Red Lion Corps
21.9K subscribers
21.1K photos
8.12K videos
51 files
1.74K links
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد

همراه با ما در دنیای تاریخ و میلیتاری

۸ دسامبر ۲۰۲۰
https://t.me/RedLionCorps/5
Download Telegram
Forwarded from Armored Office

تصویری از تانک T-55 مدل ۱۹۵۸

#تانک_اصلی_نبرد

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

تنها تصویری از مهندس Leonid Kartsev که یونیفورم سرلشکر را برتن کرده.

همه اعضای طراحان ارشد تانک درجه نظامی را دریافت می‌کردند ولی تنها ژوزف کوتین بود که این‌گونه یونیوفرم‌‌هارو می‌پوشید ولی مابقی طراحان معمولا لباس کاری خود رو می‌پوشیدن.

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

لئونید نیکولایویچ کارتسف ( Leonid Nikolayevich Kartsev ) اولین طراح تانک‌های اصلی نبرد شوروی بود که پس از انقلاب روسیه متولد شد و اولین کسی بود که کاملاً تحت مکتب حزب کمونیست بزرگ شد.

وی پیشرفت کرد تا به یکی از طراحان برجسته تانک شوروی تبدیل شود و برای مدت تقریباً ۳ دهه در این حوضه باقی بماند.

در این مدت او به طور حرفه‌ای با دو غول طراح تانک یعنی Aleksandr Morozov در خاركف و Zhosef Kotin در Leningrad رقابت كرد و ۳ طرح تانك اصلی نبرد مشهوری چون T-62 ،T-55 و T-72 را توسعه می دهد.

کارتسف در ۲۱ ژوئیه ۱۹۲۲ توی دهکده کوچک Skomovo Gavrilovo در منطقه Posadsky در استان Ivanovo ( واقع بین Yaroslavl و Nizhny Novgorod) متولد شد، مانند بسیاری دیگر در سن ۱۹ سالگی در ارتش سرخ استخدام شد.

وی در جنگ جهانی دوم به‌عنوان مکانیک تانک خدمت کرد و پس از جنگ در آکادمی نظامی نیروهای زرهی شرکت کرد که در سال ۱۹۴۹ فارغ التحصیل شد و پس از آن به عنوان مهندس در کارخانه شماره 183 (Uralvagonzavod - UVZ) در Nizhny Tagil مشغول بکار شد.

کارتسف به سرعت از طریق رتبه های مهندس طراحی بالا رفت زیرا او کاملا یک مهندس با استعداد بود.

‌در سال ۱۹۵۳ ، در حالی که بسیاری از طراحان UVZ مستقر در نیژنی تاگیل به کارخانه Kharkov Steam Locomotive ( اختصارا KhPZ که یک کارخونه تولید تانک بود ) انتقال داده بود، باید تصمیم گرفت که چه کسی به‌عنوان طراح ارشد جدید در کارخانه منصوب خواهد شد.

موروزف به وضوح می‌دانست که معاون مورد علاقه و دست راست وی، Yakov 'Yariy’' Baranov اولین گزینه است، اما او می‌خواست بارانوف با خودش به خارکیف برگردد تا در تأسیس دوباره دفتر طراحی قبل از شروع جنگ با ناتو، در آنجا کمک کند و بنابراین او برای چنین نتیجه ای به شدت در مسکو لابی کرد.

@red_lion_crops
Forwarded from Armored Office

تنها یک فرد دیگر که می‌توانست بعنوان طراح ارشد کارخانه محسوب شود، کسی نبود جز Nikolai Kucherenko که ایشون نیز در Glavtank بعنوان رئیس اصلی اداره تانک‌سازی از وزارت خودروسازی و حمل نقل ( MTrM )، توی مسکو انتخاب شد.

و در آخر کارتسف بعنوان طراح ارشد در کارخانه UVZ انتخاب شد.

اولین وظیفه کارتسف بعنوان مهندس ارشد توی UVZ نظارت و بازبینی بر طراحی مدل‌های جدید تانک T-54 بود که در اولین مدل ( T-54A ) یک سیستم پایدارکننده تک-محوره ( در محور عمودی ) بر روی توپ این تانک نصب شد و در مدل بعدی ( T-54B ) تثبیت کننده جدید دو-محوره ( در محور عمودی و افقی ) بر روی توپ نصب شد.

اما تا سال ۱۹۵۳، تغییرات زیادی بر نسخه پایه تانک T-54 پیاده‌سازی شده بود که برخی از پیشرفت‌های « منطقی‌سازی کردن » ( توی بخش قبلی معنی واژه « منطقی‌سازی کردن » رو تعریف کردم ) برای ساده‌سازی تغییرات ایجاد شده در خط منتاژ لازم بود.

کارتسف برنامه کنترل روند بهبودسازی تانک T-54 را بدست گرفت و نتیجه آن به پدید‌ آمدن Object 137G2 ختم شد.

تانک Object 137G2 بسیاری از جزئیات را در طراحی تانک T-54B بهبود بخشید که در نتیجه عملکرد آن را آسان‌تر و روند ساخت آن نیز راحت‌تر که موجب به تغییراتی در بخش طراحی عملیاتی این تانک شد.

یکی از تغییرات اعمال شده بر روی این تانک، برداشتن تیربار ۱۲.۷ میلی‌متری DShKM از روی دریچه گلوله‌گذار بود این تیربار با هدف دفاع در برابر حملات هواپیما‌ها به تانک نصب شده بود منتهی پس از ورود جنگنده‌ها با موتور جت که بسیار سریع بودند این تیربار قادر به دفاع در برابر حملات چنین جگنده‌هایی نبود و بنابراین تیربار DShKM از روی دریچه گلوله‌گذار برداشته شد.

@red_lion_corps

Forwarded from Armored Office
‌‌
مقطعی از سیستم پیش-گرم‌کننده پیشرانه که به دست Kartsev به عنوان اولین کار خود توی UVZ دوباره آن را طراحی کرد.

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

نمایی از کف بدنه تانک T-55، که نشان‌دهنده موقعیت جدید دریچه فرار ( شماره ۱۰ ) و پنل‌های دسترسی برای تخلیه مایعات از تانک ( مانند شماره ۷ و... ).

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

برش نمای نیم‌رخ تانک T-55 مدل ۱۹۵۸.

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

سمت چپ:
طرح قرارگیری پیشرانه در عقبه شاسی تانک T-55.
آرایش اجزای پیشرانه شبیه به کلمه « U » هست.
جعبه انتقال نیرو guitara که نیرو خروجی موتور را به گیربوکس منتقل می‌کند ( Transfer case ) که بهتر از نمونه‌های نصب شده در نسل‌های قبلی خود یعنی T-54 و T-44 هست.

سمت راست بالا:
‌دیواره بین محفظه پیشرانه و محفظه جلویی تانک ( سمت چپ تصویر نشان دهنده خط دیواره بین این دو محفظه هست.

تصویر سمت راست وسط:
نمایی از محفظه پیشرانه تانک T-55.

‌تصویر سمت راست پایین:
طرح مخازن سوخت و سیستم سوخت‌رسانی در کلیه مدل‌های تانک T‑55 قبل از نسخه‌های M.
‌‌‌
@red_lion_corps
‌‌
Forwarded from Armored Office

نتیجه طرح جدید، شامل کلیه اجزای تانک T-54B در قالب ظاهر یک طراحی جدید و تمامی ارتقاها در یک بسته اصلاح شده، و در نهایت شد تانک Object 155 که بعنوان تعیین کننده نقش عملیاتی تانک T-55 هست.

تولید سری‌های T-55 توی بخش ۵۲۰ در UVZ در سال ۱۹۵۸ آغاز شد.

ازآنجا که تازه خط تولید تانک آغاز شده بود، این کارخانه در راستا دکترین شوروی توی جنگ‌های هسته‌ایی که الزاماتی را وضع کرد و در طراحی تانک آن را اعمال کرد که تانک‌ها قادر به فعالیت در محیط‌های آلوده به تشعشات رادیو‌اکتیوی، میکروبی و شیمیایی کرد.

کارخانه UVZ تانک جدیدی را توسعه داد که در محیط‌های آلوده توی زمان محدودی بقاپذیر بود.

در سال ۱۹۶۱ تانک توسعه یافته رونمایی شد که نام‌اش T-55A بود، که لایه ضد تشعشع داخلی ( اصطلاحا Nadboy ) تشکیل شده از لایه‌‌های سربی تشکیل شده و لایه ضد تشعشع خارجی ( اصطلاحا Podboy ) در سطوح مختلف تانک ( به‌غیر از دریچه‌ها ) نصب شده هست.

@red_lion_corps
Forwarded from Armored Office

تانک Object 155.

#تانک_اصلی_نبرد

@red_lion_corps
#منتخب
کربلای5
عکس:ساسان مویدی
@red_lion_corps
سلام و وقت بخیر خدمت دوستان


@red_lion_corps
ارتش طوفان صحرا
ارتشي كه در سال 1990 به عربستان سعودي اعزام شد ، محصول تقريباً بيست سال اصلاحات و آزمايش ها ، شباهت چنداني به ارتشي كه در سال 1972 از جمهوري ويتنام ترك شد ، نداشت.

در پايان جنگ ويتنام مقداري از سیستم ها منسوخ شده بودند و برای جنگ متحرک معمولی مجبور بود برای جلب توجه اعتقادی ، سازمانی و آموزشی نیرو های خود به خشونت روی بیاورند. در همان زمان ، بی انضباطی ، مصرف مواد مخدر ، نژادپرستی و آموزش ضعیف در همه صفوف همه گیر بود. در سال 1990 این مشکلات یا در گذشته حل شده بود و یا در آستانه پایان بود.

نه تنها سلاح های جدید در دسترس بود ، بلکه نظریه پردازان و برنامه ریزان نظامی دامنه درگیری های احتمالی را گسترش داده بودند ، از استقرار تاکتیکی کوچک با مدت زمان کوتاه تا یک جنگ بزرگ در یک جبهه گسترده.


@red_lion_corps
در همین حال ، ارتش به مشکلات داخلی خود رسیدگی کرده بود. استانداردهای بالایی برای استخدام ، آموزش و نظم و انضباط وجود داشت. در طی دو دهه گذشته ، این سرویس خود را حول مفهوم نیرویی کاملاً داوطلبانه که برای ادغام نیروهای ذخیره ارتش و گارد ملی ارتش در سازمان زمان جنگ خود ساخته شده ، بازسازی کرد.


رهبران ارتش دكترين جديدي را براي نيروهاي آماده تكامل دادند ، متمركز بر دريافت تجهيزات جديد براي حمايت از اين دكترين بودند ، هر دو را با برنامه هاي آموزش دقيق گره زدند ، و بر ابتكارات توسعه رهبري كه باعث افزايش حرفه اي بودن نیروها شد ، متمركز شدند. در تابستان 1990 ارتش ایالات متحده یک نیروی پیشرفته از نظر فنی ، بسیار آموزش دیده ، به خوبی هدایت شده و با اعتماد به نفس بود.

دکترین جدید

ارزیابی مجدد چگونگی جنگ با "دكترین گوام" رئیس جمهور ریچارد ام. نیكسون در سال 1969 آغاز شد.

@red_lion_corps
اشاره به افزایش پنج لشکر زرهی شوروی در اروپا ، استمرار مجدد لشکرهای ارتش شوروی در دورتر از غرب ، و پیشرفت عمده در تجهیزات ، با تانکهای T-62 و T-72 جایگزین مدلهای قدیمی تر و با مدرنیزاسیون مربوطه سلاح های دیگر. اگر جنگ در دهه 1970 به اروپا می آمد ، ارتش آمریكا و متحدان آن در ناتو با ارتشهای پیمان ورشو كه از نظر كمی و كیفی برتر بودند ، روبرو می شدند.

جنگ اعراب و اسرائیل که از 6 اکتبر 1973 آغاز شد ، نگرانی در مورد مرگبار بودن سلاح های مدرن و همچنین تمرکز ارتش ویتنام در جنگ با پیاده نظام و نیروی هوایی را با هزینه نیروهای دیگر تشدید کرد.

ناظران آمریکایی که در آن میادین جنگ گشت و گذار کردند ، هنگام گزارش "سلاح کشنده" جدید در میدان جنگ خاورمیانه که در طی یک ماه جنگ ، ارتش های اسرائیل ، سوریه و مصر تعداد بیشتری تانک و توپ را از دست دادند ، شروع به ایجاد واژگان تاکتیکی جدید کردند.

@red_lion_corps
در کل ارتش ایالات متحده و اروپا فن آوری پیشرفته در قالب موشکهای هدایت شونده ضد تانک ، سیستمهای کنترل آتش بسیار پیچیده تر و دقیق تر و توپهای تانک کاملاً بهبود یافته ، آینده ای بسیار پرهزینه و کشنده را برای جنگ متعارف اعلام می کند. به همین ترتیب فناوری تغییراتی در تاکتیک های میدان جنگ ایجاد کرد. پیاده نظام مصر مجهز به موشک از موفقیت های چشمگیری در برابر واحدهای تانک اسرائیلی برخوردار شد و اهمیت واحدهای تسلیحاتی کاملاً هماهنگ را تقویت کرد. استفاده از سلاح های بسیار مهلک. چنین درگیری هایی باعث صرف تعداد زیادی از افراد و مقادیر زیادی منابع می شود. این برای ارتش ضروری است که راهی برای پیروزی سریع در هر جنگ آینده طراحی کند. یک کتابچه راهنمای عملیاتی جدید ، پاسخ ویژه ارتش به شرایط جدید دكترين جديد نياز داشت ، و در درجه اول كار ژنرال ويليام اي. دپوي ، فرمانده فرماندهي آموزش و دكترين ارتش آمريكا (TRADOC) بود ، بررسي شرايط جنگ مدرن كه براي تأييد مجدد درس هاي جنگ جهاني دوم به اثبات رسيد ، از نسخه جدید Field Manual 100-5 از فرماندهان مدارس جنگ افزار برای بازنگری و بهبود ایده های خود کمک گرفت.

کتابچه راهنمای 100-5 در ابتدا مفهومی را به نام دفاع فعال تبلیغ می کرد ، که بار دیگر به "اولویت دفاع" متمرکز شد. این کتابچه راهنما از اولین انتشار خود تبدیل به سنگ بنای خانواده ای از کتابچه های ارتش شد که کاملاً جایگزین آموزه های قبلی شد و از پایان جنگ ویتنام در حال تمرین است. از همین آغاز متوسط ​​، آموزه جدید ارتش ، نبرد AirLand ، به آرامی ظهور کرد. در شکل نهایی آن دکترین AirLand در واقع بیان واضحی از مبانی بود که ژنرال های آمریکایی از اوایل جنگ جهانی دوم درک و عمل می کردند ، با شناخت صحیح و صریح نقشی که نیروی هوایی در ایجاد مانور سرنوشت ساز زمینی ایفا می کرد. فرماندهی ارتش و کالج ستاد عمومی ارتش ایالات متحده در فورت لوونورث ، کانزاس ، AirLand را تأیید کرد

@red_lion_corps
مبنای نبرد در مفاهیم سنتی جنگ مانور با آموزش و استفاده مکرر از مثالهای تاریخی. از نظر عملی ، این دکترین فرماندهان را ملزم به نظارت همزمان بر سه نوع عملیات می کرد.

در عملیات نزدیک ، تشکیلات بزرگ تاکتیکی مانند سپاه و لشکرها از طریق مانور ، درگیری نزدیک و پشتیبانی غیر مستقیم می کردند. در عملیات عمیق با دشمن در تماس نیستند ، عمدتا از طریق فریب ، نظارت عمیق و جلوگیری از رسیدن تجهیزات و ذخایر زمین و هوا به دشمن ، به پیروزی در جنگ نزدیک کمک کرد.

اهداف عملیات عمیق انزوای دشمن در میدان نبرد و نفوذ در زمان ، مکان مناسب در نبردها بود. عملیات عقبه به طور همزمان با دو مورد دیگر پیش رفت و بر روی جمع آوری و جابجایی ذخایر ، استقرار مجدد پشتیبانی آتش ، ادامه تلاش های لجستیکی برای حفظ جنگ و تداوم فرماندهی و کنترل متمرکز بود.

عمليات امنيتي ، كنترل ترافيك و نگهداري خطوط ارتباطي براي عمليات عقبي بسيار مهم بودند (نمودار 1). AirLand Battle پس از سال 1976 بحث مجازی و تاکتیکی گسترده ای را در مجلات خدمات ایجاد کرد که به روشن شدن و

@red_lion_corps