راهبرد
11.9K subscribers
657 photos
129 videos
18 files
1.1K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
تحریم ها بی اثر بود!

تحریم های بین المللی از 2011 تا 2014 معادل 17 درصد (بیش از یک ششم) برای اقتصاد ایران هزینه داشت!

https://goo.gl/QLRDwv


کانال راهبرد
@Rahbordchannel
برنارد لوییس، طراح تجزیه ایران!

کسی که می گوید ایرانی ها تنها "ملت" خاورمیانه اند و با حمله نظامی به ایران به دلیل همین حس هویت ملی مخالفت می کند، موافق تجزیه ایران است؟

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آنچه جز در "سرمایه داری" نمی توانید بیابید!

وقتی یک دماسنج را برای اندازه گیری دمای اجاق استفاده می کنیم، دماسنج به ما عددی را نشان می دهد که بیانگر انرژی جنبشی مولکول های هوا در داخل اجاق است. دماسنج شاید بهترین وسیله اندازه گیری نباشد و مزیتش بیشتر سادگی کاربرد و قابل فهم بودن آن است؛ ولی تردیدی هم نیست که اجاق دمایی دارد؛ چه از دماسنج برای اندازه گیری آن استفاده کنیم چه نکنیم.

اما وقتی می پرسیم "ارزش اقتصادی این اجاق چقدر است" قضیه به کلی متفاوت است، اینجا دیگر صحبت از یک واقعیت "عینی" نیست که آن را در "خود" اجاق جستجو کنیم، ارزش اقتصادی در واقع حاصل قضاوت های "ذهنی" همه انسان های روی زمین در مورد کاربردهای حال و آینده آن اجاق است؛ اینکه اجاق اکنون به چه کار می آید و چگونه می توان از آن در آینده در کاربردهای متفاوت بهره گرفت.

این سوال دشوار را "تنها و تنها" زمانی می توان پاسخ داد که اقتصاد بازار داشته باشیم و مردم در مبادله آزادانه با همدیگر آن قضاوت های "ذهنی" را آشکار کنند، آنجاست که می توان از بهایی که افراد مایلند برای آن بپردازند، برآوردی در مورد ارزش اقتصادی اجاق داشته باشیم.

از قرار در هیچ اقتصاد دیگری جز "سرمایه داری" نمی توان این "ارزش اقتصادی" را آشکار کرد، والله اعلم.

https://goo.gl/uFkmQn

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از حضرت استاد در باب "اعتدال" ایرانی

یک ایرانی "معتدل" کسی است که مهماتش تمام شده باشد!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چطوری ایرانی "پیش بینی ناپذیر"؟

برنارد لوییس فقید، مورخ و مستشرق نامدار، در سال 2006 نوشته بود ایرانی ها سالها روی سلاح هسته ای کار کرده اند و غریب نیست بخواهند آن را علیه اسرائیل به کار ببرند، تاریخی نزدیک هم برای آن مشخص کرده بود و گفته بود با توجه به تقویم اسلامی 27 رجب 1427 (22 اگوست 2006) مصادف با معراج پیامبر است و با توجه به دیدگاه های آخرالزمانی حاکمان ایران و به ویژه رئیس جمهور وقت زمانی مناسبی برای نابودی اسرائیل و شاید دنیاست.

مورخ بزرگ استدلال کرده بود که آن مضمون های سنتی بازدارندگی هسته ای برای مهار ایرانی ها کارایی ندارد، اینها دیدگاه های خاصی دارند که با عقلانیت در معنای رایج در تضاد است، اگر کسی وظیفه ایمانی خودش را نابودی دیگری بداند و تحلیل هزینه فایده را به هیچ بگیرد، با تهدید و ترساندن نمی توان او را کنترل و مهار کرد.

آن تاریخ گذشت و اتفاقی هم نیفتاد، کسانی گفتند خوبیت نداشت مورخ نامدار در مورد داشتن یا نداشتن سلاح هسته ای قضاوت می کرد، ولی این هم بود که دیدگاه ها و رفتار خاص محمود خان احمدی نژاد خیلی حرف ها را باورپذیر کرده بود، یحتمل مرد مهرورز خیال می کرد با حرف ها و رفتارهای پیش بینی ناپذیرش دارد ابتکار عمل به خرج می دهد و حریف را آچمز می کند، ولی برداشت ها چیزی دیگری بود.

تبلیغ اینکه گروهی قدرتمند در ایران نگاهی آخرالزمانی دارند آن زمان رواج داشت. نگارنده به خاطر می آورد که یکی از پژوهشگران ایرانی اندیشکده معروف واشینگتن و خاور نزدیک گزارشی مفصل با موضوع دیدگاه های آخرالزمانی آیت الله خامنه ای تهیه کرده بود. می شد حدس زد که سیاست پیشنهادی برای مقابله با ایران هم چیزی جز گزینه نظامی و نابودی کامل نمی توانست باشد.

آن دوران گذشت و کشتیبان را سیاستی دگر آمد، توافقی امضا شد و البته عمرش دیری نپایید. دونالد شیردل وعده اش را عملی کرد و از برجام بیرون آمد. فردای آن روز شور حسنی کسانی در بهارستان بالا گرفت و آتش بازی راه انداختند، کسانی دیگر حرف هایی زدند که تا آخرین نفس آماده ایم و از اول هم نباید به اینها اعتماد می کردیم. شعارشان چیزی قریب به این مضمون بود: "سگ رامی شده ایم، گرگ هاری باید" و باید همان مشی مبتکرانه دوران مهرورزی را ادامه می دادیم. از آن سو کسانی دیگر حرفشان این بود که عاقلانه پیش برویم و یک دفعه زیر میز نزنیم.

در مورد خوب یا بودن برجام و اوضاع سیاست خارجی ایرانی قضاوتی ندارم، ولی از قضیه هسته ای می شود یک چیز را آموخت، درست است که پیش بینی پذیر نبودن گاهی مزیت به حساب می آید و حریف را غافل گیر می کند، ولی زیادی پیش بینی ناپذیر بودن در کشوری مثل ایران مصیبت کمی نیست. آن شیردل یانکی پیش بینی ناپذیر است و خیلی ها ان را حسن او می دانند، ولی در مملکت آریایی اسلامی این ویژگی شاید گاهی خیلی کارساز نباشد، حواسمان باشد زیاد خواستیم ابتکار عمل را به دست بگیریم و پیش بینی ناپذیر باشیم، رندان در کمین اند که چپق مان را چاق کنند، والله اعلم.

https://goo.gl/rAuxAX

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چهار کتاب که باید برای دوران پسا-پسابرجام بخوانیم!

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب قانون

هرچه دولتی فاسدتر باشد؛ تعداد قانون هایش بیشتر است!

تاسیتوس؛ مورخ؛ سالنامه امپراتوری روم

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"سرمایه داری" در باب اعتصاب های کارگری چه می گوید؟

کسانی از اهل فن گفته اند اعتصاب آرام هیچ ایرادی ندارد؛ گاهی بد نیست کارفرمای ناخن خشک که شرایط خوبی برای کارکنانش فراهم نکرده است را سر عقل آورد. وانگهی در اقتصاد بازار هم کارکنان آزادند، کار خود را عرضه کنند یا نکنند، قرارداد میان کارگر و کارفرما یک مبادله و معامله داوطلبانه است و می توان حسب توافق در آن بازنگری کرد.

در واقع برای کارفرما حساب دو دو تا چارتاست، می بیند که آیا می تواند از بازار نیروی کار مطلوبش را به دست بیاورد و آنها را با اعتصاب کنندگان جایگزین کنند یا خیر؛ در صورتی که این کار برایش ممکن نباشد، طبیعی است که باید به افزایش حقوق و دستمزد یا بهبود شرایط کار تن دهد. از آن سو عده ای دیگر هم گفته اند اعتصاب کردن معنایی ندارد، اگر فرد به صورت نسبی رضایت دارد که می ماند و به تدریج با چانه زنی شرایط را بهتر می کند، اگر هم چنین نبود که می تواند سازمان را ترک کند و شغلی با درآمدی بهتر بیابد.

هنری هزلیت معتقد است کار جایی عیب می کند که اهالی اعتصاب به زور متوسل شوند و با تهدید جلوی کار کردن همکاران خود را بگیرند یا مانع استخدام نیروی کار جدید شوند؛ در این حالت قضیه را می توان این طور خلاصه کرد که کارگران اعتصاب کننده می گویند ما فقط و فقط با این شرایط کار می کنیم و اینکه دیگری حتی به همان حقوق و دستمزد "پایین" هم احتیاج دارد و حاضر است کار کند به ما ربطی ندارد!

واقعیت این است که حتی در اعتصاب های بسیار موفق سراسری هم در صورت افزایش حقوق و دستمزدها، انتظار داریم با افزایش قیمت کالاها روبه رو شویم و غریب نیست که به دنبال آن، تقاضا در آن بخش ها کاهش یابد که در درازمدت افزایش بیکاری را به همراه دارد. در صورتی که چنین نشود هم رفاه خریداران کاهش خواهد یافت که البته تعدادشان از اهالی اعتصاب بسیار بیشتر است و خود را در بیکاری در بخش های دیگر نشان می دهد. در اینجا البته فرض کرده ایم که عرضه پول تغییری نمی کند، اگر این هم برقرار نباشد که بحث تورم را خواهیم داشت که فرقی با سرقت از اموال شهروندان ندارد و همه متضرر می شوند.

جان کلام این است که ثروت از آسمان نمی آید و آن را باید تولید کرد؛ اگر چیزی به کسی می دهی، باید پیشتر آن را از کسی دیگر گرفته باشی و این حرف و حدیث کم ندارد. در واقع رمانتیک بازی و ناله های انسان دوستانه هم چاره کار نیست، باید فضا را برای کار بی دردسر و خلق ثروت هر چه بیشتر فراهم کرد؛ والله اعلم.

https://goo.gl/msEohZ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
دولت؟ کارآفرینی؟

گفته می شود که بسیاری از نوآوری های کنونی مانند انرژی هسته ای، اینترنت، رایانه ها و هواپیماها نه حاصل پژوهش بخش خصوصی؛ بلکه پیامد سرمایه گذاری های دولت است؛ همچنین شرکت های خصوصی از آنجا که ملاحظه سودآوری دارند و نگاه کوتاه مدت را دنبال می کنند، زیر بار پژوهش های بنیادین نمی روند؛ زیرا این قبیل پروژه ها با وجود ریسک بالا، سودآوری فوری به همراه نمی آورند.

این نگاه چند ایراد اساسی دارد؛ نخست آنکه نوآوری تکنولوژیک را با نوآوری اقتصادی یکی می گیرد؛ نوآوری تکنولوژیک چیزی است که مهندسان می پسندند و از نظر فنی پیشروست، ولی به هزاران دلیل مشتریان آن را انتخاب نمی کنند و شانسی برای تولید انبوه ندارند. نوآوری های تکنولوژیک تا زمانی که آزمون سخت بازار را پشت سر نگذارند، از منظر اقتصادی نوآوری تلقی نمی شوند. یک نمونه فناوری "بتامکس" و "وی اچ اس" است که با وجود آنکه اهل فن اولی را برتر می دانستند، نتوانست در بازار از پس "وی اچ اس" برآید. دانشمندان شوروی هرچند در ابداع بسیاری از نوآوری ها پیشرو بودند، ولی آن امپراتوری شر از این ابداع ها به دلیل نبود آزمون بازار بهره ای نبرد.

دوم، مسئله هزینه فرصت است، این درست است که دولت در یک حوزه سرمایه گذاری می کند و نتایجی را هم کسب می کند؛ ولی آیا منابع عمومی اگر در جایی دیگر سرمایه گذاری می شدند، نفع بیشتری نداشت؟ خصوصی ها حواسشان به ریال ریال هزینه هایشان هست و انگیزه لازم برای به ثمر رساندن سرمایه گذاری های خوب و رها کردن سرمایه گذاری های بی حاصل را دارند، ولی دولتهای درگیر سیاست چنین نیستند. فساد و کارایی پایین پروژه های دولتی در عرصه علم هم تکثیر می شود و نورچشمی ها و ژن های خوب "علمی" سروکله شان پیدا می شود.

سوم، شواهد تاریخی وجود دارد که مثلا در امریکا در قرن 19 و حتی تا سال های دهه 1940 در عمل حتی بدون بودجه های پژوهشی کلان دولتی که بعدها رایج شد، این کشور بسیار نوآور بود. نوابغ مهندسی مانند برادران رایت ، ادیسون و تسلا به هیچ رو حمایت دولتی نداشتند و با پول و وقت خودشان ریسک می کردند یا در دهه 1930 شرکت های خصوصی مانند دوپونت خودشان دست به کار پژوهش های بنیادی شدند که بعدها به ابداع نایلون انجامید.

چهارم، سرمایه گذاری دولت در "نوآوری"، باعث می شود که بخش خصوصی در آن حوزه ها وارد نشود و به اصطلاح آنها را بیرون می راند و در واقع مسیر پیشرفت علم و نوآوری مخدوش و منحرف می شود؛ خشت کج اول می تواند دیوار را تا ثریا کج ببرد، پژوهشی که برای بوروکرات های دولت و نظامی ها انجام می شود، زمین تا آسمان با پژوهش های تجاری که باید پاسخگوی نیاز مشتریان باشد متفاوت است، نهادهای پژوهشی که به اولی عادت می کنند، پس از برداشتن حمایت های دولت، برای بقا کارشان ساده نیست.

خلاصه آنکه حواسمان باشد کارآفرینی و نوآوری کار افراد است نه دولت ها، والله اعلم.

https://goo.gl/jtvSRL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب فساد از حضرت

فساد چیزی جز فضولی دولت ها در بازار و مختل کردن آن به وسیله مقرراتگذاری های در ظاهر خیرخواهانه نیست! والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
چه اشکالی دارد ایران بمب هسته ای داشته باشد؟

"تجربه تاریخی نشان می دهد اگر کشوری دنبال ساخت بمب اتمی باشد، سرانجام آن را خواهد ساخت، تحریم های بیشتر هم لزوما جلوی آن را نخواهد گرفت و حتی می تواند شتاب پروژه هسته ای شدن را بیشتر کند.

رسیدن به قابلیت غنی سازی بالا بدون ساختن بمب هم هرچند از نظر آمریکا و اروپایی ها گزینه موجه تری به نظر برسد، ولی برای اسرائیل راضی کننده نیست و کاملا ممکن است که آنها اقداماتی جدی برای از بین بردن برنامه هسته ای ایرانی ها را پی بگیرند و می شود حدس زد هیچ توافقی در این حال و هوا پایدار نخواهد بود.

اما اگر ایرانی ها بمب بسازند، خیلی هم بد نیست، انحصار هسته ای/اتمی اسرائیل از بین می رود و موازنه قدرت برقرار می شود. اسرائیل چندین دهه است که از سلاح هسته ای برخوردار است و همین تنش های زیادی را در خاورمیانه پدیده آورده است. همچنین این کشور با استفاده از نیروی نظامی و اطلاعاتی قدرتمند خود جلوی رسیدن بقیه به چنین سلاح هایی را می گیرد که برای مثال می توان از حمله به اوسیراک عراق و الکبار سوریه نام برد.

شاید کسانی بگویند دفاع از حق داشتن سلاح هسته ای بر مبنای منطق "بازدارندگی" برای ایرانی ها فایده ای ندارد، زیرا بازدارندگی بر این پایه استوار است که یک رژیم سیاسی بازیگری عقلانی است و ملاحظات هزینه و فایده را در رفتار لحاظ می کند. ایرانی ها چنین نیستند و نمی توان دست رژیم ملاها سلاح هسته ای داد و دنیا را ناامن کرد. اما به نظر می رسد این ایراد نارواست، رژیم ایران هم مانند هر جای کشور دیگر دنبال بقاست و از منطق مشابه بقیه پیروی می کند، گفتار تند آنها را نباید جدی گرفت، وانگهی سلاح هسته ای، اساسا کاربردی دفاعی دارد.

کسانی دیگر ایراد می گیرند ایرانی ها دسترسی به سلاح هسته ای پیدا کنند و امنیتشان تضمین شود، در ماجراجویی های منطقه ای و حمایت از گروه های افراطی دلیرتر و جسورتر می شوند و شاید آنها را هم مجهز به چنین سلاحی کنند. در اینجا هم شواهد تاریخی چنین نگاهی را تایید نمی کند، بعد از هسته ای شدن از قضا کشورها محتاط تر می شوند و بیشتر مراقب اند هدف قدرت های جهانی قرار نگیرند، می توان از چین دوران مائو و هند و پاکستان نام برد که بعد از هسته ای شدن حتی آرام تر عمل کردند.

ایراد پرتکرار دیگر این است که هسته ای شدن ایران باعث مسابقه هسته ای در منطقه می شود و این احتمال جنگ بین آنها را بالا می برد. در اینجا هم تاریخ به ما می گوید که چیزی به نام "تکثیر" سلاح های هسته ای موضوعیت نداشته است و از دهه 1970 ظهور قدرت های هسته ای جدید کاهش چشمگیری داشته است، وقتی هسته ای بودن اسرائیل که دشمنی اعراب با آنها بر کسی پوشیده نیست چنین مسابقه ای را به وجود نیاورده است، بعید است هسته ای شدن ایران هم چنین اتفاقی را باعث شود."

آنچه در بالا آمد خلاصه ای بود از مقاله [مرحوم] کنت والتز، چهره نامدار مکتب نو-رئالیسم، که در سال 2012 نوشته شده است؛ نظری ندارم، ولی خواندن آن بعد از 6 سال جالب بود؛ اینکه آیا ایرانی ها در توبره مارگیری یانکی ها گیر می کنند یا نه معلوم نیست، والله اعلم.

https://goo.gl/TCo3jK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
انتخاب بین تمدن یا بربریت

شبکه جزیره کره در شب؛ جنوب پر از نور و شمال غرق ظلمات!

راه خودکفایی و بسته بودن اقتصاد و یاغیگری جز از تاریکی نمی گذرد.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
اقتصاد شب!

تفاوت شب های هند در طی 4 سال؛ هند یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی جهان را دارد؛ انگار برای فهم اوضاع آینده باید هندوچین را جدی رصد کرد؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"نئولیبرالیسم" عالی عمل کرده است!

افزایش در آمد واقعی در جهان در دوره موسوم به "نئولیبرالیسم" (نمودار فیلی)

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب بهشت روی زمین

کسی گفته بود همینکه انگلیسی متولد شده باشی، اولین جایزه را در لاتاری زندگی برده ای! ولی اکنون خیلی ها معتقدند کشورهای نوردیک (سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ و فنلاند) جاهای بهتری برای متولد شدن اند؛ پیشتر هم نوشتم که این ادعا که این کشورها سوسیالیست اند چقدر بی پایه است؛ آزادترین اقتصادهای دنیا را نمی توان هیچ رقم سوسیالیست دانست، ولی در این هم تردیدی نیست که اندازه دولت (مخارج آن) بزرگ است.

با توجه به همین اندازه بزرگ دولت؛ برخی گفته اند این کشورها مثل زنبوری می مانند که با توجه به جثه و بال های کوچک به نظر نمی آید بتوانند پرواز کنند؛ ولی عجیب این است که خوب هم پرواز می کنند. دولت در این کشورها بسیار شفاف است و همگان به داده های دولتی دسترسی دارند و چیزی از چشم تیزبین جامعه مدنی دور نمی ماند. اما چطور اهالی این کشورها از قدرت هیولایی دولت در امان مانده اند؟

این را به شرایط و فرهنگ خاص این کشورها ربط داده اند، جمعیت این کشورها زیاد نیست و اهالی سیاست مجبورند با یکدیگر کنار بیایند؛ از نظر تاریخی شاهان آن در کاخ های عظیم و دور از بقیه زندگی نمی کردند و بارون ها مجبور بودند با روستاییان مستقل وارد مذاکره شوند. اندیشه ای لیبرال را هم خیلی زود پذیرفتند؛ مثلا از همان قرن 18 قانون آزادی مطبوعات در سوئد تصویب شد. از میانه های قرن 19 هم امتیازات ویژه اشراف برای تصدی مناصب دولتی را لغو کردند و بر شایسته سالاری تاکید کردند؛ مذهب غالب آنها پروتستان است که هوادار رابطه مستقیم بین فرد و خداست و قدرت کلیسا و دم و دستگاه دین را محدود می کند.

پروژه پیمایش ارزش های جهانی هم که از 1981 در کار سنجش ارزش های اجتماعی فرهنگی کشورهای دنیاست نشان می دهد که این کشورها سرسخت ترین هواداران فردگرایی و آزادی های فردی اند؛ احترام به فرد چنان در فرهنگ آنها ریشه دوانده است که کار دولت اساسا چیزی جز زمینه سازی برای پرورش این فردیت و به ظهور رساندن آن در اجتماع تلقی نمی شود، به نظر می رسد اصل مطلب را باید در همین جا جستجو کرد: سنت قدرتمند فردگرایی!

قدرتمند بودن فردگرایی باعث شده است که هیولای دولت نتواند انسان ها را به بند بکشد و آنها را از آزادی شان محروم کند؛ در حوالی ما در صحاری خاورمیانه اوضاع بسیار متفاوت است؛ به قول یکی از دوستان فرهیخته؛ فرهنگ غالب در اینجا اساسا با هر چیزی که بوی فردیت و تفاوت با جمع دارد مخالف است و معتقد است باید نوکش را قیچی کرد؛ در واقع ما بیشتر از توصیه و تذکر به رعایت منافع جمعی نیازمند به رسمیت شناخت تفاوت های فردی و احترام به آزادی های افرادیم. به نظر می رسد در چنین فضایی نمی توان از دولت کشورهای نوردیک الگو گرفت؛ پیش نیاز آن چیزهایی اساسی تر است، والله اعلم.

https://goo.gl/ky95DH

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب آن شیردل

رئیس جمهور امریکا برای مردم ایران چیزی فراتر از رئیس جمهور یک کشور دیگر؛ حال قدرتمندترین کشور جهان؛ است؛ چیزی است در مایه های فصل الخطاب همه کس و همه چیز؛ یحتمل حرف های دونالد شیردل از همه اهالی سیاست ایران بیشتر جدی گرفته می شود و بیشتر شنونده دارد؛ قضیه در دوران شاه هم متفاوت نبوده است؛ محمد قائد نوشته است:

"فقط جان کندی می‌توانست با قاطعیتی در حد وحی ِ مـُنزل بگوید در ایران باید اصلاحات ارضی شود و شاه یا رفرم می‌کند یا پی کارش می‌رود.  حرف‌زدن از تضاد بین زمینداران به‌تاریخ پیوسته و بورژوازی درس‌خواندهٔ در حال صعود فلسفیدن دربارهٔ خیالات واهی است.  تضادی وجود نداشت: فرمان از عرش اعلیٰ بود، از سوی رئیس جمهور آمریکا که فصل‌الخطاب تحولات ایران بود و هست و خواهد بود."

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
ثبات سیاسی ایران از اوایل دوره مهرورزی تا کنون

در سال 2010 (اعتراض های پساانتخابات) بدترین وضعیت را شاهد بوده ایم؛ پس از برجام ثبات سیاسی ایران بیشتر شده است.

کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
یک کتاب جالب

اهل دل گفته اند در یک پژوهش مفصل تازه منتشر شده از مهرزاد بروجردی و کوروش رحیم خانی آمده است که در چهل سال گذشته بسیاری از مشاغل سیاسی کلیدی در دست حدود دو هزار و سیصد آقازاده بوده است که از قرار اشتراک همه آنها با یکدیگر ناشایستگی و بی لیاقتی است! والله اعلم.

https://t.co/9n6y3Khxn5

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
برآورد جدید تورم

استیو هانکه نرخ تورم سالانه ایران را نزدیک به 100 درصد می داند؛ یعنی دو برابر شدن سطح عمومی قیمت ها؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
تورم 100 درصدی! پیش بینی یک رمال شیاد یا اقتصاددان؟


استیو هانکه گفته بود که برآوردش از تورم ایران حدود 100 است؛ هرچند آمارهای رسمی چیزی بین 10 تا 20 درصد را نشان می دهند؛ کسانی گفتند طرف شیادی است که چیزی از اقتصاد نمی داند؛ افزایش قیمت ارز را معادل تورم گرفته است؛ از آن سو کسانی می گفتند که استیو بزرگ استاد دانشگاه جان هاپکینز است و زمانی به دولت ریگان مشاوره اقتصادی می داده است؛ بعید است چنین کسی اینقدر پرت باشد که اشتباه های دانشجوهای کارشناسی اقتصاد را مرتکب شود.


اما از قرار اقتصاددان جنجالی خیلی پرت نیست؛ این قضیه برآوردهای استیو بزرگ از نرخ تورم هم از ونزوئلا شروع شده است، جایی که به آمارهای اقتصادی رسمی اعتباری نیست و او خواسته است برآوردی واقع بینانه از نرخ تورم داشته باشد. استیو هانکه معتقد است مهمترین قیمت در اقتصاد، نرخ مبادله پول ملی در برابر ارز رزرو جهانی (دلار) است؛ وقتی قیمت واقعی و بازاری ارز (قیمت بازار آزاد یا بازار سیاه) را داشته باشیم می توان از آن استفاده کرد و برآورد دقیقی از نرخ تورم به دست داد.


این برآورد با استفاده از قضیه برابری قدرت خرید است که بیان می کند قیمت یک سبد استاندارد کالا اگر بر اساس واحد پولی مشترک بیان شود در همه کشورهای جهان یکسان است؛ پس برای تعیین نرخ ارز "واقعی" باید قیمت یک سبد کالا به پول محلی (420000 ریال برای مثال) را به قیمت همان سبد کالا در بازار امریکا (6 دلار برای مثال) تقسیم کرد تا نرخ "واقعی" ارز (در این مثال 70000 ریال) استخراج شود.


از آنجا که شکل اولیه مطلق قضیه برابری قدرت خرید پیش فرض های محدود کننده ای دارد، از شکل نسبی آن استفاده می کنند که به زبان مفهومی می گوید (تغییر نسبی در نرخ دلار= تورم در کشور- تورم در ایالات متحده)؛ از این رو با بررسی تغییر قیمت ارز در بازار یک کشور و همچنین داشتن نرخ تورم در ایالات متحده می توان برآوردی از تورم در آن کشور به دست داد که به ویژه در شرایط ابرتورم و تغییر چشمگیر قیمت ارز تخمین قابل اتکایی است.


می دانیم که در مورد تورم و برابر گرفتن آن با شاخص بهای مصرف کننده حرف و حدیث کم نیست؛ اما استیو بزرگ هم پرت نیست و حرف برای گفتن دارد. می توان به جنبه هایی از کار او چون و چرا کرد، ولی به طور قطع با یک شیاد روبه رو نیستیم؛ والله اعلم.


https://goo.gl/agGpUY


کانال راهبرد

@RahbordChannel
از مصائب خاورمیانه ای بودن!

شادروان داریوش همایون با تیزبینی خاص خود توصیفی از آنچه هستیم را طرح می کند؛ راه حل پیشرفت ما در ایران ما آگاهی به این "هویت" ضد توسعه و تلاش برای غلبه بر آنست:

"خاورميانه بيش از يک اصطلاح مبهم جغرافيائی، و مانند جهان سوم يک ‏حالت ذهنی است. خاور ميانه ای اگر مسلمان و عرب هم نباشد به غرب ستيزی، بويژه امريکا ستيزی و يهود ‏ستيزی که بر آن سرپوش ضد صهيونيسم می گذارند شناخته است. او اگر هم انگشتی برضد غرب تکان ندهد از ‏تاريخ خود ــ تاريخی که مانند همه جهان بينی او "سوبژکتيو و گزينشی است ــ احساس دشمنی با غرب را ‏آموخته است. کشاکش فلسطين و اسرائيل که کهن ترين و پيچيده ترين کشاکش جهان است او را يک سويه و ‏يک پارچه ضد اسرائيلی و تقريبا بنا بر تعريف، ضد يهودی کرده است. حالت مظلوم و قربانی جهان سومی اش ‏با احساس مظلوميت و قربانی بودن اسلامی و خاور ميانه ای تقويت شده است. او هيچ مسئوليتی ندارد و از ‏بابت شوربختی خود طلبکار ديگران است. اروپا، غرب، امريکا، شرکتهای چند مليتی، امپرياليسم، سرمايه ‏داری و اکنون جهانگرائی، مسئول گرفتاريهای اويند ــ اگر چه آن گرفتاريها و ريشه های شان به سده های پيش ‏برگردد. هر رويدادی در جهان، بويژه اگر فاجعه آميز باشد، به دست و اشاره آنهاست.(چند در صد مردم در ‏خاور ميانه ۱۱ سپتامبر را توطئه خود امريکا نمی دانند و به اصالت نوار فاتحانه بن لادن باور دارند؟) طبع ‏آسان پسند خاور ميانه ای رفتن به ژرفا و رسيدن به بلندا را دشوار، اگر نه ناممکن ، می سازد.‏"
...
"خاور ميانه را می بايد به شکست خوردگانی واگذاشت که که در هر شکست دلايل تازه را برای چسبيدن به ‏عوامل اصلی شکستهای خود می يابند. خاور ميانه وزنه ای بر بال پرواز ماست و هيچ چيز برای عرضه کردن ‏به ما ندارد. يک گنداب واقعی فرهنگی و سياسی است که بايد پای مان را از آن بيرون بکشيم. خاور ميانه را، ‏چنانکه بقيه جهان سوم را،  می بايد شناخت و با آن رابطه درست داشت  ولی راه  ما از همه آنها جداست.  ايران ‏فردا  را هم امروز می بايد باز ساخت ... پرده تابوها را می بايد دريد و از حمله کهنه انديشان نهراسيد.‏"

کانال راهبرد
@Rahbordchannel