راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در باب بانک ها و اوضاع پسابرجام

گفته شده است علیرغم برداشتن تحریم ها و محدودیت ها هنوز بانک های ایرانی در تعامل با سیستم مالی جهانی مشکل دارند و حرف هایی امیدبخشی که زده می شود جدی نیست، کسانی این را به ذات پلید استکبار و امپریالیسم ربط می دهند که حرفش با عملش یکی نیست، در اینکه سیاست پدر و مادر ندارد حرفی نیست، ولی علت اصلی را باید در جای دیگری جستجو کرد.


در طی سال ها بانک های ایرانی نتوانسته اند خود را همگام با قواعد و مقررات بانکداری جهان پیش ببرند: در این سالها قوانین سفت و سختی در حوزه پولشویی و تامین مالی تروریسم وضع شده است و همچنین بعد از بحران مالی 2008 نیز مقررات بسیار سختگیرانه ای را پیش بینی کرده اند (موسوم به بازل 3 در حوزه مدیریت ریسک، حاکمیت شرکتی و ورشکستگی و مانند آن). بانک های ایرانی بنا به گفته داخلی ها هنوز مانده است تا به سطح مقبول این استانداردها برسند و همین ریسک تعامل با آنها را بالا می برد، بگذارید کنار این قضیه که اساس همه چیز ایران و از جمله بانکداری اش سیاسی است و شفافیت لازم را ندارد، کسانی بابک زنجانی را مصداق حی و حاضر این قضیه دانسته اند.


جز ایالات متحده، نهادهای بین المللی هم با توجه به اوضاع مملکت آریایی- اسلامی، برای تعامل مالی با ایران هشدار داده اند. از جمله در آخرین نشست "اف. ای. تی. اف" 37 کشور شامل روسیه و چین هم از ریسک کار با ایرانی گفته اند و اینکه سیستم بانکی ایران راه دررو کم ندارد و باید احتیاط کرد. قضیه جریمه های سنگین دور زدن تحریم ها را هم به این عدم شفافیت اضافه کنید، برای اینکه عدد دستتان باشد که قضیه چقدر جدی است بد نیست بدانید بانک "بی. اُ. اف" و "جی. پی. مورگان" به ترتیب سالانه 15 و 8 میلیارد دلار خرج اجرای این رویه های سختگیرانه مربوط به پولشویی و مبارزه با تروریسم و تحریم می کنند!


جان کلام اینکه، اعتماد یکشبه به وجود نمی آید، از رویکرد تعامل ایران با جهان 2 سال هم نمی گذرد و هنوز بسیاری از سیاسیون داخل ایران به این قرتی بازی های "تعامل سازنده با دنیا" محل گربه هم نمی گذارند، انتظار اینکه دنیا یکباره درها را به روی ما باز کند واقع بینانه نیست. اگر کسانی در این طرف و آن طرف ماجراجویی نکنند و کمی فتیله انتظارات را پایین بکشیم و اجازه دهیم زمان بگذرد، شاید بعدها اوضاع کمی بهتر شد. اساسا برای تغییر جدی اقتصادی واحد زمان را باید دهه فرض کرد نه ماه و سال.

http://goo.gl/1xZBkq

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب هرزه نگاری

اکثریتی از مردم بر مضرات هرزه نگاری (پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی) اتفاق نظر دارند و به باور آنها شیوع آن به بسیاری آسیب ها دامن می زند، زنان تبدیل به اشیا جنسی می شوند، خانواده ها فرو می پاشند و آسیب ها روانی به بار می آید.

نسل های جدید بیشتر از هر زمانی در گذشته به این محتواها دسترسی دارند و از جمله برخی آمارها از اقبال بالای ایرانی ها به آن خبر می دهد و البته به طور کلی وضعیت در دنیا هم خیلی متفاوت نیست. در ایالات متحده آمار جالبی داده شده است که علیرغم در دسترس بودن روزافزون این محتواها میزان تجاوز کاهش یافته است (تعداد تجاوز به ازای هر 1000 نفر از پایان دهه 1970 تا کنون بیش از 85 درصد کاهش یافته است، عمده این هم در زندان ها روی داده است که استفاده از این محتواها ممنوع است). گفته شده است از سال 1994 تاکنون خشونت خانگی 63 درصد کاهش نشان می دهد و همسرآزاری نیز کمتر شده است. همچنین ادعا شده است که در کشورهایی که دسترسی آزادتری به این محتواها دارند، با زنان رفتار بهتری نسبت به دیگر کشورها می شود و پیشرفت های خوبی داشته اند. پس گویا ارتباط میان هرزه نگاری و سوژه جنسی شدن زنان به این سادگی نیست. البته تاکید شده است که اینها به مفهوم تایید هرزه نگاری و مشکل دار نبودن آن نیست، بلکه باید بررسی های جدی تری انجام گیرد.

از اینجا که این آمارها خلاف ذهنیت غالب بود، تمرکز روی آن بسیار درس آموز است. به نظرم این تلنگر خوبی برای بسیاری از ماست که ادعاهایمان را با واقعیت ها تطبیق دهیم و تلاش کنیم زبان دقیق تری را برای توصیف استفاده کنیم. شاید واقعیت آنچنان که ما می پنداریم نباشد، والله اعلم.
http://goo.gl/TTbTVL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍2
در باب اقتصاد شهرت: اثر ستاره ها

فوتبالیست های قدیمی که به قول خودشان از زمین های خاکی شروع کرده بودند، دریافتی زیادی نداشتند. امروزی ها وضعشان بد نیست، اگر بتوانند بدرخشند و اسم و رسمی به هم بزنند، می توانند چند میلیاردی کاسبی کنند. در دیگر جاهای دنیا هم الگوی کلی همین است، پله برزیلی که کسانی او را بهترین بازیکن تاریخ می دانند برای بازی در سانتوس 150 هزار دلار (معادل 1.1 میلیون دلار امروز) درآمد داشت، ولی کریستین رونالدو در سال 2010 حدود 17 میلیون دلار از رئال مادرید دریافتی داشته است. این ارقام جز درآمدهای جانبی تبلیغات و مانند آن است که درآمد کل ستاره های مطرحی مانند او را حتی به بیش از 40 میلیون دلار می رساند!

در صنعت موسیقی هم وضع همین است، چه در ایران و چه در بلاد کفر درآمد امروزی ها با قبلی ها قابل مقایسه نیست. دلایلی گوناگونی هم برای این گفته اند: با بالا رفتن درآمد مردم پول بیشتری خرج تفریح و سرگرمی می کنند، شرکت ها برای مقاصد بازاریابی و تبلیغی نسبت به گذشته حمایت مالی گسترده تری می کنند و مانند آن. اما رُزن از دانشگاه شیکاگو دلیل اصلی را پیشرفت تکنولوژی می داند!

او می گوید ستاره امروزی لزوما توانمندتر و بهتر از قبلی ها نیست، ولی با توجه به پیشرفت تکنولوژی اکنون می تواند برای تعداد بسیار بیشتری از مردم معرفی شود (بازار بزرگتر) در چنین شرایطی برتری حداقلی نسبت به رقبا، می تواند درآمد بسیار بالاتری را برای ستاره ها به همراه داشته باشد. سال 1956 که پله خود را مطرح کرده بود فقط 350 هزار تلویزیون در برزیل بود و وضع بقیه دنیا هم خیلی بهتر نبود، مقایسه کنید با میلیاردها بیننده مسابقات جام جهانی امروز که رونالدو را دنبال می کنند. وضع موسیقی دوران کاست و ماقبل اینترنت را با اکنون در ترازو می گذاریم می بینیم که ستاره های موسیقی هم برای تعداد بسیاری بیشتری معرفی می شوند. بانو گاگا معروف شاید از فلان ستاره دهه 70 بااستعدادتر نباشد، ولی به یمن تکنولوژی های نو برای تعداد بسیار بیشتری در جهان شناخته شده است و این یعنی می تواند از در آمد بسیار بالاتری برخوردار باشد.
http://goo.gl/9ntDaN

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آفتی به نام "توسعه بومی"

در این یادداشت گفته ام که این بیزنس "توسعه بومی" را رها کنید، داستان سرایی را باید کنار گذاشت و واقعیت را دریافت. توسعه یافتگی را با حکومت قانون، رفاه مادی، کاهش فقر و مانند آن می شناسند، ایران هم از قضیه مستثنی نیست. اگر منظور اینست که در تحقق این اهداف نمی توان راهکارهای ممالک دیگر را عینا در میهن آریایی-اسلامی به کار گرفت که کشف مهمی نیست، ولی اگر دنبال چیز به کلی متفاوتی هستید، شعار را با واقعیت اشتباه گرفته اید. مسیر کلی مشخص است، ولی باید بازی با کلمات را رها کرد و دنیا را چنان که هست فهمید. به محورهای اصلی کار هم بر اساس تجربه جهانی اشاره شده است.


رندان همیشه حاضرند و تا وقتی پول و حمایت کافی باشد کتاب و مقاله از "توسعه بومی" و "نقد توسعه غربی و آمرانه" و "نئولیبرالیسم" و ... می نویسند که در مملکت هپروتی ما خریدار هم دارد. اما وقتی بی آبی، تغییر اقلیم، کاهش اهمیت نفت، بنیادگرایی و تروریسم و بسیاری تهدیدهای دیگر از هر زمانی به ما نزدیکترند، می بینیم که فرصت زیادی برای تلف کردن نداریم. چنانکه در انتها همین یادداشت هم آمده است، ما به واقع و بیش از هر چیز نیازمند "مسئولیت پذیری" هستیم: حیف که دنیا کارتون نیست و واقعیت عبوس است، توسعه علاوه بر دستاوردهای مثبت، پیامدهای منفی نیز دارد که باید مسوولیت آنها را هم پذیرفت.

متن کامل یادداشت در دنیای اقتصاد را در لینک زیر ببینید:

http://goo.gl/G7dwI3

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مناظره یک شهروند با سقراط درباره حداقل دستمزد!


شهروند (ش): پولی که کارفرماها به کارگران می دهند کفاف زندگی آنها را نمی دهد.

سقراط (س): چه کنند؟ کارفرما هم باید از مشتری پول بگیرد و به کارگر بدهد، وقتی وضع اقتصادی خوب نیست، مشتری هم دنبال ارزان ترین کالاست. خود تو هم وقتی به خرید می روی دنبال ارزان ترین جنس هستی، حاضری به خاطر کارگری که جنس را تولید کرده، پول بیشتری بدهی؟ موقع خرید خیرخواهیت گل نمی کند؟

ش: سعی نکن مرا گیر بیندازی، نیتم کمک به کارگران و بهتر شدن زندگی آنهاست.

س: تو چرا فکر می کنی بیشتر از کارفرما نگران کارگر هستی؟ او دستکم با سرمایه اش ریسک کرده و کاری برای او ایجاد کرده است، ولی امثال تو فقط نق می زنید!

ش: چه می گویی؟ کارفرماها فقط به دنبال سود خودشان هستند.

س: مگر کارگر دنبال سود خودش نیست؟ محض رضای خدا سر کار می آید؟ اگر کارفرماها با ضرر هم کار کنند، آدم های خوبی هستند؟ اگر چنین کنند اصلا کسی به فکر ایجاد شغل و کارآفرینی می افتد؟

ش: این چندرغازی که به کارگران می دهند خیلی کم است، حداقل همانطور که دولت می گوید باید 40 درصد بیشتر باشد.

س: ایده بدی نیست، ولی چرا مثلا 80 درصد اضافه نکنند؟

ش: نه، این دیگر خیلی زیاد است.

س: احسنت، پس انگار قبول داری که اگر بیش از اندازه حقوق پرداخت کنیم، هزینه تولید بالا می رود و محصول روی دستمان می ماند. انتظار که نداری هر کارگری که استخدام می شود، بدون توجه به مهارت و توانمندی اش همان حداقلی که دولتی ها می گویند را دریافت کند؟ اگر جوابت مثبت باشد، کارفرما به کلی بی خیال استخدام آدم های کم مهارتی می شود که به اندازه آن حداقل دستمزد ارزش تولید نمی کنند. ترجیح نمی دهی طرف با دستمزد کمتری کار کنند، ولی حداقل کار داشته باشد؟

https://goo.gl/thhuVZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تورم مالیات پنهان است! (به زبان ساده)

دولت ها از سه راه می توانند درآمد داشته باشند: 1) مالیات 2) استقراض 3) تورم

راه اول پردردسر است، وقتی دولتی برای درآوردن خرج خودش وابسته به مردم باشد، کارش ساده نیست. نمی تواند از حدی بیشتر روی افزایش درآمدش حساب کند، زیاد تند برود، صدای مردم در می آید. برای همان مقدار دریافتی هم باید نشان دهد کار مفیدی کرده است، وگرنه ملت پول مفت به کسی نمی دهند.

راه استقراض هم چه داخلی و چه خارجی مصیبت است، دولت مجبور است اصل و بهره را پرداخت کند و اگر اعتبار درست و حسابی نداشته باشد، نمی تواند به این راه امیدوار باشد، مضاف بر آنکه قرض را باید از راه مالیات بازپرداخت کند که همان دشواری های بالا را به همراه دارد.

راه سوم برای دولت از همه بهتر است، به این منظور دستور چاپ اسکناس می دهد و پول های جدید را به زخم مخارجش می زند! هرچند ارزش واقعی واحد پول پایین می آید، مردم عادی به سرعت بو نمی برند. به تدریج اما قیمت ها بالا می رود و هزینه زندگی مردم افزایش می یابد.

به همین دلیل است که می گوییم تورم نوعی مالیات پنهان است، یعنی به جای دریافت مستقیم، از طریق تورم به شکل نامحسوس پول مردم به جیب دولت می رود و البته دردسرهای مالیات را هم ندارد. تورم و افزایش مخارج دولت دو روی یک سکه اند.

https://goo.gl/h2GyNQ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک انتخاب دشوار: اکبر، محمد یا محمود؟

یکی از بحث های داغ تلگرامی مقایسه عملکرد سه دولت آقایان احمدی نژاد، خاتمی و هاشمی رفسنجانی است، هر طرف هم دلایلی می آورد و البته حرف نامربوط هم کم نیست. دیدم در مقاله ای در سایت موسسه کاتو مقاله ای مدتها پیش نوشته اند که در این زمینه رهگشاست و از قضا از همان شاخص فلاکت معروف هم بهره گرفته است.

شاخص فلاکت را اغلب مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری می دانند، در اینجا تعریف دقیقتری استفاده شده است که علاوه بر قبلی نرخ بهره وام بانک ها را به آن اضافه می کنند و همچنین درصد تغییر در سرانه تولید ناخالص داخلی را از آن کسر می کنند یعنی هرچه تورم، نرخ بیکاری و بهره وام ها بالاتر باشد و سرانه تولید ناخالص داخلی هم کاهش پیدا کند، با اقتصاد فلاکت زده تری روبه رو هستیم. اوضاع کلی اقتصاد که از دهه 1990 به این سو چیزی در حد فاجعه بوده است و عمدتا شاخص زیر 40 نیامده است! اما بعد از تحریم ها در 2012 به رقم 106 هم رسیده است.

دوره آقای رفسنجانی یک افزایش و کاهش جدی در میزان فلاکت داشته ایم، دوره آقای خاتمی کاهش فلاکت با شیب کم را نشان می دهد و دوره آقای احمدی نژاد تا قبل از تحریم ها بد شدن اوضاع را شاهد هستیم، ولی اوضاع خیلی بدتر از معمول نبود تا اینکه بعد از آن یک رکود تازه فلاکت زدگی به دست آوردیم. در 2013 بعد از کشور دوست ونزوئلا دوم بودیم و شاخص 60.1 بوده است، سال بعد 49.1 و بعد از آن به 36.7 رسیده ایم که نشان از بهبود دارد.

می شود حدس زد آش اقتصاد ایران آنقدر شور است که اگر تحریم ها و قضیه هسته ای نبود، عملکرد نامناسب دولت نهم و دهم هم آنقدرها به چشم نمی آمد. البته به قول عزیزی، زندگی ما نه آنقدر خوب است که اخبار ساعت 2 گزارش می کند و نه آنقدر فاجعه که سالی تاک نشان می دهد! قبل از 1384 سوییس نبود بعد از آن هم سودان نشد، با این حال امیدوارم دیگر شاهد ظهور "مردانی از جنس مردم" نباشیم، با هزاران معضل پیش روی کشور فرصتی برای اشتباه نیست.

http://goo.gl/xWlRyu
http://goo.gl/zvYc5M
http://goo.gl/7kwGMg
http://goo.gl/f8yb1Y

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص فلاکت ایران از 1991 تا 2012 در دولت های مختلف

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
در باب یک توهم

دوست عزیزی تصویری از قحطی روسیه به اشتراک گذاشته است که حتی فشار گرسنگی مردم را به خوردن مرده ها وا داشته بود حرف از سال 1921 است کمتر از 100 سال پیش، تاریخ دان ها هم می گویند که در شرایط قحطی در گذشته های دور خوردن سگ و گربه و حتی کودکان و مرده ها بی سابقه نبوده است و کسانی به نمونه هایی از آن درایران هم اشاره کرده اند.

در دنیای امروز هم مصیبت کم نیست، ولی تعداد این قحطی ها و گرسنگی ها به نسبت گذشته بسیار کاهش داشته است، این را باید در افزایش توان ثروت افزایی بشر و پیشرفت هایش اقتصادی و اجتماعی اش دانست که امروزه از هر زمان دیگری بیشتر است، برخلاف باورهای برخی، دنیای امروز ما از هر زمان دیگری بهتر، انسانی تر و اخلاقی تر است! ما توانسته ایم گرسنگی، مرگ، خشونت و بدویت را به نسبت به گذشته عقب برانیم، باور کنید در جدالی دائمی برای بقا مجالی برای "معنویت" هم نمی ماند، هپروت را خیلی جدی نگیرید!

آمار سرانه مصرف غذا را در چین، نپال و هند ببینید. ما رو به پیشرفت هستیم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آمار سرانه مصرف غذا در چین، نپال و هند

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در جنگ مدرن شجاعت آنقدرها مهم نیست، جنگ افزار و بوروکراسی نظامی مهمترند و البته ارزان نیستند! هزینه جنگ آمریکا علیه داعش روزانه حدود 9 میلیون دلار!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک دشمن خونی!

توضیح: دوستان همراه کانال راهبرد، به طور جدی پیشنهاد می کنم این نوشته درس آموز را از دست ندهید. کوتاه نیست، ولی بسیار روشنگر است و خواهید پسندید.

نقل از حضرت کورلئونه است که به دوستت نزدیک باش، ولی به دشمنت نزدیکتر! به همین دلیل دیدم بد نیست این مطلب درباره اعراب صحرای حجاز را بیاورم که گویا اوضاع ما در خاورمیانه از دیپلماسی آنها هم اثر می گیرد. گفته شده است که به تازگی آمریکایی ها را تهدید به خروج دارایی هایشان هم کرده اند و بینشان شکر آب شده است.

گفته اند قضیه به 1943 بر می گردد، روزولت، ملک فیصل و ملک خالد پادشاهان آینده عربستان را به کاخ سفید دعوت می کند، توافق می کنند این هوای شرکت های نفتی یانکی ها را داشته باشد و دیگری امنیت صحرای حجاز را تامین کند. دو سال بعد این توافق را رسمی می کنند، هرچند گویا سرقضیه فلسطین اختلاف های جدی داشته اند. بعد ها هرچند فیصل، آمریکایی ها را به خاطر حمایت از اسرائیل به نوعی تحریم نفتی می کند، ولی عرب ها و آمریکایی ها همکاری های گسترده ای دارند مانند قضایای صلح اعراب و اسرائیل، جنگ علیه شوروی در افغانستان و البته آزادسازی کویت. اما از سال 2000 به بعد اوضاع متفاوت می شود.

در آن سال کنفرانس های صلح سوریه و اسرائیل و همچنین اعراب و اسرائیل به جایی نمی رسد و اعراب فکر می کنند امریکایی ها در این زمینه فشار لازم را بر اسرائیل نیاورده اند، صلح اول برای جلوگیری از نزدیکی سوریه به ایران اهمیت داشت و دومی هم یک مسئله ناموسی برای اعراب بوده و هست. سال بعد، سعودی ها از حمایت جورج بوش از آریل شارون در قضیه انتفاضه دوم فلسطین آزرده می شوند و ملک عبدالله در اقدامی نمادین حتی از ملاقات با رئیس جمهور امریکا سر باز می زند و به سرزمین یانکی هم نمی رود. بعد از قضیه یازده سپتامبر که اوضاع بدتر می شود، مرتکبان تبعه عربستان بودند، عرب ها اول انکار می کنند، ولی می بینند قضیه برای خودشان هم جدی است و تازه در آن زمان شروع به مبارزه جدی با آن می کنند. عرب ها علت حمله به عراق را نمی فهمند، از صدام دل خوشی نداشتند، ولی دوست داشتند یک ژنرال از اقلیت سنی جانشین وی شود و نه دولتی شیعه برآمده از رای اکثریت که نزدیک به رقیب منطقه ای آنهاست.

در زمان اوباما اعراب شکایت می کنند که او به اندازه لازم در قضیه فلسطین و فشار به اسرائیل مایه نمی گذارد. بهار عربی کار را یکسره می کند، حرف سعودی ها این بود چرا امریکا از یار دیرین خود حسنی مبارک حمایت نکرد و کار را به رای مردم وا گذاشت، کاری که می توانست انتظاری مشابه در عربستان هم ایجاد کند و تهدیدی برای سعودی ها بود. حمایت نصفه و نیمه امریکا از اصلاحات سیاسی در بحرین کاری را به جایی می رساند که خود به صورت نظامی وارد عمل می شوند و به آنجا لشکرکشی می کنند. بعد هم سراغ مصر می روند، برای آنها السیسی جانشین مناسبی برای مبارک بود و بعد از کودتا ارتش از وی حمایت می کنند. این ارتباط نزدیک هنوز هست و چندی پیش خبرساز شد.
زمامداران کنونی یعنی ملک سلمان و محمد پسر وی برخلاف ملک عبدالله بسیار تهاجمی عمل می کنند و با احتیاط میانه ای ندارند، نمونه اش را در حمله ائتلاف نظامی 34 کشور به یمن می شود دید، گفته می شود روحانیون سلفی هم به دلایل ایدئولوژیک خواهان شدت عمل برای مجوس های ایرانی اند و می خواهند سراسر جهان اسلام را علیه این کفار صفوی بشورانند، این را بگذارید کنار تصویری که از ایران در قضیه سوریه ارائه می شود و گویا بنا بر نظرسنجی الجزیره حتی میان نخبگان عرب هم چهره ایران را مخدوش کرده است.

نویسنده در نهایت توصیه به همکاری بیشتر آمریکا و عربستان می کند، اما به نظر می رسد با کم شدن اهمیت نسبی نفت و قدرت گرفتن چین و روسیه، دیگر خاورمیانه آن اهمیت سابق را ندارد و امریکایی ها مداخله جدی در منطقه را دنبال نکنند. پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی می شود حدس زد که در بلندمدت حفظ امنیت اسرائیل اولویت کلی آنها خواهد بود، در زمینه مبارزه با بنیادگرایی همکاری ها را بیشتر خواهند کرد و با ایجاد توازن بین دو قدرت منطقه ای ایران و عربستان جلوی جنگی تمام عیار را خواهند گرفت تا دوران نفت هم سپری شود.
http://goo.gl/NKyrxK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دولت "بزرگ" و افزایش مخارج دولت (به زبان ساده)

برخی مالیات را با راهزنی مقایسه کرده اند: فرقی نمی کند راهزنی در سرگردنه پول زور به اسم غنیمت از تو بگیرد یا دم و دستگاه عرض و طویل دولت به نام مالیات! اما فارغ از مالیات، بد نیست زیان های افزایش مخارج دولت را بشنوید، 4 دلیل آورده اند:

1. پولی که دولت از مردم می گیرد، بر اساس حساب و کتاب اقتصادی چنان که در بازار هست تخصیص داده نمی شود و چانه زنی های سیاسی در آن بسیار اساسی است. در بازار اصل بر مبادله آزادانه است، اگر راضی نباشی، اصلا خرید نمی کنی. اما در برابر دولت علاوه بر اینکه به اجبار پولی پرداخت می کنی، معلوم نیست آنچه دریافت می کنی ارزشش را داشته باشد. طنز کار اینجاست که گاهی اگر راضی نبودی باید بیشتر هم پرداخت کنی!

2. مخارج دولت محدود به مالیات ها و دریافتی های مردم نیست، با چاپ پول یا عملیات بازار باز به شکلی پنهان خرج خودش را در می آورد و هزینه ها را شهروندان با تورم و کاهش استاندارد زندگی می پردازند. (در پست "تورم مالیات پنهان است!" اشاره ای به آن داشتم)

3. دولت با مخارج خود روال بازار را مختل می کند: از یک طرف پولی را از شرکت الف به عنوان مالیات می گیرد که هزینه کالا را برای مصرف کننده شرکت الف بالا می برد و از سوی دیگر این پول را جایی دیگری (شرکت ب) خرج می کند که مصرف کننده شرکت ب را محروم می کند و هزینه او را هم افزایش می دهد.

4. دولت با خرج کردن برای خود هوادار می سازد، وابستگی سیاسی پنهان ایجاد می کند و فربه تر و فربه تر می شود. در این صورت کاهش مخارج دولت، کاهش پرداختی به "مردم" و "بخش خصوصی" هم هست و این کار را دشوار می کند.

https://goo.gl/5bi8sv

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بزرگترین سرمایه ما نفت نیست، "ایران" است.

کسانی می گویند مرزهای خاورمیانه از روز اول (قرارداد سایکس-پیکو) مصنوعی بود، ادم های با دین و قومیت و فرهنگ متفاوت را فقط به زور می شد کنار هم نگه داشت و حال هم می بینید که در عراق و سوریه چه روی می دهد، هیچ چیز نیست که این ادم ها را به هم وصل کند. اکنون نیز پیشنهاد می کنند، بهتر است به واحدهای کوچکتر تجزیه شوند!

اما اینجا در شمال خلیج فارس ما یک "ایران" داریم، منظورم مفهوم مبهمی که آن را مقابل "اسلام" قرار می دهند نیست، بلکه یک تمامیت فرهنگی-تاریخی-اسطوره ای است که بسیاری از ساکنان این سرزمین خود را با آن هویت یابی می کنند: مردم سرزمین آتش (آذربایجان) "ایرانی" هستند، کردها، لرها، بلوچ ها و دیگر اقوام همه "ایرانی" هستند، اختلاف ها هست، ولی همه می پذیرند که خود را "ایرانی" بدانند و این کم نیست.

نام رسمی "ایران" شاید عمر زیادی نداشته باشد، ولی "ایران" به عنوان یک مولفه هویتی دیرپا همه ما را به هم پیوند می دهد. "ایران" فقط به مرزهای رسمی محدود نیست، از شرق و غرب و شمال و جنوب رد پایش را می توان دید. نفت را همه در صحاری خاورمیانه دارند شاید بیشتر، شاید کمتر، ولی "ایران" را ندارند. بزرگترین سرمایه ما همین "ایران" است.

https://goo.gl/z94tsP
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب اقتصاد قانون: فساد همیشه بد نیست!

سه قرن پیش محدودیت های زیادی بر تجارت ایالات متحده برقرار بود و آنها بر اساس قوانین بریتانیا نمی توانستند آزادانه با دیگر کشورها مبادله تجاری داشته باشند، عمده صادرات و واردات آنها به صورت اجباری با بریتانیا بود. همین وضعیت برای بسیاری از کشورهای دیگر مستعمره هم برقرار بود.

در بریتانیا، دوک نیوکاسل مسئول رسیدگی به امور امریکا بود و از آنجا که بیشتر به حفظ جایگاه خود فکر می کرد، دنبال اجرای سفت و سقت قوانین هم نبود و دست مقامات محلی را در اجرای قوانین باز گذاشت. نتیجه این بود که مقامات گمرک محلی در ازای دریافت رشوه چشمانشان را می بستند تا تجار با هر کجا می خواهند مبادله داشته باشند. کسانی گفته اند این به اصطلاح فساد باعث شد که آمریکایی ها رشد اقتصادی خوبی را تجربه کنند، بعدها هم که بریتانیا بنای سختگیری گذاشت، نارضایتی گسترده ای به بار آمد و زمینه جدایی امریکا از بریتانیا فراهم آمد.

یک تصور رایج هست که همیشه قانون بهتر از بی قانونی است، چنین نیست. هر قانونی خوب یا بد هزینه ایجاد می کند: وضع قانون و اجرا و نظارت بر آن رایگان انجام نمی شود و باید برای آن هزینه کرد. کسانی باید باشند که این کارها را انجام دهند و حواسشان به اوضاع باشد و البته این خرج دارد. قانون های بد علاوه بر چنین هزینه هایی، جلوی منافع بالقوه را هم می گیرد و زمینه ساز فساد است. قانون های زائد هم فقط هزینه ایجاد می کنند، بدون آنکه منفعتی در پی داشته باشند. آنچه ما نیاز داریم حداقل قانون های خوب است.

http://goo.gl/c9Jvyb

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره رشد اقتصاد ما چند است؟

در بسیاری جاهای دنیا رشد اقتصادی را با شاخص نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) می سنجند و البته بسیاری معتقدند این کافی نیست )گفته می شود در این شاخص رتبه 189 دنیا را در سال گذشته داشته ایم) .

اگر اقتصاد را به یک خودرو تشبیه کنیم، این شاخص چیزی مثل همان سرعت سنج است که به شما می گوید با چه سرعتی می روید، ولی اینکه کجا می روید و چگونه می روید مشخص نیست. چند شاخص دیگر برای این منظور پیشنهاد و اندازه گیری ها انجام گرفته است. برای ایران هم می تواند موردتوجه قرار بگیرد (بماند که شاخص آخری حرف و حدیث کم ندارد).

شغل مناسب: فقط آمار اشتغال کافی نیست، تغییر شاخص درصد کسانی که مشغول به کار هستند و دریافتی متناسب با حداقل استانداردهای زندگی دارند مناسبتر است.

خوشبختی: تغییر برداشت و تصور مردم از میزان خوشبختی خود به عنوان یک شاخص معتبر شناخته شده است و ابعاد گوناگونی مانند سلامت و مسکن و مانند آن را در خود دارد.

محیط زیست: درصد تغییر انتشار گازهای گلخانه ای و دی اکسید کربن می تواند شاخص برای عملکرد زیست محیطی اقتصاد باشد.

سلامت: درصد افزایش و کاهش مرگ های قابل پیشگیری نمایانگر عملکرد اقتصاد در حوزه سلامت و بهداشت است.

انصاف و عدالت: تغییرات شاخص تفاوت درآمد میان دهک اول و دهم تصویری از انصاف اقتصادی است.

https://goo.gl/au8TqC

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چالش های اقتصاد ایران

می گویند بعد از برجام خیلی ها در خارج و داخل امید به بهبود داشتند، کسانی ایران را سرزمین فرصت ها می نامیدند، ولی گویا الان همه واقع بین تر شده اند.

در این مقاله اکونومیست گفته شده است که از مهمترین چالش ها محدودیت های بانکی است، از یکی از دوستان کاربلد بانکدار شنیدم که همه محدودیت های تحریم و عدم اعتماد به بانک های ایرانی و فاصله آنها با استانداردهای جهانی به کنار، سعودی ها هم به طور جدی موش می دوانند. گویا مشابه همین تهدید اخیر فروش دارایی هایشان در ایالات متحده را به صورت پنهان و با شدت بیشتر برای ایران دنبال می کنند، زیرا اثربخشی تحریم های بانکی را دیده اند. از جمله آن دوست عزیز اشاره می کرد که بانکی که 80 میلیارد دلار پول سعودی ها را در اختیار دارد، نمی تواند به رقیب منطقه ای آنها لبخند بزند و ظاهرا سنبه سعودی ها پرزور است.

قیمت نفت هم مصیبتی است، ایران در 2010 حدود 125 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، امسال شانس بیاورد حدود 25 میلیارد دلار! کاغذبازی و سلسله مراتب اداری که حتی کار برای صدور ویزا برای سرمایه گذاران سخت کرده است هم مشکل کمی نیست (شاخص سهولت کسب و کار را ببینید). فساد گسترده و فعالیت پنهان اقتصادی هم از چالش های پراهمیت هستند که خارجی ها را دلسرد می کنند. کسانی هم منتظر انتخابات امریکا هستند تا ببینند کار به کجا می رسد، این را اضافه کنید که بسیاری چهره های ذی نفوذ اساسا "تعامل سازنده با دنیا" و این قبیل قرتی بازی های دولت اعتدال را قصه کلثوم ننه می دانند و آن را جدی نمی گیرند.

جان کلام هنوز خیلی کار داریم، منتظر معجزه نباشید.
http://goo.gl/nEzNjb

کانال راهبرد
@RahbordChannel
معجزه های هزاره سوم و باقی قضایا

دیدم دکتر میرزا خانی سردبیر محترم دنیای اقتصاد درباره ونزوئلا و بحران جاری آن نوشته اند، از آنجا که این کشور زمانی دوست و برادر به حساب می آمد و پرزیدنت مهرورز ایرانی علاقه زیادی به چاوز فقید داشت و زمانی این دو نفر، بت "مبارزان" جهان شده بودند، بد نیست مروری کوتاه به اوضاع داشته باشیم. فقط کمی حوصله کنید. از همین آغاز هم بگویم هرگونه شباهت با اوضاع اقتصادی مملکت ما اتفاقی است!

تا همین سه سال پیش کسانی عملکرد اقتصادی ونزوئلا را در حد "معجزه" می دانستند، شواهدی هم داشتند: تولید ناخالص داخلی در عرض ده سال دو برابر شده بود، بیکاری و مرگ و میر نوزادان به نصف کاهش پیدا کرده بود، فقر در ونزوئلا کاهش چشمگیری یافته بود و این کشور سومین کشور آمریکای لاتین از نظر فقر پایین ارزیابی می شد.نام نویسی در دانشگاه ها بیش از دو برابر شده بود و میلیون ها نفر برای نخستین بار دسترسی به خدمات درمانی پیدا کردند و خدمات اجتماعی گسترش زیادی پیدا کرده بود. (بد نیست تراز تجاری این کشور را در طی چند سال اخیر هم ببنیید)

اوضاع این کشور نفت خیر تا قبل از کاهش قیمت نفت خیلی بد نبود، ولی سوتدبیر در نهایت خودش را نشان داد، کسانی بررسی بیشتر کرده اند که در مقایسه با دیگر کشورهای آمریکای لاتین وضعیت ونزوئلا و دستاوردهایش چنان فتح الفتوحی هم نبود، در باقی کشورهای آن حوالی هم روند مشابهی در کاهش فقر، رشد اقتصادی و مرگ ومیر نوزادان دیده می شد. برای مثال در کلمبیا فقر از 45 درصد به 30 درصد رسید یا در اروگوئه از 32 درصد به حدود 11 درصد کاهش یافت و آمارهای مشابه دیگری نیز می توان ارائه داد. گفته شده است قبل از کاهش قیمت نفت کسر بودجه این کشور حدود 17 درصد بود که بعدها وخیم تر هم شد و به حدود 30 درصد رسید و تورم هم سال گذشته 64 درصد بوده است، در حال حاضر هم که می بینید چه خرمحشری است! بد نیست حوصله کردید شاخص فلاکت را هم بررسی کنید که این کشور با افتخار رتبه نخست دنیا را دارد . (گفته شده است که این اقتصادها از یک الگوی خاص 4 مرحله ای پیروی می کنند که حوصله کردم در آینده در مورد آن می نویسم، شاید به کار سیاستگذار مملکت ما هم بیاید)

جان کلام اینکه اقتصاد علم واقعیت هاست، هر چیزی هم در این دنیا حساب و کتاب دارد و به طور کلی از برخی فیگورهای سیاسی دوری کنید، منظورم همان کسانی است که بیش از اندازه صحبت از عدالت و کمک به فقرا می کنند و از بدیهای بازار آزاد می گویند، دستکم عملکرد اقتصادی شان جالب نیست 😊

https://goo.gl/uon62x

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بعد از بمباران، بهترین راه تخریب یک شهر کنترل اجاره‌هاست!


در این یادداشت دنیای اقتصاد گفته ام که هر کسی کمی از اقتصاد سردر بیاورد می داند که نهادهای کنترل کننده قیمت با هر اسمی از جمله تعزیزات حکومتی و حمایت از مصرف کننده اثراتی ویرانگر بر اقتصاد دارند، از جمله به تجربه کنترل اجاره بها در نیویورک اشاره شده است که چه بر سر ساخت و ساز آورد که گفتند بعد از بمباران، بهترین راه تخریب یک شهر کنترل اجاره‌هاست! از زیان های اقتصادی که بگذریم، وقتی فرایند بازار را که یکی از بزرگترین ابداعات بشر است، مختل می کنیم، غول سیاست از شیشه در می آید.

رمانتیک هایی که با اهداف انسان دوستانه از قیمت گذاری دستوری دفاع می کنند، هنوز منطق مناسبات قدرت و بوروکراسی های عریض و طویل دولت را نمی شناسند. تجربه تاریخی بشر نشان می دهد که باید از "دولت" هراس داشت، به ویژه اگر در این حوالی و در صحاری خاورمیانه مستقر باشد. اگر در این مملکت توریست نباشید، دلایل زیادی برای این بدبینی می توانید در اطرافتان پیدا کنید. یک پیشنهاد دیگر هم دارم سری به سایت برخی از این نهادهای مداخله گر بزنید، از بزرگی آنها شگفت زده می شوید، واقعا فکر می کنید آنها بهتر از بازار عمل می کنند؟

متن کامل یادداشت را در لینک زیر ببینید، تلاش کرده ام حرف تازه ای بزنم، امیدوارم چنین بوده باشد.
http://goo.gl/Qh6rGf

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چرا حمایت از تولید داخلی عاقبت ندارد!؟


ژاپنی ها به حمایت از تولیدکنندگان داخلی شهرت داشتند، ملتی خشن، متعصب و ماجراجو بعد از شکست برابر متفقین تلاش کردند با کمک یانکی ها اقتصادشان را دوباره بسازند. رویکرد حمایتی آنها (سیاست صنعتی) بسیار بحث برانگیز بوده است، منتقدان می گویند مانع شکوفایی کامل اقتصاد ژاپن شده و به سود نورچشمی ها تمام شده است. ذکر یک نمونه بد نیست.


سال 1986 ارزش ین به نسبت دلار دوبرابر شد، این یعنی صادرات ژاپنی ها گرانتر تمام می شد. صادرکنندگان ژاپنی به جای کارهای عاقلانه ای مثل کاهش هزینه ها و نوآوری، سراغ راه حل ساده تر رفتند. از آنجا که در طی سالها ارتباط خوبی با مقامات سیاسی پیدا کرده بودند، چانه زنی با دولتی ها شروع شد. آنها برای "حمایت از اقتصاد ملی" خواستار اعتبار ارزان (وام کم بهره) شدند. دولتی ها هم به وظیفه ملی میهنی خود عمل کردند و پذیرفتند این سامورایی های وطن پرست! را کمک کنند، حاصل چه شد؟


پیش از آن یک توضیح کوتاه بد نیست. متقاضی وام ارزان زیاد است، ولی وام ارزان به زیان وام دهنده و سود وام گیرنده است. اشتباه نکنیم اینجا دولت وام دهنده نیست، هیچ دولتی از خود پولی ندارد، در عمل وام دهنده اصلی مردم هستند (هرچند جزئیات کار بسیار پیچیده تر است)، پیامد وام های ارزان هم چیزی جز تورم نیست. این را هم اضافه کنید که نرخ بهره ای که مصنوعی پایین نگاه داشته شده است، به سرمایه گذاری نادرست منجر می شود، زیرا فرصت های غیرسودآور به اشتباه سودآور تلقی می شوند.


اما بشنوید از ژاپن: همه به دنبال وام و اعتبار ارزان رفتند، اوضاع کسب و کار البته چند سالی بد نبود، ولی در همین حال حباب ها شکل گرفت، قیمت زمین در توکیو به شکل چشمگیری افزایش یافت، شاخص بورس توکیو 4 برابر شد و بخش مالی به شدت فربه شد. اما اوایل دهه 1990 ورق برگشت، ترکیدن حباب ها شروع شد، شاخص بورس تا 80 درصد کاهش یافت، قیمت زمین و ملک سقوط کرد و رشد تولید ناخالص داخلی هم رسید به حدود 1 درصد!

خلاصه این "حمایت از تولید داخل" به این سادگی نیست و اما و اگرش زیاد است، خود دانید! 😊
https://goo.gl/FPnl2K
https://goo.gl/oKggtl

کانال راهبرد
@RahbordChannel
"اقتصاد مقاومتی" عربستان

حکام صحرای حجاز می خواهند وابستگی اقتصادشان به نفت را کم کنند، بو برده اند که دوره نفت به پایان خود نزدیک می شود و فهمیده اند که آمریکایی ها دیگر مثل سابق هوایشان را ندارند و به رقیب نزدیک شده اند. شاهزاده ای جوان که هم وزیر جنگ است و هم متولی اقتصاد قرار است کار تحول اقتصادی را پیش ببرد، گفته می شود میان جمعیت جوان عربستان محبوبیت زیادی دارد.


طرح تحول آنها به تازگی منتشر شده است، قرار است یارانه سوخت و برق و آب را کم کنند، از مردم بیشتر مالیات بگیرند و در مملکت را به روی خارجی ها بیشتر باز کنند، ولی اصل مطلب اینست که قرار است حدود 5 درصد از غول نفتی آرامکو را به قیمت تخمینی 2 تریلیون دلار واگذار کنند و پول را در صندوق سرمایه گذاری دولتی بریزند تا خرج تحول اقتصادی شود.


مشکل کم ندارند، بازار ناکارآمد نیروی انسانی، مهارت پایین، حذف زنان و نرخ بیکاری بالا همچنان مشکل ساز است. تندروهای وهابی هم بعید است اجازه دهند در مملکت روی توریست ها باز شود و شبیه دوبی شود.
اما برتری هایی هم دارند: بخش پتروشیمی آنها بسیار پیشروست و منابع معدنی سرشاری هم دارند، هرچند خام فروشی همچنان خیلی پراهمیت خواهد ماند بناست تا سال 2030 تولید ناخالص داخلی را دوبرابر کنند و تا 2020 دیگر به نفت وابسته نباشند. گفته شده است به این منظور باید 4 تریلیون دلار تا آن زمان در 8 صنعت معادن و فلزات، پتروشیمی، ساخت و تولید، خرده فروشی و عمده فروشی، توریسم، سلامت، مالی و ساخت و ساز سرمایه گذاری کنند و به سوی اقتصاد بازارمحور حرکت کنند. (حوصله کردید چشم انداز 2030 آنها را در الریاض ببینید و با چشم انداز 1404 ما مقایسه کنید). کسانی این طرح را بلندپروازانه اما عملی دانسته اند.

برای ما ایرانی ها تذکر یک نکته اساسی است، سعودی ها برای این جراحی اقتصادی از منظر سیاسی- اجتماعی به یک دشمن نیاز دارند تا همگرایی ملی شان حفظ شود و به این بهانه نارضایتی ها را مدیریت کنند. در کنار بقیه دلایل، ایران هراسی برایشان حیاتی است. مگر ممکن است از فرصتی طلایی "آتش زده شدن سفارتشان در تهران" بگذرند؟ هرگز، این برای آنها هدیه ای از آسمان بود!

http://goo.gl/X2zD2P
http://goo.gl/xFlzTf
http://goo.gl/FSS7QW

کانال راهبرد
@RahbordChannel