ρᎥєᴄє σf тнє ☽︎мσσи
26 subscribers
448 photos
133 videos
70 links
ֹֺ `𝘛𝘪𝘮𝘦 𝘥𝘰𝘦𝘴𝘯'𝘵 𝘩𝘦𝘢𝘭 𝘱𝘢𝘪𝘯
𝘪𝘵 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘦𝘢𝘤𝘩𝘦𝘴 𝘵𝘰 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘱𝘢𝘪𝘯´ ֹֺ

𝘡𝘦𝘪𝘯,:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2007556465

-мανιѕ ִֶָ:
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-732938-838qfns
Download Telegram
هر چی زور میزنم نمیتونم این حس و حال بد رو شکست بدم انگار نمیشه. انگار یه نیرویی از درونم معتاد شده به ناراحت بودن. آدمیزاد اصلا محکومه به ناراحت بودن و پذیرفتن، کنار اومدن و ادامه دادن، چی از این غم‌ انگیزتر؟ هممون شدیم ‌ققنوس‌هایی که دائم آتیش میگیریم، خاموش میشیم و دوباره از خاکستر متولد میشیم. همینقدر زیبا، استوار و غمگین.
Forwarded from جغد عمارت پدر
"دل و جانم را به تو باختم، خوش ترین خاطره ی فراموش نشدنی من"
"و تو همان تنها خاطره ی خوشی هستی که تا ابدیت در ذهن من خواهی ماند"


#سرخپوش
Forwarded from faranak
"راست می‌گفتند، چشم‌ها هر آن چند بی‌رحم و خنثی، اما هرگز دروغ نمی‌گفتند؛ بازتابی از احساسات بودند و چنان گوینده‌ی حقیقت که محال شوند از انعکاس دروغِ روی لب‌هایشان."
#سرخپوش
Forwarded from 𝗟𝗮 𝗟𝘂𝗰𝗲.
و باز هم دلتنگ شخصی هستم که آن را درون هیچکس پیدا نمیکنم .
دلم چشمانی را میخواهد که وقتی به من زل میزند پر از ستاره میشود ، پر از شادی ، پر از امید ، پر از امنیت‌ .
دلم دستان کوچکی‌ را میخواهد که گرم است .. دستان لطیفی که با هر نوازشش می‌توانم برای آرامشی که به من می‌دهد به خواب ابدی بروم ،
درست مثل کودکی که مادرش او را نوازش میکند .
دلم خنده هایی را میخواهد که با دیدنش‌‌ روحم‌ ، جهانم‌ ، تمام آینده و حال‌م رنگی میشود و بارها افکارم بلند فریاد میزنند : این قشنگ ترین تصویری است که تا به حال دیدم .
دلم آغوش امنی را میخواهد که بوی تَنَش به من احساس زندگی می‌دهد ،
آغوشی از جنس تو‌ .
دلم لب های درشتی را میخواهد که هر ثانیه تشنه ی آن میشوم و در عین حال تشنگی را از من می‌گیرد ، لبانی که ساعت ها بدون خستگی می‌توانم آنها رو ببوسم .
دلم او را میخواهد‌ .. کسی که حتی اگر خسته باشد ، حتی اگر خسته باشم در کنار هم ، همه چیز را فراموش میکنیم و دیوونه وار لبخند میزنیم و میخندیم .
او همه بود ، بهترین دوست ، بهترین مادر ، بهترین پدر ، بهترین یار و بهترین همدم .
قدرتش مانند آبی‌ است که می‌تواند آتش یک جهان را خاموش کند .. او ذهن مرا خاموش میکند !
او ذهنی را که در هیاهو‌ی زندگی غرق میشود را میبوسد و مانع‌ هر فکر و نگرانیی‌ میشود .
زندگیِ زیبای من ،
داری این متن را میخوانی نه ؟
پس باید بگویم ؛ دلم برایت تنگ شده .. به اندازه ی قدرت بغضی که بخاطرَت در چشمانم بود .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولدت مبارک قشنگترینم:)
امسال.. ۲۰ سالت شد و میدونم از این ک ب اعداد سنت اضافه شه اصلا خوشت نمیاد.. اما من خوشحالم تک تک سالهایی ک این اعداد اضافه میشه پیشت هستم و باهمیم..
وقت گذروندن باهات، دیدن لبخندت، خوشحالیت و از همه مهمتر وجودت توی این دنیا برای من دلیلِ پشت سر گذاشتنِ سختیا و تحمل کردنشونه
دلیلِ قشنگیِ این ماه اینه ک متعلق ب توعه..
حسش مثل بستنیِ خنک توی گرمای ماهِ ژوئن‌‌عه..
دوستت دارم♡
ρᎥєᴄє σf тнє ☽︎мσσи
Asammuell Escape – Serdtse ne igrushka
00:41

It wasn’t safe to fall in love with you
Like a cliff dancing
Step and I’ll fall
Nothing heals the past like time..
Forwarded from 𝗟𝗮 𝗟𝘂𝗰𝗲.
واقعا یسری‌ چیزارو‌ درک نمیکنم
آدما از کی اینقدر گشنه ی ترحم شدن ؟
از کی اینقدر ضعیف و پوچ شدن ؟
از کی نشون دادن اینکه چقدر مریضن‌ شده افتخار ؟
هیچکس موظف‌ این نیست بخاطر بیماریای‌ شما زندگی خودشو‌ بر فنا‌ بده
کمک کردن خوبه
ولی در یه حدی !
اطرافیانتون‌ رو با تراپیست‌ اشتباه نگیرید .
هیچکس هم مقصر اینکه شما تو چه باتلاق مضخرفی دارید غرق میشید هم نیست .
بچه نیستین باز یکی بازوتونو‌ بگیره بلندتون‌ کنه ، مقصر تموم مشکلاتتون‌ خودتونید‌ ، هیچکس هم جز خودتون نمیتونه کمکتون‌ کنه .
درک نشدن مثل یک مرگ تدریجیه. زندگی با آدم یا آدم‌هایی که هرگز تو رو نمی‌فهمن، یک بخش از تو رو می‌خشکونه. وقتی کسی‌ تو رو نفهمه و نبینه، کمتر خودت رو نشون میدی و سطح توقعت رو میاری پایین. انرژیت برای تعامل فروکش می‌کنه. کم‌کم شبیه مُرده‌ای میشی که حوصله‌ی نظر دادن نداره. حوصله‌ی بحث‌ کردن نداره. فقط سری تکون میده، رد میشه و میره. درک نشدن، مثل یک مرگ آهسته و آروم، شادی و انرژی آدم رو از بین می‌بره.
توی قسمت چهارمِ Euphoria زندایا ( کاراکتر Ru ) به علی میگه: احساس می‌کنم دور و بریام، حالا چه همکلاسی، چه دوستا و چه بقیه‌ی آدمای این شهر، همگی یه جورایی گُم شدن و نمیدونن چی می‌خوان اما تمام این آشفتگیشونو زیر یه نقاب قایم می‌کنن‌. حالا این نقاب ممکنه یه دوست‌پسر خوب باشه یا پُستایی که توی اینستاگرام و تامبلر میذارن یا هرچیز دیگه‌ای. گاهی به این دنیا و آدمای مخفی‌کارش نگاه می‌کنم و با خودم میگم: خب کی چی؟ آخرش که چی؟ ما همه حالمون بده و زورکی به هم لبخند تحویل میدیم مبادا کسی متوجه بشه چی می‌کشیم!
#تماشا