ایران مقصد 20ام سرمایه گذاری چین
چین در حداقل 60 کشور دنیا سرمایه گذاری کرده است، تا مدتها امریکا در صدر بود، ولی امسال سنگاپور جایش را گرفت.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چین در حداقل 60 کشور دنیا سرمایه گذاری کرده است، تا مدتها امریکا در صدر بود، ولی امسال سنگاپور جایش را گرفت.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک شاخص خوشمزه
شاخص لاته برای مقایسه ارزش ارزهای مختلف نسبت به دلار با توجه به نرخ ارز فعلی؛ انتظار داریم منفی ها نرخ ارز را کاهش دهند. شاخص بیگ مک را هم از دست ندهید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص لاته برای مقایسه ارزش ارزهای مختلف نسبت به دلار با توجه به نرخ ارز فعلی؛ انتظار داریم منفی ها نرخ ارز را کاهش دهند. شاخص بیگ مک را هم از دست ندهید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران کشور پیشرفته و امنی است؟
کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.
شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:
کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام
در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.
وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.
می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.
https://goo.gl/rp63oL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.
شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:
کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام
در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.
وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.
می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.
https://goo.gl/rp63oL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
ایران کشور پیشرفته و امنی است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
👍2
در باب زلزله اخیر و شکاف میان مردم و دولت
ماکیاولی بزرگ در اندرزی به شهریار میگفت که درباره دست اندازی به اموال مردم هوشیار باشد، زیرا آنها شاید قاتل پدرشان را ببخشند، ولی کسی که ارث پدرشان را خورده است نمیبخشند! مرد فرزانه نیک میدانست که برای رعایا هیچ چیز بدتر از این نیست که آنچه فکر میکنند متعلق به آنهاست از دستشان بیرون کشیده شود.
زلزله غم انگیز غرب کشور و بی خانمان شدن عده زیادی از هم میهنان، واکنشهای احساسی زیادی را در میان مردم برانگیخت، چنین شوری البته در میان ایرانیها بی سابقه نبود، این بار اما بسیاری از چهرههای مشهور و غیرمشهور هم دست به کار شدند و خودشان فرمان کار را در دست گرفتند؛ آمار و ارقام اعلام شده هم نشان میداد که اعتماد به آنها بسیار بالا بوده است و تعداد زیادی از ایرانیها ترجیح دادند که به جای سازمانهای دولتی سراغ گزینه دیگری بروند.
کسانی گفتند ملت نسبت به دولت بی اعتماد شده است، این البته کشف درخشانی نیست؛ پایین بودن اعتماد شهروندان ایرانی به نهادهای دولتی و رسمی از خورشید هم آشکارتر است! برای کشوری که در شاخص ادراک فساد رتبه نه چندان درخشان ۱۳۱ از ۱۷۶ کشور جهان را دارد و در شاخص حاکمیت قانون همچنان رتبهای بهتر از ۸۶ از ۱۱۳ کشور دنیا ندارد اگر اعتمادی باشد باید تعجب کرد. در جایی که هر چند روز یک بار خبری درست یا غلط از تخلف اهالی سیاست و اختلاس و حقوقهای نجومی و ژنهای خوب به گوش مردم برسد، اعتماد آنها به دم و دستگاه دولت بالا نخواهد بود. اما چه باید کرد؟
در این یادداشت جریده وزین دنیای اقتصاد نوشته ام که تا وقتی که دولت فضول و بزرگی داریم که در تخت خواب مردم هم می خواهد دخالت کند آش همین آش است و کاسه همین کاسه، طبیعی است که مردم خوش ندارند، پولی که با زحمت به دست آورده اند را به دست دولتی ها بدهند که معلوم نشود کجا می رود و دستشان هم به جایی بند نباشد. اگر دولت برگردد به وظایف ذاتی خودش، شاید بتوان فرصتی برای ترمیم اعتماد مردم به آن متصور بود. در قرن 21ام نیاز به نقش لَله گرفتن برای همه مردم نیست؛ در همین امداد رسانی زلزله ملت نشان دادند که کارشان را بلدند، فقط باید موانع را برداشت و زمان داد، خیلی وقت ها نیازی به مداخله و ژست انسان دوستی اهالی سیاست نیست.
البته دولت "قدرتمند" عاملی مهم در توسعه است، ولی دولت "بزرگ" از قضا اصلا "قدرتمند" نیست. اجازه دهید در مورد دولت به پیروی از فون میزس مثالی بیاوریم؛ اینکه میگوییم بنزین برای نوشیدن مناسب نیست، به این معنا نیست که به هیچ کاری نمیآید، بلکه استفاده از آن را درجای نامناسب نقد میکنیم. دولت هم برای مداخله در اقتصاد مناسب نیست، ولی برای حفظ نظم و استقرار حاکمیت قانون ضروری است. والله اعلم.
یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/ogyyuf
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ماکیاولی بزرگ در اندرزی به شهریار میگفت که درباره دست اندازی به اموال مردم هوشیار باشد، زیرا آنها شاید قاتل پدرشان را ببخشند، ولی کسی که ارث پدرشان را خورده است نمیبخشند! مرد فرزانه نیک میدانست که برای رعایا هیچ چیز بدتر از این نیست که آنچه فکر میکنند متعلق به آنهاست از دستشان بیرون کشیده شود.
زلزله غم انگیز غرب کشور و بی خانمان شدن عده زیادی از هم میهنان، واکنشهای احساسی زیادی را در میان مردم برانگیخت، چنین شوری البته در میان ایرانیها بی سابقه نبود، این بار اما بسیاری از چهرههای مشهور و غیرمشهور هم دست به کار شدند و خودشان فرمان کار را در دست گرفتند؛ آمار و ارقام اعلام شده هم نشان میداد که اعتماد به آنها بسیار بالا بوده است و تعداد زیادی از ایرانیها ترجیح دادند که به جای سازمانهای دولتی سراغ گزینه دیگری بروند.
کسانی گفتند ملت نسبت به دولت بی اعتماد شده است، این البته کشف درخشانی نیست؛ پایین بودن اعتماد شهروندان ایرانی به نهادهای دولتی و رسمی از خورشید هم آشکارتر است! برای کشوری که در شاخص ادراک فساد رتبه نه چندان درخشان ۱۳۱ از ۱۷۶ کشور جهان را دارد و در شاخص حاکمیت قانون همچنان رتبهای بهتر از ۸۶ از ۱۱۳ کشور دنیا ندارد اگر اعتمادی باشد باید تعجب کرد. در جایی که هر چند روز یک بار خبری درست یا غلط از تخلف اهالی سیاست و اختلاس و حقوقهای نجومی و ژنهای خوب به گوش مردم برسد، اعتماد آنها به دم و دستگاه دولت بالا نخواهد بود. اما چه باید کرد؟
در این یادداشت جریده وزین دنیای اقتصاد نوشته ام که تا وقتی که دولت فضول و بزرگی داریم که در تخت خواب مردم هم می خواهد دخالت کند آش همین آش است و کاسه همین کاسه، طبیعی است که مردم خوش ندارند، پولی که با زحمت به دست آورده اند را به دست دولتی ها بدهند که معلوم نشود کجا می رود و دستشان هم به جایی بند نباشد. اگر دولت برگردد به وظایف ذاتی خودش، شاید بتوان فرصتی برای ترمیم اعتماد مردم به آن متصور بود. در قرن 21ام نیاز به نقش لَله گرفتن برای همه مردم نیست؛ در همین امداد رسانی زلزله ملت نشان دادند که کارشان را بلدند، فقط باید موانع را برداشت و زمان داد، خیلی وقت ها نیازی به مداخله و ژست انسان دوستی اهالی سیاست نیست.
البته دولت "قدرتمند" عاملی مهم در توسعه است، ولی دولت "بزرگ" از قضا اصلا "قدرتمند" نیست. اجازه دهید در مورد دولت به پیروی از فون میزس مثالی بیاوریم؛ اینکه میگوییم بنزین برای نوشیدن مناسب نیست، به این معنا نیست که به هیچ کاری نمیآید، بلکه استفاده از آن را درجای نامناسب نقد میکنیم. دولت هم برای مداخله در اقتصاد مناسب نیست، ولی برای حفظ نظم و استقرار حاکمیت قانون ضروری است. والله اعلم.
یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/ogyyuf
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
ریشههای بیاعتمادی به دولت
ماکیاولی بزرگ در اندرزی به شهریار میگفت که درباره دست اندازی به اموال مردم هوشیار باشد، زیرا آنها شاید قاتل پدرشان را ببخشند، ولی کسی که ارث پدرشان را خورده است نمیبخشند! مرد فرزانه نیک میدانست که برای رعایا هیچ چیز بدتر از این نیست که آنچه فکر میکنند…
👍1
شکاف پیشرفت ایران
دایره بزرگ قرمز مربوط به ایران است؛ با توجه به اقتصاد آن انتظار داریم روی منحنی آبی و در سطح رفاه بالاتری قرار داشته باشد؛ از 2007 شکاف پررنگ است.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
دایره بزرگ قرمز مربوط به ایران است؛ با توجه به اقتصاد آن انتظار داریم روی منحنی آبی و در سطح رفاه بالاتری قرار داشته باشد؛ از 2007 شکاف پررنگ است.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
Personality.pdf
2.2 MB
سیاست و شخصیت رهبران
فایل ارائه برای سمینار سیاست و روانشناسی رهبران؛ بیست و یکم آذر 96.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فایل ارائه برای سمینار سیاست و روانشناسی رهبران؛ بیست و یکم آذر 96.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب کودتاهای خوب
"بحران" اقتصاد شیلی و فاجعه نئولیبرالیسم!
تولید سرانه شیلی (آبی) در مقایسه با امریکای لاتین (قرمز) اگر چنین "فجایعی" نصیبتان شود خیلی خوش شانسید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"بحران" اقتصاد شیلی و فاجعه نئولیبرالیسم!
تولید سرانه شیلی (آبی) در مقایسه با امریکای لاتین (قرمز) اگر چنین "فجایعی" نصیبتان شود خیلی خوش شانسید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب موسیو و شیرخشک فقرا
نقل می کنند فردریک باستیا، اقتصاددان فرانسوی قرن 19، با خود فکر می کرد چطور پاریسی ها شب سر راحت به بالین می گذارند و نگران نیستند که فردا در شهرشان قحطی روی می دهد؟ چطور در شهری با جمعیت فراوان که هیچ کس فعالیت های شهروندان را هماهنگ نمی کنند همچنان خوراک و دیگر کالاهای مورد نیاز تولید می شود و کمبود جدی وجود ندارد؟
موسیو اقتصاددان دریافته بود که به واقع نیازی هم نیست که کسی از بالا آن همه فعالیت های ریز و درشت را هماهنگ کند، خود افراد در مبادله با یکدیگر کار را پیش می برند و آنچه که باید را تولید می کنند، او به خوبی منطق عمل بازار را دریافته بود که هر آنچه که امکان فنی تولید داشته باشد و کسی خواهان آن باشد تولید خواهد شد و رقابت هم انگیزه بهبود کارایی و کاهش قیمت است. کافی است اجازه دهیم سازوکار قیمت کار خودش را بکند.
دیدم دوستی با ذکر گفته ای مشهور از یک مرد فرنگی اشاره کرده بود که در اقتصاد بازار وبدون کنترل قیمت ها شاید به جایی برسیم که "تولید غذای سگ ثروتمندان نسبت به شیر خشک بچه فقرا به صرفه تر می شود". جان کلام این است که کسانی به جای تولید محصول ضروری ارزان قیمت، سراغ تولید اجناس لوکس غیرضروری بروند به این دلیل که برایشان سود بیشتری دارد.
از این بگذریم که تا قرن ها برای نوزادان اعم از فقیر و غنی محصولی "ضروری" به نام شیرخشک وجود نداشت و اکنون هم در بسیاری از جاهای دنیا اینگونه است، به نظر می رسد استدلال هایی مانند این برخی جنبه اساسی را ندیده می گیرد. اجازه دهید موضوع را بیشتر توضیح دهیم؛ هیچ محصولی از جمله شیرخشک از آسمان نازل نمی شود، بلکه کسانی در زمین باید آن را تولید کنند.
محصولات ضروری امروز ما در گذشته لوکس به شمار می آمدند و کسانی که به احتمال زیاد بیش از انسان دوستی به دنبال سود شخصی خود بودند؛ با به خطر انداختن سرمایه و وقت خود آنها را برای نخستین بار به وجود آورده اند. این همه به آن خاطر بود که احتمالا کسانی از ثروتمندان حاضر بودند پول کافی برای چنین محصولی پرداخت کنند، بعدها همین سود مناسب باعث می شد که کسانی دیگر هم به صرافت تولید این محصول جدید بیفتند و رقابت شکل بگیرد؛ نتیجه رقابت هم روشن است، با پایین آمدن قیمت تعداد بیشتری می توانند آن را خریداری کنند و کار به جایی می رسد که حتی کالای لوکس دیروز ثروتمندان، امروز محصولی ضروری برای فقرا به شمار می آید.
می بینیم که امروز هم ده ها نوع غذای سگ برای ثروتمندان تولید می شود و هم انواع و اقسام شیر خشک اقتصادی برای فقرا وجود دارد و بودن یکی به معنای نبود دیگری نیست، تا وقتی نیازی هست، محصولی هم برای برآوردن آن تولید خواهد شد؛ ولی مشروط بر اینکه انگیزه کافی (بخوانید سود) برای تولید آن وجود داشته باشد و کسی به ضرب و زور مقررات جلوی ورود دیگران برای تولید آن محصول را نگیرد. شاید همینکه امروز ما برای نقد اقتصاد بازار از شیرخشک برای فقرا مثال می آوریم، از برکات همان کلمه قبیحه یعنی "سرمایه داری" است، والله اعلم.
https://goo.gl/5uitxX
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نقل می کنند فردریک باستیا، اقتصاددان فرانسوی قرن 19، با خود فکر می کرد چطور پاریسی ها شب سر راحت به بالین می گذارند و نگران نیستند که فردا در شهرشان قحطی روی می دهد؟ چطور در شهری با جمعیت فراوان که هیچ کس فعالیت های شهروندان را هماهنگ نمی کنند همچنان خوراک و دیگر کالاهای مورد نیاز تولید می شود و کمبود جدی وجود ندارد؟
موسیو اقتصاددان دریافته بود که به واقع نیازی هم نیست که کسی از بالا آن همه فعالیت های ریز و درشت را هماهنگ کند، خود افراد در مبادله با یکدیگر کار را پیش می برند و آنچه که باید را تولید می کنند، او به خوبی منطق عمل بازار را دریافته بود که هر آنچه که امکان فنی تولید داشته باشد و کسی خواهان آن باشد تولید خواهد شد و رقابت هم انگیزه بهبود کارایی و کاهش قیمت است. کافی است اجازه دهیم سازوکار قیمت کار خودش را بکند.
دیدم دوستی با ذکر گفته ای مشهور از یک مرد فرنگی اشاره کرده بود که در اقتصاد بازار وبدون کنترل قیمت ها شاید به جایی برسیم که "تولید غذای سگ ثروتمندان نسبت به شیر خشک بچه فقرا به صرفه تر می شود". جان کلام این است که کسانی به جای تولید محصول ضروری ارزان قیمت، سراغ تولید اجناس لوکس غیرضروری بروند به این دلیل که برایشان سود بیشتری دارد.
از این بگذریم که تا قرن ها برای نوزادان اعم از فقیر و غنی محصولی "ضروری" به نام شیرخشک وجود نداشت و اکنون هم در بسیاری از جاهای دنیا اینگونه است، به نظر می رسد استدلال هایی مانند این برخی جنبه اساسی را ندیده می گیرد. اجازه دهید موضوع را بیشتر توضیح دهیم؛ هیچ محصولی از جمله شیرخشک از آسمان نازل نمی شود، بلکه کسانی در زمین باید آن را تولید کنند.
محصولات ضروری امروز ما در گذشته لوکس به شمار می آمدند و کسانی که به احتمال زیاد بیش از انسان دوستی به دنبال سود شخصی خود بودند؛ با به خطر انداختن سرمایه و وقت خود آنها را برای نخستین بار به وجود آورده اند. این همه به آن خاطر بود که احتمالا کسانی از ثروتمندان حاضر بودند پول کافی برای چنین محصولی پرداخت کنند، بعدها همین سود مناسب باعث می شد که کسانی دیگر هم به صرافت تولید این محصول جدید بیفتند و رقابت شکل بگیرد؛ نتیجه رقابت هم روشن است، با پایین آمدن قیمت تعداد بیشتری می توانند آن را خریداری کنند و کار به جایی می رسد که حتی کالای لوکس دیروز ثروتمندان، امروز محصولی ضروری برای فقرا به شمار می آید.
می بینیم که امروز هم ده ها نوع غذای سگ برای ثروتمندان تولید می شود و هم انواع و اقسام شیر خشک اقتصادی برای فقرا وجود دارد و بودن یکی به معنای نبود دیگری نیست، تا وقتی نیازی هست، محصولی هم برای برآوردن آن تولید خواهد شد؛ ولی مشروط بر اینکه انگیزه کافی (بخوانید سود) برای تولید آن وجود داشته باشد و کسی به ضرب و زور مقررات جلوی ورود دیگران برای تولید آن محصول را نگیرد. شاید همینکه امروز ما برای نقد اقتصاد بازار از شیرخشک برای فقرا مثال می آوریم، از برکات همان کلمه قبیحه یعنی "سرمایه داری" است، والله اعلم.
https://goo.gl/5uitxX
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب موسیو و شیرخشک فقرا | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در همه حوزه های رفاه (وضع اقتصاد، محیط کسب و کار، سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون، آموزش، سلامت، امنیت، آزادی فردی، سرمایه اجتماعی، حفظ محیط زیست) از عربستان عقب تر ایم!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بودجه های فرهنگی
در بودجه امسال سهم نهادهای فرهنگی مورد توجه زیادی قرار گرفت؛ قرار است سر جمع چیزی بیش از 5 هزار و ششصد میلیارد تومان از منابع عمومی برای ارتقای فرهنگی مردم در 31 نهاد فرهنگی استفاده شود، خیلی ها نقد داشتند که روشن نیست این پول ها کجا می رود و چقدر واقعا به کار مردم آمده است؛ از آن سو کسانی می گفتند که با توجه به لزوم نقش آفرینی دولت در حمایت از فرهنگ ملی و دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم و مانند آن باید هوای نهادهای فرهنگی را داشت و در کشوری مانند فرانسه هم اوضاع همین طور عمل می شود.
نگارنده به یاد می آورد که از سال ها پیش وقتی صحبت از بحث سیاست فرهنگی و مانند آن می شد، این مثال فرانسه مطرح می شد که دولت هوای اهالی فرهنگ و تفکر را دارد؛ اما اشتراک لفظ دائم رهزن است، درست که فرانسه بودجه چند میلیارد دلاری فرهنگ دارد، ولی همانطور که نباید اوضاع شانزه لیزه را با میدان بهارستان مقایسه کنید؛ باید حواستان باشد که معنای "فرهنگی" در فرانسه شاید با نسخه ایرانی آن تفاوت داشته باشد.
وزارت فرهنگ فرانسه بیشتر به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایرانی ها شبیه است تا چیز دیگر، بیشتر به دنبال حفاظت از اماکن تاریخی و موزه ها و آثار فرهنگی و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری است تا جذب توریست کند و برای مملکت ثروتی تولید کند؛ این خیلی ربطی به تصور غالب در ایران از واژه "فرهنگی" ندارد و مقایسه این دو نابجاست. بماند که اساسا حضور دولت در هر کاری از جمله "فرهنگی" در هر جای جهان حتی فرانسه همچنان گرفتار مصیبت ناکارآمدی و فساد خواهد بود.
به برکت شبکه های اجتماعی ملت به فکر این افتاده اند که پول عمومی کجا و چطور صرف می شود و این امیدوار کننده است، شاید سطح آگاهی در مملکت آریایی اسلامی رو به بهبود است، والله اعلم.
https://goo.gl/h1rNhc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در بودجه امسال سهم نهادهای فرهنگی مورد توجه زیادی قرار گرفت؛ قرار است سر جمع چیزی بیش از 5 هزار و ششصد میلیارد تومان از منابع عمومی برای ارتقای فرهنگی مردم در 31 نهاد فرهنگی استفاده شود، خیلی ها نقد داشتند که روشن نیست این پول ها کجا می رود و چقدر واقعا به کار مردم آمده است؛ از آن سو کسانی می گفتند که با توجه به لزوم نقش آفرینی دولت در حمایت از فرهنگ ملی و دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم و مانند آن باید هوای نهادهای فرهنگی را داشت و در کشوری مانند فرانسه هم اوضاع همین طور عمل می شود.
نگارنده به یاد می آورد که از سال ها پیش وقتی صحبت از بحث سیاست فرهنگی و مانند آن می شد، این مثال فرانسه مطرح می شد که دولت هوای اهالی فرهنگ و تفکر را دارد؛ اما اشتراک لفظ دائم رهزن است، درست که فرانسه بودجه چند میلیارد دلاری فرهنگ دارد، ولی همانطور که نباید اوضاع شانزه لیزه را با میدان بهارستان مقایسه کنید؛ باید حواستان باشد که معنای "فرهنگی" در فرانسه شاید با نسخه ایرانی آن تفاوت داشته باشد.
وزارت فرهنگ فرانسه بیشتر به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایرانی ها شبیه است تا چیز دیگر، بیشتر به دنبال حفاظت از اماکن تاریخی و موزه ها و آثار فرهنگی و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری است تا جذب توریست کند و برای مملکت ثروتی تولید کند؛ این خیلی ربطی به تصور غالب در ایران از واژه "فرهنگی" ندارد و مقایسه این دو نابجاست. بماند که اساسا حضور دولت در هر کاری از جمله "فرهنگی" در هر جای جهان حتی فرانسه همچنان گرفتار مصیبت ناکارآمدی و فساد خواهد بود.
به برکت شبکه های اجتماعی ملت به فکر این افتاده اند که پول عمومی کجا و چطور صرف می شود و این امیدوار کننده است، شاید سطح آگاهی در مملکت آریایی اسلامی رو به بهبود است، والله اعلم.
https://goo.gl/h1rNhc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Wikipedia
Ministry of Culture (France)
The Ministry of Culture (French: Ministère de la Culture) is the ministry of the Government of France in charge of national museums and the monuments historiques. Its goal is to maintain the French identity through the promotion and protection of the arts…
نمره "دولت" های ایران از دوران مهرورزی (2005 - 2013) تا اعتدال (2016)
به نظر برای امسال این نمره کاهش خواهد داشت، والله اعلم.
t.me/RahbordChannel/824
کانال راهبرد
@RahbordChannel
به نظر برای امسال این نمره کاهش خواهد داشت، والله اعلم.
t.me/RahbordChannel/824
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب تورم
تورم را کسانی بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند؛ اما علت آن چیست؟ قضیه از افزایش عرضه پول در جامعه آب می خورد؛ اگر مقدار پول با نرخ بیشتری از تولید اقتصادی یک کشورافزایش یابد، شاهد تورم خواهیم بود. به زبان ساده، از آنجا که به طور نسبی میزان پول بیشتری به ازای کالا و خدمات وجود دارد، قیمت آنها افزایش خواهد یافت (تورم کشش تقاضا).
اما کسانی معتقدند تورم به شیوه دیگری هم می تواند به وجود آید، اگر به دلیل شوک های عرضه و تقاضا قیمت هایی نهاده های اصلی مانند نفت و فراورده های سوختی افزایش پیدا کنند، بهای تمام شده محصولات بالا خواهد رفت و تورم به وجود خواهد آمد. چنانکه در شوک های نفتی دهه 1970 و پس از آن شاهد بودیم (تورم فشار هزینه) در این نگاه قضیه ربطی به عرضه پول پیدا نمی کند.
این نگاه دوم به نظر بسیار آشنا و بدیهی می رسد، اما اقتصاددانان مکتب اتریش آن را نقد می کنند؛ استدلال آنها این است که درست است که تولیدکنندگان برای محصول خود قیمت بالاتری را طلب خواهند کرد؛ ولی در نهایت داوری اصلی خریدار است که باید این قیمت را بپذیرد و پول را پرداخت کند. اگر خریدار تمایل یا توان پرداخت نداشته باشد؛ قیمت بالاتر درخواستی محقق نمی شود. در اینجا هم باز پای عرضه پول در میان است.
اگر مقدار پول موجود در کشور ثابت بماند، در کل افراد با پرداخت پول بیشتر برای برخی کالاها، پول کمتری برای کالاهای دیگر خواهند داشت و از این رو تقاضا و قیمت برای آنها کاهش پیدا خواهد کرد. در واقع تنها ترکیب مخارج تفاوت خواهد کرد و سهم برخی اقلام بیشتر و دیگران کمتر خواهد شد، ولی مقدار کل آن تغییری نمی کند. اما اگر میزان پول افزایش یابد؛ پول بیشتری برای همان مقدار کالا در دسترس خواهد بود که این بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها را به دنبال دارد.
کار در دنیای واقعی البته بسیار پیچیده است و زنجیره ای از واکنش ها بر اثر افزایش ناگهانی قیمت عامل های اصلی در اقتصاد صورت می گیرد که تحلیل آن ساده نیست ولی با این همه نکته اصلی همچنان پابرجاست، تورم همواره پدیده ای پولی است، والله اعلم.
https://goo.gl/a3m2LK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تورم را کسانی بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند؛ اما علت آن چیست؟ قضیه از افزایش عرضه پول در جامعه آب می خورد؛ اگر مقدار پول با نرخ بیشتری از تولید اقتصادی یک کشورافزایش یابد، شاهد تورم خواهیم بود. به زبان ساده، از آنجا که به طور نسبی میزان پول بیشتری به ازای کالا و خدمات وجود دارد، قیمت آنها افزایش خواهد یافت (تورم کشش تقاضا).
اما کسانی معتقدند تورم به شیوه دیگری هم می تواند به وجود آید، اگر به دلیل شوک های عرضه و تقاضا قیمت هایی نهاده های اصلی مانند نفت و فراورده های سوختی افزایش پیدا کنند، بهای تمام شده محصولات بالا خواهد رفت و تورم به وجود خواهد آمد. چنانکه در شوک های نفتی دهه 1970 و پس از آن شاهد بودیم (تورم فشار هزینه) در این نگاه قضیه ربطی به عرضه پول پیدا نمی کند.
این نگاه دوم به نظر بسیار آشنا و بدیهی می رسد، اما اقتصاددانان مکتب اتریش آن را نقد می کنند؛ استدلال آنها این است که درست است که تولیدکنندگان برای محصول خود قیمت بالاتری را طلب خواهند کرد؛ ولی در نهایت داوری اصلی خریدار است که باید این قیمت را بپذیرد و پول را پرداخت کند. اگر خریدار تمایل یا توان پرداخت نداشته باشد؛ قیمت بالاتر درخواستی محقق نمی شود. در اینجا هم باز پای عرضه پول در میان است.
اگر مقدار پول موجود در کشور ثابت بماند، در کل افراد با پرداخت پول بیشتر برای برخی کالاها، پول کمتری برای کالاهای دیگر خواهند داشت و از این رو تقاضا و قیمت برای آنها کاهش پیدا خواهد کرد. در واقع تنها ترکیب مخارج تفاوت خواهد کرد و سهم برخی اقلام بیشتر و دیگران کمتر خواهد شد، ولی مقدار کل آن تغییری نمی کند. اما اگر میزان پول افزایش یابد؛ پول بیشتری برای همان مقدار کالا در دسترس خواهد بود که این بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها را به دنبال دارد.
کار در دنیای واقعی البته بسیار پیچیده است و زنجیره ای از واکنش ها بر اثر افزایش ناگهانی قیمت عامل های اصلی در اقتصاد صورت می گیرد که تحلیل آن ساده نیست ولی با این همه نکته اصلی همچنان پابرجاست، تورم همواره پدیده ای پولی است، والله اعلم.
https://goo.gl/a3m2LK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Will An Oil Price Fall Push Inflation Down?
From the speeches of Fed officials, writes Frank Shostak, you might conclude that the Fed has absolutely nothing to do with inflation. You might think they had never heard of a theory that suggests
دولت اعتدال نئولیبرال است؟
یکی از به اصطلاح اتهام هایی که خیلی ها دوست دارند؛ دولت اعتدال را به آن بنوازند این است که این دولت نئولیبرال است، از این بگذریم که اقتصاددان ها و افراد کمی خود را به طور رسمی نئولیبرال خوانده اند و خیلی منتقدان ان را در معنای دقیقی به کار نمی برند، به زبان ساده نئولیبرالیسم به معنای گرفتن کار از دست "دولت" (منظور البته فقط قوه مجریه نیست) و سپردن آن به دست نیروهای بازار است. خصوصی سازی، آزادسازی قیمت ها، کاهش مقررات، انضباط مالی (بودجه ای)، کاهش نرخ مالیات ها و هزینه های رفاهی و عمومی و مداخله های پولی از سیاست هایی است که نئولیبرال خوانده می شوند.
همه این سیاست ها پیش فرضشان این است که تصمیم گیری های "سیاسی" جای تصمیم گیری های اقتصادی ننشینند و دولت حالا به بهانه خیرعمومی یا هرچیزی آزادی افراد را محدود نکند؛ اما در مورد بگذارید تکلیف مان را روشن کنیم، در شرایط کنونی کشور ما نئولیبرال بودن شوخی است!
کشوری که از نظر شاخص آزادی اقتصادی رتبه 157 جهان است، کشوری که در آن اهالی سیاست به صراحت می گویند خصوصی سازی ها به شکل درستی انجام و به بخش خصوصی واقعی واگذار نشده است، کشوری که رئیس قوه مجریه اش از واقعی شدن قیمت ارز مکدر می شود؛ ارز رقابتی با نرخ رفاقتی پخش می شود؛ هزینه های جاری در بودجه با نرخ بالاتر از تورم رشد می کند و دولتش برای تامین آن دست به دامن انواع عوارض و مالیات ها می شود، بودجه فرهنگی اش بیش از 5 هزار میلیارد تومان می شود، کشوری که قرار است یک سوم از عایدات نفتش در قالب صندوق توسعه ملی با صلاحدید دولت "سرمایه گذاری" شود، کشوری که دولتش نرخ بهره را دستوری ابلاغ می کند، کشوری که وضع حکومت قانون، فساد و سهولت کسب و کار در آن به فاجعه نزدیک است، به هر چیزی شبیه باشد بعید است بویی از نئولیبرالیسم برده باشد.
می خواهید بد و بیراه بگویید البته ایراد ندارد، ولی خوبیت ندارد ناسزایی مثل نئولیبرالیسم که مثلا منتقدان ریگان و تاچر در بریتانیا و ینگه دنیا استفاده می کردند را در وسط مملکت آریایی اسلامی ما طوطی وار تکرار کنید، البته بین مردم شاید محبوبیت بخرد، ولی کمکی به بهتر شدن اوضاع نمی کند، والله اعلم.
https://goo.gl/2YaBpj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از به اصطلاح اتهام هایی که خیلی ها دوست دارند؛ دولت اعتدال را به آن بنوازند این است که این دولت نئولیبرال است، از این بگذریم که اقتصاددان ها و افراد کمی خود را به طور رسمی نئولیبرال خوانده اند و خیلی منتقدان ان را در معنای دقیقی به کار نمی برند، به زبان ساده نئولیبرالیسم به معنای گرفتن کار از دست "دولت" (منظور البته فقط قوه مجریه نیست) و سپردن آن به دست نیروهای بازار است. خصوصی سازی، آزادسازی قیمت ها، کاهش مقررات، انضباط مالی (بودجه ای)، کاهش نرخ مالیات ها و هزینه های رفاهی و عمومی و مداخله های پولی از سیاست هایی است که نئولیبرال خوانده می شوند.
همه این سیاست ها پیش فرضشان این است که تصمیم گیری های "سیاسی" جای تصمیم گیری های اقتصادی ننشینند و دولت حالا به بهانه خیرعمومی یا هرچیزی آزادی افراد را محدود نکند؛ اما در مورد بگذارید تکلیف مان را روشن کنیم، در شرایط کنونی کشور ما نئولیبرال بودن شوخی است!
کشوری که از نظر شاخص آزادی اقتصادی رتبه 157 جهان است، کشوری که در آن اهالی سیاست به صراحت می گویند خصوصی سازی ها به شکل درستی انجام و به بخش خصوصی واقعی واگذار نشده است، کشوری که رئیس قوه مجریه اش از واقعی شدن قیمت ارز مکدر می شود؛ ارز رقابتی با نرخ رفاقتی پخش می شود؛ هزینه های جاری در بودجه با نرخ بالاتر از تورم رشد می کند و دولتش برای تامین آن دست به دامن انواع عوارض و مالیات ها می شود، بودجه فرهنگی اش بیش از 5 هزار میلیارد تومان می شود، کشوری که قرار است یک سوم از عایدات نفتش در قالب صندوق توسعه ملی با صلاحدید دولت "سرمایه گذاری" شود، کشوری که دولتش نرخ بهره را دستوری ابلاغ می کند، کشوری که وضع حکومت قانون، فساد و سهولت کسب و کار در آن به فاجعه نزدیک است، به هر چیزی شبیه باشد بعید است بویی از نئولیبرالیسم برده باشد.
می خواهید بد و بیراه بگویید البته ایراد ندارد، ولی خوبیت ندارد ناسزایی مثل نئولیبرالیسم که مثلا منتقدان ریگان و تاچر در بریتانیا و ینگه دنیا استفاده می کردند را در وسط مملکت آریایی اسلامی ما طوطی وار تکرار کنید، البته بین مردم شاید محبوبیت بخرد، ولی کمکی به بهتر شدن اوضاع نمی کند، والله اعلم.
https://goo.gl/2YaBpj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دولت اعتدال نئولیبرال است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در مزایای قانون شکنی مردم برای دولت
اگر سال 97 ایرانی ها تصمیم بگیرند تمام قانون ها و مقررات کشور را به طور کامل رعایت کنند، دولت 4 درصد از درآمدش را از دست خواهد داد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر سال 97 ایرانی ها تصمیم بگیرند تمام قانون ها و مقررات کشور را به طور کامل رعایت کنند، دولت 4 درصد از درآمدش را از دست خواهد داد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی ویرانگرتر از خود مشکل اصلی به بار میآورند و اخلاق اهل علم را به بوروکراتهای دولت نزدیک میکنند.
این هم مصیبت کمی نیست؛ دانشگاهیها هرچند از سوگیری گریزی ندارند؛ ولی دستکم باید به هنجار «بیطرفی» و «مستقل بودن» پایبند باشند. کار یک دانشگاهی واقعی شکستن مرزها و به چالش کشیدن باورهای غالب است و روشن است که این نسبتی با عافیتطلبی بوروکراتهای دولت ندارد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد استدلال کرده ام که باید روزی آن تصمیم بزرگ را گرفت و تکلیفمان را با ارزش آزادی روشن کنیم؛ تا وقتی آزادی فردی و رقابت واقعی میان دیدگاهها به وجود نیاید، خطاست انتظار نوآوریهای بنیادین داشته باشیم؛ با حمایت دولتی بیشتر هم کاری پیش نمیرود؛ اینجا دولت خود بخش بزرگی از مشکل است. فون میزس به ما میآموزد که فقط «فرد» است که میاندیشد و استدلال و عمل میکند؛ اگر به هر دلیل آزادی عمل «فرد» کاهش بیابد، انتظار تحقق نوآوریهای جدی نابجاست.
بدون وجود بستر و فرهنگی که تنوع و تفاوت را به رسمیت بشناسد، تکثرگرایی را تشویق و فردگرایی را ترویج کند نمیتوان امید به خلق دیدگاههای تازه داشت. تلاش دولتها برای یک شکل کردن جامعه روح خلاقیت را از مردم خواهد گرفت. اگر مردم نتوانند چنان که میخواهند زیست و اندیشه کنند، مجالی برای بروز نوآوری نیست. در مورد بهبود اوضاع دانشگاه هم راه روشن است؛ آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
https://goo.gl/6xA8gB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی ویرانگرتر از خود مشکل اصلی به بار میآورند و اخلاق اهل علم را به بوروکراتهای دولت نزدیک میکنند.
این هم مصیبت کمی نیست؛ دانشگاهیها هرچند از سوگیری گریزی ندارند؛ ولی دستکم باید به هنجار «بیطرفی» و «مستقل بودن» پایبند باشند. کار یک دانشگاهی واقعی شکستن مرزها و به چالش کشیدن باورهای غالب است و روشن است که این نسبتی با عافیتطلبی بوروکراتهای دولت ندارد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد استدلال کرده ام که باید روزی آن تصمیم بزرگ را گرفت و تکلیفمان را با ارزش آزادی روشن کنیم؛ تا وقتی آزادی فردی و رقابت واقعی میان دیدگاهها به وجود نیاید، خطاست انتظار نوآوریهای بنیادین داشته باشیم؛ با حمایت دولتی بیشتر هم کاری پیش نمیرود؛ اینجا دولت خود بخش بزرگی از مشکل است. فون میزس به ما میآموزد که فقط «فرد» است که میاندیشد و استدلال و عمل میکند؛ اگر به هر دلیل آزادی عمل «فرد» کاهش بیابد، انتظار تحقق نوآوریهای جدی نابجاست.
بدون وجود بستر و فرهنگی که تنوع و تفاوت را به رسمیت بشناسد، تکثرگرایی را تشویق و فردگرایی را ترویج کند نمیتوان امید به خلق دیدگاههای تازه داشت. تلاش دولتها برای یک شکل کردن جامعه روح خلاقیت را از مردم خواهد گرفت. اگر مردم نتوانند چنان که میخواهند زیست و اندیشه کنند، مجالی برای بروز نوآوری نیست. در مورد بهبود اوضاع دانشگاه هم راه روشن است؛ آقایان سیاستمدار؛ پایتان را از کفش دانشگاهیها بیرون بکشید!
https://goo.gl/6xA8gB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
استقلال دانشگاه
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود بهترین راه تخریب یک صنعت، حمایت آن با انحصار دولتی است؛ دشوار نیست دریابیم که این سخن برای «صنعت یادگیری» و نهادهای رسمی آموزش مانند دانشگاهها نیز رواست؛ در دانشگاهها نیز میتوان ادعا کرد، راه حلهای دولت و مداخله آن پیامدهایی…
دو مدل پیشرفت؟ انتخاب با شماست!
اهل فن گفته اند دو مسیر اصلی از پیشرفت را می توان سراغ گرفت؛ کشورهای شمال اروپا یا نوردیک (نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک ایسلند) و کشورهای حوزه انگلوساکسون یا انگلوسفیر (امریکا، بریتانیا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند، ایرلند).
کشورهای حوزه نوردیک جمعیتی حدود 27 میلیون نفر دارند و در حوزه متمرکز شمال اروپا قرار دارند، ولی کشورهای انگلوسفیر چیزی حدود 461 میلیون نفر (137 میلیون نفر به علاوه 324 میلیون نفر جمعیت امریکا) را در خود جای می دهند و از نظر جغرافیایی پراکنده ترند؛ گفتنی است برخی امریکا را به دلایل شرایط خاص آن و قدرت بی بدیل اقتصادی و نظامی آن جداگانه بررسی می کنند، ولی روشن است که در حوزه تمدن انگلوساکسون جا می گیرد.
کشورهای نوردیک با جمعیت همگن از لحاظ فرهنگی و نژادی، تلاش برای یکسان سازی مهاجران با فرهنگ خود، سیاست های برابرطلبانه و حمایتی اجتماعی از شهروندان و نقش پررنگ تر دولت شناخته می شوند، دسته دوم بیشتر با پذیرش تنوع، محیط مناسب برای کسب و کار و سرمایه اجتماعی بالاتر شهروندان مشخص می شوند، شاید بشود گفت ارزش اساسی نوردیک ها به "امنیت و حمایت" است و در مورد انگلوسفیرها "خطرپذیری و مرزشکنی و نوآوری".
هرچند در شاخص های پیشرفت مانند لگاتوم نوردیک ها وضعیت نسبی بهتری دارند، اوضاع دسته دیگر هم بسیار خوب است و رتبه های بالایی دارند؛ در پنج سال گذشته البته درآمد سرانه انگلوسفیرها رشد بیشتری از نوردیک ها داشته است، ولی جالب اینجاست که به مرور آنها هم به یکدیگر نزدیک تر می شوند و اشتراک آنها بالا و بالاتر می رود. چنانکه بر می آید یک نوع "توسعه" بیشتر نداریم! زبان یکی است، ولی لهجه ها اندکی تفاوت می کنند.
قضیه البته برای اهل فن تا حدود زیادی روشن است، منطق بنیادین توسعه در همه جا کم وبیش یکی است، راه توسعه از اقتصاد بازار آزاد، فردگرایی، حکومت قانون، آزادی های اجتماعی گسترده، مشارکت سیاسی عمومی، حضور نهادهای مدنی و پذیرش تنوع در اندیشه ها می گذرد، راه های دیگر و گزینه های به اصطلاح الترناتیو سرابی بیش نیست و جز به بردگی نمی رسد، حالا هم انتخاب با شماست: بربریت یا تمدن! والله اعلم.
https://goo.gl/ou9D1e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهل فن گفته اند دو مسیر اصلی از پیشرفت را می توان سراغ گرفت؛ کشورهای شمال اروپا یا نوردیک (نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک ایسلند) و کشورهای حوزه انگلوساکسون یا انگلوسفیر (امریکا، بریتانیا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند، ایرلند).
کشورهای حوزه نوردیک جمعیتی حدود 27 میلیون نفر دارند و در حوزه متمرکز شمال اروپا قرار دارند، ولی کشورهای انگلوسفیر چیزی حدود 461 میلیون نفر (137 میلیون نفر به علاوه 324 میلیون نفر جمعیت امریکا) را در خود جای می دهند و از نظر جغرافیایی پراکنده ترند؛ گفتنی است برخی امریکا را به دلایل شرایط خاص آن و قدرت بی بدیل اقتصادی و نظامی آن جداگانه بررسی می کنند، ولی روشن است که در حوزه تمدن انگلوساکسون جا می گیرد.
کشورهای نوردیک با جمعیت همگن از لحاظ فرهنگی و نژادی، تلاش برای یکسان سازی مهاجران با فرهنگ خود، سیاست های برابرطلبانه و حمایتی اجتماعی از شهروندان و نقش پررنگ تر دولت شناخته می شوند، دسته دوم بیشتر با پذیرش تنوع، محیط مناسب برای کسب و کار و سرمایه اجتماعی بالاتر شهروندان مشخص می شوند، شاید بشود گفت ارزش اساسی نوردیک ها به "امنیت و حمایت" است و در مورد انگلوسفیرها "خطرپذیری و مرزشکنی و نوآوری".
هرچند در شاخص های پیشرفت مانند لگاتوم نوردیک ها وضعیت نسبی بهتری دارند، اوضاع دسته دیگر هم بسیار خوب است و رتبه های بالایی دارند؛ در پنج سال گذشته البته درآمد سرانه انگلوسفیرها رشد بیشتری از نوردیک ها داشته است، ولی جالب اینجاست که به مرور آنها هم به یکدیگر نزدیک تر می شوند و اشتراک آنها بالا و بالاتر می رود. چنانکه بر می آید یک نوع "توسعه" بیشتر نداریم! زبان یکی است، ولی لهجه ها اندکی تفاوت می کنند.
قضیه البته برای اهل فن تا حدود زیادی روشن است، منطق بنیادین توسعه در همه جا کم وبیش یکی است، راه توسعه از اقتصاد بازار آزاد، فردگرایی، حکومت قانون، آزادی های اجتماعی گسترده، مشارکت سیاسی عمومی، حضور نهادهای مدنی و پذیرش تنوع در اندیشه ها می گذرد، راه های دیگر و گزینه های به اصطلاح الترناتیو سرابی بیش نیست و جز به بردگی نمی رسد، حالا هم انتخاب با شماست: بربریت یا تمدن! والله اعلم.
https://goo.gl/ou9D1e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دو مدل پیشرفت؟ انتخاب با شماست! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
مرغ و تخم مرغ؟
اعتماد مردم به دولت در اقتصادهای با رشد بالا محتمل تر است؛ در ایران برای بازسازی اعتماد مردم به دولت باید اقتصاد بهبود پیدا کند یا برعکس؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اعتماد مردم به دولت در اقتصادهای با رشد بالا محتمل تر است؛ در ایران برای بازسازی اعتماد مردم به دولت باید اقتصاد بهبود پیدا کند یا برعکس؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از توکیو تا تهران: شاخصی برای آینده
زلزله ای که در توکیو یک رویداد کم اهمیت است، در تهران می تواند یک فاجعه به شمار آید، همین را می توانید در مورد تفاوت تهران با بسیاری از پایتخت های پیشرفته جهان تکرار کنید؛ تفاوت اما در سطح فناوری است؛ گفته اند زمانی حتی لویی چهاردهم در هراسی دائمی از آبله به سر می برد و بیماری های ساده می توانست انسان ها را از پا در آورد، ولی اکنون به برکت فناوری اوضاع تفاوت کرده است، در مورد زلزله هم قضیه متفاوت نیست.
اما چطور می توان به سطح بالای فناوری و پیشرفت رسید؟ پاسخ اصلی کم و بیش روشن است؛ باید تعداد افرادی که دست به نوآوری و ریسک می زنند و بخواهند وضع کنونی را به چالش بکشند افزایش پیدا کنند. اما چنین چیزی دریک فرهنگ بسته و محافظه کار ممکن نیست؛ باید افراد "آزادی" اندیشیدن و زیستن و متفاوت بودن را داشته باشند، باید "بازار ایده ها" به کار بیفتند. بنا به گفته ای نغز اساسا پیشرفت تمدن بشری حاصل چیزی جز "گناه" نیست؛ یعنی کسانی هنجارها و رسوم پذیرفته شده و وضع جاری امور را رد کردند و طرحی نو درانداختند!
وقتی از آزادی صحبت می کنیم از شعار شیک چند "جوانک بی درد" حرف نمی زنیم؛ بلکه یک ارزش اساسی برای ادامه بقای بشر و پیشرفت جامعه را در نظر داریم؛ چیزی که می تواند انسان ها را از فاجعه های پیش رو نظیر آب و محیط زیست و زلزله نجات دهد. جالب است بدانید که کفار غربی شاخصی هم برای سنجش این آزادی انسانی که از آن صحبت می کنیم ابداع کرده اند و در آخرین گزارش 2016 اوضاع 159 کشور مختلف جهان را اندازه گرفته اند، حدس می زنید رتبه کشور ما در میان آنها چند است؟
احسنت! درست حدس زدید: کشور 157ام! مراقب باشیم فاجعه در دو قدمی است، والله اعلم.
https://goo.gl/Xq2oPQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
زلزله ای که در توکیو یک رویداد کم اهمیت است، در تهران می تواند یک فاجعه به شمار آید، همین را می توانید در مورد تفاوت تهران با بسیاری از پایتخت های پیشرفته جهان تکرار کنید؛ تفاوت اما در سطح فناوری است؛ گفته اند زمانی حتی لویی چهاردهم در هراسی دائمی از آبله به سر می برد و بیماری های ساده می توانست انسان ها را از پا در آورد، ولی اکنون به برکت فناوری اوضاع تفاوت کرده است، در مورد زلزله هم قضیه متفاوت نیست.
اما چطور می توان به سطح بالای فناوری و پیشرفت رسید؟ پاسخ اصلی کم و بیش روشن است؛ باید تعداد افرادی که دست به نوآوری و ریسک می زنند و بخواهند وضع کنونی را به چالش بکشند افزایش پیدا کنند. اما چنین چیزی دریک فرهنگ بسته و محافظه کار ممکن نیست؛ باید افراد "آزادی" اندیشیدن و زیستن و متفاوت بودن را داشته باشند، باید "بازار ایده ها" به کار بیفتند. بنا به گفته ای نغز اساسا پیشرفت تمدن بشری حاصل چیزی جز "گناه" نیست؛ یعنی کسانی هنجارها و رسوم پذیرفته شده و وضع جاری امور را رد کردند و طرحی نو درانداختند!
وقتی از آزادی صحبت می کنیم از شعار شیک چند "جوانک بی درد" حرف نمی زنیم؛ بلکه یک ارزش اساسی برای ادامه بقای بشر و پیشرفت جامعه را در نظر داریم؛ چیزی که می تواند انسان ها را از فاجعه های پیش رو نظیر آب و محیط زیست و زلزله نجات دهد. جالب است بدانید که کفار غربی شاخصی هم برای سنجش این آزادی انسانی که از آن صحبت می کنیم ابداع کرده اند و در آخرین گزارش 2016 اوضاع 159 کشور مختلف جهان را اندازه گرفته اند، حدس می زنید رتبه کشور ما در میان آنها چند است؟
احسنت! درست حدس زدید: کشور 157ام! مراقب باشیم فاجعه در دو قدمی است، والله اعلم.
https://goo.gl/Xq2oPQ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Cato Institute
Human Freedom Index
The Human Freedom Index presents the state of human freedom in the world based on a broad measure that encompasses personal, civil, and economic freedom. Human freedom is a social concept that recognizes the dignity of individuals and is defined here as negative…
شرح بی شرح!
حتی در سوئد، فنلاند و دانمارک هم که الگوی موفق دولت های توسعه گرای جهان به شمار می ایند؛ بیش از نیمی از مردم به دولت اعتماد ندارند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حتی در سوئد، فنلاند و دانمارک هم که الگوی موفق دولت های توسعه گرای جهان به شمار می ایند؛ بیش از نیمی از مردم به دولت اعتماد ندارند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاد سیاسی بودجه!
اهالی دولت قدرت جادوگری ندارند که از هیچ، ثروت خلق کنند؛ پولی دستشان نمی رسد مگر انکه ان را از جیب کسانی دراورند و برای برخی دیگر خرج کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهالی دولت قدرت جادوگری ندارند که از هیچ، ثروت خلق کنند؛ پولی دستشان نمی رسد مگر انکه ان را از جیب کسانی دراورند و برای برخی دیگر خرج کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel