جهت مشاهده اخرین اخبار و اطلاعیه ها، صفحه رسمی آوید سامانه رایمون را در لینکداین دنبال کنید
https://www.linkedin.com/company/avidsamanehraymon
https://www.linkedin.com/company/avidsamanehraymon
رایمون، در میان کاندیدهای مرحله نهایی شانزدهمین جشنواره ملی فن آفرینی شیخ بهایی
https://shtf.ir
https://shtf.ir
یلداتون مبارک...
هدیه رایمون به کسب و کارها به مناسبت شب یلدا 🔥🎉
15% تخفیف برای تمام محصولات رایمون
https://raymoncompany.com/pricing/
هدیه رایمون به کسب و کارها به مناسبت شب یلدا 🔥🎉
15% تخفیف برای تمام محصولات رایمون
https://raymoncompany.com/pricing/
⭕ مدل دلتا هکس چیست؟
مدل دلتای هاکس یک چارچوب استراتژیک با رویکرد طرفدار مصرف کننده به سمت اجرای مدیریت موثر و استراتژی های کسب و کار شرکتی در یک سازمان است. مدل دلتا توسط آرنولدو هاکس (از دانشکده مدیریت اسلون در MIT) و دین وایلد توسعه داده شد. این یک چارچوب استراتژی تجاری نسبتاً مدرن است که به دلیل کارایی و اثربخشی مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. مدل دلتا یك رویکرد استراتژیك جدید است كه برخلاف رویکرد مدیریت استراتژیک کلاسیک، بجای محصول، مشتری را در محور سیستم مدیریت قرار می دهد
رویکردهای مدیریت استراتژی كلاسیك که بر اصول پنجگانه رقابت پورتر بنا شده اند، بیشتر بر محصولگرایی تاكید مینمایند. شركتهایی كه بر اساس این چارچوبها حركت مینمایند در یك مبارزه رقابتی، رقیب را در مقابل رقیب قرار داده و نتیجه را كسی مشخص مینماید كه بهترین محصول را ارائه نماید. در نتیجه بیشتر شركتهایی كه براساس محصولگرایی تفكر مینمایند، در نهایت تحلیل خواهند رفت.
مدل دلتا تعریف شده توسط آرنولد هاگس و دین وایلد (Dean Wilde and Arnoldo Hax) در پاسخ به تغییرات محیط کسب و کار و بخصوص ظهور ابزارهای ارتباطی جدید توسعه داده شد. ظهور اینترنت توان بالقوه ای در ایجاد ارتباط بوجود آورد و تکنولوژی های شگفت انگیزی را در تجارت الکترونیک و بازرگانی الکترونیک به وجود آوده است.
✅عملکرد مدل دلتای هاکس به طور دقیق از طریق نمایش نموداری آن به نام "مثلث" توصیف شده است. این مثلث اساساً سه راه جایگزین را برای ایجاد پیوند با مشتری، برای اعمال استراتژی های مدیریت کسب و کار مدل دلتا توصیف می کند. سه روش استراتژیک عبارتند از:
1. بهترین موقعیت محصول
گزینه استراتژیک موجود در سمت راست مثلث، به نام بهترین موقعیت محصول، بر رضایت کلی مصرف کننده از طریق توسعه محصول موثر و کارآمد تمرکز دارد. دو راه برای دستیابی به هدف وجود دارد: یا از طریق به حداقل رساندن هزینه یا از طریق تمایز محصول.
این فرآیند شامل توسعه یک زنجیره تامین کارآمد (برای اطمینان از به حداقل رساندن هزینه)، ارائه ایدهها و تکنیکهای نوآورانه برای توسعه محصول (که تجدید محصول را تضمین میکند) و تضمین کانالهای توزیع کارآمد (که به توزیع محصول در تمام بازارهای هدف کمک میکند) است. از این رو، اساساً از فروش محصولات استاندارد و مشخصه به منظور به حداکثر رساندن رضایت کلی مصرف کننده و شکست دادن رقبا حمایت می کند.
2. کل راه حل های مشتری
گزینه استراتژیک موجود در سمت چپ مثلث، به نام Total Customer Solutions، کاملاً متفاوت از همتای سمت راست خود است. بزرگترین تفاوت در اینجا این است که، علیرغم فروش محصولات استاندارد و مجزا برای به حداکثر رساندن رضایت مصرف کننده، در عوض از تمرکز بر ارائه راه حل برای مصرف کنندگان، سفارشی کردن محصولات و خدمات مطابق با نیازهای منحصر به فرد آنها حمایت می کند.
اساساً بر ایجاد پیوند با مشتری از طریق همکاری کامل با نیازهای منحصر به فرد آنها، به جای فروش محصولات و خدمات با تمرکز بر شکست دادن رقبا تأکید می کند. چنین گزینه استراتژیکی حامی تمرکز بر رضایت کامل مصرف کننده به گونه ای است که به ظرفیت مالی مشتریان کمک می کند.
3. سیستم قفل در
گزینه استراتژیک موجود در بالای مثلث، به نام System Lock-In، بر اقتصاد سیستم به عنوان نیروی محرکه یک تجارت تأکید دارد. مکمل های کسب و کار نقش حیاتی ایفا می کنند و به عنوان مبنایی برای گزینه استراتژیک قفل سیستم در نظر گرفته می شوند. این استراتژی ادعا می کند که سهم مکمل ها را به عنوان هدف نهایی به دست می آورد، که در نهایت منجر به یک موقعیت برد-برد تسلط بر بازار می شود - که نه تنها قفل شدن پایه مشتری را تضمین می کند، بلکه قفل شدن رقیب را نیز تضمین می کند.
هاکس و وایلد از بیل گیتس مثال می زنند و ادعا می کنند که او ثروتمندترین مرد جهان است نه تنها به این دلیل که مایکروسافت را توسعه داده است، بلکه به دلیل مکمل هایش (به عنوان ارتشی از افرادی که برای او کار می کنند اما در لیست حقوق و دستمزد او نیستند) - ایجاد یک شبکه کامل که نیازهای تجاری او را برآورده می کند، قفل کردن در یک پایگاه گسترده مشتری، قفل کردن رقبا و دستیابی به تسلط کامل بر بازار.
گیتس توانست یک حلقه شبکه کامل را به نفع خود به شکل مصرف کنندگانی که مایل به خرید رایانه ای با دسترسی به بزرگترین مجموعه برنامه ها و توسعه دهندگان نرم افزار (مکمل ها) بودند، ایجاد کند که مایل به نوشتن برنامه های کاربردی برای رایانه هایی با بزرگترین پایه نصب شده بودند.
https://raymoncompany.com/delta-model-hax/
مدل دلتای هاکس یک چارچوب استراتژیک با رویکرد طرفدار مصرف کننده به سمت اجرای مدیریت موثر و استراتژی های کسب و کار شرکتی در یک سازمان است. مدل دلتا توسط آرنولدو هاکس (از دانشکده مدیریت اسلون در MIT) و دین وایلد توسعه داده شد. این یک چارچوب استراتژی تجاری نسبتاً مدرن است که به دلیل کارایی و اثربخشی مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. مدل دلتا یك رویکرد استراتژیك جدید است كه برخلاف رویکرد مدیریت استراتژیک کلاسیک، بجای محصول، مشتری را در محور سیستم مدیریت قرار می دهد
رویکردهای مدیریت استراتژی كلاسیك که بر اصول پنجگانه رقابت پورتر بنا شده اند، بیشتر بر محصولگرایی تاكید مینمایند. شركتهایی كه بر اساس این چارچوبها حركت مینمایند در یك مبارزه رقابتی، رقیب را در مقابل رقیب قرار داده و نتیجه را كسی مشخص مینماید كه بهترین محصول را ارائه نماید. در نتیجه بیشتر شركتهایی كه براساس محصولگرایی تفكر مینمایند، در نهایت تحلیل خواهند رفت.
مدل دلتا تعریف شده توسط آرنولد هاگس و دین وایلد (Dean Wilde and Arnoldo Hax) در پاسخ به تغییرات محیط کسب و کار و بخصوص ظهور ابزارهای ارتباطی جدید توسعه داده شد. ظهور اینترنت توان بالقوه ای در ایجاد ارتباط بوجود آورد و تکنولوژی های شگفت انگیزی را در تجارت الکترونیک و بازرگانی الکترونیک به وجود آوده است.
✅عملکرد مدل دلتای هاکس به طور دقیق از طریق نمایش نموداری آن به نام "مثلث" توصیف شده است. این مثلث اساساً سه راه جایگزین را برای ایجاد پیوند با مشتری، برای اعمال استراتژی های مدیریت کسب و کار مدل دلتا توصیف می کند. سه روش استراتژیک عبارتند از:
1. بهترین موقعیت محصول
گزینه استراتژیک موجود در سمت راست مثلث، به نام بهترین موقعیت محصول، بر رضایت کلی مصرف کننده از طریق توسعه محصول موثر و کارآمد تمرکز دارد. دو راه برای دستیابی به هدف وجود دارد: یا از طریق به حداقل رساندن هزینه یا از طریق تمایز محصول.
این فرآیند شامل توسعه یک زنجیره تامین کارآمد (برای اطمینان از به حداقل رساندن هزینه)، ارائه ایدهها و تکنیکهای نوآورانه برای توسعه محصول (که تجدید محصول را تضمین میکند) و تضمین کانالهای توزیع کارآمد (که به توزیع محصول در تمام بازارهای هدف کمک میکند) است. از این رو، اساساً از فروش محصولات استاندارد و مشخصه به منظور به حداکثر رساندن رضایت کلی مصرف کننده و شکست دادن رقبا حمایت می کند.
2. کل راه حل های مشتری
گزینه استراتژیک موجود در سمت چپ مثلث، به نام Total Customer Solutions، کاملاً متفاوت از همتای سمت راست خود است. بزرگترین تفاوت در اینجا این است که، علیرغم فروش محصولات استاندارد و مجزا برای به حداکثر رساندن رضایت مصرف کننده، در عوض از تمرکز بر ارائه راه حل برای مصرف کنندگان، سفارشی کردن محصولات و خدمات مطابق با نیازهای منحصر به فرد آنها حمایت می کند.
اساساً بر ایجاد پیوند با مشتری از طریق همکاری کامل با نیازهای منحصر به فرد آنها، به جای فروش محصولات و خدمات با تمرکز بر شکست دادن رقبا تأکید می کند. چنین گزینه استراتژیکی حامی تمرکز بر رضایت کامل مصرف کننده به گونه ای است که به ظرفیت مالی مشتریان کمک می کند.
3. سیستم قفل در
گزینه استراتژیک موجود در بالای مثلث، به نام System Lock-In، بر اقتصاد سیستم به عنوان نیروی محرکه یک تجارت تأکید دارد. مکمل های کسب و کار نقش حیاتی ایفا می کنند و به عنوان مبنایی برای گزینه استراتژیک قفل سیستم در نظر گرفته می شوند. این استراتژی ادعا می کند که سهم مکمل ها را به عنوان هدف نهایی به دست می آورد، که در نهایت منجر به یک موقعیت برد-برد تسلط بر بازار می شود - که نه تنها قفل شدن پایه مشتری را تضمین می کند، بلکه قفل شدن رقیب را نیز تضمین می کند.
هاکس و وایلد از بیل گیتس مثال می زنند و ادعا می کنند که او ثروتمندترین مرد جهان است نه تنها به این دلیل که مایکروسافت را توسعه داده است، بلکه به دلیل مکمل هایش (به عنوان ارتشی از افرادی که برای او کار می کنند اما در لیست حقوق و دستمزد او نیستند) - ایجاد یک شبکه کامل که نیازهای تجاری او را برآورده می کند، قفل کردن در یک پایگاه گسترده مشتری، قفل کردن رقبا و دستیابی به تسلط کامل بر بازار.
گیتس توانست یک حلقه شبکه کامل را به نفع خود به شکل مصرف کنندگانی که مایل به خرید رایانه ای با دسترسی به بزرگترین مجموعه برنامه ها و توسعه دهندگان نرم افزار (مکمل ها) بودند، ایجاد کند که مایل به نوشتن برنامه های کاربردی برای رایانه هایی با بزرگترین پایه نصب شده بودند.
https://raymoncompany.com/delta-model-hax/
آوید سامانه رایمون
مدل دلتا | مدیریت استراتژیک | هاگس و دین وایلد| Hax’s Delta Model
مدل دلتا یك رویکرد استراتژیك جدید است كه برخلاف رویکرد مدیریت استراتژیک کلاسیک، بجای محصول، مشتری را در محور سیستم مدیریت قرار می دهد
مدیریت دانش چیست؟
دراکر (Drucker ) اندیشمند معروف مدیریت میگوید: ما درحال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر نیست. بلکه منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود. پس از دوره کشاورزی و عصر صنعت، دوران فراصنعتی یا عصر اطلاعات ظهور یافت. شاخص اصلی این عصر، نفوذ و تاثیرگذاری فناوری اطلاعات است.
بر این اساس از دو دهه گذشته، کشورهای توسعهیافته و صاحبان فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان محور بنیادین توسعه نگریسته و به آن اهتمام جدی داشتهاند. پیشرفتهای بزرگ در علوم رایانه، توانمند شدن راههای اطلاعاتی و مخابراتی، توسعه فناوری چند رسانه ای و نوآوری های حوزه الکترونیک، مرتب بر دامنه این فناوری خواهد افزود. در حال حاضر تمام علائم و نشانه های آغاز دوران نوین با عنوان “عصر دانایی”، به خوبی احساس می شود.
مفهوم و تعریف مدیریت دانش
به منظور درک بهتر مفهوم مدیریت دانش، ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها میپردازیم.
دانش، نه داده است و نه اطلاعات، هرچند به هردو مربوط میباشد. داده، اطلاعات و دانش مفاهیمی نیستند که بتوان آنها را به جای هم مورد استفاده قرار داد. درک این سه واژه و چگونگی رسیدن از یکی به دیگری، اهمیت زیادی در درک مدیریت دانش دارد.
داده
داده ها واقعیتهایی خام هستند که به شکل اعداد و ارقام، حروف، تصاویر و… قابل دسترس میباشند. این دادهها به تنهایی معنا و مفهومی را به ذهن نمیرسانند. دادهها حداقل متن را دارند و تا زمانی که پردازش نشوند، مفهوم و موضوعی را نمیرسانند. به تعبیر سازمانی به ثبت منظم و ساختار یافته مبادلات داده گفته میشود
اطلاعات
اطلاعات مجموعهای از دادههای مرتبط و سازماندهی شده میباشند که مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفتهاند و معنا و مفهوم مشخصی را به ذهن میرسانند. اطلاعات در حقیقت دادههای خلاصه شده را دربر میگیرد که گروهبندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شدهاند. اطلاعات برخلاف دادهها، معنیدار هستند و میتوان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت.
دانش
دانش از انباشت تجمعی اطلاعات و مهارت های حاصل از آن توسط دریافت کننده اطلاعات ایجاد میشود. اطلاعات زمانی به دانش تبدیل میشود که توسط افراد تفسیر شده و با عقاید آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود. دانش حاص عمل انسانی است. این انسانها هستند که با کسب اطلاعات، دانش را به وجود آورده و با یکدیگر مبادله میکنند. دانش کارآمد کمک میکند تا اطلاعات و دادههای ناخواسته حذف شوند. دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل میشود.
https://raymoncompany.com/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4/
دراکر (Drucker ) اندیشمند معروف مدیریت میگوید: ما درحال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر نیست. بلکه منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود. پس از دوره کشاورزی و عصر صنعت، دوران فراصنعتی یا عصر اطلاعات ظهور یافت. شاخص اصلی این عصر، نفوذ و تاثیرگذاری فناوری اطلاعات است.
بر این اساس از دو دهه گذشته، کشورهای توسعهیافته و صاحبان فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان محور بنیادین توسعه نگریسته و به آن اهتمام جدی داشتهاند. پیشرفتهای بزرگ در علوم رایانه، توانمند شدن راههای اطلاعاتی و مخابراتی، توسعه فناوری چند رسانه ای و نوآوری های حوزه الکترونیک، مرتب بر دامنه این فناوری خواهد افزود. در حال حاضر تمام علائم و نشانه های آغاز دوران نوین با عنوان “عصر دانایی”، به خوبی احساس می شود.
مفهوم و تعریف مدیریت دانش
به منظور درک بهتر مفهوم مدیریت دانش، ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها میپردازیم.
دانش، نه داده است و نه اطلاعات، هرچند به هردو مربوط میباشد. داده، اطلاعات و دانش مفاهیمی نیستند که بتوان آنها را به جای هم مورد استفاده قرار داد. درک این سه واژه و چگونگی رسیدن از یکی به دیگری، اهمیت زیادی در درک مدیریت دانش دارد.
داده
داده ها واقعیتهایی خام هستند که به شکل اعداد و ارقام، حروف، تصاویر و… قابل دسترس میباشند. این دادهها به تنهایی معنا و مفهومی را به ذهن نمیرسانند. دادهها حداقل متن را دارند و تا زمانی که پردازش نشوند، مفهوم و موضوعی را نمیرسانند. به تعبیر سازمانی به ثبت منظم و ساختار یافته مبادلات داده گفته میشود
اطلاعات
اطلاعات مجموعهای از دادههای مرتبط و سازماندهی شده میباشند که مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفتهاند و معنا و مفهوم مشخصی را به ذهن میرسانند. اطلاعات در حقیقت دادههای خلاصه شده را دربر میگیرد که گروهبندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شدهاند. اطلاعات برخلاف دادهها، معنیدار هستند و میتوان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت.
دانش
دانش از انباشت تجمعی اطلاعات و مهارت های حاصل از آن توسط دریافت کننده اطلاعات ایجاد میشود. اطلاعات زمانی به دانش تبدیل میشود که توسط افراد تفسیر شده و با عقاید آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود. دانش حاص عمل انسانی است. این انسانها هستند که با کسب اطلاعات، دانش را به وجود آورده و با یکدیگر مبادله میکنند. دانش کارآمد کمک میکند تا اطلاعات و دادههای ناخواسته حذف شوند. دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل میشود.
https://raymoncompany.com/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4/
آوید سامانه رایمون
مدیریت دانش چیست؟ | چرخه مدیریت دانش در سازمان | Hackett Drucker
به منظور درک بهتر مفهوم مدیریت دانش ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها می پردازیم. Hackett | Drucker و ...