◎ ɴᴀᴍᴇ: ꜰᴏʀɢᴏᴛᴛᴇɴ³
◎ ᴛʀᴀɴꜱʟᴀᴛᴏʀ: ᴍɪ_ꜱᴜɴ
◎ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ꜱᴏᴏᴊᴜɴ_ᴛᴀᴇɢʏᴜ_ᴄʜᴀɴɢʟɪx
◎ ɢᴀɴᴇʀ: ᴅʀᴀᴍᴀ_ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ_ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. ʀᴀɴᴅᴏᴍ_ᴡʀɪᴛɪɴɢ
◎ ᴛʀᴀɴꜱʟᴀᴛᴏʀ: ᴍɪ_ꜱᴜɴ
◎ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ꜱᴏᴏᴊᴜɴ_ᴛᴀᴇɢʏᴜ_ᴄʜᴀɴɢʟɪx
◎ ɢᴀɴᴇʀ: ᴅʀᴀᴍᴀ_ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ_ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. ʀᴀɴᴅᴏᴍ_ᴡʀɪᴛɪɴɢ
🐳54❤🔥2🗿1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هایی^^🦋
لطفا دوستش داشته باشین🥺🩵
پ.ن:یادتون باشه ما پرش زمانی داریم🙈🩵
لطفا دوستش داشته باشین🥺🩵
پ.ن:
🐳39
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پشت میزش نشست و به کاغذ کاهی توی دستش نگاه کرد. چی باید مینوشت؟ از کجا میگفت؟ از چه نقطهای شروع میکرد؟
قلم چوبی توی دستش میلرزید و پای دلش سست و خالی شده بود.
انگشتهای نازکش روی کاغذ لغزید و کلمات از نوک تیز قلم روی کاغذ رقصید.
"مینویسم برای توئه از دست رفتهام
که هرکجای جهانی، بازگردی...
مینویسم که بخوانی و بدانی، جهانم خالی از هر موجودیست؛ زمانی که تورا ندارم.
مینویسم به جبران تمام روزها و شبهایی که داشتمت، ولی حواسم پرت روزمرگیهایم بود.
مینویسم دوستت دارم، برای تویِ از دست رفته، که بخوانی و بازگردی جهانِ کوچک من.
کجای جهانى که هر چه جستجو میکنم،
چشمانم تورا نمیبینند؟
میگویم بازگرد و پژواک صدایم جهان را پر کرده است؛ ولی اثری از تو نیست...
من تو را در همه ى عالم میجویم و در انتها، باز هم به هیچ میرسم... هیچه هیچ!
مینویسم که به گوشَت برسد.
مینویسم که شايد کسی برایت بخواندَش
مینویسم خوبم که به رسم گذشته، دلت شورم را نزند؛ آخر تو دلت زیادی نازک است آقای من.
ولی تو بدان که سرگردان و دلگیرم،
دلگیر از تمام روزها و شبهایی که میگذرند و نبودنت را طولانیتر میکنند
میگویم دلتنگم؛ ولی تو بخوان، نبودنت مرا شکسته.
من میگویم خستهام؛ ولی تو بخوان،
دلم آغوش گرممردانهت را میخواهد.
به امنيتِ تنِ تو...
جهانِ کوچکِ من؛ بازمیگردانمت به آغوشی که وطن توست و میبوسمت به جبران تمام لحظاتی که نبودى.
جای جایِ این کره ی خاکی را،
برای تو که جهان کوچک منی زیر پا میگذارم.
و دنیا را به تماشا مینشانم که گاهی میشود يك جهانِ دوست داشتنى به کوچکى "تــو" داشت.
تو... سوبین من... جهان کوچک من.
فرستنده: یونجون
گیرنده: جهان کوچک من
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. ʀᴀɴᴅᴏᴍ_ᴡʀɪᴛɪɴɢ
قلم چوبی توی دستش میلرزید و پای دلش سست و خالی شده بود.
انگشتهای نازکش روی کاغذ لغزید و کلمات از نوک تیز قلم روی کاغذ رقصید.
"مینویسم برای توئه از دست رفتهام
که هرکجای جهانی، بازگردی...
مینویسم که بخوانی و بدانی، جهانم خالی از هر موجودیست؛ زمانی که تورا ندارم.
مینویسم به جبران تمام روزها و شبهایی که داشتمت، ولی حواسم پرت روزمرگیهایم بود.
مینویسم دوستت دارم، برای تویِ از دست رفته، که بخوانی و بازگردی جهانِ کوچک من.
کجای جهانى که هر چه جستجو میکنم،
چشمانم تورا نمیبینند؟
میگویم بازگرد و پژواک صدایم جهان را پر کرده است؛ ولی اثری از تو نیست...
من تو را در همه ى عالم میجویم و در انتها، باز هم به هیچ میرسم... هیچه هیچ!
مینویسم که به گوشَت برسد.
مینویسم که شايد کسی برایت بخواندَش
مینویسم خوبم که به رسم گذشته، دلت شورم را نزند؛ آخر تو دلت زیادی نازک است آقای من.
ولی تو بدان که سرگردان و دلگیرم،
دلگیر از تمام روزها و شبهایی که میگذرند و نبودنت را طولانیتر میکنند
میگویم دلتنگم؛ ولی تو بخوان، نبودنت مرا شکسته.
من میگویم خستهام؛ ولی تو بخوان،
دلم آغوش گرممردانهت را میخواهد.
به امنيتِ تنِ تو...
جهانِ کوچکِ من؛ بازمیگردانمت به آغوشی که وطن توست و میبوسمت به جبران تمام لحظاتی که نبودى.
جای جایِ این کره ی خاکی را،
برای تو که جهان کوچک منی زیر پا میگذارم.
و دنیا را به تماشا مینشانم که گاهی میشود يك جهانِ دوست داشتنى به کوچکى "تــو" داشت.
تو... سوبین من... جهان کوچک من.
فرستنده: یونجون
گیرنده: جهان کوچک من
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. ʀᴀɴᴅᴏᴍ_ᴡʀɪᴛɪɴɢ
❤🔥41🗿1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM