راهبرد
11.9K subscribers
657 photos
129 videos
18 files
1.1K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
رمز قدرت در جهان امروز

هزینه کشورها روی تحقیق و توسعه؛ یانکی ها به تنهایی در حدود GDP ایران هزینه می کنند؛ عدد ایران در سال های اخیر بیش از 0.7 درصد GDP نبوده است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آیا انحصار بد است؟

یک استدلال رایج وجود دارد که انحصار به معنای وجود تنها یک تامین کننده برای یک کالا یا خدمت خاص خوب نیست و مشتریان زیان می بینند؛ حتی با زور مقررات هم باید تلاش کرد تا انحصار به وجود نیاید؛ حتی از دولت های به اصطلاح نئولیبرال که علی الاصول باید مداخله محدودی در اقتصاد داشته باشند؛ انتظار می رود برای رفع انحصار وارد عمل شوند.

در یک نمونه اخیر وطنی روز گذشته رانندگان اسنپ جلوی ساختمان شرکت تجمعی اعتراضی برگزار کردند و کسانی گفتند که تاکسی یاب های اینترنتی بعد از آنکه رقبای سنتی را از میدان به در کردند و کار را دست گرفتند؛ تسمه از گرده مشتریان خواهند کشید و شرایط خودشان را به آنها تحمیل خواهند کرد، پس باید کاری کرد؛ اما سوال اینجاست انحصار فی نفسه بد است؟

این طور به نظر نمی رسد؛ نخست آنکه تولیدکنندگان انحصاری در بسیاری موارد نمی توانند هر قیمتی که خواستند برای کالای خود تعیین کنند؛ در صورت گران بودن کالای اصلی، بسیاری از کالاهای جانشین وجود دارد که در سبد خرید مشتریان جا خواهند گرفت و سود تولیدکننده انحصاری را کاهش خواهد داد؛ کسانی پاسخ می دهند درست است که انحصارگرها نمی توانند هر قیمتی بگذارند، ولی به هر حال قیمتشان از "قیمت رقابتی" بالاتر خواهد بود. پاسخ متفکران مکتب اتریش این است در مورد کالاهای انحصاری وقتی به هر دلیل بازار رقابتی وجود ندارد و نمی توان آن "قیمت رقابتی" را به دست آورد، از کجا می دانید که قیمت تعیین شده کالا از ان "قیمت رقابتی" خیالی بالاتر است؟ مقایسه واقعیت با یک گزینه خیالی "رقابت کامل" نارواست!

همچنین تولیدکنندگان انحصاری با توجه به تعداد زیاد مشتریان خود و بی رقیب بودن می توانند از مزیت صرفه جویی به مقیاس برخوردار شوند؛ از آنجا که کالا را برای تعداد بیشتری از مشتریان تولید می کنند، هزینه تمام شده آنها پایین تر خواهد بود. به نظر می رسد انحصار آنقدرها هم بد نیست، پس آن همه مزایای رقابت که از آن می گوییم چه می شود؟

اجازه دهید بگوییم انحصار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن انحصار با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب می کند. فرض کنیم شرکتی وضعیتی انحصاری دارد، اگر مانعی برای ورود به آن صنعت وجود نداشته باشد، در صورت سودآور بودن، رقبا (داخلی و خارجی یا ترکیبی) وارد خواهند شد و فضا را رقابتی خواهند کرد، ولی اگر به بهانه های مختلف دیگران از ورود به میدان منع شوند، بازنده نهایی مشتریان خواهند بود که باید خودشان را با شرایط شرکت تطبیق دهند و پول بیشتری بپردازند.

در مورد اسنپ و شرکت های نظیر آن در ایران که قضیه ساده تر از اینهاست، کافی است قیمت کمی بالاتر از حد متعارف باشد تا این شرکت با هزاران رقیب (مسافرکش های شخصی) روبه رو شود که او را به چالش بکشند؛ می دانیم که رانندگان اسنپ در واقع کارمند آن نیستند و می توانند هر لحظه در نقش رقیب هم عمل کنند؛ در این نمونه هم البته اگر با مقررات فراوان بخواهیم برای رقبای احتمالی موانع ورود ایجاد کنیم، نتیجه قابل پیش بینی خواهد بود (چیزی که ظاهرا دارد اتفاق می افتد).

اقدام اخیر این شرکت در مورد برنامک راهیاب "ویز" آشکارا در تضاد با آزادی انتخاب رانندگان است؛ فکر کنید اگر ورود رقبا به این صنعت را با قانون دشوار کنیم، باید انتظار داشت که نظیر این حرکت غیرمتمدنانه بیشتر تکرار شود و البته مشتریان انتخاب زیادی نخواهند داشت؛ انحصار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ و استمرار آن با مقررات و "حمایت" دولتی مصیبت است، والله اعلم.

https://goo.gl/yU5kLw

کانال راهبرد
@RahbordChannel
😁1
یک نظرسنجی در سال گذشته؛ در ایران کدام نهادها بیش از همه فاسد اند؟

بانک ها، دادگاه ها و شوراهای محلی و ...

کانال راهبرد
@RahbordChannel
امن ترین کشور خاورمیانه؟

آخرین ستون سمت راست امتیاز امنیت کشورهاست؛ برخلاف تصور رایج ایران امن ترین کشور خاورمیانه نیست و حتی از متوسط منطقه کمی پایین تر است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تحصیلات جناب وزیر

نقل می کنند که آیت الله هاشمی فقید زمانی که اداره دولت را بر عهده داشت قریب به مضمون گفته بود وزیران و اعضای کابینه باید اجرایی و اهل عمل باشند، چهره سیاسی نیازی نیست؛ امور سیاسی این دولت را خود من دنبال می کنم! منظور سیاستمدار کهنه کار شاید این بود که درست است که دولت ها ناگزیر به کار در فضایی سیاسی اند و وزیران و اهالی دولت از ترکش بازی سیاست در امان نیستند، با این حال اداره امور عمومی نیازمند تخصص است و باید آن را به دست بوروکرات های کاربلد سپرد.

اما از این که بگذریم و بپذیریم وزیر خوب باید آدمی اجرایی و اهل فن باشد، یک مسئله که در مورد عملکرد کارگزاران دولت زیاد مطرح می شود اینست که آیا یک وزیر کاربلد نیاز است که تحصیلات مرتبط با حوزه مسئولیت خود داشته باشد، از آنجا که یکی از بزرگترین دغدغه های کنونی پیش روی ایران بحث اقتصادی است؛ اجازه دهید مسئله را محدودتر طرح کنیم و بپرسیم وزیر امور اقتصاد و دارایی تا چه اندازه لازم است یک اقتصاد خوانده باشد.

کسانی به درستی می گویند البته با گرفتن یک "ورق پاره" به نام مدرک اقتصاد هم البته نمی توان اطمینان داشت که شخص از دید و بینشی قوی در فهم اقتصاد برخوردار است، چه بسیاری اقتصاددانانی که به طور رسمی در اقتصاد تحصیل نکرده اند، ولی حتی موفق به کسب نوبل اقتصاد شده اند؛ جان نش، دانیل کانمن و اِلینور اُستورم تنها چند نمونه اند. در واقع صرف تحصیل در یک "موسسه فعال در بیزینس آموزش" (اجازه بدهید واژه "دانشگاه" را با احتیاط به کار ببریم) نمی تواند ضمانتی برای دارا بودن دانش و فهم اقتصادی باشد.

در مورد وزارت قضیه جنبه دیگری هم پیدا می کند؛ وزیر در درجه اول یک بوروکرات و مدیر است، قرار نیست در دانشگاه نظریه پردازی کند یا تشنگان علم را آموزش دهد. در نمونه های واقعی کشورهایی نظیر آلمان هم می توان این جهت گیری را دید؛ فیلیپ رسلر، وزیر اقتصاد و انرژی ویتنامی تبار آلمان ها در سال های 2011 تا 2013، پزشکی خوانده بود، وزیر اقتصاد بعدی آلمان ها، زیگمار گابریل، که در قضایای پسابرجام به ایران هم سفر کرده است، دانش آموخته سیاست و جامعه شناسی است. جک لو معروف در کابینه باراک اوباما که اداره وزارت خزانه داری را بر عهده داشت و در زمان تحریم ها اسمش زیاد شنیده می شد هم تحصیلات رسمی اش در حقوق بود. نمونه ها از این دست کم نیست که درکشورهای توسعه یافته عهده دار امور مرتبط با اقتصاد بوده اند، ولی تحصیلات رسمی اقتصاد را طی نکرده اند.

برای آقا یا خانم وزیر شاید مهمتر از گذراندن چند واحد درسی در اقتصاد، داشتن نگاه و بینش درست از اقتصاد ملی است. داشتن مدرکی در اقتصاد البته عالی است، ولی نباید فراموش کرد که در چنان سطحی نیاز به مهارت های دیگری هست. او بیش از اقتصاددان بودن بیشتر باید بتواند با اقتصاددان های از گروه های مختلف کار کند و از توانمندی اهالی علم و دانشگاه در بهبود اقتصاد ملی بهره بگیرد. رئیس وزارتخانه اقتصاد البته باید از اقتصاد سر در بیاورد، ولی بیشتر باید مطمئن شد که با ابعاد و فضای سیاستگذاری آشناست و چرخی در بوروکراسی پیچیده کشور زده است. او باید بتواند به هماهنگی اداری خوبی با دیگر بخش های مرتبط مانند بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و وزارت بازرگانی برسد و میان اهالی اقتصادی از مقبولیت برخوردار باشد. در واقع وزیر اقتصاد باید یک بوروکرات ماهر باشد تا یک اقتصاددان. به زبان ساده باید بگوییم؛ تحصیلات جناب وزیر خیلی مهم نیست، به دستان جذاب او نگاه کنید!

https://goo.gl/rnf9wy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
1
درس های یک یاغی برای ایران

معمر قذافی؛ پیشوای نیمه مجنون لیبی؛ سرنوشت خوبی نداشت، از سوسیالیست های عربی بود که از 1969 بر کشوری نفتی حاکم شد و در داخل و خارج پترودلار خرج می کرد و حمایت "مردمی" می خرید؛ الگویش جمال عبدالناصر بود و سودای رهبری جهان عرب و آفریقا را داشت؛ مانند هیتلر کتابی نوشته بود و اندیشه های بلندش! را که معجونی از سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و اسلام بود در آن شرح داده بود. پوپولیستی بود که به نظر خودش برای استقلال لیبی خیلی کارها کرد و حکومتش بالا و پایین زیاد داشت؛ ولی سرانجام هم در 2011 بر او آن رفت که در رسانه ها دیدیم.

کسانی در ایران در مورد قضیه هسته ای و مذکره با یانکی ها قذافی، قضیه خلع سلاح لیبی و حمله نظامی به آن کشور را مثال می زنند که او هم امید به بهبود روابط با غرب و برداشتن تحریم ها داشت، ولی در نهایت حکومتش را به باد داد؛ اجازه دهید قضیه را بیشتر شرح دهیم. قذافی از آغاز از یاغیگری کم نداشت، در یک فقره مشهور هواپیمای پان امریکن (قضیه لاکربی) 270 نفر را نفله کرده بود، پول نفت را این طرف و آن طرف خرج می کرد و هوادار می خرید و با امپریالیسم مبارزه می کرد، به ویژه داستان تیراندازی از سفارت لیبی در لندن خواندنی است. در دهه های 1970 و 1980 برای دفاع از خودش و مبارزه با اسرائیل مثل صدام از بازار سیاه دنبال سلاح هسته ای و شیمیایی هم بود، قضیه تا سال های دهه 1990 ادامه داشت و تحریم ها سفت و سخنی هم برای آن کشور وضع شده بود.

بعد از جنگ سرد پیشوای بزرگ تصمیم گرفت که دست از یاغیگری بردارد و به "غرب" نزدیک تر شود، بلکه از فشار تحریم ها رها شود؛ از دوران کلینتون ارتباط هایی با امریکا برقرار کرد و برای قضیه لاکربی توافق هایی حاصل شد، بعدها در دوران جورج بوش قضیه سلاح های کشتار جمعی پیش آمد و مجبور شد بابت آنها هم کنار بیاید، بحث اعتماد و سازش هم نبود، بوش نشان داده با کسی شوخی ندارد؛ به افغانستان حمله کرده بود و قدرت نظامی افسانه ای یانکی ها را به رخ کشیده بود، به گفته وزیر خارجه لیبی خیلی صریح قذافی را تهدید کرده بود که یا خودت اندوخته سلاح هایت را نابود می کنی یا خودمان برایت این کار را می کنیم!

مرد لیبیایی هم دیده بود سنبه پرزور است کوتاه امده بود؛ روز قبل از حمله امریکا به عراق به یانکی ها پیغام داده بود که همکاری خواهد کرد، تحریم ها به تدریج برداشته شد، کسانی تصمیم قذافی را ستودند و کسانی هم بر او ایراد گرفتند، می گفتند تضمین های امنیتی هم گرفته است که در ازای از دست دادن سلاح هایش به او حمله ای نشود. بعد از مدتی اعلام کرد که از سرعت پیشرفت و بهبود روابط راضی نیست و احساس می کند چیز دندانگیری نصیب لیبی نشده است. دیده بود که امریکا در عراق و افغانستان گیر کرده است، در 2009 مدتی همکاری با غرب را تعلیق کرد تا امتیازی بگیرد، کل کار خلع سلاح قرار بود 2016 تمام شود.

کار به آنجاها نرسید، بعد از بهار عربی در2011 لیبی هم شلوغ شد؛ پیشوا هم در سرکوب مخالفان کم نگذاشت، آنها را سوسک نامید و گفت کشور را از لوث وجودشان پاک می کند، در چند روز بنا به تخمین ها تا 2000 نفر قتل عام شدند، مخالفان مسلح شدند و کار به رویارویی تانک ها و هواپیماهای ارتش قذافی با آنها رسید، رسانه های جهانی پوشش گسترده ای از قضیه دادند و با قطعنامه 1973 شورای امنیت، مداخله نظامی ناتو در لیبی آغاز شد که با ایجاد منطقه پرواز ممنوع و تامین سلاح برای مخالفان پیش رفت، کار مدتی ادامه داشت تا قذافی به دست شورشیان کشته شد.

گفته شد اگر خلع سلاح انجام نمی گرفت و قذافی وا نمی داد، شاید حمله ناتو انجام نمی شد، گویا چند سال قبل انگلستان هم پیمانی برای حمایت نظامی از لیبی در زمان حمله به آن کشور بسته بود، ولی اینجا دخالتی نکرد، البته غریب نبود، هیچ کشور غربی به دلیل فشار افکار عمومی اش نمی تواند زیر فشار رسانه ها از یک هیولا که با قساوت مردمش را می کشد حمایت رسمی کند.

در ایران هم کسانی با همین منطق گفتگو با غربی ها را مجاز نمی دانند و دلایلی هم دارند، ولی یادمان نرود مشکل لیبی بیش از وادادن به اجنبی، یک بحران داخلی بود، ما هم در حال حاضر مسائل جدی مانند بحران سیستم بانکی، بیکاری، فساد، رکود و ناکارآمدی بخش عمومی و دولت را داریم، اگر اینها را چاره نکنیم، با سازش یا بی سازش با "غرب" مصیبت روی سرمان آوار می شود، اینکه از کجا شروع کنید ساده نیست، والله اعلم.

https://goo.gl/vm8KD3

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍304
روانشناسی سیاسی پدیده هزاره سوم؛ محمود احمدی نژاد

در روانشناسی سیاسی مرسوم است که از راه دور و با تحلیل گفته های افراد تلاش در جهت ارزیابی شخصیت آنها دارند؛ یکی از چهره های جنجالی این سال های جهان محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و دهم بود؛ بنا بر یک ارزیابی در سال 2009 نتایج جالبی به دست آمده است و می توانید در مورد چهره های دیگر هم اطلاعاتی بیابید:

"الگوی شخصیتی و رفتاری غالب وی ترکیبی از جاه طلبی (خودشیفتگی) و بی اعتمادی (پارانویا) است که آن را پارانویای فناتیک (پارانویای متعصب) نامیده اند؛ فردی با چنین الگویی رفتاری غرق در تخیل و فانتزی است، ادعاهایی غریب می کند و داستان می بافد تا ارزش خودش را نشان دهد و خود را با نیروهای برتر در ارتباط می داند؛ در ذهنش خود را رهبری الهامبخش، نابغه ای بی بدیل و انسانی مقدس تصور می کند که آمده است تا جهان را در برابر بدی حفاظت کند.

رفتار چنین افرادی گستاخانه، آزاردهنده و پرخاشگرانه است و با دیگران با تحقیر برخورد می کنند؛ در مقابله با موقعیت های خصمانه سازوکار دفاعی شان توهم عظمت (هذیان بزرگ منشی) است که در آن فرد خود را انسانی بسیار مهم معرفی می کند. در سیاست ورزی چنین افرادی در مقام سیاستمدار کمتر تحت تاثیر فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار می گیرند و از آنجا که گریزی از تعارض ندارند، شاید در صورت احساس تهدید به سوی استفاده از نیروی نظامی هم بروند".

به عنوان یک نظر شخصی البته پرزیدنت مهرورز فرد جالبی است، او یک ویژگی عمده دارد که می تواند دل توده های مردم را ببرد: جسارت. در مملکت آریایی اسلامی که محافظه کاری شخص رمز بقاست، کسی آمده است که گویی هیچی خط و مرزی را نمی شناسد، در مورد او خیلی زیاد نمی دانیم، ولی اثری عمیق بر سیاست ایران داشت؛ می شود ادعا کرد سیاست ایران به بعد و قبل از محمود احمدی نژاد تقسیم شده است، والله اعلم.

https://goo.gl/dKgUsS

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
Political Psychology.pdf
2.4 MB
سیاحت روانشناسی سیاسی

فایل ارائه برای سمینار آشنایی با مضمون های اصلی رشته روانشناسی سیاسی؛ هفت آذر 96 اتفاق افتاد!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دو همسایه در افریقا و معجزه آزادی اقتصادی

بوتسوانا از آزادترین اقتصادهای جهان (34ام) در برابر زیمبابوه از غیرآزادترین ها (175ام), انتظار دیگری از اقتصاد آنها داشتید؟

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ارزیابی چهل و پنج سال سیستم قضایی ایران از 1970 تاکنون

برای توسعه ایران زیبا هنوز خیلی کار داریم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
برآوردی از بزرگی اقتصاد امریکا

اقتصاد ایالات های امریکا به تنهایی به بزرگی چند کشور صنعتی جهان است؛ چیزی حدود 18.5 تریلیون دلار که بیش از 45 برابر اقتصاد ایران ماست.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ما ایرانی ها فقیرتر شده ایم!

نقشه ثروت (نه درآمد) سرانه مردم جهان؛ نقشه بالا مربوط به 2016 و پایینی 2017 است.

به ترتیب از ثروت زیاد به کم: قرمز، زرد، سبز، آبی

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در مزایای اقتدارگرایی

توماس فریدمن، روزنامه نگار مشهور نیویورک تایمز، به تازگی در مورد بن سلمان گفته بود حالا که یک نفر پیدا شده است که "مردانگی" لازم برای اصلاحات در بین عرب ها را دارد، با تمام ضعف هایش باید کلاه را به افتخارش برداشت؛ البته روزنامه نگار بزرگوار همین را زیادی لوطی وار و خودمانی گفته بود که نمی شود اینجا نوشت.

حرفش این بود اوضاع جهان عرب ها در کل تعریفی ندارد و کشورهای عربی هر کدام بالقوه یک یمن بالقوه اند و امیدی به رستگاری شان نیست، کسی هم جرات تغییر جدی را ندارد؛ پس به جای ناسزا گفتن به تنها گزینه اصلاح موجود، هوایش را داشته باشید. او معتقد بود که در صحاری نفرین شده خاورمیانه راه اصلاح هموار نیست، همواره شیاطین در کمین اند تا کل آنچه کاشته شده است را هوا کنند، پس یک اصلاحگر پراشکال ولی شجاع شاید خیلی بد نباشد. او تنها کسی است که می تواند عرب ها را از شر خودشان نجات دهد! گزینه دیگر به جای بن سلمان کسی مثل ماندلا نیست، باید منتظر جانیانی مثل البغدادی و الزرقاوی باشید.

در این تردید نیست که کار صحرای حجاز با گل و لبخند پیش نمی رود؛ خیلی ها جز زبان داغ و درفش نمی فهمند و تن به اصلاح هم نمی دهند. سخت نیست دریابیم که از مرداب خاورمیانه جز بنیادگرایی سلفی در نمی آید، نمونه های مدرن اصلاحات خاورمیانه را ببینید؛ محمد ظاهر شاه، پهلوی ها، انور سادات و حاکمانی که در بهار عربی چپه شدند و ویژگی مشخص آنها نزدیکی به غرب بود، مقایسه کنید با نمونه های دیگری مثل صدام حسین و خاندان اسد و قذافی که سودای "استقلال" و مخالفت با غرب را داشتند. می شود دید که کارنامه دسته دوم به هیچ رو درخشان نیست.

در همان دسته اول هم البته جز با ضرب و زور کار پیش نرفت؛ آنقدر نیروهای ضد توسعه در این حوالی قدرتمندند که بعید است روش تدریجی به کار بیاید، فرصت خیلی کارها نیست. فرمول اصلاح صحاری یکی بیشتر نیست، اعمال نوعی اقتدارگرایی مدرن برای زدودن نیروهای سنتی مقابل توسعه همراه با حفظ ارتباط با جهان متمدن. تا در آینده گذر زمان توازن نیروها را به نفع نیروهای مدرن برگرداند. در هر رای گیری در بین عرب ها امثال آدمخواران اخوانی به قدرت می رسند و نهادهای مدرن مدنی هم که به کلی غایب اند و شانسی برای بقا ندارند؛ یک قدرت ملی فراگیر لازم است که از پس عناصر نامطلوب ضدتوسعه برآید. گریزی هم نیست؛ دوستی فرهیخته در پاسخ به ترانه محسن نامجو که در نقد پهلوی اول "مدرنیته را اخلاق سگ آورد" که اشاره ای بود به رویکرد اقتدارگرای وی؛ گفته بود اگر شما می توانید مدرنیته را با لبخند بیاورید!

تا وقتی کسی پیدا نشده است که با قدرت به تمام مزاحمان توسعه مدرن بگوید بروید به جهنم؛ کار پیش نمی رود، البته می شود مثل بیشتر "اصلاح طلبان" با نوعی اخلاق رواقی همه مصائب را برای خود پذیرفتنی کنید و فکر کنید راه اصلاح پرهزینه و طولانی است و با امید به فردا "تَکرار" کنید؛ احتمالا خیلی ها به این امیدواری کودکانه لبخند خواهند زد، والله اعلم.

https://goo.gl/1pQVsT

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مسکن مهر و حق سرپناه

بحثی در فضای مجازی درگرفته بود که با وجود تجربه های مسکن اجتماعی در بسیاری از کشورها آیا اساسا رواست که دولت ها برای تامین مسکن برای شهروندان کم درآمد دست به کار شوند و ابرپروژه هایی مثل مسکن مهر را کلید بزنند ؟ یک استدلال رایج موافقان این بود که حق سرپناه یکی از حقوق اولیه انسان به شمار می آید و دولت ها باید برای برخوردار کردن شهروندان کم درآمد از این حق وارد عمل شوند.

این استدلال مبتنی بر حق دشواری کم ندارد؛ اگر داشتن سرپناه حق شهروندان است، چرا حق داشتن مواهب دیگری مانند تلفن همراه هوشمند را نداشته باشند که آن هم برای زیستن در جامعه امروز ضروری است؟ چرا حق برخورداری از خوراک با کیفیتی خاص (حداقل فلان مقدار کالری و ویتامین و ...) را نداشته باشند؟ چرا حق داشتن سرپناهی با مشخصات خاص (برای مثال خانه ای با شرط حداقل مساحت و اتاق جداگانه برای همه افراد) را نداشته باشند؟ چرا حق داشتن رایانه را برای آنها قائل نباشیم؟ به بیان ساده، روشن نیست این حقوق به طور مشخص چگونه تعیین می شود، می شود زنجیره ای از حقوق داشت که توجیه خاص خود را دارند. اگر همه این حق ها را به رسمیت بشناسیم و مداخله دولت را تجویز کنیم، البته تا کره شمالی راه دراز نیست.

وانگهی مسئله ای مهمتر در میان است؛ تعارض با حق مالکیت فردی! برای تامین حقوقی مثل سرپناه باید پول صرف کرد؛ دولت ها هم که از خود پولی ندارند، در ساده ترین بیان باید پول را از کسانی "به اجبار" در قالب مالیات بگیرند و آن را صرف این پروژه های اجتماعی کنند؛ پس "حق مالکیت فردی" پرداخت کنندگان مالیات چه می شود؟ آنها کار کرده اند و زحمت کشیده اند و پولی فراهم کرده اند که "مالکیت" آن را دارند؛ چرا دولت ها باید پول آنها را "به اجبار" بگیرند؟ آنها هم حقی اساسی دارند که اینجا ندیده گرفته می شود، می دانیم استدلال هایی در دفاع از اهمیت حق مالکیت خصوصی وجود دارند که بسیار قوی تر از حقوقی مانند حق سرپناه است؛ جان لاک یک نمونه عالی از این استدلال هاست.

راستی چرا باید کار را به یک نهاد سیاسی دولت سپرد که به طور "ذاتی" مستعد "فساد" است؟ تعداد آدم های نیکخواه کم نیست، اگر بخواهند از درد محرومان کم کنند؛ سازوکارهایی مانند "خیریه ها" و "سازمان های غیرانتفاعی" برایشان وجود دارد که می توانند همان کار دولت ها را انجام دهند. در چنین سازوکارهایی برخلاف مالیات گرفتن و تسهیلات بانکی ارزان و دیگر ابزارهای نقض حق مالکیت خصوصی، خود افراد با اراده و میل شخصی وارد می شوند و نیازی به دم و دستگاه پرفساد دولت و پروراندن نورچشمی ها و سوء استفاده های سیاسی اهالی دولت نیست.

به نظر می رسد استدلال "حق محور" برای دفاع از پروژه هایی مثل مسکن مهر را خیلی نمی توان جدی گرفت؛ والله اعلم.

https://goo.gl/14C2US

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران مقصد 20ام سرمایه گذاری چین

چین در حداقل 60 کشور دنیا سرمایه گذاری کرده است، تا مدتها امریکا در صدر بود، ولی امسال سنگاپور جایش را گرفت.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک شاخص خوشمزه

شاخص لاته برای مقایسه ارزش ارزهای مختلف نسبت به دلار با توجه به نرخ ارز فعلی؛ انتظار داریم منفی ها نرخ ارز را کاهش دهند. شاخص بیگ مک را هم از دست ندهید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران کشور پیشرفته و امنی است؟

کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.

شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:

کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام

در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.

وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.

می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.

https://goo.gl/rp63oL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍2
در باب زلزله اخیر و شکاف میان مردم و دولت

ماکیاولی بزرگ در اندرزی به شهریار می‌گفت که درباره دست اندازی به اموال مردم هوشیار باشد، زیرا آنها شاید قاتل پدرشان را ببخشند، ولی کسی که ارث پدرشان را خورده است نمی‌بخشند! مرد فرزانه نیک می‌دانست که برای رعایا هیچ چیز بدتر از این نیست که آنچه فکر می‌کنند متعلق به آنهاست از دستشان بیرون کشیده شود.

زلزله غم انگیز غرب کشور و بی خانمان شدن عده زیادی از هم میهنان، واکنش‌های احساسی زیادی را در میان مردم برانگیخت، چنین شوری البته در میان ایرانی‌ها بی سابقه نبود، این بار اما بسیاری از چهره‌های مشهور و غیرمشهور هم دست به کار شدند و خودشان فرمان کار را در دست گرفتند؛ آمار و ارقام اعلام شده هم نشان می‌داد که اعتماد به آنها بسیار بالا بوده است و تعداد زیادی از ایرانی‌ها ترجیح دادند که به جای سازمان‌های دولتی سراغ گزینه دیگری بروند.

کسانی گفتند ملت نسبت به دولت بی اعتماد شده است، این البته کشف درخشانی نیست؛ پایین بودن اعتماد شهروندان ایرانی به نهادهای دولتی و رسمی از خورشید هم آشکارتر است! برای کشوری که در شاخص ادراک فساد رتبه نه چندان درخشان ۱۳۱ از ۱۷۶ کشور جهان را دارد و در شاخص حاکمیت قانون همچنان رتبه‌ای بهتر از ۸۶ از ۱۱۳ کشور دنیا ندارد اگر اعتمادی باشد باید تعجب کرد. در جایی که هر چند روز یک بار خبری درست یا غلط از تخلف اهالی سیاست و اختلاس و حقوق‌های نجومی و ژن‌های خوب به گوش مردم برسد، اعتماد آنها به دم و دستگاه دولت بالا نخواهد بود. اما چه باید کرد؟

در این یادداشت جریده وزین دنیای اقتصاد نوشته ام که تا وقتی که دولت فضول و بزرگی داریم که در تخت خواب مردم هم می خواهد دخالت کند آش همین آش است و کاسه همین کاسه، طبیعی است که مردم خوش ندارند، پولی که با زحمت به دست آورده اند را به دست دولتی ها بدهند که معلوم نشود کجا می رود و دستشان هم به جایی بند نباشد. اگر دولت برگردد به وظایف ذاتی خودش، شاید بتوان فرصتی برای ترمیم اعتماد مردم به آن متصور بود. در قرن 21ام نیاز به نقش لَله گرفتن برای همه مردم نیست؛ در همین امداد رسانی زلزله ملت نشان دادند که کارشان را بلدند، فقط باید موانع را برداشت و زمان داد، خیلی وقت ها نیازی به مداخله و ژست انسان دوستی اهالی سیاست نیست.

البته دولت "قدرتمند" عاملی مهم در توسعه است، ولی دولت "بزرگ" از قضا اصلا "قدرتمند" نیست. اجازه دهید در مورد دولت به پیروی از فون میزس مثالی بیاوریم؛ اینکه می‌گوییم بنزین برای نوشیدن مناسب نیست، به این معنا نیست که به هیچ کاری نمی‌آید، بلکه استفاده از آن را درجای نامناسب نقد می‌کنیم. دولت هم برای مداخله در اقتصاد مناسب نیست، ولی برای حفظ نظم و استقرار حاکمیت قانون ضروری است. والله اعلم.

یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/ogyyuf

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
شکاف پیشرفت ایران

دایره بزرگ قرمز مربوط به ایران است؛ با توجه به اقتصاد آن انتظار داریم روی منحنی آبی و در سطح رفاه بالاتری قرار داشته باشد؛ از 2007 شکاف پررنگ است.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
Personality.pdf
2.2 MB
سیاست و شخصیت رهبران

فایل ارائه برای سمینار سیاست و روانشناسی رهبران؛ بیست و یکم آذر 96.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب کودتاهای خوب

"بحران" اقتصاد شیلی و فاجعه نئولیبرالیسم!
تولید سرانه شیلی (آبی) در مقایسه با امریکای لاتین (قرمز) اگر چنین "فجایعی" نصیبتان شود خیلی خوش شانسید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel