راهبرد
11.8K subscribers
657 photos
129 videos
18 files
1.1K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
اصلاحگری یا بازجویی؟

گفته اند که در قضایای اعتراض های پس از اصلاحات ارضی سال 1342 باجناق اسدالله علم، نخست وزیر، پزشکی بود که در بیمارستان بازرگانان کار می کرد و دیده بود که نظامیان یک نفر از تظاهرکنندگان را که می خواست از دیوار بیمارستان بالا بیاید با تیر زده بودند. او بسیار ناراحت شده بود و تلفن را برداشته و به نخست وزیر زنگ زده و پای تلفن فحش های چارواداری نثارش کرده بود که فلان فلان شده، تو خجالت نمی کشی مردم را این طور می کشی؟

واکنش علم هم جالب بود؛ حرف هایش را گوش کرده بود و بعد گوشی را گذاشته بود، بعدها گفته بود می دانستم او (باجناقش) نمی فهمد چه می گوید. خونسردی او در سرکوب اعتراض ها باعث شد که قضیه 42 خیلی فراگیر نشود. در مقابل شاه همیشه مردد که گفته بود اگر کار بالا گرفت چه کنیم، علم پاسخ داده بود؛ اعلیحضرت، تا موقعی که پشتیبانی شما را دارم دلیلی ندارد نتوانم جلوی مخالفان بایستم.

علم در همین زمان با شوخ طبعی به عالیخانی، وزیر اقتصاد، گفته بود من اول سعی می کنم فلان چیز اعلیحضرت را وزن کنم اگر دیدم سنگین است پدری از آنها که می خواهند شلوغ کنند در آوردم که هفت جدشان را یاد کنند، اما اگر دیدم چیز اعلیحضرت وزنی ندارد و کار بالا گرفت؛ سوار هواپیما می شوم و در می روم! کسانی معتقدند اگر در قضایای سال 57 هم علم زنده بود شاید او تاج و تختش را از دست نمی داد.

در مورد قضایای اصلاحات عربستان هم خیلی ها آن را با دوران پهلوی دوم مقایسه می کنند و اینکه در عربستان هم اصلاحات تند فروپاشی حکومت حجاز را در پی خواهد داشت، پیش بینی که کار متخصصان فال قهوه است، ولی به نظر نمی رسد، بتوان این دو را با هم یکی دانست، بن سلمان که چهره اصلی در پیشبرد این اصلاحات به شمار می آید، برخلاف شاه ایران از محبوبیت خوبی میان جوانان برخوردار است، او حتی در غرب تحصیل نکرده است و به نسبت بقیه شاهزادگان عرب چهره "ملی" تری به شمار می آید. همچنین اسلامگرایی هم برخلاف سال 57 امروزه پدیده شناخته شده ای است.

برای حکومت محافظه کار عربستان البته اصلاحات انتخاب نیست، اجبار است، ان مجبورند مدل سنتی که پول پخش می کردند و مردم را ساکت می کردند کنار بگذارند؛ چاره ای ندارند که بدون تزلزل در این مسیر پیش بروند، مخالفت و ناآرامی هم طبیعی است، پس باید خود را آماده کنند، الترناتیو "مردمی" هم احتمالا جز یک البغدادی دیگر نخواهد بود، شل بجنبند شیعیان هم سر به شورش برمی دارند و چاه های نفت به خطر می افتد. البته در این مواقع یک دشمن خارجی مثل ایران نعمت است و می شود خیلی ها را با ترساندن از آن ساکت کرد، ولی بیش از همه اینها نیاز به "دست های قدرتمند" هست.

در جایی مثل صحرای حجاز بیشتر از خود فرایند اصلاح؛ شخصیت رهبر اصلاحگر اهمیت دارد؛ یک فرد مصمم و آشتی ناپذیر و غیرقابل پیش بینی گزینه مناسبی است، او باید بداند برای اصلاح در کشوری سنت گرا و مرتجع الگویی مثل ماندلا و گاندی به کار نمی آید، او باید کارش را شبیه بازجویی بداند؛ یعنی باید نشان دهد هیچ مرزی برای به کار بردن قدرتش نمی شناسد! او باید بداند فروپاشی اجتماعی بیشتر از نارضایتی مخالفان ناشی از تردید حاکمان است!

شاهزاده جوان سعودی به نظر چنین ویژگی هایی را دارد، احتمالا او هم می داند خاورمیانه آخر دنیاست و حتی خودش را برای جنگ داخلی هم آماده کرده است، باید نشست دید که کارش چگونه پیش می رود، واقعا پیش بینی روند اوضاع در خاورمیانه از مشاغل سخت است، والله اعلم.

https://goo.gl/u4aPX9

کانال راهبرد
@RahbordChannel
🤩1
مقایسه پیشرفت اجتماعی ایران و عربستان

شاخص پیشرفت اجتماعی (از 2014 تا 2017) نشان می دهد حکام صحرای حجاز سالهاست از ما بهتر عمل کرده اند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مملکت از ابربحران های آینده اش سالم بیرون می آید؟

جواب را در شاخص حکومت قانون در بجویید.

روشن ها وضع بهتری از تیره ها دارند.
رتبه ایران 86 از 113!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دروغ چین!

خیلی ها فکر می کنند چین نمونه خوب مداخله های دولت برای رشد اقتصادی است، دو اقتصاددان برجسته کوز و وانگ نشان داده اند که این حرف را نباید جدی گرفت؛ اصلاحاتی که پس از مائو در اواخر دهه 70 صورت گرفت و هدفش حفظ سوسیالیسم بود، کاری پیش نبرد. فرایندی که چین را طی بیست سال از یک اقتصاد بسته به اقتصاد بازار و ابرقدرت اقتصادی بدل کرد، به هیچ رو در آغاز مورد نظر حزب حاکم پکن نبود.

سال 1976 برای بازسازی اقتصاد، طرح اصلاح اقتصادی با تمرکز بر سرمایه گذاری روی صنایع سنگین دنبال شد که بعد از 3 سال پایان آن اعلام شد؛ علت هم به جز نقض ذاتی برنامه؛ سرکار آمدن شیائوپینگ و چن یون بود؛ این دومی اقتصاددانی بود که اعتقادی غریب به برنامه ریزی مرکزی اقتصاد داشت، ولی نقشی فرعی و محدود برای بازار هم قائل بود. حرفش این بود که اقتصاد چین نامتوازن است و زیاد روی صنایع سنگین تکیه کرده است و این طرح جدید کار را بدتر می کند.

او از 1979 سرمایه گذاری را بیشتر روی صنایع مصرفی و کشاورزی متمرکز کرد و اصلاح شرکت های دولتی را پی گرفت؛ شرکت های دولتی استقلال بیشتری پیدا کردند و حق نگهداری بخشی از سود را هم به دست آوردند، این سیاست حمایتی در دهه 1980 هم دنبال شد و البته توفیقی نداشت، حتی امروز هم حفظ شرکت های دولتی البته با انگیزه های سیاسی همچنان دغدغه سران پکن است.

در واقع رشد چین را باید ناشی از چهار "انقلاب حاشیه ای" دانست که دولت ها نقشی در آن نداشتند. با این حال از آنجا که آنها را خطری برای سوسیالیسم نمی دیدند، جلوی آنها را هم نگرفتند. بعدها اما آنها را هم به نام خود زدند و دستاورد دولت چین قلمداد کردند. این انقلاب های حاشیه ای عبارت بودند از کشاورزی خصوصی، بنگاه های روستایی، کسب و کارهای خصوصی در شهرها و مناطق آزاد تجاری.

دولتی ها دنبال کشاورزی خصوصی نبودند، برعکس می خواستند میراث دوران تاریک مائو، یعنی کشاورزی جمعی و گروهی، را حفظ کنند، ولی کشاورزان سختی کشیده که تجربه های قحطی پیشوای بزرگ را داشتند پنهانی مشغول کار شدند. بعدها دولتی ها به صورت محدود کار را در برخی مناطق آزاد کردند "تا ایمان مردم به سوسیالیسم از دست نرود"، ولی در مقابل سیل گرایش کشاورزان به این نوع کشاورزی از سال 1982 کوتاه آمدند و حتی آن را به عنوان یک سیاست ملی پذیرفتند.

بنگاه های روستایی هم که از قید دولت آزاد بودند، دسترسی به مواد خام و شبکه های توزیع دولتی نداشتند و باید از بازار سیاه و با قیمت بالا خرید می کردند. آنها مجبور به استخدام نیروی فروش خود بودند و درست شبیه یک کسب و کار واقعی عمل کردند، آنها در مدت کوتاهی از دولتی ها جلو زدند و در همه چین گسترده شدند. کارآفرینان بخش خصوصی شهری هم همان هایی بودند که در بخش دولت کاری گیرشان نیامده بود، پیشتر از 20 میلیون نفری نوشتم که در دوران مائو به روستا فرستاده شدند و بعد کاری در دولت برایشان نبود، همان ها شروع به فعالیت کردند و اقتصاد شهری چین دگرگون شد.

در مورد انقلاب حاشیه ای دیگر، یعنی مناطق آزاد هم در آغاز به عنوان ضربه گیر استفاده شدند که به صورت محدود و کنترل شده اقتصاد بازار را تجربه کنند و فناوری و دانش فنی را وارد کنند. نیت اصلا این نبود که تجربه آنها در بقیه چین هم گسترش پیدا کند. خوشبختانه چینی ها بعد از آن همه مصیبت دوران مائو واقع بین تر بودند و مقابل تغییرات مقاومت بیجا نکردند، علتش شاید این بود که دنیا را بهتر شناختند و به جای چسبیدن به آن ایدئولوژی سیاه، واقع بینی پیشه کردند. درس آنها برای سیاستگذاران ما روشن است، کاری به کار نیروهای بازار نداشته باشید!
https://goo.gl/TCa3eG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آزادی اقتصادی به زبان آدمیزاد

نقل از فون میزس، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش است که آزادی اقتصادی به آن معناست که افراد بتوانند راهی را که می‌خواهند به جامعه بپیوندند انتخاب کنند؛ مراد مرد اتریشی این بود که روا نیست برای چیزی انتزاعی به نام منافع جمعی و اجتماعی، آزادی انتخاب را از آدم‌های واقعی با گوشت و پوست و استخوان گرفت.

او معتقد بود انسان‌ها باید بتوانند آنچه را می‌خواهند و می‌توانند تولید و عرضه کنند و آن را آزادانه با دیگران مبادله کنند. همچنین بسیاری هم معتقدند که رسیدن به آزادی سیاسی بدون آزادی اقتصادی ممکن نیست و حتی اگر از نظر سیاسی هم در پی آزادی مدنی و اجتماعی باشیم، در واقع بدون آزاد گذاشتن مردم در معیشت‌شان (آزادی اقتصادی) آب در هاون کوبیده‌ایم.

اما آزادی اقتصادی جنبه دیگری هم دارد؛ برخلاف دیدگاه رایج، پیش‌فرض دیدگاه آزاد گذاشتن انسان‌ها این نیست که با انسان‌هایی صد در درصد عاقل روبه‌روایم؛ درست برعکس به‌دلیل نادانی و ناتوانی ذاتی انسان‌هاست که نباید اختیار بعضی از آنها را به دستی بعضی دیگر سپرد و کسانی را محکوم به پیروی از برخی دیگر کرد.

از این روست که هواداران آزادی اقتصاد به حضور و مداخله دولت در اقتصاد نقدهای جدی دارند؛ زیرا بر این باورند که کارگزاران دولت هم انسان‌هایی معمولی‌اند با تمام کاستی‌ها و ناتوانی‌های دیگر انسان‌ها؛ سپردن سرنوشت اقتصادی دیگر افراد به آنها درست نیست.

آزادی اقتصادی به معنای هرج و مرج و نبود قانون هم نیست، از قضا نیازمند یک ساختار حقوقی و قانونی استوار است که آزادی افراد به رسمیت شناخته و حمایت شود. فون هایک، هم اشاره می‌کند که آزادی در درجه اول “آزادی از اجبار دیگران” است، در این معنا افراد پیش و بیش از آنکه دستشان باز باشد تا آنچه را می‌خواهند انجام دهند، نیاز دارند تا از شر آزار دیگران در امان بمانند. این یعنی نیاز به قانون‌های بی‌طرفانه‌ای است که برای همه یکسان اجرا شود. آزادی بدون “قانون شوخی بزرگی است.

بگذارید یک اقتصاد آزاد را توصیف کنیم؛ اگر حکومت کشوری بزرگ نباشد و در اقتصاد مداخله نکند، سیستم قانونی و حقوق مالکیت مناسبی را نهادینه کرده باشد، دستش در عرضه پول و دستکاری بازار پول باز نباشد؛ تجارت بین‌المللی را با موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای محدود نکند و بازارهای گوناگون در آن نظم مناسبی داشته باشند، می‌توان گفت که با یک اقتصاد آزاد روبه‌رو هستیم.

در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام مفهوم آزادی اقتصادی را به زبان ساده شرح دهم؛ چنانکه بارها گفته ام اوضاعمان خوب نیست، رتبه کنونی 150 در میان 159 کشور با هیچ معیاری درخشان نیست، آینده چه می شود را نمی دانم، والله اعلم

https://goo.gl/CU4U2B

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب آن کلمه قبیحه

گفته اند چین بزرگترین کشور تولید کننده مدرک دکتری است، سال 2009 یک دانشمند بنام چینی این سوال را مطرح کرد که چرا از سال 1949 (سال انقلاب چین) به این سو ما یک متفکر جدی و تراز اول جهانی نداشته ایم؟

چینی ها مقاله ها علمی زیاد چاپ می کنند، دولت هوای دانشگاه ها را دارد و اعداد و ارقام خام پژوهش آنها سرگیجه آور است، ولی همچنان چهره علمی مطرحی در این کشور نمی شناسیم. انگار که چینی ها در "بازار اندیشه" هم همان رویکردی را دنبال می کنند که در اقتصاد؛ در عرصه اندیشه ورزی هم مانند تولید کالا و خدمات خبری از نوآوری های جدی نیست. اینجا هم کمیت بسیار پررنگ تر از کیفیت است.

کسانی بر این باورند که ضعف بزرگ دانشگاه های چین عدم استقلال دانشگاه های آنهاست، دانشگاه ها با بودجه دولت اداره می شود و آنها زیر کنترل شدید اند. نمایندگان حزب از رئیس دانشگاه قدرت بیشتری دارند و دوره های ارائه شده باید نخست به تصویب وزراتخانه برسد. هرچقدر بنگاه های اقتصادی به تدریج از نظارت دولتی دور شدند، در دانشگاه ها قضیه روند عکس را طی کرد. با این حال؛ فرایند پولی شدن دانشگاه ها هم با شدت تمام دنبال شد. (ماجرا آشنا نیست؟)

روسای دانشگاه بیشتر بوروکرات های ماهری به حساب می آیند تا آکادمیسین ، فشار های سیاسی دولت چین بر دانشگاه ها چنان است که جریان آزاد اندیشه را از میان برده است. تعداد زیادی از مستعدترین دانشجویان چینی هم هر ساله چین را به دلیل این وضعیت ترک می کنند. اواخر دهه 1990 البته دولت به دنبال اصلاح هایی بود و نظام پورسانتی برای انتشار مقاله را دنبال کردند؛ در نتیجه چین به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مقاله جهان بدل شد، ولی آن سوال دانشمند چینی همچنان با قوت پابرجاست.

میلتون فریدمن می گفت بهترین راه تخریب یک صنعت حمایت آن با انحصار دولتی است! این سخن در مورد دانشگاه ها و بازار اندیشه هم رواست؛ چینی ها نتوانسته اند بر خلاف عرصه تولید در حوزه اندیشه هم بازاری به وجود آورند، از این روست که بسیاری در ادامه این روند پرشتاب رشد چین در دوره اقتصاد نوآوری و دانش محور تردید می کنند.

بدون وجود بستر و فرهنگی که تنوع و تفاوت را به رسمیت بشناسد؛ تکثرگرایی را تشویق و فردگرایی را ترویج کند نمی توان امید به خلق دیدگاه های تازه داشت؛ تلاش دولت ها برای یک شکل کردن جامعه روح خلاقیت را از مردم خواهد گرفت؛ اگر مردم نتوانند چنان که می خواهند زیست و اندیشه کنند؛ مجالی برای بروز نوآوری نیست، نوآوری های بنیادین در ذات خود تفاوتی با "گناه" ندارند؛ آنها را هم باید سرپیچی از یک عرف پذیرفته شده دانست!

برای حرکت در راه توسعه، دولت ها باید تکلیف خودشان را با آن کلمه قبیحه (آزادی) روشن کنند و به بازار اندیشه هم التفات داشته باشند؛ بدون آزادی و تکثرگرایی در جامعه و به رسمیت شناختن فرد و حقوق فردی پیشرفت سودایی است محال؛ تردید نکنید که دولت فضول و لله وار سد راه توسعه است، والله اعلم.

https://goo.gl/xZJPoB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص نوآوری جهانی 2017

ایران رتبه 75 ام جهان را به دست آورده است؛ رتبه دوم در جنوب و مرکز آسیا.

اسرائیل رتبه 17ام؛ امارات 35ام و عربستان 55 جهان را کسب کرده اند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب خلیج تا ابد فارس!

قضیه خلیج فارس و شور مردم همیشه در صحنه سناریویی ملال آور است که همواره تکرار می شود، این بار گوینده اما زیادی استخواندار بود و به دلایلی دیگر حتی کار بیش از همیشه بالا گرفت؛ خواستم چیزی بنویسم، دیدم محمد قائد سال ها پیش بهتر از من نوشته است:

" ايرانيان دوست دارند جغرافياى اين منطقه را در درجهٔ‌ اول و عمدتاً به‌‏عنوان سرزمين پارس و خليج فارس، و به طور ضمنى و در درجهٔ‌ بعد شامل تعدادى، يا مقدارى، شيخ‏‌نشين در حاشيه جنوبى آن ببينند. پس از بالاگرفتن اعتراض ايرانيان به مؤسسهٔ ملى جغرافياى آمريكا (نشنال جياگرفيك)، كسانى هم نظر داده‌‏اند اين دوزوكلك‌‏ها دستپخت عربهاى متعصب است.

دست از انكار واقعيت برداريم تا شايد بتوانيم آن را اندكى بهبود بخشيم: فاصله كيش با دوبى، و فاصله بندرعباس با كيش در حال افزايش است. منظور از فاصله، فقط تفاوت در آمار صادرات و واردات و حجم معاملات بورسها و بانكها نيست، گرچه چنين آمارهايى به جاى خود بسيار با اهميتند. منظور، تعلق از نظر حوزه‏ هاى تمدنى و درجه تغيير در فرهنگ در قياس با معيارهاى غالب جهانى است. جوامعى ابتدايى و عشيره‏ اى كه تا چند دهه پيش مهارتى بيش از ماهيگيرى نداشتند اكنون چهارنعل به سوى رقابت با هنگ‏ كنگ و سنگاپور و مالزى پيش مى‌‏روند.

اشاره‏ هاى تيز و زهرآگين جماعتى از ايرانيها به سبك زندگى عربهاى روزگار پيش ممكن است دل بعضى را خنك كند اما كسى را به جايى نخواهد رساند (انگار ايرانيها همواره سالار بوده‏ اند و كبك و تيهو تناول مى‏كرده‏ اند، در حالى كه عربها دسته‏ جمعى بَرده بوده‌‏اند و سوسمار مى‏‌خورده‌‏اند).

به همچنين ادعاهايى نيمه‌‏افسانه‏ اى كه خشارياشا وقتى طوفان درياى سرخ كشتى‏هايش را درهم شكست دستور داد به امواج تازيانه بزنند. ملتهاى دريانورد متوسل به اين قبيل سياه‏بازى‏ها نمى‌‏شوند. پادشاه هخامنشى لابد خودش دستور غلطى داده بود و چاره‏‌اى جز سرزنش‏ كردن امواج نداشت. گذشته از اينها، تازيانه‌‏زدن به زمين و دريا كسى را مالك اراضى و آبها نمى‌‏كند.

جنوب خليج فارس اگر هم زمانى در چشم اقوام شمالى برهوت به حساب مى‏آمده امروز حياط‌ خلوتى است امن و دريچه‏‌اى است جذّاب به جهان براى سرمايه‏ گذارى، اقامت، كنسرت‏ دادن و حتى تحصيل ايرانيها. مقدار پيشرفت اين جوامع كوچك طى سى سال اخير را مقايسه كنيم با پيشرفت ايران طى يك قرن گذشته"

یادآوری به زمین و زمان که نام این آبها خلیج فارس است نه "خلیج ع.ر.ب.ی" و نه حتی "خلیج" دردی را دوا نمی کند؛ آمار رشد و توسعه کشورها و سهم آنها در بهبود جهان در دسترس همه هست و در عصر اینترنت همه می توانند از اوضاع سر در بیاورند؛ اوج آن غرور رو به زوال را در واکنش نسبت به اصلاحات عربستان دیدید؛ متاسفانه حتی به معنای درست وطن پرستی را هم بلد نیستیم؛ متاسفانه "ما به طرز غم انگیزی ایرونی هستیم"!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
میزان "دولتی بودن" اقتصاد ایران در گذر زمان

هرچه در نمودار نقاط پایین تر قرار گرفته باشند، اقتصاد بیشتر "دولتی" است! در نقاط بالاتر از "دولتی" بودن کاسته شده است.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
برای اصلاح دم و دستگاه دولت دست به دامن بازار شویم؟

با بهبود آزادی اقتصادی، کیفیت حکمرانی هم بهبود می یابد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
این خبر را خیلی جدی بگیرید!

چین به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت جهان خود را آماده می کند تا قیمت گذاری نفت را که به طور معمول بر اساس دلار انجام می گیرد تغییر دهد. آنها بنا دارند قراردادهای آتی نفت بر اساس واحد پول چینی ها یوآن را پیشنهاد دهند؛ از این پس صادرکنندگان نفت به چین می توانند یوآن را در بورس شانگهای و هنگ کنگ به طور کامل به طلا تبدیل کنند! این پیشتر هم سابقه داشته است، ولی این بار قضیه جدی است.

ناگفته پیداست که کشورهای ایران و روسیه که به دلیل تحریم ها می خواهند از دلار در مبادلات خود استفاده نکنند از این گزینه استقبال خواهند کرد؛ آنها به این وسیله می توانند در عمل نفت سیاه خود را به آن فلز زرد پرارزش تبدیل کنند. چنین پیشنهادی از سمت چینی ها به روشنی بسیار بهتر از دریافت کاغذهای سبز چاپ بانک مرکزی امریکاست، ولی تهدید یکی از بزرگترین منابع قدرت امریکا بر جهان، یعنی هژمونی دلار هم به شمار می آید.

عربستان در این میانه بر سر دوراهی خواهد بود، اگر حکام حجاز هم به پیشنهاد چینی ها پاسخ مثبت دهند، حامی سنتی خود ایالات متحده را از دست خواهند داد و بعید است قراردادهای کلان تسلیحاتی آنها با امریکا به جایی برسد و چیزی دریافت کنند. از آن سو چینی ها برای خرید آرامکو هم دندان تیز کرده اند که اگر موفق شوند بر روی بخش بزرگی از منابع نفت جهان کنترل خواهند داشت.

بقیه حوادث جهان آنقدرها مهم نیست، باید دید رویارویی دونالد شیردل و رهبر قدرتمند چینی ها به کجا می رسد، اینکه رویای آمریکایی پیروز می شود یا رویایی چینی را باید منتظر ماند، والله اعلم.

https://goo.gl/d4wqPY

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ما کجاییم و عرب های حجاز کجا؟

در رقابت منطقه ای حکام حجاز با ما ایرانی ها تردیدی نیست، اصلاحات اجتماعی آنها این روزها خیلی سروصدا به پا کرده است؛ برخی گفته اند که چنین اصلاحاتی بنیان مشروعیت حکومت عربستان را از میان می برد و باید منتظر سقوط آنها بود؛ کار اصلاحات برای حکومتی محافظه کار و سنتی که از آغاز قرائتی تندروانه از اسلام سنی را تبلیغ می کرده است، چیزی جز "بر سر شاخ نشستن و بن بریدن" نیست.

سعودی ها البته چاره ای ندارند؛ با اینکه خودشان را جز 20 اقتصاد بزرگ جهان می دانند، دریافته اند که دیگر دوران طلایی نفت گذشته است و با پول پخش کردن و حمایت خریدن نمی توان بر جمعیتی جوان حکومت کرد، باید راهی را رفت که هر کشور توسعه یافته دیگر رفته است، برای مثال برداشتن موانع حضور زنان در جامعه به این خاطر نیست که سعودی ها یکشبه خوابنما شده اند و به ارزش آزادی پی برده اند؛ قضیه جدی تر از اینهاست؛ می دانند که در آینده باید از تمام توان جمعیت خود اعم از زن و مرد بهره بگیرند.

تصویر ما از عربستان البته دقیق نیست، بد نیست مقایسه ای تطبیقی بین ایران و عربستان در چند شاخص داشته باشیم، شاید تصویر بهتری به دست آید. یادمان باشد عربستان کمی بیش از 32 میلیون نفر و ایران در حدود 80 میلیون نفر جمعیت دارد.

رتبه عربستان در "شاخص توسعه انسانی" 38 و جایگاه ایران 69 ام است. (عربستان کشور از نظر انسانی کشور توسعه یافته تری است)
"متوسط سال های تحصیل در عربستان" 9.6 و در ایران 8/8 سال است. (عرب ها سال های بیشتری تحصیل می کنند)
رتبه عربستان در "شاخص رقابت پذیری اقتصاد" 30 و جایگاه ایران 69 ام است. (اقتصاد عربستان رقابت پذیرتر است)
عربستان در "شاخص پیشرفت اجتماعی" 57 ام و جایگاه ایران 88 ام است. (از نظر اجتماعی عربستان پیشرفته تر است)
رتبه عربستان در "شاخص شکاف جنسیتی" 141 و جایگاه ایران 139 ام است. (از نظر شکاف جنسیتی تا پیش از اصلاحات کنونی ایران کمی وضع بهتری دارد)
رتبه عربستان در "شاخص آزادی انسانی" 144 و جایگاه ایران 157 ام است. (تا پیش از این آزادی های اقتصادی و اجتماعی در عربستان بهتر بوده است و البته به هیچ رو درخشان نیست)
رتبه عربستان در "بزرگی دولت" 138 و جایگاه ایران 127 ام است. (دولت عربستان بزرگتر از دولت ایران بوده است)
رتبه عربستان در "شاخص پیشرفت لگاتوم" 85 و جایگاه ایران 118 ام است. (عربستان پیشرفت کلی بیشتری از ایران داشته است)
عربستان در "شاخص امنیت" 74 ام و ایران 120 ام است. (عربستان کشوری امن تری از ایران برای زندگی به حساب می آید)
رتبه عربستان در "شاخص دموکراسی" 159 و جایگاه ایران 154 ام است. (وضعیت دموکراسی در ایران اندکی بهتر از عربستان است)
و جالب تر از همه
از سال 1990 به این سو، جز دوره ای کوتاه از 2002 تا 2007 میزان حضور زنان در بازار کار عربستان از ایران بالاتر بوده است.

برای خیلی ها این اصلاحات یادآور دوران پهلوی دوم است و پیش بینی می کنند همین بلا بر سر سعودی ها هم خواهد آمد، اعلیحضرت البته یک انقلاب اجتماعی جدی را در 1342 اجرا کرد و اتفاقی هم نیفتاد، این که اوضاع عرب ها چه می شود را باید نشست و دید، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره اقتصاد اهالی بهارستان چقدر است؟

فون هایک بزرگ می‌گفت نمی‌توان هم پارلمان آزاد داشت و هم شهروندان آزاد؛ آزادی شهروندان تنها زمانی برقرار خواهد ماند که همه نهادهای قدرت و از جمله پارلمان را با برخی اصول محدود کرده باشیم؛ اصولی ثابت و پایدار که مردم آنها را پذیرفته و تایید کرده باشند. حرف مرد فرزانه این بود که برخلاف دیدگاه رایج که گویی شهروندان نوعی وظیفه اخلاقی دارند که به هر قانون و مقرراتی که از پارلمان بیرون می‌آید تن دهند؛ اصل فراتر و اساسی‌تر وجود دارد و آن هم حفظ آزادی فردی شهروندان است.

اگر پارلمان به هر دلیل و بهانه‌ای بخواهد به جنگ اصل آزادی طبیعی افراد برود، یک جای کار می‌لنگد. می‌توان همین را درمورد عملکرد پارلمان‌ها در حوزه اقتصاد هم تکرار کرد؛ قانون‌گذاری و نظارت‌های پارلمان زمانی مطلوب تلقی می‌شود که به بهبود آزادی اقتصادی شهروندان کمک کند و در نهایت باید دید تا چه اندازه عملکرد آن توانسته است نقش دولت را کمرنگ‌تر کند.

اگر بودجه دولت و شرکت‌های دولتی هر سال متورم تر می‌شود و انضباط بودجه‌ای وجود ندارد و نظارت مناسبی بر دخل و خرج دولت نمی‌شود، اگر در روال خصوصی‌سازی و واگذاری شرکت‌ها شفافیت لازم وجود ندارد، اگر مقررات دست‌وپاگیر هر روز افزایش می‌یابد و هر روز صنفی برای رایزنی با نمایندگان به منظور «وضع مقررات و تصویب طرح‌های حمایتی» نوبت گرفته‌اند، همه و همه به این معناست که کار در مسیر خوبی پیش نمی‌رود.

در این یادداشت دنیای اقتصاد به این پرداخته ام که چگونه باید به عملکرد اقتصادی اهالی بهارستان پرداخت؛ باید در پایان دوره‌های چهار ساله عملکرد اقتصادی آنها را با این پرسش ارزیابی کرد: چقدر اقتصاد را از چنگال اهالی سیاست آزاد کردید و به صاحبان واقعی اش سپرده‌اید؟

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/1By2T3

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران چقدر برای مغزها و ژن های خوب جذاب است؟ ظاهرا خیلی زیاد!

کشورمان در حفظ و جذب استعدادهای نخبگان رتبه 103 در میان 118 کشور جهان را داراست.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
همین یک شاخص هم کافی است که فاصله توسعه ای ایران و عربستان را دریابیم!

شاخص آزادی اقتصادی، در همه سالها از 1996 تاکنون عربستان بهتر از ایران بوده است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از بانک جهانی: چرا سرمایه های خارجی به ایران نمی آیند؟

مهمترین عوامل برای سرمایه گذاری در یک کشور ثبات سیاسی و کیفیت قانونگذاریست! راه بهبود اقتصاد ایران، سیاسی است.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران جزیره ثبات منطقه است؟

شاخص شکنندگی دولت چنین نمی گوید. در این شاخص رتبه های بالاتر نامطلوب ترند؛ جایگاه ما از 178 کشور جهان 49 است. (رنگ های گرمتر؛ شکنندگی بیشتر)

کانال راهبرد
@RahbordChannel
JameeFarda.pdf
319.1 KB
مصاحبه من با روزنامه جامعه فردا درباره آینده جهان و ایران و دلار ("سواپ طلا هژمونی دلار را پایان می دهد؟")

کانال راهبرد
@RahbordChannel
راه اندازی کسب و کار ایرانی هنوز سخت است!

در حمایت از سهامداران خرد، تجارت خارجی و مقررات ورشکستگی از بدترین های دنیاییم!

رتبه 124 از 190 کشور در شاخص سهولت کسب و کار

کانال راهبرد

@RahbordChannel
فیس آف! اولویت دیپلماسی ما

نظریه تصویر برداشت سیاستگذاران کشورها از هم را نشان می دهد، هر کشوری، تصویری خاص از دیگری دارد، متاسفانه خیلیها ایران را یاغی تصویر میکنند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
به مناسبت حضور تزار در ایران

آمار رسمی نشان می دهد که در 10 سال گذشته ذخیره طلای روسیه بیش از 4 برابر شده است.

کار جنون ما به تماشا کشیده است!

کانال راهبرد
@RahbordChannel