I Hate U I Luv U
Nika
I hate that I love you...
Don't want to but I can't put nobody else above you
U want her u need her
And I'll never be her
Don't want to but I can't put nobody else above you
U want her u need her
And I'll never be her
🔥3🕊1
چرا همه چیز انقدر غلط به نظر میاید؟
تمام افکاراتم
تصمیماتم
خودم...
اینزندگی غلط است.
تمام افکاراتم
تصمیماتم
خودم...
این
Forwarded from آبیِ خاکستری`
ما به جایی رسیدیم که همهچیز ساختگی شده، علایق ساختگی، رفتار ساختگی، گفتار ساختگی، تمایلات ساختگی و هرچیزی که در نظر دیگران جذاب باشه پس این جذابیت هم ساختگیه، مردم خودشون بودن رو فراموش کردن چون از موردپسند نبودن میترسن.
Forwarded from minding my own business. (oc)
درد در سینهات و تلاطم در روحت،
نشانهی آن است که هنوز
زندهای، هنوز انسانی.
دوره گردها – پل هاردینگ
نشانهی آن است که هنوز
زندهای، هنوز انسانی.
دوره گردها – پل هاردینگ
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست. تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هر چه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم که آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
•غرور و تعصب
•غرور و تعصب
Forwarded from 𝐕𝐚𝐫𝐤𝐚
داشتی میگفتی عزیزم صداقت مهمترین بخش هر رابطه هست، انزجار داشتن من از آن احمقانهتر است. اما، احیاناً راجب کدام صداقت صحبت میکردیم؟ همان که از صد ها اختلاط و امتزاج کاذب شکل گرفته؟ همان که دیروز رذل و پست بودم و امروز سخاوتمند و بخشنده؟ آدم میماند به گوشهایش باور کند یا به چشمانش، شاید هم باید به هر دو اعتماد نکند. صداقت! همانند اکثریت من هم دچارش هستم, البته درستتر است بگویم دچار صداقت کاذبی هستم. بله، صحبتم همان لحظه هایی هست که با چشمان پر از حسادت و سستی بجز من به هر طرفی نگاه میاندازی و با آن تن صدای کنترل شده میگویی، تو برایم مهمتر از همه چیز هستی، میدانی که! چقدر بیزارم از این میدانی که های آخر هر جمله، اگر میدانستی چه ها که میدانم باز هم چنین رفتاری در مقابلم داشتی؟ حالم از خودم بهم میخورد از آنکه واقعیت را میدانم اما هیچ کاری انجام نمیدهم و فقط در جواب لبخند میزنم و میگویم، میدانم و دوستت دارم. از خودم میپرسم چه چیزی مرا میترساند ترک شدن یا تنها ماندن؟ شاید احمقانه باشد ولی هیچکدام، من از بیحسی خودم میترسم از آنکه هیچ چیز دیگر هیچ حس و معنایی را برایم القا نکند و همه چیز را به تنهایی در دوش بکشم؛ تو چه؟ زمانی که جمله دوستت دارم را خشک به زبان آوردم بیحسی چشمانم را حس کردی؟ تو هم مانند من از آخرش میترسی؟ واقعا میترسی؟ ما شبیه یکدیگریم، میدانی؟ هر دویمان نقاب بر چهره دارد، نقاب خلوص کاذب. بله، گفتی صداقت مهم هست، پس کجاست این صداقت؟ چرا هیچ یک از ما صداقتی به خرج نمیدهد؟
هیچکس*
صدای آژیر پلیس در حال پلی شدن بیرون از خونمون*
منی که تازه شوالیه گاتهام دیدم:
اوه فاک گاتهام به من نیاز داره
صدای آژیر پلیس در حال پلی شدن بیرون از خونمون*
منی که تازه شوالیه گاتهام دیدم:
اوه فاک گاتهام به من نیاز داره
🍌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
An intp be like: