او در داستانهای این مجموعه به دنبال مطرح کردن این سوال است که «آیا قانون برای همه یکسان اجرامیشود یا راهی برای دورزدنش وجود دارد؟» ایرانیها که پیشتر این نویسنده را از روی دو رمان شاخصش، «رگتایم» و «بیلی بات گیل» شناختهاند در این کتاب هم میبینند که داکترو نسبت به حوادث اجتماعی بیتوجه نبوده است و تنها روالی تصادفی را در داستانهایش دنبال نمیکند. امروز داکترو را یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین نویسندههای امریکا و جهان میدانند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چطور میشد از رنجی ناشناختنی حرف زد که مدام چون ابرها تغییر شکل میداد و چون باد در پیچ و تاب بود؟
📚 مادام بوواری
_گوستاو فلوبر
❤️ | @ReadingLand
_گوستاو فلوبر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آنتونی رابینز در کتاب بیداری غول درون، درباره ی ایجاد درد و لذت در زندگی تحلیل جالبی دارد.او می گوید درد و لذت در نگاه ما به مسائل مختلف در زندگی برای ذهن اتفاق می افتد و با همین شیوه علایق و سلایق نیز تعریف میشود و از این پس ذهن به صورت خودکارنسبت به مسائل مختلف موضع گیری و واکنش نشان می دهد که در نهایت ایجاد احساس درد و یا احساس لذت در انسان می شود.پس باید روی نگاهمون به مسائل بازبینی داشته باشیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تلاش انسانها برای یافتن راههای بهتر جهت رویارویی با مشکلات جهانی به سختی میتواند به تفکرات ملی گر..ایان برای بازگشت به گذشته ای تکیه کند که قابل بازگرداندن نیست.
❤️ | @ReadingLand
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سرزمین جذامیها، مجموعهای از بیست داستان کوتاه و قطعه ادبی است. داستانهای کوتاه این مجموعه از دو بخش «داستانهای کلاسیک» و «داستانهای پستمدرن» تشکیل شدهاند. محوریت اصلی موضوعات داستانهای این کتاب «زندگی کارگران»، «مشکلات کودکان کار»، «معضلات زندگی زنان»، «روشنفکران سرخورده»، «هنرمندان متعهد» و… میباشد. بنابراین شاید بسیاری از مطالب کتاب به مذاق قشر مرفه جامعه ، خوش نیاید . با توجه به دغدغه ی سال های اخیر دل سوزان و روشنفکران مملکت نسبت به انحطاط فرهنگی نسل جدید ، عمده ی داستان ها و مطالب این مجموعه دارای زمینه اجتماعی بوده و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، به معضلات جامعه ایرانی در عصر جدید، پرداخته شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در کتاب "ج..نگ و صلح" لئو تولستوی میگوید: هیچ چیز قویتر از صبر و زمان نیست و همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند به موقع اتفاق میافتد...
❤️ | @ReadingLand
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در ایالت جرجیا کشاورزی بهنام "تایتای والدن" اعتقاد دارد که گنجی در مزرعه او پنهان شده است. او با کمک پسرانش، "شا" و "باک" ، در جستوجوی گنج سرتاسر زمین خود را میکاود؛ جز قطعه زمین کوچکی، یک وجب خاک خدا، که با صلیب مشخص شده است...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر خواستید از حقیقتی دفاع کنید، اول مطمئن شوید که آن، صرفأ همان دیدگاهتان نباشد که به شدت مایلید حقیقت داشته باشد!
_نيل دگراس
❤️ | @ReadingLand
_نيل دگراس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
قلب، مهمانخانه نيست که آدم ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند
قلب، لانه گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
.
کتاب "یک عاشقانه آرام"
نادر ابراهیمی
❤️ | @ReadingLand
قلب، لانه گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
.
کتاب "یک عاشقانه آرام"
نادر ابراهیمی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خشم فرشتگان قصه ی دختری به اسم جنفیر پارکر است .دختری که یکی از ممتاز ترین شاگردان داخل دنشگاه حقوق بوده است.او مدتهای بسیار طولانی و سخت را در دانشکده حقوق به آخر می رساند تا عاقبت به آرزوی قدیمی خود یعنی وکیل شدن رسید.ولی در نخستین روز حاضر بودن داخل دادگاه اتفاقی واسه ی جنیفر افتاد که اتفاقی غیر قابل پیش بینی می باشد.رویدادهایی که سرگذشت او را عوض نمود.جنیفر در دام مافیا می افتد .کتاب خشم فرشتگان نگاشته ی سیدنی شلدون یکی از بهترین نگارنده ها در خصوص ژانر جنایی و پلیسی و حادثه ای می باشد.سیدنی شلدون این اثر را در سال هزار و نهصد و هشتاد نوشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی،
احتمال آغاز یک رابطهی احمقانه
بیشتر میشود...!
📚 نامهای عاشقانه از تیمارستان دولتی
_ریچارد براتیگان
❤️ | @ReadingLand
احتمال آغاز یک رابطهی احمقانه
بیشتر میشود...!
_ریچارد براتیگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
برای توضیح راجع به کتاب خوابم چه می گوید پیش از هرچیز شاید بهتر باشد که به نظر خود نویسنده کتاب رجوع کنیم. جین ترزا اندرسون نویسنده این کتاب در مصاحبه ای اشاره می کند که" من اصل 101 تعبیر خواب و تکنیک های مربوط به کشف رویاها را در این 101 نکته فشرده کرده ام تا شما آنها را فراگیرید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📚 تماماً مخصوص
_عباس معروفی
❤️ | @ReadingLand
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
_عباس معروفی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خالکوب آشویتس، روایتیست عاشقانه از پایبندی لالی و گیتا به عشقشان در دورانی آکنده از اندوه و وحشت. این اثر داستان زندگی لالی سوکولوف، یکی از هزاران زندانی در اردوگاه آشویتس را در بحبوحه جنگ جهانی دوم بیان میکند که وظیفه خالکوبی شماره بر ساعد تازه واردان به اردوگاه به او سپرده شده بود. در آوریل 1942، لالی سوکولوف به اجبار به اردوگاه آشویتس - بیرکناو منتقل میشود. او که به زبانهای مختلف تسلط دارد، مسئول خالکوبی شمارههای شناسایی بر دست زندانیان تازه وارد میشود؛ شمارههایی که سرنوشت آنها را رقم میزند؛
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خیلی قدیمترها، سر کسی را که میبریدند، روی گردن روغن داغ میریختند. اینگونه جلوی خونریزی گرفته میشد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب میتوانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همینطوری میچرخید دور خودش، میچرخید و میرقصید! اسمش را گذاشته بودند رقص بسمل!
برای رقص بسمل سر لازم نبود! حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش به حال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
📚 چهل سالگی
_ناهید طباطبایی
❤️ | @ReadingLand
برای رقص بسمل سر لازم نبود! حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش به حال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
_ناهید طباطبایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
من، پیش از تو، داستانی عاشقانه از زندگی لوییزا و ویل است. لوییزا دختر جوانی است که در تامین مخارج خانواده کمک میکند. او به تازگی کارش را از دست داده است و حالا به شدت دنبال کار میگردد. وقتی آگهی استخدام پرستاری از یک مرد جوان توانخواه را میبیند به مصاحبه میرود و موفق میشود که کار را هم بگیرد. اما از دلیل اصلی استخدام شدنش خبر ندارد. لوییزا حالا پرستار ویل است. ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در میانِ اقلیت قرار داشتن،
حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست ؛
حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر ...
اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همهی دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی !
📚 کتابِ ۱۹۸۴
_جورج اورول
❤️ | @ReadingLand
در میانِ اقلیت قرار داشتن،
حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست ؛
حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر ...
اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همهی دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی !
_جورج اورول
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داستان کتاب اتفاقات بعد از «رمان من پیش از تو» است. ویل ترینر مدیر اجرایی سابق و عاشق موتورسواری، حالا بر روی صندلی چرخدار نشسته و پرستاری به نام لوئیزا کلارک از او مراقب میکند. آنها عاشق یکدیگر میشوند، اما آنها با خوشحالی زندگی نمیکنند. زیرا ویل از گردن به پایین فلج میشود و حتی عشق لوئیزا نیز نمیتواند او را با محدودیتهایش سازگار کند. در نتیجه او به دیگنیتاس و... سپس لوئیزا غرق در اندوه میشوند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این چیزهایی که درباره مردن در راه ایمان و این حرفها میگویند، جز یک مشت حرف مفت چیز دیگری نیست. اینها را فقط میگویند که آدم را بترسانند. در مورد ایرلند هم همینطور. دیگر هیچ کس برای هیچ چیز نمیمیرد.دیگر مرگ و میر و شهید شدن ته اش درآمده.من که نه برای ایرلند میمیرم نه برای ایمان. ممکن است برای مادرم بمیرم، همین و بس!
📚 اجاق سرد آنجلا
_فرانک مک کورت
❤️ | @ReadingLand
_فرانک مک کورت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داستانی درباره مادر و دختری با اتفاقاتی مشابه اما سرانجامی متفاوت...و به نوعی تفاوت نسلها و تصمیمات انسانها در زندگی را نشان میدهد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM