بابام بهم مسیج زده: میخوام وام بگیرم.
منم براش زدم: دیگه به سنی رسیدی که خودت بتونی برای خودت تصمیمی بگیری. از نظر من موردی نداره.
=))))))
منم براش زدم: دیگه به سنی رسیدی که خودت بتونی برای خودت تصمیمی بگیری. از نظر من موردی نداره.
=))))))
پارسال همین موقع مریض افتاده بودم تو خونه، کیانا اومد با کاردک از روی مبل در حال خفه شدن تو فیلمای کمدی رمانتیک آمریکایی جمعم کرد برد ایران مال.
امسال دقیقا تو همون وضعیتم و حتی کیانام نیست بیاد جمعم کنه.
عجب روزگاریه!
امسال دقیقا تو همون وضعیتم و حتی کیانام نیست بیاد جمعم کنه.
عجب روزگاریه!
اشکهای قرمز
حماقت از رگ گردن بهم نزدیک تر بود.
ولی همچنان منتظر حماقت طرف مقابل هستما.
اصلا نمیتونم خودمو تو رابطه تصور کنم ولی با این پسره خشایار واقعا میتونم =))
شارژر من این مبل سه نفره هست. یک روز روز دراز بکشم در سکوت، میتونم دو روز معاشرت کنم در سطح شهر.
خوب باطری نگه میدارم. خستگی موادم کمه.
خوب باطری نگه میدارم. خستگی موادم کمه.
ماکارانی درست کردم و خب یه مزهای میده که نمیدونم چه مزهایه. ولی خوب نیست. خوشبختانه خودم فقط قراره بخورم.
از دیروز که سعید موسوی اومد خونه بوی یکی دیگه رو میده و خب جالبه. یهو میخوره تو دماغ. بو مرد میاد.
Forwarded from طوسی
تو زندگی باید لحظههایی باشه که بخوای ادامه داشته باشه. فعلا من وقتی میخوام بخوابم لحظاتیه که میخوام ادامهدار باشه.
سختترین قسمتش بودن دوباره تو فضاییه که مال تو نیست.
کارمندی و میگم و خب مرگ بر ۱۶ فروردین.
کارمندی و میگم و خب مرگ بر ۱۶ فروردین.
هر کاری بخوام بکنم پول میخواد.
بعد برای اینکه پول داشته باشم باید کار کنم.
وقتی کار میکنم نمیتونم هر کاری دلم میخواد و بکنم.
بعد برای اینکه پول داشته باشم باید کار کنم.
وقتی کار میکنم نمیتونم هر کاری دلم میخواد و بکنم.
یک سال و نیم آینده رو زنده میمونم تا دایی بیاد، بریم اشکورات، اوووووو بکشیم و ابرارو تماشا کنیم.
هر چند با اینکه دایی آدم شیب نیست و آدم دشته. ولی دایی میتونه.
هر چند با اینکه دایی آدم شیب نیست و آدم دشته. ولی دایی میتونه.
من ادم صبحم و درون گرا. این در حالیه که تمام زندگیم ادم شب بودم و برون گرا.
اشکهای قرمز
من ادم صبحم و درون گرا. این در حالیه که تمام زندگیم ادم شب بودم و برون گرا.
چی شد که اینجوری شد؟ زندگی عزیز دلم. زندگی من بر مستولی شد و از من من دیگری ساخت.