IDK You Yet
Alexander 23
How can you miss someone you've never met?
′Cause I need you now
but I don′t know you yet
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
′Cause I need you now
but I don′t know you yet
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
❤🔥3
داستان مردی به نام اوه زندگی پیرمرد 59 ساله ای را به تصویر کشیده است که به علت کهولت سن از محل کارش اخراج شده و چند سالی است به عنوان مدیر محله تمام فعالیت های محله را زیر نظر دارد تا همه چیز به نحو احسن پیش برود. همسایه ها این پیرمرد را به عنوان یک مرد خشن و عبوس می شناسند چرا که همیشه اوه با همسایه ها به دلیل رعایت نکردن نظم و یا آوردن ماشین اضافه داخل محل بحث می کند. اما کسی از سرنوشت و زندگی اوه، این پیرمرد خسته و عبوس ندارد. چه کسی می داند که او بعد از فوت همسری که زندگی عاشقانه و خاصی را با او پشت سر گذاشته است چه رنجی کشیده است و چرا دیگر توان ادامه زندگی بدون همسرش را ندارد؟
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
❤10
"دوست داشتن یکنفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونهست. اولش عاشق همهی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده میشن. چوبها از بعضی قسمتها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبههاش رو یاد میگیری. یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه.اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن."
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
❤14❤🔥1
"گاهى تصمیم به تمام کردن یک رابطه حتى اگر به قیمت شکسته شدن قلبتان تمام شود ، بزرگ ترین لطف در حق خودتان است."
📖خودت باش دختر
🖌ریچل هالیس
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖خودت باش دختر
🖌ریچل هالیس
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤12❤🔥1
رمانی تخیلی- ترسناک و تکان دهنده که با بهره از مسائل ماوراءالطبیعه و شیاطین و اقتباس از افسانه ای از کتاب مقدس تخیل خواننده را به تکاپو وامی دارد و او را با حوادث دلهره آور داستان و شخصیت ها همگام می کند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
یک سیاستمدار آمریکایی(رابرت تورن) پس از اینکه فرزند تازه متولد شده اش را در بیمارستان از دست می دهد، برای جلوگیری از آزار روحی همسرش، پسری را به سرپرستی قبول می کند. پس از بزرگ شدن دیمین رفتارهای عجیبی از او سر می زند که باعث نگرانی مادرش می شود. کشیش دیمین را فرزند شیطان می داند اما والدینش پذیرای این موضوع نیستند تا اینکه همسر رابرت به طرز مشکوکی می میرد. اکنون که رابرت به حرف های کشیش مطمئن شده به دنبال راهی برای خلاصی از دست پسرش می گردد، اما…
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
"هیچی از این سخت تر نیست که وقتی احساستت دارن خفت میکنن منطقی فکر کنی..."
📖همیشه شوهر
🖌داستایفسکی
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖همیشه شوهر
🖌داستایفسکی
➥ •[ @ReadingLand ]•
💔7❤6
"نپرسید دنیا به چه نیاز دارد؛ نپرسید دیگران دربارهی کاری که شما باید با زندگیتان انجام دهید چه فکر میکنند؛ بپرسید چه چیزی باعث بیداری و زنده شدنتان میشود چون دنیا بیش از هر چیز دیگری به مردان و زنانی نیاز دارد که بیدار و زنده شدهاند. آنچه دنیا بدان نیاز دارد این است که مردم با خلوصی ذاتی طوری علایقشان را دنبال کنند که در زندگی دیگران نیز بهبودی ایجاد کند."
📖دگرگونی
🖌میشل بوتور
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دگرگونی
🖌میشل بوتور
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥2❤2
سالار مگسها روایت تعدادی دانشآموز است که هواپیمایشان در یک جزیره خالی سقوط میکند و مجبور میشوند خودشان زندگیشان را اداره کنند.
بچهها تصمیم میگیرند برای خودشان یک رییس انتخاب کنند و در رایگیری رالف انتخاب میشود.
زمان زیادی از سکونتشان در جزیره نگذشته است که خبری بین بچهها پخش میشود، هیولایی در جزیره دیده شده است. خبر وجود هیولا بین بچهها منجر به اختلافات شدید و جدا شدن گروه گروه بچه ها از هم میشود....
➥ •[ @ReadingLand ]•
بچهها تصمیم میگیرند برای خودشان یک رییس انتخاب کنند و در رایگیری رالف انتخاب میشود.
زمان زیادی از سکونتشان در جزیره نگذشته است که خبری بین بچهها پخش میشود، هیولایی در جزیره دیده شده است. خبر وجود هیولا بین بچهها منجر به اختلافات شدید و جدا شدن گروه گروه بچه ها از هم میشود....
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤1
آقای ارنشاو در خیابان بچه رها شدهای به نام هیتکلیف را پیدا میکند و تصمیم میگیرد او را به سرپرستی بگیرد و همراه خود به خانه بیاورد.
هیندلی، پسر ارشد خانواده از همان بدو ورود هیتکلیف با او دشمنی میکند و بعد از مرگ پدر هم با تحقیر و توهین با او رفتار میکند. در حالیکه کاترین دختر خانواده از همان کودکی با هیتکلیف رابطهای صمیمانه و عاطفی برقرار کرده و رشتهای از محبت و عشق بین این دو نفر شکل گرفته است.
اما هیندلی که از هیتکلیف متنفر است و رفتار پرخاشگرانهای با او دارد سدی در مسیر عشق خواهر خود و هیتکلیف میشود و ملاقات بین آنها را ممنوع میکند.
اوضاع زمانی وخیم میشود که کاترین با مرد ثروتمندی به نام ادگار ازدواج میکند. هیتکلیف حالا کمر به انتقام بسته و بعد از سه سال به دهکده بازمیگردد تا انتقام خود را از همه بگیرد. بازگشتی که اتفاقات عجیبی را برای هر دو خانواده رقم میزند...
➥ •[ @ReadingLand ]•
هیندلی، پسر ارشد خانواده از همان بدو ورود هیتکلیف با او دشمنی میکند و بعد از مرگ پدر هم با تحقیر و توهین با او رفتار میکند. در حالیکه کاترین دختر خانواده از همان کودکی با هیتکلیف رابطهای صمیمانه و عاطفی برقرار کرده و رشتهای از محبت و عشق بین این دو نفر شکل گرفته است.
اما هیندلی که از هیتکلیف متنفر است و رفتار پرخاشگرانهای با او دارد سدی در مسیر عشق خواهر خود و هیتکلیف میشود و ملاقات بین آنها را ممنوع میکند.
اوضاع زمانی وخیم میشود که کاترین با مرد ثروتمندی به نام ادگار ازدواج میکند. هیتکلیف حالا کمر به انتقام بسته و بعد از سه سال به دهکده بازمیگردد تا انتقام خود را از همه بگیرد. بازگشتی که اتفاقات عجیبی را برای هر دو خانواده رقم میزند...
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤6😎2
در غرور و تعصب با خانوادهی بنت آشنا میشویم. خانوادهی بنت پنج دختر دارند و مادری که تمام فکر و ذکرش، ازدواج دخترانش است. در این میان، جین و الیزابت، دو خواهر بزرگتر با آقای بینگلی ثروتمند و خوشاخلاق و آقای دارسی مغرور آشنا میشوند. آشنایی که زندگی متفاوتی را برای هر کدام رقم میزند. جین مطمئن است که آقای بینگلی دیر یا زود به او پیشنهاد ازدواج میدهد. مادرشان نیز از اینکه قرار است چنین وصلتی صورت بگیرد خوشحال است و از هیچکاری برای به وقوع پیوستن آن دریغ نمیکند. اما آقای بینگلی از شهر میرود و همه را حیرتزده میکند...
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥5
شخصیت اصلی رمان دنیای سوفی دختری خلاق و پرانرژی است به نام سوفی آموندسن! سوفی که در آستانه 15 سالگی قرار دارد با ذهنی مملو از سؤالات مختلف فلسفی که جوابی برای آن ها ندارد روبه رو شده است.
داستان از آنجا شروع می شود که دنیای "سوفی آموندسن" با دریافت نامه ای عجیب و جذاب زیر و رو می شود. نامه ای که پر از محتوا و مفهوم بود اما تنها در دو کلمه «تو کیستی» خلاصه میشود! بله درست است متن تمام نامه همین دو کلمه بود و همین کافی بود تا ذهن سوفی را به اندازه چند برابر سؤالهایی که داشت مشغول خود کند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
داستان از آنجا شروع می شود که دنیای "سوفی آموندسن" با دریافت نامه ای عجیب و جذاب زیر و رو می شود. نامه ای که پر از محتوا و مفهوم بود اما تنها در دو کلمه «تو کیستی» خلاصه میشود! بله درست است متن تمام نامه همین دو کلمه بود و همین کافی بود تا ذهن سوفی را به اندازه چند برابر سؤالهایی که داشت مشغول خود کند.
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥2
"اسب، اسب به دنیا میاید اما انسان، انسان به دنیا نمیاید؛ باید او را آموزش و تعلیم داد تا انسان شود."
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
📖دنیای سوفی
🖌یوستین گردر
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤21
نیکلا اسپانویج اونتل که روزگاری استاد معروفی بوده است امروز و در آستانه مرگ خویش خاطراتش را تعریف می کند.او از تعداد اندک افرادی که در زندگی اش در رفت و آمد هستند حرف می زند. زن و دخترش ، دوستان و هم دوره ای هایش و از همه مهم تر کاتیا دختر یکی از دوستانش که سرپرستی او را بر عهده گرفته است...
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥3
برای اخرین مرتبه پالتوی سیاه او از جلوی من رد شد و دیگر هرگز صدای پای اورا نخواهم شنید.
برای همیشه خداحافظ گوهر گرانبهای من...
📖خاطرات یک استاد
🖌انتوان چخوف
➥ •[ @ReadingLand ]•
برای همیشه خداحافظ گوهر گرانبهای من...
📖خاطرات یک استاد
🖌انتوان چخوف
➥ •[ @ReadingLand ]•
❤🔥5