𝐑𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬🦋ᶜˡᵒˢᵉᵈ
262 subscribers
61 photos
1 video
1 file
85 links
𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐜𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞🏠

𝐂𝐥𝐢𝐜𝐤 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐢𝐬 𝐥𝐢𝐧𝐤 𝐭𝐨 𝐜𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐦𝐞📬 :
@chocolatehousebot
𝐂𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐭𝐚𝐥𝐤𝐬:
https://t.me/+aNyz1XntxLcxN2Fk
Download Telegram
Life Goes On
BTS
مثل اکویی توی جنگل
دوباره این روز بر می‌گرده
انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
آره زندگی ادامه داره
مثل تیری توی آسمون آبی
یه روز دیگه هم می‌گذره
❤‍🔥22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭²⁹
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧_ 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐲𝐮
●𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲-𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
-𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. 𝐫𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦_𝐰𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐡
❤‍🔥102
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐲 𝐋𝐢𝐥𝐲ִ ࣪𖤐
𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐬𝐚𝐦𝐚𝐫𝐚‌ ‌˚˖𓍢ִ.✯
𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐬𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧 ☆ ⭒ ゚☆ ‌
𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐞𝐧𝐢𝐠𝐦𝐚𝐭𝐢𝐜، 𝐜𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥، 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞⭒ ☆
❤‍🔥73
هایی^^🦋

این وان‌شات یکی از شوکولاتای خوش‌قلممونه بخونید و بهش کلی قلب بدید توی ناشناسش😍🩵
❤‍🔥38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭³⁰
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧_ 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐲𝐮
●𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲-𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
-𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. 𝐫𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦_𝐰𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠
❤‍🔥98
هایی^^🦋

لطفا دوستش داشته باشین🥺🩵
❤‍🔥48
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭³¹
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧_ 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐲𝐮
●𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲-𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
-𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. 𝐫𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦_𝐰𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠
❤‍🔥99
هایی^^🦋


لطفا دوستش داشته باشین🥺🩵
❤‍🔥46
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭³²
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧_ 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐲𝐮
●𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲-𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
-𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. 𝐫𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦_𝐰𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠
❤‍🔥96
هایی^^🦋


لطفا دوستش داشته باشین🥺🩵
🐳46❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥4
اولین باری که بعد از کلی وقت دیدمش، وقتی یک جورهایی هنوز دلخور بودیم و سرسنگین به چشم‌های مشکی رنگش نگاه کردم و گفتم:
- سوبین، اگه یه روزی بفهمی من یه مریضی خیلی سخت دارم چیکار میکنی؟
اخم کرد و پرسید:
+یعنی چی؟
دوباره گفتم:
- یعنی همین دیگه، فکر کن من الان بیمارم، مریضیم هم خیلی سخت و حتی... کشنده ست.
فنجان چایش رو گذاشت روی میز و زل زد در چشمهایم. با لحنی نگران پرسید:
+ هیونگ، یعنی چی این حرفا؟ طوری شده؟!
لبخند زدم.
-بابا فقط دارم یه سوال می پرسم.
بعد فنجان چایم رو زیر نگاه ادامه دار و غمگینش سر کشیدم و دیگه به موضوع ادامه ندادم.
مصنوعی و بلند خندیدم!
آن روز تا آخرین لحظه‌ی با هم بودنمون تمام حواسش به من و حرفهایی که میزدم بود. البته فکرش درگیر بود و گاهی می گفت:
+ بخشید، حواسم نبود، دوباره بگو.
هر بار هم که خطابش می کردم با
"جانم؟ جانم؟" جواب می داد و حتی لحظه‌ای دستم رو رها نمی کرد.
وقتی داشتیم دیدار آن روز رو به پایان می بردیم گفتم:
- من امروز فقط یه سوال پرسیدم، منظوری نداشتم، حالم هم خوبه، چرا جوری رفتار میکردی انگار این اخرین باره که منو میبینی؟
به چشم‌هام زل و حینی که پشت دستم رو با انگشت شصتش به آرومی نوازش می‌کرد گفت:
+ میدونم. اگرم مریض بودی هرگز به من نمی گفتی. امروز که داشتم میومدم پیشت، سه نفرو دیدم با هم بودن، یکی شون جدا شد داشت از خیابون رد میشد، یه موتور زد بهش. سالم موند، ولی می تونست نمونه.
*بیشتر نگاهم کرد*
+ اگه الان که از هم جدا شدیم، موقع رد شدن از خیابون، یه ماشین...
*دستم رو محکم‌تر فشرد*
+ نمی خوام حسرت بخورم.

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writing
𝐆𝐨𝐨𝐝 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭!🌘
❤‍🔥55
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- حاضری؟
به چشم‌های شیطنت‌بار و کشیده‌اش نگاه کرد تا به خال زیر چشمش رسید و زمزمه کرد:
+ آره...
با تاکید سرش رو کج کرد و انگشت اشاره‌اش رو بالا آورد.
- فقط یادت باشه اولین چیزی که درباره ی هم دیگه تو ذهنمون اومد رو باید بگیم. بدون مکث، بدون فکر... 
سرش رو با بی‌حوصلگی تکون داد و لب زد:
+ باشه تو شروع کن...
- من واست تو دانشکده اسم گذاشته بودم؛ بهت می گفتم یخچال طبیعی. چون خیلی سرد برخورد می کردی با همه...
با چشم‌های ریز شده غر زد:
+ بدجنس... اولین بار که دیدمت خودخواه و مغرور به نظرم اومدی* صورتش رو کج کرد و با لودگی ادامه داد* کلی هم اون روزا پشت سرت حرف می زدم.
- یادته تو مهمونی وقتِ رفتن، کفشاتو زیر آب گرفته بودن و مجبور شدی کفشاتو خیس پا کنی؟* کوتاه خندید* اون کار من بود.
ابرویی بالا انداخت و گفت:
+ پس که اینطور... یادمه می گفتی برگه جریمه ماشینای دیگه رو میان میذارن رو شیشه ماشینت و کلی حرص میخوری، قبل از اینکه بفهمی واسه تو نیست؛ اونم کار منه دیگه.
پسر بزرگ‌تر دهن باز کرد تا یکی دیگه از شیطنت‌های انبوهش رو نشون بده که با حرف پسر بلند، قد دهن بست.
+من یه بار تو زندگیم عاشق شدم.
با صدا خندید و انگار که مچش رو گرفته باشه با انگشت نشونش داد.
-باختی خنگول. قرار بود درباره ی هم دیگه بگیم. این چه ربطی به من داره؟
+ همش به تو ربط داره هیونگ. باختنم، عاشق شدنم، دل‌باختنم و پا بند خنده‌هات شدنم؛ همه و همش به تو ربط داره... کاش فقط کمی بیشتر دقت می‌کردی به چشم‌های عاشقم.


𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writing
𝐆𝐨𝐨𝐝 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭!🌘
❤‍🔥49