راهبرد
11.8K subscribers
657 photos
129 videos
18 files
1.1K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در مزایای وا دادن!

تیمسار پاکروان یکی دو سال مانده به انقلاب تصمیم گرفته بود که سری به کاشان بزند، او و همسرش راهشان را از جنوب شهر انتخاب می کنند، تصویری که از زبان همسرش در توصیف اوضاع گفته می شد حیرت آور است، آلونک هایی که با قوطی و حلبی ساخته شده بودند، آب غیربهداشتی و بدبو که مردم مجبور به آشامیدن آن بودند و آشغال و کثافتی که از در و دیوار بالا می رفت.

سال های بداقبالی پادشاه بود، با موش دواندن عرب های حجاز، قیمت نفت سقوط کرده و طرح های بلندپروازانه شاه معطل مانده بود، تورم و بیکاری غوغا می کرد، ناظری خارجی از دیدن این همه جوان بیکار ناراضی در جنوب پایتخت تعجب کرده بود که چطور رژیم سلطنتی هنوز سرپاست، در دوران رونق از روستاهای مختلف همه برای کار به پایتخت آمده بودند و با کاهش درآمدهای دولت و رکود پیامد آن، خیلی هایشان بیکار شده بودند. بمب نارضایتی به کار افتاده بود.

از آن سو سدها هم تکمیل نشده بود و تولید برق کافی نبود، در تهران گاه تا 9 ساعت قطعی برق را شاهد بودیم. دانشجویان و روشنفکران هم که سایه شاه مستبد را با تیر می زدند. پاکروان عکس ها گرفته و به شاه و ملکه نشان داده بود که خطر جدی تر از اینهاست، می گفتند که بعد از آن مرتب با شاه در این مورد دیدار می کرد و نقل کرده است که شاه بیمار را همچون غریقی درمانده می دید که در چشمان او می خواند چقدر به کمک اش نیازمند است. اما کاری از کسی برنیامد، کل قضایا یکسال بیشتر طول نکشید و شد آنچه که شد.

بعد از این تحریم های اخیر دیدم کسانی صدایشان درآمده است که چرا اصلا سراغ توافق و برجام رفتید. به نظرم بد نیست اوضاع آن دوران پیش از انقلاب را مرور کنیم که بی شباهت به اوضاع چند سال پیش نبود. زمانی که با پیامدهای نفتی پس انفجار قیمت نفت روبه رو بودیم و البته تحریمی هم در کار نبود. چه آن زمان و چه اکنون هزینه اداره مملکت آریایی اسلامی بسیار بالا بود و هست.

در این کشور به هزار دلیل موجه و غیرموجه تعداد ناراضیان وضع موجود همیشه زیادتر از تعداد راضی ها بوده است. تا اطلاع ثانوی باید به شکلی آنها را آرام نگه داشت؛ دولت ها برای این کار ایجاد شغل، تقسیم عایدات نفت و انحصار زور را در اختیار دارند، ولی همه اینها نیازمند پترودلار است.

اما در دوره تحریم ها دیدیم که شریان درآمدی اصلی کشور در حال قطع شدن بود، اکثریتی از مردم هم حوصله مقاومت برای حق مسلم شان نداشتند و نارضایتی بالا بود، در طرف مقابل هم تقریبا همه دنیا صف کشیده بودند، در این حالت اگر کسانی زیاد مقاومت می کردند، بعید نبود با بدتر شدن اوضاع مملکت با شورش های اجتماعی روبه رو شود. وقتی پول کافی نداشته باشی که خرج حفظ وضع موجود کنی، نیروهای گریز از مرکز کار را از دستت در می آورند. روی وطن دوستی مردم خیلی نباید حساب کرد، اقتصاد مهم تر است. این مملکت در خباثت و توطئه خودکفاست.

کار ادامه پیدا می کرد، کنترل مملکتی با این وسعت ساده نبود، "مقاومت" و "ایستادگی" و "حق مسلم" البته بد نیست، مشروط بر اینکه پولی در بساط باشد، حتی وطن پرستی هم نیازمند وجه نقد است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
رشد دورقمی اقتصاد ایران در سال 95 (12.5 درصد)

رشد درآمدهای نفتی نقش بسیار پررنگی داشته است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
قمار شجاعانه!

شب گذشته موشک های ذوالفقار سپاه پاسداران به پایگاه های داعش در دیرالزور اصابت کرد، بنا بر اعلام مقامات رسمی، این حملات به تلافی حملات تروریستی بنیادگراهای سنی در چند روز گذشته در مجلس ایران و مقبره آیت الله خمینی انجام گرفت. کمی آن سوتر هم جنگنده های امریکایی هواپیمای دولت سوریه را سرنگون کردند. اولین بار است که ایرانی ها بعد از جنگ عراق از حمله موشکی مستقیم در خاک کشور دیگر استفاده می کنند.

از مدتی پیش کسانی برخورد گروه های متحد امریکا و ایران را در حوالی دیرالزور را پیش بینی می کردند؛ دو رویداد اخیر را در این باره باید در نظر داشت، گروه های حامی ایران در سوریه چندی پیش توانستند با موفقیت به منطقه مرزی این کشور با عراق برسند (منطقه ای که به الولید یا الطنف مشهور است) و به نوعی گروه های مخالف دولت سوریه را محاصره کرده اند. از آن سو بنا بر توافق آستانه تاجیکستان، امریکا و متحدانش بنا دارند منطقه جنوب سوریه (نزدیک اردن و اسرائیل) را به صورت منطقه کاهش تنش (امن) درآورند.

گفته می شود گروه های حامی ایران برای حمله به دیرالزور از دو محور آماده می شوند، اما در این نبرد احتمال برخورد نظامی گروه های نظامی هوادار اسد (با پشتیبانی ایران و روسیه) و مخالفان آن (حمایت امریکا) وجود دارد. گروه های مخالف می توانند از شمال وارد عمل شوند.

با این حال، علی رغم میل امریکایی ها برای کاهش تنش ها در جنوب، گروه های حامی اسد باید جای پای خود را در منطقه مرزی تازه فتح شده (سوریه-عراق) و همین طور درعا (نزدیک مرز اردن) محکم کنند. چرا؟ مخالفان می توانند با حمایت امریکا ناحیه مرزی سوریه و عراق را از دست حامیان اسد در آورند. حضور در درعا هم برای حفظ ارتباط متحدان ایران در عراق و سوریه تا سواحل مدیترانه (به اصطلاح پل زمینی) و همچنین قطع کمک رسانی به گروه های مخالف (از طریق اردن) لازم است.

با این حال برای پیروزی در نبرد آینده دیرالزور، پشتیبانی هوایی روسیه ضروری است، کسانی حدس می زنند که تلاش های دیپلماتیک امریکا و روسیه و همین طور افزایش هزینه حضور نظامی متحدان ایران در جنوب سوریه تا اندازه زیادی جلوی این بلند پروازی ایرانی ها را خواهد گرفت.

روشن نیست حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه های داعش هدفش "نشان دادن جدیت ایرانی ها در دنبال کردن مسیرشان در سوریه و قرار دادن بقیه مقابل کار انجام شده" باشد، شاید از منظر افکار عمومی، بهبود تصویر سپاه پاسداران در میان مردم و برجسته کردن نقش آن در مناسبات سیاسی داخلی مورد نظر بوده است و محتمل است می خواسته اند توانایی های این نیروی قدرتمند به رقبای داخلی و خارجی نشان دهند. با این حال به نظرم قمار شجاعانه ای بود، باید دید واکنش یانکی ها در برابر این حرکت چه خواهد بود، والله اعلم.

https://goo.gl/n6RrPB

کانال راهبرد
@RahbordChannel
قلمرو گروه های درگیر در سوریه و عراق

قرمز حامیان دولت سوریه و سبز مخالفان اند، تیرگی داعش هم که پیداست و زردها هم نیروهای کرد را نشان می دهند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب غائله اخیر و یک فقره قهرمان نفتی! (قسمت نخست)

توضیح: متن کوتاهی نیست، ولی خواهید پسندید.

گفته اند رضا شاه به ولیعهد خود در مورد شاهزاده قجری زندانی، محمد مصدق، هشدار داده بود که حواست به او باشد و لازم نیست در مورد او زیادی سوئیسی و دموکرات رفتار کنی. مصدق السلطنه از منتقدان سرسخت پهلوی اول بود و در زمان حضور در مجلس، به دلیل مخالفت با انقراض سلسله قاجار و انتقادهای بسیار، پهلوی اول بر او خشم گرفته بود و مدتی در بیرجند زندانی بود.

با این حال ولیعهد این نصیحت پدر را گوش نکرد و بعدها برای آزادی او نزد پدرش وساطت کرده بود. محمد رضا شاه همواره حسی توام با تحسین و احترام به مصدق داشت و شاید او را در قامت پدر خود می دید، بعدها که به سلطنت رسید هم رابطه اش با او متفاوت بود، گفته اند در روزهای ملاقات با مصدق سعی می کرد برنامه اش را خلوت کند و انتظار ملاقات با او را می کشید، وقتی پیرمرد با عصا از پله های کاخ بالا می آمد تا به حضور شاه برسد، گاهی شاید به عمد نشان می داد که دارد تعادلش را از دست می دهد، شاه هم شتابان از پله ها پایین می دوید تا زیر بغل او را بگیرد.

بعد از غائله ملی شدن صنعت نفت و تحریم ها و وضع بد اقتصادی هم با تمام فشارها همچنان از امضای حکم برکناری او خودداری کرد، حرف اجنبی روشن بود، معنی ندارد با تصویب چند وکیل میان مایه ایرانی ها بتوانند روی اموال امپراتوری انگلستان دست بگذارند، ولی حمله نظامی امریکا و انگلستان به ایران هم منتفی بود، آن امپراتوری شیطانی سرخ شمالی می توانست دوباره قضیه آذربایجان را تکرار کند و بخشی از ایران را بگیرد، توده ای و چپ جماعت هم احتمالا برای او هورا می کشیدند.

مصدق السلطنه قضیه نفت را ناموسی کرده بود و زیر بار امضا قرارداد دیگری هم نمی رفت؛ سیاستمداران در کشوری که نه توان بهره برداری از نفت را دارد و تحریم ها هم فروش نفتش را قطع کرده اند، خوبیت ندارد اینقدر بی ترمز پیش بروند. او برای محبوب ماندن حتی پیشنهاد خوب امریکایی ها برای مصالحه را هم رد کرد و بدیهی است که این نگاه "یا همه حقم را بدهید یا کافه را به هم می زنم" بعید است در واقعیت کاری پیش ببرد. زیر سایه محبوبیت نفتی و وضع اضطراری، با به اصطلاح قانون "امنیت اجتماعی" بگیر و ببند راه انداخته بود و این وسط شوخی بی مزه ای به نام "اقتصاد بدون نفت" را تکرار می کرد.

در میانه این بلوا، اصرار غریبی داشت تمام اختیارات شاه را بگیرد و محترمانه زیر پای او را جارو کند. قدرت طلبی اش نگران کننده شده بود. می گویند کاشانی که در به قدرت رسیدن مصدق نقشی داشت، قاصد به دربار فرستاده بود که شاه محکم بر جا بماند و میدان را خالی نکند. وضع بد اقتصادی و لجبازی مصدق خیلی ها را به تردید انداخته بود.

فشار یانکی به شاه برای برکناری مصدق تا مدتهای طولانی حاصلی نداشت، شاه جوانبخت می گفت مگر می شود پادشاه علیه نخست وزیرش توطئه کند، همین طور می ترسید با این کار خونریزی بزرگی راه بیفتد. دودلی او به جایی رسیده بود که همسرش به او گفته بود این تردیدهای تو باعث می شود که آخر ایران دست مسکو بیفتند. به گفته کرمیت روزولت، مامور سیا در تهران، عملیات آژاکس (همان مثلا "کودتا") بدون همکاری شاه به جایی نمی رسید، برای دست به کار شدن ارتش موافقت او ضروری بود. شاه در نهایت حکم برکناری را امضا کرد.

عملیات آژاکس در گام اول شکست خورد و طرح آن لو رفت، غوغای توده ای و جبهه ملی شروع شد و شاه را به باد انتقاد گرفتند، حسین فاطمی و روزنامه اش در ناسزا کم نگذاشتند. شاه هم بدون اطلاع، از ترس خونریزی کشور را ترک کرد و از کلاردشت به عراق رفت، او هم دوست داشت محبوب باشد و روحیه جنگیدن نداشت، گفته اند به فکر خرید مزرعه ای در امریکا افتاده بود. اما روزگار به شکل متفاوتی چرخید.

https://goo.gl/5C58xK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب غائله اخیر و یک فقره قهرمان نفتی! (قسمت دوم)

این ترس در دل بسیاری مردم افتاد که نکند ایران هم به دامن شوروی بیفتد و حال که شاه رفته است قرار است چه آشوبی بشود و مصدق چه در سر دارد. درست است که به روایتی کاشانی 200 تومان به برخی برای شورش علیه دولت پول دستی داده بود و سیا هم بیکار نبود، ولی در خیابان ها هم عده ای زیادی "زنده باد شاه" می گفتند که پیشتر در خیابان ها دیده نمی شدند، اراذل و اوباش نبودند، آدم هایی خوش لباس از "طبقه متوسط" که نگران آینده بودند، خیلی ها هم حمایتشان از مصدق را پس گرفته بودند. حمایت ارتش هم مخالفان دولت را دلگرم تر کرد. خوشبختانه حکومت مردمی مصدق ادامه پیدا نکرد و شاه هم خوشحال شد که مردمش همچنان او را دوست دارند. از آن به بعد هم شاه دموکرات فهمید خودکامگی و زور بهتر با روحیه اهالی مملکت سازگار است و تا این اواخر با همین فرمان جلو رفت.

این روزها کسانی می خواهند نقش کاشانی و همکاری او با "کودتا" را برجسته کنند، بماند که برکناری مصدق به معنای حقوقی کلمه "کودتا" نبود و کاشانی با هیچ متری آزادی خواه به حساب نمی آید، بسیاری از مصدقیون نمی خواهند بپذیرند که از جایی به بعد "وطن پرستی" او معنایی جز بی تدبیری ندارد.اداره مملکتی بلاخیز مانند ایران بیشتر نیاز به عقلانیت دارد تا تلاش برای محبوب ماندن، مصدق شاید وطن پرست بود، ولی شاید بهترین تعبیر از او همان لقبی است که دکتر غنی نژاد به او داد: پدر پوپولیسم نفتی!

https://goo.gl/5C58xK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پیشرفت اجتماعی ایران چقدر است؟

رتبه ایران در میان 128 کشور جهان 88 ام است و در دسته پایین تر از متوسط جا دارد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه توان نظامی ایران در خاورمیانه

از نظر نظامی، ایران 20 امین کشور قدرتمند در میان 131 کشور جهان است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تمام صورتحساب یک جنگ

خسارت ایران در جنگ هشت ساله در حدود ۶۴۵ میلیارد دلار سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷ شمسی) بود! این رقم برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار بود.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شبح جنگ بالای سرما پرسه می زند؟

بعد از جنگ ویتنام کمتر کسی فکر می کرد امریکا خود را درگیر جنگی بزرگ بیرون مرزها کند؛ صدام هم به همین دل بسته بود و خطر حمله امریکا را جدی نمی گرفت؛ تابوت هایی با پرچم امریکا آماده کرده بودند و می گفتند اگر چنین حماقتی کنند برایشان تابوت هم آماده کرده ایم و این تصاویر را در رسانه ها هم نشان می دادند. با این حال شد آنچه که شد. پیش بینی که کار متخصصان فال قهوه است، ولی شرایط به شکل غریبی احتمال برخورد نظامی را بالا نشان می دهد.

نخست شدت گرفتن گفتمان ضد ایرانی در امریکاست؛ در چند دهه اخیر، ایران هرگز در واشینگتن محبوب نبوده است، ولی این روزها، بیش از گذشته، نام ایران با توصیف هایی مانند بزرگترین کشور حامی تروریسم، بزرگترین تهدید امریکا و مانند آن همراه می شود؛ آیا افکار عمومی امریکا و جهان آماده است تا این "شر اعظم" سرجایش نشانده شود؟

دوم؛ لابی اسرائیل و عرب ها که در دولت جدید امریکا شدت گرفته است؛ اسرائیل همواره مسئله مهمی در سیاست امریکا بوده و ترامپ بیش از سلف خود به اسرائیل توجه نشان داده است؛ گفته اند که دولت ترامپ حامی صلح فلسطین و اسرائیل است، ولی این گزینه مطلوب نتانیاهو نیست، غریب نیست برای پیشبرد پروژه صلح، او بخواهد خیال اسرائیل را از بزرگترین دشمن اش، ایران، راحت تر کند و همزمان او را برای صلح تحت فشار بگذارد.

سوم؛ جو ضد اوبامایی و مخالفت با برجام در محافل سیاستگذاری امریکا؛ ترامپ که از زمان تبلیغات انتخاباتی برجام را نقدهای جدی می کرد؛ بعد از به قدرت رسیدن بسیاری از قوانین و طرح های دوره اوباما مانند (اوباماکر ) را دنبال نکرد و واکنشش در برابر بزرگترین دستاورد سیاست خارجی اوباما چیزی جز تحقیر نبود.

چهارم؛ نبود صداهای مخالف در اطرافیان ترامپ؛ کمتر کسی را در دولت جدید می شناسیم که به نوعی خواهان برخورد با ایرانی ها نباشد؛ منظور تنها ایدئولوگ هایی مثل استیو بنن نیست که نفوذ زیادی بر ترامپ دارند؛ کاربلدهایی مانند ماتیس و پمپئو هم موافق مشت آهنین اند. برخورد با ایران مخالفی ندارد. کتاب فلین را خوانده اید؟

پنجم؛ تاکید دوباره بر سیاست تغییر رژیم در ایران؛ هرچند این سیاست در لیبی و عراق نتایج فاجعه باری داشت، باز هم به شکل غریبی در حال تکرار شدن است، گزارش بنیاد دفاع از دموکراسی به شورای امنیت ملی از همان روز تحلیف این مضمون را مطرح کرد و بعدها هم وزیر خارجه امریکا به تکرارش پرداخت.

ششم؛ آینده پسا داعش؛ فردا روز شکست سیاهپوشان داعش در سوریه معلوم نیست سهم طرف های درگیر و نقش آنها در آینده سوریه چه خواهد بود، امریکایی های می خواهند جنوب سوریه را امن کنند و جلوی نفوذ روسیه و ایران را بگیرند، ایرانی ها هم خواهان حفظ کریدور عراق، سوریه و لبنان اند، احتمال برخورد نظامی بسیار بالا (تاکید می کنم بسیار بالا) است. برخورد امریکا و روسیه، دو ابرقدرت اتمی سابق، بعید است اتفاق بیفتد، پس عجیب نیست یانکی ها بخواهند به جای روس ها، متحد نزدیک او روی زمین را گوشمالی بدهند.

هفتم، جنگ طلبی عرب های حجاز و به ویژه ولیعهد و وزیر جنگ آن محمد بن سلمان؛ شاید برای اول بار در تاریخ سعودی است که آنها دست از محافظه کاری برداشته اند و این رفتارشان با توجه به بحران های داخلی می تواند جنگ را هم گزینه موجه سازد، اوضاع در خلیج فارس بیش از حد بحرانی به نظر می رسد.
هشتم، درست است در ایران "آن مرد رفته است"، ولی مرد بلوند کاخ سفید پدیده غریبی است و از او هر چیزی بر می آید، او پیش بینی پذیر نیست و شاید برای گریز از مشکلات داخلی به همان سبک تجارتش دست به رفتاری غیرمعمول بزند، به نظر باید کتاب جدید گینگریج در مورد روانشناسی ترامپ را دقیق بخوانیم.

https://goo.gl/46ChtU

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب روانشناسی از ما بهتران!

گفته اند محمد رضا شاه شخصیتی تاییدطلب داشت و برایش مهم بود که از سوی رعایا دوست داشته شود و محبوب القلوب باشد، به همین دلیل بود که وقتی امواج مردم در خیابان ها را دید به یکباره خود را باخت، پیشترها فکر می کرد فقط انتلکتوئل ها با او مشکل دارند و آنها هم خیلی مهم نیستند، ولی دید قضیه جدی تر از این حرف هاست. می شود حدس زد که اگر پدرش به جای او بود، اوضاع به گونه ای دیگر پیش برود. از این رو خیلی ها معتقدند شناخت روانشناسی رهبران سیاسی می تواند کمک کند رفتار آنها را حدس بزنیم، این به ویژه در کشورهایی که قدرت متمرکز است جدی تر است.

اگر به بحث های شناخت شخصیت و روانشناسی علاقه دارید، دوستی فرهیخته با زبانی ساده به تدریس این مباحث می پردازد، نیتش هم خیر است و می خواهد سلیقه مردم از روانشناسی زرد رایج دور شود و افراد را با بحث های علمی آشنا کند، خوشبختانه رشته و تخصص هم مهم نیست و به کار همه می آید، درس ها هم صوتی ارائه می شود و نیازی به خواندن هم ندارید. به کانال مکتبخانه روانشناسی و مدیریت بپیوندید:

https://t.me/AbedinEsmaeillpour

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنها راه امنیت ایران؟

در مرکز بودن، نه انزوا!
کریدور شمال جنوب (هند به روسیه تا اروپا)، پیمان عشق آباد(آسیای مرکزی به خلیج فارس)؛ راه ابریشم (شرق آسیا تا غرب اروپا)

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب تحریم!

در چند ماه اخیر مدیران نفتی که برای مذاکره با مقامات به ایران می آمدند می گفتند از گوشی های موبایل قدیمی استفاده می کردند و مجبور بودند هنگام سفر بعضی نرم افزارهای خاص و حساس را از لپ تاپ شخصی شان پاک کنند تا مبادا ناخواسته تحریم ها را زیرپا گذاشته باشند! در این حال وهوا شرکتی پا پیش گذاشته و قراردادی امضا شده است، پس عجیب نیست دولتی ها با دمشان گردو بشکنند.

این شرکت سال 2006 به دلیل تحریم ها از ایران خارج شد و بعد از 11 سال دوباره قرار است برگردد، حرف و حدیث ها در مورد قراردادها کم نیست، از قرار به دلایل قابل فهمی جزئیات مفاد آن در دسترس عموم نیست، با این حال گامی به جلوست. ظالمانه یا عادلانه اش را کاری نداریم، ولی این تحریم ها واقعی بودند و هستند؛ به هر چیزی شبیه اند جز کاغذپاره، می بینید که بعد از دو سال همچنان باید مشوق به اجنبی بدهیم تا وارد میدان شود. احتمالا "توان داخلی" و "همت و دانش ایرانی" و مانند آن هم خیلی به کار نیامده است، اگر قرار بود کاری کنند این ده یازده سال فرصت بود.

یک کار خوب این است که کسانی هزینه های این تحریم ها را حساب کنند؛ در مورد اینکه چنین هزینه هایی لازم بود یا نبود قضاوتی ندارم، ولی معیار بدی هم نیست که بدانیم با خودمان و سیاست خارجی مان چند چندیم. به دلایل روشن، محاسبه هزینه های تحریم برای ایران ساده نیست؛ شاید تنها پژوهش معتبر را موسسه کارنگی در 2013 و دو سال پیش از برجام انجام داده است که زیان مستقیم برنامه هسته ای بر اساس کاهش درآمد صادرات انرژی و سرمایه گذاری خارجی از دست رفته حدود 100 میلیارد دلار برآورده کردند.

می شود حدس زد هزینه واقعی حتی تا 2013 هم بسیار بیشتر از این بود، حال آنکه باید هزینه های این چند سال را هم به آن بیفزاییم. یکی از نویسندگان، کریم سجادپور دو سه سال پیش عددی حدود 500 میلیارد دلار را گزارش کرده بود که البته باز تقریبی دست پایین است. فرض کنیم اگر برجامی نبود همان به روایتی 100 میلیارد دلاری که در دولت اوباما آزاد شد را هم باید به این هزینه ها اضافه می کردیم.

خلاصه حواسمان باشد دنیا حساب کتاب خودش را دارد و شکم گرسنه 80 میلیون رعیت ممالک محروسه ایران را شعار سیر نمی کند، بماند که مصیبت کم آبی و محیط زیست هم داریم. به نظرم کمی نگرانی بد نیست، فاجعه در دو قدمی است!

https://goo.gl/tjm9bG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درباب جغرافیای توسعه

گفته می شود تا سال 1700 بعد از میلاد کم و بیش همه دستاوردهای مهم بشر از ریاضیات گرفته تا دستگاه چاپ و قطب نما و مانند آن در دو قاره اسیا و اروپا (اوراسیا) به وجود آمده است و مردم این دو قاره به نسبت دیگر نقاط زمین مانند آمریکا و افریقا در اختراع و ارائه تکنولوژی های جدید بسیار پیشرو بوده اند. علت چه بوده است؟ یکی از صاحبنظران این برتری را در جغرافیا جستجو می کند و می گوید محیط و اقلیم اوراسیا به شکلی بوده که این برتری را پدید آورده است، او سه دلیل را ذکر می کند:

نخست، گیاهان بومی و محلی اوراسیا برای کشاورزی بسیار مناسب بودند، گندم و جو به سادگی در این مناطق به عمل می آمد و آنها ارزش تغذیه ای بالاتری در مقایسه با ذرت دارند که در قاره آمریکا بسیار یافت می شود، بی آبی و شرایط دشوار کشاورزی در آفریقا هم نیاز به گفتن ندارد.

دوم، تنوع گونه های جانوری در اوراسیا بسیار بیشتر از دیگر نقاط است، مردم این مناطق می توانستند با رام کردن گاو و اسب و الاغ از آنها برای بارکشی استفاده کنند و نگهداری گوسفند و مرغ و مانند آن هم برای نیازهای تغذیه ای برایشان بسیار ساده تر بود، مقایسه کنید با فیل و کرگدن و گورخر که بومی افریقا اند.

سوم، گستردگی قاره اوراسیا از شرق به غرب است، برخلاف امریکا و افریقا که از شمال به جنوب امتداد یافته اند. با حرکت از شمال به جنوب دما و شرایط اب و هوایی و محیطی بسیار تغییر می کند و همین گسترش تمدن در امریکا و افریقا را دشوار می کند؛ زیر کوچ نشینان این دو قاره در مهاجرت هایشان باید با شرایط متفاوتی از نظر تغذیه و خوراک روبه رو می شدند و ایجاد مازاد و خوراک بیشتر برای آنها ساده نبود.

در مقابل در اوراسیا وضعیت محیطی کم وبیش در بسیاری نقاط مشابه بود و آنها می توانستد از یک نوع قوت غالب استفاده کنند و در منطقه بزرگتری به کشت و پرورش آن بپردازند، همین باعث ایجاد مازاد خوراک و افزایش بیشتر جمعیت شد. همینطور تقسیم کار و تخصصی شدن کارها ساده تر و در مقیاس بزرگتری دنبال شد و می دانیم که رشد تمدن را مدیون همین تقسیم کار ایم .

خلاصه "اینکه زاده اسیایی رو می گن جبر جغرافیایی!"، جان کلام اینست که جبر جغرافیایی و زندگی در صحاری خاورمیانه از اول در سرنوشت ما موثر بوده است، نمی دانم می شود از شرش بدیهایش راحت شویم یا نه، والله اعلم

https://goo.gl/VG7wkE

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایرانی، ایرانی کار نکن!

یکی از دوستان فرهیخته از کتاب "خون و نفت" یاد می کند که آن را منوچهر فرمانفرمایان، از مدیر کّل‌های شرکت نفت، نوشته است. این کتاب در واقع زندگی نامه شخصی‌ او و خاندان فرمانفرما و دربار دهه ۴۰ و داستان صنعت نفت است. از قرار او به صراحت گفته است که خشک کردن نیزار آبادان و بنای یک شهر و پالایشگاه به قیمت جان مهندسان انگلیسی (بیماری مالاریا) و کار طاقت فرسای کارگران هندی انجام شد چون اهالی آن‌ جا اصلا حاضر به کار در آن‌ شرایط نبودند!

در واقع درست است که نفت زیر سرزمینی به نام ایران قرار داشت، ولی کشف و ساخت و تمام کارهای لازم آن با سرمایه و حتی کار انگلیسی ها انجام گرفت و بعدها مصدق السلطنه ای پیدا شد که به اصطلاح نفت را ملی کرد، هرچند ملی شدن واقعی را باید به حساب محمدرضا شاه و دهه 1350 نوشت. اما صحبت چیز دیگری است، در واقع از زیر کار در رفتن از دیرباز در این حوالی شایع بوده است.

کمپین هایی این طرف و آن طرف راه افتاده است که از مردم همیشه در صحنه می خواهند برای حمایت از تولید ایرانی، کالای ایرانی بخرند و حرفشان این است که با خرید کالای ایرانی فرصت کار برای کارگر ایرانی فراهم می شود. در واقع با تکیه بر وطن پرستی ملت می خواهند بگویند هوای هموطن را داشته باشید، بعضی ها هم آنقدر تند می روند که قضیه را ناموسی می کنند که گویا اگر کسی جنس غیرایرانی خریداری کرد، از غیرت و حب وطن بی بهره است.

چنین حرکت هایی هیچ عیبی ندارد، مشروط بر اینکه اجباری در کار نباشد، شاید کسی مایل باشد پولش را به این شکل خرج کند و کالای ایرانی بخرد. اما بد نیست یک کمپین هم برای نیروی کار ایرانی اعم از کارگر و کارمند به راه بیندازند که آنها هم کمی به سبک کارگر اجنبی کار و تلاش کنند و اینقدر در کار ناله از زمین و زمان نباشند. کمتر اهل کسب و کاری را دیده ام که بزرگترین مشکلش نیروی کاری "عشقی" نباشد، در واقع از زیر کار در رفتن ایرانی ها از کفر ابلیس مشهورتر است.

پرداختی ها البته چندان بالا نیست، ولی بارها و بارها کارفرمایانی را دیده ام که گفته اند حرفی ندارند اگر طرف واقعا بخواهد کار کند و دنبال حاشیه نباشد مبالغ بالا هم پرداخت کنند، اما گویا پیدا کردن چنین افرادی چیزی در مایه های معجزه است. ملتی که زنجانی و جزایری را دیده است، بعید است سخت کوشی و زحمت را جدی بگیرد. البته که همه افراد یک جور نیستند، ولی تعداد از "زیر کار درو ها" آنقدر هست که بشود گفت "فرهنگ کار" در ایران مشکل دارد.

خلاصه بد نیست در کنار نقد خریدار ایرانی که جنس خارجی را به مشابه ایرانی ترجیح می دهد، گاهی هم به نیروی کار ایرانی بپردازیم که اداره اش مصیبت کمی نیست. اگر محصول ایرانی خوب نیست، شاید بخشی از آن را هم باید ناشی از کارگر و کارمند ایرانی دانست که خیلی دل به کار نمی دهد و متعهد به کارش نیست. چندی پیش مدیر یکی از شرکت ها می گفت اخیرا کارمندانش علاقه مند اسنپ و تپسی شده اند؛ به این معنی که اگر در آن نزدیکی مسافری باشد، وسط روز به بهانه ای مرخصی ساعتی می گیرند و بیرون می روند تا مسافری را به مقصد برسانند و مبلغی وجه رایج مملکت را دریافت کنند! از این روست که می گویند مدیریت و حکومت در ایران از مشاغل سخت است.

https://goo.gl/x6ovNs

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کدام کشورها و نهادها جهان را جای بهتری کرده اند؟

نام ایران هم در رتبه 15 به چشم می خورد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
خداحافظ رهبر جهان؟

حضرت کیسینجر از دو چهره موثر چینی ها یاد می کرد؛ مائو که چین را متحد کرد و شیائوپینگ که دست به اصلاحات بنیادین و بازسازی زد. اما اصل داستان هنوز مانده است، بزرگترین پیروزی چینی ها اما شاید متحد کردن اسیا است؛ سازمان همکاری های شانگهای (در این متن "سازمان") که رهبری آن را چین و روسیه بر عهده دارند و هند و پاکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی عضو آنند. ایران و ترکیه برخی کشورهای دیگر هم به آن خواهند پیوست و دیاسپورای چینی در سراسر دنیا را هم نباید فراموش کرد.

دولت های عضو "سازمان" به نسبت دولت های رفاه غربی؛ بار مالیاتی زیادی بر نیروی کار تحمیل نمی کنند، مردم این کشورها با سهولت نسبی بیشتری می توانند انباشت سرمایه و بهبود استانداردهای زندگی را دنبال کنند، سنت پس انداز هم به صورت سنتی در این کشورها بالاست، در آینده شتاب رشد این منطقه از جهان بسیار بالاتر از بقیه خواهد بود.

رئیس جمهور جدید چین دنبال یک تغییر اساسی است، می خواهد رقابت را به جای قیمت روی نوآوری و تکنولوژی ببرد و بازار هدف صادرات را به جای امریکا به اروپا و اسیا منتقل کند. ابر پروژه "راه ابریشم جدید" این مسیر را هموار می کند، خطوط راه آهن مسیر تبادل چین و آسیا با اروپا را بسیار کوتاه تر می کنند و راه های ابی هم که به اقیانوس هند و شرق آفریقا می رسند. یادمان باشد آفریقا محل تامین مواد خام و منابع برای توسعه چینی هاست، مس در زامبیا و طلا در غنا را در نظر بگیرید، آنها استثمارگران جدید آفریقا اند!

اهمیت ژئوپلیتیک اوراسیا هم که نیاز به گفتن ندارد و پیشتر مفصل در مورد آن نوشتم (هارتلند و آن عبارت معروف مکیندر "هر کس بر قلب جهان مسلط شود، بر جهان مسلط خواهد شد")، "سازمان" این قلب جهان را در اختیار دارد. آنها برای کنار زدن امریکا باید در سه جنگ نظامی، اقتصادی و مالی پیروز شوند؛ در دو تای اول به روشنی پیشرفت های جدی داشته اند، برای مثال جنگ های نیابتی خاورمیانه و اوکراین و گرجستان را مثالی از جنبه نظامی بگیرید که به خوبی از پس ها یانکی برآمده اند و همین الان مورد کره شمالی روی میز است و آینده هم ناروشن است. از جنبه اقتصادی هم روسیه و چین تار خود را همه جا تنیده اند.

آلمانی ها که به صورت سنتی با فرهنگ آنگلوساکسون اروپایی فاصله دارند، پرنفوذترین بازیگر اتحادیه اروپا اند و بعد از برگزیت (جدا شدن یار غار امریکا از اتحادیه) و به قدرت رسیدن ترامپ و محدود کردن تبادلات با اروپا، برای همکاری اقتصادی با روسیه تمایل دارند. در مورد ترکیه هم نزدیک شدن به روسیه قابل توجه است، قضایای بعد از کودتا و اختلاف های اخیر، آن تمایل آتشین به پیوستن به اتحادیه را کاهش داده است. همچنین با تمام اختلاف ها همچنان ارتباط گسترده ای با ایرانی ها دارند، قضیه قطر و سعودی ها هم که نیاز به توضیح ندارد. امریکایی ها ظاهرا جنگ اقتصادی را هم باخته اند.

اما اصل مطلب جنگ مالی است، باید فکری به حال دلار به عنوان ارز غالب دنیا بکنند وتکلیف خود را با نظام پولی روشن کنند، برای گریز از هژمونی امریکا؛ به جای دلار باید یک پول سالم (ساند مانی) را به کار بگیرند، یعنی پولی که قدرت خریدش در طی زمان تغییر نکند. اما در مورد چینی ها، بزرگترین قدرت اقتصادی "سازمان"، قضیه درست عکس پیش رفته است، اعتبار بانکی بسیار زیادی به اقتصاد تزریق شده است؛ البته چاره ای هم نداشتند، بیکاری بالا برای اقتصادی صادرات محور با یک میلیارد و اندی جمعیت چیزی کم از فاجعه ندارد. با این حال این همه داستان نیست.

دلار از دهه 70 به بعد ارزی بی پشتوانه (فایت) است، آنها می خواهند ارزی با پشتوانه طلا را جایگزین دلار کنند. چینی ها از 1983 به فکر طلا بوده اند و بعدها بانک های توسعه و نهادهای مشابه بانک جهانی و صندوق بین المللی هم ایجاد کرده اند، همه چیز آماده صحنه آرایی نهایی است. در سال های اخیر روسیه هم در جنگ طلا با آنها همراه شده است؛ شاید در آینده ایران و روسیه قیمت گذاری انرژی را هم با طلا پیش ببرند و دلار کنار بگذارند.

اخبار طلا، راه ابریشم جدید و "سازمان" را دنبال کنید؛ پایان تسلط امریکا به جهان نزدیک است؟ کاری از دونالد شیردل بر می آید؟ والله اعلم

https://goo.gl/gnkJ7R

کانال راهبرد
@RahbordChannel
غول نفتی یعنی چه؟

درآمد 8 شرکت بزرگ نفت و گاز در 2015؛
مجموع درآمد حدود 5 برابر خروجی اقتصاد ایران!

درآمد توتال به تنهایی بیش از یک سوم تولید کل اقتصاد ایران است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب غائله توتال و جشن های 2500 ساله

می گفتند شاه در آغاز دهه 1970 که توانسته بود انقلاب سفیدش را به سرانجامی برساند و محبوبیتی نسبی میان برخی مردم پیدا کند، تصمیم گرفت به اهالی خارجه هم نشان دهد که وارث یک تمدن کهن است و از جلال و جبروت فرنگی ها چیزی کم ندارد. شجاع الدین شفا پیشنهاد کرده بود که به مناسبت 2500 امین سال پادشاهی جشنی برگزار شود، شاه که کلا نمایش را می پسندید، از وزیر دربار، اسدلله علم، خواست که ترتیبی دهد مهمانی مجللی با حضور روسای دولت و پادشاهان کشورها برگزار شود.

شورای جشن ها که ملکه هم در آن حضور داشت متولی کار بود، ملکه فکر می کرد حالا که قرار است جشن ملی باشد، اگر آن را به پیمانکار اجنبی بسپاریم، جراید دنیا برایمان دست خواهند گرفت، اما بقیه معتقد بودند با توجه به فرصت کم امکان انجام آن با نیروی ایرانی نیست. ملکه فکر می کرد این نسل قبلی عقده حقارت دارند که فکر می کنند هر چیز اروپایی اش بهتر است، ولی در نهایت حرف "اروپایی پسندها" به کرسی نشست، برای خیمه ها با جانسن، برای پذیرایی با ماکسیم و برای لباس مقامات با لانوین قرارداد بسته شد که هر سه فرانسوی بودند.

از جزئیات که بگذریم در همان شورا علم اعلام کرده بود که این جشن حدود 100 میلیون دلار آب می خورد، که رقم چشمگیری بود، همین فرصت خیلی خوبی را برای مخالفان فراهم کرد که این ولخرجی شاه را به انتقاد بگیرند که از حال گرسنه خبر ندارد و پول مملکت را به باد می دهد، شاه گفته بود: "این دیگر چه بساطی است؟ مگر می توانم جلوی فرنگی نان و تربچه بگذارم؟ ژاکلین کندی برای کاخ سفید با همین جانسن فرانسوی قرارداد بسته بود، چرا کسی به او کاری ندارد؟" خلاصه در مملکتی که مردم هرچیزی را در مورد زمامدارانشان باور کرده و می کنند و تئوری توطئه خریدار دارد، بین مردم هزینه جشن به 300 میلیون دلار هم رسیده بود!

اما این را باید به حساب بی تدبیری روابط عمومی رژیم شاه گذاشت، واقعیت این بود که آن 100 میلیون هزینه بسیاری زیرساخت ها نظیر مدرسه و تاسیسات گردشگری و راه ها و جاده ها را هم شامل می شد و هزینه واقعی برگزاری جشن چیزی حدود 22 میلیون دلار بود؛ یک سوم این مبلغ را بخش خصوصی و اهالی کسب وکار تامین می کردند، یک سوم آن را وزارت دربار پرداخت می کرد و یک سوم دیگر هم از بودجه شورای جشن ها بود که یک ذخیره ده ساله برای استفاده داشت. درست بودن یا نبودن برگزاری چنین جشنی بحث دیگری است، ولی خرج 22 میلیونی کجا و 300 میلیون کجا؟

قضایای توتال را که می شنوم یاد غائله جشن ها می افتم، کاری به بحث های کارشناسی و ضعف های احتمالی ندارم که باید اهل فن قضاوت کنند، ولی اگر مخالفان دولتی را در عمل به "فروختن منافع ملی" و "تکرار قرارداد دارسی" متهم می کنند و دولتی ها جز پرخاشگری واکنشی ندارند، یعنی یک جای کار می لنگد. دولت اعتدالی بازوی رسانه ای قوی ندارد و در روابط عمومی و مدیریت افکار عمومی به شدت بد عمل می کند، از امثال زیبا کلام هم کاری بر نمی آید. مصیبت های بزرگی در پیش است و اگر بخواهند با این فرمان پیش بروند بعید است به جایی برسند، شاید بد نباشد اهالی اعتدال علاوه بر اقتصاد روی رسانه و افکار عمومی هم تمرکز کنند، والله اعلم.

https://goo.gl/4Q3DRg

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مهمترین شاخص توسعه مملکت

مستشار الدوله در حوالی مشروطه رساله ای نوشت با نامی غریب: "یک کلمه"، گفته بود بنیان و اصول نظم فرنگستان یک کلمه است و هرگونه ترقیات و خوبی ها که در آن دیده می شود نتیجه همان یک کلمه است. اما آن یک کلمه چه بود؟ قانون!

اما حکومت قانون به چه معناست؟ تعریف مشخصی وجود دارد، هرجا از من می پرسند ایران چقدر توسعه یافته است، پاسخ می دهم ببینید این چند ویژگی چقدر در کشور پررنگ است؛ نخست، دولت و مقامات تا چه اندازه در برابر قانون پاسخگو اند؛ دوم، قانون ها روشن و شفاف اند، زود به زود و حسب فرموده تغییر نمی کنند و گروه های مختلف را در نظر می گیرند و حقوق اساسی مثل امنیت و مالکیت را هرگز (تاکید می کنم هرگز) مصالحه نمی کنند.

سوم، چقدر افراد به فرایند وضع، اجرا و نظارت بر قانون ها دسترسی و اطلاع دارند، این فرایند کارآمدی خود را نشان داده و منصفانه است. چهارم تا چه اندازه ملت فکر می کنند که عدالت در قانون گذاری رعایت و حرف همه گروه ها شنیده شده است.

پاسخ به این پرسش ها ساده نیست، ولی به واقع مهمترین سوالی است که باید اهل دل به آنها پاسخ دهند. از قضا شاخصی تقریبی برای آن هم هست، شاخص حکومت قانون!

اوضاعمان در آن هم خیلی مساعد نیست، در میان 113 کشور به رتبه 86 رسیده ایم، راه زیادی پیش رو داریم، اینکه اوضاع چگونه خواهد شد را نمی دانم، والله اعلم! هر وقت خواستید بدانید دولتی چقدر خوب عمل کرده است، ببینید چقدر در شاخص حکومت قانون پیشرفت داشته است.

https://goo.gl/icBSPC

کانال راهبرد
@RahbordChannel
با ایران به شیوه ریگان مقابله کنید!

اوایل دهه 1980 رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریکا، استراتژی مهار روسای جمهور پیشین در برابر توسعه طلبی شوروی را کنار گذاشت، پیش فرض او این بود که شوروی یک رژیم تهاجمی و انقلابی است که از علیرغم تصویر بیرونی از درون شکننده است.

ریگان در سال 1983 طرح جدیدش را در قالب دستور اجرایی 75 ابلاغ کرد، یک استراتژی جامع که از همه ابزارهای قدرت پنهان و آشکار امریکا بهره می گرفت؛ ارتقای چشمگیر توان نظامی، جنگ اقتصادی، حمایت از نیروها ناراضی و گروه های مخالف شوروی و حمله ای همه جانبه به مشروعیت ایدئولوژی رژیم حاکم بر مسکو!

ترامپ هم باید نسخه جدیدتری از دستور اجرایی 75 را برای ایران به کار بگیرد و فقط این کشور را یک خطر هسته ای نبیند، آن توافق هسته ای مضحک اوباما جلوی ایران را نخواهد گرفت. در طی این مدت ایران به توانمندی های موشکی و قدرت بیشتری دست پیدا خواهد کرد و اقتصاد قدرتمندتری هم خواهد داشت و بعد از اتمام قرارداد در مدت کوتاهی به یک قدرت هسته ای مهارناپذیر بدل خواهد شد.

این دستور جدید باید قدرت ایران را در خاورمیانه، کشور به کشور، کاهش دهد و خنثی کند. اروپایی ها که با بلای تروریسم و هجوم پناهجویان مواجه اند، از اقدام امریکا برای تعیین تکلیف سوریه استقبال می کنند. شلیک 59 موشک توماهاک، بمباران مواضع گروه های حامی سوریه و ایران، سرنگون کردن جنگنده سوریه و پهپادهای ایران و وضع 281 مورد تحریم برای سوریه در 5 ماه نشان از ورودی جدی امریکا به غائله سوریه دارند و امیدوارکننده به نظر می رسند.

امریکا باید شبکه ایران در سراسر جهان از جمله در اروپا و امریکا را متلاشی کند، مایک پمپئو، رئیس سیا، این کار را شروع کرده است و می خواهد با همکاری دولت های سنی مشی تهاجمی تری نسبت به حضور ایرانی ها اتخاذ کند. تحریم های بسیار بیشتری مورد نیاز است، تحریم اخیر سنا با 98 رای شروع خوبی بود، ولی کافی نیست، باید منابع مالی ایرانی ها و سپاه پاسداران را در سراسر جهان خشکاند.

حمایت از نیروهای حامی دموکراسی به ویژه مخالفان قضایای پس از انتخابات 88 هم گزینه دیگری است، حضور مردم و دولت روحانی را هم نباید جدی گرفت، شکاف در حال گسترش است، باید روی فساد و بحث های حقوق بشری بیشتر مانور داد، باید ایرانی ها متوجه شوند که بین یک قرارداد جدید و فشار همه جانبه امریکا یکی را می توانند انتخاب کنند. شش سال بعد از استراتژی فشار ریگان، شوروی فروپاشید، ترامپ هم باید همان معامله ریگان با کمونیست ها را با ایران بکند، وگرنه با کابوس ایران هسته ای کمتر از یک دهه فاصله خواهیم داشت!

آنچه در بالا آمد ترجمه ای آزاد از مقاله مارک دوبویتز در وال استریت جورنال بود، او مدیر یک اندیشکده محافظه کار، بنیاد دفاع از دموکراسی است. او از تندترین مخالفان ایران به شمار می آید و هوادار افزایش فشارها و تحریم ها به ایران است، صدای آنها در دولت ترامپ بلندتر شده است، پیش بینی اینکه کار به کجا می رسد، در تخصص متخصصین فال قهوه است، ولی بد نیست تفکرات طیف محافظه کار در مورد این گربه بزرگ را بدانیم.

https://goo.gl/bDGDqd

کانال راهبرد
@RahbordChannel