اشک‌های قرمز
1.6K subscribers
1 photo
20 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
من نمیتونم قیافم‌و یه جوری نکنم وقتی حرف احمقانه میشنوم.
ایده‌آل ترین چیزی که میتونم تصور کنم اینکه اخر هفته خونه رو تا ناموس تمیز کنم و تمام مدت هایده گوش کنم.
اصلا این مدت خانم هایده اینقد من‌و بغل کرد. اینقد نازم کرد. اینقد بهم خسته نباشید گفت. اینقد گریه هام‌و دید.
اقای حیایی شما راست میگفتین.
"هرکسی نردبون خودش‌و داره"
چهارشنبه است آقای لسو. ممنونم.
ما یکی و میشناسیم وقتی تو خودمونیم فکر میکنه برای اون چس کردیم. یعنی می‌خوام بهت بگم طرف همینقدر بلده.
بیشترین انرژی‌ای که ازم می‌ره تلاش برای شبیه این جماعت نشدنه. رو تردمیل‌م همش.
همه دارن تشویق‌م می‌کنن که ول نکنم. "اگر برای تو اتفاق افتاده یه دلیلی داشته".
امیدوارم فردا نگار معجزه کنه و کاری کنه ول نکنم.
دلم جایزه می‌خواد ولی چیزی برای خواستن به ذهنم نمی‌رسه. فقط می‌دونم دلم جایزه می‌خواد.
باید امروز بابک حمیدیان باشم.
مردی برای تمام فصول.
متاسفانه اصلا سوار نیستم و کاملا به هورمون‌هام باختم. فقط تنها لطفی که میتونم بکنم اینکه با کسی کاری نداشته باشم و فاصله بگیرم تا این مصیبت تموم شه.
امروز برنامه روزه سکوته.
چجوری تونستن با چسبودن یه استیکی نوت به تابلوی believe من و به گریه بندازن؟
یه ذره مفاهیم بهم ریخته. نیاز دارم اینقدر درگیر نباشیم تا دستم‌و بگیره و بهم بگه ببین این جاده است، این ابره، این تویی، این منم و درسته همه چیز جدیده ولی نگران نباش با هم دوباره یه تعریف جدید براشون پیدا می‌کنیم.
من قبلا کارهای بزرگ‌تری می‌کردم ولی اینقدر خسته نمی‌شدم.
چیزی که خیلیا راجع بهش حرف نمی‌زنن فقدان در عین داشتنه. مثلا طرف چهارستون بدنش سالمه و منطقا تو باید قدردان سلامت و بودنش باشی ولی تو تحت هیچ شرایطی تو لیست افراد ضروری جهت تماس و مواقع حساس زندگیت نمیذاری. همون جوری که هیچ‌وقت به یه جسد زنگ نمی‌زنی که کمکت کنه.