در باب بهشت روی زمین
کسی گفته بود همینکه انگلیسی متولد شده باشی، اولین جایزه را در لاتاری زندگی برده ای! ولی اکنون خیلی ها معتقدند کشورهای نوردیک (سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ و فنلاند) جاهای بهتری برای متولد شدن اند؛ پیشتر هم نوشتم که این ادعا که این کشورها سوسیالیست اند چقدر بی پایه است؛ آزادترین اقتصادهای دنیا را نمی توان هیچ رقم سوسیالیست دانست، ولی در این هم تردیدی نیست که اندازه دولت (مخارج آن) بزرگ است.
با توجه به همین اندازه بزرگ دولت؛ برخی گفته اند این کشورها مثل زنبوری می مانند که با توجه به جثه و بال های کوچک به نظر نمی آید بتوانند پرواز کنند؛ ولی عجیب این است که خوب هم پرواز می کنند. دولت در این کشورها بسیار شفاف است و همگان به داده های دولتی دسترسی دارند و چیزی از چشم تیزبین جامعه مدنی دور نمی ماند. اما چطور اهالی این کشورها از قدرت هیولایی دولت در امان مانده اند؟
این را به شرایط و فرهنگ خاص این کشورها ربط داده اند، جمعیت این کشورها زیاد نیست و اهالی سیاست مجبورند با یکدیگر کنار بیایند؛ از نظر تاریخی شاهان آن در کاخ های عظیم و دور از بقیه زندگی نمی کردند و بارون ها مجبور بودند با روستاییان مستقل وارد مذاکره شوند. اندیشه ای لیبرال را هم خیلی زود پذیرفتند؛ مثلا از همان قرن 18 قانون آزادی مطبوعات در سوئد تصویب شد. از میانه های قرن 19 هم امتیازات ویژه اشراف برای تصدی مناصب دولتی را لغو کردند و بر شایسته سالاری تاکید کردند؛ مذهب غالب آنها پروتستان است که هوادار رابطه مستقیم بین فرد و خداست و قدرت کلیسا و دم و دستگاه دین را محدود می کند.
پروژه پیمایش ارزش های جهانی هم که از 1981 در کار سنجش ارزش های اجتماعی فرهنگی کشورهای دنیاست نشان می دهد که این کشورها سرسخت ترین هواداران فردگرایی و آزادی های فردی اند؛ احترام به فرد چنان در فرهنگ آنها ریشه دوانده است که کار دولت اساسا چیزی جز زمینه سازی برای پرورش این فردیت و به ظهور رساندن آن در اجتماع تلقی نمی شود، به نظر می رسد اصل مطلب را باید در همین جا جستجو کرد: سنت قدرتمند فردگرایی!
قدرتمند بودن فردگرایی باعث شده است که هیولای دولت نتواند انسان ها را به بند بکشد و آنها را از آزادی شان محروم کند؛ در حوالی ما در صحاری خاورمیانه اوضاع بسیار متفاوت است؛ به قول یکی از دوستان فرهیخته؛ فرهنگ غالب در اینجا اساسا با هر چیزی که بوی فردیت و تفاوت با جمع دارد مخالف است و معتقد است باید نوکش را قیچی کرد؛ در واقع ما بیشتر از توصیه و تذکر به رعایت منافع جمعی نیازمند به رسمیت شناخت تفاوت های فردی و احترام به آزادی های افرادیم. به نظر می رسد در چنین فضایی نمی توان از دولت کشورهای نوردیک الگو گرفت؛ پیش نیاز آن چیزهایی اساسی تر است، والله اعلم.
https://goo.gl/ky95DH
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسی گفته بود همینکه انگلیسی متولد شده باشی، اولین جایزه را در لاتاری زندگی برده ای! ولی اکنون خیلی ها معتقدند کشورهای نوردیک (سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ و فنلاند) جاهای بهتری برای متولد شدن اند؛ پیشتر هم نوشتم که این ادعا که این کشورها سوسیالیست اند چقدر بی پایه است؛ آزادترین اقتصادهای دنیا را نمی توان هیچ رقم سوسیالیست دانست، ولی در این هم تردیدی نیست که اندازه دولت (مخارج آن) بزرگ است.
با توجه به همین اندازه بزرگ دولت؛ برخی گفته اند این کشورها مثل زنبوری می مانند که با توجه به جثه و بال های کوچک به نظر نمی آید بتوانند پرواز کنند؛ ولی عجیب این است که خوب هم پرواز می کنند. دولت در این کشورها بسیار شفاف است و همگان به داده های دولتی دسترسی دارند و چیزی از چشم تیزبین جامعه مدنی دور نمی ماند. اما چطور اهالی این کشورها از قدرت هیولایی دولت در امان مانده اند؟
این را به شرایط و فرهنگ خاص این کشورها ربط داده اند، جمعیت این کشورها زیاد نیست و اهالی سیاست مجبورند با یکدیگر کنار بیایند؛ از نظر تاریخی شاهان آن در کاخ های عظیم و دور از بقیه زندگی نمی کردند و بارون ها مجبور بودند با روستاییان مستقل وارد مذاکره شوند. اندیشه ای لیبرال را هم خیلی زود پذیرفتند؛ مثلا از همان قرن 18 قانون آزادی مطبوعات در سوئد تصویب شد. از میانه های قرن 19 هم امتیازات ویژه اشراف برای تصدی مناصب دولتی را لغو کردند و بر شایسته سالاری تاکید کردند؛ مذهب غالب آنها پروتستان است که هوادار رابطه مستقیم بین فرد و خداست و قدرت کلیسا و دم و دستگاه دین را محدود می کند.
پروژه پیمایش ارزش های جهانی هم که از 1981 در کار سنجش ارزش های اجتماعی فرهنگی کشورهای دنیاست نشان می دهد که این کشورها سرسخت ترین هواداران فردگرایی و آزادی های فردی اند؛ احترام به فرد چنان در فرهنگ آنها ریشه دوانده است که کار دولت اساسا چیزی جز زمینه سازی برای پرورش این فردیت و به ظهور رساندن آن در اجتماع تلقی نمی شود، به نظر می رسد اصل مطلب را باید در همین جا جستجو کرد: سنت قدرتمند فردگرایی!
قدرتمند بودن فردگرایی باعث شده است که هیولای دولت نتواند انسان ها را به بند بکشد و آنها را از آزادی شان محروم کند؛ در حوالی ما در صحاری خاورمیانه اوضاع بسیار متفاوت است؛ به قول یکی از دوستان فرهیخته؛ فرهنگ غالب در اینجا اساسا با هر چیزی که بوی فردیت و تفاوت با جمع دارد مخالف است و معتقد است باید نوکش را قیچی کرد؛ در واقع ما بیشتر از توصیه و تذکر به رعایت منافع جمعی نیازمند به رسمیت شناخت تفاوت های فردی و احترام به آزادی های افرادیم. به نظر می رسد در چنین فضایی نمی توان از دولت کشورهای نوردیک الگو گرفت؛ پیش نیاز آن چیزهایی اساسی تر است، والله اعلم.
https://goo.gl/ky95DH
کانال راهبرد
@RahbordChannel
The Economist
The secret of their success
The Nordic countries are probably the best-governed in the world
در باب آن شیردل
رئیس جمهور امریکا برای مردم ایران چیزی فراتر از رئیس جمهور یک کشور دیگر؛ حال قدرتمندترین کشور جهان؛ است؛ چیزی است در مایه های فصل الخطاب همه کس و همه چیز؛ یحتمل حرف های دونالد شیردل از همه اهالی سیاست ایران بیشتر جدی گرفته می شود و بیشتر شنونده دارد؛ قضیه در دوران شاه هم متفاوت نبوده است؛ محمد قائد نوشته است:
"فقط جان کندی میتوانست با قاطعیتی در حد وحی ِ مـُنزل بگوید در ایران باید اصلاحات ارضی شود و شاه یا رفرم میکند یا پی کارش میرود. حرفزدن از تضاد بین زمینداران بهتاریخ پیوسته و بورژوازی درسخواندهٔ در حال صعود فلسفیدن دربارهٔ خیالات واهی است. تضادی وجود نداشت: فرمان از عرش اعلیٰ بود، از سوی رئیس جمهور آمریکا که فصلالخطاب تحولات ایران بود و هست و خواهد بود."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
رئیس جمهور امریکا برای مردم ایران چیزی فراتر از رئیس جمهور یک کشور دیگر؛ حال قدرتمندترین کشور جهان؛ است؛ چیزی است در مایه های فصل الخطاب همه کس و همه چیز؛ یحتمل حرف های دونالد شیردل از همه اهالی سیاست ایران بیشتر جدی گرفته می شود و بیشتر شنونده دارد؛ قضیه در دوران شاه هم متفاوت نبوده است؛ محمد قائد نوشته است:
"فقط جان کندی میتوانست با قاطعیتی در حد وحی ِ مـُنزل بگوید در ایران باید اصلاحات ارضی شود و شاه یا رفرم میکند یا پی کارش میرود. حرفزدن از تضاد بین زمینداران بهتاریخ پیوسته و بورژوازی درسخواندهٔ در حال صعود فلسفیدن دربارهٔ خیالات واهی است. تضادی وجود نداشت: فرمان از عرش اعلیٰ بود، از سوی رئیس جمهور آمریکا که فصلالخطاب تحولات ایران بود و هست و خواهد بود."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
ثبات سیاسی ایران از اوایل دوره مهرورزی تا کنون
در سال 2010 (اعتراض های پساانتخابات) بدترین وضعیت را شاهد بوده ایم؛ پس از برجام ثبات سیاسی ایران بیشتر شده است.
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
در سال 2010 (اعتراض های پساانتخابات) بدترین وضعیت را شاهد بوده ایم؛ پس از برجام ثبات سیاسی ایران بیشتر شده است.
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
یک کتاب جالب
اهل دل گفته اند در یک پژوهش مفصل تازه منتشر شده از مهرزاد بروجردی و کوروش رحیم خانی آمده است که در چهل سال گذشته بسیاری از مشاغل سیاسی کلیدی در دست حدود دو هزار و سیصد آقازاده بوده است که از قرار اشتراک همه آنها با یکدیگر ناشایستگی و بی لیاقتی است! والله اعلم.
https://t.co/9n6y3Khxn5
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
اهل دل گفته اند در یک پژوهش مفصل تازه منتشر شده از مهرزاد بروجردی و کوروش رحیم خانی آمده است که در چهل سال گذشته بسیاری از مشاغل سیاسی کلیدی در دست حدود دو هزار و سیصد آقازاده بوده است که از قرار اشتراک همه آنها با یکدیگر ناشایستگی و بی لیاقتی است! والله اعلم.
https://t.co/9n6y3Khxn5
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
Amazon
Postrevolutionary Iran: A Political Handbook: Mehrzad Boroujerdi, Kourosh Rahimkhani: 9780815635741: Amazon.com: Books
Postrevolutionary Iran: A Political Handbook [Mehrzad Boroujerdi, Kourosh Rahimkhani] on Amazon.com. *FREE* shipping on qualifying offers. The 1979 revolution fundamentally altered Iran’s political landscape as a generation of inexperienced clerics who did…
برآورد جدید تورم
استیو هانکه نرخ تورم سالانه ایران را نزدیک به 100 درصد می داند؛ یعنی دو برابر شدن سطح عمومی قیمت ها؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
استیو هانکه نرخ تورم سالانه ایران را نزدیک به 100 درصد می داند؛ یعنی دو برابر شدن سطح عمومی قیمت ها؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
تورم 100 درصدی! پیش بینی یک رمال شیاد یا اقتصاددان؟
استیو هانکه گفته بود که برآوردش از تورم ایران حدود 100 است؛ هرچند آمارهای رسمی چیزی بین 10 تا 20 درصد را نشان می دهند؛ کسانی گفتند طرف شیادی است که چیزی از اقتصاد نمی داند؛ افزایش قیمت ارز را معادل تورم گرفته است؛ از آن سو کسانی می گفتند که استیو بزرگ استاد دانشگاه جان هاپکینز است و زمانی به دولت ریگان مشاوره اقتصادی می داده است؛ بعید است چنین کسی اینقدر پرت باشد که اشتباه های دانشجوهای کارشناسی اقتصاد را مرتکب شود.
اما از قرار اقتصاددان جنجالی خیلی پرت نیست؛ این قضیه برآوردهای استیو بزرگ از نرخ تورم هم از ونزوئلا شروع شده است، جایی که به آمارهای اقتصادی رسمی اعتباری نیست و او خواسته است برآوردی واقع بینانه از نرخ تورم داشته باشد. استیو هانکه معتقد است مهمترین قیمت در اقتصاد، نرخ مبادله پول ملی در برابر ارز رزرو جهانی (دلار) است؛ وقتی قیمت واقعی و بازاری ارز (قیمت بازار آزاد یا بازار سیاه) را داشته باشیم می توان از آن استفاده کرد و برآورد دقیقی از نرخ تورم به دست داد.
این برآورد با استفاده از قضیه برابری قدرت خرید است که بیان می کند قیمت یک سبد استاندارد کالا اگر بر اساس واحد پولی مشترک بیان شود در همه کشورهای جهان یکسان است؛ پس برای تعیین نرخ ارز "واقعی" باید قیمت یک سبد کالا به پول محلی (420000 ریال برای مثال) را به قیمت همان سبد کالا در بازار امریکا (6 دلار برای مثال) تقسیم کرد تا نرخ "واقعی" ارز (در این مثال 70000 ریال) استخراج شود.
از آنجا که شکل اولیه مطلق قضیه برابری قدرت خرید پیش فرض های محدود کننده ای دارد، از شکل نسبی آن استفاده می کنند که به زبان مفهومی می گوید (تغییر نسبی در نرخ دلار= تورم در کشور- تورم در ایالات متحده)؛ از این رو با بررسی تغییر قیمت ارز در بازار یک کشور و همچنین داشتن نرخ تورم در ایالات متحده می توان برآوردی از تورم در آن کشور به دست داد که به ویژه در شرایط ابرتورم و تغییر چشمگیر قیمت ارز تخمین قابل اتکایی است.
می دانیم که در مورد تورم و برابر گرفتن آن با شاخص بهای مصرف کننده حرف و حدیث کم نیست؛ اما استیو بزرگ هم پرت نیست و حرف برای گفتن دارد. می توان به جنبه هایی از کار او چون و چرا کرد، ولی به طور قطع با یک شیاد روبه رو نیستیم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/agGpUY
کانال راهبرد
@RahbordChannel
استیو هانکه گفته بود که برآوردش از تورم ایران حدود 100 است؛ هرچند آمارهای رسمی چیزی بین 10 تا 20 درصد را نشان می دهند؛ کسانی گفتند طرف شیادی است که چیزی از اقتصاد نمی داند؛ افزایش قیمت ارز را معادل تورم گرفته است؛ از آن سو کسانی می گفتند که استیو بزرگ استاد دانشگاه جان هاپکینز است و زمانی به دولت ریگان مشاوره اقتصادی می داده است؛ بعید است چنین کسی اینقدر پرت باشد که اشتباه های دانشجوهای کارشناسی اقتصاد را مرتکب شود.
اما از قرار اقتصاددان جنجالی خیلی پرت نیست؛ این قضیه برآوردهای استیو بزرگ از نرخ تورم هم از ونزوئلا شروع شده است، جایی که به آمارهای اقتصادی رسمی اعتباری نیست و او خواسته است برآوردی واقع بینانه از نرخ تورم داشته باشد. استیو هانکه معتقد است مهمترین قیمت در اقتصاد، نرخ مبادله پول ملی در برابر ارز رزرو جهانی (دلار) است؛ وقتی قیمت واقعی و بازاری ارز (قیمت بازار آزاد یا بازار سیاه) را داشته باشیم می توان از آن استفاده کرد و برآورد دقیقی از نرخ تورم به دست داد.
این برآورد با استفاده از قضیه برابری قدرت خرید است که بیان می کند قیمت یک سبد استاندارد کالا اگر بر اساس واحد پولی مشترک بیان شود در همه کشورهای جهان یکسان است؛ پس برای تعیین نرخ ارز "واقعی" باید قیمت یک سبد کالا به پول محلی (420000 ریال برای مثال) را به قیمت همان سبد کالا در بازار امریکا (6 دلار برای مثال) تقسیم کرد تا نرخ "واقعی" ارز (در این مثال 70000 ریال) استخراج شود.
از آنجا که شکل اولیه مطلق قضیه برابری قدرت خرید پیش فرض های محدود کننده ای دارد، از شکل نسبی آن استفاده می کنند که به زبان مفهومی می گوید (تغییر نسبی در نرخ دلار= تورم در کشور- تورم در ایالات متحده)؛ از این رو با بررسی تغییر قیمت ارز در بازار یک کشور و همچنین داشتن نرخ تورم در ایالات متحده می توان برآوردی از تورم در آن کشور به دست داد که به ویژه در شرایط ابرتورم و تغییر چشمگیر قیمت ارز تخمین قابل اتکایی است.
می دانیم که در مورد تورم و برابر گرفتن آن با شاخص بهای مصرف کننده حرف و حدیث کم نیست؛ اما استیو بزرگ هم پرت نیست و حرف برای گفتن دارد. می توان به جنبه هایی از کار او چون و چرا کرد، ولی به طور قطع با یک شیاد روبه رو نیستیم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/agGpUY
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ideas.repec.org
On Measuring Hyperinflation, by Steve H. Hanke; Charles Bushnell
Venezuela now exhibits the 57th historic episode of hyperinflation as measured in the Hanke–Krus World Hyperinflation Table. Entry to the hyperinflation dataset depends on three qualifying criteria: inflation rates greater than 50% per month; the persistence…
از مصائب خاورمیانه ای بودن!
شادروان داریوش همایون با تیزبینی خاص خود توصیفی از آنچه هستیم را طرح می کند؛ راه حل پیشرفت ما در ایران ما آگاهی به این "هویت" ضد توسعه و تلاش برای غلبه بر آنست:
"خاورميانه بيش از يک اصطلاح مبهم جغرافيائی، و مانند جهان سوم يک حالت ذهنی است. خاور ميانه ای اگر مسلمان و عرب هم نباشد به غرب ستيزی، بويژه امريکا ستيزی و يهود ستيزی که بر آن سرپوش ضد صهيونيسم می گذارند شناخته است. او اگر هم انگشتی برضد غرب تکان ندهد از تاريخ خود ــ تاريخی که مانند همه جهان بينی او "سوبژکتيو و گزينشی است ــ احساس دشمنی با غرب را آموخته است. کشاکش فلسطين و اسرائيل که کهن ترين و پيچيده ترين کشاکش جهان است او را يک سويه و يک پارچه ضد اسرائيلی و تقريبا بنا بر تعريف، ضد يهودی کرده است. حالت مظلوم و قربانی جهان سومی اش با احساس مظلوميت و قربانی بودن اسلامی و خاور ميانه ای تقويت شده است. او هيچ مسئوليتی ندارد و از بابت شوربختی خود طلبکار ديگران است. اروپا، غرب، امريکا، شرکتهای چند مليتی، امپرياليسم، سرمايه داری و اکنون جهانگرائی، مسئول گرفتاريهای اويند ــ اگر چه آن گرفتاريها و ريشه های شان به سده های پيش برگردد. هر رويدادی در جهان، بويژه اگر فاجعه آميز باشد، به دست و اشاره آنهاست.(چند در صد مردم در خاور ميانه ۱۱ سپتامبر را توطئه خود امريکا نمی دانند و به اصالت نوار فاتحانه بن لادن باور دارند؟) طبع آسان پسند خاور ميانه ای رفتن به ژرفا و رسيدن به بلندا را دشوار، اگر نه ناممکن ، می سازد."
...
"خاور ميانه را می بايد به شکست خوردگانی واگذاشت که که در هر شکست دلايل تازه را برای چسبيدن به عوامل اصلی شکستهای خود می يابند. خاور ميانه وزنه ای بر بال پرواز ماست و هيچ چيز برای عرضه کردن به ما ندارد. يک گنداب واقعی فرهنگی و سياسی است که بايد پای مان را از آن بيرون بکشيم. خاور ميانه را، چنانکه بقيه جهان سوم را، می بايد شناخت و با آن رابطه درست داشت ولی راه ما از همه آنها جداست. ايران فردا را هم امروز می بايد باز ساخت ... پرده تابوها را می بايد دريد و از حمله کهنه انديشان نهراسيد."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
شادروان داریوش همایون با تیزبینی خاص خود توصیفی از آنچه هستیم را طرح می کند؛ راه حل پیشرفت ما در ایران ما آگاهی به این "هویت" ضد توسعه و تلاش برای غلبه بر آنست:
"خاورميانه بيش از يک اصطلاح مبهم جغرافيائی، و مانند جهان سوم يک حالت ذهنی است. خاور ميانه ای اگر مسلمان و عرب هم نباشد به غرب ستيزی، بويژه امريکا ستيزی و يهود ستيزی که بر آن سرپوش ضد صهيونيسم می گذارند شناخته است. او اگر هم انگشتی برضد غرب تکان ندهد از تاريخ خود ــ تاريخی که مانند همه جهان بينی او "سوبژکتيو و گزينشی است ــ احساس دشمنی با غرب را آموخته است. کشاکش فلسطين و اسرائيل که کهن ترين و پيچيده ترين کشاکش جهان است او را يک سويه و يک پارچه ضد اسرائيلی و تقريبا بنا بر تعريف، ضد يهودی کرده است. حالت مظلوم و قربانی جهان سومی اش با احساس مظلوميت و قربانی بودن اسلامی و خاور ميانه ای تقويت شده است. او هيچ مسئوليتی ندارد و از بابت شوربختی خود طلبکار ديگران است. اروپا، غرب، امريکا، شرکتهای چند مليتی، امپرياليسم، سرمايه داری و اکنون جهانگرائی، مسئول گرفتاريهای اويند ــ اگر چه آن گرفتاريها و ريشه های شان به سده های پيش برگردد. هر رويدادی در جهان، بويژه اگر فاجعه آميز باشد، به دست و اشاره آنهاست.(چند در صد مردم در خاور ميانه ۱۱ سپتامبر را توطئه خود امريکا نمی دانند و به اصالت نوار فاتحانه بن لادن باور دارند؟) طبع آسان پسند خاور ميانه ای رفتن به ژرفا و رسيدن به بلندا را دشوار، اگر نه ناممکن ، می سازد."
...
"خاور ميانه را می بايد به شکست خوردگانی واگذاشت که که در هر شکست دلايل تازه را برای چسبيدن به عوامل اصلی شکستهای خود می يابند. خاور ميانه وزنه ای بر بال پرواز ماست و هيچ چيز برای عرضه کردن به ما ندارد. يک گنداب واقعی فرهنگی و سياسی است که بايد پای مان را از آن بيرون بکشيم. خاور ميانه را، چنانکه بقيه جهان سوم را، می بايد شناخت و با آن رابطه درست داشت ولی راه ما از همه آنها جداست. ايران فردا را هم امروز می بايد باز ساخت ... پرده تابوها را می بايد دريد و از حمله کهنه انديشان نهراسيد."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
چرا باید از گنداب خاورمیانه بیرون بیاییم؟
شادروان داریوش همایون زمانی گفته بود:
"آينده ملت ما اگر قرار است بهتر از اکنونش باشد در بيرون آمدن از اين دنيا هاست: پشت کردن به جهان سوم، بيرون زدن از خاور ميانه، فراموش کردن اسلام به عنوان يک شيوه زندگی و نه يک رابطه شخصی با آفريننده جهان. ما می بايد اروپائی و جهان اولی بشويم زيرا در اصل چيزی از آنها کم نداريم. ايرانی هر جا باشد به محض آنکه به ابزارهای فرهنگی غرب دست می يابد خود را به غربيان می رساند. ما از جهان سومی های ديگر سبکبار تريم. تجربه ميليونها ايرانی مهاجر و تبعيدی در دو دهه گذشته اين را ثابت کرد.
جهان اسلامی هيچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ايرانی مانده ايم و نه آن دويست سال تاراج و کشتار و ويرانی سيستماتيک را برای نابود کردن عنصر ايرانی فراموش کرده ایم و نه هزار پانصد سال بزرگی پيش از آن را. اسلام دین بسياری از ما هست ولی موجوديت ما نيست. ما با عربها بيش از اينها تفاوت داريم. موضوع برتری و فروتری نيست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته است آن را بزدايد."
حرف مرد فرهیخته اینست؛ ضعف هایت را بشناس و دلیری دانستن داشته باش؛ بیرون آمدن از صغارت خودخواسته کار ساده ای نیست. والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
شادروان داریوش همایون زمانی گفته بود:
"آينده ملت ما اگر قرار است بهتر از اکنونش باشد در بيرون آمدن از اين دنيا هاست: پشت کردن به جهان سوم، بيرون زدن از خاور ميانه، فراموش کردن اسلام به عنوان يک شيوه زندگی و نه يک رابطه شخصی با آفريننده جهان. ما می بايد اروپائی و جهان اولی بشويم زيرا در اصل چيزی از آنها کم نداريم. ايرانی هر جا باشد به محض آنکه به ابزارهای فرهنگی غرب دست می يابد خود را به غربيان می رساند. ما از جهان سومی های ديگر سبکبار تريم. تجربه ميليونها ايرانی مهاجر و تبعيدی در دو دهه گذشته اين را ثابت کرد.
جهان اسلامی هيچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ايرانی مانده ايم و نه آن دويست سال تاراج و کشتار و ويرانی سيستماتيک را برای نابود کردن عنصر ايرانی فراموش کرده ایم و نه هزار پانصد سال بزرگی پيش از آن را. اسلام دین بسياری از ما هست ولی موجوديت ما نيست. ما با عربها بيش از اينها تفاوت داريم. موضوع برتری و فروتری نيست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته است آن را بزدايد."
حرف مرد فرهیخته اینست؛ ضعف هایت را بشناس و دلیری دانستن داشته باش؛ بیرون آمدن از صغارت خودخواسته کار ساده ای نیست. والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
به بهانه کمپین جادوگر
در اقتصاد در حال رکود وقتی همه پس انداز کنند؛ پس انداز همه (کل) کاهش خواهد یافت.
پ.ن: با پوزش از اهالی مکتب اتریش 😉
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در اقتصاد در حال رکود وقتی همه پس انداز کنند؛ پس انداز همه (کل) کاهش خواهد یافت.
پ.ن: با پوزش از اهالی مکتب اتریش 😉
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
یک توصیه ضروری برای اوضاع کنونی ایران
در واقع جهان [بخوانید ایران] به آدم های "خوره" بیشتری نیاز دارد!
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در واقع جهان [بخوانید ایران] به آدم های "خوره" بیشتری نیاز دارد!
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب فساد ستیزی
نقل کرده اند که میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". در واقع این مثل می گوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم "حق سیگار و چایی" خود را از جیب مردم در می آورند.
دموکراسی ها نسبت به رژیم های سیاسی خودکامه از این نظر وضعیت بهتری دارند؛ در دموکراسی ها بسیاری از مقامات مجبورند هر از چند خود را در معرض رای مردم قرار دهند و رقابت سیاسی و رسانه های آزاد هم باعث می شود که فساد کمتر رخ دهد و بیشتر کشف شود. اثرات زیان بار فساد که نیاز به تکرار ندارد، نشان داده شده است که با یک درجه بدتر شدن وضعیت فساد (بر اساس شاخص برداشت از فساد سازمان شفافیت بین الملل) در یک کشور، به طور متوسط 388 دلار از سرانه تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد!
در گزارشی از بانک جهان به نام "رانه های فساد" می خوانیم که در قالب دو دسته راهکار با هدف پیشگیری و افشای فساد به مواردی مانند "کنترل اداری داخلی روی فعالیت های دولت"، "شفاف کردن فعالیت لابی ها"، "کنترل مالی مالیات و درآمدهای دولت"، "رسانه های آزاد"، حمایت قانونی از افشاگران (whistleblowers) اشاره کرده است. حرف و حدیث در مورد عوامل بروز و گسترده شدن فساد کم نیست، اما اصل مطلب را باید در یک جا جستجو کرد.
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود فساد حاصل چیزی جز فضولی های دولت در بازار و مختل کردن آن به وسیله قانون و مقررات نیست، مختل کردنی که به بهانه های به اصطلاح خیرخواهانه صورت می گیرد. بر خلاف تصور رایج در بین عموم که فساد را صرفا پدیده ای فردی و حاصل بی اخلاقی و طمع افراد سودجو می دانند؛ بیشتر باید آن را عارضه ای ساختاری و کلان دانست که برآمده از قانون ها و مقررات دست و پاگیر و نالازم است. غریب نیست بگوییم فساد بیش از آنکه حاصل نبود این یا آن قانون باشد، حاصل قانون های بیش از حد است.
اعداد و ارقام هم چیز متفاوتی را نمی گوید؛ وقتی به شاخص هایی مانند سهولت کسب و کار و آزادی اقتصادی می نگریم؛ درمی یابیم که کشورهایی که بیشتر غرق مقررات و تبصره های اهالی دولت اند و دولت در آنها مداخله بیشتری دارد، فاسدتر نیز تلقی می شوند. وقتی منطق سیاسی دولت ها بر منطق هزینه- فایده اقتصادی بازار برتری داده می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. می توان دید که در کشورمان نیز مقررات دست و پاگیر فراوان انگیزه زیادی برای فساد به وجود آورده است و خیلی ها حاضر می شوند پولی بپردازند تا این موانع قانونی را دور بزنند.
بنابراین باید گفت رویکرد کلی برای کاهش فساد در کشورها افزایش آزادی اقتصادی کشور هاست؛ انتظار داریم زمانی که کار به بازار و رقابت سپرده می شود و دولت ها پیش پای نیروهای بازار سنگ نمی اندازند؛ فساد کمتری شاهد باشیم. با چنین نگرشی، قضیه مبارزه با فساد از به اصطلاح "برخورد قاطع" با مفسدان و به کارگیری گسترده گزمه و محتسب برای کشف فساد فراتر می رود؛ در واقع باید گفت شفافیت، حکومت قانون، استقلال قوه قضاییه و آزادی بیان اهمیت بیشتری در پیشگیری و جلوگیری از فساد دارند.
برخی صاحبنظران شش تجربه موفق را در این زمینه ذکر کرده اند که به نظر می رسد می تواند در کشور ما نیز کارساز باشد.
در این مقاله دنیای اقتصاد به برخی موضوعات مرتبط با فساد پرداخته ام؛ اینکه اوضاع در چه حالست نمی دانم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/V9HYxZ
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
نقل کرده اند که میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". در واقع این مثل می گوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم "حق سیگار و چایی" خود را از جیب مردم در می آورند.
دموکراسی ها نسبت به رژیم های سیاسی خودکامه از این نظر وضعیت بهتری دارند؛ در دموکراسی ها بسیاری از مقامات مجبورند هر از چند خود را در معرض رای مردم قرار دهند و رقابت سیاسی و رسانه های آزاد هم باعث می شود که فساد کمتر رخ دهد و بیشتر کشف شود. اثرات زیان بار فساد که نیاز به تکرار ندارد، نشان داده شده است که با یک درجه بدتر شدن وضعیت فساد (بر اساس شاخص برداشت از فساد سازمان شفافیت بین الملل) در یک کشور، به طور متوسط 388 دلار از سرانه تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد!
در گزارشی از بانک جهان به نام "رانه های فساد" می خوانیم که در قالب دو دسته راهکار با هدف پیشگیری و افشای فساد به مواردی مانند "کنترل اداری داخلی روی فعالیت های دولت"، "شفاف کردن فعالیت لابی ها"، "کنترل مالی مالیات و درآمدهای دولت"، "رسانه های آزاد"، حمایت قانونی از افشاگران (whistleblowers) اشاره کرده است. حرف و حدیث در مورد عوامل بروز و گسترده شدن فساد کم نیست، اما اصل مطلب را باید در یک جا جستجو کرد.
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود فساد حاصل چیزی جز فضولی های دولت در بازار و مختل کردن آن به وسیله قانون و مقررات نیست، مختل کردنی که به بهانه های به اصطلاح خیرخواهانه صورت می گیرد. بر خلاف تصور رایج در بین عموم که فساد را صرفا پدیده ای فردی و حاصل بی اخلاقی و طمع افراد سودجو می دانند؛ بیشتر باید آن را عارضه ای ساختاری و کلان دانست که برآمده از قانون ها و مقررات دست و پاگیر و نالازم است. غریب نیست بگوییم فساد بیش از آنکه حاصل نبود این یا آن قانون باشد، حاصل قانون های بیش از حد است.
اعداد و ارقام هم چیز متفاوتی را نمی گوید؛ وقتی به شاخص هایی مانند سهولت کسب و کار و آزادی اقتصادی می نگریم؛ درمی یابیم که کشورهایی که بیشتر غرق مقررات و تبصره های اهالی دولت اند و دولت در آنها مداخله بیشتری دارد، فاسدتر نیز تلقی می شوند. وقتی منطق سیاسی دولت ها بر منطق هزینه- فایده اقتصادی بازار برتری داده می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. می توان دید که در کشورمان نیز مقررات دست و پاگیر فراوان انگیزه زیادی برای فساد به وجود آورده است و خیلی ها حاضر می شوند پولی بپردازند تا این موانع قانونی را دور بزنند.
بنابراین باید گفت رویکرد کلی برای کاهش فساد در کشورها افزایش آزادی اقتصادی کشور هاست؛ انتظار داریم زمانی که کار به بازار و رقابت سپرده می شود و دولت ها پیش پای نیروهای بازار سنگ نمی اندازند؛ فساد کمتری شاهد باشیم. با چنین نگرشی، قضیه مبارزه با فساد از به اصطلاح "برخورد قاطع" با مفسدان و به کارگیری گسترده گزمه و محتسب برای کشف فساد فراتر می رود؛ در واقع باید گفت شفافیت، حکومت قانون، استقلال قوه قضاییه و آزادی بیان اهمیت بیشتری در پیشگیری و جلوگیری از فساد دارند.
برخی صاحبنظران شش تجربه موفق را در این زمینه ذکر کرده اند که به نظر می رسد می تواند در کشور ما نیز کارساز باشد.
در این مقاله دنیای اقتصاد به برخی موضوعات مرتبط با فساد پرداخته ام؛ اینکه اوضاع در چه حالست نمی دانم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/V9HYxZ
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
روزنامه دنیای اقتصاد
فضولی دولت در بازار
نقل کردهاند که میان چینیها چیزی با این مضمون رایج است «ماهی بزرگ، ماهی کوچک را میخورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن». در واقع این مثل میگوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم «حق سیگار و چایی» خود را از جیب مردم در…
بهترین توصیف از آخرین پادشاه ایران
"زندگی سياسی او پيش از زندگی طبيعیاش پايان يافت، و پرونده آدمِ پايان يافته مختومه است.عاقبت به خير نشد اما آرزو به دل نماند.هرچه خواست گفت، هرچه خواست كرد و سرانجام كيش و مات شد.
سؤال مناسب شايد اين نباشد كه چرا سقوط كرد؛ اين باشد كه چگونه آن همه سال دوام آورد".
"آدم متوسطی بود بهتر از آنچه جامعه یک گام به پیش دو گام به پس و در گل مانده ایران لیاقتش را دارد". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"زندگی سياسی او پيش از زندگی طبيعیاش پايان يافت، و پرونده آدمِ پايان يافته مختومه است.عاقبت به خير نشد اما آرزو به دل نماند.هرچه خواست گفت، هرچه خواست كرد و سرانجام كيش و مات شد.
سؤال مناسب شايد اين نباشد كه چرا سقوط كرد؛ اين باشد كه چگونه آن همه سال دوام آورد".
"آدم متوسطی بود بهتر از آنچه جامعه یک گام به پیش دو گام به پس و در گل مانده ایران لیاقتش را دارد". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
👎1
مشاور اقتصادی رئیس جمهور درباره تورم و راه های مهار آن چه می گوید؟
پ.ن: بنا به گفته ها ایشان مدتهاست در جلسات دولت حضور پیدا نمی کند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
پ.ن: بنا به گفته ها ایشان مدتهاست در جلسات دولت حضور پیدا نمی کند؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
نرخ "تورم" ایران
استیو بزرگ با توجه به تغییرات قیمت ارز نرخ "تورم" را 135 درصد تخمین زده است؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
استیو بزرگ با توجه به تغییرات قیمت ارز نرخ "تورم" را 135 درصد تخمین زده است؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب "منافع ملی"
داریوش همایون فقید پیشترها به خوبی گفته بود: "مردم ايران تا اين چنين ، شکست همه سويه سياست خارجی و اقتصاد را تجربه نکرده بودند مفهوم منافع ملی را به درستی درک نمی کردند و به آسانی بر ديگران دل می سوزاندند . امروز ما ناگزير شده ايم هر چه دل داريم بر حال ملت خود بسوزانيم که پياپی می بازد ومی بيند که دوستی هايش نه تنها زيان بخش که يکسويه بوده است و بيهوده خود را درگير مسائلی کرده است که به او مربوط نيست".
آنچه او 15 سال پیش گفت همچنان با شدتی بیشتر برای ما رواست؛ برخلاف گفته ها به نظرم برای تصحیح اوضاع ایران بیش و پیش از انرژی "جوانان"؛ نیازمند تدبیر "پیران" پرشهامت ایم. یکی از آنهایی که مثل انور سادات دلیری پشت کردن به گذشته برای "منافع ملی" و ترسیم مسیر آینده را داشته باشد. انرژی و توان بالا زمانی به کار می آید که دستکم در مسیر درستی باشیم؛ والا تلاش بسیار و دویدن در بیراهه کارساز نیست؛ نخست باید مسیر درست را برگزید. یادمان باشد راه اصلاحگری ایران حتی در حوزه اقتصاد از اصلاح سیاست خارجی می گذرد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
داریوش همایون فقید پیشترها به خوبی گفته بود: "مردم ايران تا اين چنين ، شکست همه سويه سياست خارجی و اقتصاد را تجربه نکرده بودند مفهوم منافع ملی را به درستی درک نمی کردند و به آسانی بر ديگران دل می سوزاندند . امروز ما ناگزير شده ايم هر چه دل داريم بر حال ملت خود بسوزانيم که پياپی می بازد ومی بيند که دوستی هايش نه تنها زيان بخش که يکسويه بوده است و بيهوده خود را درگير مسائلی کرده است که به او مربوط نيست".
آنچه او 15 سال پیش گفت همچنان با شدتی بیشتر برای ما رواست؛ برخلاف گفته ها به نظرم برای تصحیح اوضاع ایران بیش و پیش از انرژی "جوانان"؛ نیازمند تدبیر "پیران" پرشهامت ایم. یکی از آنهایی که مثل انور سادات دلیری پشت کردن به گذشته برای "منافع ملی" و ترسیم مسیر آینده را داشته باشد. انرژی و توان بالا زمانی به کار می آید که دستکم در مسیر درستی باشیم؛ والا تلاش بسیار و دویدن در بیراهه کارساز نیست؛ نخست باید مسیر درست را برگزید. یادمان باشد راه اصلاحگری ایران حتی در حوزه اقتصاد از اصلاح سیاست خارجی می گذرد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب ضریب ایثار در اقتصاد
این توصیفی است از شیوه اداره مملکت در دوران جنگ، مدیونید فکر کنید الان خیلی تفاوت کرده است! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
این توصیفی است از شیوه اداره مملکت در دوران جنگ، مدیونید فکر کنید الان خیلی تفاوت کرده است! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاد به سبک کره شمالی
کره شمالی بر اساس نوعی ایدئولوژی خاص به نام جوچه اداره می شود که به قولی مارکسیسم- لنینیسم با طعم کره ای است و عمدتا حاصل اجتهاد پیشوایان بزرگ این دوزخی ترین کشور روی زمین است تا "سوسیالیسم" واقعی اجرا شود؛ در مورد اقتصاد هم رهنمودهای جالبی دارد.
حرف اصلی در جوچه "خودکفایی" است، آنها بنا دارند یک اقتصاد ملی "مستقل" به وجود بیاورند. تاکیدشان هم بر روی صنایع سنگین و ماشین سازی و دیگر صنایع اساسی است؛ در زمینه تکنولوژی دوست ندارند "وابسته" باشد و البته در مورد منابع اقتصادی و ماده خام هم می خواهند "مستقل" بمانند، البته "همکاری های بین المللی" به ویژه با حکومت های همسو را هم رد نمی کنند.
این کشور مظهر خودکفایی (یا به زبان اهالی اقتصاد اتارکی) است، خودش تولید می کند و خودش مصرف می کنند و از غوغای جهان هم آزاد است، تصویری که برای برخی شاید جالب به نظر برسد. گفته اند که در دهه 1990 کمترین وابستگی را به نفت و واردات آن را داشته است و با سوخت و منابع انرژی در دسترس خودش کارش را پیش می برد؛ در ابداع و اختراع هم دستش خالی نبوده است، علاوه به موشک جات، مثلا در صنایع نساجی و پوشاک به جای مواد معمول از ماده ای به نام وینیلون استفاده می کند که ساخت خود کره ای هاست؛ وینیلون بر خلاف نایلون و کتان که در کره شمالی به مقدار لازم امکان تولید و فراوری شان نیست، نیاز به واردات ندارد. خلاصه کره ای ها این ماده را به عنوان مظهر استقلال و حاصل روی پای خود ایستادن می دانند و به آن فیبر جوچه لقب داده اند.
اما واقعیت با کسی شوخی ندارد و دنیا کارتون نیست؛ کره شمالی از گذشته تا حال از کمک های گسترده اتحاد شوروی (تا قبل از نابودی آن امپراتوری شر) و چین حتی برای غذا بهره مند بوده است؛ بعد از فروپاشی شوروی هم بحران اقتصادی آن تشدید شد و قحطی گسترده ای گریبان مردم را گرفت؛ ارقام دقیقی وجود ندارد، ولی تا سه میلیون و پانصد هزار نفر را هم برای قربانیان آن قحطی ذکر کرده اند؛ در آماری دیگر از 500 تا 600 هزار آورده شده است. عکسی منسوب به آن دوران هست که سه نفر که انگار از گور برخاسته اند را نشان می دهد؛ تصویری از رنج و فلاکت و نکبت! با تمام سانسور از اخبار در داخل، بسیاری از تصویرهایی که گاه و بیگاه از زندگی مردم عادی بیرون می آید حاکی از فقر گسترده و زندگی دشوار اهالی آنجاست.
چیز غریبی هم نیست، هایک بزرگ پیامد این نگاه را به خوبی در "راه بردگی" شرح داده بود، از دل خودکفایی و "استقلال" چیزی جز این در نمی آید؛ وقتی آن را با کشور همسایه اش که شباهتشان کم هم نیست مقایسه می کنیم، وخامت اوضاع کره شمالی روشن تر هم می شود؛ اینکه تحرکات اخیر پیشوای جوان این کشور را چقدر باید جدی گرفت را باید اهل فن بگویند، ولی می توان با اطمینان گفت با روش سابق چیزی جز تیره روزی و فقر به بار نمی آید؛ راه پیشرفت هر کشوری ارتباط گسترده با جهان، اقتصاد بازار و تن دادن به آن همه آن چیزی است که امثال ما به آن می گویند لیبرالیسم، والله اعلم.
https://goo.gl/Ce2FkS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کره شمالی بر اساس نوعی ایدئولوژی خاص به نام جوچه اداره می شود که به قولی مارکسیسم- لنینیسم با طعم کره ای است و عمدتا حاصل اجتهاد پیشوایان بزرگ این دوزخی ترین کشور روی زمین است تا "سوسیالیسم" واقعی اجرا شود؛ در مورد اقتصاد هم رهنمودهای جالبی دارد.
حرف اصلی در جوچه "خودکفایی" است، آنها بنا دارند یک اقتصاد ملی "مستقل" به وجود بیاورند. تاکیدشان هم بر روی صنایع سنگین و ماشین سازی و دیگر صنایع اساسی است؛ در زمینه تکنولوژی دوست ندارند "وابسته" باشد و البته در مورد منابع اقتصادی و ماده خام هم می خواهند "مستقل" بمانند، البته "همکاری های بین المللی" به ویژه با حکومت های همسو را هم رد نمی کنند.
این کشور مظهر خودکفایی (یا به زبان اهالی اقتصاد اتارکی) است، خودش تولید می کند و خودش مصرف می کنند و از غوغای جهان هم آزاد است، تصویری که برای برخی شاید جالب به نظر برسد. گفته اند که در دهه 1990 کمترین وابستگی را به نفت و واردات آن را داشته است و با سوخت و منابع انرژی در دسترس خودش کارش را پیش می برد؛ در ابداع و اختراع هم دستش خالی نبوده است، علاوه به موشک جات، مثلا در صنایع نساجی و پوشاک به جای مواد معمول از ماده ای به نام وینیلون استفاده می کند که ساخت خود کره ای هاست؛ وینیلون بر خلاف نایلون و کتان که در کره شمالی به مقدار لازم امکان تولید و فراوری شان نیست، نیاز به واردات ندارد. خلاصه کره ای ها این ماده را به عنوان مظهر استقلال و حاصل روی پای خود ایستادن می دانند و به آن فیبر جوچه لقب داده اند.
اما واقعیت با کسی شوخی ندارد و دنیا کارتون نیست؛ کره شمالی از گذشته تا حال از کمک های گسترده اتحاد شوروی (تا قبل از نابودی آن امپراتوری شر) و چین حتی برای غذا بهره مند بوده است؛ بعد از فروپاشی شوروی هم بحران اقتصادی آن تشدید شد و قحطی گسترده ای گریبان مردم را گرفت؛ ارقام دقیقی وجود ندارد، ولی تا سه میلیون و پانصد هزار نفر را هم برای قربانیان آن قحطی ذکر کرده اند؛ در آماری دیگر از 500 تا 600 هزار آورده شده است. عکسی منسوب به آن دوران هست که سه نفر که انگار از گور برخاسته اند را نشان می دهد؛ تصویری از رنج و فلاکت و نکبت! با تمام سانسور از اخبار در داخل، بسیاری از تصویرهایی که گاه و بیگاه از زندگی مردم عادی بیرون می آید حاکی از فقر گسترده و زندگی دشوار اهالی آنجاست.
چیز غریبی هم نیست، هایک بزرگ پیامد این نگاه را به خوبی در "راه بردگی" شرح داده بود، از دل خودکفایی و "استقلال" چیزی جز این در نمی آید؛ وقتی آن را با کشور همسایه اش که شباهتشان کم هم نیست مقایسه می کنیم، وخامت اوضاع کره شمالی روشن تر هم می شود؛ اینکه تحرکات اخیر پیشوای جوان این کشور را چقدر باید جدی گرفت را باید اهل فن بگویند، ولی می توان با اطمینان گفت با روش سابق چیزی جز تیره روزی و فقر به بار نمی آید؛ راه پیشرفت هر کشوری ارتباط گسترده با جهان، اقتصاد بازار و تن دادن به آن همه آن چیزی است که امثال ما به آن می گویند لیبرالیسم، والله اعلم.
https://goo.gl/Ce2FkS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
اقتصاد به سبک کره شمالی | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
برای رشد اقتصادی نیازی به تورم نیست!
می شود دید که اغلب رشد اقتصادی (افزایش تولید ناخالص داخلی یا همان جی دی پی معروف) همراه با بالا رفتن "سطح عمومی قیمت ها" در اقتصاد است؛ خیلی ها پیشنهاد می کنند اینجا باید بانک مرکزی وارد شود تا تورم از کنترل خارج نشود، ولی آیا برای رشد اقتصادی باید تورم را به جان خرید؟
اجازه دهید این طور به قضیه نگاه کنیم؛ رشد اقتصادی واقعی (افزایش ثروت حقیقی در یک اقتصاد) قابل اندازه گیری عددی و کمّی نیست؛ همان قضیه جمع کردن سیب و پرتقال می شود که معنایی ندارد؛ در واقع راهی نیست که محصولات مختلف تولید شده در یک اقتصاد را مستقیم با یکدیگر جمع زد. اما اغلب برای محاسبه از قیمت محصولات تولید شده استفاده می کنند و قیمت بازار کل محصولات نهایی تولید شده طی یک سال در یک کشور را محاسبه می کنند تا رشد اقتصادی را نشان دهند. برای به دست آوردن رشد اقتصاد واقعی هم بر مبنای یک سال پایه یک ضریب تعدیلی اعمال می کنند.
اما ایراد کار همینجاست، در واقع آنچه افزایش رشد اقتصادی (افزایش ثروت) خوانده می شود بیشتر مربوط به بالا رفتن قیمت ها در بازار است؛ در این نگاه هرچقدر بیشتر پول به اقتصاد تزریق کنیم به معنی خرج و هزینه کرد بیشتر در اقتصاد است که درآمد پولی (و مصرف) بیشتر را به همراه دارد و این چیزی جز افزایش رشد اقتصادی (به معنای رسمی) نیست. با تزریق پول بیشتر (حتی با ثابت ماندن یا کاهش ثروت واقعی) قیمت ها افزایش خواهد یافت، زیرا به ازای محصولات واقعی ثابت پول بیشتری در جریان است و البته در بسیاری موارد شاخص های رشد اقتصادی هم افزایش نشان می دهند!
با این حال از منظر برادران مکتب اتریش درست برخلاف این طرز تفکر غالب، پول بیشتر مخل فرایند خلق ثروت واقعی است؛ "پول پاشی" با تحریف قیمت های نسبی در طی زمان تخصیص منابع را مختل می کند و سرمایه گذاری های نامناسب را موجه جلوه می دهد و حتی می توانیم ادعا کنیم رشد واقعی اقتصاد در واقع با کاهش "سطح عمومی قیمت ها" همراه می شود! زیرا محصولات بیشتری برای هر واحد پولی در دسترس است و هر واحد پولی قدرت خرید کالا و خدمات بیشتری را خواهد داشت.
گذشته از این کاهش قیمت ها می تواند به معنای ترکیدن حباب ها در اقتصاد و آزاد کردن منابعی باشد که درست تخصیص نیافته اند و این از قضا تسهیل کننده خلق ثروت واقعی است، والله اعلم.
https://goo.gl/A1Rvts
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می شود دید که اغلب رشد اقتصادی (افزایش تولید ناخالص داخلی یا همان جی دی پی معروف) همراه با بالا رفتن "سطح عمومی قیمت ها" در اقتصاد است؛ خیلی ها پیشنهاد می کنند اینجا باید بانک مرکزی وارد شود تا تورم از کنترل خارج نشود، ولی آیا برای رشد اقتصادی باید تورم را به جان خرید؟
اجازه دهید این طور به قضیه نگاه کنیم؛ رشد اقتصادی واقعی (افزایش ثروت حقیقی در یک اقتصاد) قابل اندازه گیری عددی و کمّی نیست؛ همان قضیه جمع کردن سیب و پرتقال می شود که معنایی ندارد؛ در واقع راهی نیست که محصولات مختلف تولید شده در یک اقتصاد را مستقیم با یکدیگر جمع زد. اما اغلب برای محاسبه از قیمت محصولات تولید شده استفاده می کنند و قیمت بازار کل محصولات نهایی تولید شده طی یک سال در یک کشور را محاسبه می کنند تا رشد اقتصادی را نشان دهند. برای به دست آوردن رشد اقتصاد واقعی هم بر مبنای یک سال پایه یک ضریب تعدیلی اعمال می کنند.
اما ایراد کار همینجاست، در واقع آنچه افزایش رشد اقتصادی (افزایش ثروت) خوانده می شود بیشتر مربوط به بالا رفتن قیمت ها در بازار است؛ در این نگاه هرچقدر بیشتر پول به اقتصاد تزریق کنیم به معنی خرج و هزینه کرد بیشتر در اقتصاد است که درآمد پولی (و مصرف) بیشتر را به همراه دارد و این چیزی جز افزایش رشد اقتصادی (به معنای رسمی) نیست. با تزریق پول بیشتر (حتی با ثابت ماندن یا کاهش ثروت واقعی) قیمت ها افزایش خواهد یافت، زیرا به ازای محصولات واقعی ثابت پول بیشتری در جریان است و البته در بسیاری موارد شاخص های رشد اقتصادی هم افزایش نشان می دهند!
با این حال از منظر برادران مکتب اتریش درست برخلاف این طرز تفکر غالب، پول بیشتر مخل فرایند خلق ثروت واقعی است؛ "پول پاشی" با تحریف قیمت های نسبی در طی زمان تخصیص منابع را مختل می کند و سرمایه گذاری های نامناسب را موجه جلوه می دهد و حتی می توانیم ادعا کنیم رشد واقعی اقتصاد در واقع با کاهش "سطح عمومی قیمت ها" همراه می شود! زیرا محصولات بیشتری برای هر واحد پولی در دسترس است و هر واحد پولی قدرت خرید کالا و خدمات بیشتری را خواهد داشت.
گذشته از این کاهش قیمت ها می تواند به معنای ترکیدن حباب ها در اقتصاد و آزاد کردن منابعی باشد که درست تخصیص نیافته اند و این از قضا تسهیل کننده خلق ثروت واقعی است، والله اعلم.
https://goo.gl/A1Rvts
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Economic Growth Isn't the Cause of Inflation
A fall in prices is the manifestation of real wealth expansion. General price inflation, on the other hand, results from monetary pumping.
در باب اتم و باقی قضایا
"[مرحوم هاشمی رفسنجانی] در یک خطای عظیم دیگر، پس از آزمایش اتمی پاکستان در سال 1998 گفت ”بمب اتمی اسلامی“ میتواند به موجودیت اسرائیل پایان دهد. باقی داستان و پیامدهای این حرف را همه میدانند اما شگفتا که هیچ متوجه نبود حتی اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند به بمب اتمی دست یابد و آن را به سوی کشوری دیگر شلیک کند، چه رهگیری و منهدم شود و چه به جایی بخورد، نیمساعت بعد آخرالزمان تهران فرا خواهد رسید. با این تفاوت که تل آویو پس از یومالفاجعه بازسازی میشود اما باقیماندهٔ ساکنان تهران قرنها بر خرابههای آن مویه خواهند کرد و غزل عارفانه خواهند گفت". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"[مرحوم هاشمی رفسنجانی] در یک خطای عظیم دیگر، پس از آزمایش اتمی پاکستان در سال 1998 گفت ”بمب اتمی اسلامی“ میتواند به موجودیت اسرائیل پایان دهد. باقی داستان و پیامدهای این حرف را همه میدانند اما شگفتا که هیچ متوجه نبود حتی اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند به بمب اتمی دست یابد و آن را به سوی کشوری دیگر شلیک کند، چه رهگیری و منهدم شود و چه به جایی بخورد، نیمساعت بعد آخرالزمان تهران فرا خواهد رسید. با این تفاوت که تل آویو پس از یومالفاجعه بازسازی میشود اما باقیماندهٔ ساکنان تهران قرنها بر خرابههای آن مویه خواهند کرد و غزل عارفانه خواهند گفت". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نئولیبرالیسم دولت سازندگی و خلقیات ما ایرانیان!
"به پیروی از سیاستهای اقتصادی نولیبرالی تجویزشده از سوی بانک جهانی متهمش میکردند. بحث مصداق داشتن یا نداشتن آن روش در ایران را بگذاریم برای اهل اقتصاد سیاسی، و تنها اشاره کنم که هر تجویزی برای بهبود ایران باید از سوی خارجی باشد. سردمدار شدن رقیب هموطن و بهکرسینشستن حرفش تحمل نمیشود حتی اگر به معنی فلاکت مملکت باشد. مربـّی خارجی میتواند اهل ژاپن باشد یا آمریکا یا پرتغال. مهم این است که ایرانی نباشد تا حرفش را جدی بگیرند و (شاید) اجرا کنند. حتی شکست از دشمن خارجی صد شرف دارد به سازش با رقیبان هموطن.
پیروی از مارگرت تاچر فقید هم که دههٔ 1980 نخست وزیر بریتانیا بود از دیگر اتهاماتش است. بانوی مشهور به آهنین هرچند خشم و اعتراض کارگران و دانشگاهیان کشورش را برانگیخت، انگلستان (به گفتهٔ ناپلئون، ”کشور دکاندارها“) را جای بهتری برای زندگی کرد. دستکم محیط زیست آن پس از یک قرنونیم از آلودگی مزمن رها شد. بیشتر مدح و تعارف است که متوفیٰ چون تاچرانه میاندیشید چاکرانه به حرف مستشاران خارجی گوش میداد". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"به پیروی از سیاستهای اقتصادی نولیبرالی تجویزشده از سوی بانک جهانی متهمش میکردند. بحث مصداق داشتن یا نداشتن آن روش در ایران را بگذاریم برای اهل اقتصاد سیاسی، و تنها اشاره کنم که هر تجویزی برای بهبود ایران باید از سوی خارجی باشد. سردمدار شدن رقیب هموطن و بهکرسینشستن حرفش تحمل نمیشود حتی اگر به معنی فلاکت مملکت باشد. مربـّی خارجی میتواند اهل ژاپن باشد یا آمریکا یا پرتغال. مهم این است که ایرانی نباشد تا حرفش را جدی بگیرند و (شاید) اجرا کنند. حتی شکست از دشمن خارجی صد شرف دارد به سازش با رقیبان هموطن.
پیروی از مارگرت تاچر فقید هم که دههٔ 1980 نخست وزیر بریتانیا بود از دیگر اتهاماتش است. بانوی مشهور به آهنین هرچند خشم و اعتراض کارگران و دانشگاهیان کشورش را برانگیخت، انگلستان (به گفتهٔ ناپلئون، ”کشور دکاندارها“) را جای بهتری برای زندگی کرد. دستکم محیط زیست آن پس از یک قرنونیم از آلودگی مزمن رها شد. بیشتر مدح و تعارف است که متوفیٰ چون تاچرانه میاندیشید چاکرانه به حرف مستشاران خارجی گوش میداد". (محمد قائد)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
راهی برای حل مشکلات ایران
"گاهی فکر میکنم ادارهٔ ایران اگر بر پایهٔ شایستهسالاری باشد امور مربوط به فرهنگ و هنر و معماری و شهرسازی و ذوق و زیبایی باید به دست ارمنیها، صنعت و اقتصاد و کشاورزی به دست کلیمیها، و سیاست خارجی و روابط بینالمللی به زردشتیها سپرده شود. مسلمانها هم کنار میایستند برای شرکت در نماز جماعت و تظاهرات دشمنشکن اعانهٔ ماهانه میگیرند". محمد قائد
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"گاهی فکر میکنم ادارهٔ ایران اگر بر پایهٔ شایستهسالاری باشد امور مربوط به فرهنگ و هنر و معماری و شهرسازی و ذوق و زیبایی باید به دست ارمنیها، صنعت و اقتصاد و کشاورزی به دست کلیمیها، و سیاست خارجی و روابط بینالمللی به زردشتیها سپرده شود. مسلمانها هم کنار میایستند برای شرکت در نماز جماعت و تظاهرات دشمنشکن اعانهٔ ماهانه میگیرند". محمد قائد
کانال راهبرد
@Rahbordchannel