I'm tired of being mad and sad and confused and for once I want to be happy, and aint.
هر چی زور میزنم نمیتونم این حس و حال بد رو شکست بدم انگار نمیشه. انگار یه نیرویی از درونم معتاد شده به ناراحت بودن. آدمیزاد اصلا محکومه به ناراحت بودن و پذیرفتن، کنار اومدن و ادامه دادن، چی از این غم انگیزتر؟ هممون شدیم ققنوسهایی که دائم آتیش میگیریم، خاموش میشیم و دوباره از خاکستر متولد میشیم. همینقدر زیبا، استوار و غمگین.
Forwarded from جغد عمارت پدر
"دل و جانم را به تو باختم، خوش ترین خاطره ی فراموش نشدنی من"
"و تو همان تنها خاطره ی خوشی هستی که تا ابدیت در ذهن من خواهی ماند"
#سرخپوش
"و تو همان تنها خاطره ی خوشی هستی که تا ابدیت در ذهن من خواهی ماند"
#سرخپوش
Forwarded from faranak
"راست میگفتند، چشمها هر آن چند بیرحم و خنثی، اما هرگز دروغ نمیگفتند؛ بازتابی از احساسات بودند و چنان گویندهی حقیقت که محال شوند از انعکاس دروغِ روی لبهایشان."
#سرخپوش
#سرخپوش
Forwarded from 𝗟𝗮 𝗟𝘂𝗰𝗲.
و باز هم دلتنگ شخصی هستم که آن را درون هیچکس پیدا نمیکنم .
دلم چشمانی را میخواهد که وقتی به من زل میزند پر از ستاره میشود ، پر از شادی ، پر از امید ، پر از امنیت .
دلم دستان کوچکی را میخواهد که گرم است .. دستان لطیفی که با هر نوازشش میتوانم برای آرامشی که به من میدهد به خواب ابدی بروم ،
درست مثل کودکی که مادرش او را نوازش میکند .
دلم خنده هایی را میخواهد که با دیدنش روحم ، جهانم ، تمام آینده و حالم رنگی میشود و بارها افکارم بلند فریاد میزنند : این قشنگ ترین تصویری است که تا به حال دیدم .
دلم آغوش امنی را میخواهد که بوی تَنَش به من احساس زندگی میدهد ،
آغوشی از جنس تو .
دلم لب های درشتی را میخواهد که هر ثانیه تشنه ی آن میشوم و در عین حال تشنگی را از من میگیرد ، لبانی که ساعت ها بدون خستگی میتوانم آنها رو ببوسم .
دلم او را میخواهد .. کسی که حتی اگر خسته باشد ، حتی اگر خسته باشم در کنار هم ، همه چیز را فراموش میکنیم و دیوونه وار لبخند میزنیم و میخندیم .
او همه بود ، بهترین دوست ، بهترین مادر ، بهترین پدر ، بهترین یار و بهترین همدم .
قدرتش مانند آبی است که میتواند آتش یک جهان را خاموش کند .. او ذهن مرا خاموش میکند !
او ذهنی را که در هیاهوی زندگی غرق میشود را میبوسد و مانع هر فکر و نگرانیی میشود .
زندگیِ زیبای من ،
داری این متن را میخوانی نه ؟
پس باید بگویم ؛ دلم برایت تنگ شده .. به اندازه ی قدرت بغضی که بخاطرَت در چشمانم بود .
دلم چشمانی را میخواهد که وقتی به من زل میزند پر از ستاره میشود ، پر از شادی ، پر از امید ، پر از امنیت .
دلم دستان کوچکی را میخواهد که گرم است .. دستان لطیفی که با هر نوازشش میتوانم برای آرامشی که به من میدهد به خواب ابدی بروم ،
درست مثل کودکی که مادرش او را نوازش میکند .
دلم خنده هایی را میخواهد که با دیدنش روحم ، جهانم ، تمام آینده و حالم رنگی میشود و بارها افکارم بلند فریاد میزنند : این قشنگ ترین تصویری است که تا به حال دیدم .
دلم آغوش امنی را میخواهد که بوی تَنَش به من احساس زندگی میدهد ،
آغوشی از جنس تو .
دلم لب های درشتی را میخواهد که هر ثانیه تشنه ی آن میشوم و در عین حال تشنگی را از من میگیرد ، لبانی که ساعت ها بدون خستگی میتوانم آنها رو ببوسم .
دلم او را میخواهد .. کسی که حتی اگر خسته باشد ، حتی اگر خسته باشم در کنار هم ، همه چیز را فراموش میکنیم و دیوونه وار لبخند میزنیم و میخندیم .
او همه بود ، بهترین دوست ، بهترین مادر ، بهترین پدر ، بهترین یار و بهترین همدم .
قدرتش مانند آبی است که میتواند آتش یک جهان را خاموش کند .. او ذهن مرا خاموش میکند !
او ذهنی را که در هیاهوی زندگی غرق میشود را میبوسد و مانع هر فکر و نگرانیی میشود .
زندگیِ زیبای من ،
داری این متن را میخوانی نه ؟
پس باید بگویم ؛ دلم برایت تنگ شده .. به اندازه ی قدرت بغضی که بخاطرَت در چشمانم بود .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولدت مبارک قشنگترینم:)
امسال.. ۲۰ سالت شد و میدونم از این ک ب اعداد سنت اضافه شه اصلا خوشت نمیاد.. اما من خوشحالم تک تک سالهایی ک این اعداد اضافه میشه پیشت هستم و باهمیم..
وقت گذروندن باهات، دیدن لبخندت، خوشحالیت و از همه مهمتر وجودت توی این دنیا برای من دلیلِ پشت سر گذاشتنِ سختیا و تحمل کردنشونه
دلیلِ قشنگیِ این ماه اینه ک متعلق ب توعه..
حسش مثل بستنیِ خنک توی گرمای ماهِ ژوئنعه..
دوستت دارم♡
امسال.. ۲۰ سالت شد و میدونم از این ک ب اعداد سنت اضافه شه اصلا خوشت نمیاد.. اما من خوشحالم تک تک سالهایی ک این اعداد اضافه میشه پیشت هستم و باهمیم..
وقت گذروندن باهات، دیدن لبخندت، خوشحالیت و از همه مهمتر وجودت توی این دنیا برای من دلیلِ پشت سر گذاشتنِ سختیا و تحمل کردنشونه
دلیلِ قشنگیِ این ماه اینه ک متعلق ب توعه..
حسش مثل بستنیِ خنک توی گرمای ماهِ ژوئنعه..
دوستت دارم♡
ρᎥєᴄє σf тнє ☽︎мσσи
Asammuell Escape – Serdtse ne igrushka
00:41
It wasn’t safe to fall in love with you
Like a cliff dancing
Step and I’ll fall