقته نمیدونم از بیرون چه شکلیم، فقط میبینم دیگه حال اونجور دیگر بودن و ندارم. خلاصه، امشب دلم میخواست عین یوناس سریال دارک برمیگشتم عقب و به خود دو سال پیشم میگفم ببین جلوتر خیلی بهتره. خیلی و من ازت بخاطر تصمیمای دردناکی که برای خودت گرفتی ممنونم. من از دو سال پیشم ممنونم. تو برای ما یه کاری کردی.
نمیدونم یک سال پیش امروز اگر بهم یک سال بعدش‌و نشون میدادن باور میکردم یا نه؟ ولی میدونم حتی قطره‌ای احتمال اونچه الان دارم زندگی می‌کنم‌و نمی‌دادم.
آفرین. زمان دوست تو بود. تو بهتر شدی. تو خیلی خیلی بهتر شدی. اینا رو هم مینویسم شما بخونید بلکه شاید به زبان قاصر خودم بگم، ان مع عسر بعدش یه یسرا یی هست واقعا.