𝐑𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬🦋ᶜˡᵒˢᵉᵈ
262 subscribers
61 photos
1 video
1 file
85 links
𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐜𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞🏠

𝐂𝐥𝐢𝐜𝐤 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐢𝐬 𝐥𝐢𝐧𝐤 𝐭𝐨 𝐜𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐦𝐞📬 :
@chocolatehousebot
𝐂𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐭𝐚𝐥𝐤𝐬:
https://t.me/+aNyz1XntxLcxN2Fk
Download Telegram
چه خوب که بیرون امدم از آن غم کده
هوا را ببین ، نسیم بهاری چه زیبا پوستم را لمس میکند و آخ از بوی بابونه ها ...
هر چقدر میخواهم بی تفاوت باشم؛ اما باز هم او صحنه آخر نگاهم را برای خود میکند...
پسری که نیمه نشسته بابونه ها را لمس می‌کند و باد چه ماهرانه موهایش را در قاب دوربین ام به رقص می‌کشاند ...
و چلیک ...
رویش برمیگردد و من به این که خنده یک نفر چقدر شوق زندگی را در خود دارد فکر می‌کنم؛ جوابش را با لبخندی که مسبب اش خود اوست میدهم و من خوش‌حالم ... خوش‌حالم برای داشتنش.

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writing
❤‍🔥25🌚3
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐀 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐞𝐧𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫²
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
●𝐂𝐚𝐩𝐞𝐥: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writingh
🐳46🌚4
اینم پارت دوم منتظر نظراتتون هستم^^
لطفا کلی بهش عشق بدید:)🧡
❤‍🔥14
تاج را بر سر گذاشت و جلوی آینه ایستاد.
صدای بلند ساعت چوبی اتاقش در سرش زنگ میزد.
تیک‌...تاک...تیک...تاک
در آینه‌ به دنبال خودش می‌گشت. همان پسری که چشمانش می‌خندید و نگاهش پر فروغ بود؛ پسری که چشمان سیاهش منزلگاه رقص‌های شبانه‌ی ستارگان بود؛ پسری که حضورش رنگ می‌آورد و صدایش شادی.
چرا این پسری که در آیینه می‌دید شبیه به خودش نبود؟
از کی بود که این‌گونه نگاه و قلبش بی‌فروغ شده بود؟
تیک‌‌‌‌...تاک...تیک...تاک...
نگاهش به آسمان رسید. تاج سنگین را زمین گذاشت و به سمت تراس زندان مجللش رفت.
خورشید در حال غروب بود و به نظر می‌رسید با یک خودکشی آگاهانه در حال ترک این زمین پست بود
به آرامی زیر لب زمزمه کرد:
-تیک‌‌‌‌...تاک...تیک...تاک...
به دستش نگاه کرد. سرش را به دیوار سنگی پشت سرش تکییه داد و پوزخند عمیقی زد؛ او و خورشید با هم هماهنگ بودند.
خون سرخی از دستش به پایین می‌لغزید و جویباری از خونش بر روی سنگ‌های مرمرین قصر ساخته بود
لبخند زد؛ طولی نکشید که مرگ، تن سردش را به آغوش کشید و دنیا چشمانش را به روی پسرک ریز نقشش بست و ساعت هنوز صدا می‌داد.
تیک‌‌‌‌...تاک...تیک...تاک...
𝐆𝐨𝐨𝐝 𝐝𝐚𝐲!🌒

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writing
❤‍🔥30
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐀 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐞𝐧𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫³
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writingh
❤‍🔥49
هایی^^🦋

لطفا کلی بهش عشق بدید^^🩵
❤‍🔥13
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐀 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐞𝐧𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writingh
❤‍🔥49
هایی^^🦋

لطفاکلی دوستش داشته باشین^^🩵
❤‍🔥13
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐀 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐞𝐧𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writingh
❤‍🔥39🐳2
هایی^^🦋

اینم پارت آخر لطفا بهش عشق بدید:)🩵
🐳24❤‍🔥4
+ میدونی به این موقع از روز چی میگن؟... گرگ و میش؛ یعنی وقتی که تو تصویر گرگ رو از میش تشخیص نمیدی... یعنی موقعی که میتونی شکار کنی هم گرگ رو و هم میش رو؛ فقط نباید به چشم‌هات اطمینان کنی. باید اون‌هارو ببندی و از هوشت استفاده کنی؛ حالا تو، توی بالاترین نقطه‌ی زنجیره غذایی وایسادی...

𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. random_writing
❤‍🔥46
خلاصه:
یونجون یه امگای غالب و یه هکر کلاه سیاه که خودش رو جای کلاه سفیدا جا زده؛ به یک باره توی باند یه آلفا قدرتمند و خانواده‌ی مرموزش می‌اوفته. امگا سعی میکنه که خودش و دو برادر کوچیکش رو از وضعیت بد زندگیشون نجات بده؛ ولی بین اون همه طناب پوسیده، تصمیم گرفت با طناب سوبین توی چاه بره.
حالا طناب اون آلفای قوی، واقعا نجات دهنده‌ی زندگیش میشد یا اون سایه، برای آخرین‌بار یونجون رو می‌بلعید؟

𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭
❤‍🔥43
○𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐓𝐰𝐢𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭¹
●𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐇𝐚𝐧𝐮𝐥
○𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐨𝐨𝐣𝐮𝐧_ 𝐭𝐚𝐞𝐠𝐲𝐮
●𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲-𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞

𓏲 ִֶָ 𖤐˚. 𝐫𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦_𝐰𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐡
🐳89❤‍🔥5