راهبرد
11.8K subscribers
657 photos
129 videos
18 files
1.1K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
تناقض امریکا!

فرید زکریا از لی کوان یو، معمار توسعه سنگاپور، می پرسد تو را چه می شود که وقتی در قدرت بودی از حضور امریکا در منطقه با هدف موازنه قوا دفاع می کردی، ولی بعد از بازنشستگی و کنار رفتن از قدرت شروع کرده ای به نقد راه و روش امریکایی ها و بی اعتبار کردن آنها؟

لی در پاسخ می گوید که اصلا قصد بی اعتبار کردن یانکی ها را ندارد، امریکا کشوری است که وقتی دیگر کشورها با ویرانی های جنگ دست و پنجه نرم می کردند، آسیبی ندید. اما بر خلاف هر ملتی دیگری که سعی می کند برتری خود را حفظ کند، حتی سخاوتمندانه به دشمنان شکست خورده اش هم کمک کرد تا روی پای خودشان بایستند. چنانکه تا میانه های دهه 1970 آلمان و ژاپن چنین سرنوشتی پیدا کردند. او معتقد بود هر چند ترس از آن نیروی اهریمنی، کمونیسم شوروی، اثرگذار بود، ولی نقش ایده آل های امریکایی را نباید ندیده گرفت. این پدیده در طول تاریخ نظیری نداشته است.

امروز هم جهان برای مبارزه با بنیادگرایی اسلامی نیازمند مشت آهنین امریکایی هاست، آنها اروپا و جهان را از شر هیتلر و امپراتوری سرخ نجات دادند و دوباره آن را ساختند و امروز هم بعید است بدون کیسه مارگیری آنها بتوان از خطر سیاهپوش های خلافت اسلامی گریخت. صحبت های امثال مرکل درباره جدایی راه اروپا از امریکا را جدی نگیرید، دنیا کارتون نیست.

https://goo.gl/erPGdF

کانال راهبرد
@RahbordChannel
1
عرب های حجاز و منطق اعلیحضرت

در چند روز گذشته از حجم حیرت آور قراردادهای امریکا و عربستان زیاد شنیده ایم، ارقام متفاوت بود، ولی یک فقره خرید 110 میلیارد دلاری تسلیحات در طی ده سال و حدود 380 میلیارد دلار هم از قرار حجم قراردادها و تفاهم نامه های دیگر است.

سهم غول نفتی آرامکو حدود 50 میلیارد دلار با یازده شرکت امریکایی بوده است و در کل بخش انرژی حجم همکاری ها به حدود 200 میلیارد دلار می رسد، شرکت های جنرال الکتریک، اکسون مبیل، بلک استون و بسیاری دیگر درگیر کار اند و برای مثال این آخری 20 میلیارد دلار از صندوق سرمایه گذاری عمومی (معادل صندوق توسعه ملی خودمان) برای توسعه زیرساخت عربستان دریافت می کند و معادل همین مبلغ هم از منابع دیگر تامین خواهد شد. برای مقایسه حجم کار کافی است بدانیم کل تولید ناخالص داخلی ایران در سال گذشته میلادی حدود 412 میلیارد دلار برآورد می شود.

این حوالی کسانی این را به حساب زبلی یانکی می گذارند که از آب گل آلود ماهی گرفته اند، حرفی نیست، ولی این طرف هم سعودی ها تجربه حکومت داری شان کم نیست و احتمالا دلایل موجهی داشته اند. هدفشان را رابطه برد- برد با امریکا تعریف کرده اند، دو مضمون عمده در گفتگوها "زمینه برای کاهش خام فروشی نفت (همان اقتصاد مقاومتی)" و همچنین "مبارزه با خطر ایران" بوده است.

عرب ها واقع بینانه به اوضاع نگاه می کنند، در آینده ای نزدیک بعید است خود را درگیر جنگ مستقیم با ایرانی ها کنند، راه های نرم تر را ترجیح می دهند و با دیگر برادران عرب خود هم در خطرناک بودن ایران هم نظرند، همین چند روز پیش ایمیل های هک شده یوسف العتیبه سفیر قدرتمند امارات در امریکا نشان می داد که تلاش می کند شرکت های دیگر را از ورود به اقتصاد ایران منصرف کند. با اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی و مارک دوبویتز معروف که از تندروترین مخالفان برجام و هوادار برخورد تند با ایران است هم رابطه بسیار نزدیک دارد و کیست که نقش اندیشکده ها را در سیاست خارجی امریکا نداند.

اخوان عرب تمام نفوذ خود را به کار می برند تا سرمایه گذاری در ایران انجام نگیرد، پول و نفوذ دارند و از ابزارهایشان هم خوب استفاده می کنند. شباهت رفتار آنها با محمد رضا شاه برای مقابله با خطر شوروی و کشورهایی مانند عراق بسیار جالب است. شاه ایران به دنبال کشاندن هرچه بیشتر امریکایی ها به ویژه نظامی ها و از جمله چمدان آبی های (بلو سویترز) نیروی هوایی امریکا به ایران بود، زمانی از قرار 40 هزار نفر امریکایی در ایران مشغول کار بودند.

استدلالش این بود که در صورت حمله نظامی از سمت شوروی با وجود شهروندان امریکایی می تواند روی مداخله موثر امریکا حساب کند و آنها هم وارد جنگ خواهند شد. او هم به دنبال توسعه هرچه سریعتر اقتصادی و نظامی بود تا به قول خودش زودتر به دروازه تمدن برسد، ولی تا رسیدن به آنجا می خواست سپری برای دفاع داشته باشد، هرچند دنیا به کامش نچرخید.

به نظر می رسد در مورد سعودی ها هم قضیه متفاوت نیست، آنها هم می خواهند تا رسیدن به نقطه امن هر چه بیشتر سرنوشت خود را با دیگران گره بزنند. حکام حجاز از نظر دفاعی به قول اهل فن دنبال "سازمان دفاعی اشتراکی" با دیگر کشورهای عرب اند، ولی پیش از آن سهام آرامکو را عرضه می کنند تا حمایت جهانی انبوه سهامداران را برای بقای خود داشته باشند، پول خرج می کنند و یانکی ها را به کشور خود می آورند و هم برای آنها و هم خودشان کار تولید می کنند تا کسی به آنها چپ نگاه نکند.

آنها می دانند که نمی دانند و می روند دنبال اهلش و در کنارش یاد می گیرند تا روزی که سرپا بایستند، متحد خوبی و خوش سابقه ای هم پیدا کرده اند که تخصص در همین کارها دارد (ر.ک. پست قبلی)، کسی چه می داند شاید عرب ها همینکه خود را درگیر مفهومی نادرست از "استقلال" نکرده اند، از ما موفق تر عمل کنند، والله اعلم.

https://goo.gl/adx9aL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
حواستان به چینی ها باشد!

در مورد ونزوئلا مطلب زیاد نوشته اند، سوسیالیسم قرن 21 البته بعید بود نتیجه ای جز مصیبت بیاورد، ولی از منظر دیگر هم باید به قضیه نگریست، ونزوئلا، متحد ایدئولوژیک چینی ها، در این سال ها چند ده میلیارد دلار از آنها وام گرفته بود و البته ضمانت آن هم نفت بود، زمانی که نفت 100 دلار و بالاتر بود وام ها گرفته شد، ولی حال که قیمت به نصف رسیده است، بازپرداخت آنها کار ساده ای نیست، ونزوئلا توان بازسازی تاسیسات استخراج کنونی را هم ندارد.

هیچ بعید نیست با شکست مادورو، دولت آینده متمایل به امریکا باشد که در این صورت شکست اقتصادی و سیاسی بزرگی برای چینی هاست، پس تلاش خود را خواهد کرد که دولت کنونی حتی الامکان بر سر کار بماند. نرخ بهره وام ها هم جالب است، بسیار بالا! اما قضیه جدی تر از این حرف هاست.

چینی برای پیشبرد پروژه بلندپروازانه خود راه ابریشم قرار است 5 تریلیون دلار در آینده وام بدهند، ولی کمک های چینی ها هیچ شباهتی به طرح مارشال ندارد، گذشته از بهره بسیار بالا، وام گیرنده باید از شرکت ها و کارگران چینی استفاده کند. پیشتر هم گفته شد که برخلاف نهادهایی مانند بانک جهانی و امریکایی ها، چین خیلی به تفنن هایی مثل حقوق بشر و فساد هم اهمیت نمی دهد، انگیزه های سیاسی هم پشت قضیه است.

اما می دانیم که بدون وجود یک ساختار اقتصادی مناسب و حداقلی از بستر حقوقی، کمک اقتصادی به کشورهای در حال توسعه چیزی در مایه های پول در چاه ریختن است! می خورند و باز بیشتر طلب می کنند، بدون آنکه چیزی حاصل شود. اینجا چینی ها سعی می کنند از اوضاع کمال استفاده را داشته باشند، جز قضیه ضمانت نفت که بالا آمد، مثلا در مورد سریلانکا گفته اند که اگر پولی هم برای پرداخت بدهی ندارید می توانید یک بندر را به مدت 99 سال به خود ما اجاره دهید!

بدیهی است که بازپرداخت این وام ها هم نارضایتی اجتماعی بالایی خواهد داشت و چینی ها برای جلوگیری از لوطی خور شدن بدهی مجبورند وارد بده بستان هایی با کشورهای بدهکار بشوند که اصلا تصویر خوبی برایشان ایجاد نمی کند و شاید دیگر کشورها را برای وام گیری و پیشبرد پروژه های آنها مردد کند. خلاصه که ریخت و پاش کردن پول و زیادی بی ترمز رفتن می تواند فاجعه در پی داشته باشد و دور فلکی بر منهج عدل است.

اما اجازه دهید کوتاه عرض کنم، چین بیشتر از آنکه استعمارگر باشد، استثمارگر است، دوراندیشی و ارزش های برتر یانکی ها را هم ندارد. در سیاست "خیرخواهی" معنایی ندارد و هر کشوری به دنبال منافع خود است، ولی بد نیست برخی کلاه شان را بالاتر بگذارند. سوسیالیسم صرف مصیبت اقتصادی نیست، متحدان سوسیالیست ها هم چنگی به دل نمی زنند. بعید است ولی امیدوارم کسانی دریابند، جز اقتصاد بازار آزاد راهی برای تولید ثروت در بلندمدت وجود ندارد.

https://goo.gl/XN3VD0

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنبیه برادر کوچک!

بعد از قضایای اخیر قطر و دیگر کشورهای عربی، کسانی امیدوار شدند که قطر مثل سیب رسیده به دامن ایران افتاده است و باید از این فرصت کمال استفاده را کرد. در این میان رابطه دو همسایه یعنی قطر و عربستان از همه پرچالش‌تر است، بد نیست بدانیم عربستان و قطر تنها دو کشور وهابی دنیا به شمار می‌آیند و خاندان‌های حاکم بر آنها تبار خود را به محمد بن عبدالوهاب نسبت می‌دهند.

چندی پیش همین تبارشناسی هم بحث‌هایی برانگیخته بود و در نامه‌هایی که با امضای 200 نفر از جمله مفتی عربستان سعودی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌گشت، ادعا شده بود که خاندان آل ثانی حاکم بر قطر از نسل عبدالوهاب نیستند. هرچند آن نامه، به صراحت از قطر نام نبرده بود، چندان دشوار نبود دریابیم اشاره‌های نامه در مورد چه کشوری است. اما قضیه پیچیده نیست برادر بزرگ (عربستان) می خواهد برادر کوچک (قطر) را تنبیه کند، بعد هم روی هم را می بوسند و با هم رقص شمشیر می کنند، اختلاف های کنونی را نباید جدی گرفت.

در مورد ایران، با توجه به ذخایر گازی مشترک فراوان، قطری‌ها به درستی هیچ‌گاه سیاست تخاصم و مقابله مستقیم با این قدرت منطقه‌ای را دنبال نکرده‌اند و بعید است در آینده هم چنین کنند؛ اما همکاری و اتحاد پایدار با ایران هم محتمل نیست. گذشته از آنکه دو کشور از نظر ایدئولوژیک فاصله بسیار زیادی دارند، بعید است قطری‌های هوشمند که متحد ایالات متحده هم به شمار می‌آیند، بخواهند با این کار دشمنی بیشتر سعودی‌ها را بخرند و پای رقیب منطقه‌ای آنها را به نزدیک مرزهای عربستان باز کنند.

در این یادداشت دنیای اقتصاد به این موضوع پرداخته ام که محال است (تکرار می کنم محال است) عرب های این حوالی از جمله قطری ها با ایرانی ها کنار بیایند و خوش بینی زیادی روا نیست، ایران ما پیش روی خود هزار مشکل بزرگ دارد، دشمنی‌ها با آن کم نیست و هنوز چند روز نیست که زخم خشونت و ترور بر چهره ایران زیبا نشسته است، در میانه این آشوب چاره‌ای جز تدبیر و عقلانیت نیست،

باید این گفته آن مرد فرزانه را بارها تکرار کنیم که این کشور در زمانی که از منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد، در آبگینه حصاری قرار دارد و ما وظیفه‌ای جز نگاهداری از آن به هر قیمتی نداریم، به نام یا به ننگ!

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:

https://goo.gl/6v299Q

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چرا کودتای پینوشه بهتر از انقلاب مردمی امثال چاوز و آلنده است؟

مقایسه درآمد سرانه شیلی و ونزوئلا، ژنرال انگار کودتایت جماعتی را نجات داد!


کانال راهبرد
@RahbordChannel
در مزایای وا دادن!

تیمسار پاکروان یکی دو سال مانده به انقلاب تصمیم گرفته بود که سری به کاشان بزند، او و همسرش راهشان را از جنوب شهر انتخاب می کنند، تصویری که از زبان همسرش در توصیف اوضاع گفته می شد حیرت آور است، آلونک هایی که با قوطی و حلبی ساخته شده بودند، آب غیربهداشتی و بدبو که مردم مجبور به آشامیدن آن بودند و آشغال و کثافتی که از در و دیوار بالا می رفت.

سال های بداقبالی پادشاه بود، با موش دواندن عرب های حجاز، قیمت نفت سقوط کرده و طرح های بلندپروازانه شاه معطل مانده بود، تورم و بیکاری غوغا می کرد، ناظری خارجی از دیدن این همه جوان بیکار ناراضی در جنوب پایتخت تعجب کرده بود که چطور رژیم سلطنتی هنوز سرپاست، در دوران رونق از روستاهای مختلف همه برای کار به پایتخت آمده بودند و با کاهش درآمدهای دولت و رکود پیامد آن، خیلی هایشان بیکار شده بودند. بمب نارضایتی به کار افتاده بود.

از آن سو سدها هم تکمیل نشده بود و تولید برق کافی نبود، در تهران گاه تا 9 ساعت قطعی برق را شاهد بودیم. دانشجویان و روشنفکران هم که سایه شاه مستبد را با تیر می زدند. پاکروان عکس ها گرفته و به شاه و ملکه نشان داده بود که خطر جدی تر از اینهاست، می گفتند که بعد از آن مرتب با شاه در این مورد دیدار می کرد و نقل کرده است که شاه بیمار را همچون غریقی درمانده می دید که در چشمان او می خواند چقدر به کمک اش نیازمند است. اما کاری از کسی برنیامد، کل قضایا یکسال بیشتر طول نکشید و شد آنچه که شد.

بعد از این تحریم های اخیر دیدم کسانی صدایشان درآمده است که چرا اصلا سراغ توافق و برجام رفتید. به نظرم بد نیست اوضاع آن دوران پیش از انقلاب را مرور کنیم که بی شباهت به اوضاع چند سال پیش نبود. زمانی که با پیامدهای نفتی پس انفجار قیمت نفت روبه رو بودیم و البته تحریمی هم در کار نبود. چه آن زمان و چه اکنون هزینه اداره مملکت آریایی اسلامی بسیار بالا بود و هست.

در این کشور به هزار دلیل موجه و غیرموجه تعداد ناراضیان وضع موجود همیشه زیادتر از تعداد راضی ها بوده است. تا اطلاع ثانوی باید به شکلی آنها را آرام نگه داشت؛ دولت ها برای این کار ایجاد شغل، تقسیم عایدات نفت و انحصار زور را در اختیار دارند، ولی همه اینها نیازمند پترودلار است.

اما در دوره تحریم ها دیدیم که شریان درآمدی اصلی کشور در حال قطع شدن بود، اکثریتی از مردم هم حوصله مقاومت برای حق مسلم شان نداشتند و نارضایتی بالا بود، در طرف مقابل هم تقریبا همه دنیا صف کشیده بودند، در این حالت اگر کسانی زیاد مقاومت می کردند، بعید نبود با بدتر شدن اوضاع مملکت با شورش های اجتماعی روبه رو شود. وقتی پول کافی نداشته باشی که خرج حفظ وضع موجود کنی، نیروهای گریز از مرکز کار را از دستت در می آورند. روی وطن دوستی مردم خیلی نباید حساب کرد، اقتصاد مهم تر است. این مملکت در خباثت و توطئه خودکفاست.

کار ادامه پیدا می کرد، کنترل مملکتی با این وسعت ساده نبود، "مقاومت" و "ایستادگی" و "حق مسلم" البته بد نیست، مشروط بر اینکه پولی در بساط باشد، حتی وطن پرستی هم نیازمند وجه نقد است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
رشد دورقمی اقتصاد ایران در سال 95 (12.5 درصد)

رشد درآمدهای نفتی نقش بسیار پررنگی داشته است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
قمار شجاعانه!

شب گذشته موشک های ذوالفقار سپاه پاسداران به پایگاه های داعش در دیرالزور اصابت کرد، بنا بر اعلام مقامات رسمی، این حملات به تلافی حملات تروریستی بنیادگراهای سنی در چند روز گذشته در مجلس ایران و مقبره آیت الله خمینی انجام گرفت. کمی آن سوتر هم جنگنده های امریکایی هواپیمای دولت سوریه را سرنگون کردند. اولین بار است که ایرانی ها بعد از جنگ عراق از حمله موشکی مستقیم در خاک کشور دیگر استفاده می کنند.

از مدتی پیش کسانی برخورد گروه های متحد امریکا و ایران را در حوالی دیرالزور را پیش بینی می کردند؛ دو رویداد اخیر را در این باره باید در نظر داشت، گروه های حامی ایران در سوریه چندی پیش توانستند با موفقیت به منطقه مرزی این کشور با عراق برسند (منطقه ای که به الولید یا الطنف مشهور است) و به نوعی گروه های مخالف دولت سوریه را محاصره کرده اند. از آن سو بنا بر توافق آستانه تاجیکستان، امریکا و متحدانش بنا دارند منطقه جنوب سوریه (نزدیک اردن و اسرائیل) را به صورت منطقه کاهش تنش (امن) درآورند.

گفته می شود گروه های حامی ایران برای حمله به دیرالزور از دو محور آماده می شوند، اما در این نبرد احتمال برخورد نظامی گروه های نظامی هوادار اسد (با پشتیبانی ایران و روسیه) و مخالفان آن (حمایت امریکا) وجود دارد. گروه های مخالف می توانند از شمال وارد عمل شوند.

با این حال، علی رغم میل امریکایی ها برای کاهش تنش ها در جنوب، گروه های حامی اسد باید جای پای خود را در منطقه مرزی تازه فتح شده (سوریه-عراق) و همین طور درعا (نزدیک مرز اردن) محکم کنند. چرا؟ مخالفان می توانند با حمایت امریکا ناحیه مرزی سوریه و عراق را از دست حامیان اسد در آورند. حضور در درعا هم برای حفظ ارتباط متحدان ایران در عراق و سوریه تا سواحل مدیترانه (به اصطلاح پل زمینی) و همچنین قطع کمک رسانی به گروه های مخالف (از طریق اردن) لازم است.

با این حال برای پیروزی در نبرد آینده دیرالزور، پشتیبانی هوایی روسیه ضروری است، کسانی حدس می زنند که تلاش های دیپلماتیک امریکا و روسیه و همین طور افزایش هزینه حضور نظامی متحدان ایران در جنوب سوریه تا اندازه زیادی جلوی این بلند پروازی ایرانی ها را خواهد گرفت.

روشن نیست حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه های داعش هدفش "نشان دادن جدیت ایرانی ها در دنبال کردن مسیرشان در سوریه و قرار دادن بقیه مقابل کار انجام شده" باشد، شاید از منظر افکار عمومی، بهبود تصویر سپاه پاسداران در میان مردم و برجسته کردن نقش آن در مناسبات سیاسی داخلی مورد نظر بوده است و محتمل است می خواسته اند توانایی های این نیروی قدرتمند به رقبای داخلی و خارجی نشان دهند. با این حال به نظرم قمار شجاعانه ای بود، باید دید واکنش یانکی ها در برابر این حرکت چه خواهد بود، والله اعلم.

https://goo.gl/n6RrPB

کانال راهبرد
@RahbordChannel
قلمرو گروه های درگیر در سوریه و عراق

قرمز حامیان دولت سوریه و سبز مخالفان اند، تیرگی داعش هم که پیداست و زردها هم نیروهای کرد را نشان می دهند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب غائله اخیر و یک فقره قهرمان نفتی! (قسمت نخست)

توضیح: متن کوتاهی نیست، ولی خواهید پسندید.

گفته اند رضا شاه به ولیعهد خود در مورد شاهزاده قجری زندانی، محمد مصدق، هشدار داده بود که حواست به او باشد و لازم نیست در مورد او زیادی سوئیسی و دموکرات رفتار کنی. مصدق السلطنه از منتقدان سرسخت پهلوی اول بود و در زمان حضور در مجلس، به دلیل مخالفت با انقراض سلسله قاجار و انتقادهای بسیار، پهلوی اول بر او خشم گرفته بود و مدتی در بیرجند زندانی بود.

با این حال ولیعهد این نصیحت پدر را گوش نکرد و بعدها برای آزادی او نزد پدرش وساطت کرده بود. محمد رضا شاه همواره حسی توام با تحسین و احترام به مصدق داشت و شاید او را در قامت پدر خود می دید، بعدها که به سلطنت رسید هم رابطه اش با او متفاوت بود، گفته اند در روزهای ملاقات با مصدق سعی می کرد برنامه اش را خلوت کند و انتظار ملاقات با او را می کشید، وقتی پیرمرد با عصا از پله های کاخ بالا می آمد تا به حضور شاه برسد، گاهی شاید به عمد نشان می داد که دارد تعادلش را از دست می دهد، شاه هم شتابان از پله ها پایین می دوید تا زیر بغل او را بگیرد.

بعد از غائله ملی شدن صنعت نفت و تحریم ها و وضع بد اقتصادی هم با تمام فشارها همچنان از امضای حکم برکناری او خودداری کرد، حرف اجنبی روشن بود، معنی ندارد با تصویب چند وکیل میان مایه ایرانی ها بتوانند روی اموال امپراتوری انگلستان دست بگذارند، ولی حمله نظامی امریکا و انگلستان به ایران هم منتفی بود، آن امپراتوری شیطانی سرخ شمالی می توانست دوباره قضیه آذربایجان را تکرار کند و بخشی از ایران را بگیرد، توده ای و چپ جماعت هم احتمالا برای او هورا می کشیدند.

مصدق السلطنه قضیه نفت را ناموسی کرده بود و زیر بار امضا قرارداد دیگری هم نمی رفت؛ سیاستمداران در کشوری که نه توان بهره برداری از نفت را دارد و تحریم ها هم فروش نفتش را قطع کرده اند، خوبیت ندارد اینقدر بی ترمز پیش بروند. او برای محبوب ماندن حتی پیشنهاد خوب امریکایی ها برای مصالحه را هم رد کرد و بدیهی است که این نگاه "یا همه حقم را بدهید یا کافه را به هم می زنم" بعید است در واقعیت کاری پیش ببرد. زیر سایه محبوبیت نفتی و وضع اضطراری، با به اصطلاح قانون "امنیت اجتماعی" بگیر و ببند راه انداخته بود و این وسط شوخی بی مزه ای به نام "اقتصاد بدون نفت" را تکرار می کرد.

در میانه این بلوا، اصرار غریبی داشت تمام اختیارات شاه را بگیرد و محترمانه زیر پای او را جارو کند. قدرت طلبی اش نگران کننده شده بود. می گویند کاشانی که در به قدرت رسیدن مصدق نقشی داشت، قاصد به دربار فرستاده بود که شاه محکم بر جا بماند و میدان را خالی نکند. وضع بد اقتصادی و لجبازی مصدق خیلی ها را به تردید انداخته بود.

فشار یانکی به شاه برای برکناری مصدق تا مدتهای طولانی حاصلی نداشت، شاه جوانبخت می گفت مگر می شود پادشاه علیه نخست وزیرش توطئه کند، همین طور می ترسید با این کار خونریزی بزرگی راه بیفتد. دودلی او به جایی رسیده بود که همسرش به او گفته بود این تردیدهای تو باعث می شود که آخر ایران دست مسکو بیفتند. به گفته کرمیت روزولت، مامور سیا در تهران، عملیات آژاکس (همان مثلا "کودتا") بدون همکاری شاه به جایی نمی رسید، برای دست به کار شدن ارتش موافقت او ضروری بود. شاه در نهایت حکم برکناری را امضا کرد.

عملیات آژاکس در گام اول شکست خورد و طرح آن لو رفت، غوغای توده ای و جبهه ملی شروع شد و شاه را به باد انتقاد گرفتند، حسین فاطمی و روزنامه اش در ناسزا کم نگذاشتند. شاه هم بدون اطلاع، از ترس خونریزی کشور را ترک کرد و از کلاردشت به عراق رفت، او هم دوست داشت محبوب باشد و روحیه جنگیدن نداشت، گفته اند به فکر خرید مزرعه ای در امریکا افتاده بود. اما روزگار به شکل متفاوتی چرخید.

https://goo.gl/5C58xK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب غائله اخیر و یک فقره قهرمان نفتی! (قسمت دوم)

این ترس در دل بسیاری مردم افتاد که نکند ایران هم به دامن شوروی بیفتد و حال که شاه رفته است قرار است چه آشوبی بشود و مصدق چه در سر دارد. درست است که به روایتی کاشانی 200 تومان به برخی برای شورش علیه دولت پول دستی داده بود و سیا هم بیکار نبود، ولی در خیابان ها هم عده ای زیادی "زنده باد شاه" می گفتند که پیشتر در خیابان ها دیده نمی شدند، اراذل و اوباش نبودند، آدم هایی خوش لباس از "طبقه متوسط" که نگران آینده بودند، خیلی ها هم حمایتشان از مصدق را پس گرفته بودند. حمایت ارتش هم مخالفان دولت را دلگرم تر کرد. خوشبختانه حکومت مردمی مصدق ادامه پیدا نکرد و شاه هم خوشحال شد که مردمش همچنان او را دوست دارند. از آن به بعد هم شاه دموکرات فهمید خودکامگی و زور بهتر با روحیه اهالی مملکت سازگار است و تا این اواخر با همین فرمان جلو رفت.

این روزها کسانی می خواهند نقش کاشانی و همکاری او با "کودتا" را برجسته کنند، بماند که برکناری مصدق به معنای حقوقی کلمه "کودتا" نبود و کاشانی با هیچ متری آزادی خواه به حساب نمی آید، بسیاری از مصدقیون نمی خواهند بپذیرند که از جایی به بعد "وطن پرستی" او معنایی جز بی تدبیری ندارد.اداره مملکتی بلاخیز مانند ایران بیشتر نیاز به عقلانیت دارد تا تلاش برای محبوب ماندن، مصدق شاید وطن پرست بود، ولی شاید بهترین تعبیر از او همان لقبی است که دکتر غنی نژاد به او داد: پدر پوپولیسم نفتی!

https://goo.gl/5C58xK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پیشرفت اجتماعی ایران چقدر است؟

رتبه ایران در میان 128 کشور جهان 88 ام است و در دسته پایین تر از متوسط جا دارد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه توان نظامی ایران در خاورمیانه

از نظر نظامی، ایران 20 امین کشور قدرتمند در میان 131 کشور جهان است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تمام صورتحساب یک جنگ

خسارت ایران در جنگ هشت ساله در حدود ۶۴۵ میلیارد دلار سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷ شمسی) بود! این رقم برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار بود.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شبح جنگ بالای سرما پرسه می زند؟

بعد از جنگ ویتنام کمتر کسی فکر می کرد امریکا خود را درگیر جنگی بزرگ بیرون مرزها کند؛ صدام هم به همین دل بسته بود و خطر حمله امریکا را جدی نمی گرفت؛ تابوت هایی با پرچم امریکا آماده کرده بودند و می گفتند اگر چنین حماقتی کنند برایشان تابوت هم آماده کرده ایم و این تصاویر را در رسانه ها هم نشان می دادند. با این حال شد آنچه که شد. پیش بینی که کار متخصصان فال قهوه است، ولی شرایط به شکل غریبی احتمال برخورد نظامی را بالا نشان می دهد.

نخست شدت گرفتن گفتمان ضد ایرانی در امریکاست؛ در چند دهه اخیر، ایران هرگز در واشینگتن محبوب نبوده است، ولی این روزها، بیش از گذشته، نام ایران با توصیف هایی مانند بزرگترین کشور حامی تروریسم، بزرگترین تهدید امریکا و مانند آن همراه می شود؛ آیا افکار عمومی امریکا و جهان آماده است تا این "شر اعظم" سرجایش نشانده شود؟

دوم؛ لابی اسرائیل و عرب ها که در دولت جدید امریکا شدت گرفته است؛ اسرائیل همواره مسئله مهمی در سیاست امریکا بوده و ترامپ بیش از سلف خود به اسرائیل توجه نشان داده است؛ گفته اند که دولت ترامپ حامی صلح فلسطین و اسرائیل است، ولی این گزینه مطلوب نتانیاهو نیست، غریب نیست برای پیشبرد پروژه صلح، او بخواهد خیال اسرائیل را از بزرگترین دشمن اش، ایران، راحت تر کند و همزمان او را برای صلح تحت فشار بگذارد.

سوم؛ جو ضد اوبامایی و مخالفت با برجام در محافل سیاستگذاری امریکا؛ ترامپ که از زمان تبلیغات انتخاباتی برجام را نقدهای جدی می کرد؛ بعد از به قدرت رسیدن بسیاری از قوانین و طرح های دوره اوباما مانند (اوباماکر ) را دنبال نکرد و واکنشش در برابر بزرگترین دستاورد سیاست خارجی اوباما چیزی جز تحقیر نبود.

چهارم؛ نبود صداهای مخالف در اطرافیان ترامپ؛ کمتر کسی را در دولت جدید می شناسیم که به نوعی خواهان برخورد با ایرانی ها نباشد؛ منظور تنها ایدئولوگ هایی مثل استیو بنن نیست که نفوذ زیادی بر ترامپ دارند؛ کاربلدهایی مانند ماتیس و پمپئو هم موافق مشت آهنین اند. برخورد با ایران مخالفی ندارد. کتاب فلین را خوانده اید؟

پنجم؛ تاکید دوباره بر سیاست تغییر رژیم در ایران؛ هرچند این سیاست در لیبی و عراق نتایج فاجعه باری داشت، باز هم به شکل غریبی در حال تکرار شدن است، گزارش بنیاد دفاع از دموکراسی به شورای امنیت ملی از همان روز تحلیف این مضمون را مطرح کرد و بعدها هم وزیر خارجه امریکا به تکرارش پرداخت.

ششم؛ آینده پسا داعش؛ فردا روز شکست سیاهپوشان داعش در سوریه معلوم نیست سهم طرف های درگیر و نقش آنها در آینده سوریه چه خواهد بود، امریکایی های می خواهند جنوب سوریه را امن کنند و جلوی نفوذ روسیه و ایران را بگیرند، ایرانی ها هم خواهان حفظ کریدور عراق، سوریه و لبنان اند، احتمال برخورد نظامی بسیار بالا (تاکید می کنم بسیار بالا) است. برخورد امریکا و روسیه، دو ابرقدرت اتمی سابق، بعید است اتفاق بیفتد، پس عجیب نیست یانکی ها بخواهند به جای روس ها، متحد نزدیک او روی زمین را گوشمالی بدهند.

هفتم، جنگ طلبی عرب های حجاز و به ویژه ولیعهد و وزیر جنگ آن محمد بن سلمان؛ شاید برای اول بار در تاریخ سعودی است که آنها دست از محافظه کاری برداشته اند و این رفتارشان با توجه به بحران های داخلی می تواند جنگ را هم گزینه موجه سازد، اوضاع در خلیج فارس بیش از حد بحرانی به نظر می رسد.
هشتم، درست است در ایران "آن مرد رفته است"، ولی مرد بلوند کاخ سفید پدیده غریبی است و از او هر چیزی بر می آید، او پیش بینی پذیر نیست و شاید برای گریز از مشکلات داخلی به همان سبک تجارتش دست به رفتاری غیرمعمول بزند، به نظر باید کتاب جدید گینگریج در مورد روانشناسی ترامپ را دقیق بخوانیم.

https://goo.gl/46ChtU

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب روانشناسی از ما بهتران!

گفته اند محمد رضا شاه شخصیتی تاییدطلب داشت و برایش مهم بود که از سوی رعایا دوست داشته شود و محبوب القلوب باشد، به همین دلیل بود که وقتی امواج مردم در خیابان ها را دید به یکباره خود را باخت، پیشترها فکر می کرد فقط انتلکتوئل ها با او مشکل دارند و آنها هم خیلی مهم نیستند، ولی دید قضیه جدی تر از این حرف هاست. می شود حدس زد که اگر پدرش به جای او بود، اوضاع به گونه ای دیگر پیش برود. از این رو خیلی ها معتقدند شناخت روانشناسی رهبران سیاسی می تواند کمک کند رفتار آنها را حدس بزنیم، این به ویژه در کشورهایی که قدرت متمرکز است جدی تر است.

اگر به بحث های شناخت شخصیت و روانشناسی علاقه دارید، دوستی فرهیخته با زبانی ساده به تدریس این مباحث می پردازد، نیتش هم خیر است و می خواهد سلیقه مردم از روانشناسی زرد رایج دور شود و افراد را با بحث های علمی آشنا کند، خوشبختانه رشته و تخصص هم مهم نیست و به کار همه می آید، درس ها هم صوتی ارائه می شود و نیازی به خواندن هم ندارید. به کانال مکتبخانه روانشناسی و مدیریت بپیوندید:

https://t.me/AbedinEsmaeillpour

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنها راه امنیت ایران؟

در مرکز بودن، نه انزوا!
کریدور شمال جنوب (هند به روسیه تا اروپا)، پیمان عشق آباد(آسیای مرکزی به خلیج فارس)؛ راه ابریشم (شرق آسیا تا غرب اروپا)

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب تحریم!

در چند ماه اخیر مدیران نفتی که برای مذاکره با مقامات به ایران می آمدند می گفتند از گوشی های موبایل قدیمی استفاده می کردند و مجبور بودند هنگام سفر بعضی نرم افزارهای خاص و حساس را از لپ تاپ شخصی شان پاک کنند تا مبادا ناخواسته تحریم ها را زیرپا گذاشته باشند! در این حال وهوا شرکتی پا پیش گذاشته و قراردادی امضا شده است، پس عجیب نیست دولتی ها با دمشان گردو بشکنند.

این شرکت سال 2006 به دلیل تحریم ها از ایران خارج شد و بعد از 11 سال دوباره قرار است برگردد، حرف و حدیث ها در مورد قراردادها کم نیست، از قرار به دلایل قابل فهمی جزئیات مفاد آن در دسترس عموم نیست، با این حال گامی به جلوست. ظالمانه یا عادلانه اش را کاری نداریم، ولی این تحریم ها واقعی بودند و هستند؛ به هر چیزی شبیه اند جز کاغذپاره، می بینید که بعد از دو سال همچنان باید مشوق به اجنبی بدهیم تا وارد میدان شود. احتمالا "توان داخلی" و "همت و دانش ایرانی" و مانند آن هم خیلی به کار نیامده است، اگر قرار بود کاری کنند این ده یازده سال فرصت بود.

یک کار خوب این است که کسانی هزینه های این تحریم ها را حساب کنند؛ در مورد اینکه چنین هزینه هایی لازم بود یا نبود قضاوتی ندارم، ولی معیار بدی هم نیست که بدانیم با خودمان و سیاست خارجی مان چند چندیم. به دلایل روشن، محاسبه هزینه های تحریم برای ایران ساده نیست؛ شاید تنها پژوهش معتبر را موسسه کارنگی در 2013 و دو سال پیش از برجام انجام داده است که زیان مستقیم برنامه هسته ای بر اساس کاهش درآمد صادرات انرژی و سرمایه گذاری خارجی از دست رفته حدود 100 میلیارد دلار برآورده کردند.

می شود حدس زد هزینه واقعی حتی تا 2013 هم بسیار بیشتر از این بود، حال آنکه باید هزینه های این چند سال را هم به آن بیفزاییم. یکی از نویسندگان، کریم سجادپور دو سه سال پیش عددی حدود 500 میلیارد دلار را گزارش کرده بود که البته باز تقریبی دست پایین است. فرض کنیم اگر برجامی نبود همان به روایتی 100 میلیارد دلاری که در دولت اوباما آزاد شد را هم باید به این هزینه ها اضافه می کردیم.

خلاصه حواسمان باشد دنیا حساب کتاب خودش را دارد و شکم گرسنه 80 میلیون رعیت ممالک محروسه ایران را شعار سیر نمی کند، بماند که مصیبت کم آبی و محیط زیست هم داریم. به نظرم کمی نگرانی بد نیست، فاجعه در دو قدمی است!

https://goo.gl/tjm9bG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درباب جغرافیای توسعه

گفته می شود تا سال 1700 بعد از میلاد کم و بیش همه دستاوردهای مهم بشر از ریاضیات گرفته تا دستگاه چاپ و قطب نما و مانند آن در دو قاره اسیا و اروپا (اوراسیا) به وجود آمده است و مردم این دو قاره به نسبت دیگر نقاط زمین مانند آمریکا و افریقا در اختراع و ارائه تکنولوژی های جدید بسیار پیشرو بوده اند. علت چه بوده است؟ یکی از صاحبنظران این برتری را در جغرافیا جستجو می کند و می گوید محیط و اقلیم اوراسیا به شکلی بوده که این برتری را پدید آورده است، او سه دلیل را ذکر می کند:

نخست، گیاهان بومی و محلی اوراسیا برای کشاورزی بسیار مناسب بودند، گندم و جو به سادگی در این مناطق به عمل می آمد و آنها ارزش تغذیه ای بالاتری در مقایسه با ذرت دارند که در قاره آمریکا بسیار یافت می شود، بی آبی و شرایط دشوار کشاورزی در آفریقا هم نیاز به گفتن ندارد.

دوم، تنوع گونه های جانوری در اوراسیا بسیار بیشتر از دیگر نقاط است، مردم این مناطق می توانستند با رام کردن گاو و اسب و الاغ از آنها برای بارکشی استفاده کنند و نگهداری گوسفند و مرغ و مانند آن هم برای نیازهای تغذیه ای برایشان بسیار ساده تر بود، مقایسه کنید با فیل و کرگدن و گورخر که بومی افریقا اند.

سوم، گستردگی قاره اوراسیا از شرق به غرب است، برخلاف امریکا و افریقا که از شمال به جنوب امتداد یافته اند. با حرکت از شمال به جنوب دما و شرایط اب و هوایی و محیطی بسیار تغییر می کند و همین گسترش تمدن در امریکا و افریقا را دشوار می کند؛ زیر کوچ نشینان این دو قاره در مهاجرت هایشان باید با شرایط متفاوتی از نظر تغذیه و خوراک روبه رو می شدند و ایجاد مازاد و خوراک بیشتر برای آنها ساده نبود.

در مقابل در اوراسیا وضعیت محیطی کم وبیش در بسیاری نقاط مشابه بود و آنها می توانستد از یک نوع قوت غالب استفاده کنند و در منطقه بزرگتری به کشت و پرورش آن بپردازند، همین باعث ایجاد مازاد خوراک و افزایش بیشتر جمعیت شد. همینطور تقسیم کار و تخصصی شدن کارها ساده تر و در مقیاس بزرگتری دنبال شد و می دانیم که رشد تمدن را مدیون همین تقسیم کار ایم .

خلاصه "اینکه زاده اسیایی رو می گن جبر جغرافیایی!"، جان کلام اینست که جبر جغرافیایی و زندگی در صحاری خاورمیانه از اول در سرنوشت ما موثر بوده است، نمی دانم می شود از شرش بدیهایش راحت شویم یا نه، والله اعلم

https://goo.gl/VG7wkE

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایرانی، ایرانی کار نکن!

یکی از دوستان فرهیخته از کتاب "خون و نفت" یاد می کند که آن را منوچهر فرمانفرمایان، از مدیر کّل‌های شرکت نفت، نوشته است. این کتاب در واقع زندگی نامه شخصی‌ او و خاندان فرمانفرما و دربار دهه ۴۰ و داستان صنعت نفت است. از قرار او به صراحت گفته است که خشک کردن نیزار آبادان و بنای یک شهر و پالایشگاه به قیمت جان مهندسان انگلیسی (بیماری مالاریا) و کار طاقت فرسای کارگران هندی انجام شد چون اهالی آن‌ جا اصلا حاضر به کار در آن‌ شرایط نبودند!

در واقع درست است که نفت زیر سرزمینی به نام ایران قرار داشت، ولی کشف و ساخت و تمام کارهای لازم آن با سرمایه و حتی کار انگلیسی ها انجام گرفت و بعدها مصدق السلطنه ای پیدا شد که به اصطلاح نفت را ملی کرد، هرچند ملی شدن واقعی را باید به حساب محمدرضا شاه و دهه 1350 نوشت. اما صحبت چیز دیگری است، در واقع از زیر کار در رفتن از دیرباز در این حوالی شایع بوده است.

کمپین هایی این طرف و آن طرف راه افتاده است که از مردم همیشه در صحنه می خواهند برای حمایت از تولید ایرانی، کالای ایرانی بخرند و حرفشان این است که با خرید کالای ایرانی فرصت کار برای کارگر ایرانی فراهم می شود. در واقع با تکیه بر وطن پرستی ملت می خواهند بگویند هوای هموطن را داشته باشید، بعضی ها هم آنقدر تند می روند که قضیه را ناموسی می کنند که گویا اگر کسی جنس غیرایرانی خریداری کرد، از غیرت و حب وطن بی بهره است.

چنین حرکت هایی هیچ عیبی ندارد، مشروط بر اینکه اجباری در کار نباشد، شاید کسی مایل باشد پولش را به این شکل خرج کند و کالای ایرانی بخرد. اما بد نیست یک کمپین هم برای نیروی کار ایرانی اعم از کارگر و کارمند به راه بیندازند که آنها هم کمی به سبک کارگر اجنبی کار و تلاش کنند و اینقدر در کار ناله از زمین و زمان نباشند. کمتر اهل کسب و کاری را دیده ام که بزرگترین مشکلش نیروی کاری "عشقی" نباشد، در واقع از زیر کار در رفتن ایرانی ها از کفر ابلیس مشهورتر است.

پرداختی ها البته چندان بالا نیست، ولی بارها و بارها کارفرمایانی را دیده ام که گفته اند حرفی ندارند اگر طرف واقعا بخواهد کار کند و دنبال حاشیه نباشد مبالغ بالا هم پرداخت کنند، اما گویا پیدا کردن چنین افرادی چیزی در مایه های معجزه است. ملتی که زنجانی و جزایری را دیده است، بعید است سخت کوشی و زحمت را جدی بگیرد. البته که همه افراد یک جور نیستند، ولی تعداد از "زیر کار درو ها" آنقدر هست که بشود گفت "فرهنگ کار" در ایران مشکل دارد.

خلاصه بد نیست در کنار نقد خریدار ایرانی که جنس خارجی را به مشابه ایرانی ترجیح می دهد، گاهی هم به نیروی کار ایرانی بپردازیم که اداره اش مصیبت کمی نیست. اگر محصول ایرانی خوب نیست، شاید بخشی از آن را هم باید ناشی از کارگر و کارمند ایرانی دانست که خیلی دل به کار نمی دهد و متعهد به کارش نیست. چندی پیش مدیر یکی از شرکت ها می گفت اخیرا کارمندانش علاقه مند اسنپ و تپسی شده اند؛ به این معنی که اگر در آن نزدیکی مسافری باشد، وسط روز به بهانه ای مرخصی ساعتی می گیرند و بیرون می روند تا مسافری را به مقصد برسانند و مبلغی وجه رایج مملکت را دریافت کنند! از این روست که می گویند مدیریت و حکومت در ایران از مشاغل سخت است.

https://goo.gl/x6ovNs

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کدام کشورها و نهادها جهان را جای بهتری کرده اند؟

نام ایران هم در رتبه 15 به چشم می خورد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel