به مناسبت حضور تزار در ایران
آمار رسمی نشان می دهد که در 10 سال گذشته ذخیره طلای روسیه بیش از 4 برابر شده است.
کار جنون ما به تماشا کشیده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آمار رسمی نشان می دهد که در 10 سال گذشته ذخیره طلای روسیه بیش از 4 برابر شده است.
کار جنون ما به تماشا کشیده است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران چقدر برای سرمایه گذاران خارجی جذابیت دارد؟
کشوری که در گفته های سیاسیونش با توجه به جمعیت و موقعیت جغرافیایی استراتژیک و مانند آن باید بهشت سرمایه گذاران خارجی به حساب آید، چقدر در چشم سرمایه گذار اجنبی جذاب به نظر می رسد؟
کفار فرنگی برای ساده شدن تصمیم گیری از "شاخص فرصت جهانی" استفاده می کنند تا رتبه جذابیت سرمایه گذاری در کشورهای مختلف به دست آید، منطق کلی این است که برای جذاب بودن کشوری برای سرمایه گذاری خارجی باید پنج حوزه کلی را بررسی کرد: "متغیرهای پایه ای اقتصاد"، "دسترسی به خدمات مالی"، "چارچوب نهادی و قانونی کارآمد"، "بهره گیری از استانداردها و سیاست های مقبول بین المللی " و "فضای کلی کسب و کار".
در گزارش اخیر شاخص فرصت جهانی حسب انتظار جایگاه های برتر به هنگ کنگ، سنگاپور و استرالیا رسیده است. عربستان جایگاه 54 ام را در اختیار دارد و رتبه ایران هم 125 از میان 170 کشور است. وضعیت کشورمان در زیر شاخص ها عبارت است از :
رتبه در متغیرهای پایه اقتصاد: 75
رتبه در دسترسی به خدمات مالی: 92
رتبه در چارچوب نهادی و قانونی کارآمد: 112
رتبه در بهره گیری از استانداردها و سیاست های مقبول بین المللی: 152
رتبه در فضای کلی کسب و کار: 152
همه اینها می گوید که خیلی راه درازی پیش رو داریم؛ یک نکته اساسی هم وجود دارد، تکیه بر "توان داخلی" و مانند آن البته ضروری است، ولی بدترین فاجعه برای آینده ایران کنار کشیدن از جامعه جهانی، منزوی شدن و زیادی "مستقل" عمل کردن است؛ یادمان باشد استقلال از نوع "کره شمالی" برای کشوری مثل ما از طاعون مهلک تر است!
https://goo.gl/fr5Y3m
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کشوری که در گفته های سیاسیونش با توجه به جمعیت و موقعیت جغرافیایی استراتژیک و مانند آن باید بهشت سرمایه گذاران خارجی به حساب آید، چقدر در چشم سرمایه گذار اجنبی جذاب به نظر می رسد؟
کفار فرنگی برای ساده شدن تصمیم گیری از "شاخص فرصت جهانی" استفاده می کنند تا رتبه جذابیت سرمایه گذاری در کشورهای مختلف به دست آید، منطق کلی این است که برای جذاب بودن کشوری برای سرمایه گذاری خارجی باید پنج حوزه کلی را بررسی کرد: "متغیرهای پایه ای اقتصاد"، "دسترسی به خدمات مالی"، "چارچوب نهادی و قانونی کارآمد"، "بهره گیری از استانداردها و سیاست های مقبول بین المللی " و "فضای کلی کسب و کار".
در گزارش اخیر شاخص فرصت جهانی حسب انتظار جایگاه های برتر به هنگ کنگ، سنگاپور و استرالیا رسیده است. عربستان جایگاه 54 ام را در اختیار دارد و رتبه ایران هم 125 از میان 170 کشور است. وضعیت کشورمان در زیر شاخص ها عبارت است از :
رتبه در متغیرهای پایه اقتصاد: 75
رتبه در دسترسی به خدمات مالی: 92
رتبه در چارچوب نهادی و قانونی کارآمد: 112
رتبه در بهره گیری از استانداردها و سیاست های مقبول بین المللی: 152
رتبه در فضای کلی کسب و کار: 152
همه اینها می گوید که خیلی راه درازی پیش رو داریم؛ یک نکته اساسی هم وجود دارد، تکیه بر "توان داخلی" و مانند آن البته ضروری است، ولی بدترین فاجعه برای آینده ایران کنار کشیدن از جامعه جهانی، منزوی شدن و زیادی "مستقل" عمل کردن است؛ یادمان باشد استقلال از نوع "کره شمالی" برای کشوری مثل ما از طاعون مهلک تر است!
https://goo.gl/fr5Y3m
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
ایران چقدر برای سرمایه گذاران خارجی جذابیت دارد؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
رتبه بندی جذابیت سرمایه گذاری
شاخص فرصت جهانی 2017، در مقیاس بالای تصویر رتبه ها آورده شده است (به ترتیب از جذاب به غیر جذاب: سبز پررنگ، سبز کمرنگ، طوسی، زرد و قهوه ای)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص فرصت جهانی 2017، در مقیاس بالای تصویر رتبه ها آورده شده است (به ترتیب از جذاب به غیر جذاب: سبز پررنگ، سبز کمرنگ، طوسی، زرد و قهوه ای)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک بدفهمی رایج در بحث های اقتصادی
معمول است که هواداران اقتصاد بازار آزاد از جلوگیری از مداخله دولت در اقتصاد صحبت می کنند، حرفشان این است که افراد با هدف دنبال کردن نفع شخصی خود، دانش و انگیزه لازم برای خلق ثروت را دارند، ولی بوروکرات های دولت با انگیزه های سیاسی (در بهترین حالت بخوانید خدمت به خلق) چنین نیستند.
باری، یک بدفهمی که زیاد دیده می شود اینست که به دلیل استفاده غیردقیق واژه دولت در زبان فارسی، خیلی ها دولت را معادل قوه مجریه می گیرند، در حالیکه حتی در نظریه ها کتابی هم منظور کل قدرت سیاسی است، یعنی مجموع کل بوروکراسی که قدرت سیاسی را به طور رسمی در اختیار دارند و از اختیار اعمال اقتدار برخوردارند.
در زبان کفار فرنگی برای توصیف آنچه ما دولت استفاده می کنیم، سه واژه متفاوت وجود دارد: "استیت"، "گاورنمنت" و "ادمینیستریشن". این سومی کم وبیش به معنای همان قوه مجریه است که در فارسی استفاده می کنیم و دو تای دیگر اشاره به کل ساختار سیاسی دارند. در همه جا متن های جدی می بینید که مداخله "گاورنمنت" در اقتصاد نقد شده است.
وقتی صحبت از عدم مداخله دولت در اقتصاد و بزرگی آن می کنیم، منظورمان فقط ابواب جمعی شیخ دیپلمات و قوه مجریه نیست، بلکه کل کسانی را در نظر داریم که به نوعی قدرت سیاسی را در اختیار دارند و می توانند با اتکا به قدرت قانونی خود مسیر توزیع منابع را در اقتصاد تغییر دهند، همان کسانی که می توانند منطق بازار را ندیده بگیرند. منتقدانی که فقط قوه مجریه را هدف می گیرند، حتی از نگاه نظری هم مفاهیم را نابجا به کار می برند.
اما این همه نافی اهمیت نقش دولت در توسعه کشورها نیست، بگذارید این گفته خوب را تکرار کنیم، دولت برای توسعه ضروری است، ولی برای پیشرفت اقتصاد خیر، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمول است که هواداران اقتصاد بازار آزاد از جلوگیری از مداخله دولت در اقتصاد صحبت می کنند، حرفشان این است که افراد با هدف دنبال کردن نفع شخصی خود، دانش و انگیزه لازم برای خلق ثروت را دارند، ولی بوروکرات های دولت با انگیزه های سیاسی (در بهترین حالت بخوانید خدمت به خلق) چنین نیستند.
باری، یک بدفهمی که زیاد دیده می شود اینست که به دلیل استفاده غیردقیق واژه دولت در زبان فارسی، خیلی ها دولت را معادل قوه مجریه می گیرند، در حالیکه حتی در نظریه ها کتابی هم منظور کل قدرت سیاسی است، یعنی مجموع کل بوروکراسی که قدرت سیاسی را به طور رسمی در اختیار دارند و از اختیار اعمال اقتدار برخوردارند.
در زبان کفار فرنگی برای توصیف آنچه ما دولت استفاده می کنیم، سه واژه متفاوت وجود دارد: "استیت"، "گاورنمنت" و "ادمینیستریشن". این سومی کم وبیش به معنای همان قوه مجریه است که در فارسی استفاده می کنیم و دو تای دیگر اشاره به کل ساختار سیاسی دارند. در همه جا متن های جدی می بینید که مداخله "گاورنمنت" در اقتصاد نقد شده است.
وقتی صحبت از عدم مداخله دولت در اقتصاد و بزرگی آن می کنیم، منظورمان فقط ابواب جمعی شیخ دیپلمات و قوه مجریه نیست، بلکه کل کسانی را در نظر داریم که به نوعی قدرت سیاسی را در اختیار دارند و می توانند با اتکا به قدرت قانونی خود مسیر توزیع منابع را در اقتصاد تغییر دهند، همان کسانی که می توانند منطق بازار را ندیده بگیرند. منتقدانی که فقط قوه مجریه را هدف می گیرند، حتی از نگاه نظری هم مفاهیم را نابجا به کار می برند.
اما این همه نافی اهمیت نقش دولت در توسعه کشورها نیست، بگذارید این گفته خوب را تکرار کنیم، دولت برای توسعه ضروری است، ولی برای پیشرفت اقتصاد خیر، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب درجه "جهانی" بودن مملکت
جهانی شدن/جهانی سازی به زبان ساده به معنای فرایند یکپارچه شدن کشورهای جهان با یکدیگر است، با پیشرفت فناوری کشورهای جهان می توانند با سهولت بیشتری منابع اقتصادی و فرهنگی را با یکدیگر تبادل کنند و انسان ها فراتر از مرزهای ملی به عنوان شهروندی جهانی تلقی شوند. کسانی البته این "جهانی شدن" را به معنای مثبتی به کار نمی برند.
اهل فن برای اندازه گیری این یکپارچگی هم شاخصی ابداع کرده اند که جهانی سازی را در سه جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می سنجد، در آخرین رده بندی 2017 که در میان 207 قلمرو قانونی- جغرافیایی انجام گرفته است، درست مثل سال گذشته کشورهای اروپایی مانند هلند، ایرلند، بلژیک و اتریش در صدر قرار دارند و به اصطلاح "جهانی تر" هستند. وضعیت و رتبه ایران نسبت به سال گذشته در کل نامطلوب تر شده است که خبر خوبی نیست؛ رتبه ایران در سال گذشته 154 ام بود که امسال 1 رتبه تنزل یافته است:
رتبه جهان سازی اقتصادی: 159
رتبه جهان سازی سیاسی: 101
رتبه جهان سازی اجتماعی: 142
رتبه جهانی سازی کل: 155
https://goo.gl/UNACz2
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جهانی شدن/جهانی سازی به زبان ساده به معنای فرایند یکپارچه شدن کشورهای جهان با یکدیگر است، با پیشرفت فناوری کشورهای جهان می توانند با سهولت بیشتری منابع اقتصادی و فرهنگی را با یکدیگر تبادل کنند و انسان ها فراتر از مرزهای ملی به عنوان شهروندی جهانی تلقی شوند. کسانی البته این "جهانی شدن" را به معنای مثبتی به کار نمی برند.
اهل فن برای اندازه گیری این یکپارچگی هم شاخصی ابداع کرده اند که جهانی سازی را در سه جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می سنجد، در آخرین رده بندی 2017 که در میان 207 قلمرو قانونی- جغرافیایی انجام گرفته است، درست مثل سال گذشته کشورهای اروپایی مانند هلند، ایرلند، بلژیک و اتریش در صدر قرار دارند و به اصطلاح "جهانی تر" هستند. وضعیت و رتبه ایران نسبت به سال گذشته در کل نامطلوب تر شده است که خبر خوبی نیست؛ رتبه ایران در سال گذشته 154 ام بود که امسال 1 رتبه تنزل یافته است:
رتبه جهان سازی اقتصادی: 159
رتبه جهان سازی سیاسی: 101
رتبه جهان سازی اجتماعی: 142
رتبه جهانی سازی کل: 155
https://goo.gl/UNACz2
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ارتباط قانون و خوشبختی!
حاکمیت قانون، احساس خوشبختی در میان مردم را افزایش می دهد؟
جایگاه ایران با دایره سبز مشخص شده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حاکمیت قانون، احساس خوشبختی در میان مردم را افزایش می دهد؟
جایگاه ایران با دایره سبز مشخص شده است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آیا ایران کشور مقتدری است؟
برنارد کوهن، از متفکران ژئوپلیتیک، چهار رکن اصلی را برای اقتدار یک کشور بر می شمارد که باید روی تک تک واژه های آن مکث کرد:
1- نیروی نظامی زیاد و "تمایل" برای استفاده از آن
2- مازاد اقتصادی بالا که آن کشور را قادر به کمک و سرمایه گذاری در دیگر کشورها می سازد.
3- رهبری فکری و ایدئولوژیک به گونه ای که به عنوان الگویی برای دیگر کشورها به شمار آید.
4- سیستم حاکمیتی/حکومتی کارآمد و منسجم
کم وبیش برای همه اینها شاخص های مرتبط وجود دارد که می توان به آنها استناد کرد و پیشتر هم به آن اشاره هایی کرده ام؛ قضاوت دقیق در مورد ایران نیازمند بررسی بیشتر است، ولی همینکه دریابیم اقتدار صرفا در رکن اول خلاصه نمی شود، باز دو قدم به جلوست.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برنارد کوهن، از متفکران ژئوپلیتیک، چهار رکن اصلی را برای اقتدار یک کشور بر می شمارد که باید روی تک تک واژه های آن مکث کرد:
1- نیروی نظامی زیاد و "تمایل" برای استفاده از آن
2- مازاد اقتصادی بالا که آن کشور را قادر به کمک و سرمایه گذاری در دیگر کشورها می سازد.
3- رهبری فکری و ایدئولوژیک به گونه ای که به عنوان الگویی برای دیگر کشورها به شمار آید.
4- سیستم حاکمیتی/حکومتی کارآمد و منسجم
کم وبیش برای همه اینها شاخص های مرتبط وجود دارد که می توان به آنها استناد کرد و پیشتر هم به آن اشاره هایی کرده ام؛ قضاوت دقیق در مورد ایران نیازمند بررسی بیشتر است، ولی همینکه دریابیم اقتدار صرفا در رکن اول خلاصه نمی شود، باز دو قدم به جلوست.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
پوپولیست اقتدارگرا
هیاهوی اخیر عربستان بی شباهت به سال های آخر سلطنت پهلوی نیست، آن زمان هم محمد رضا شاه برای مبارزه با فساد بسیاری از چهره های قدرتمند مانند نصیری و هویدا را به زندان انداخت؛ ولی این برای شاه بیمار مهلک بود و اندک اعتماد بدنه رژیم به او را از بین برد و بر او رفت آنچه که رفت، آیا همین بلا بر سر عرب های حجاز خواهد آمد؟
دیدیم که محمد سلمان شاهزاده سعودی که برخی او را قدرتمندترین جوان جهان می دانند، در ادامه گردو خاک های قبلی اش دست به یک حرکت بلندپروازانه دیگر زد، او کمیته مبارزه با فساد را تشکیل داد که ریاستش را خودش بر عهده گرفت و در نخستین گام بسیاری از شاهزادگان ذی نفوذ سعودی را دستگیر کرد؛ شاهزاده ولید بن طلال میلیاردر نامدار سعودی و متعب بن عبدالله رئیس سابق گارد ملی هم درمیان آنها بودند. آنها از برجسته ترین مخالفان ولیعهدی بن سلمان بودند که پیشتر در اقدامی غیرعادی به این مقام رسید؛ چند ماه پیش هم با 19 نفر دیگر از جمله بندر بن سلطان و ترکی الفیصل در اعتراض به این انتصاب نامه ای به ملک سلمان نوشتند. در این میان یک فقره سقوط هلی کوپتر (همان بالگرد) داشتیم و شاهزاده منصور بن مقرن یکی دیگر از مخالفان ریق رحمت را سرکشید، اتفاقی که حتی اگر تصادفی هم باشد؛ به شایعات مبنی برعمدی بودن آن دامن زده است.
بن سلمان جوان مشغول یکدست کردن قدرت در داخل است و مخالفان را یکی یکی کنار حذف می کند؛ از قرار محبوبیتش میان جوانان صحرای حجاز هم زیاد است و با اقداماتی از این دست می خواهد نشان دهد که کار به روال قبل نمی چرخد و کشتیبان را سیاستی دیگر آمده است؛ اصل اساسی پوپولیست ها را بلد است؛ می خواهد نشان دهد که مرد تغییر سیستم موجود است و مناسبات فاسد فعلی را بر می اندازد؛ او را فردی سخت کوش و بلندپرواز و البته تهاجمی می شناسند که گویا همین حرکت اخیر بر محبوبیتش افزوده است. او پایگاهش را در میان جوانان آینده دار می جوید، نه اقشار سنتی تر که شاید از تحولاتش دل خوشی نداشته باشند.
دنبال اسلام معتدل است و بسیاری محدودیت ها را برداشته است، قرار است اقتصاد عربستان را از وابستگی به نفت برهاند؛ ارتباطش با دونالد شیردل هم خوب است، گویا اول کسی که به او برای اقدامات شجاعانه اش تبریک گفته هم پرزیدنت یانکی هاست. حرف از پرداخت رشوه یک میلیون دلاری بن سلمان به کسانی در امریکا هست و البته عمو دونالد از او خواسته است که در عرضه سهام ارامکو (شرکت نفت عربی امریکایی) بورس نیویورک را از یاد نبرد. بماند که یانکی ها تمایل دارند یکی از حامیان سنتی بنیادگرایی اسلامی هم روش قدیمی اش را تغییر دهد اصلاحات اخیر حرکت امیدبخشی است. یک دولت اقتدارگرای یکدست و منسجم با رویکرد اسلام معتدل بهتر از یک ساختار سنتی است که مراکز قدرت متعددی دارد.
سهام آرامکو سال آینده به بازار می آید؛ عمده دارایی آن هم نفت است و اگر قیمت طلای سیاه بالا برود به سود سعودی هاست، می شود حدس زد که آنها از هر کاری که بر قیمت نفت بیفزاید، ولی ریسک سیاسی برای آنها ایجاد نکند استقبال می کنند؛ می شود انتظار داشت جنگ یمن را تمام و حتی شاید در کاهش تولید نفت با بقیه اوپک همکاری کنند، بعید است کار آنها با ایران بالا بگیرد و به درگیری آشکار برسد. آنها دنبال جذب سرمایه گذارند و بالا رفتن ریسک سیاسی آنها کار را خراب می کند. وجود دشمنی به ایران برای تغییرات اجتماعی بزرگ و بازنویسی قرارداد اجتماعی میان حکومت و مردم در عربستان ضروری است، ولی زیاد تند نخواهند رفت.
سرنوشت او شبیه شاه سابق ایران خواهد شد؟ به نظر نمی رسد؛ او مخالف داخلی جدی ندارد و از حمایت قدرت های خارجی برخوردار است، رقیب منطقه ای اش هم ایران است و بعید است قدرت های جهانی با ابزارهایی مثل حقوق بشر و فشار رسانه ها بخواهند شاهزاده جوان را اذیت کنند؛ مهمتر از همه او بخشی از وضع موجود نیست و خیلی ها او را متفاوت از بقیه می دانند؛ شاه هم در دوره انقلاب سفید وضعیتی مشابه داشت، هنوز جوانبختر از این بود که او را مسئول نابسامانی اوضاع بشناسند، او یک تحول را خوب پیش برد، ولی در اجرای تحول دوم خطا کرد، شاید این اصل را باید برای حکام خاورمیانه صادق بدانیم که هر سلطانی یک بار می تواند کشورش را متحول کند، ولی بار دوم بسیار خطرناک است، شاهزاده سعودی تازه در حال اجرای اولین انقلاب خود است، پس خیلی جای نگرانی نیست، والله اعلم.
https://goo.gl/qBCzw4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیاهوی اخیر عربستان بی شباهت به سال های آخر سلطنت پهلوی نیست، آن زمان هم محمد رضا شاه برای مبارزه با فساد بسیاری از چهره های قدرتمند مانند نصیری و هویدا را به زندان انداخت؛ ولی این برای شاه بیمار مهلک بود و اندک اعتماد بدنه رژیم به او را از بین برد و بر او رفت آنچه که رفت، آیا همین بلا بر سر عرب های حجاز خواهد آمد؟
دیدیم که محمد سلمان شاهزاده سعودی که برخی او را قدرتمندترین جوان جهان می دانند، در ادامه گردو خاک های قبلی اش دست به یک حرکت بلندپروازانه دیگر زد، او کمیته مبارزه با فساد را تشکیل داد که ریاستش را خودش بر عهده گرفت و در نخستین گام بسیاری از شاهزادگان ذی نفوذ سعودی را دستگیر کرد؛ شاهزاده ولید بن طلال میلیاردر نامدار سعودی و متعب بن عبدالله رئیس سابق گارد ملی هم درمیان آنها بودند. آنها از برجسته ترین مخالفان ولیعهدی بن سلمان بودند که پیشتر در اقدامی غیرعادی به این مقام رسید؛ چند ماه پیش هم با 19 نفر دیگر از جمله بندر بن سلطان و ترکی الفیصل در اعتراض به این انتصاب نامه ای به ملک سلمان نوشتند. در این میان یک فقره سقوط هلی کوپتر (همان بالگرد) داشتیم و شاهزاده منصور بن مقرن یکی دیگر از مخالفان ریق رحمت را سرکشید، اتفاقی که حتی اگر تصادفی هم باشد؛ به شایعات مبنی برعمدی بودن آن دامن زده است.
بن سلمان جوان مشغول یکدست کردن قدرت در داخل است و مخالفان را یکی یکی کنار حذف می کند؛ از قرار محبوبیتش میان جوانان صحرای حجاز هم زیاد است و با اقداماتی از این دست می خواهد نشان دهد که کار به روال قبل نمی چرخد و کشتیبان را سیاستی دیگر آمده است؛ اصل اساسی پوپولیست ها را بلد است؛ می خواهد نشان دهد که مرد تغییر سیستم موجود است و مناسبات فاسد فعلی را بر می اندازد؛ او را فردی سخت کوش و بلندپرواز و البته تهاجمی می شناسند که گویا همین حرکت اخیر بر محبوبیتش افزوده است. او پایگاهش را در میان جوانان آینده دار می جوید، نه اقشار سنتی تر که شاید از تحولاتش دل خوشی نداشته باشند.
دنبال اسلام معتدل است و بسیاری محدودیت ها را برداشته است، قرار است اقتصاد عربستان را از وابستگی به نفت برهاند؛ ارتباطش با دونالد شیردل هم خوب است، گویا اول کسی که به او برای اقدامات شجاعانه اش تبریک گفته هم پرزیدنت یانکی هاست. حرف از پرداخت رشوه یک میلیون دلاری بن سلمان به کسانی در امریکا هست و البته عمو دونالد از او خواسته است که در عرضه سهام ارامکو (شرکت نفت عربی امریکایی) بورس نیویورک را از یاد نبرد. بماند که یانکی ها تمایل دارند یکی از حامیان سنتی بنیادگرایی اسلامی هم روش قدیمی اش را تغییر دهد اصلاحات اخیر حرکت امیدبخشی است. یک دولت اقتدارگرای یکدست و منسجم با رویکرد اسلام معتدل بهتر از یک ساختار سنتی است که مراکز قدرت متعددی دارد.
سهام آرامکو سال آینده به بازار می آید؛ عمده دارایی آن هم نفت است و اگر قیمت طلای سیاه بالا برود به سود سعودی هاست، می شود حدس زد که آنها از هر کاری که بر قیمت نفت بیفزاید، ولی ریسک سیاسی برای آنها ایجاد نکند استقبال می کنند؛ می شود انتظار داشت جنگ یمن را تمام و حتی شاید در کاهش تولید نفت با بقیه اوپک همکاری کنند، بعید است کار آنها با ایران بالا بگیرد و به درگیری آشکار برسد. آنها دنبال جذب سرمایه گذارند و بالا رفتن ریسک سیاسی آنها کار را خراب می کند. وجود دشمنی به ایران برای تغییرات اجتماعی بزرگ و بازنویسی قرارداد اجتماعی میان حکومت و مردم در عربستان ضروری است، ولی زیاد تند نخواهند رفت.
سرنوشت او شبیه شاه سابق ایران خواهد شد؟ به نظر نمی رسد؛ او مخالف داخلی جدی ندارد و از حمایت قدرت های خارجی برخوردار است، رقیب منطقه ای اش هم ایران است و بعید است قدرت های جهانی با ابزارهایی مثل حقوق بشر و فشار رسانه ها بخواهند شاهزاده جوان را اذیت کنند؛ مهمتر از همه او بخشی از وضع موجود نیست و خیلی ها او را متفاوت از بقیه می دانند؛ شاه هم در دوره انقلاب سفید وضعیتی مشابه داشت، هنوز جوانبختر از این بود که او را مسئول نابسامانی اوضاع بشناسند، او یک تحول را خوب پیش برد، ولی در اجرای تحول دوم خطا کرد، شاید این اصل را باید برای حکام خاورمیانه صادق بدانیم که هر سلطانی یک بار می تواند کشورش را متحول کند، ولی بار دوم بسیار خطرناک است، شاهزاده سعودی تازه در حال اجرای اولین انقلاب خود است، پس خیلی جای نگرانی نیست، والله اعلم.
https://goo.gl/qBCzw4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
پوپولیست اقتدارگرا | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب پوپولیسم
حضرت جورج سانتایانا می فرماید "هیچ جباریتی دل آزارتر از جباریت عوام و گمنامان نیست؛ چنین جباریتی همه جا را سرک می کشد و همه چیز را به هم می ریزد؛ با بلاهت سهمگین و همه جا حاضرش جلوی جوانه زدن نوآوری را می گیرد و ریشه هر نبوغی را می سوزاند، این گله بی چوپان، این مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند!"
از این ذهن کرم و چنگال اژدها بترسید، کاربلدترین پوپولیست ها هم تا جایی مردم را راهبری می کنند، از جایی به بعد فشار توده ها آنها را پیش خواهد برد، اینکه تعداد زیادی به اشتباهی معتقد باشند، چیزی از اشتباه بودن آن کم نمی کند، یک حماقت را حتی اگر تعداد زیادی تایید کنند باز هم حماقت است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حضرت جورج سانتایانا می فرماید "هیچ جباریتی دل آزارتر از جباریت عوام و گمنامان نیست؛ چنین جباریتی همه جا را سرک می کشد و همه چیز را به هم می ریزد؛ با بلاهت سهمگین و همه جا حاضرش جلوی جوانه زدن نوآوری را می گیرد و ریشه هر نبوغی را می سوزاند، این گله بی چوپان، این مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند!"
از این ذهن کرم و چنگال اژدها بترسید، کاربلدترین پوپولیست ها هم تا جایی مردم را راهبری می کنند، از جایی به بعد فشار توده ها آنها را پیش خواهد برد، اینکه تعداد زیادی به اشتباهی معتقد باشند، چیزی از اشتباه بودن آن کم نمی کند، یک حماقت را حتی اگر تعداد زیادی تایید کنند باز هم حماقت است!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک دارایی مهم کشورها
تصویر (برندی) که یک کشور در چشم دیگران دارد در ورود سرمایه ها، صادارت موثر و بهبود اقتصاد نقش جدی دارد، در 2017 رتبه ایران 39 از 100 کشور جهان است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تصویر (برندی) که یک کشور در چشم دیگران دارد در ورود سرمایه ها، صادارت موثر و بهبود اقتصاد نقش جدی دارد، در 2017 رتبه ایران 39 از 100 کشور جهان است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بر خلاف تصور رایج در اقتصادهای آزاد فساد کمتر است!
دولت مداخله گر بیشتر عامل ایجاد فساد است تا پیشگیری از آن، برای مبارزه با فساد، دولت را از اقتصاد بیرون کنید!
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
دولت مداخله گر بیشتر عامل ایجاد فساد است تا پیشگیری از آن، برای مبارزه با فساد، دولت را از اقتصاد بیرون کنید!
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
صدمین سالگرد انقلاب سرخ
تعداد تلفات "کمونیسم" در جهان، استالین گفت مرگ 1 نفر فاجعه است، ولی مرگ 1 ملیون نفر، فقط آمار! بنیادگراهای خاورمیانه به گرد کمونیسم هم نمی رسند!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تعداد تلفات "کمونیسم" در جهان، استالین گفت مرگ 1 نفر فاجعه است، ولی مرگ 1 ملیون نفر، فقط آمار! بنیادگراهای خاورمیانه به گرد کمونیسم هم نمی رسند!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نهضت یا ملت؟
حضرت کیسینجر در یکی از خردمندانه ترین توصیه ها به سیاسیون ایران گفته بود اینها باید تصمیم بگیرند می خواهند یک ملت باشند یا یک نهضت؛ به نظر می رسد مهمترین انتخاب استراتژیک ما در آینده جز این نیست و اختلاف اصلی گروه ها سیاسی نیز حول همین قضیه می چرخد؛ در این مصاحبه با روزنامه جامعه فردا به بحث بهبود اوضاع برای سرمایه گذاری خارجی پرداخته ام.
جان کلام این ست که راه حل اقتصاد ما بیش از اقتصادی، سیاسی است؛ سرمایه گذار خارجی حتی اگر اندکی فساد قابل قبول! و رایج در خاورمیانه را بپذیرد، ولی با هرج و مرج و ملوک الطوایفی نمی تواند کنار بیاید؛ میان عرب ها سرمایه گذاران اجنبی با یک صدا طرف اند؛ شیخ چیزی بگوید همان است و صدای دیگری نمی آید؛ در ایران مسابقه بر این است که این پیام را بدهند که فکر نکنید فلانی همه کاره است، حرف می زند، ولی دستش به دُم گاو هم بند نیست، باید دَم ما را هم ببینید!
طبیعی است که این دومی فضای ترسناکی برای سرمایه است که به قول معروف "مثل کبوتر است و با اندک صدایی می پرد". اینکه اینده چه می شود را باید نشست و دید، والله اعلم.
https://goo.gl/9d8RPz
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حضرت کیسینجر در یکی از خردمندانه ترین توصیه ها به سیاسیون ایران گفته بود اینها باید تصمیم بگیرند می خواهند یک ملت باشند یا یک نهضت؛ به نظر می رسد مهمترین انتخاب استراتژیک ما در آینده جز این نیست و اختلاف اصلی گروه ها سیاسی نیز حول همین قضیه می چرخد؛ در این مصاحبه با روزنامه جامعه فردا به بحث بهبود اوضاع برای سرمایه گذاری خارجی پرداخته ام.
جان کلام این ست که راه حل اقتصاد ما بیش از اقتصادی، سیاسی است؛ سرمایه گذار خارجی حتی اگر اندکی فساد قابل قبول! و رایج در خاورمیانه را بپذیرد، ولی با هرج و مرج و ملوک الطوایفی نمی تواند کنار بیاید؛ میان عرب ها سرمایه گذاران اجنبی با یک صدا طرف اند؛ شیخ چیزی بگوید همان است و صدای دیگری نمی آید؛ در ایران مسابقه بر این است که این پیام را بدهند که فکر نکنید فلانی همه کاره است، حرف می زند، ولی دستش به دُم گاو هم بند نیست، باید دَم ما را هم ببینید!
طبیعی است که این دومی فضای ترسناکی برای سرمایه است که به قول معروف "مثل کبوتر است و با اندک صدایی می پرد". اینکه اینده چه می شود را باید نشست و دید، والله اعلم.
https://goo.gl/9d8RPz
کانال راهبرد
@RahbordChannel
انساندوستی کافی نیست!
گفته می شود در نیمه دوم قرن 18 زمین لرزه ای در لیسبون پایتخت پرتغال روی داد و بنا به گفته ها از ده هزار تا 100 هزار نفر هم کشته داد، آن را یکی از مرگبارترین زلزله ها دانسته اند. گفته اند این زمین لرزه بزرگ اوضاع امپراتوری استعمارگر پرتغال را تغییر داد.
اما این واقعه اهمیتی فلسفی هم داشته است، کسانی بر روال رایج آن دوران این را مشیت الهی دانستند و گفتند این سزای ناسپاسی بندگان از امر پدر آسمانی و قانون الهی است و این عین عدالت است. اما آن طرف، ولتر بزرگ این دیدگاه را به نقدی ویرانگر گرفت.
او گفت پدران روحانی، باید در عدالتی الهی که از مسیر زندگی ده ها هزار نفر می گذرد تردید کرد، جهانی که در آن زندگی می کنیم بر خلاف باور شمایان بهترین جهان ممکن نیست، می شود و باید تغییرش داد، در این میان همه چیز را نباید به پای پدر آسمانی نوشت، آدم ها هم مسئولند، آنها می توانستند خانه هایی امن تر بسازند، اینکه فقط دست طبیعت را محکوم کنیم، گریز از مسئولیت است.
در قضیه زلزله غرب ایران هم بسیاری انسان ها از بین رفتند؛ حادثه تاسف باری است؛ ولی صرف نشان دادن حس انسان دوستی با ایستادن در صف اهدای خون و هشتگ زدن و عکس به اشتراک گذاشتن کافی نیست؛ باید چنان کرد که فاجعه های اینده کمتر ویرانگر باشد؛ این بدان معناست که باید تغییری جدی در آگاهی رخ دهد. در اینجا که ما هستیم امیدی البته نیست؛ از این چرخه انگار گریزی نداریم: شور موقت و فراموشی تا فاجعه بعدی و دوباره تکرار، شور قضیه پلاسکو را یادتان هست؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته می شود در نیمه دوم قرن 18 زمین لرزه ای در لیسبون پایتخت پرتغال روی داد و بنا به گفته ها از ده هزار تا 100 هزار نفر هم کشته داد، آن را یکی از مرگبارترین زلزله ها دانسته اند. گفته اند این زمین لرزه بزرگ اوضاع امپراتوری استعمارگر پرتغال را تغییر داد.
اما این واقعه اهمیتی فلسفی هم داشته است، کسانی بر روال رایج آن دوران این را مشیت الهی دانستند و گفتند این سزای ناسپاسی بندگان از امر پدر آسمانی و قانون الهی است و این عین عدالت است. اما آن طرف، ولتر بزرگ این دیدگاه را به نقدی ویرانگر گرفت.
او گفت پدران روحانی، باید در عدالتی الهی که از مسیر زندگی ده ها هزار نفر می گذرد تردید کرد، جهانی که در آن زندگی می کنیم بر خلاف باور شمایان بهترین جهان ممکن نیست، می شود و باید تغییرش داد، در این میان همه چیز را نباید به پای پدر آسمانی نوشت، آدم ها هم مسئولند، آنها می توانستند خانه هایی امن تر بسازند، اینکه فقط دست طبیعت را محکوم کنیم، گریز از مسئولیت است.
در قضیه زلزله غرب ایران هم بسیاری انسان ها از بین رفتند؛ حادثه تاسف باری است؛ ولی صرف نشان دادن حس انسان دوستی با ایستادن در صف اهدای خون و هشتگ زدن و عکس به اشتراک گذاشتن کافی نیست؛ باید چنان کرد که فاجعه های اینده کمتر ویرانگر باشد؛ این بدان معناست که باید تغییری جدی در آگاهی رخ دهد. در اینجا که ما هستیم امیدی البته نیست؛ از این چرخه انگار گریزی نداریم: شور موقت و فراموشی تا فاجعه بعدی و دوباره تکرار، شور قضیه پلاسکو را یادتان هست؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جنگ آب در بولیوی
بولیوی در سال 1982 بعد از مدتهای طولانی دیکتاتوری نظامی رنگ آرامش دید، ولی اقتصادش تعریفی نداشت، سه سال بعد ابرتورم 25 هزار درصدی آنها را وادار کرد دست به دامن بانک جهانی شوند؛ گزینه دیگری هم نبود سرمایه گذاران تمایلی به ورود به آنجا نداشتند، این کمک ها سالها ادامه داشت.
بانک جهانی هم نگرانی جدی از فساد گسترده دولتی در بولیوی داشت؛ شرط استمرار کمک ها را خصوصی سازی گسترده صنایع آن کشور دانست، راه آهن، خطوط تلفن و صنایع هیدروکربوری به تدریج در طی سال ها خصوصی شدند، کار به خصوص سازی تاسیسات تامین آب شهری هم کشید. در سومین شهر بزرگ بولیوی، کوباچامبا، که خشک تر از بقیه هم بود؛ مسئله تامین آب از مدتها پیش جدی بود. بسیاری از مردم فقیر هم به شبکه رسمی تامین آب دسترسی نداشتند. از این رو پرداخت یارانه هم برای آب توصیه نمی شد، زیرا به جیب برخوردارها می رفت.
در یک پروژه پیشنهادی بنا شد آب از رودخانه های اطراف که در منطقه ای کوهستانی قرار داشتند با یک تونل 19 کیلومتری به شهر آورده شود و بقیه شهروندان هم تحت پوشش قرار گیرند. بانک جهانی با این پروژه موافق نبود و طرحی دیگر داشت، ولی سرانجام نظر مقامات سیاسی محلی را پذیرفت. قرار بود که چیزی در حدود 138 میلیون دلار را بانک جهانی تامین کند، ولی قسمت عمده ان را یک کنسرسیوم بزرگ چند ملیتی، آگواس دل توناری، برعهده گرفت، توناری یک پروژه سرمایه گذاری 40 ساله را به مبلغ 2.5 میلیارد دلار برای بهبود و توسعه شبکه آبرسانی و تولید برق با دولت بولیوی امضا کرد و در عمل تاسیسات و شبکه انتقال آب کوباچامبا خصوصی شد. حداقل نرخ بازگشت
سرمایه را هم 15 درصد در نظر گرفته بودند که بخشی اساسی آن از طریق افزایش آب بها بود.
در همان سال اول شرکت که جامعه و اقتصاد بولیوی را درست نمی شناخت به طور متوسط 35 درصد و گاهی تا دو برابر آب بها را افزایش داد! این خشم و نارضایتی مردم را برانگیخت؛ سال بعد با وضع یک قانون (2029) اوضاع بدتر هم شد، این قانون انحصار توزیع آب را به بخش خصوصی می داد و بنا به گفته مخالفان کنسرسیوم می توانست اختیار منابع غیررسمی آب را هم ره دست گیرد؛ منابعی که 40 درصد جمعیت شهر که فقیر هم بودند از آنها استفاده می کردند.
اعتراض ها بالا گرفت و شورش شروع شد و هزاران نفر به خیابان ها ریختند، تظاهرات به مدت یک سال تا سال 2000 ادامه داشت، خشونت های پلیس کار را بدتر کرد، بسیاری بازداشت شدند و یک نفر هم کشته شد، دولت کوتاه امد و قرارداد با کنسرسیوم فسخ شد. توناری خواهان 25 میلیون دلار غرامت شد که بعدها با فشار افکار عمومی غرب از آن صرفنظر کرد.
استدلال هواداران خصوصی سازی درست بود، ولی در اجرا به مشکلات نهادی و جدی برخوردند؛ گفتنی است طرح آبرسانی در دو شهر دیگر بولیوی هم اجرا شد که موفق بودند و یکی از آنها نمونه درخشان در آمریکای لاتین به شمار می آید. مسئله آب در کشور ما نیز مطرح است؛ از جنبه های اقتصادی گرفته تا حقوقی هزار چالش جدی پیش رو داریم که باید آنها را چاره کنیم، ولی ظاهرا آب همچنان برای ما به یک مسئله (پروبلماتیک) بدل نشده است، راستی بزرگترین مشکل ما در آینده همین آب است؛ فاجعه در دو قدمی است!
https://goo.gl/hLZDUC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بولیوی در سال 1982 بعد از مدتهای طولانی دیکتاتوری نظامی رنگ آرامش دید، ولی اقتصادش تعریفی نداشت، سه سال بعد ابرتورم 25 هزار درصدی آنها را وادار کرد دست به دامن بانک جهانی شوند؛ گزینه دیگری هم نبود سرمایه گذاران تمایلی به ورود به آنجا نداشتند، این کمک ها سالها ادامه داشت.
بانک جهانی هم نگرانی جدی از فساد گسترده دولتی در بولیوی داشت؛ شرط استمرار کمک ها را خصوصی سازی گسترده صنایع آن کشور دانست، راه آهن، خطوط تلفن و صنایع هیدروکربوری به تدریج در طی سال ها خصوصی شدند، کار به خصوص سازی تاسیسات تامین آب شهری هم کشید. در سومین شهر بزرگ بولیوی، کوباچامبا، که خشک تر از بقیه هم بود؛ مسئله تامین آب از مدتها پیش جدی بود. بسیاری از مردم فقیر هم به شبکه رسمی تامین آب دسترسی نداشتند. از این رو پرداخت یارانه هم برای آب توصیه نمی شد، زیرا به جیب برخوردارها می رفت.
در یک پروژه پیشنهادی بنا شد آب از رودخانه های اطراف که در منطقه ای کوهستانی قرار داشتند با یک تونل 19 کیلومتری به شهر آورده شود و بقیه شهروندان هم تحت پوشش قرار گیرند. بانک جهانی با این پروژه موافق نبود و طرحی دیگر داشت، ولی سرانجام نظر مقامات سیاسی محلی را پذیرفت. قرار بود که چیزی در حدود 138 میلیون دلار را بانک جهانی تامین کند، ولی قسمت عمده ان را یک کنسرسیوم بزرگ چند ملیتی، آگواس دل توناری، برعهده گرفت، توناری یک پروژه سرمایه گذاری 40 ساله را به مبلغ 2.5 میلیارد دلار برای بهبود و توسعه شبکه آبرسانی و تولید برق با دولت بولیوی امضا کرد و در عمل تاسیسات و شبکه انتقال آب کوباچامبا خصوصی شد. حداقل نرخ بازگشت
سرمایه را هم 15 درصد در نظر گرفته بودند که بخشی اساسی آن از طریق افزایش آب بها بود.
در همان سال اول شرکت که جامعه و اقتصاد بولیوی را درست نمی شناخت به طور متوسط 35 درصد و گاهی تا دو برابر آب بها را افزایش داد! این خشم و نارضایتی مردم را برانگیخت؛ سال بعد با وضع یک قانون (2029) اوضاع بدتر هم شد، این قانون انحصار توزیع آب را به بخش خصوصی می داد و بنا به گفته مخالفان کنسرسیوم می توانست اختیار منابع غیررسمی آب را هم ره دست گیرد؛ منابعی که 40 درصد جمعیت شهر که فقیر هم بودند از آنها استفاده می کردند.
اعتراض ها بالا گرفت و شورش شروع شد و هزاران نفر به خیابان ها ریختند، تظاهرات به مدت یک سال تا سال 2000 ادامه داشت، خشونت های پلیس کار را بدتر کرد، بسیاری بازداشت شدند و یک نفر هم کشته شد، دولت کوتاه امد و قرارداد با کنسرسیوم فسخ شد. توناری خواهان 25 میلیون دلار غرامت شد که بعدها با فشار افکار عمومی غرب از آن صرفنظر کرد.
استدلال هواداران خصوصی سازی درست بود، ولی در اجرا به مشکلات نهادی و جدی برخوردند؛ گفتنی است طرح آبرسانی در دو شهر دیگر بولیوی هم اجرا شد که موفق بودند و یکی از آنها نمونه درخشان در آمریکای لاتین به شمار می آید. مسئله آب در کشور ما نیز مطرح است؛ از جنبه های اقتصادی گرفته تا حقوقی هزار چالش جدی پیش رو داریم که باید آنها را چاره کنیم، ولی ظاهرا آب همچنان برای ما به یک مسئله (پروبلماتیک) بدل نشده است، راستی بزرگترین مشکل ما در آینده همین آب است؛ فاجعه در دو قدمی است!
https://goo.gl/hLZDUC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
جنگ آب در بولیوی | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
ضریب مقاومتی بودن یک کشور، مسکن مهر و باقی قضایا
بعد از زلزله غرب کشور و کشته شدن بسیاری از هموطنان، در فضای اجتماعی ایران سوال درباره مسکن مهر هم بالا گرفت؛ اظهارنظرهای بسیاری هم از زبان اهالی سیاست اینجا و آنجا نقل شد، کسانی گفتند این پروژه استانداردهای لازم را نداشته است و کسانی با گرفتن زیر میزی و رومیزی امضاهایی کرده اند که به قیمت از بین رفتن جان و مال مردم تمام شده است؛ کسانی دیگر هم شواهدی می آوردند که آش به این شوری که گفته می شود نیست. اجازه دهید اظهار نظر فنی و دقیق را به کارشناسان بسپاریم و موضوع را از زاویه دیگری ببینیم.
حوادث طبیعی و غیرطبیعی مانند زمین لرزه، سیل، ترور و شورش های اجتماعی در همه جای دنیا رخ می دهند؛ در یک نگاه کلان ریسک همه جا هست و کسانی همچون اولریش بک و انتونی گیدنز معتقدند جوامع جدید را باید در نسبت با آن فهمید؛ با این حال نکته اساسی این است که بعد از رویدادهایی که نظم عادی امور را به هم می زنند، چقدر زود اوضاع به حالت عادی بر می گردد.
ناگفته پیداست که این برای سرمایه گذاری در کشورها هم اهمیتی ویژه دارد؛ کشورهایی که ریسک آنها زیاد است و پایین و بالا زیاد دارند؛ مقصد جذابی برای سرمایه های جهانی به حساب نمی آیند؛ این یک کشور چقدر در برابر ریسک های مختلف اقتصادی سیاسی و مانند آن "مقاوم" است یک عامل مهم در تصمیم گیری هاست. اهل فن حتی ضریبی برای آن ابداع کرده اند که اسم جالبی هم دارد: "ضریب مقاومتی"ً!
گذشته از آنکه منطق کلی این شاخص نزدیکی هایی با "اقتصاد مقاومتی" دارد، جالب است بدانیم حتی مواردی مانند کارآمدی مقررات ساخت و ساز هم در آن اهمیت پیدا می کند؛ سرمایه گذار اجنبی برایش مهم است اگر وارد کشوری می شود از کیفیت یکی از مهمترین دارایی هایش یعنی ساختمان (اداری/صنعتی/مسکونی) مطمئن باشد، اما می دانیم که وجود مقررات فی نفسه خیلی مهم نیست، مهم اجرا و نظارت بر آنهاست، اینجاست که میزان فساد هم اهمیت پیدا می کند؛ کشورهایی که به قولی فساد در آنها نهادینه شده است، با هر میزان از مقررات حنایش برای سرمایه گذار خارجی رنگی ندارد. هر مقرراتی را می توان با پرداخت وجه کافی دور زد! رتبه ایران در شاخص مقاومتی هم مانند بسیاری دیگر به واقع درخشان! است، رتبه ما 118 از میان 130 کشور جهان است. نخستین کشور سوئیس است و در انتهای فهرست هم هایتی جا دارد.
هیچ چیز مهمتر از جان انسان ها نیست، بدترین کار این است که قضیه اخیر مسکن مهر را به یک بازی سیاسی مبتذل تقلیل دهیم که مثلا چقدر از مسئولیت را باید بر عهده پرزیدنت مهرورز گذاشت، مسئله اصلی ما فساد است؛ باید راه هایی برای مبارزه با ان بیابیم تا انسان ها کمتر رنج ببینند، پیشنهاد همفکران من روشن است، دولت بزرگ مداخله گر مترادف با فساد بزرگ است، هیولای دولت را محدود کنید!
https://goo.gl/43QDpG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بعد از زلزله غرب کشور و کشته شدن بسیاری از هموطنان، در فضای اجتماعی ایران سوال درباره مسکن مهر هم بالا گرفت؛ اظهارنظرهای بسیاری هم از زبان اهالی سیاست اینجا و آنجا نقل شد، کسانی گفتند این پروژه استانداردهای لازم را نداشته است و کسانی با گرفتن زیر میزی و رومیزی امضاهایی کرده اند که به قیمت از بین رفتن جان و مال مردم تمام شده است؛ کسانی دیگر هم شواهدی می آوردند که آش به این شوری که گفته می شود نیست. اجازه دهید اظهار نظر فنی و دقیق را به کارشناسان بسپاریم و موضوع را از زاویه دیگری ببینیم.
حوادث طبیعی و غیرطبیعی مانند زمین لرزه، سیل، ترور و شورش های اجتماعی در همه جای دنیا رخ می دهند؛ در یک نگاه کلان ریسک همه جا هست و کسانی همچون اولریش بک و انتونی گیدنز معتقدند جوامع جدید را باید در نسبت با آن فهمید؛ با این حال نکته اساسی این است که بعد از رویدادهایی که نظم عادی امور را به هم می زنند، چقدر زود اوضاع به حالت عادی بر می گردد.
ناگفته پیداست که این برای سرمایه گذاری در کشورها هم اهمیتی ویژه دارد؛ کشورهایی که ریسک آنها زیاد است و پایین و بالا زیاد دارند؛ مقصد جذابی برای سرمایه های جهانی به حساب نمی آیند؛ این یک کشور چقدر در برابر ریسک های مختلف اقتصادی سیاسی و مانند آن "مقاوم" است یک عامل مهم در تصمیم گیری هاست. اهل فن حتی ضریبی برای آن ابداع کرده اند که اسم جالبی هم دارد: "ضریب مقاومتی"ً!
گذشته از آنکه منطق کلی این شاخص نزدیکی هایی با "اقتصاد مقاومتی" دارد، جالب است بدانیم حتی مواردی مانند کارآمدی مقررات ساخت و ساز هم در آن اهمیت پیدا می کند؛ سرمایه گذار اجنبی برایش مهم است اگر وارد کشوری می شود از کیفیت یکی از مهمترین دارایی هایش یعنی ساختمان (اداری/صنعتی/مسکونی) مطمئن باشد، اما می دانیم که وجود مقررات فی نفسه خیلی مهم نیست، مهم اجرا و نظارت بر آنهاست، اینجاست که میزان فساد هم اهمیت پیدا می کند؛ کشورهایی که به قولی فساد در آنها نهادینه شده است، با هر میزان از مقررات حنایش برای سرمایه گذار خارجی رنگی ندارد. هر مقرراتی را می توان با پرداخت وجه کافی دور زد! رتبه ایران در شاخص مقاومتی هم مانند بسیاری دیگر به واقع درخشان! است، رتبه ما 118 از میان 130 کشور جهان است. نخستین کشور سوئیس است و در انتهای فهرست هم هایتی جا دارد.
هیچ چیز مهمتر از جان انسان ها نیست، بدترین کار این است که قضیه اخیر مسکن مهر را به یک بازی سیاسی مبتذل تقلیل دهیم که مثلا چقدر از مسئولیت را باید بر عهده پرزیدنت مهرورز گذاشت، مسئله اصلی ما فساد است؛ باید راه هایی برای مبارزه با ان بیابیم تا انسان ها کمتر رنج ببینند، پیشنهاد همفکران من روشن است، دولت بزرگ مداخله گر مترادف با فساد بزرگ است، هیولای دولت را محدود کنید!
https://goo.gl/43QDpG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
ضریب مقاومتی بودن یک کشور، مسکن مهر و باقی قضایا | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
گران فروشی در زلزله
در خبر آمده بود که بعد از زلزله غرب کشور قیمت کیسه خواب در تهران سه برابر شده است؛ کسانی برآشفته بودند و آن را مصداق سودجویی و عملی غیرانسانی تلقی کردند؛ قضیه البته غریب نیست کم و بیش در همه جای جهان بعد از چنین حوادثی به دلیل کاهش عرضه یا افزایش تقاضا قیمت اجناس سر به فلک می کشد، در قضیه توفان ایرما در فلوریدای امریکا بسته های آب معدنی که در شرایط عادی حدود 9 دلار قیمت دارند تا 99.99 دلار هم فروخته شدند!
آیا این کار غیراخلاقی است؟ آیا غیرقانونی است؟ آیا در شرایط اضطراری نظیر این دولت ها باید برای کنترل قیمت ها باید وارد عمل شوند؟ اجازه دهید یک استدلال مورد قبول هواداران بازار را طرح کنیم. گفته می شود از آنجا که خریدار می تواند جنس را خریداری نکند و اجباری در کار نیست، نمی توان این بالا رفتن قیمت را غیراخلاقی دانست؛ در اینجا کسی خریدار را وادار به انجام کاری نمی کند. می دانیم که در شرایط اضطراری عرضه محصول هم دشوارتر می شود و هزینه آن بالاتر می رود و در این معنا افزایش قیمت "طبیعی" است.
همچنین این بالا رفتن قیمت باعث می شود تنها کسانی حاضر به پرداخت مبلغ بالا باشند که به آن بیشتر از همه احتیاج دارند؛ از اقتصاد می دانیم وقتی قیمت ها به طور نسبی پایین باشد، حتی کسانی که نیاز جدی هم ندارند متقاضی دریافت آن محصول خواهند شد. به زبانی دیگر، محصول در این قیمت بالا به کسی می رسد که به واقع خواهان آن باشد. از سویی دیگر بالا بودن قیمت باعث می شود که بازار برای محصول جذاب شود و دیگران هم با توجه به سود مناسب وارد کار عرضه محصول شوند و همین امر با بالا بردن رقابت باعث کاهش قیمت خواهد شد و این به سود همه مشتریان خواهد بود.
حتی اگر این استدلال ها را نپذیریم و کار را غیراخلاقی هم بدانیم، باز اعمال محدودیت های قانونی و کنترل دولتی قیمت دردی را دوا نمی کند؛ به فرض آنکه دولتی ها بتوانند چنین کنند؛ عرضه محصولات غیرجذاب خواهد شد و کاهش می یابد، در بهترین حالت باید دست به جیره بندی زد و صف تقاضا تشکیل می شود؛ می دانیم در این صف ها آنچه قربانی می شود همان "اخلاق" است و به قول معروف "خوبان در این معامله تقصیر می کنند".
البته نظریات مخالف قابل اعتنا نظیر مایکل سندل هم هست؛ ولی از تردید در نیت "اخلاقی" دولت ها که بگذریم؛ توصیه هواداران بازار این است دولت ها حتی در شرایط اضطراری هم در قیمت گذاری دخالت نکنند؛ زیرا نه ممکن و نه حتی مطلوب است، والله اعلم.
https://goo.gl/N9BJn9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در خبر آمده بود که بعد از زلزله غرب کشور قیمت کیسه خواب در تهران سه برابر شده است؛ کسانی برآشفته بودند و آن را مصداق سودجویی و عملی غیرانسانی تلقی کردند؛ قضیه البته غریب نیست کم و بیش در همه جای جهان بعد از چنین حوادثی به دلیل کاهش عرضه یا افزایش تقاضا قیمت اجناس سر به فلک می کشد، در قضیه توفان ایرما در فلوریدای امریکا بسته های آب معدنی که در شرایط عادی حدود 9 دلار قیمت دارند تا 99.99 دلار هم فروخته شدند!
آیا این کار غیراخلاقی است؟ آیا غیرقانونی است؟ آیا در شرایط اضطراری نظیر این دولت ها باید برای کنترل قیمت ها باید وارد عمل شوند؟ اجازه دهید یک استدلال مورد قبول هواداران بازار را طرح کنیم. گفته می شود از آنجا که خریدار می تواند جنس را خریداری نکند و اجباری در کار نیست، نمی توان این بالا رفتن قیمت را غیراخلاقی دانست؛ در اینجا کسی خریدار را وادار به انجام کاری نمی کند. می دانیم که در شرایط اضطراری عرضه محصول هم دشوارتر می شود و هزینه آن بالاتر می رود و در این معنا افزایش قیمت "طبیعی" است.
همچنین این بالا رفتن قیمت باعث می شود تنها کسانی حاضر به پرداخت مبلغ بالا باشند که به آن بیشتر از همه احتیاج دارند؛ از اقتصاد می دانیم وقتی قیمت ها به طور نسبی پایین باشد، حتی کسانی که نیاز جدی هم ندارند متقاضی دریافت آن محصول خواهند شد. به زبانی دیگر، محصول در این قیمت بالا به کسی می رسد که به واقع خواهان آن باشد. از سویی دیگر بالا بودن قیمت باعث می شود که بازار برای محصول جذاب شود و دیگران هم با توجه به سود مناسب وارد کار عرضه محصول شوند و همین امر با بالا بردن رقابت باعث کاهش قیمت خواهد شد و این به سود همه مشتریان خواهد بود.
حتی اگر این استدلال ها را نپذیریم و کار را غیراخلاقی هم بدانیم، باز اعمال محدودیت های قانونی و کنترل دولتی قیمت دردی را دوا نمی کند؛ به فرض آنکه دولتی ها بتوانند چنین کنند؛ عرضه محصولات غیرجذاب خواهد شد و کاهش می یابد، در بهترین حالت باید دست به جیره بندی زد و صف تقاضا تشکیل می شود؛ می دانیم در این صف ها آنچه قربانی می شود همان "اخلاق" است و به قول معروف "خوبان در این معامله تقصیر می کنند".
البته نظریات مخالف قابل اعتنا نظیر مایکل سندل هم هست؛ ولی از تردید در نیت "اخلاقی" دولت ها که بگذریم؛ توصیه هواداران بازار این است دولت ها حتی در شرایط اضطراری هم در قیمت گذاری دخالت نکنند؛ زیرا نه ممکن و نه حتی مطلوب است، والله اعلم.
https://goo.gl/N9BJn9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Price Gouging Saves Lives in a Hurricane
Capitalism needs more foul-weather friends, not fair-weather friends like the governor of New Jersey.
گران فروشی؟
در بحث از "گران فروشی" یک پرسش اساسی هست که البته خیلی اوقات فراموش می شود و ان اینست که قیمت یک کالا چطور تعیین می شود. در استفاده رایج، زمانی می توانیم از "گران فروشی" صحبت کنیم که معتقد باشیم یک قیمت مبنا و درست و منصفانه هست که قیمت فعلی از آن بسیار بیشتر است و در نتیجه کالا "گران" فروخته شده است.
اینکه قیمت از کجا می آید ساده نیست؛ آیا باید میزان زحمت یا مواد به کار رفته در تولید آن را مبنا گرفت؟ آیا ضرورت و مفید بودن کالا را باید در نظر داشت؟ ... پاسخ های متعددی هم به این پرسش داده شده است؛ ولی حرف هواداران اتریشی اقتصاد بازار شنیدنی تر است؛ حرف آنها این است که قیمت کالا برآمده از ارزش ذهنی خریدار است؛ این ارزش هم امری نسبی است و با توجه به شرایط مختلف و خریداران مختلف تغییر می کند. من فلان کالا را ارزشمند تلقی می کنم، پس دست به جیب می شوم، چیزی ارزشمند (پول در جیب) را از دست می دهم تا چیزی با ارزش تر (کالا) را به دست آورم.
دیگری ممکن است ارزیابی اش از ارزش کالا با من متفاوت باشد پس به قیمتی بیشتر یا کمتر بخواهد کالا را خریداری کند یا حتی خواهان آن نباشد. از آنجا که ارزش در ذهن خریدار است و چیزی ثابت نیست، شرایط متفاوت قیمت های متفاوتی را هم به وجود می آورند؛ بطری آب در فروشگاه شهر حدود 1000 چوق فروخته می شود؛ ولی همین جنس در وسط کویر لوت و کمبود آب تا چندین برابر خواهان خواهد داشت. یادمان نرود قیمت ربطی به زحمتی که تولیدکننده برای آن کشیده است ندارد و قاضی اصلی مشتری است؛ اگر کسی نیمی از زندگی اش را هم برای ساخت محصولی گذاشته باشد و هزینه بسیاری برای آن کرده باشد و کسی خواهان آن نباشد، قیمتی نخواهد داشت. محصول تنها به قیمتی می تواند فروخته شود که مشتری توان و تمایل پرداخت آن را داشته باشد.
در مورد اینکه آن ارزش ذهنی چگونه تعیین می شود؛ صحبت مفصل است، ولی به زبان ساده باید آن را با توجه به کمیابی نسبی (به زبان فنی تر مقدار مارژینال یا حاشیه ای) محصول فهم کرد؛ به زبان دیگر، یعنی یک واحد "بیشتر" محصول چقدر در دسترس است و ارزش خواهد داشت؛ آب از الماس برای زندگی ضروری تر است، ولی از آنجا که یک واحد "بیشتر" آب در شرایط عادی به سادگی در دسترس است قیمت زیادی ندارد؛ ولی الماس تجملی به دلیل ساده نبودن دسترسی به یک واحد "بیشتر" از الماس قیمتی بسیار بالاتر دارد (معمای آب و الماس). می دانیم که در شرایط تشنگی شدید قضیه متفاوت می شود و با همین استدلال ذهنی بودن ارزش و مقدار حاشیه ای می شود فهمید چرا فرد حاضر می شود ده ها الماس را بدهد تا یک بطری آب دریافت کند.
پست پیشین در مورد درست نبودن کنترل قیمت در شرایط زلزله در میان برخی دوستان واکنش هایی داشت؛ به نظر می رسد اگر دنبال این پرسش برویم که منشا قیمت چیست؛ در می یابیم که هر قیمتی (تاکید می کنم هر قیمتی) حاصل فرایند عرضه و تقاضاست و بالا رفتن آن نیز از همان منطق پیروی می کند و صحبت از "گرانفروشی" نارواست؛ مداخله دولت در مورد اینکه قیمت "منصفانه" چقدر تعیین شود، علاوه بر اینکه در عمل به زیان همه افراد تمام خواهد شد، هیچ پایه و اساسی هم ندارد. کنترل قیمت صرفا یک تصمیم سیاسی است که در واقع بهای آن را هم شهروندان می پردازند. وانگهی دولت اخلاقی هم نداریم که به خیرخواهی آن امیدوار باشیم، منطق عمل دولت سیاست است و انتظار اخلاقی بودن از دولت (هر دولتی) خطاست، والله اعلم
پ.ن: ایده کلی این نوشته را وامدار دوست فرهیخته، دکتر محمدجواد ثابت، ام.
https://goo.gl/PTLn3b
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در بحث از "گران فروشی" یک پرسش اساسی هست که البته خیلی اوقات فراموش می شود و ان اینست که قیمت یک کالا چطور تعیین می شود. در استفاده رایج، زمانی می توانیم از "گران فروشی" صحبت کنیم که معتقد باشیم یک قیمت مبنا و درست و منصفانه هست که قیمت فعلی از آن بسیار بیشتر است و در نتیجه کالا "گران" فروخته شده است.
اینکه قیمت از کجا می آید ساده نیست؛ آیا باید میزان زحمت یا مواد به کار رفته در تولید آن را مبنا گرفت؟ آیا ضرورت و مفید بودن کالا را باید در نظر داشت؟ ... پاسخ های متعددی هم به این پرسش داده شده است؛ ولی حرف هواداران اتریشی اقتصاد بازار شنیدنی تر است؛ حرف آنها این است که قیمت کالا برآمده از ارزش ذهنی خریدار است؛ این ارزش هم امری نسبی است و با توجه به شرایط مختلف و خریداران مختلف تغییر می کند. من فلان کالا را ارزشمند تلقی می کنم، پس دست به جیب می شوم، چیزی ارزشمند (پول در جیب) را از دست می دهم تا چیزی با ارزش تر (کالا) را به دست آورم.
دیگری ممکن است ارزیابی اش از ارزش کالا با من متفاوت باشد پس به قیمتی بیشتر یا کمتر بخواهد کالا را خریداری کند یا حتی خواهان آن نباشد. از آنجا که ارزش در ذهن خریدار است و چیزی ثابت نیست، شرایط متفاوت قیمت های متفاوتی را هم به وجود می آورند؛ بطری آب در فروشگاه شهر حدود 1000 چوق فروخته می شود؛ ولی همین جنس در وسط کویر لوت و کمبود آب تا چندین برابر خواهان خواهد داشت. یادمان نرود قیمت ربطی به زحمتی که تولیدکننده برای آن کشیده است ندارد و قاضی اصلی مشتری است؛ اگر کسی نیمی از زندگی اش را هم برای ساخت محصولی گذاشته باشد و هزینه بسیاری برای آن کرده باشد و کسی خواهان آن نباشد، قیمتی نخواهد داشت. محصول تنها به قیمتی می تواند فروخته شود که مشتری توان و تمایل پرداخت آن را داشته باشد.
در مورد اینکه آن ارزش ذهنی چگونه تعیین می شود؛ صحبت مفصل است، ولی به زبان ساده باید آن را با توجه به کمیابی نسبی (به زبان فنی تر مقدار مارژینال یا حاشیه ای) محصول فهم کرد؛ به زبان دیگر، یعنی یک واحد "بیشتر" محصول چقدر در دسترس است و ارزش خواهد داشت؛ آب از الماس برای زندگی ضروری تر است، ولی از آنجا که یک واحد "بیشتر" آب در شرایط عادی به سادگی در دسترس است قیمت زیادی ندارد؛ ولی الماس تجملی به دلیل ساده نبودن دسترسی به یک واحد "بیشتر" از الماس قیمتی بسیار بالاتر دارد (معمای آب و الماس). می دانیم که در شرایط تشنگی شدید قضیه متفاوت می شود و با همین استدلال ذهنی بودن ارزش و مقدار حاشیه ای می شود فهمید چرا فرد حاضر می شود ده ها الماس را بدهد تا یک بطری آب دریافت کند.
پست پیشین در مورد درست نبودن کنترل قیمت در شرایط زلزله در میان برخی دوستان واکنش هایی داشت؛ به نظر می رسد اگر دنبال این پرسش برویم که منشا قیمت چیست؛ در می یابیم که هر قیمتی (تاکید می کنم هر قیمتی) حاصل فرایند عرضه و تقاضاست و بالا رفتن آن نیز از همان منطق پیروی می کند و صحبت از "گرانفروشی" نارواست؛ مداخله دولت در مورد اینکه قیمت "منصفانه" چقدر تعیین شود، علاوه بر اینکه در عمل به زیان همه افراد تمام خواهد شد، هیچ پایه و اساسی هم ندارد. کنترل قیمت صرفا یک تصمیم سیاسی است که در واقع بهای آن را هم شهروندان می پردازند. وانگهی دولت اخلاقی هم نداریم که به خیرخواهی آن امیدوار باشیم، منطق عمل دولت سیاست است و انتظار اخلاقی بودن از دولت (هر دولتی) خطاست، والله اعلم
پ.ن: ایده کلی این نوشته را وامدار دوست فرهیخته، دکتر محمدجواد ثابت، ام.
https://goo.gl/PTLn3b
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
گران فروشی؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
به مناسبت زلزله اخیر و گله ها از عملکرد نامطلوب دولت
دولت ها هیچگاه یاد نمی گیرند؛ برای یادگرفتن فقط روی مردم حساب کنید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دولت ها هیچگاه یاد نمی گیرند؛ برای یادگرفتن فقط روی مردم حساب کنید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کدام صنایع در جهان بیشتر مستعد فساد اند؟
صنایع معدنی؛ دارویی و ساخت و ساز جایگاه اول تا سوم را دارد. فرض کنید دولتی هم اداره شوند؛ شکر اندر شکر می شود!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
صنایع معدنی؛ دارویی و ساخت و ساز جایگاه اول تا سوم را دارد. فرض کنید دولتی هم اداره شوند؛ شکر اندر شکر می شود!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هزینه هراس آور فساد
با یک درجه بدتر شدن وضع فساد در کشورها؛ سرانه تولید ناخالص داخلی و استانداردهای زندگی افراد 380 دلار کاهش پیدا می کند!
ما 131امین کشور شفاف دنیاییم!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
با یک درجه بدتر شدن وضع فساد در کشورها؛ سرانه تولید ناخالص داخلی و استانداردهای زندگی افراد 380 دلار کاهش پیدا می کند!
ما 131امین کشور شفاف دنیاییم!
کانال راهبرد
@RahbordChannel