رابطه شما از لحظه هایی ساخته میشه که انگار هیچکس جز خودتون متوجه ارزششون نیست.
نه لزوما اتفاقای بزرگ یا اعترافای عجیب؛ بیشتر چند دقیقه اضافه قبل از رفتن، دیدن هم وسط یک روز شلوغ یا پیام کوتاهی که بیدلیل حالتون رو بهتر میکنه.
آشناییتون شاید خیلی معمولی شروع بشه، اما خیلی زود متوجه میشید که برای پیدا کردن وقت کنار هم بودن، هر دو به شکل عجیبی تلاش میکنید.
اولین دیتتون هم بین برنامه های شلوغ و با وقت کمی اتفاق میافته ولی دقیقا به همین دلیل تبدیل به چیزی میشه که هر دوتون مدت ها یادتون میمونه.
وایب رابطهتون دلتنگ، گرم و کمی هیجانانگیزه-
به نظرم زوجی میشید که لازم نیست سفرهای بزرگ یا قرارهای عجیب داشته باشید؛
شما بلدید از چند دقیقه معمولی، یه خاطره کامل بسازید.
https://t.me/cumulus21
نه لزوما اتفاقای بزرگ یا اعترافای عجیب؛ بیشتر چند دقیقه اضافه قبل از رفتن، دیدن هم وسط یک روز شلوغ یا پیام کوتاهی که بیدلیل حالتون رو بهتر میکنه.
آشناییتون شاید خیلی معمولی شروع بشه، اما خیلی زود متوجه میشید که برای پیدا کردن وقت کنار هم بودن، هر دو به شکل عجیبی تلاش میکنید.
اولین دیتتون هم بین برنامه های شلوغ و با وقت کمی اتفاق میافته ولی دقیقا به همین دلیل تبدیل به چیزی میشه که هر دوتون مدت ها یادتون میمونه.
وایب رابطهتون دلتنگ، گرم و کمی هیجانانگیزه-
به نظرم زوجی میشید که لازم نیست سفرهای بزرگ یا قرارهای عجیب داشته باشید؛
شما بلدید از چند دقیقه معمولی، یه خاطره کامل بسازید.
https://t.me/cumulus21
شما احتمالا اولش حتی زبان همدیگه رو بلد نیستید ولی به هرحال یاد میگیرید چطور همدیگه رو بفهمید.
شاید از دو فرهنگ متفاوت باشید یا حتی فقط مدل فکر کردنتون اونقدر فرق داشته باشه که حرفای ساده هم گاهی نیاز به ترجمه داشته باشن.
آشناییتون با کنجکاوی شروع میشه؛
هر کدوم سعی میکنید دنیای اون یکی رو کشف کنید، از آهنگها و غذاهای موردعلاقه گرفته تا عادتای کوچیکی که برای طرف مقابل کاملاً جدیده.
اولین دیتتون هم پر از خنده و سوءتفاهمای بامزهست ولی هیچکدومتون عجلهای برای تموم کردنش ندارید.
وایب رابطتون گرم، کنجکاو و کمی جهانگردانه؛ پر از یاد گرفتن کلمه های جدید از هم، فرستادن آهنگایی که نمیتونید ترجمهشون کنید و ساختن خاطراتی که کمکم یه زبان مشترک مخصوص خودتون به وجود میارن.
به نظرم زوجی میشید که حتی اگر همیشه دقیقا حرف هم رو نفهمید، بالاخره یاد میگیرید حس همدیگه رو بفهمید.
https://t.me/wedonthavetobehopeful
شاید از دو فرهنگ متفاوت باشید یا حتی فقط مدل فکر کردنتون اونقدر فرق داشته باشه که حرفای ساده هم گاهی نیاز به ترجمه داشته باشن.
آشناییتون با کنجکاوی شروع میشه؛
هر کدوم سعی میکنید دنیای اون یکی رو کشف کنید، از آهنگها و غذاهای موردعلاقه گرفته تا عادتای کوچیکی که برای طرف مقابل کاملاً جدیده.
اولین دیتتون هم پر از خنده و سوءتفاهمای بامزهست ولی هیچکدومتون عجلهای برای تموم کردنش ندارید.
وایب رابطتون گرم، کنجکاو و کمی جهانگردانه؛ پر از یاد گرفتن کلمه های جدید از هم، فرستادن آهنگایی که نمیتونید ترجمهشون کنید و ساختن خاطراتی که کمکم یه زبان مشترک مخصوص خودتون به وجود میارن.
به نظرم زوجی میشید که حتی اگر همیشه دقیقا حرف هم رو نفهمید، بالاخره یاد میگیرید حس همدیگه رو بفهمید.
https://t.me/wedonthavetobehopeful
شما دوتا انگار از دو داستان کاملا جدا وارد زندگی هم میشید.
مسیر زندگی، آدمای اطرافتون و حتی چیایی که دوست دارید خیلی با هم فرق داره اما یه سری اتفاق کوچیک مدام شما رو سر راه هم قرار میده.
آشناییتون کمکم شکل میگیره و هر بار که همدیگه رو میبینید، انگار یه تکه جدید از دنیای اون یکی کشف میکنید.
اولین دیتتون هم جاییه که هیچکدومتون انتظارش رو ندارید؛
شاید یک کتابف روشی، موزه یا حتی یک ایستگاه قطار، جایی که چند ساعت از دنیای خودتون فاصله میگیرید و فقط با هم حرف میزنید.
وایب رابطتون آروم، کنجکاوانه و کمی سینماییه-
دو آدم متفاوت که قرار نیست همدیگه رو تغییر بدن، فقط کمکم یاد میگیرن چطور در دنیای متفاوت هم جا باز کنن.
به نظرم زوجی میشید که هر کدومتون بخشی از جهان خودتون رو به اون یکی نشون میده و در نهایت، یه دنیای سوم میسازید که هیچکدومتون به تنهایی نمیتونستید تصورش کنید.
https://t.me/RunningOnEmpty97
مسیر زندگی، آدمای اطرافتون و حتی چیایی که دوست دارید خیلی با هم فرق داره اما یه سری اتفاق کوچیک مدام شما رو سر راه هم قرار میده.
آشناییتون کمکم شکل میگیره و هر بار که همدیگه رو میبینید، انگار یه تکه جدید از دنیای اون یکی کشف میکنید.
اولین دیتتون هم جاییه که هیچکدومتون انتظارش رو ندارید؛
شاید یک کتابف روشی، موزه یا حتی یک ایستگاه قطار، جایی که چند ساعت از دنیای خودتون فاصله میگیرید و فقط با هم حرف میزنید.
وایب رابطتون آروم، کنجکاوانه و کمی سینماییه-
دو آدم متفاوت که قرار نیست همدیگه رو تغییر بدن، فقط کمکم یاد میگیرن چطور در دنیای متفاوت هم جا باز کنن.
به نظرم زوجی میشید که هر کدومتون بخشی از جهان خودتون رو به اون یکی نشون میده و در نهایت، یه دنیای سوم میسازید که هیچکدومتون به تنهایی نمیتونستید تصورش کنید.
https://t.me/RunningOnEmpty97
رابطه شما بوی یک تابستون طولانی میده؛
از اونایی که آدم بعدا با چند تا آهنگ و بوی خاصی ازش یاد میکنه.
آشناییتون احتمالا توی یک روز گرم و کاملا اتفاقی شروع میشه، وقتی هیچکدومتون دنبال پیدا کردن کسی نیستید.
اولین دیتتون میتونه یه بستنی خوردن کنار ساحل، دوچرخه سواری عصرونه یا قدم زدن زیر نورهای خیابون باشه.
قرار خاصی نیست ولی اونقدر میخندید و خوش میگذره که آخر شب هر دوتون دلتون میخواد زمان کندتر بگذره.
وایب رابطتون شاد، سبک و پر از ماجراجویی های کوچیکه.. پر از عکسای تار، نوشیدنیای خنک، موسیقی توی ماشین و برنامه هایی که هیچوقت دقیقا طبق نقشه پیش نمیرن.
به نظرم زوجی میشید که حتی سالها بعد، وقتی تابستون میرسه، هنوز بعضی شبا دلتون برای همون روزهای ساده و بیدغدغه تنگ میشه.
https://t.me/letmecomehome
از اونایی که آدم بعدا با چند تا آهنگ و بوی خاصی ازش یاد میکنه.
آشناییتون احتمالا توی یک روز گرم و کاملا اتفاقی شروع میشه، وقتی هیچکدومتون دنبال پیدا کردن کسی نیستید.
اولین دیتتون میتونه یه بستنی خوردن کنار ساحل، دوچرخه سواری عصرونه یا قدم زدن زیر نورهای خیابون باشه.
قرار خاصی نیست ولی اونقدر میخندید و خوش میگذره که آخر شب هر دوتون دلتون میخواد زمان کندتر بگذره.
وایب رابطتون شاد، سبک و پر از ماجراجویی های کوچیکه.. پر از عکسای تار، نوشیدنیای خنک، موسیقی توی ماشین و برنامه هایی که هیچوقت دقیقا طبق نقشه پیش نمیرن.
به نظرم زوجی میشید که حتی سالها بعد، وقتی تابستون میرسه، هنوز بعضی شبا دلتون برای همون روزهای ساده و بیدغدغه تنگ میشه.
https://t.me/letmecomehome
رابطه شما شاید از عشق شروع نشه؛
از حسِ «بالاخره یکی منو میفهمه» شروع میشه.
اولش بیشتر شبیه دوتا آدمید که اتفاقی کنار هم قرار گرفتن اما خیلی زود متوجه میشید کنار هم لازم نیست خودتون رو توضیح بدید یا چیزی رو پنهان کنید.
اولین دیتتون خیلی سادهست؛
خریدن غذای موردعلاقتون، نشستن یه جای دنج و حرف زدن تا وقتی یادتون میره قرار بوده کی برگردید.
چیزی که بیشتر از خود قرار یادتون میمونه، حس راحتیایه که از هم گرفتید.
وایب رابطتون گرم، امن و صمیمیه-
پر از مراقبتای کوچیک، شوخیای خصوصی و اون مدل محبتی که بیشتر توی رفتار دیده میشه تا حرف.
به نظرم زوجی میشید که فقط عاشق هم نیستید؛
کمکم تبدیل میشید به خونه امن همدیگه. جایی که حتی تو بدترین روزها، میدونید یک نفر هست که سمت شما میایسته.
https://t.me/tooleasb
از حسِ «بالاخره یکی منو میفهمه» شروع میشه.
اولش بیشتر شبیه دوتا آدمید که اتفاقی کنار هم قرار گرفتن اما خیلی زود متوجه میشید کنار هم لازم نیست خودتون رو توضیح بدید یا چیزی رو پنهان کنید.
اولین دیتتون خیلی سادهست؛
خریدن غذای موردعلاقتون، نشستن یه جای دنج و حرف زدن تا وقتی یادتون میره قرار بوده کی برگردید.
چیزی که بیشتر از خود قرار یادتون میمونه، حس راحتیایه که از هم گرفتید.
وایب رابطتون گرم، امن و صمیمیه-
پر از مراقبتای کوچیک، شوخیای خصوصی و اون مدل محبتی که بیشتر توی رفتار دیده میشه تا حرف.
به نظرم زوجی میشید که فقط عاشق هم نیستید؛
کمکم تبدیل میشید به خونه امن همدیگه. جایی که حتی تو بدترین روزها، میدونید یک نفر هست که سمت شما میایسته.
https://t.me/tooleasb
Forwarded from 𝖳𝖾𝖺 𝖶𝗂𝗍𝗁 𝖧𝗈𝖻𝖻𝗂𝗍
اسمتون، نژادتون، شغلتون، قدرتتون و نقشی که توی سرنوشت پادشاهی دارید رو هم بهتون بگم-
لطفا برای چالش جوین نشید، اگه دیلیم رو دوست داشتین خوش اومدین:>
صبور باشید، ممکنه یکم نوشتنشون زمان ببره.
10:21
Elowen Vael | Moon Elf
تو پادشاهی Elaria تو یک کتابدار سلطنتی و جادوگر حافظه هستی؛
از اون آدمایی که بیشتر از اینکه تو میدان جنگ دیده بشن، رازهای مهم پادشاهی رو ذر سکوت نگه میدارن.
قدرتت بافتن خاطراته؛
میتونی خاطرات افراد و حتی اشیای قدیمی رو ببینی و تکه هایی از گذشته رو دوباره زنده کنی.
برای همین آرشیو سلطنتی بدون حضور تو تقریبا غیرقابل استفادهست.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
سالها بعد، وقتی یک جنگ قدیمی دوباره شروع میشه، تو تنها کسی هستی که میتونه حقیقت اتفاقی رو پیدا کنه که تاریخ عمدا از یادها پاک کرده.
شاید شمشیر به دست نگیری اما رازهایی که تو کشف میکنی مسیر یک پادشاهی رو عوض میکنن.
https://t.me/intentionallyaimless
تو پادشاهی Elaria تو یک کتابدار سلطنتی و جادوگر حافظه هستی؛
از اون آدمایی که بیشتر از اینکه تو میدان جنگ دیده بشن، رازهای مهم پادشاهی رو ذر سکوت نگه میدارن.
قدرتت بافتن خاطراته؛
میتونی خاطرات افراد و حتی اشیای قدیمی رو ببینی و تکه هایی از گذشته رو دوباره زنده کنی.
برای همین آرشیو سلطنتی بدون حضور تو تقریبا غیرقابل استفادهست.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
سالها بعد، وقتی یک جنگ قدیمی دوباره شروع میشه، تو تنها کسی هستی که میتونه حقیقت اتفاقی رو پیدا کنه که تاریخ عمدا از یادها پاک کرده.
شاید شمشیر به دست نگیری اما رازهایی که تو کشف میکنی مسیر یک پادشاهی رو عوض میکنن.
https://t.me/intentionallyaimless
💋1
Seraphine veyil | Forest Elf
تو پادشاهی اِلاریادتو یک شفادهنده سلطنتی و گیاه شناس هستی؛
کسی که بیشتر از هر جادوگر دیگهای درباره گیاهان جادویی، سموم و داروهای کمیاب سرزمین میدونه.
قدرتت لمس سبزئه؛
میتونی نیروی زندگی گیاهان رو جذب و هدایت کنی و از اون برای درمان زخم ها و بیماری ها استفاده کنی.
بعضی از گیاهان نادر هم فقط در حضور تو شکوفه میدن اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه. وقتی بیماری عجیبی در سراسر الاریا پخش میشه و هیچ درمانی براش پیدا نمیشه، تو متوجه میشی منشأ بیماری از جاییه که سالهاست هیچکس جرئت نزدیک شدن بهش رو نداره.
شاید سلاح تو شمشیر نباشه اما قدرتی داری که میتونه جون یک پادشاهی رو نجات بده.
- Green -
تو پادشاهی اِلاریادتو یک شفادهنده سلطنتی و گیاه شناس هستی؛
کسی که بیشتر از هر جادوگر دیگهای درباره گیاهان جادویی، سموم و داروهای کمیاب سرزمین میدونه.
قدرتت لمس سبزئه؛
میتونی نیروی زندگی گیاهان رو جذب و هدایت کنی و از اون برای درمان زخم ها و بیماری ها استفاده کنی.
بعضی از گیاهان نادر هم فقط در حضور تو شکوفه میدن اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه. وقتی بیماری عجیبی در سراسر الاریا پخش میشه و هیچ درمانی براش پیدا نمیشه، تو متوجه میشی منشأ بیماری از جاییه که سالهاست هیچکس جرئت نزدیک شدن بهش رو نداره.
شاید سلاح تو شمشیر نباشه اما قدرتی داری که میتونه جون یک پادشاهی رو نجات بده.
- Green -
Caelan Aerith | High Elf
تو پادشاهی اِلاریا تو یک نقشهکش سلطنتی و ستارهشناس هستی؛
کسی که تمام مسیرهای پادشاهی، از جاده های اصلی گرفته تا سرزمین های ناشناخته، زیر نظر تو ثبت میشن.
قدرتت بیتش اختریه؛
میتونی با نگاه کردن به ستارهها، مسیرهایی رو ببینی که هنوز کشف نشدن و حتی اتفاقاتی که ممکنه در آینده برای سرزمین رخ بدن رو ببینی.
برای همین هیچ لشکری بدون نقشه های تو راهی مناطق ناشناخته نمیشه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، ستارهدها مسیر سرزمینی فراموشدشده رو بهت نشون میدن.. سرزمینی که گفته میشه پاسخ یکی از قدیمیترین رازهای الاریا در اون پنهان شده.
شاید تو فرمانده هیچ ارتشی نباشی اما کسی هستی که مسیر رسیدن به آینده رو پیدا میکنه.
https://t.me/necromanc6e6r6
تو پادشاهی اِلاریا تو یک نقشهکش سلطنتی و ستارهشناس هستی؛
کسی که تمام مسیرهای پادشاهی، از جاده های اصلی گرفته تا سرزمین های ناشناخته، زیر نظر تو ثبت میشن.
قدرتت بیتش اختریه؛
میتونی با نگاه کردن به ستارهها، مسیرهایی رو ببینی که هنوز کشف نشدن و حتی اتفاقاتی که ممکنه در آینده برای سرزمین رخ بدن رو ببینی.
برای همین هیچ لشکری بدون نقشه های تو راهی مناطق ناشناخته نمیشه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، ستارهدها مسیر سرزمینی فراموشدشده رو بهت نشون میدن.. سرزمینی که گفته میشه پاسخ یکی از قدیمیترین رازهای الاریا در اون پنهان شده.
شاید تو فرمانده هیچ ارتشی نباشی اما کسی هستی که مسیر رسیدن به آینده رو پیدا میکنه.
https://t.me/necromanc6e6r6
Lillian Thorne | Dwarf
تو پادشاهی اِلاریا تو یک آهنگر سلطنتی و سازنده سلاح های جادویی هستی؛
کسی که شمشیرها، زرهها و ابزارهای ویژه نگهبانان سلطنتی زیر دست تو ساخته میشن.
قدرتت آوای فلزه-
میتونی با لمس کردن هر فلز، گذشته و ویژگی های پنهانش رو درک کنی و حتی بفهمی برای چه سلاح یا وسیلهای ساخته شدن.
به همین دلیل، هیچکس تو اِلاریا به اندازه تو فلزهای جادویی رو نمیشناسه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
روزی قطعهای از یک فلز باستانی به دستت میرسه که متعلق به سلاحی افسانهایه؛ سلاحی که قرن ها پیش برای مقابله با بزرگترین تهدید اِلاریا ساخته شده بود.
شاید تو پادشاه یا فرمانده نباشی اما چیزی که با دستای خودت میسازی میتونه سرنوشت یک جنگ و حتی آینده اِلاریا رو تغییر بده.
https://t.me/NoGreen_Zeytaan
تو پادشاهی اِلاریا تو یک آهنگر سلطنتی و سازنده سلاح های جادویی هستی؛
کسی که شمشیرها، زرهها و ابزارهای ویژه نگهبانان سلطنتی زیر دست تو ساخته میشن.
قدرتت آوای فلزه-
میتونی با لمس کردن هر فلز، گذشته و ویژگی های پنهانش رو درک کنی و حتی بفهمی برای چه سلاح یا وسیلهای ساخته شدن.
به همین دلیل، هیچکس تو اِلاریا به اندازه تو فلزهای جادویی رو نمیشناسه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
روزی قطعهای از یک فلز باستانی به دستت میرسه که متعلق به سلاحی افسانهایه؛ سلاحی که قرن ها پیش برای مقابله با بزرگترین تهدید اِلاریا ساخته شده بود.
شاید تو پادشاه یا فرمانده نباشی اما چیزی که با دستای خودت میسازی میتونه سرنوشت یک جنگ و حتی آینده اِلاریا رو تغییر بده.
https://t.me/NoGreen_Zeytaan
Lyra Vesper | Night Fairy
تو پادشاهی اِلاریا تو یک نگهبان سلطنتی و محافظ دروازه های شب هستی؛
کسی که هر شب تو بلندترین برج مرزی پادشاهی بیدار میمونه و مراقب موجوداتی هست که فقط بعد از غروب ظاهر میشن.
قدرتت فرمانروایی سایههاست؛
میتونی سایه ها رو شکل بدی، حرکتشون رو کنترل کنی و از تاریکی برای پنهان کردن خودت یا دیگران استفاده کنی.
به همین دلیل، هیچ موجودی نمیتونه بدون اینکه متوجهش بشی از مرزهای شبانه اِلاریا عبور کنه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، سایهای وارد برج میشه که متعلق به هیچ موجود زندهای نیست-
سایهای که طبق افسانه ها، نشونه بازگشت دشمنی قدیمیه که قرن ها پیش از اِلاریا ناپدید شده.
شاید وظیفهات فقط نگهبانی از یک دروازه به نظر برسه اما تو اولین کسی هستی که متوجه میشه تاریکیِ واقعی از پشت مرزهای پادشاهی داره نزدیک میشه.
https://t.me/its_gonna_be_now_and_forever
تو پادشاهی اِلاریا تو یک نگهبان سلطنتی و محافظ دروازه های شب هستی؛
کسی که هر شب تو بلندترین برج مرزی پادشاهی بیدار میمونه و مراقب موجوداتی هست که فقط بعد از غروب ظاهر میشن.
قدرتت فرمانروایی سایههاست؛
میتونی سایه ها رو شکل بدی، حرکتشون رو کنترل کنی و از تاریکی برای پنهان کردن خودت یا دیگران استفاده کنی.
به همین دلیل، هیچ موجودی نمیتونه بدون اینکه متوجهش بشی از مرزهای شبانه اِلاریا عبور کنه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، سایهای وارد برج میشه که متعلق به هیچ موجود زندهای نیست-
سایهای که طبق افسانه ها، نشونه بازگشت دشمنی قدیمیه که قرن ها پیش از اِلاریا ناپدید شده.
شاید وظیفهات فقط نگهبانی از یک دروازه به نظر برسه اما تو اولین کسی هستی که متوجه میشه تاریکیِ واقعی از پشت مرزهای پادشاهی داره نزدیک میشه.
https://t.me/its_gonna_be_now_and_forever
❤🔥1
Evander Rook | Dragonborn
تو پادشاهی اِلاریا تو یک اژدهاسوار سلطنتی و نگهبان کوهستان های شمالی هستی؛
کسی که وظیفهاش محافظت از مرزهای پادشاهی و برقراری ارتباط با اژدهایانیه که قرنهاست در قله های یخزده زندگی میکنن.
قدرتت پیوند اژدهاست-
میتونی ذهن و احساسات اژدهاها رو درک کنی و برای مدت کوتاهی با اونا ارتباطی مستقیم برقرار کنی.
حتی اژدهایان وحشی هم با حضور تو آروم میشن و اجازه میدن به قلمروشون نزدیک بشی.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک روز قدیمیترین اژدهای اِلاریا از خواب چند صدسالهاش بیدار میشه و نام تو رو به زبانی فراموش شده صدا میزنه؛
انگار سالها منتظر رسیدن تو بوده..
شاید هیچکس ندونه چرا اژدهایان تو رو انتخاب کردن اما وقتی ارتشی ناشناس از سمت کوهستان حرکت میکنه، تنها کسی که میتونه اژدهایان اِلاریا رو برای دفاع از پادشاهی متحد کنه، تویی.
- یاد چه گاری؟ -
تو پادشاهی اِلاریا تو یک اژدهاسوار سلطنتی و نگهبان کوهستان های شمالی هستی؛
کسی که وظیفهاش محافظت از مرزهای پادشاهی و برقراری ارتباط با اژدهایانیه که قرنهاست در قله های یخزده زندگی میکنن.
قدرتت پیوند اژدهاست-
میتونی ذهن و احساسات اژدهاها رو درک کنی و برای مدت کوتاهی با اونا ارتباطی مستقیم برقرار کنی.
حتی اژدهایان وحشی هم با حضور تو آروم میشن و اجازه میدن به قلمروشون نزدیک بشی.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک روز قدیمیترین اژدهای اِلاریا از خواب چند صدسالهاش بیدار میشه و نام تو رو به زبانی فراموش شده صدا میزنه؛
انگار سالها منتظر رسیدن تو بوده..
شاید هیچکس ندونه چرا اژدهایان تو رو انتخاب کردن اما وقتی ارتشی ناشناس از سمت کوهستان حرکت میکنه، تنها کسی که میتونه اژدهایان اِلاریا رو برای دفاع از پادشاهی متحد کنه، تویی.
- یاد چه گاری؟ -
Isolde Maren | Sea Witch
تو پادشاهی اِلاریا تو یک جادوگر دریایی و نگهبان فانوسِ سلطنتی هستی؛
کسی که در دورترین نقطه ساحل زندگی میکنه و وظیفهاش هدایت کشتی ها و مراقبت از آب های اطراف پادشاهیه.
قدرتت فرمانروایی جزر و مده-
میتونی حرکت آب دریا رو تغییر بدی، موج ها رو آروم یا خروشان کنی و حتی مسیر جریان های دریایی رو برای مدتی عوض کنی. ملوان های اِلاریا معتقدن وقتی چراغ فانوس تو روشنه، هیچ کشتیایی تو دریا گم نمیشه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، دریا برای اولین بار عقب میکشه و شهری باستانی از زیر آب نمایان میشه؛
شهری که در افسانه های اِلاریا فقط به عنوان یک افسانه قدیمی ازش یاد شده.
شاید همه فکر کنن این شهر یک کشف تاریخی باشه اما تو روی دیوارهای غرق شده اون نشانی رو پیدا میکنی که ثابت میکنه سرنوشت اِلاریا از قرن ها پیش به این شهر گمشده گره خورده.
https://t.me/Cloudinrainbow
تو پادشاهی اِلاریا تو یک جادوگر دریایی و نگهبان فانوسِ سلطنتی هستی؛
کسی که در دورترین نقطه ساحل زندگی میکنه و وظیفهاش هدایت کشتی ها و مراقبت از آب های اطراف پادشاهیه.
قدرتت فرمانروایی جزر و مده-
میتونی حرکت آب دریا رو تغییر بدی، موج ها رو آروم یا خروشان کنی و حتی مسیر جریان های دریایی رو برای مدتی عوض کنی. ملوان های اِلاریا معتقدن وقتی چراغ فانوس تو روشنه، هیچ کشتیایی تو دریا گم نمیشه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب، دریا برای اولین بار عقب میکشه و شهری باستانی از زیر آب نمایان میشه؛
شهری که در افسانه های اِلاریا فقط به عنوان یک افسانه قدیمی ازش یاد شده.
شاید همه فکر کنن این شهر یک کشف تاریخی باشه اما تو روی دیوارهای غرق شده اون نشانی رو پیدا میکنی که ثابت میکنه سرنوشت اِلاریا از قرن ها پیش به این شهر گمشده گره خورده.
https://t.me/Cloudinrainbow
💋1
Adeline Alwen | Human
تو پادشاهی اِلاریا تو پیشکار سلطنتی قصر هستی؛
کسی که وظیفهاش رسیدگی به امور روزمرهی خاندان سلطنتی، هماهنگ کردن برنامه های پادشاه و ملکه، آماده سازی مراسم و پذیرایی از مهمانان مهم قصره.
تو کسی هستی که مطمئن میشی همه چیز در قصر دقیقا طبق برنامه پیش بره.
قدرتت حافظه بینقصه؛
هیچ چهره، اسم، صدا یا گفت و گویی رو فراموش نمیکنی و جزئیات هر اتفاقی که تو قصر افتاده رو برای همیشه به یاد میسپاری. برای همین، بیشتر از هرکس دیگهای از رازهای خاندان سلطنتی خبر داری.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
وقتی یک شب نامهای محرمانه ناپدید میشه، تو متوجه میشی آخرین کسی که اون نامه رو دیده، یکی از نزدیکترین افراد به تاج و تخته.
شاید وظیفهات فقط مراقبت از نظم قصر به نظر برسه اما در جایی که هر لبخند میتونه یک راز و هر مهمانی میتونه یک توطئه باشه، حافظه تو خطرناک ترین سلاح اِلاریاست.
https://t.me/Literalllynowhere
تو پادشاهی اِلاریا تو پیشکار سلطنتی قصر هستی؛
کسی که وظیفهاش رسیدگی به امور روزمرهی خاندان سلطنتی، هماهنگ کردن برنامه های پادشاه و ملکه، آماده سازی مراسم و پذیرایی از مهمانان مهم قصره.
تو کسی هستی که مطمئن میشی همه چیز در قصر دقیقا طبق برنامه پیش بره.
قدرتت حافظه بینقصه؛
هیچ چهره، اسم، صدا یا گفت و گویی رو فراموش نمیکنی و جزئیات هر اتفاقی که تو قصر افتاده رو برای همیشه به یاد میسپاری. برای همین، بیشتر از هرکس دیگهای از رازهای خاندان سلطنتی خبر داری.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
وقتی یک شب نامهای محرمانه ناپدید میشه، تو متوجه میشی آخرین کسی که اون نامه رو دیده، یکی از نزدیکترین افراد به تاج و تخته.
شاید وظیفهات فقط مراقبت از نظم قصر به نظر برسه اما در جایی که هر لبخند میتونه یک راز و هر مهمانی میتونه یک توطئه باشه، حافظه تو خطرناک ترین سلاح اِلاریاست.
https://t.me/Literalllynowhere
Aurelia Voss | Moon Elf
تو پادشاهی اِلاریا تو آشپز سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول آماده کردن غذاهای خاندان سلطنتی، مهمانی های رسمی و ضیافت های بزرگ قصره.
هر غذایی که روی میز پادشاه قرار میگیره، قبل از رسیدن به سالن سلطنتی از آشپزخانه تو عبور میکنه.
قدرتت تشخیص سمه-
با یک لمس ساده میتونی وجود هر نوع سم یا ماده خطرناک رو تو غذا و نوشیدنی تشخیص بدی.
به همین دلیل، حتی پادشاه هم برای امنیت سفره سلطنتی به تو اعتماد داره.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
روزی تو یکی از ضیافت های بزرگ، متوجه میشی غذایی که برای پادشاه آماده شده آلودهست؛
اما سم از آشپزخونه تو نیومده و کسی عمدا تلاش کرده ردش رو به گردن تو بندازه.
شاید قلمرو تو فقط آشپزخونه قصر باشه اما همون شب، یک ظرف غذا تبدیل میشه به سرنخی که بزرگ ترین توطئهی دربار اِلاریا رو آشکار میکنه.
https://t.me/maddiesplacex
تو پادشاهی اِلاریا تو آشپز سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول آماده کردن غذاهای خاندان سلطنتی، مهمانی های رسمی و ضیافت های بزرگ قصره.
هر غذایی که روی میز پادشاه قرار میگیره، قبل از رسیدن به سالن سلطنتی از آشپزخانه تو عبور میکنه.
قدرتت تشخیص سمه-
با یک لمس ساده میتونی وجود هر نوع سم یا ماده خطرناک رو تو غذا و نوشیدنی تشخیص بدی.
به همین دلیل، حتی پادشاه هم برای امنیت سفره سلطنتی به تو اعتماد داره.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
روزی تو یکی از ضیافت های بزرگ، متوجه میشی غذایی که برای پادشاه آماده شده آلودهست؛
اما سم از آشپزخونه تو نیومده و کسی عمدا تلاش کرده ردش رو به گردن تو بندازه.
شاید قلمرو تو فقط آشپزخونه قصر باشه اما همون شب، یک ظرف غذا تبدیل میشه به سرنخی که بزرگ ترین توطئهی دربار اِلاریا رو آشکار میکنه.
https://t.me/maddiesplacex
Eveline Roseth | Human
تو پادشاهی اِلاریا تو خیاط سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول طراحی و دوخت لباس های خاندان سلطنتی، لباس های رسمی مراسم و حتی یونیفرم مخصوص نگهبانان قصره. کوچک ترین جزئیات لباس های سلطنتی، از پارچه و رنگ گرفته تا نشان خاندان، زیر نظر تو انتخاب میشه.
قدرتت دوختِ جادوییه-
میتونی با نخ و سوزن، طلسم های محافظتی رو داخل لباس ها ببافی، طلسم هایی که میتونن گرما، سرما یا حتی جادو های آسیب زننده رو برای مدتی دفع کنن.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
هنگام آماده کردن لباس مراسم تاج گذاری، نشانی قدیمی درون پارچهای پیدا میکنی که متعلق به خاندان سلطنتی نیست؛
بلکه نماد یک پادشاهیه که قرن ها پیش توسط اِلاریا نابود شده.
شاید وظیفهات فقط دوختن لباس های دربار باشه اما نخ هایی که با دست های تو به هم وصل میشن، پرده از رازی برمیدارن که میتونه مشروعیت تاج و تخت اِلاریا رو زیر سوال ببره.
https://t.me/clexisclexing
تو پادشاهی اِلاریا تو خیاط سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول طراحی و دوخت لباس های خاندان سلطنتی، لباس های رسمی مراسم و حتی یونیفرم مخصوص نگهبانان قصره. کوچک ترین جزئیات لباس های سلطنتی، از پارچه و رنگ گرفته تا نشان خاندان، زیر نظر تو انتخاب میشه.
قدرتت دوختِ جادوییه-
میتونی با نخ و سوزن، طلسم های محافظتی رو داخل لباس ها ببافی، طلسم هایی که میتونن گرما، سرما یا حتی جادو های آسیب زننده رو برای مدتی دفع کنن.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
هنگام آماده کردن لباس مراسم تاج گذاری، نشانی قدیمی درون پارچهای پیدا میکنی که متعلق به خاندان سلطنتی نیست؛
بلکه نماد یک پادشاهیه که قرن ها پیش توسط اِلاریا نابود شده.
شاید وظیفهات فقط دوختن لباس های دربار باشه اما نخ هایی که با دست های تو به هم وصل میشن، پرده از رازی برمیدارن که میتونه مشروعیت تاج و تخت اِلاریا رو زیر سوال ببره.
https://t.me/clexisclexing
Mirabelle Thorne | Fae
تو پادشاهی اِلاریا تو پرورش دهنده باغ های سلطنتی هستی؛
کسی که مسئول نگهداری از باغ های قصر، گل های کمیاب و گیاهان جادوییایه که برای دارو، مراسم سلطنتی و تزئین قصر استفاده میشن.
قدرتت شنیدنِ گیاهانه-
میتونی صدا و احساسات گیاهان رو درک کنی و از طریق اونها بفهمی چه کسی وارد باغ شده یا چه اتفاقی در اطرافشون افتاده. درخت های قدیمی باغ حتی چیز هایی رو به یاد دارن که هیچ انسانی ازشون خبر نداره.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک روز قدیمی ترین درخت باغ برای اولین بار بعد از صد ها سال شروع به صحبت میکنه و درباره اتفاقی هشدار میده که قراره در شب جشن تاج گذاری رخ بده.
شاید بیشتر وقتت رو بین گل ها و درخت ها بگذرونی اما رازهایی که باغ سلطنتی در خودش نگه داشته، میتونن اِلاریا رو از بزرگترین فاجعه تاریخش نجات بدن.
https://t.me/jamesholiic
تو پادشاهی اِلاریا تو پرورش دهنده باغ های سلطنتی هستی؛
کسی که مسئول نگهداری از باغ های قصر، گل های کمیاب و گیاهان جادوییایه که برای دارو، مراسم سلطنتی و تزئین قصر استفاده میشن.
قدرتت شنیدنِ گیاهانه-
میتونی صدا و احساسات گیاهان رو درک کنی و از طریق اونها بفهمی چه کسی وارد باغ شده یا چه اتفاقی در اطرافشون افتاده. درخت های قدیمی باغ حتی چیز هایی رو به یاد دارن که هیچ انسانی ازشون خبر نداره.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک روز قدیمی ترین درخت باغ برای اولین بار بعد از صد ها سال شروع به صحبت میکنه و درباره اتفاقی هشدار میده که قراره در شب جشن تاج گذاری رخ بده.
شاید بیشتر وقتت رو بین گل ها و درخت ها بگذرونی اما رازهایی که باغ سلطنتی در خودش نگه داشته، میتونن اِلاریا رو از بزرگترین فاجعه تاریخش نجات بدن.
https://t.me/jamesholiic
💋1
Ophelia Raven | Half-Elf
تو پادشاهی اِلاریا تو موسیقیدان سلطنتی هستی؛
کسی که مسئول اجرای موسیقی در مراسم های مهم قصر، جشن های سلطنتی و آیین های قدیمی پادشاهیه.
ساز تو بخشی از تشریفات سلطنتیه و حتی بعضی آهنگ ها فقط در حضور خاندان سلطنتی نواخته میشن.
قدرتت آوای افسونگریه-
میتونی احساسات و خاطرات پنهان افراد رو برای مدت کوتاهی با موسیقی بیدار کنی. گاهی یک ملودی ساده باعث میشه کسی حقیقتی رو به یاد بیاره که سالها تلاش کرده فراموشش کنه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب موقع تمرین برای جشن سلطنتی، ملودیایی رو پیدا میکنی که تو هیچ کتاب موسیقیایی ثبت نشده؛
آهنگی که وقتی نواخته میشه، یکی از درهای قدیمی قصر برای اولین بار بعد از صدها سال باز میشه.
شاید وظیفهات فقط نواختن موسیقی برای مهمانی های سلطنتی باشه اما آهنگی که تو کشف کردی، راه ورود به بخشی از قصر رو باز میکنه که خاندان سلطنتی سال ها تلاش کرده وجودش رو پنهان نگه داره.
https://t.me/malice_mori
تو پادشاهی اِلاریا تو موسیقیدان سلطنتی هستی؛
کسی که مسئول اجرای موسیقی در مراسم های مهم قصر، جشن های سلطنتی و آیین های قدیمی پادشاهیه.
ساز تو بخشی از تشریفات سلطنتیه و حتی بعضی آهنگ ها فقط در حضور خاندان سلطنتی نواخته میشن.
قدرتت آوای افسونگریه-
میتونی احساسات و خاطرات پنهان افراد رو برای مدت کوتاهی با موسیقی بیدار کنی. گاهی یک ملودی ساده باعث میشه کسی حقیقتی رو به یاد بیاره که سالها تلاش کرده فراموشش کنه.
اما چیزی که تو رو از بقیه متمایز میکنه، نقشت در سرنوشت پادشاهیه.
یک شب موقع تمرین برای جشن سلطنتی، ملودیایی رو پیدا میکنی که تو هیچ کتاب موسیقیایی ثبت نشده؛
آهنگی که وقتی نواخته میشه، یکی از درهای قدیمی قصر برای اولین بار بعد از صدها سال باز میشه.
شاید وظیفهات فقط نواختن موسیقی برای مهمانی های سلطنتی باشه اما آهنگی که تو کشف کردی، راه ورود به بخشی از قصر رو باز میکنه که خاندان سلطنتی سال ها تلاش کرده وجودش رو پنهان نگه داره.
https://t.me/malice_mori
Valentina Mire | Vampire
تو پادشاهی اِلاریا تو مترجم سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول ترجمه نامه ها، پیمان ها و گفت و گوهای مهم با پادشاهی ها و نژادهای دیگهست.
تو به زبان هایی مسلطی که حتی بیشتر اعضای خاندان سلطنتی توانایی خوندنشون رو ندارن.
قدرتت درکِ زبان های فراموش شدهست؛ میتونی نوشته ها و زبان هایی رو بفهمی که قرنهاست هیچکس قادر به ترجمهشون نیست.
حتی بعضی موجودات جادویی فقط در حضور تو میتونن پیامشون رو به زبان انسان ها منتقل کنن.
روزی نامهای با زبانی ناشناخته به قصر میرسه و وقتی اون رو ترجمه میکنی، متوجه میشی فرستنده از پادشاهیایه که طبق تاریخ اِلاریا، هزار سال پیش برای همیشه نابود شده.
شاید کار تو فقط ترجمهی چند نامه به نظر برسه اما یک متن کوتاه میتونه ثابت کنه که دشمنی که همه فکر میکردن افسانهست، هنوز زندهست.
https://t.me/letmecomehome
تو پادشاهی اِلاریا تو مترجم سلطنتی هستی؛ کسی که مسئول ترجمه نامه ها، پیمان ها و گفت و گوهای مهم با پادشاهی ها و نژادهای دیگهست.
تو به زبان هایی مسلطی که حتی بیشتر اعضای خاندان سلطنتی توانایی خوندنشون رو ندارن.
قدرتت درکِ زبان های فراموش شدهست؛ میتونی نوشته ها و زبان هایی رو بفهمی که قرنهاست هیچکس قادر به ترجمهشون نیست.
حتی بعضی موجودات جادویی فقط در حضور تو میتونن پیامشون رو به زبان انسان ها منتقل کنن.
روزی نامهای با زبانی ناشناخته به قصر میرسه و وقتی اون رو ترجمه میکنی، متوجه میشی فرستنده از پادشاهیایه که طبق تاریخ اِلاریا، هزار سال پیش برای همیشه نابود شده.
شاید کار تو فقط ترجمهی چند نامه به نظر برسه اما یک متن کوتاه میتونه ثابت کنه که دشمنی که همه فکر میکردن افسانهست، هنوز زندهست.
https://t.me/letmecomehome