برای جلوگیری از جنگ دموکراسی آنقدرها مهم نیست!
شواهد تجربی خوبی وجود دارد که آزاد کردن اقتصاد یک کشور (که شاخص هایی هم برای سنجش آن هست) تا بیش از 50 برابر از دموکراسی در پرهیز از جنگ و ستیزهای خشونت بار بین کشورها موثرتر است!
رتبه آزادی اقتصاد ایران 150 در بین 159 کشور جهان است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
شواهد تجربی خوبی وجود دارد که آزاد کردن اقتصاد یک کشور (که شاخص هایی هم برای سنجش آن هست) تا بیش از 50 برابر از دموکراسی در پرهیز از جنگ و ستیزهای خشونت بار بین کشورها موثرتر است!
رتبه آزادی اقتصاد ایران 150 در بین 159 کشور جهان است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
یادی از تاریخ به مناسبت خروج دونالد شیردل از برجام
سال 1941 بعد از برکناری رضا شاه و به تخت نشستن پسرش، در حالیکه نیروهای بیگانه خاک ایران را اشغال کرده بودند، نخست وزیر، محمد علی فروغی فقید، قراردادی با شوروی (استالین) و بریتانیا (چرچیل) منعقد کرد که ایران را در اردوگاه متفقین قرار می داد و به آن اجازه عبور و استفاده از خاک ایران را می داد و البته آنها هم می پذیرفتند که حضورشان جنبه نظامی نداشته باشد و با احترام به استقلال ایران 6 ماه بعد از اتمام جنگ کشور را تخلیه کنند. سال بعد امریکا نیز حمایتش را از استقلال ایران اعلام کرد که پیروزی درخشانی برای دیپلماسی ایرانی ها بود.
اما این کار قمار بزرگی برای فروغی بود، زیرا آن روزها تردیدهای جدی در پیروزی متفقین وجود داشت و افکار عمومی هم به آلمانی ها گرایش داشتند. فروغی خیلی ناسزا و توهین شنید و حتی به او سوء قصد شد، ولی با ورود امریکا به جنگ در 1942 و البته پیروزی نهایی متفقین در 1945 روشن شد چه خدمتی کرده است. نیروهای امریکا و بریتانیا بعد از جنگ خارج شدند، ولی شوروی در شمال کشور ماند. چشم طمع به نفت شمال داشت و دست نشاندگانش به ویژه در آذربایجان و کردستان با حمایت و حضور ارتش سرخ علم تجزیه طلبی برداشتند و کشتارها و غارت ها رخ داد. حزب توده هم که آشکارا از منافع "برادر بزرگ" دفاع می کرد.
با وجود حمایت اکثریت ایرانیان از دولت مرکزی، ارتش دولتی توانی برای رویارویی نداشت، کشور آشفته بود تا احمد قوام به قدرت رسید. دستور داد تا شکایت از شوروی و گفتگو با قدرت های دیگر جهانی در مجامع بین المللی دنبال شود، ولی ارتباط با سرخ ها هم قطع نشود. روس ها میلی رفتن نداشتند، قوام با هیئتی کار بلد به مسکو رفت، با هوشمندی مذاکره روی آنچه استالین در واقع می خواست یعنی "تخلیه ایران در برابر امتیاز نفت شمال" را پیش برد.
همان زمان با توجه به پیشرفت ها شوروی اعلام کرد که طی 45 روز ایران را تخلیه می کنند و البته آذربایجان هم مسئله ای داخلی است که شوروی در آن دخالتی نمی کند و در برابر قانون امتیاز بهره برداری نفت شمال برای شوروی تقدیم مجلس می شود.. قوام برای جلب نظر استالین سه وزیر توده ای را وارد کابینه کرد و برخی از مخالفان سیاسی معروف شوروی هم بازداشت شدند.
شوروی ها ایران را ترک کردند، ولی بر قدرت دو رژیم تجزیه طلب نزدیک به خود یعنی آذربایجان و کردستان افزودند. قوام نمایندگان تجزیه طلبان آذربایجان و کردستان را در ظاهر برای مذاکره به تهران احضار کرد، ولی هدف وقت کشی بود. بلافاصله بعد از خروج شوروی ورق برگشت، حاج علی رزم آرا به ریاست ستاد کل ارتش گماشته شد و آماده مقابله با تجزیه طلبان شد. وزرای توده ای را هم برکنار کردند.
شوروی اظهار نگرانی می کرد، ولی قوام به آنها اطمینان می داد که کارها دستش است، در برابر سرخ ها هم شروع به تقویت وابستگاه ایرانی خود می کردند. قوام برای آنها استدلال کرد که دوره مجلس به اتمام رسیده و برای تشکیل مجلس جدید و تصویب امتیاز برای شوروی باید انتخابات سراسری برگزار شود و نیاز به حضور نیروهای نظامی در همه جای کشور از جمله آذربایجان و کردستان است. امکان درگیری نظامی با شوروی بالا بود.
همزمان تماس های دیپلماتیک ایران با امریکا هم پیش می رفت و درنهایت رئیس جمهور امریکا که جهان قاطعیتش را با استفاده از بمب اتمی دیده بود، شوروی را تهدید کرد که در صورت دخالت نظامی شوروی، امریکا دست روی دست نمی گذارد و وارد میدان می شود، همه می دانستند او اهل شوخی نیست. قوام با شوروی ها تماس گرفت که در این هیاهو برای تصویب بهتر امتیاز نفت شمال اجازه ندهد توده ای ها هم زیاد سروصدا کنند و آنها هم چنین کردند.
سپس رزم آرا آماده خواباندن غائله تجزیه طلبان شد و با قدرت آنها را تارومار کرد؛ فردای آن روز ایران اعلام کرد شکایت قبلی خود از شوروی را پیگیری نمی کند. قوام در مصاحبه با روزنامه فرانسوی اعلام کرد که به قول خود وفادار است. مجلس جدید تشکیل شد و حزب دموکرات که قوام بنیان گذاشته بود اکثریت را گرفت. حرف قوام به شوروی ها این بود که تلاشش را می کند، ولی تصمیم نهایی با مجلس است. رای گیری انجام شد و نتیجه هم از پیش روشن بود: امتیاز نفت شمال به شوروی داده نشد!
دیپلماسی و سیاست خارجی عرصه اخلاق گرایی نیست، بازی منافع است و مهار کردن قدرت با قدرت، باید به دنبال منافع کشورت باشی به نام یا به ننگ! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سال 1941 بعد از برکناری رضا شاه و به تخت نشستن پسرش، در حالیکه نیروهای بیگانه خاک ایران را اشغال کرده بودند، نخست وزیر، محمد علی فروغی فقید، قراردادی با شوروی (استالین) و بریتانیا (چرچیل) منعقد کرد که ایران را در اردوگاه متفقین قرار می داد و به آن اجازه عبور و استفاده از خاک ایران را می داد و البته آنها هم می پذیرفتند که حضورشان جنبه نظامی نداشته باشد و با احترام به استقلال ایران 6 ماه بعد از اتمام جنگ کشور را تخلیه کنند. سال بعد امریکا نیز حمایتش را از استقلال ایران اعلام کرد که پیروزی درخشانی برای دیپلماسی ایرانی ها بود.
اما این کار قمار بزرگی برای فروغی بود، زیرا آن روزها تردیدهای جدی در پیروزی متفقین وجود داشت و افکار عمومی هم به آلمانی ها گرایش داشتند. فروغی خیلی ناسزا و توهین شنید و حتی به او سوء قصد شد، ولی با ورود امریکا به جنگ در 1942 و البته پیروزی نهایی متفقین در 1945 روشن شد چه خدمتی کرده است. نیروهای امریکا و بریتانیا بعد از جنگ خارج شدند، ولی شوروی در شمال کشور ماند. چشم طمع به نفت شمال داشت و دست نشاندگانش به ویژه در آذربایجان و کردستان با حمایت و حضور ارتش سرخ علم تجزیه طلبی برداشتند و کشتارها و غارت ها رخ داد. حزب توده هم که آشکارا از منافع "برادر بزرگ" دفاع می کرد.
با وجود حمایت اکثریت ایرانیان از دولت مرکزی، ارتش دولتی توانی برای رویارویی نداشت، کشور آشفته بود تا احمد قوام به قدرت رسید. دستور داد تا شکایت از شوروی و گفتگو با قدرت های دیگر جهانی در مجامع بین المللی دنبال شود، ولی ارتباط با سرخ ها هم قطع نشود. روس ها میلی رفتن نداشتند، قوام با هیئتی کار بلد به مسکو رفت، با هوشمندی مذاکره روی آنچه استالین در واقع می خواست یعنی "تخلیه ایران در برابر امتیاز نفت شمال" را پیش برد.
همان زمان با توجه به پیشرفت ها شوروی اعلام کرد که طی 45 روز ایران را تخلیه می کنند و البته آذربایجان هم مسئله ای داخلی است که شوروی در آن دخالتی نمی کند و در برابر قانون امتیاز بهره برداری نفت شمال برای شوروی تقدیم مجلس می شود.. قوام برای جلب نظر استالین سه وزیر توده ای را وارد کابینه کرد و برخی از مخالفان سیاسی معروف شوروی هم بازداشت شدند.
شوروی ها ایران را ترک کردند، ولی بر قدرت دو رژیم تجزیه طلب نزدیک به خود یعنی آذربایجان و کردستان افزودند. قوام نمایندگان تجزیه طلبان آذربایجان و کردستان را در ظاهر برای مذاکره به تهران احضار کرد، ولی هدف وقت کشی بود. بلافاصله بعد از خروج شوروی ورق برگشت، حاج علی رزم آرا به ریاست ستاد کل ارتش گماشته شد و آماده مقابله با تجزیه طلبان شد. وزرای توده ای را هم برکنار کردند.
شوروی اظهار نگرانی می کرد، ولی قوام به آنها اطمینان می داد که کارها دستش است، در برابر سرخ ها هم شروع به تقویت وابستگاه ایرانی خود می کردند. قوام برای آنها استدلال کرد که دوره مجلس به اتمام رسیده و برای تشکیل مجلس جدید و تصویب امتیاز برای شوروی باید انتخابات سراسری برگزار شود و نیاز به حضور نیروهای نظامی در همه جای کشور از جمله آذربایجان و کردستان است. امکان درگیری نظامی با شوروی بالا بود.
همزمان تماس های دیپلماتیک ایران با امریکا هم پیش می رفت و درنهایت رئیس جمهور امریکا که جهان قاطعیتش را با استفاده از بمب اتمی دیده بود، شوروی را تهدید کرد که در صورت دخالت نظامی شوروی، امریکا دست روی دست نمی گذارد و وارد میدان می شود، همه می دانستند او اهل شوخی نیست. قوام با شوروی ها تماس گرفت که در این هیاهو برای تصویب بهتر امتیاز نفت شمال اجازه ندهد توده ای ها هم زیاد سروصدا کنند و آنها هم چنین کردند.
سپس رزم آرا آماده خواباندن غائله تجزیه طلبان شد و با قدرت آنها را تارومار کرد؛ فردای آن روز ایران اعلام کرد شکایت قبلی خود از شوروی را پیگیری نمی کند. قوام در مصاحبه با روزنامه فرانسوی اعلام کرد که به قول خود وفادار است. مجلس جدید تشکیل شد و حزب دموکرات که قوام بنیان گذاشته بود اکثریت را گرفت. حرف قوام به شوروی ها این بود که تلاشش را می کند، ولی تصمیم نهایی با مجلس است. رای گیری انجام شد و نتیجه هم از پیش روشن بود: امتیاز نفت شمال به شوروی داده نشد!
دیپلماسی و سیاست خارجی عرصه اخلاق گرایی نیست، بازی منافع است و مهار کردن قدرت با قدرت، باید به دنبال منافع کشورت باشی به نام یا به ننگ! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
❤3
برخلاف تصور رایج، انرژی هسته ای ایمن ترین نوع انرژی است!
برای رویارویی با تغییر اقلیم و حفظ محیط زیست باید به سوی آن رفت؟ تصویر بد کنونی باید تغییر کند؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
برای رویارویی با تغییر اقلیم و حفظ محیط زیست باید به سوی آن رفت؟ تصویر بد کنونی باید تغییر کند؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
توصیه ای از حضرت استاد برای ایران امروز!
هنری کیسینجر در مصاحبه با اشپیگل دست روی نکته ای می گذارد که انگار به ویژه در شرایط امروز خطابش با ما ایرانی هاست، حواسمان باشد خود را گرفتار مصیبت نکنیم و از چاله به چاه نیفتیم:
"آمریکاییها معتقدند همه آدمهای روی زمین میتوانند تغییر کنند و هر انسانی میتواند بهصورت بالقوه آمریکایی بهحساب آید، چینیها هم فکر میکنند ارزشهایشان جهانی است، ولی اعتقادی ندارند که کسی بتواند چینی باشد، مگر آنکه در همان سرزمین به دنیا آمده باشد."
https://goo.gl/LBUw8s
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هنری کیسینجر در مصاحبه با اشپیگل دست روی نکته ای می گذارد که انگار به ویژه در شرایط امروز خطابش با ما ایرانی هاست، حواسمان باشد خود را گرفتار مصیبت نکنیم و از چاله به چاه نیفتیم:
"آمریکاییها معتقدند همه آدمهای روی زمین میتوانند تغییر کنند و هر انسانی میتواند بهصورت بالقوه آمریکایی بهحساب آید، چینیها هم فکر میکنند ارزشهایشان جهانی است، ولی اعتقادی ندارند که کسی بتواند چینی باشد، مگر آنکه در همان سرزمین به دنیا آمده باشد."
https://goo.gl/LBUw8s
کانال راهبرد
@RahbordChannel
SPIEGEL ONLINE
'Mao Might Consider Modern China to Be Too Materialistic'
Part 2: 'Beijing Wants to Improve Relations with the US'
فساد مسئله افراد نیست، مسئله ساختارهاست!
قبل از به قدرت رسیدن دونالد شیردل به عنوان رئیس جمهور یانکی ها، اسم او را اولین بار به عنوان یک کارآفرین شنیده بودم، کتاب هایی هم در مورد روش مدیریتی او وجود داشت که یکی از آنها را وکیل وی نوشته بود و همان سه چهار سال پیش این کتاب را خواندم.
آقای وکیل گفته بود کار من بررسی نقص ها و ایرادهای حقوقی املاکی بود که قرار بود خریداری شوند. آن بزرگوار تعریف می کرد که در شروع کارش فکر می کرد باید مواردی که از نظر حقوقی و قانونی مشکل دارند را مشخص کند تا املاک پراشکال خریداری نشده و بعد باعث دردسر برای شرکت نشوند. اما رئیس اش آن مرد شیردل به او یادآوری کرده بود که کارش به کل چیزی دیگری است. دونالد به او گفته بود از آنجا که هر مشکل حقوقی قیمت ملک را کاهش می دهد، کار وکیل در واقع این است که شواهدی برای کم کردن قیمت (زدن توی سر مال") پیدا کند تا در هنگام مذاکره بتوان از آنها استفاده کرد!
قضیه در مورد "وضع مقررات و تبصره های دولتی" و "مجوزهای نیازمند تایید فلان مقام مسئول" هم جز این نیست، شاید در بادی امر به نظر برسد که اینها برای کنترل بهتر و حفظ حقوق شهروندان است که از خدا بی خبران حق مردم را نخورند، ولی در واقعیت هر تبصره اضافی دولتی و هر امضای طلایی می شود یک فرصت برای رانت جویی!
اینکه در مملکت پرداخت پول چایی و زیرمیزی جز ضروریات کار است، تنها به دلیل ذات خراب فلان کارمند و مقام دولتی نیست. در هر کشوری که نیاز به گرفتن ده ها مجوز و امضا وجود داشته باشد و مردم زیاد به سد مقررات ریز و درشت بر بخورند، غریب نیست که برای رفع و رجوع سریع و بی دردسر کارشان دست به جیب شوند. مقررات دست و پاگیر و کاغذبازی انگیزه فساد را زیاد می کند. در واقع مسئله این نیست که چه کنیم تا آنها که درگیر فساد اند را شناسایی کنیم، مهم تر این است که فضایی ایجاد کنیم که فساد امکان بروز گسترده نداشته باشد.
نگارنده این سطور حرفش به طور خلاصه این است که از قضا مشکل فساد نبود مقررات و نظارت نیست، بلکه تعدد و فراوانی آنهاست. با توجه به تعدد تبصره و ماده قانونی در کارها غریب نیست که در مملکت آریایی اسلامی به جای کارآفرینی و خلاقیت، فساد اداری و زد و بند با دولتی ها به روش پول درآوردن بدل شده است، والله اعلم
https://goo.gl/mmBMPZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
قبل از به قدرت رسیدن دونالد شیردل به عنوان رئیس جمهور یانکی ها، اسم او را اولین بار به عنوان یک کارآفرین شنیده بودم، کتاب هایی هم در مورد روش مدیریتی او وجود داشت که یکی از آنها را وکیل وی نوشته بود و همان سه چهار سال پیش این کتاب را خواندم.
آقای وکیل گفته بود کار من بررسی نقص ها و ایرادهای حقوقی املاکی بود که قرار بود خریداری شوند. آن بزرگوار تعریف می کرد که در شروع کارش فکر می کرد باید مواردی که از نظر حقوقی و قانونی مشکل دارند را مشخص کند تا املاک پراشکال خریداری نشده و بعد باعث دردسر برای شرکت نشوند. اما رئیس اش آن مرد شیردل به او یادآوری کرده بود که کارش به کل چیزی دیگری است. دونالد به او گفته بود از آنجا که هر مشکل حقوقی قیمت ملک را کاهش می دهد، کار وکیل در واقع این است که شواهدی برای کم کردن قیمت (زدن توی سر مال") پیدا کند تا در هنگام مذاکره بتوان از آنها استفاده کرد!
قضیه در مورد "وضع مقررات و تبصره های دولتی" و "مجوزهای نیازمند تایید فلان مقام مسئول" هم جز این نیست، شاید در بادی امر به نظر برسد که اینها برای کنترل بهتر و حفظ حقوق شهروندان است که از خدا بی خبران حق مردم را نخورند، ولی در واقعیت هر تبصره اضافی دولتی و هر امضای طلایی می شود یک فرصت برای رانت جویی!
اینکه در مملکت پرداخت پول چایی و زیرمیزی جز ضروریات کار است، تنها به دلیل ذات خراب فلان کارمند و مقام دولتی نیست. در هر کشوری که نیاز به گرفتن ده ها مجوز و امضا وجود داشته باشد و مردم زیاد به سد مقررات ریز و درشت بر بخورند، غریب نیست که برای رفع و رجوع سریع و بی دردسر کارشان دست به جیب شوند. مقررات دست و پاگیر و کاغذبازی انگیزه فساد را زیاد می کند. در واقع مسئله این نیست که چه کنیم تا آنها که درگیر فساد اند را شناسایی کنیم، مهم تر این است که فضایی ایجاد کنیم که فساد امکان بروز گسترده نداشته باشد.
نگارنده این سطور حرفش به طور خلاصه این است که از قضا مشکل فساد نبود مقررات و نظارت نیست، بلکه تعدد و فراوانی آنهاست. با توجه به تعدد تبصره و ماده قانونی در کارها غریب نیست که در مملکت آریایی اسلامی به جای کارآفرینی و خلاقیت، فساد اداری و زد و بند با دولتی ها به روش پول درآوردن بدل شده است، والله اعلم
https://goo.gl/mmBMPZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
فساد مسئله افراد نیست، مسئله ساختارهاست! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
تحریم ها بی اثر بود!
تحریم های بین المللی از 2011 تا 2014 معادل 17 درصد (بیش از یک ششم) برای اقتصاد ایران هزینه داشت!
https://goo.gl/QLRDwv
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
تحریم های بین المللی از 2011 تا 2014 معادل 17 درصد (بیش از یک ششم) برای اقتصاد ایران هزینه داشت!
https://goo.gl/QLRDwv
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
برنارد لوییس، طراح تجزیه ایران!
کسی که می گوید ایرانی ها تنها "ملت" خاورمیانه اند و با حمله نظامی به ایران به دلیل همین حس هویت ملی مخالفت می کند، موافق تجزیه ایران است؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسی که می گوید ایرانی ها تنها "ملت" خاورمیانه اند و با حمله نظامی به ایران به دلیل همین حس هویت ملی مخالفت می کند، موافق تجزیه ایران است؟
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آنچه جز در "سرمایه داری" نمی توانید بیابید!
وقتی یک دماسنج را برای اندازه گیری دمای اجاق استفاده می کنیم، دماسنج به ما عددی را نشان می دهد که بیانگر انرژی جنبشی مولکول های هوا در داخل اجاق است. دماسنج شاید بهترین وسیله اندازه گیری نباشد و مزیتش بیشتر سادگی کاربرد و قابل فهم بودن آن است؛ ولی تردیدی هم نیست که اجاق دمایی دارد؛ چه از دماسنج برای اندازه گیری آن استفاده کنیم چه نکنیم.
اما وقتی می پرسیم "ارزش اقتصادی این اجاق چقدر است" قضیه به کلی متفاوت است، اینجا دیگر صحبت از یک واقعیت "عینی" نیست که آن را در "خود" اجاق جستجو کنیم، ارزش اقتصادی در واقع حاصل قضاوت های "ذهنی" همه انسان های روی زمین در مورد کاربردهای حال و آینده آن اجاق است؛ اینکه اجاق اکنون به چه کار می آید و چگونه می توان از آن در آینده در کاربردهای متفاوت بهره گرفت.
این سوال دشوار را "تنها و تنها" زمانی می توان پاسخ داد که اقتصاد بازار داشته باشیم و مردم در مبادله آزادانه با همدیگر آن قضاوت های "ذهنی" را آشکار کنند، آنجاست که می توان از بهایی که افراد مایلند برای آن بپردازند، برآوردی در مورد ارزش اقتصادی اجاق داشته باشیم.
از قرار در هیچ اقتصاد دیگری جز "سرمایه داری" نمی توان این "ارزش اقتصادی" را آشکار کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/uFkmQn
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وقتی یک دماسنج را برای اندازه گیری دمای اجاق استفاده می کنیم، دماسنج به ما عددی را نشان می دهد که بیانگر انرژی جنبشی مولکول های هوا در داخل اجاق است. دماسنج شاید بهترین وسیله اندازه گیری نباشد و مزیتش بیشتر سادگی کاربرد و قابل فهم بودن آن است؛ ولی تردیدی هم نیست که اجاق دمایی دارد؛ چه از دماسنج برای اندازه گیری آن استفاده کنیم چه نکنیم.
اما وقتی می پرسیم "ارزش اقتصادی این اجاق چقدر است" قضیه به کلی متفاوت است، اینجا دیگر صحبت از یک واقعیت "عینی" نیست که آن را در "خود" اجاق جستجو کنیم، ارزش اقتصادی در واقع حاصل قضاوت های "ذهنی" همه انسان های روی زمین در مورد کاربردهای حال و آینده آن اجاق است؛ اینکه اجاق اکنون به چه کار می آید و چگونه می توان از آن در آینده در کاربردهای متفاوت بهره گرفت.
این سوال دشوار را "تنها و تنها" زمانی می توان پاسخ داد که اقتصاد بازار داشته باشیم و مردم در مبادله آزادانه با همدیگر آن قضاوت های "ذهنی" را آشکار کنند، آنجاست که می توان از بهایی که افراد مایلند برای آن بپردازند، برآوردی در مورد ارزش اقتصادی اجاق داشته باشیم.
از قرار در هیچ اقتصاد دیگری جز "سرمایه داری" نمی توان این "ارزش اقتصادی" را آشکار کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/uFkmQn
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Socialism: The Calculation Problem Is Not the Knowledge Problem
This market process is what allows a capitalist system to efficiently allocate resources, whereas a socialist system cannot—not even “in principle.”
از حضرت استاد در باب "اعتدال" ایرانی
یک ایرانی "معتدل" کسی است که مهماتش تمام شده باشد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک ایرانی "معتدل" کسی است که مهماتش تمام شده باشد!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چطوری ایرانی "پیش بینی ناپذیر"؟
برنارد لوییس فقید، مورخ و مستشرق نامدار، در سال 2006 نوشته بود ایرانی ها سالها روی سلاح هسته ای کار کرده اند و غریب نیست بخواهند آن را علیه اسرائیل به کار ببرند، تاریخی نزدیک هم برای آن مشخص کرده بود و گفته بود با توجه به تقویم اسلامی 27 رجب 1427 (22 اگوست 2006) مصادف با معراج پیامبر است و با توجه به دیدگاه های آخرالزمانی حاکمان ایران و به ویژه رئیس جمهور وقت زمانی مناسبی برای نابودی اسرائیل و شاید دنیاست.
مورخ بزرگ استدلال کرده بود که آن مضمون های سنتی بازدارندگی هسته ای برای مهار ایرانی ها کارایی ندارد، اینها دیدگاه های خاصی دارند که با عقلانیت در معنای رایج در تضاد است، اگر کسی وظیفه ایمانی خودش را نابودی دیگری بداند و تحلیل هزینه فایده را به هیچ بگیرد، با تهدید و ترساندن نمی توان او را کنترل و مهار کرد.
آن تاریخ گذشت و اتفاقی هم نیفتاد، کسانی گفتند خوبیت نداشت مورخ نامدار در مورد داشتن یا نداشتن سلاح هسته ای قضاوت می کرد، ولی این هم بود که دیدگاه ها و رفتار خاص محمود خان احمدی نژاد خیلی حرف ها را باورپذیر کرده بود، یحتمل مرد مهرورز خیال می کرد با حرف ها و رفتارهای پیش بینی ناپذیرش دارد ابتکار عمل به خرج می دهد و حریف را آچمز می کند، ولی برداشت ها چیزی دیگری بود.
تبلیغ اینکه گروهی قدرتمند در ایران نگاهی آخرالزمانی دارند آن زمان رواج داشت. نگارنده به خاطر می آورد که یکی از پژوهشگران ایرانی اندیشکده معروف واشینگتن و خاور نزدیک گزارشی مفصل با موضوع دیدگاه های آخرالزمانی آیت الله خامنه ای تهیه کرده بود. می شد حدس زد که سیاست پیشنهادی برای مقابله با ایران هم چیزی جز گزینه نظامی و نابودی کامل نمی توانست باشد.
آن دوران گذشت و کشتیبان را سیاستی دگر آمد، توافقی امضا شد و البته عمرش دیری نپایید. دونالد شیردل وعده اش را عملی کرد و از برجام بیرون آمد. فردای آن روز شور حسنی کسانی در بهارستان بالا گرفت و آتش بازی راه انداختند، کسانی دیگر حرف هایی زدند که تا آخرین نفس آماده ایم و از اول هم نباید به اینها اعتماد می کردیم. شعارشان چیزی قریب به این مضمون بود: "سگ رامی شده ایم، گرگ هاری باید" و باید همان مشی مبتکرانه دوران مهرورزی را ادامه می دادیم. از آن سو کسانی دیگر حرفشان این بود که عاقلانه پیش برویم و یک دفعه زیر میز نزنیم.
در مورد خوب یا بودن برجام و اوضاع سیاست خارجی ایرانی قضاوتی ندارم، ولی از قضیه هسته ای می شود یک چیز را آموخت، درست است که پیش بینی پذیر نبودن گاهی مزیت به حساب می آید و حریف را غافل گیر می کند، ولی زیادی پیش بینی ناپذیر بودن در کشوری مثل ایران مصیبت کمی نیست. آن شیردل یانکی پیش بینی ناپذیر است و خیلی ها ان را حسن او می دانند، ولی در مملکت آریایی اسلامی این ویژگی شاید گاهی خیلی کارساز نباشد، حواسمان باشد زیاد خواستیم ابتکار عمل را به دست بگیریم و پیش بینی ناپذیر باشیم، رندان در کمین اند که چپق مان را چاق کنند، والله اعلم.
https://goo.gl/rAuxAX
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برنارد لوییس فقید، مورخ و مستشرق نامدار، در سال 2006 نوشته بود ایرانی ها سالها روی سلاح هسته ای کار کرده اند و غریب نیست بخواهند آن را علیه اسرائیل به کار ببرند، تاریخی نزدیک هم برای آن مشخص کرده بود و گفته بود با توجه به تقویم اسلامی 27 رجب 1427 (22 اگوست 2006) مصادف با معراج پیامبر است و با توجه به دیدگاه های آخرالزمانی حاکمان ایران و به ویژه رئیس جمهور وقت زمانی مناسبی برای نابودی اسرائیل و شاید دنیاست.
مورخ بزرگ استدلال کرده بود که آن مضمون های سنتی بازدارندگی هسته ای برای مهار ایرانی ها کارایی ندارد، اینها دیدگاه های خاصی دارند که با عقلانیت در معنای رایج در تضاد است، اگر کسی وظیفه ایمانی خودش را نابودی دیگری بداند و تحلیل هزینه فایده را به هیچ بگیرد، با تهدید و ترساندن نمی توان او را کنترل و مهار کرد.
آن تاریخ گذشت و اتفاقی هم نیفتاد، کسانی گفتند خوبیت نداشت مورخ نامدار در مورد داشتن یا نداشتن سلاح هسته ای قضاوت می کرد، ولی این هم بود که دیدگاه ها و رفتار خاص محمود خان احمدی نژاد خیلی حرف ها را باورپذیر کرده بود، یحتمل مرد مهرورز خیال می کرد با حرف ها و رفتارهای پیش بینی ناپذیرش دارد ابتکار عمل به خرج می دهد و حریف را آچمز می کند، ولی برداشت ها چیزی دیگری بود.
تبلیغ اینکه گروهی قدرتمند در ایران نگاهی آخرالزمانی دارند آن زمان رواج داشت. نگارنده به خاطر می آورد که یکی از پژوهشگران ایرانی اندیشکده معروف واشینگتن و خاور نزدیک گزارشی مفصل با موضوع دیدگاه های آخرالزمانی آیت الله خامنه ای تهیه کرده بود. می شد حدس زد که سیاست پیشنهادی برای مقابله با ایران هم چیزی جز گزینه نظامی و نابودی کامل نمی توانست باشد.
آن دوران گذشت و کشتیبان را سیاستی دگر آمد، توافقی امضا شد و البته عمرش دیری نپایید. دونالد شیردل وعده اش را عملی کرد و از برجام بیرون آمد. فردای آن روز شور حسنی کسانی در بهارستان بالا گرفت و آتش بازی راه انداختند، کسانی دیگر حرف هایی زدند که تا آخرین نفس آماده ایم و از اول هم نباید به اینها اعتماد می کردیم. شعارشان چیزی قریب به این مضمون بود: "سگ رامی شده ایم، گرگ هاری باید" و باید همان مشی مبتکرانه دوران مهرورزی را ادامه می دادیم. از آن سو کسانی دیگر حرفشان این بود که عاقلانه پیش برویم و یک دفعه زیر میز نزنیم.
در مورد خوب یا بودن برجام و اوضاع سیاست خارجی ایرانی قضاوتی ندارم، ولی از قضیه هسته ای می شود یک چیز را آموخت، درست است که پیش بینی پذیر نبودن گاهی مزیت به حساب می آید و حریف را غافل گیر می کند، ولی زیادی پیش بینی ناپذیر بودن در کشوری مثل ایران مصیبت کمی نیست. آن شیردل یانکی پیش بینی ناپذیر است و خیلی ها ان را حسن او می دانند، ولی در مملکت آریایی اسلامی این ویژگی شاید گاهی خیلی کارساز نباشد، حواسمان باشد زیاد خواستیم ابتکار عمل را به دست بگیریم و پیش بینی ناپذیر باشیم، رندان در کمین اند که چپق مان را چاق کنند، والله اعلم.
https://goo.gl/rAuxAX
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
چطوری ایرانی “پیش بینی ناپذیر”؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب قانون
هرچه دولتی فاسدتر باشد؛ تعداد قانون هایش بیشتر است!
تاسیتوس؛ مورخ؛ سالنامه امپراتوری روم
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
هرچه دولتی فاسدتر باشد؛ تعداد قانون هایش بیشتر است!
تاسیتوس؛ مورخ؛ سالنامه امپراتوری روم
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"سرمایه داری" در باب اعتصاب های کارگری چه می گوید؟
کسانی از اهل فن گفته اند اعتصاب آرام هیچ ایرادی ندارد؛ گاهی بد نیست کارفرمای ناخن خشک که شرایط خوبی برای کارکنانش فراهم نکرده است را سر عقل آورد. وانگهی در اقتصاد بازار هم کارکنان آزادند، کار خود را عرضه کنند یا نکنند، قرارداد میان کارگر و کارفرما یک مبادله و معامله داوطلبانه است و می توان حسب توافق در آن بازنگری کرد.
در واقع برای کارفرما حساب دو دو تا چارتاست، می بیند که آیا می تواند از بازار نیروی کار مطلوبش را به دست بیاورد و آنها را با اعتصاب کنندگان جایگزین کنند یا خیر؛ در صورتی که این کار برایش ممکن نباشد، طبیعی است که باید به افزایش حقوق و دستمزد یا بهبود شرایط کار تن دهد. از آن سو عده ای دیگر هم گفته اند اعتصاب کردن معنایی ندارد، اگر فرد به صورت نسبی رضایت دارد که می ماند و به تدریج با چانه زنی شرایط را بهتر می کند، اگر هم چنین نبود که می تواند سازمان را ترک کند و شغلی با درآمدی بهتر بیابد.
هنری هزلیت معتقد است کار جایی عیب می کند که اهالی اعتصاب به زور متوسل شوند و با تهدید جلوی کار کردن همکاران خود را بگیرند یا مانع استخدام نیروی کار جدید شوند؛ در این حالت قضیه را می توان این طور خلاصه کرد که کارگران اعتصاب کننده می گویند ما فقط و فقط با این شرایط کار می کنیم و اینکه دیگری حتی به همان حقوق و دستمزد "پایین" هم احتیاج دارد و حاضر است کار کند به ما ربطی ندارد!
واقعیت این است که حتی در اعتصاب های بسیار موفق سراسری هم در صورت افزایش حقوق و دستمزدها، انتظار داریم با افزایش قیمت کالاها روبه رو شویم و غریب نیست که به دنبال آن، تقاضا در آن بخش ها کاهش یابد که در درازمدت افزایش بیکاری را به همراه دارد. در صورتی که چنین نشود هم رفاه خریداران کاهش خواهد یافت که البته تعدادشان از اهالی اعتصاب بسیار بیشتر است و خود را در بیکاری در بخش های دیگر نشان می دهد. در اینجا البته فرض کرده ایم که عرضه پول تغییری نمی کند، اگر این هم برقرار نباشد که بحث تورم را خواهیم داشت که فرقی با سرقت از اموال شهروندان ندارد و همه متضرر می شوند.
جان کلام این است که ثروت از آسمان نمی آید و آن را باید تولید کرد؛ اگر چیزی به کسی می دهی، باید پیشتر آن را از کسی دیگر گرفته باشی و این حرف و حدیث کم ندارد. در واقع رمانتیک بازی و ناله های انسان دوستانه هم چاره کار نیست، باید فضا را برای کار بی دردسر و خلق ثروت هر چه بیشتر فراهم کرد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/msEohZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسانی از اهل فن گفته اند اعتصاب آرام هیچ ایرادی ندارد؛ گاهی بد نیست کارفرمای ناخن خشک که شرایط خوبی برای کارکنانش فراهم نکرده است را سر عقل آورد. وانگهی در اقتصاد بازار هم کارکنان آزادند، کار خود را عرضه کنند یا نکنند، قرارداد میان کارگر و کارفرما یک مبادله و معامله داوطلبانه است و می توان حسب توافق در آن بازنگری کرد.
در واقع برای کارفرما حساب دو دو تا چارتاست، می بیند که آیا می تواند از بازار نیروی کار مطلوبش را به دست بیاورد و آنها را با اعتصاب کنندگان جایگزین کنند یا خیر؛ در صورتی که این کار برایش ممکن نباشد، طبیعی است که باید به افزایش حقوق و دستمزد یا بهبود شرایط کار تن دهد. از آن سو عده ای دیگر هم گفته اند اعتصاب کردن معنایی ندارد، اگر فرد به صورت نسبی رضایت دارد که می ماند و به تدریج با چانه زنی شرایط را بهتر می کند، اگر هم چنین نبود که می تواند سازمان را ترک کند و شغلی با درآمدی بهتر بیابد.
هنری هزلیت معتقد است کار جایی عیب می کند که اهالی اعتصاب به زور متوسل شوند و با تهدید جلوی کار کردن همکاران خود را بگیرند یا مانع استخدام نیروی کار جدید شوند؛ در این حالت قضیه را می توان این طور خلاصه کرد که کارگران اعتصاب کننده می گویند ما فقط و فقط با این شرایط کار می کنیم و اینکه دیگری حتی به همان حقوق و دستمزد "پایین" هم احتیاج دارد و حاضر است کار کند به ما ربطی ندارد!
واقعیت این است که حتی در اعتصاب های بسیار موفق سراسری هم در صورت افزایش حقوق و دستمزدها، انتظار داریم با افزایش قیمت کالاها روبه رو شویم و غریب نیست که به دنبال آن، تقاضا در آن بخش ها کاهش یابد که در درازمدت افزایش بیکاری را به همراه دارد. در صورتی که چنین نشود هم رفاه خریداران کاهش خواهد یافت که البته تعدادشان از اهالی اعتصاب بسیار بیشتر است و خود را در بیکاری در بخش های دیگر نشان می دهد. در اینجا البته فرض کرده ایم که عرضه پول تغییری نمی کند، اگر این هم برقرار نباشد که بحث تورم را خواهیم داشت که فرقی با سرقت از اموال شهروندان ندارد و همه متضرر می شوند.
جان کلام این است که ثروت از آسمان نمی آید و آن را باید تولید کرد؛ اگر چیزی به کسی می دهی، باید پیشتر آن را از کسی دیگر گرفته باشی و این حرف و حدیث کم ندارد. در واقع رمانتیک بازی و ناله های انسان دوستانه هم چاره کار نیست، باید فضا را برای کار بی دردسر و خلق ثروت هر چه بیشتر فراهم کرد؛ والله اعلم.
https://goo.gl/msEohZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
دولت؟ کارآفرینی؟
گفته می شود که بسیاری از نوآوری های کنونی مانند انرژی هسته ای، اینترنت، رایانه ها و هواپیماها نه حاصل پژوهش بخش خصوصی؛ بلکه پیامد سرمایه گذاری های دولت است؛ همچنین شرکت های خصوصی از آنجا که ملاحظه سودآوری دارند و نگاه کوتاه مدت را دنبال می کنند، زیر بار پژوهش های بنیادین نمی روند؛ زیرا این قبیل پروژه ها با وجود ریسک بالا، سودآوری فوری به همراه نمی آورند.
این نگاه چند ایراد اساسی دارد؛ نخست آنکه نوآوری تکنولوژیک را با نوآوری اقتصادی یکی می گیرد؛ نوآوری تکنولوژیک چیزی است که مهندسان می پسندند و از نظر فنی پیشروست، ولی به هزاران دلیل مشتریان آن را انتخاب نمی کنند و شانسی برای تولید انبوه ندارند. نوآوری های تکنولوژیک تا زمانی که آزمون سخت بازار را پشت سر نگذارند، از منظر اقتصادی نوآوری تلقی نمی شوند. یک نمونه فناوری "بتامکس" و "وی اچ اس" است که با وجود آنکه اهل فن اولی را برتر می دانستند، نتوانست در بازار از پس "وی اچ اس" برآید. دانشمندان شوروی هرچند در ابداع بسیاری از نوآوری ها پیشرو بودند، ولی آن امپراتوری شر از این ابداع ها به دلیل نبود آزمون بازار بهره ای نبرد.
دوم، مسئله هزینه فرصت است، این درست است که دولت در یک حوزه سرمایه گذاری می کند و نتایجی را هم کسب می کند؛ ولی آیا منابع عمومی اگر در جایی دیگر سرمایه گذاری می شدند، نفع بیشتری نداشت؟ خصوصی ها حواسشان به ریال ریال هزینه هایشان هست و انگیزه لازم برای به ثمر رساندن سرمایه گذاری های خوب و رها کردن سرمایه گذاری های بی حاصل را دارند، ولی دولتهای درگیر سیاست چنین نیستند. فساد و کارایی پایین پروژه های دولتی در عرصه علم هم تکثیر می شود و نورچشمی ها و ژن های خوب "علمی" سروکله شان پیدا می شود.
سوم، شواهد تاریخی وجود دارد که مثلا در امریکا در قرن 19 و حتی تا سال های دهه 1940 در عمل حتی بدون بودجه های پژوهشی کلان دولتی که بعدها رایج شد، این کشور بسیار نوآور بود. نوابغ مهندسی مانند برادران رایت ، ادیسون و تسلا به هیچ رو حمایت دولتی نداشتند و با پول و وقت خودشان ریسک می کردند یا در دهه 1930 شرکت های خصوصی مانند دوپونت خودشان دست به کار پژوهش های بنیادی شدند که بعدها به ابداع نایلون انجامید.
چهارم، سرمایه گذاری دولت در "نوآوری"، باعث می شود که بخش خصوصی در آن حوزه ها وارد نشود و به اصطلاح آنها را بیرون می راند و در واقع مسیر پیشرفت علم و نوآوری مخدوش و منحرف می شود؛ خشت کج اول می تواند دیوار را تا ثریا کج ببرد، پژوهشی که برای بوروکرات های دولت و نظامی ها انجام می شود، زمین تا آسمان با پژوهش های تجاری که باید پاسخگوی نیاز مشتریان باشد متفاوت است، نهادهای پژوهشی که به اولی عادت می کنند، پس از برداشتن حمایت های دولت، برای بقا کارشان ساده نیست.
خلاصه آنکه حواسمان باشد کارآفرینی و نوآوری کار افراد است نه دولت ها، والله اعلم.
https://goo.gl/jtvSRL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته می شود که بسیاری از نوآوری های کنونی مانند انرژی هسته ای، اینترنت، رایانه ها و هواپیماها نه حاصل پژوهش بخش خصوصی؛ بلکه پیامد سرمایه گذاری های دولت است؛ همچنین شرکت های خصوصی از آنجا که ملاحظه سودآوری دارند و نگاه کوتاه مدت را دنبال می کنند، زیر بار پژوهش های بنیادین نمی روند؛ زیرا این قبیل پروژه ها با وجود ریسک بالا، سودآوری فوری به همراه نمی آورند.
این نگاه چند ایراد اساسی دارد؛ نخست آنکه نوآوری تکنولوژیک را با نوآوری اقتصادی یکی می گیرد؛ نوآوری تکنولوژیک چیزی است که مهندسان می پسندند و از نظر فنی پیشروست، ولی به هزاران دلیل مشتریان آن را انتخاب نمی کنند و شانسی برای تولید انبوه ندارند. نوآوری های تکنولوژیک تا زمانی که آزمون سخت بازار را پشت سر نگذارند، از منظر اقتصادی نوآوری تلقی نمی شوند. یک نمونه فناوری "بتامکس" و "وی اچ اس" است که با وجود آنکه اهل فن اولی را برتر می دانستند، نتوانست در بازار از پس "وی اچ اس" برآید. دانشمندان شوروی هرچند در ابداع بسیاری از نوآوری ها پیشرو بودند، ولی آن امپراتوری شر از این ابداع ها به دلیل نبود آزمون بازار بهره ای نبرد.
دوم، مسئله هزینه فرصت است، این درست است که دولت در یک حوزه سرمایه گذاری می کند و نتایجی را هم کسب می کند؛ ولی آیا منابع عمومی اگر در جایی دیگر سرمایه گذاری می شدند، نفع بیشتری نداشت؟ خصوصی ها حواسشان به ریال ریال هزینه هایشان هست و انگیزه لازم برای به ثمر رساندن سرمایه گذاری های خوب و رها کردن سرمایه گذاری های بی حاصل را دارند، ولی دولتهای درگیر سیاست چنین نیستند. فساد و کارایی پایین پروژه های دولتی در عرصه علم هم تکثیر می شود و نورچشمی ها و ژن های خوب "علمی" سروکله شان پیدا می شود.
سوم، شواهد تاریخی وجود دارد که مثلا در امریکا در قرن 19 و حتی تا سال های دهه 1940 در عمل حتی بدون بودجه های پژوهشی کلان دولتی که بعدها رایج شد، این کشور بسیار نوآور بود. نوابغ مهندسی مانند برادران رایت ، ادیسون و تسلا به هیچ رو حمایت دولتی نداشتند و با پول و وقت خودشان ریسک می کردند یا در دهه 1930 شرکت های خصوصی مانند دوپونت خودشان دست به کار پژوهش های بنیادی شدند که بعدها به ابداع نایلون انجامید.
چهارم، سرمایه گذاری دولت در "نوآوری"، باعث می شود که بخش خصوصی در آن حوزه ها وارد نشود و به اصطلاح آنها را بیرون می راند و در واقع مسیر پیشرفت علم و نوآوری مخدوش و منحرف می شود؛ خشت کج اول می تواند دیوار را تا ثریا کج ببرد، پژوهشی که برای بوروکرات های دولت و نظامی ها انجام می شود، زمین تا آسمان با پژوهش های تجاری که باید پاسخگوی نیاز مشتریان باشد متفاوت است، نهادهای پژوهشی که به اولی عادت می کنند، پس از برداشتن حمایت های دولت، برای بقا کارشان ساده نیست.
خلاصه آنکه حواسمان باشد کارآفرینی و نوآوری کار افراد است نه دولت ها، والله اعلم.
https://goo.gl/jtvSRL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Government Spending on "Innovation": The True Cost Is Higher Than You Think
Many claim that great advances in technology come primarily through government spending on research. In fact, government tech spending crowds out other innovations while favoring certain interest groups at everyone else's expense.
در باب فساد از حضرت
فساد چیزی جز فضولی دولت ها در بازار و مختل کردن آن به وسیله مقرراتگذاری های در ظاهر خیرخواهانه نیست! والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
فساد چیزی جز فضولی دولت ها در بازار و مختل کردن آن به وسیله مقرراتگذاری های در ظاهر خیرخواهانه نیست! والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
چه اشکالی دارد ایران بمب هسته ای داشته باشد؟
"تجربه تاریخی نشان می دهد اگر کشوری دنبال ساخت بمب اتمی باشد، سرانجام آن را خواهد ساخت، تحریم های بیشتر هم لزوما جلوی آن را نخواهد گرفت و حتی می تواند شتاب پروژه هسته ای شدن را بیشتر کند.
رسیدن به قابلیت غنی سازی بالا بدون ساختن بمب هم هرچند از نظر آمریکا و اروپایی ها گزینه موجه تری به نظر برسد، ولی برای اسرائیل راضی کننده نیست و کاملا ممکن است که آنها اقداماتی جدی برای از بین بردن برنامه هسته ای ایرانی ها را پی بگیرند و می شود حدس زد هیچ توافقی در این حال و هوا پایدار نخواهد بود.
اما اگر ایرانی ها بمب بسازند، خیلی هم بد نیست، انحصار هسته ای/اتمی اسرائیل از بین می رود و موازنه قدرت برقرار می شود. اسرائیل چندین دهه است که از سلاح هسته ای برخوردار است و همین تنش های زیادی را در خاورمیانه پدیده آورده است. همچنین این کشور با استفاده از نیروی نظامی و اطلاعاتی قدرتمند خود جلوی رسیدن بقیه به چنین سلاح هایی را می گیرد که برای مثال می توان از حمله به اوسیراک عراق و الکبار سوریه نام برد.
شاید کسانی بگویند دفاع از حق داشتن سلاح هسته ای بر مبنای منطق "بازدارندگی" برای ایرانی ها فایده ای ندارد، زیرا بازدارندگی بر این پایه استوار است که یک رژیم سیاسی بازیگری عقلانی است و ملاحظات هزینه و فایده را در رفتار لحاظ می کند. ایرانی ها چنین نیستند و نمی توان دست رژیم ملاها سلاح هسته ای داد و دنیا را ناامن کرد. اما به نظر می رسد این ایراد نارواست، رژیم ایران هم مانند هر جای کشور دیگر دنبال بقاست و از منطق مشابه بقیه پیروی می کند، گفتار تند آنها را نباید جدی گرفت، وانگهی سلاح هسته ای، اساسا کاربردی دفاعی دارد.
کسانی دیگر ایراد می گیرند ایرانی ها دسترسی به سلاح هسته ای پیدا کنند و امنیتشان تضمین شود، در ماجراجویی های منطقه ای و حمایت از گروه های افراطی دلیرتر و جسورتر می شوند و شاید آنها را هم مجهز به چنین سلاحی کنند. در اینجا هم شواهد تاریخی چنین نگاهی را تایید نمی کند، بعد از هسته ای شدن از قضا کشورها محتاط تر می شوند و بیشتر مراقب اند هدف قدرت های جهانی قرار نگیرند، می توان از چین دوران مائو و هند و پاکستان نام برد که بعد از هسته ای شدن حتی آرام تر عمل کردند.
ایراد پرتکرار دیگر این است که هسته ای شدن ایران باعث مسابقه هسته ای در منطقه می شود و این احتمال جنگ بین آنها را بالا می برد. در اینجا هم تاریخ به ما می گوید که چیزی به نام "تکثیر" سلاح های هسته ای موضوعیت نداشته است و از دهه 1970 ظهور قدرت های هسته ای جدید کاهش چشمگیری داشته است، وقتی هسته ای بودن اسرائیل که دشمنی اعراب با آنها بر کسی پوشیده نیست چنین مسابقه ای را به وجود نیاورده است، بعید است هسته ای شدن ایران هم چنین اتفاقی را باعث شود."
آنچه در بالا آمد خلاصه ای بود از مقاله [مرحوم] کنت والتز، چهره نامدار مکتب نو-رئالیسم، که در سال 2012 نوشته شده است؛ نظری ندارم، ولی خواندن آن بعد از 6 سال جالب بود؛ اینکه آیا ایرانی ها در توبره مارگیری یانکی ها گیر می کنند یا نه معلوم نیست، والله اعلم.
https://goo.gl/TCo3jK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"تجربه تاریخی نشان می دهد اگر کشوری دنبال ساخت بمب اتمی باشد، سرانجام آن را خواهد ساخت، تحریم های بیشتر هم لزوما جلوی آن را نخواهد گرفت و حتی می تواند شتاب پروژه هسته ای شدن را بیشتر کند.
رسیدن به قابلیت غنی سازی بالا بدون ساختن بمب هم هرچند از نظر آمریکا و اروپایی ها گزینه موجه تری به نظر برسد، ولی برای اسرائیل راضی کننده نیست و کاملا ممکن است که آنها اقداماتی جدی برای از بین بردن برنامه هسته ای ایرانی ها را پی بگیرند و می شود حدس زد هیچ توافقی در این حال و هوا پایدار نخواهد بود.
اما اگر ایرانی ها بمب بسازند، خیلی هم بد نیست، انحصار هسته ای/اتمی اسرائیل از بین می رود و موازنه قدرت برقرار می شود. اسرائیل چندین دهه است که از سلاح هسته ای برخوردار است و همین تنش های زیادی را در خاورمیانه پدیده آورده است. همچنین این کشور با استفاده از نیروی نظامی و اطلاعاتی قدرتمند خود جلوی رسیدن بقیه به چنین سلاح هایی را می گیرد که برای مثال می توان از حمله به اوسیراک عراق و الکبار سوریه نام برد.
شاید کسانی بگویند دفاع از حق داشتن سلاح هسته ای بر مبنای منطق "بازدارندگی" برای ایرانی ها فایده ای ندارد، زیرا بازدارندگی بر این پایه استوار است که یک رژیم سیاسی بازیگری عقلانی است و ملاحظات هزینه و فایده را در رفتار لحاظ می کند. ایرانی ها چنین نیستند و نمی توان دست رژیم ملاها سلاح هسته ای داد و دنیا را ناامن کرد. اما به نظر می رسد این ایراد نارواست، رژیم ایران هم مانند هر جای کشور دیگر دنبال بقاست و از منطق مشابه بقیه پیروی می کند، گفتار تند آنها را نباید جدی گرفت، وانگهی سلاح هسته ای، اساسا کاربردی دفاعی دارد.
کسانی دیگر ایراد می گیرند ایرانی ها دسترسی به سلاح هسته ای پیدا کنند و امنیتشان تضمین شود، در ماجراجویی های منطقه ای و حمایت از گروه های افراطی دلیرتر و جسورتر می شوند و شاید آنها را هم مجهز به چنین سلاحی کنند. در اینجا هم شواهد تاریخی چنین نگاهی را تایید نمی کند، بعد از هسته ای شدن از قضا کشورها محتاط تر می شوند و بیشتر مراقب اند هدف قدرت های جهانی قرار نگیرند، می توان از چین دوران مائو و هند و پاکستان نام برد که بعد از هسته ای شدن حتی آرام تر عمل کردند.
ایراد پرتکرار دیگر این است که هسته ای شدن ایران باعث مسابقه هسته ای در منطقه می شود و این احتمال جنگ بین آنها را بالا می برد. در اینجا هم تاریخ به ما می گوید که چیزی به نام "تکثیر" سلاح های هسته ای موضوعیت نداشته است و از دهه 1970 ظهور قدرت های هسته ای جدید کاهش چشمگیری داشته است، وقتی هسته ای بودن اسرائیل که دشمنی اعراب با آنها بر کسی پوشیده نیست چنین مسابقه ای را به وجود نیاورده است، بعید است هسته ای شدن ایران هم چنین اتفاقی را باعث شود."
آنچه در بالا آمد خلاصه ای بود از مقاله [مرحوم] کنت والتز، چهره نامدار مکتب نو-رئالیسم، که در سال 2012 نوشته شده است؛ نظری ندارم، ولی خواندن آن بعد از 6 سال جالب بود؛ اینکه آیا ایرانی ها در توبره مارگیری یانکی ها گیر می کنند یا نه معلوم نیست، والله اعلم.
https://goo.gl/TCo3jK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
انتخاب بین تمدن یا بربریت
شبکه جزیره کره در شب؛ جنوب پر از نور و شمال غرق ظلمات!
راه خودکفایی و بسته بودن اقتصاد و یاغیگری جز از تاریکی نمی گذرد.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
شبکه جزیره کره در شب؛ جنوب پر از نور و شمال غرق ظلمات!
راه خودکفایی و بسته بودن اقتصاد و یاغیگری جز از تاریکی نمی گذرد.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
اقتصاد شب!
تفاوت شب های هند در طی 4 سال؛ هند یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی جهان را دارد؛ انگار برای فهم اوضاع آینده باید هندوچین را جدی رصد کرد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
تفاوت شب های هند در طی 4 سال؛ هند یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی جهان را دارد؛ انگار برای فهم اوضاع آینده باید هندوچین را جدی رصد کرد؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
"نئولیبرالیسم" عالی عمل کرده است!
افزایش در آمد واقعی در جهان در دوره موسوم به "نئولیبرالیسم" (نمودار فیلی)
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
افزایش در آمد واقعی در جهان در دوره موسوم به "نئولیبرالیسم" (نمودار فیلی)
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
در باب بهشت روی زمین
کسی گفته بود همینکه انگلیسی متولد شده باشی، اولین جایزه را در لاتاری زندگی برده ای! ولی اکنون خیلی ها معتقدند کشورهای نوردیک (سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ و فنلاند) جاهای بهتری برای متولد شدن اند؛ پیشتر هم نوشتم که این ادعا که این کشورها سوسیالیست اند چقدر بی پایه است؛ آزادترین اقتصادهای دنیا را نمی توان هیچ رقم سوسیالیست دانست، ولی در این هم تردیدی نیست که اندازه دولت (مخارج آن) بزرگ است.
با توجه به همین اندازه بزرگ دولت؛ برخی گفته اند این کشورها مثل زنبوری می مانند که با توجه به جثه و بال های کوچک به نظر نمی آید بتوانند پرواز کنند؛ ولی عجیب این است که خوب هم پرواز می کنند. دولت در این کشورها بسیار شفاف است و همگان به داده های دولتی دسترسی دارند و چیزی از چشم تیزبین جامعه مدنی دور نمی ماند. اما چطور اهالی این کشورها از قدرت هیولایی دولت در امان مانده اند؟
این را به شرایط و فرهنگ خاص این کشورها ربط داده اند، جمعیت این کشورها زیاد نیست و اهالی سیاست مجبورند با یکدیگر کنار بیایند؛ از نظر تاریخی شاهان آن در کاخ های عظیم و دور از بقیه زندگی نمی کردند و بارون ها مجبور بودند با روستاییان مستقل وارد مذاکره شوند. اندیشه ای لیبرال را هم خیلی زود پذیرفتند؛ مثلا از همان قرن 18 قانون آزادی مطبوعات در سوئد تصویب شد. از میانه های قرن 19 هم امتیازات ویژه اشراف برای تصدی مناصب دولتی را لغو کردند و بر شایسته سالاری تاکید کردند؛ مذهب غالب آنها پروتستان است که هوادار رابطه مستقیم بین فرد و خداست و قدرت کلیسا و دم و دستگاه دین را محدود می کند.
پروژه پیمایش ارزش های جهانی هم که از 1981 در کار سنجش ارزش های اجتماعی فرهنگی کشورهای دنیاست نشان می دهد که این کشورها سرسخت ترین هواداران فردگرایی و آزادی های فردی اند؛ احترام به فرد چنان در فرهنگ آنها ریشه دوانده است که کار دولت اساسا چیزی جز زمینه سازی برای پرورش این فردیت و به ظهور رساندن آن در اجتماع تلقی نمی شود، به نظر می رسد اصل مطلب را باید در همین جا جستجو کرد: سنت قدرتمند فردگرایی!
قدرتمند بودن فردگرایی باعث شده است که هیولای دولت نتواند انسان ها را به بند بکشد و آنها را از آزادی شان محروم کند؛ در حوالی ما در صحاری خاورمیانه اوضاع بسیار متفاوت است؛ به قول یکی از دوستان فرهیخته؛ فرهنگ غالب در اینجا اساسا با هر چیزی که بوی فردیت و تفاوت با جمع دارد مخالف است و معتقد است باید نوکش را قیچی کرد؛ در واقع ما بیشتر از توصیه و تذکر به رعایت منافع جمعی نیازمند به رسمیت شناخت تفاوت های فردی و احترام به آزادی های افرادیم. به نظر می رسد در چنین فضایی نمی توان از دولت کشورهای نوردیک الگو گرفت؛ پیش نیاز آن چیزهایی اساسی تر است، والله اعلم.
https://goo.gl/ky95DH
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسی گفته بود همینکه انگلیسی متولد شده باشی، اولین جایزه را در لاتاری زندگی برده ای! ولی اکنون خیلی ها معتقدند کشورهای نوردیک (سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ و فنلاند) جاهای بهتری برای متولد شدن اند؛ پیشتر هم نوشتم که این ادعا که این کشورها سوسیالیست اند چقدر بی پایه است؛ آزادترین اقتصادهای دنیا را نمی توان هیچ رقم سوسیالیست دانست، ولی در این هم تردیدی نیست که اندازه دولت (مخارج آن) بزرگ است.
با توجه به همین اندازه بزرگ دولت؛ برخی گفته اند این کشورها مثل زنبوری می مانند که با توجه به جثه و بال های کوچک به نظر نمی آید بتوانند پرواز کنند؛ ولی عجیب این است که خوب هم پرواز می کنند. دولت در این کشورها بسیار شفاف است و همگان به داده های دولتی دسترسی دارند و چیزی از چشم تیزبین جامعه مدنی دور نمی ماند. اما چطور اهالی این کشورها از قدرت هیولایی دولت در امان مانده اند؟
این را به شرایط و فرهنگ خاص این کشورها ربط داده اند، جمعیت این کشورها زیاد نیست و اهالی سیاست مجبورند با یکدیگر کنار بیایند؛ از نظر تاریخی شاهان آن در کاخ های عظیم و دور از بقیه زندگی نمی کردند و بارون ها مجبور بودند با روستاییان مستقل وارد مذاکره شوند. اندیشه ای لیبرال را هم خیلی زود پذیرفتند؛ مثلا از همان قرن 18 قانون آزادی مطبوعات در سوئد تصویب شد. از میانه های قرن 19 هم امتیازات ویژه اشراف برای تصدی مناصب دولتی را لغو کردند و بر شایسته سالاری تاکید کردند؛ مذهب غالب آنها پروتستان است که هوادار رابطه مستقیم بین فرد و خداست و قدرت کلیسا و دم و دستگاه دین را محدود می کند.
پروژه پیمایش ارزش های جهانی هم که از 1981 در کار سنجش ارزش های اجتماعی فرهنگی کشورهای دنیاست نشان می دهد که این کشورها سرسخت ترین هواداران فردگرایی و آزادی های فردی اند؛ احترام به فرد چنان در فرهنگ آنها ریشه دوانده است که کار دولت اساسا چیزی جز زمینه سازی برای پرورش این فردیت و به ظهور رساندن آن در اجتماع تلقی نمی شود، به نظر می رسد اصل مطلب را باید در همین جا جستجو کرد: سنت قدرتمند فردگرایی!
قدرتمند بودن فردگرایی باعث شده است که هیولای دولت نتواند انسان ها را به بند بکشد و آنها را از آزادی شان محروم کند؛ در حوالی ما در صحاری خاورمیانه اوضاع بسیار متفاوت است؛ به قول یکی از دوستان فرهیخته؛ فرهنگ غالب در اینجا اساسا با هر چیزی که بوی فردیت و تفاوت با جمع دارد مخالف است و معتقد است باید نوکش را قیچی کرد؛ در واقع ما بیشتر از توصیه و تذکر به رعایت منافع جمعی نیازمند به رسمیت شناخت تفاوت های فردی و احترام به آزادی های افرادیم. به نظر می رسد در چنین فضایی نمی توان از دولت کشورهای نوردیک الگو گرفت؛ پیش نیاز آن چیزهایی اساسی تر است، والله اعلم.
https://goo.gl/ky95DH
کانال راهبرد
@RahbordChannel
The Economist
The secret of their success
The Nordic countries are probably the best-governed in the world
در باب آن شیردل
رئیس جمهور امریکا برای مردم ایران چیزی فراتر از رئیس جمهور یک کشور دیگر؛ حال قدرتمندترین کشور جهان؛ است؛ چیزی است در مایه های فصل الخطاب همه کس و همه چیز؛ یحتمل حرف های دونالد شیردل از همه اهالی سیاست ایران بیشتر جدی گرفته می شود و بیشتر شنونده دارد؛ قضیه در دوران شاه هم متفاوت نبوده است؛ محمد قائد نوشته است:
"فقط جان کندی میتوانست با قاطعیتی در حد وحی ِ مـُنزل بگوید در ایران باید اصلاحات ارضی شود و شاه یا رفرم میکند یا پی کارش میرود. حرفزدن از تضاد بین زمینداران بهتاریخ پیوسته و بورژوازی درسخواندهٔ در حال صعود فلسفیدن دربارهٔ خیالات واهی است. تضادی وجود نداشت: فرمان از عرش اعلیٰ بود، از سوی رئیس جمهور آمریکا که فصلالخطاب تحولات ایران بود و هست و خواهد بود."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
رئیس جمهور امریکا برای مردم ایران چیزی فراتر از رئیس جمهور یک کشور دیگر؛ حال قدرتمندترین کشور جهان؛ است؛ چیزی است در مایه های فصل الخطاب همه کس و همه چیز؛ یحتمل حرف های دونالد شیردل از همه اهالی سیاست ایران بیشتر جدی گرفته می شود و بیشتر شنونده دارد؛ قضیه در دوران شاه هم متفاوت نبوده است؛ محمد قائد نوشته است:
"فقط جان کندی میتوانست با قاطعیتی در حد وحی ِ مـُنزل بگوید در ایران باید اصلاحات ارضی شود و شاه یا رفرم میکند یا پی کارش میرود. حرفزدن از تضاد بین زمینداران بهتاریخ پیوسته و بورژوازی درسخواندهٔ در حال صعود فلسفیدن دربارهٔ خیالات واهی است. تضادی وجود نداشت: فرمان از عرش اعلیٰ بود، از سوی رئیس جمهور آمریکا که فصلالخطاب تحولات ایران بود و هست و خواهد بود."
کانال راهبرد
@Rahbordchannel