به قول ایاز با دو دسته نمی شود بحث کرد: با سواد و بی سواد.
📖سمفونی مردگان
🖌عباس معروفی
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖سمفونی مردگان
🖌عباس معروفی
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤12
این نمایشنامه درباره گروهی از پارتیزانهای فرانسوی جنگ جهانی دوم است که در یک عملیات به سرکردگی مرد جوانی به نام ژان، به دست پلیس میافتند و مورد شکنجههایی سخت و کشنده قرار میگیرند تا محل اختفای ژان را لو دهند.
در این نمایشنامه با دو دسته انسان روبهروییم؛ شکنجهگر و شکنجهشده. این دو گروه در دو سوی یک دیوار قرار دارند و در هر صحنه با یک سمتِ دیوار روبرو میشویم. در واقع ما یک بار مسائل را از دید افرادی که قرار است به نوبت به اتاقِ شکنجه بروند میبینیم و اما بارِ دیگر همهچیز با تمرکز بر دریچه نگاهِ شکنجهگرها برایمان بررسی میشود....
➥ •[ @ReadingLand ]•
در این نمایشنامه با دو دسته انسان روبهروییم؛ شکنجهگر و شکنجهشده. این دو گروه در دو سوی یک دیوار قرار دارند و در هر صحنه با یک سمتِ دیوار روبرو میشویم. در واقع ما یک بار مسائل را از دید افرادی که قرار است به نوبت به اتاقِ شکنجه بروند میبینیم و اما بارِ دیگر همهچیز با تمرکز بر دریچه نگاهِ شکنجهگرها برایمان بررسی میشود....
➥ •[ @ReadingLand ]•
"من لازم نبوده ام. دلم میخواست لازم باشم، برای چیزی یا برای کسی."
📖مردگان بی کفن و دفن
🖌ژان پل سارتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖مردگان بی کفن و دفن
🖌ژان پل سارتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤6
داستان این کتاب درباره دو زن با برخی ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام «سوفی» در زمان اشغال فرانسه توسط نازیها مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهرش در مقابل نازیها محافظت کند. زن دیگر داستان «لیو» نام دارد که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلوی نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل میباشد که در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این تابلوی نقاشی نقطه عطف داستان کتاب است که زندگی سوفی و لیو را به هم گره میزند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4
خب وقتی برگردی ، قول میدم دوباره همونی شم که تو ازش نقاشی کشیدی.
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤8
من نمیخوام نگاهت کنم موقع رفتن ادوارد. وقتی از جلوی چشمم دور میشی ، چشمامو میبندم و تورو تو ذهنم تصور میکنم.
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دختری که رهایش کردی
🖌جوجو مویز
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4
این کتاب دو داستان را شامل میشود. دو رمان که موازی هم جلو میرود. و به گونهای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستانها در سال ۲۰۰۸ در امریکا و دیگری در قرن هفتم در قونیه اتفاق میافتد.
داستان اول کتاب مربوط به "اللا روبینشتاین" است که در بوستونِ آمریکا زندگی میکند. اللا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده و رابطه زناشویی کرده است. با اینکه همسر اللا – دیوید – دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آنها در یک سطح ایدهآل قرار داشت اما عشق و صمیمتی در میان آنها نبود. اللا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویتهای خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچههایش بود. اما با این حال رابطه اللا با خانوادهاش هم چندان خوب نبود و رابطه زناشوییاش در خطر بود. در این میان اللا بنا به دلایل مختلف کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا میکند. او میبایست رمانی را که به او داده شده بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا میدهند، رمان ملت عشق است!
داستان دوم رمان، ماجرای همین رمانی است که به اللا داده میشود، یعنی داستان کتاب ملت عشق. ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق "مولانا و شمس تبریزی" است که در قرن هفتم اتفاق میافتد...
➥ •[ @ReadingLand ]•
داستان اول کتاب مربوط به "اللا روبینشتاین" است که در بوستونِ آمریکا زندگی میکند. اللا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده و رابطه زناشویی کرده است. با اینکه همسر اللا – دیوید – دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آنها در یک سطح ایدهآل قرار داشت اما عشق و صمیمتی در میان آنها نبود. اللا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویتهای خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچههایش بود. اما با این حال رابطه اللا با خانوادهاش هم چندان خوب نبود و رابطه زناشوییاش در خطر بود. در این میان اللا بنا به دلایل مختلف کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا میکند. او میبایست رمانی را که به او داده شده بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا میدهند، رمان ملت عشق است!
داستان دوم رمان، ماجرای همین رمانی است که به اللا داده میشود، یعنی داستان کتاب ملت عشق. ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق "مولانا و شمس تبریزی" است که در قرن هفتم اتفاق میافتد...
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥7
از مرگ نمیترسم. چون مرگ را پایان نمیدانم. علاوه بر این، معتقدم که مرگ هر کس رنگ خودش را دارد.
چیزی که به فکر وا میداردم مرگ بدون میراث است.
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
چیزی که به فکر وا میداردم مرگ بدون میراث است.
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤9
دنیا بیعدالتی است، اگر قبول کنی شریک جرم میشوی، اگر عوض کنی جلاد میشوی.
📖شیطان و خدا
🖌ژان پل ساتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖شیطان و خدا
🖌ژان پل ساتر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤9
روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد: "تا این لحظه نفهمیده بودم زندگی چه زیباست"
تاثرآور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
تاثرآور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤10
اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشا می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیادی بها نده!
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖ملت عشق
🖌الیف شافاک
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤8
"دستت را به من بده، ای تصویر شادمانۀ همه امیدها! فردا از آن ماست. چرا که نباشد؟ این شایستگی را روح ما به ما میدهد. روح ما و معرفت ما. من با یاری دستان تو همۀ سپیدهدمها را فتح خواهم کرد. زیرا که به عشق ایمان دارم. به تو فکر میکنم و وجود دوگانۀ خود را احساس میکنم. تو را دوست میدارم و پیروز میشوم. تو را در بر میگیرم، و این پیوندی است که میوهاش پیروزی است. پیروزی به زندگی و بدی."
📖مثل خون در رگ های من
🖌احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖مثل خون در رگ های من
🖌احمد شاملو
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤4