کتاب فراتر از بودن با این جملهي کوبنده و طوفانی آغاز میشود :
«واقعهی مرگ تو تمام وجود مرا از هم پاشيد؛ تمام وجود به جز قلبم را.»
بوبن در اين كتاب از يك زن ميگويد . زنی با نام ژیسلن و با دقتی موشكافانه و استفاده از كلمات لطيف و همآوا رفتارهاي اين زن را در جزئيترين ساعتهاي زندگي روزمره توصيف ميكند. خوانندهي كتاب همراه نويسنده رفتار اين زن با فرزندانش در هنگام خريد براي خانه، در زمان حال و احوال با دوستان و آشنايانش دنبال ميكند.
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
«واقعهی مرگ تو تمام وجود مرا از هم پاشيد؛ تمام وجود به جز قلبم را.»
بوبن در اين كتاب از يك زن ميگويد . زنی با نام ژیسلن و با دقتی موشكافانه و استفاده از كلمات لطيف و همآوا رفتارهاي اين زن را در جزئيترين ساعتهاي زندگي روزمره توصيف ميكند. خوانندهي كتاب همراه نويسنده رفتار اين زن با فرزندانش در هنگام خريد براي خانه، در زمان حال و احوال با دوستان و آشنايانش دنبال ميكند.
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
😎4❤1
ما در منطقه های مختلف زندگی نمی كنيم، حتی روی كره ی خاكی هم زندگی نميكنيم. مكان حقيقي زندگي ما قلب كسانیست كه دوستشان ميداريم.
📖فراتر از بودن
🖌کریستین بوبن
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
📖فراتر از بودن
🖌کریستین بوبن
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤🔥8😎2
Million Years Ago
Adele
But they don't recognize me now,In the light of day...
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤7❤🔥3😎1
«کلود» کارگرى لایق و باهوش بود اما از طرفى، بر اثر تربیت غلط اجتماعى فاسد شده بود. کلود سواد خواندن و نوشتن نداشت ولى خوب مىفهمید و خوب فکر مىکرد. زمستان سردى فرا رسید و کلود بیکار ماند. او نه آتشى داشت که خود را گرم کند و نه نانى که شکم خود را سیر سازد، ناچار او و زن و بچهاش با سرما و گرسنگى دست به گریبان بودند. کلود متوسل به دزدى شد و نتیجه آن دزدى، سه روز نان و آتش و پنج سال حبس بود...
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤🔥3✍2
کتاب 📚 𝑩𝑶𝑶𝑲
«کلود» کارگرى لایق و باهوش بود اما از طرفى، بر اثر تربیت غلط اجتماعى فاسد شده بود. کلود سواد خواندن و نوشتن نداشت ولى خوب مىفهمید و خوب فکر مىکرد. زمستان سردى فرا رسید و کلود بیکار ماند. او نه آتشى داشت که خود را گرم کند و نه نانى که شکم خود را سیر سازد،…
کلود براى گذراندن دوران حبس خود به زندان مرکزى کلروو اعزام شد. کلروو صومعهاى است که مبدل به زندان باستیل شده، حجرهایست که دخمه جنایتکاران گردیده و معبدى است که به صورت قتلگاه درآمده است. مىگویند صومعه کلروو ترقى کرده و ما وقتى از این «ترقى» یاد مىکنیم مردم موشکاف و نازکبین به خوبى مقصود و معنى آن را مىفهمند و از کلمه «ترقى» جز آنچه گفتیم تعبیرى نمىکنند.
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤🔥3
کتاب 📚 𝑩𝑶𝑶𝑲
کلود براى گذراندن دوران حبس خود به زندان مرکزى کلروو اعزام شد. کلروو صومعهاى است که مبدل به زندان باستیل شده، حجرهایست که دخمه جنایتکاران گردیده و معبدى است که به صورت قتلگاه درآمده است. مىگویند صومعه کلروو ترقى کرده و ما وقتى از این «ترقى» یاد مىکنیم…
در این داستان هم میتوان دید که ویکتور هوگو، نه تنها از راه سیاسی بلکه بیشتر از راه هنر به مبارزه پرداخته است. او یک نویسنده متعهد است که سعی کرده خواننده را به فکر فرو دارد. وی اعدام را قتل دیگری معرفی میکند، قتلی قانونی.
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
"فکر میکردیم هر دومون توی یک صفحهایم، ولی معلوم شد که داریم دوتا داستان متفاوت میخونیم..."
-The words i wish i said
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
-The words i wish i said
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
💔9
متنهایی برای هیچ شامل سیزده متن است. هر متن را یک راوی جداگانه روایت میکند. منتقدین ادبی بر این باورند که کتاب متنهایی برای هیچ درواقع پلی است که نوشتار بکت را از متن مدرن به متن پستمدرن تبدیل میکند. این متنها همانطور که از نامشان پیداست، داستان نیستند بلکه متنهایی پراکنده هستند که هرگز کامل نخواهند شد...
➥ •[ @ReadingLand ]•
➥ •[ @ReadingLand ]•
"ساکت ماندن بهتر است. اگر کسی بخواهد بترکد تنها راهش همین است، جیک نزدن. فقط لبخند، منفجر شدن از زور نفرین های فروخورده، ترکیدن از خاموشی، همه چیز ممکن است."
-متن هایی برای هیچ📖
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
-متن هایی برای هیچ📖
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤8❤🔥1
Careless Whisper
George Michael
I’m never gonna dance again, guilty feet have got no rhythm
Though it’s easy to pretend, I know you’re not a fool
I should have known better than to cheat a friend
And waste a chance that I’d been given
So I’m never gonna dance again the way I danced with you
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
Though it’s easy to pretend, I know you’re not a fool
I should have known better than to cheat a friend
And waste a chance that I’d been given
So I’m never gonna dance again the way I danced with you
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤🔥9❤2
"خسته شدم، خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچپیچ کله خودم را درآورده بیندازم دور، بیندازم جلو سگ. "
-بوف کور📖
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
-بوف کور📖
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤8
پرسیدم: «چهطور شما عوضیها میتونید اینقدر بیاحساس باشید؟» جانی گفت: «سادهست، ما همینجوری بهدنیا اومدیم.»
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤8
"من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتها به دست هایم نگاه میکنم و فکر میکنم که می توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر. ولی دستهام چهکار کردهاند؟ یکجایم را خاراندهاند، چک نوشتند، بند کفش بستند، سیفون کشیدند و ... دستهایم را حرام کردهام. همینطور ذهنم را. "
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤12
یک مرد میانسال در پاریس سوار قطار می شود تا به ملاقات معشوق خود سیسیل که در رم است برود ، معشوقی که از آمدن او خبر ندارد. آنها طی دو سال گذشته ماهی یکبار مخفیانه ملاقات کرده اند. او اکنون قصد دارد به معشوقش بگوید که آماده است تا او را به آنجا برگرداند و با او زندگی کند.
دگرگونی تغییر تدریجی ذهن او را توصیف می کند. شور و شوق اولیه و امیدهای او برای شروعی تازه به آرامی باعث شک و تردید ، ترس و بزدلی می شود...
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
دگرگونی تغییر تدریجی ذهن او را توصیف می کند. شور و شوق اولیه و امیدهای او برای شروعی تازه به آرامی باعث شک و تردید ، ترس و بزدلی می شود...
➥ •[ 𝑩𝑶𝑶𝑲 ]• ꒱
❤2
"چه خوب بود وسیلهای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمیشدند و آدم هر وقت میخواست، درِ بطری را باز میکرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زندگی میکند."
📖ربهکا
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
📖ربهکا
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
داستان نماد گمشده در شهر واشنگتن اتفاق میافتد. این بار رابرت لنگدان به دعوت دوستش پیتر که یکی از اعضای فراماسونری است به این شهر آمده تا یک سخنرانی نمادشناسی انجام دهد؛ اما زمانیکه پا به ساختمان سخنرانی میگذارد دست بریدهی دوستش را پیدا میکند که به جهتی خاص اشاره دارد. در ادامه رابرت لنگدان متوجه میشود افرادی پیتر را دزدیدهاند تا به مهمترین راز فراماسونرها دست پیدا کنند.
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
Forwarded from کتاب 📚 𝑩𝑶𝑶𝑲
چهار تا از معروف ترین مجموعه کتاب هایی که ازشون فیلم یا سریال ساخته شده👇♥️
1-#خاطرات_یک_خوناشام
2- #هری_پاتر
3-#آرتمیس_فاول
4-#ارباب_حلقهها
*برای دانلود کافیه هشتگشو سرچ کنید*
❄️ [@MovieBookPlus]
1-#خاطرات_یک_خوناشام
2- #هری_پاتر
3-#آرتمیس_فاول
4-#ارباب_حلقهها
*برای دانلود کافیه هشتگشو سرچ کنید*
❄️ [@MovieBookPlus]
همیشه شوهر داستانیست درباره مردی که، همیشه شوهر، است! و به نظر نمیآید شخصیت اصلی داستان باشد. به جای او، شخص اصلی مردیست به نام ولچانینف. مجرد، ثروتمند، کمی عیاش و البته مبادی آداب و در بیشتر مواقع بسیار آشفته است. همهچیزش به هم ریخته و او را دچار بیماری مالیخولیا کرده و این روزها به طرز غریبی خاطراتی از گذشته را به یاد میآورد که موجب شرمساریاش شده و از خود بیزارش میکند. در همین حال یکی از رفقایش پس از نه سال با وضعی نابسامان به دیدنش میآید و ماجراهای تازهای آغاز میشود.
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
❤4
کتاب 📚 𝑩𝑶𝑶𝑲
همیشه شوهر داستانیست درباره مردی که، همیشه شوهر، است! و به نظر نمیآید شخصیت اصلی داستان باشد. به جای او، شخص اصلی مردیست به نام ولچانینف. مجرد، ثروتمند، کمی عیاش و البته مبادی آداب و در بیشتر مواقع بسیار آشفته است. همهچیزش به هم ریخته و او را دچار بیماری…
در کتاب توضیح داده میشود که زنهایی وجود دارند که «به نظر میآید برای بیوفا بودن زاییده شدهاند» و این بیوفایی درست بعد از اینکه شوهر کردند شروع میشود. شوهر اولین عشق این نوع زنان محسوب میشود اما این عشق کافی نیست. ناتالیا واسیلیونا – زن پاول پاولوویچ ترسوتسکی – یکی از این زنان بود. کسی که از هرزگی متنفر است و آن را محکوم هم میکند اما خود نیز هرزه است.
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
➥ •[ 𝐑𝐄𝐀𝐃𝐈𝐍𝐆 𝐌𝐄𝐋𝐎𝐃𝐘 ]• ꒱
❤6