در همه حوزه های رفاه (وضع اقتصاد، محیط کسب و کار، سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون، آموزش، سلامت، امنیت، آزادی فردی، سرمایه اجتماعی، حفظ محیط زیست) از عربستان عقب تر ایم!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بودجه های فرهنگی
در بودجه امسال سهم نهادهای فرهنگی مورد توجه زیادی قرار گرفت؛ قرار است سر جمع چیزی بیش از 5 هزار و ششصد میلیارد تومان از منابع عمومی برای ارتقای فرهنگی مردم در 31 نهاد فرهنگی استفاده شود، خیلی ها نقد داشتند که روشن نیست این پول ها کجا می رود و چقدر واقعا به کار مردم آمده است؛ از آن سو کسانی می گفتند که با توجه به لزوم نقش آفرینی دولت در حمایت از فرهنگ ملی و دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم و مانند آن باید هوای نهادهای فرهنگی را داشت و در کشوری مانند فرانسه هم اوضاع همین طور عمل می شود.
نگارنده به یاد می آورد که از سال ها پیش وقتی صحبت از بحث سیاست فرهنگی و مانند آن می شد، این مثال فرانسه مطرح می شد که دولت هوای اهالی فرهنگ و تفکر را دارد؛ اما اشتراک لفظ دائم رهزن است، درست که فرانسه بودجه چند میلیارد دلاری فرهنگ دارد، ولی همانطور که نباید اوضاع شانزه لیزه را با میدان بهارستان مقایسه کنید؛ باید حواستان باشد که معنای "فرهنگی" در فرانسه شاید با نسخه ایرانی آن تفاوت داشته باشد.
وزارت فرهنگ فرانسه بیشتر به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایرانی ها شبیه است تا چیز دیگر، بیشتر به دنبال حفاظت از اماکن تاریخی و موزه ها و آثار فرهنگی و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری است تا جذب توریست کند و برای مملکت ثروتی تولید کند؛ این خیلی ربطی به تصور غالب در ایران از واژه "فرهنگی" ندارد و مقایسه این دو نابجاست. بماند که اساسا حضور دولت در هر کاری از جمله "فرهنگی" در هر جای جهان حتی فرانسه همچنان گرفتار مصیبت ناکارآمدی و فساد خواهد بود.
به برکت شبکه های اجتماعی ملت به فکر این افتاده اند که پول عمومی کجا و چطور صرف می شود و این امیدوار کننده است، شاید سطح آگاهی در مملکت آریایی اسلامی رو به بهبود است، والله اعلم.
https://goo.gl/h1rNhc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در بودجه امسال سهم نهادهای فرهنگی مورد توجه زیادی قرار گرفت؛ قرار است سر جمع چیزی بیش از 5 هزار و ششصد میلیارد تومان از منابع عمومی برای ارتقای فرهنگی مردم در 31 نهاد فرهنگی استفاده شود، خیلی ها نقد داشتند که روشن نیست این پول ها کجا می رود و چقدر واقعا به کار مردم آمده است؛ از آن سو کسانی می گفتند که با توجه به لزوم نقش آفرینی دولت در حمایت از فرهنگ ملی و دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم و مانند آن باید هوای نهادهای فرهنگی را داشت و در کشوری مانند فرانسه هم اوضاع همین طور عمل می شود.
نگارنده به یاد می آورد که از سال ها پیش وقتی صحبت از بحث سیاست فرهنگی و مانند آن می شد، این مثال فرانسه مطرح می شد که دولت هوای اهالی فرهنگ و تفکر را دارد؛ اما اشتراک لفظ دائم رهزن است، درست که فرانسه بودجه چند میلیارد دلاری فرهنگ دارد، ولی همانطور که نباید اوضاع شانزه لیزه را با میدان بهارستان مقایسه کنید؛ باید حواستان باشد که معنای "فرهنگی" در فرانسه شاید با نسخه ایرانی آن تفاوت داشته باشد.
وزارت فرهنگ فرانسه بیشتر به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایرانی ها شبیه است تا چیز دیگر، بیشتر به دنبال حفاظت از اماکن تاریخی و موزه ها و آثار فرهنگی و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری است تا جذب توریست کند و برای مملکت ثروتی تولید کند؛ این خیلی ربطی به تصور غالب در ایران از واژه "فرهنگی" ندارد و مقایسه این دو نابجاست. بماند که اساسا حضور دولت در هر کاری از جمله "فرهنگی" در هر جای جهان حتی فرانسه همچنان گرفتار مصیبت ناکارآمدی و فساد خواهد بود.
به برکت شبکه های اجتماعی ملت به فکر این افتاده اند که پول عمومی کجا و چطور صرف می شود و این امیدوار کننده است، شاید سطح آگاهی در مملکت آریایی اسلامی رو به بهبود است، والله اعلم.
https://goo.gl/h1rNhc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Wikipedia
Ministry of Culture (France)
The Ministry of Culture (French: Ministère de la Culture) is the ministry of the Government of France in charge of national museums and the monuments historiques. Its goal is to maintain the French identity through the promotion and protection of the arts…
نمره "دولت" های ایران از دوران مهرورزی (2005 - 2013) تا اعتدال (2016)
به نظر برای امسال این نمره کاهش خواهد داشت، والله اعلم.
t.me/RahbordChannel/824
کانال راهبرد
@RahbordChannel
به نظر برای امسال این نمره کاهش خواهد داشت، والله اعلم.
t.me/RahbordChannel/824
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب تورم
تورم را کسانی بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند؛ اما علت آن چیست؟ قضیه از افزایش عرضه پول در جامعه آب می خورد؛ اگر مقدار پول با نرخ بیشتری از تولید اقتصادی یک کشورافزایش یابد، شاهد تورم خواهیم بود. به زبان ساده، از آنجا که به طور نسبی میزان پول بیشتری به ازای کالا و خدمات وجود دارد، قیمت آنها افزایش خواهد یافت (تورم کشش تقاضا).
اما کسانی معتقدند تورم به شیوه دیگری هم می تواند به وجود آید، اگر به دلیل شوک های عرضه و تقاضا قیمت هایی نهاده های اصلی مانند نفت و فراورده های سوختی افزایش پیدا کنند، بهای تمام شده محصولات بالا خواهد رفت و تورم به وجود خواهد آمد. چنانکه در شوک های نفتی دهه 1970 و پس از آن شاهد بودیم (تورم فشار هزینه) در این نگاه قضیه ربطی به عرضه پول پیدا نمی کند.
این نگاه دوم به نظر بسیار آشنا و بدیهی می رسد، اما اقتصاددانان مکتب اتریش آن را نقد می کنند؛ استدلال آنها این است که درست است که تولیدکنندگان برای محصول خود قیمت بالاتری را طلب خواهند کرد؛ ولی در نهایت داوری اصلی خریدار است که باید این قیمت را بپذیرد و پول را پرداخت کند. اگر خریدار تمایل یا توان پرداخت نداشته باشد؛ قیمت بالاتر درخواستی محقق نمی شود. در اینجا هم باز پای عرضه پول در میان است.
اگر مقدار پول موجود در کشور ثابت بماند، در کل افراد با پرداخت پول بیشتر برای برخی کالاها، پول کمتری برای کالاهای دیگر خواهند داشت و از این رو تقاضا و قیمت برای آنها کاهش پیدا خواهد کرد. در واقع تنها ترکیب مخارج تفاوت خواهد کرد و سهم برخی اقلام بیشتر و دیگران کمتر خواهد شد، ولی مقدار کل آن تغییری نمی کند. اما اگر میزان پول افزایش یابد؛ پول بیشتری برای همان مقدار کالا در دسترس خواهد بود که این بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها را به دنبال دارد.
کار در دنیای واقعی البته بسیار پیچیده است و زنجیره ای از واکنش ها بر اثر افزایش ناگهانی قیمت عامل های اصلی در اقتصاد صورت می گیرد که تحلیل آن ساده نیست ولی با این همه نکته اصلی همچنان پابرجاست، تورم همواره پدیده ای پولی است، والله اعلم.
https://goo.gl/a3m2LK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تورم را کسانی بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند؛ اما علت آن چیست؟ قضیه از افزایش عرضه پول در جامعه آب می خورد؛ اگر مقدار پول با نرخ بیشتری از تولید اقتصادی یک کشورافزایش یابد، شاهد تورم خواهیم بود. به زبان ساده، از آنجا که به طور نسبی میزان پول بیشتری به ازای کالا و خدمات وجود دارد، قیمت آنها افزایش خواهد یافت (تورم کشش تقاضا).
اما کسانی معتقدند تورم به شیوه دیگری هم می تواند به وجود آید، اگر به دلیل شوک های عرضه و تقاضا قیمت هایی نهاده های اصلی مانند نفت و فراورده های سوختی افزایش پیدا کنند، بهای تمام شده محصولات بالا خواهد رفت و تورم به وجود خواهد آمد. چنانکه در شوک های نفتی دهه 1970 و پس از آن شاهد بودیم (تورم فشار هزینه) در این نگاه قضیه ربطی به عرضه پول پیدا نمی کند.
این نگاه دوم به نظر بسیار آشنا و بدیهی می رسد، اما اقتصاددانان مکتب اتریش آن را نقد می کنند؛ استدلال آنها این است که درست است که تولیدکنندگان برای محصول خود قیمت بالاتری را طلب خواهند کرد؛ ولی در نهایت داوری اصلی خریدار است که باید این قیمت را بپذیرد و پول را پرداخت کند. اگر خریدار تمایل یا توان پرداخت نداشته باشد؛ قیمت بالاتر درخواستی محقق نمی شود. در اینجا هم باز پای عرضه پول در میان است.
اگر مقدار پول موجود در کشور ثابت بماند، در کل افراد با پرداخت پول بیشتر برای برخی کالاها، پول کمتری برای کالاهای دیگر خواهند داشت و از این رو تقاضا و قیمت برای آنها کاهش پیدا خواهد کرد. در واقع تنها ترکیب مخارج تفاوت خواهد کرد و سهم برخی اقلام بیشتر و دیگران کمتر خواهد شد، ولی مقدار کل آن تغییری نمی کند. اما اگر میزان پول افزایش یابد؛ پول بیشتری برای همان مقدار کالا در دسترس خواهد بود که این بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها را به دنبال دارد.
کار در دنیای واقعی البته بسیار پیچیده است و زنجیره ای از واکنش ها بر اثر افزایش ناگهانی قیمت عامل های اصلی در اقتصاد صورت می گیرد که تحلیل آن ساده نیست ولی با این همه نکته اصلی همچنان پابرجاست، تورم همواره پدیده ای پولی است، والله اعلم.
https://goo.gl/a3m2LK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Will An Oil Price Fall Push Inflation Down?
From the speeches of Fed officials, writes Frank Shostak, you might conclude that the Fed has absolutely nothing to do with inflation. You might think they had never heard of a theory that suggests
دولت اعتدال نئولیبرال است؟
یکی از به اصطلاح اتهام هایی که خیلی ها دوست دارند؛ دولت اعتدال را به آن بنوازند این است که این دولت نئولیبرال است، از این بگذریم که اقتصاددان ها و افراد کمی خود را به طور رسمی نئولیبرال خوانده اند و خیلی منتقدان ان را در معنای دقیقی به کار نمی برند، به زبان ساده نئولیبرالیسم به معنای گرفتن کار از دست "دولت" (منظور البته فقط قوه مجریه نیست) و سپردن آن به دست نیروهای بازار است. خصوصی سازی، آزادسازی قیمت ها، کاهش مقررات، انضباط مالی (بودجه ای)، کاهش نرخ مالیات ها و هزینه های رفاهی و عمومی و مداخله های پولی از سیاست هایی است که نئولیبرال خوانده می شوند.
همه این سیاست ها پیش فرضشان این است که تصمیم گیری های "سیاسی" جای تصمیم گیری های اقتصادی ننشینند و دولت حالا به بهانه خیرعمومی یا هرچیزی آزادی افراد را محدود نکند؛ اما در مورد بگذارید تکلیف مان را روشن کنیم، در شرایط کنونی کشور ما نئولیبرال بودن شوخی است!
کشوری که از نظر شاخص آزادی اقتصادی رتبه 157 جهان است، کشوری که در آن اهالی سیاست به صراحت می گویند خصوصی سازی ها به شکل درستی انجام و به بخش خصوصی واقعی واگذار نشده است، کشوری که رئیس قوه مجریه اش از واقعی شدن قیمت ارز مکدر می شود؛ ارز رقابتی با نرخ رفاقتی پخش می شود؛ هزینه های جاری در بودجه با نرخ بالاتر از تورم رشد می کند و دولتش برای تامین آن دست به دامن انواع عوارض و مالیات ها می شود، بودجه فرهنگی اش بیش از 5 هزار میلیارد تومان می شود، کشوری که قرار است یک سوم از عایدات نفتش در قالب صندوق توسعه ملی با صلاحدید دولت "سرمایه گذاری" شود، کشوری که دولتش نرخ بهره را دستوری ابلاغ می کند، کشوری که وضع حکومت قانون، فساد و سهولت کسب و کار در آن به فاجعه نزدیک است، به هر چیزی شبیه باشد بعید است بویی از نئولیبرالیسم برده باشد.
می خواهید بد و بیراه بگویید البته ایراد ندارد، ولی خوبیت ندارد ناسزایی مثل نئولیبرالیسم که مثلا منتقدان ریگان و تاچر در بریتانیا و ینگه دنیا استفاده می کردند را در وسط مملکت آریایی اسلامی ما طوطی وار تکرار کنید، البته بین مردم شاید محبوبیت بخرد، ولی کمکی به بهتر شدن اوضاع نمی کند، والله اعلم.
https://goo.gl/2YaBpj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از به اصطلاح اتهام هایی که خیلی ها دوست دارند؛ دولت اعتدال را به آن بنوازند این است که این دولت نئولیبرال است، از این بگذریم که اقتصاددان ها و افراد کمی خود را به طور رسمی نئولیبرال خوانده اند و خیلی منتقدان ان را در معنای دقیقی به کار نمی برند، به زبان ساده نئولیبرالیسم به معنای گرفتن کار از دست "دولت" (منظور البته فقط قوه مجریه نیست) و سپردن آن به دست نیروهای بازار است. خصوصی سازی، آزادسازی قیمت ها، کاهش مقررات، انضباط مالی (بودجه ای)، کاهش نرخ مالیات ها و هزینه های رفاهی و عمومی و مداخله های پولی از سیاست هایی است که نئولیبرال خوانده می شوند.
همه این سیاست ها پیش فرضشان این است که تصمیم گیری های "سیاسی" جای تصمیم گیری های اقتصادی ننشینند و دولت حالا به بهانه خیرعمومی یا هرچیزی آزادی افراد را محدود نکند؛ اما در مورد بگذارید تکلیف مان را روشن کنیم، در شرایط کنونی کشور ما نئولیبرال بودن شوخی است!
کشوری که از نظر شاخص آزادی اقتصادی رتبه 157 جهان است، کشوری که در آن اهالی سیاست به صراحت می گویند خصوصی سازی ها به شکل درستی انجام و به بخش خصوصی واقعی واگذار نشده است، کشوری که رئیس قوه مجریه اش از واقعی شدن قیمت ارز مکدر می شود؛ ارز رقابتی با نرخ رفاقتی پخش می شود؛ هزینه های جاری در بودجه با نرخ بالاتر از تورم رشد می کند و دولتش برای تامین آن دست به دامن انواع عوارض و مالیات ها می شود، بودجه فرهنگی اش بیش از 5 هزار میلیارد تومان می شود، کشوری که قرار است یک سوم از عایدات نفتش در قالب صندوق توسعه ملی با صلاحدید دولت "سرمایه گذاری" شود، کشوری که دولتش نرخ بهره را دستوری ابلاغ می کند، کشوری که وضع حکومت قانون، فساد و سهولت کسب و کار در آن به فاجعه نزدیک است، به هر چیزی شبیه باشد بعید است بویی از نئولیبرالیسم برده باشد.
می خواهید بد و بیراه بگویید البته ایراد ندارد، ولی خوبیت ندارد ناسزایی مثل نئولیبرالیسم که مثلا منتقدان ریگان و تاچر در بریتانیا و ینگه دنیا استفاده می کردند را در وسط مملکت آریایی اسلامی ما طوطی وار تکرار کنید، البته بین مردم شاید محبوبیت بخرد، ولی کمکی به بهتر شدن اوضاع نمی کند، والله اعلم.
https://goo.gl/2YaBpj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دولت اعتدال نئولیبرال است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در مزایای قانون شکنی مردم برای دولت
اگر سال 97 ایرانی ها تصمیم بگیرند تمام قانون ها و مقررات کشور را به طور کامل رعایت کنند، دولت 4 درصد از درآمدش را از دست خواهد داد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر سال 97 ایرانی ها تصمیم بگیرند تمام قانون ها و مقررات کشور را به طور کامل رعایت کنند، دولت 4 درصد از درآمدش را از دست خواهد داد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی ویرانگرتر از خود مشکل اصلی به بار میآورند و اخلاق اهل علم را به بوروکراتهای دولت نزدیک میکنند.
این هم مصیبت کمی نیست؛ دانشگاهیها هرچند از سوگیری گریزی ندارند؛ ولی دستکم باید به هنجار «بیطرفی» و «مستقل بودن» پایبند باشند. کار یک دانشگاهی واقعی شکستن مرزها و به چالش کشیدن باورهای غالب است و روشن است که این نسبتی با عافیتطلبی بوروکراتهای دولت ندارد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد استدلال کرده ام که باید روزی آن تصمیم بزرگ را گرفت و تکلیفمان را با ارزش آزادی روشن کنیم؛ تا وقتی آزادی فردی و رقابت واقعی میان دیدگاهها به وجود نیاید، خطاست انتظار نوآوریهای بنیادین داشته باشیم؛ با حمایت دولتی بیشتر هم کاری پیش نمیرود؛ اینجا دولت خود بخش بزرگی از مشکل است. فون میزس به ما میآموزد که فقط «فرد» است که میاندیشد و استدلال و عمل میکند؛ اگر به هر دلیل آزادی عمل «فرد» کاهش بیابد، انتظار تحقق نوآوریهای جدی نابجاست.
بدون وجود بستر و فرهنگی که تنوع و تفاوت را به رسمیت بشناسد، تکثرگرایی را تشویق و فردگرایی را ترویج کند نمیتوان امید به خلق دیدگاههای تازه داشت. تلاش دولتها برای یک شکل کردن جامعه روح خلاقیت را از مردم خواهد گرفت. اگر مردم نتوانند چنان که میخواهند زیست و اندیشه کنند، مجالی برای بروز نوآوری نیست. در مورد بهبود اوضاع دانشگاه هم راه روشن است؛ آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
https://goo.gl/6xA8gB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی ویرانگرتر از خود مشکل اصلی به بار میآورند و اخلاق اهل علم را به بوروکراتهای دولت نزدیک میکنند.
این هم مصیبت کمی نیست؛ دانشگاهیها هرچند از سوگیری گریزی ندارند؛ ولی دستکم باید به هنجار «بیطرفی» و «مستقل بودن» پایبند باشند. کار یک دانشگاهی واقعی شکستن مرزها و به چالش کشیدن باورهای غالب است و روشن است که این نسبتی با عافیتطلبی بوروکراتهای دولت ندارد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد استدلال کرده ام که باید روزی آن تصمیم بزرگ را گرفت و تکلیفمان را با ارزش آزادی روشن کنیم؛ تا وقتی آزادی فردی و رقابت واقعی میان دیدگاهها به وجود نیاید، خطاست انتظار نوآوریهای بنیادین داشته باشیم؛ با حمایت دولتی بیشتر هم کاری پیش نمیرود؛ اینجا دولت خود بخش بزرگی از مشکل است. فون میزس به ما میآموزد که فقط «فرد» است که میاندیشد و استدلال و عمل میکند؛ اگر به هر دلیل آزادی عمل «فرد» کاهش بیابد، انتظار تحقق نوآوریهای جدی نابجاست.
بدون وجود بستر و فرهنگی که تنوع و تفاوت را به رسمیت بشناسد، تکثرگرایی را تشویق و فردگرایی را ترویج کند نمیتوان امید به خلق دیدگاههای تازه داشت. تلاش دولتها برای یک شکل کردن جامعه روح خلاقیت را از مردم خواهد گرفت. اگر مردم نتوانند چنان که میخواهند زیست و اندیشه کنند، مجالی برای بروز نوآوری نیست. در مورد بهبود اوضاع دانشگاه هم راه روشن است؛ آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
https://goo.gl/6xA8gB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
استقلال دانشگاه
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی…
دو مدل پیشرفت؟ انتخاب با شماست!
اهل فن گفته اند دو مسیر اصلی از پیشرفت را می توان سراغ گرفت؛ کشورهای شمال اروپا یا نوردیک (نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک ایسلند) و کشورهای حوزه انگلوساکسون یا انگلوسفیر (امریکا، بریتانیا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند، ایرلند).
کشورهای حوزه نوردیک جمعیتی حدود 27 میلیون نفر دارند و در حوزه متمرکز شمال اروپا قرار دارند، ولی کشورهای انگلوسفیر چیزی حدود 461 میلیون نفر (137 میلیون نفر به علاوه 324 میلیون نفر جمعیت امریکا) را در خود جای می دهند و از نظر جغرافیایی پراکنده ترند؛ گفتنی است برخی امریکا را به دلایل شرایط خاص آن و قدرت بی بدیل اقتصادی و نظامی آن جداگانه بررسی می کنند، ولی روشن است که در حوزه تمدن انگلوساکسون جا می گیرد.
کشورهای نوردیک با جمعیت همگن از لحاظ فرهنگی و نژادی، تلاش برای یکسان سازی مهاجران با فرهنگ خود، سیاست های برابرطلبانه و حمایتی اجتماعی از شهروندان و نقش پررنگ تر دولت شناخته می شوند، دسته دوم بیشتر با پذیرش تنوع، محیط مناسب برای کسب و کار و سرمایه اجتماعی بالاتر شهروندان مشخص می شوند، شاید بشود گفت ارزش اساسی نوردیک ها به "امنیت و حمایت" است و در مورد انگلوسفیرها "خطرپذیری و مرزشکنی و نوآوری".
هرچند در شاخص های پیشرفت مانند لگاتوم نوردیک ها وضعیت نسبی بهتری دارند، اوضاع دسته دیگر هم بسیار خوب است و رتبه های بالایی دارند؛ در پنج سال گذشته البته درآمد سرانه انگلوسفیرها رشد بیشتری از نوردیک ها داشته است، ولی جالب اینجاست که به مرور آنها هم به یکدیگر نزدیک تر می شوند و اشتراک آنها بالا و بالاتر می رود. چنانکه بر می آید یک نوع "توسعه" بیشتر نداریم! زبان یکی است، ولی لهجه ها اندکی تفاوت می کنند.
قضیه البته برای اهل فن تا حدود زیادی روشن است، منطق بنیادین توسعه در همه جا کم وبیش یکی است، راه توسعه از اقتصاد بازار آزاد، فردگرایی، حکومت قانون، آزادی های اجتماعی گسترده، مشارکت سیاسی عمومی، حضور نهادهای مدنی و پذیرش تنوع در اندیشه ها می گذرد، راه های دیگر و گزینه های به اصطلاح الترناتیو سرابی بیش نیست و جز به بردگی نمی رسد، حالا هم انتخاب با شماست: بربریت یا تمدن! والله اعلم.
https://goo.gl/ou9D1e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهل فن گفته اند دو مسیر اصلی از پیشرفت را می توان سراغ گرفت؛ کشورهای شمال اروپا یا نوردیک (نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک ایسلند) و کشورهای حوزه انگلوساکسون یا انگلوسفیر (امریکا، بریتانیا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند، ایرلند).
کشورهای حوزه نوردیک جمعیتی حدود 27 میلیون نفر دارند و در حوزه متمرکز شمال اروپا قرار دارند، ولی کشورهای انگلوسفیر چیزی حدود 461 میلیون نفر (137 میلیون نفر به علاوه 324 میلیون نفر جمعیت امریکا) را در خود جای می دهند و از نظر جغرافیایی پراکنده ترند؛ گفتنی است برخی امریکا را به دلایل شرایط خاص آن و قدرت بی بدیل اقتصادی و نظامی آن جداگانه بررسی می کنند، ولی روشن است که در حوزه تمدن انگلوساکسون جا می گیرد.
کشورهای نوردیک با جمعیت همگن از لحاظ فرهنگی و نژادی، تلاش برای یکسان سازی مهاجران با فرهنگ خود، سیاست های برابرطلبانه و حمایتی اجتماعی از شهروندان و نقش پررنگ تر دولت شناخته می شوند، دسته دوم بیشتر با پذیرش تنوع، محیط مناسب برای کسب و کار و سرمایه اجتماعی بالاتر شهروندان مشخص می شوند، شاید بشود گفت ارزش اساسی نوردیک ها به "امنیت و حمایت" است و در مورد انگلوسفیرها "خطرپذیری و مرزشکنی و نوآوری".
هرچند در شاخص های پیشرفت مانند لگاتوم نوردیک ها وضعیت نسبی بهتری دارند، اوضاع دسته دیگر هم بسیار خوب است و رتبه های بالایی دارند؛ در پنج سال گذشته البته درآمد سرانه انگلوسفیرها رشد بیشتری از نوردیک ها داشته است، ولی جالب اینجاست که به مرور آنها هم به یکدیگر نزدیک تر می شوند و اشتراک آنها بالا و بالاتر می رود. چنانکه بر می آید یک نوع "توسعه" بیشتر نداریم! زبان یکی است، ولی لهجه ها اندکی تفاوت می کنند.
قضیه البته برای اهل فن تا حدود زیادی روشن است، منطق بنیادین توسعه در همه جا کم وبیش یکی است، راه توسعه از اقتصاد بازار آزاد، فردگرایی، حکومت قانون، آزادی های اجتماعی گسترده، مشارکت سیاسی عمومی، حضور نهادهای مدنی و پذیرش تنوع در اندیشه ها می گذرد، راه های دیگر و گزینه های به اصطلاح الترناتیو سرابی بیش نیست و جز به بردگی نمی رسد، حالا هم انتخاب با شماست: بربریت یا تمدن! والله اعلم.
https://goo.gl/ou9D1e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دو مدل پیشرفت؟ انتخاب با شماست! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
مرغ و تخم مرغ؟
اعتماد مردم به دولت در اقتصادهای با رشد بالا محتمل تر است؛ در ایران برای بازسازی اعتماد مردم به دولت باید اقتصاد بهبود پیدا کند یا برعکس؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اعتماد مردم به دولت در اقتصادهای با رشد بالا محتمل تر است؛ در ایران برای بازسازی اعتماد مردم به دولت باید اقتصاد بهبود پیدا کند یا برعکس؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از توکیو تا تهران: شاخصی برای آینده
زلزله ای که در توکیو یک رویداد کم اهمیت است، در تهران می تواند یک فاجعه به شمار آید، همین را می توانید در مورد تفاوت تهران با بسیاری از پایتخت های پیشرفته جهان تکرار کنید؛ تفاوت اما در سطح فناوری است؛ گفته اند زمانی حتی لویی چهاردهم در هراسی دائمی از آبله به سر می برد و بیماری های ساده می توانست انسان ها را از پا در آورد، ولی اکنون به برکت فناوری اوضاع تفاوت کرده است، در مورد زلزله هم قضیه متفاوت نیست.
اما چطور می توان به سطح بالای فناوری و پیشرفت رسید؟ پاسخ اصلی کم و بیش روشن است؛ باید تعداد افرادی که دست به نوآوری و ریسک می زنند و بخواهند وضع کنونی را به چالش بکشند افزایش پیدا کنند. اما چنین چیزی دریک فرهنگ بسته و محافظه کار ممکن نیست؛ باید افراد "آزادی" اندیشیدن و زیستن و متفاوت بودن را داشته باشند، باید "بازار ایده ها" به کار بیفتند. بنا به گفته ای نغز اساسا پیشرفت تمدن بشری حاصل چیزی جز "گناه" نیست؛ یعنی کسانی هنجارها و رسوم پذیرفته شده و وضع جاری امور را رد کردند و طرحی نو درانداختند!
وقتی از آزادی صحبت می کنیم از شعار شیک چند "جوانک بی درد" حرف نمی زنیم؛ بلکه یک ارزش اساسی برای ادامه بقای بشر و پیشرفت جامعه را در نظر داریم؛ چیزی که می تواند انسان ها را از فاجعه های پیش رو نظیر آب و محیط زیست و زلزله نجات دهد. جالب است بدانید که کفار غربی شاخصی هم برای سنجش این آزادی انسانی که از آن صحبت می کنیم ابداع کرده اند و در آخرین گزارش 2016 اوضاع 159 کشور مختلف جهان را اندازه گرفته اند، حدس می زنید رتبه کشور ما در میان آنها چند است؟
احسنت! درست حدس زدید: کشور 157ام! مراقب باشیم فاجعه در دو قدمی است، والله اعلم.
https://goo.gl/Xq2oPQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
زلزله ای که در توکیو یک رویداد کم اهمیت است، در تهران می تواند یک فاجعه به شمار آید، همین را می توانید در مورد تفاوت تهران با بسیاری از پایتخت های پیشرفته جهان تکرار کنید؛ تفاوت اما در سطح فناوری است؛ گفته اند زمانی حتی لویی چهاردهم در هراسی دائمی از آبله به سر می برد و بیماری های ساده می توانست انسان ها را از پا در آورد، ولی اکنون به برکت فناوری اوضاع تفاوت کرده است، در مورد زلزله هم قضیه متفاوت نیست.
اما چطور می توان به سطح بالای فناوری و پیشرفت رسید؟ پاسخ اصلی کم و بیش روشن است؛ باید تعداد افرادی که دست به نوآوری و ریسک می زنند و بخواهند وضع کنونی را به چالش بکشند افزایش پیدا کنند. اما چنین چیزی دریک فرهنگ بسته و محافظه کار ممکن نیست؛ باید افراد "آزادی" اندیشیدن و زیستن و متفاوت بودن را داشته باشند، باید "بازار ایده ها" به کار بیفتند. بنا به گفته ای نغز اساسا پیشرفت تمدن بشری حاصل چیزی جز "گناه" نیست؛ یعنی کسانی هنجارها و رسوم پذیرفته شده و وضع جاری امور را رد کردند و طرحی نو درانداختند!
وقتی از آزادی صحبت می کنیم از شعار شیک چند "جوانک بی درد" حرف نمی زنیم؛ بلکه یک ارزش اساسی برای ادامه بقای بشر و پیشرفت جامعه را در نظر داریم؛ چیزی که می تواند انسان ها را از فاجعه های پیش رو نظیر آب و محیط زیست و زلزله نجات دهد. جالب است بدانید که کفار غربی شاخصی هم برای سنجش این آزادی انسانی که از آن صحبت می کنیم ابداع کرده اند و در آخرین گزارش 2016 اوضاع 159 کشور مختلف جهان را اندازه گرفته اند، حدس می زنید رتبه کشور ما در میان آنها چند است؟
احسنت! درست حدس زدید: کشور 157ام! مراقب باشیم فاجعه در دو قدمی است، والله اعلم.
https://goo.gl/Xq2oPQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Cato Institute
Human Freedom Index
The Human Freedom Index presents the state of human freedom in the world based on a broad measure that encompasses personal, civil, and economic freedom. Human freedom is a social concept that recognizes the dignity of individuals and is defined here as negative…
شرح بی شرح!
حتی در سوئد، فنلاند و دانمارک هم که الگوی موفق دولت های توسعه گرای جهان به شمار می ایند؛ بیش از نیمی از مردم به دولت اعتماد ندارند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حتی در سوئد، فنلاند و دانمارک هم که الگوی موفق دولت های توسعه گرای جهان به شمار می ایند؛ بیش از نیمی از مردم به دولت اعتماد ندارند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاد سیاسی بودجه!
اهالی دولت قدرت جادوگری ندارند که از هیچ، ثروت خلق کنند؛ پولی دستشان نمی رسد مگر انکه ان را از جیب کسانی دراورند و برای برخی دیگر خرج کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهالی دولت قدرت جادوگری ندارند که از هیچ، ثروت خلق کنند؛ پولی دستشان نمی رسد مگر انکه ان را از جیب کسانی دراورند و برای برخی دیگر خرج کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه دولت ها در اجرای "دانستن حق مردم است"
رتبه 99 در میان 102 کشور جهان، ایران در منطقه هم رتبه خوبی ندارد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه 99 در میان 102 کشور جهان، ایران در منطقه هم رتبه خوبی ندارد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هزینه های "دولت" همه در بودجه می آید؟
از سال های اخیر آماری نداریم، ولی از ابتدای انقلاب تا دهه پس از جنگ، حدود 70 درصد هزینه ها خارج از بودجه بوده اند!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از سال های اخیر آماری نداریم، ولی از ابتدای انقلاب تا دهه پس از جنگ، حدود 70 درصد هزینه ها خارج از بودجه بوده اند!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
راهنمای کاربردی یک ناسزا؛ نئولیبرالیسم
در مملکت آریایی اسلامی هر از چندی برخی کلمات مد می شوند که گوینده برای آنکه نشان دهد جز میوه جات به حساب می آید، باید یکی در میان آن را در بحث ها بپراند، از جمله پرکاربردترین آنها در بحث های اقتصادی همین واژه قبیحه "نئولیبرالیسم" است؛ از قرار تعداد کسانی که به طور رسمی خود را به این نام خوانده باشند زیاد نیست، در میان آنها موسسه آدام اسمیت تعریفی مشخص از این واژه ارائه کرده است؛ حرفش اینست اگر شما هم به این اصول اعتقاد دارید نئولیبرال به شمار می آیید:
هواداری از بازار (تخصیص منابع به صورت غیرمتمرکز، اختیاری و آزاد در اقتصاد)
حامی حقوق مالکیت خصوصی و هواداری از اعمال اختیار فرد روی ثروت و دارایی های شخصی اش
هواداری از رشد اقتصادی (در برابر بازتوزیع اجباری ثروت برای همه) از طریق کاهش مالیات ها و تغییر ساختار مشوق ها برای نوآوری و سودآوری
باور به فردگرایی و هواداری از حق آزادی و انتخاب افراد
تجربه گرایی و دوری از تعصب
پذیرش افق جهانی و فراتر رفتن از مرزهای ملی
خوش بینی به آینده انسان
تلاش برای بهبود جهان و باور به اینکه راه این بهبود از رقابت و آزمونگری افراد آزاد می گذرد.
به نظر حرف های بدی نمی زنند و درکاهش فقر و بدی های جهان هم در این سه دهه عملکرد درخشانی هم داشته اند. شاید خیلی ها با این تعریف یک نئولیبرال به شمار بیایند، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
https://goo.gl/J8JkSo
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در مملکت آریایی اسلامی هر از چندی برخی کلمات مد می شوند که گوینده برای آنکه نشان دهد جز میوه جات به حساب می آید، باید یکی در میان آن را در بحث ها بپراند، از جمله پرکاربردترین آنها در بحث های اقتصادی همین واژه قبیحه "نئولیبرالیسم" است؛ از قرار تعداد کسانی که به طور رسمی خود را به این نام خوانده باشند زیاد نیست، در میان آنها موسسه آدام اسمیت تعریفی مشخص از این واژه ارائه کرده است؛ حرفش اینست اگر شما هم به این اصول اعتقاد دارید نئولیبرال به شمار می آیید:
هواداری از بازار (تخصیص منابع به صورت غیرمتمرکز، اختیاری و آزاد در اقتصاد)
حامی حقوق مالکیت خصوصی و هواداری از اعمال اختیار فرد روی ثروت و دارایی های شخصی اش
هواداری از رشد اقتصادی (در برابر بازتوزیع اجباری ثروت برای همه) از طریق کاهش مالیات ها و تغییر ساختار مشوق ها برای نوآوری و سودآوری
باور به فردگرایی و هواداری از حق آزادی و انتخاب افراد
تجربه گرایی و دوری از تعصب
پذیرش افق جهانی و فراتر رفتن از مرزهای ملی
خوش بینی به آینده انسان
تلاش برای بهبود جهان و باور به اینکه راه این بهبود از رقابت و آزمونگری افراد آزاد می گذرد.
به نظر حرف های بدی نمی زنند و درکاهش فقر و بدی های جهان هم در این سه دهه عملکرد درخشانی هم داشته اند. شاید خیلی ها با این تعریف یک نئولیبرال به شمار بیایند، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
https://goo.gl/J8JkSo
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
راهنمای کاربردی یک ناسزا؛ نئولیبرالیسم | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
اصلاح قیمت ارز البته ضروری است؛ ولی کشوری که در شاخص سهولت کسب و کار وضعی چنین درخشان! (124 در میان 190 کشور) دارد؛ بعید است بتواند به چین دوم بدل شود؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فسادسنج مناطق جهان
مردم در خاورمیانه و کشورهای مشترک المنافع شوروی سابق بالاترین تجربه رشوه را دارند؛ در جاهای دیگر هم اوضاع درخشان نیست؛ یک پای فساد همیشه دولتی ها اند.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
مردم در خاورمیانه و کشورهای مشترک المنافع شوروی سابق بالاترین تجربه رشوه را دارند؛ در جاهای دیگر هم اوضاع درخشان نیست؛ یک پای فساد همیشه دولتی ها اند.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب قدرت دولت ها
بنیان قدرت همه دولت ها قانون های خوب و جنگ افزارهای خوب است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بنیان قدرت همه دولت ها قانون های خوب و جنگ افزارهای خوب است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ICT.pdf
2.4 MB
5 دی 96 اتفاق افتاد!
ارائه در اتاق ایران با موضوع "تجربه های موفق کشورها در ثروت افرینی با فناوری اطلاعات و ارتباطات"
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
ارائه در اتاق ایران با موضوع "تجربه های موفق کشورها در ثروت افرینی با فناوری اطلاعات و ارتباطات"
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
به ابرقدرت آینده جهان سلام کنیم؟
ایالات متحده از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی بزرگترین اقتصاد دنیاست، کسانی گفته اند چین که اکنون بزرگترین اقتصاد دنیا از منظر برابری قدرت خرید به شمار می آید تا 2032 از نظر اسمی هم از امریکا سبقت خواهد گرفت؛ اما اجازه دهید یک نکته اساسی را ندیده نگیریم.
امریکا یک ابرقدرت اقتصادی سرد و گرم چشیده است، از سال 1900 تاکنون 21 بحران اقتصادی و یک رکود بزرگ را از سر گذرانده است، چین اما هندوانه دربسته است و از رنسانس اقتصادی اش در اوایل دهه 1980 هنوز با یک بحران جدی و تمام عیار روبه رو نشده است، معلوم نیست که از این آزمون سربلند بیرون آید، چنین بحران هایی برای هر اقتصاد بزرگی ناگزیر اند. هرچند از نظر اندازه کل اقتصاد چین بسیار بزرگ است، ولی همچنان از نظر شاخص های سرانه کشوری متوسط به شمار می آید؛ نقش دولت در اقتصاد و فضای سیاسی و اجتماعی آن همواره بسیاری را نسبت به ادامه رشد و پایداری پیشرفت چین به تردید انداخته است.
کسانی در ایران پیشتر می گفتند از آنجا که نسبت بدهی های یانکی ها به تولید ناخالص داخلی شان از 100 درصد هم بیشتر شده است باید منتظر فروپاشی ان بود (152 درصد در سال 2017)، بد نیست بدانیم همین نسبت برای چشم بادامی ها امسال به 257 درصد رسیده است! کار بسیار پیچیده است و به نظر می رسد هنوز برای نتیجه گیری خیلی زود است، باید دید لیبرال دموکراسی از پس هیولای اقتدارگرایی شرقی بر می آید یا نه، والله اعلم.
https://goo.gl/p6qkLC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایالات متحده از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی بزرگترین اقتصاد دنیاست، کسانی گفته اند چین که اکنون بزرگترین اقتصاد دنیا از منظر برابری قدرت خرید به شمار می آید تا 2032 از نظر اسمی هم از امریکا سبقت خواهد گرفت؛ اما اجازه دهید یک نکته اساسی را ندیده نگیریم.
امریکا یک ابرقدرت اقتصادی سرد و گرم چشیده است، از سال 1900 تاکنون 21 بحران اقتصادی و یک رکود بزرگ را از سر گذرانده است، چین اما هندوانه دربسته است و از رنسانس اقتصادی اش در اوایل دهه 1980 هنوز با یک بحران جدی و تمام عیار روبه رو نشده است، معلوم نیست که از این آزمون سربلند بیرون آید، چنین بحران هایی برای هر اقتصاد بزرگی ناگزیر اند. هرچند از نظر اندازه کل اقتصاد چین بسیار بزرگ است، ولی همچنان از نظر شاخص های سرانه کشوری متوسط به شمار می آید؛ نقش دولت در اقتصاد و فضای سیاسی و اجتماعی آن همواره بسیاری را نسبت به ادامه رشد و پایداری پیشرفت چین به تردید انداخته است.
کسانی در ایران پیشتر می گفتند از آنجا که نسبت بدهی های یانکی ها به تولید ناخالص داخلی شان از 100 درصد هم بیشتر شده است باید منتظر فروپاشی ان بود (152 درصد در سال 2017)، بد نیست بدانیم همین نسبت برای چشم بادامی ها امسال به 257 درصد رسیده است! کار بسیار پیچیده است و به نظر می رسد هنوز برای نتیجه گیری خیلی زود است، باید دید لیبرال دموکراسی از پس هیولای اقتدارگرایی شرقی بر می آید یا نه، والله اعلم.
https://goo.gl/p6qkLC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
به ابرقدرت آینده جهان سلام کنیم؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب "شرایط حساس کنونی"
توماس فریدمن روزنامه نگار یانکی به یک بانکدار میانسال سعودی اشاره می کند که به او گفته بود نسل من از سال 1979 (سال انقلاب ایران) به گروگان گرفته شده بود ولی با اصلاحات اخیر می دانم فرزندانم از این به بعد گروگان نخواهند بود؛ حکام صحرای حجاز ادعا می کنند تندروی سعودی ها و تقویت نسخه تندرو اسلام سنی در چند دهه اخیر در واکنش به انقلاب ایران بوده است و اکنون با اصلاحات اخیر می خواهند به روال عادی برگردند.
از صحت وسقم حرف عرب ها که بگذریم، در ایران هم قضیه چندان متفاوت نیست، به سیاق آن بانکدار عرب می شود گفت "شرایط حساس کنونی" نسل من را هم به گروگان گرفته است. در این سال ها هم سایه سنگین "شرایط حساس کنونی" هرگز از بالای سر ما دور نشده، همیشه سوء تدبیرها به بهانه "شرایط حساس کنونی" توجیه شده اند؛ وقتی از فاصله با کشورهایی که زمانی عقب تر از ایران بودند می گوییم، توجیهی جز "وضعیت ویژه ایران" و "شرایط حساس کنونی" نمی شنویم؛ می دانیم که در "شرایط حساس کنونی" حرف هایی مثل "توسعه" و "کارآمدی" و "پاسخگویی" چیزی جز "صحبت از روی شکم سیری" به حساب نمی آید.
محمد قائد زمانی می گفت یک هدفگذاری خوب برای اهالی سیاست ایران این است که چنان عمل کنند که نام ایران در صدر خبر روزنامه های دنیا نیاید، زیرا بسیار بعید است چنین خبرهایی از ایران خبر خوبی باشد، همینکه بی سروصدا ماست خودمان را بخوریم و کشک خودمان را بسابیم هم دو قدم به جلوست. به همین ترتیب یک مطالبه اصلی شهروندان ایرانی از سیاسیون می تواند این باشد که ما را از شر "شرایط حساس کنونی" نجات دهید! والا اینکه دائم به مردم گوشزد کنیم اوضاع خوب نیست و باید کمربندها را محکم ببندیم و آستین ها را بالا بزنیم خیلی فتح الفتوحی به حساب نمی آید. والله اعلم.
https://goo.gl/WaHdcE
کانال راهبرد
@RahbordChannel
توماس فریدمن روزنامه نگار یانکی به یک بانکدار میانسال سعودی اشاره می کند که به او گفته بود نسل من از سال 1979 (سال انقلاب ایران) به گروگان گرفته شده بود ولی با اصلاحات اخیر می دانم فرزندانم از این به بعد گروگان نخواهند بود؛ حکام صحرای حجاز ادعا می کنند تندروی سعودی ها و تقویت نسخه تندرو اسلام سنی در چند دهه اخیر در واکنش به انقلاب ایران بوده است و اکنون با اصلاحات اخیر می خواهند به روال عادی برگردند.
از صحت وسقم حرف عرب ها که بگذریم، در ایران هم قضیه چندان متفاوت نیست، به سیاق آن بانکدار عرب می شود گفت "شرایط حساس کنونی" نسل من را هم به گروگان گرفته است. در این سال ها هم سایه سنگین "شرایط حساس کنونی" هرگز از بالای سر ما دور نشده، همیشه سوء تدبیرها به بهانه "شرایط حساس کنونی" توجیه شده اند؛ وقتی از فاصله با کشورهایی که زمانی عقب تر از ایران بودند می گوییم، توجیهی جز "وضعیت ویژه ایران" و "شرایط حساس کنونی" نمی شنویم؛ می دانیم که در "شرایط حساس کنونی" حرف هایی مثل "توسعه" و "کارآمدی" و "پاسخگویی" چیزی جز "صحبت از روی شکم سیری" به حساب نمی آید.
محمد قائد زمانی می گفت یک هدفگذاری خوب برای اهالی سیاست ایران این است که چنان عمل کنند که نام ایران در صدر خبر روزنامه های دنیا نیاید، زیرا بسیار بعید است چنین خبرهایی از ایران خبر خوبی باشد، همینکه بی سروصدا ماست خودمان را بخوریم و کشک خودمان را بسابیم هم دو قدم به جلوست. به همین ترتیب یک مطالبه اصلی شهروندان ایرانی از سیاسیون می تواند این باشد که ما را از شر "شرایط حساس کنونی" نجات دهید! والا اینکه دائم به مردم گوشزد کنیم اوضاع خوب نیست و باید کمربندها را محکم ببندیم و آستین ها را بالا بزنیم خیلی فتح الفتوحی به حساب نمی آید. والله اعلم.
https://goo.gl/WaHdcE
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Nytimes
Saudi Arabia’s Arab Spring, at Last
The crown prince has big plans for his society.