"من لازم نبوده ام. دلم میخواست لازم باشم، برای چیزی یا برای کسی."
📖مردگان بی کفن و دفن
🖌ژان پل سارتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖مردگان بی کفن و دفن
🖌ژان پل سارتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤6
داستان این کتاب درباره دو زن با برخی ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام «سوفی» در زمان اشغال فرانسه توسط نازیها مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهرش در مقابل نازیها محافظت کند. زن دیگر داستان «لیو» نام دارد که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلوی نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل میباشد که در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این تابلوی نقاشی نقطه عطف داستان کتاب است که زندگی سوفی و لیو را به هم گره میزند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4
خب وقتی برگردی ، قول میدم دوباره همونی شم که تو ازش نقاشی کشیدی.
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤8
من نمیخوام نگاهت کنم موقع رفتن ادوارد. وقتی از جلوی چشمم دور میشی ، چشمامو میبندم و تورو تو ذهنم تصور میکنم.
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4
این کتاب دو داستان را شامل میشود. دو رمان که موازی هم جلو میرود. و به گونهای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستانها در سال ۲۰۰۸ در امریکا و دیگری در قرن هفتم در قونیه اتفاق میافتد.
داستان اول کتاب مربوط به "اللا روبینشتاین" است که در بوستونِ آمریکا زندگی میکند. اللا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده و رابطه زناشویی کرده است. با اینکه همسر اللا – دیوید – دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آنها در یک سطح ایدهآل قرار داشت اما عشق و صمیمتی در میان آنها نبود. اللا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویتهای خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچههایش بود. اما با این حال رابطه اللا با خانوادهاش هم چندان خوب نبود و رابطه زناشوییاش در خطر بود. در این میان اللا بنا به دلایل مختلف کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا میکند. او میبایست رمانی را که به او داده شده بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا میدهند، رمان ملت عشق است!
داستان دوم رمان، ماجرای همین رمانی است که به اللا داده میشود، یعنی داستان کتاب ملت عشق. ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق "مولانا و شمس تبریزی" است که در قرن هفتم اتفاق میافتد...
➥ •[ @ReadingLand ]•
داستان اول کتاب مربوط به "اللا روبینشتاین" است که در بوستونِ آمریکا زندگی میکند. اللا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده و رابطه زناشویی کرده است. با اینکه همسر اللا – دیوید – دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آنها در یک سطح ایدهآل قرار داشت اما عشق و صمیمتی در میان آنها نبود. اللا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویتهای خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچههایش بود. اما با این حال رابطه اللا با خانوادهاش هم چندان خوب نبود و رابطه زناشوییاش در خطر بود. در این میان اللا بنا به دلایل مختلف کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا میکند. او میبایست رمانی را که به او داده شده بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا میدهند، رمان ملت عشق است!
داستان دوم رمان، ماجرای همین رمانی است که به اللا داده میشود، یعنی داستان کتاب ملت عشق. ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق "مولانا و شمس تبریزی" است که در قرن هفتم اتفاق میافتد...
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥7
از مرگ نمیترسم. چون مرگ را پایان نمیدانم. علاوه بر این، معتقدم که مرگ هر کس رنگ خودش را دارد.
چیزی که به فکر وا میداردم مرگ بدون میراث است.
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
چیزی که به فکر وا میداردم مرگ بدون میراث است.
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤9
دنیا بیعدالتی است، اگر قبول کنی شریک جرم میشوی، اگر عوض کنی جلاد میشوی.
📖شیطان و خدا
🖌ژان پل ساتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖شیطان و خدا
🖌ژان پل ساتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤9
روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد: "تا این لحظه نفهمیده بودم زندگی چه زیباست"
تاثرآور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
تاثرآور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤10
اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشا می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیادی بها نده!
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤8
"دستت را به من بده، ای تصویر شادمانۀ همه امیدها! فردا از آن ماست. چرا که نباشد؟ این شایستگی را روح ما به ما میدهد. روح ما و معرفت ما. من با یاری دستان تو همۀ سپیدهدمها را فتح خواهم کرد. زیرا که به عشق ایمان دارم. به تو فکر میکنم و وجود دوگانۀ خود را احساس میکنم. تو را دوست میدارم و پیروز میشوم. تو را در بر میگیرم، و این پیوندی است که میوهاش پیروزی است. پیروزی به زندگی و بدی."
📖مثل خون در رگ های من
🖌احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖مثل خون در رگ های من
🖌احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4
آیدای کوچولوی من! آنقدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می افتم! زندگی من دیگر چیزی به جز تو نیست. خود من هم دیگر چیزی به جز خود تو نیستم. چهرهات تمام زندگی مرا در آینهی واقعیت منعکس میکند و این واقعیت آن قدر عظیم است که به افسانه میماند! تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته میکند. همهی شادیهایم در یک لبخند تو خلاصه میشود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همهی شادیها و خوشبختیهای دنیا را در خطوط درهم فشردهی آن، -چهرهای که خدا میداند چقدر دوستش میدارم- گم کنم.
📖مثل خون در رگ های من
🖌 احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖مثل خون در رگ های من
🖌 احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤5
این کتاب، اثری کاملا ضروری برای رسیدن به درکی درست و معنادار از نیچه، چه به عنوان یک انسان و چه به عنوان یک فیلسوف، است. این کتاب که پرداختی نقادانه، روشنگرانه و خردمندانه به مسیحیت به حساب می آید، باعث به وجود آمدن جنجال ها و الهام بخشی های زیادی در میان نسل های متمادی مخاطبین شده است. نیچه در پیش گفتار کتاب بیان می کند که این اثر را برای طیفی بسیار محدود از مخاطبین نوشته است. این فیلسوف برجسته از خوانندگان می خواهد در سطحی بالاتر از سیاست و ملی گرایی قرار بگیرند و برای فهم حقیقت، به سودمند یا آسیب زا بودن آن به عنوان یک دغدغه نگاه نکنند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤1