🚩 علی اکبر (علیه السلام)؛ آرمان انسانی و میراث پیغمبری
▫️ وجود مبارک #علی_اکبر در آن رجز معروفش فرمود:
ـ انَا علىُّ بنُ حسین بنِ على
ـ نَحْنُ و رَبِّ البیت اولى بِالنَّبى
ـ تَا للَّه لا یحكُمُ فینا ابنُ الدَّعى
ما به #حسین_بن_علی مرتبطیم، قسم به پروردگارِ کعبه ما به پیغمبر نزدیکیم، همان حرفی که پدر ما زده است که ما زیر بار حکومت ننگین ناپاکان نمی رویم، ما هم همان شعار را می دهیم: «تَا للَّه لا یحكُمُ فینا ابنُ الدَّعى»؛
این ناپاک نمی تواند بر ما حکومت کند!
▫️ وقتی خواست به میدان برود، #سالار_شهیدان عرض کرد خدایا شاهد باش: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَی هَؤُلَاء الْقَوْمِ فَقَد بَرَزَ إِلَیهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً برَسولِکَ»؛ کسی را فرستادم که اخلاقش #شبیه_پیغمبر است.
شما درباره پیغمبر فرمودید: ﴿إِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ﴾؛ این پسرم شبیه اوست؛ #منطق_پیغمبر، ﴿مَا ینطِقُ عَنِ الْهَوَی﴾ بود، بی خود حرف نمی زد، بر اساس هوا و هوس سخن نمیگفت، این فرزندم تربیت شده همان #مکتب است و همان فرمایشات جدّ خودش را می گوید؛ ما هر وقت مشتاق لقای پیغمبر بودیم، او را می دیدیم.
▫️ نسبت به یک جوان عادی که نمی شود گفت این، خُلقش شبیه پیغمبر است. بعد در حضور همه فرمود او یک بچه عادی نیست، او ادامه سلسله انبیاست!
این آیات را خواند: ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ٭ ذُرِّیةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾؛ یعنی اگر نسَب و حسَب این علی را ببینید، می خورد به #سلسله_انبیای_ابراهیمی، بعد به نوح و به آدم؛ اینها شناسنامه پسر من است، این یک آدم عادی نیست!
▫️ ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ٭ ذُرِّیةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ﴾؛ یعنی اگر خدای سبحان به ابراهیم خلیل فرمود: ﴿إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً﴾ و اگر ابراهیم درخواست کرد: ﴿وَ مِنْ ذُرِّیتِی﴾ و اگر خدای سبحان فرمود:﴿لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ﴾، این #ذریه_صالح_و_عادل_ابراهیم_خلیل است و سهمی از آن امامت دارد، البته نه امامت مصطلح که بشود امام چهارم، بلکه آن #امامت_ملکوتی که در ﴿إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً﴾ مطرح است، اینجا اراده شده است.
▫️ وجود مبارک ابی عبدالله فرمود شما خیال نکنید این یک جوان معمولی است میخواهید شهیدش کنید؛
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #ابراهیم مرتبط است،
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #نوح مرتبط است،
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #آدم مرتبط است؛
#صفوت او را #نجی_بودن این را و امثال اینها را داراست.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#حماسه_و_حکمت_حسینی
#محرم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
▫️ وجود مبارک #علی_اکبر در آن رجز معروفش فرمود:
ـ انَا علىُّ بنُ حسین بنِ على
ـ نَحْنُ و رَبِّ البیت اولى بِالنَّبى
ـ تَا للَّه لا یحكُمُ فینا ابنُ الدَّعى
ما به #حسین_بن_علی مرتبطیم، قسم به پروردگارِ کعبه ما به پیغمبر نزدیکیم، همان حرفی که پدر ما زده است که ما زیر بار حکومت ننگین ناپاکان نمی رویم، ما هم همان شعار را می دهیم: «تَا للَّه لا یحكُمُ فینا ابنُ الدَّعى»؛
این ناپاک نمی تواند بر ما حکومت کند!
▫️ وقتی خواست به میدان برود، #سالار_شهیدان عرض کرد خدایا شاهد باش: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَی هَؤُلَاء الْقَوْمِ فَقَد بَرَزَ إِلَیهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً برَسولِکَ»؛ کسی را فرستادم که اخلاقش #شبیه_پیغمبر است.
شما درباره پیغمبر فرمودید: ﴿إِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ﴾؛ این پسرم شبیه اوست؛ #منطق_پیغمبر، ﴿مَا ینطِقُ عَنِ الْهَوَی﴾ بود، بی خود حرف نمی زد، بر اساس هوا و هوس سخن نمیگفت، این فرزندم تربیت شده همان #مکتب است و همان فرمایشات جدّ خودش را می گوید؛ ما هر وقت مشتاق لقای پیغمبر بودیم، او را می دیدیم.
▫️ نسبت به یک جوان عادی که نمی شود گفت این، خُلقش شبیه پیغمبر است. بعد در حضور همه فرمود او یک بچه عادی نیست، او ادامه سلسله انبیاست!
این آیات را خواند: ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ٭ ذُرِّیةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾؛ یعنی اگر نسَب و حسَب این علی را ببینید، می خورد به #سلسله_انبیای_ابراهیمی، بعد به نوح و به آدم؛ اینها شناسنامه پسر من است، این یک آدم عادی نیست!
▫️ ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ٭ ذُرِّیةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ﴾؛ یعنی اگر خدای سبحان به ابراهیم خلیل فرمود: ﴿إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً﴾ و اگر ابراهیم درخواست کرد: ﴿وَ مِنْ ذُرِّیتِی﴾ و اگر خدای سبحان فرمود:﴿لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ﴾، این #ذریه_صالح_و_عادل_ابراهیم_خلیل است و سهمی از آن امامت دارد، البته نه امامت مصطلح که بشود امام چهارم، بلکه آن #امامت_ملکوتی که در ﴿إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً﴾ مطرح است، اینجا اراده شده است.
▫️ وجود مبارک ابی عبدالله فرمود شما خیال نکنید این یک جوان معمولی است میخواهید شهیدش کنید؛
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #ابراهیم مرتبط است،
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #نوح مرتبط است،
ـ مقداری جلوتر بروید می بینید به #آدم مرتبط است؛
#صفوت او را #نجی_بودن این را و امثال اینها را داراست.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#حماسه_و_حکمت_حسینی
#محرم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤4
هو
و بعد [واعظ کاشفی سبزواری در فتوّتنامهٔ سلطانی] در اثباتِ فتوّت سقّایان و رمزهای مرتبط با آن میگوید:
«اگر گویند که سقّایی را از که گرفتهاند؟ بگو از چهار پیغمبر و...» بعد در میانِ اولیایِ اسلامی نسبت این پیشه را به حضرتِ شاه ولایت (امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه) و سپس فرزندِ برومندش عباس بن علی علیهالسلام در صحرای کربلا نسبت میدهد که مشک بر دوش کشید تا تشنگانِ اهل بیت را سیراب کند و در دنبالهٔ این سخن میگوید:
«پس هر که امروز به عشق شهیدان کربلا سقّایی میکند به متابعت و موافقت عباس بن علی (ع) است و پیشرو سقایانِ امّت اوست و هر که این معنی نداند، سقایی او را مسلم نیست. و بعضی اسناد سقّایی در این امّت بعد از امیر (ع) و عباس (ع) به سلمان فارسی کنند که پیوسته مشک بر آب به دوش کشیدی و به خانهٔ حضرت فاطمه (سلامالله علیها) آوردی. و این نقل نیز درست است که پیر سلمان در این کار حضرت شاه مردان است و شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی نیز این کار کرده؛ و این طایفه را «حیاتبخشان» گویند.
محمدرضا شفیعی کدکنی
قلندریّه در تاریخ
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
و بعد [واعظ کاشفی سبزواری در فتوّتنامهٔ سلطانی] در اثباتِ فتوّت سقّایان و رمزهای مرتبط با آن میگوید:
«اگر گویند که سقّایی را از که گرفتهاند؟ بگو از چهار پیغمبر و...» بعد در میانِ اولیایِ اسلامی نسبت این پیشه را به حضرتِ شاه ولایت (امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه) و سپس فرزندِ برومندش عباس بن علی علیهالسلام در صحرای کربلا نسبت میدهد که مشک بر دوش کشید تا تشنگانِ اهل بیت را سیراب کند و در دنبالهٔ این سخن میگوید:
«پس هر که امروز به عشق شهیدان کربلا سقّایی میکند به متابعت و موافقت عباس بن علی (ع) است و پیشرو سقایانِ امّت اوست و هر که این معنی نداند، سقایی او را مسلم نیست. و بعضی اسناد سقّایی در این امّت بعد از امیر (ع) و عباس (ع) به سلمان فارسی کنند که پیوسته مشک بر آب به دوش کشیدی و به خانهٔ حضرت فاطمه (سلامالله علیها) آوردی. و این نقل نیز درست است که پیر سلمان در این کار حضرت شاه مردان است و شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی نیز این کار کرده؛ و این طایفه را «حیاتبخشان» گویند.
محمدرضا شفیعی کدکنی
قلندریّه در تاریخ
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏2
«عدم» یا «نیستی» در عرفان به چه معناست؟
امروز می خواهیم ببینیم “عدم“ چگونه حالتی است که عرفا اینهمه بر ضرورت آن تکیه می کنند. چطور می شود که انسان از “عدم“ به “هستی“ می افتد. چه مسایلی در “هستی“ وجود دارد که در “عدم“ وجود ندارد؟ در این بحث ها وقتی صحبت از وانهادن “من“ و رسیدن به “عدم مـی شـود اولین مسأله ترسناکی که برای ذهن ما مطرح می گردد ترس از خلاء و پوچی است. بعضی از آقایان می گویند اگـر قـالـب شخصیتی خود را از دست بدهیم بجای آن چه چیز حاصل می کنیم؟ آیا “عـدم بـه مـعـنـای خـلاء و پوچی نیست؟
نمی دانم چرا ما تصور میکنیم که اگر از این قالب لفظی دست برداریم هیچ چیز برایمان باقی نمی ماند. آیا بعد از مرگ هویت فکری انسان می ماند با یکمقدار رگ و پوست و خون و استخوان، و بدون هیچ معنویتی؟! آیا معنویت انسان خلاصه می شود به مقداری توصیف ها و تعبیرهای لفظی؟ آیا اگر انسان توصیف هـا را از روی خودش بردارد در خلاء و تهی فرو می رود؟ آیا “عدم“ و “نیستی“ به معنای “نبودن“ است؟ نه.
“نیستی به معنای “نبودن“ نیست. بلکه فقط به معنای “نبودن» در رابطه با فکر و از نظر فکـر است. “نیستی“ یعنی “بودن و در عین حال عدم توصیف آن “بودن“. انسان دارای یک محتوای معنوی است که فکر نمی تواند آنرا توصیف هم بکند. بنابراین آن معنویت چیزی هست، منتهـا چون در حیطه فكـر نیست و فکر نمی تواند توصیفی بر آن بچسباند، گفته میشود جنبه “عدم“ دارد - یعنی “عدم“ بـرای فـکـر نه عدم به معنای خلاء و هیچ. وقتی مولوی می گوید “عاشقان انـدر عدم خیمه زدند“، معنایش اینست که در عـدم عـشـق وجود دارد.
وقتی می گوید “ای حیات عاشقان در مردگی“، معنایش اینست که در مرگ و عدم حیات وجود دارد. وقتی می گوید “ کان گروهی که رهیدند از وجـود (یعنی از هستی) چرخ و مهر و ماهـشان آرد سجود“ در حقیقت دارد به من و تو می گوید دست از هستی کوچک خودت بردار و به بزرگیای متصل شو که چرخ و مهر و ماه در مقابل عظمت آن سر فرود می آورند.
بنابراین در “عدم“ بزرگی و عظمت وجود دارد. امیدوارم دوستانی که مأیوسند و از وانهادن “من“ وحشت دارنـد بـه ایـن اشـارات توجه کنند. فریاد مولوی را درباره ضرورت “مرگ“ ـ مـرگ بـر هـستی خویش بشنوند و اینقدر مقاومت نکنند. دست از این تحفه لفظـی هـوایی هیچ و پوچ بردارند.
محققاً در “عدم“ چیزی بیشتر از مشتی الفاظ گیر ما می آید. حالت عـدم یک کیفیـت خـلاء و پوچ نیست. خـلاء وصفی ندارد. درباره خلاء حرفی نمیتوان زد. حال آنکه مولوی به صراحت می گوید در آن حالت عشق وجود دارد، حیات وجـود دارد، بزرگی و عظمت وجود دارد، پاکی و زیبایی وجود دارد، رهایی و بی رنجی وجود دارد (اگرچه تمام این توصیف هـا بـرای رساندن محتوای آن حالت نارساست).
انسان در اسارت فکر
محمدجعفرمصفا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
امروز می خواهیم ببینیم “عدم“ چگونه حالتی است که عرفا اینهمه بر ضرورت آن تکیه می کنند. چطور می شود که انسان از “عدم“ به “هستی“ می افتد. چه مسایلی در “هستی“ وجود دارد که در “عدم“ وجود ندارد؟ در این بحث ها وقتی صحبت از وانهادن “من“ و رسیدن به “عدم مـی شـود اولین مسأله ترسناکی که برای ذهن ما مطرح می گردد ترس از خلاء و پوچی است. بعضی از آقایان می گویند اگـر قـالـب شخصیتی خود را از دست بدهیم بجای آن چه چیز حاصل می کنیم؟ آیا “عـدم بـه مـعـنـای خـلاء و پوچی نیست؟
نمی دانم چرا ما تصور میکنیم که اگر از این قالب لفظی دست برداریم هیچ چیز برایمان باقی نمی ماند. آیا بعد از مرگ هویت فکری انسان می ماند با یکمقدار رگ و پوست و خون و استخوان، و بدون هیچ معنویتی؟! آیا معنویت انسان خلاصه می شود به مقداری توصیف ها و تعبیرهای لفظی؟ آیا اگر انسان توصیف هـا را از روی خودش بردارد در خلاء و تهی فرو می رود؟ آیا “عدم“ و “نیستی“ به معنای “نبودن“ است؟ نه.
“نیستی به معنای “نبودن“ نیست. بلکه فقط به معنای “نبودن» در رابطه با فکر و از نظر فکـر است. “نیستی“ یعنی “بودن و در عین حال عدم توصیف آن “بودن“. انسان دارای یک محتوای معنوی است که فکر نمی تواند آنرا توصیف هم بکند. بنابراین آن معنویت چیزی هست، منتهـا چون در حیطه فكـر نیست و فکر نمی تواند توصیفی بر آن بچسباند، گفته میشود جنبه “عدم“ دارد - یعنی “عدم“ بـرای فـکـر نه عدم به معنای خلاء و هیچ. وقتی مولوی می گوید “عاشقان انـدر عدم خیمه زدند“، معنایش اینست که در عـدم عـشـق وجود دارد.
وقتی می گوید “ای حیات عاشقان در مردگی“، معنایش اینست که در مرگ و عدم حیات وجود دارد. وقتی می گوید “ کان گروهی که رهیدند از وجـود (یعنی از هستی) چرخ و مهر و ماهـشان آرد سجود“ در حقیقت دارد به من و تو می گوید دست از هستی کوچک خودت بردار و به بزرگیای متصل شو که چرخ و مهر و ماه در مقابل عظمت آن سر فرود می آورند.
بنابراین در “عدم“ بزرگی و عظمت وجود دارد. امیدوارم دوستانی که مأیوسند و از وانهادن “من“ وحشت دارنـد بـه ایـن اشـارات توجه کنند. فریاد مولوی را درباره ضرورت “مرگ“ ـ مـرگ بـر هـستی خویش بشنوند و اینقدر مقاومت نکنند. دست از این تحفه لفظـی هـوایی هیچ و پوچ بردارند.
محققاً در “عدم“ چیزی بیشتر از مشتی الفاظ گیر ما می آید. حالت عـدم یک کیفیـت خـلاء و پوچ نیست. خـلاء وصفی ندارد. درباره خلاء حرفی نمیتوان زد. حال آنکه مولوی به صراحت می گوید در آن حالت عشق وجود دارد، حیات وجـود دارد، بزرگی و عظمت وجود دارد، پاکی و زیبایی وجود دارد، رهایی و بی رنجی وجود دارد (اگرچه تمام این توصیف هـا بـرای رساندن محتوای آن حالت نارساست).
انسان در اسارت فکر
محمدجعفرمصفا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤2
در سه وقت تعهدِ نفس کن...
«چون عمل کنی یاددار که خدای عزوجل ناظر است به تو»
«و چون سخن گویی یاددار که خدای عزوجل می شنود آنچه گویی»
«و چون خاموش باشی یاددار که خدای تعالی می داند که چگونه خاموشی»
#تذکرة_الاولیا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
«چون عمل کنی یاددار که خدای عزوجل ناظر است به تو»
«و چون سخن گویی یاددار که خدای عزوجل می شنود آنچه گویی»
«و چون خاموش باشی یاددار که خدای تعالی می داند که چگونه خاموشی»
#تذکرة_الاولیا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
اهل الله را چهار مرگ است :
مرگ ابیض (سفید) :
و آن گرسنگی است.
مرگ احمر (سرخ) :و آن مخالفت نفس است در پیروی هواها و هوسهایش .
مرگ اخضر (سبز) :و آن پینه زدن لباس است بعضی روی بعضی دیگر .
مرگ اسود (سیاه) :و آن تحمل و بردباری در مقابل خلق، و بلکه مطلق اذیت و آزار می باشد .
#فتوحات_مکیه
#ابن_عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
مرگ ابیض (سفید) :
و آن گرسنگی است.
مرگ احمر (سرخ) :و آن مخالفت نفس است در پیروی هواها و هوسهایش .
مرگ اخضر (سبز) :و آن پینه زدن لباس است بعضی روی بعضی دیگر .
مرگ اسود (سیاه) :و آن تحمل و بردباری در مقابل خلق، و بلکه مطلق اذیت و آزار می باشد .
#فتوحات_مکیه
#ابن_عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
رهایش به معنی اعتماد به کائنات است که ما را در پناه خود جای می دهد و در سفر به سوی روشن بینی یار و نگهبان ماست. ما نیاموخته ایم که خود را به اصول متافیزیکی ازاین رده متکی کنیم و به آن باور داشته باشیم. به ما آموخته شده که با زرنگی هر چه می توانیم بیندوزیم و قبل از آنکه دیگری به چیزی چنگ زند دست روی آن بیندازیم تا مبادا از قافله عقب بمانیم و همیشه برای دستیابی به هر چه بیشتر تلاش کنیم و حرص بزنیم. با خود بیندیشید که آیا می خواهید سرنخ زندگی درونی شما در دست نیروهای برون از شما مانند مردمان دیگر، اشیاء و رویدادها باشد و یا تمایل به استقلال، و غیروابستگی و اختیار در زندگی درونی خود دارید؟
#وین_دایر
#درمان_با_عرفان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#وین_دایر
#درمان_با_عرفان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
✍️ انسان معنوی کیست؟
مراد من از انسان معنوی انسانی ست که زندگی نیک دارد و کسی دارای زندگی نیک است که: اولا": مطلوب های اخلاقی در او تحقق یافته باشند، یعنی مثلا" اهل صداقت، تواضع، عدالت، احسان، عشق و شفقت باشد، ثانیا": مطلوب های روانشناختی در وی تحقق یافته باشند، به این معنا که مثلا" دارای آرامش، شادی و رضایت از خود باشد، و ثالثا": برای زندگی خود معنا و ارزشی قائل باشد. زندگی نیک، یعنی زندگی آرمانی و کمال مطلوب، زندگی یی است که واجد این سه شرط باشد، بدین معنا که هم مطلوب های اخلاقی در آن وجود و ظهور داشته باشند، هم مطلوب های روانشناختی، و هم معنا و ارزش.
👤 مصطفی ملکیان
@RAM_HSU
مراد من از انسان معنوی انسانی ست که زندگی نیک دارد و کسی دارای زندگی نیک است که: اولا": مطلوب های اخلاقی در او تحقق یافته باشند، یعنی مثلا" اهل صداقت، تواضع، عدالت، احسان، عشق و شفقت باشد، ثانیا": مطلوب های روانشناختی در وی تحقق یافته باشند، به این معنا که مثلا" دارای آرامش، شادی و رضایت از خود باشد، و ثالثا": برای زندگی خود معنا و ارزشی قائل باشد. زندگی نیک، یعنی زندگی آرمانی و کمال مطلوب، زندگی یی است که واجد این سه شرط باشد، بدین معنا که هم مطلوب های اخلاقی در آن وجود و ظهور داشته باشند، هم مطلوب های روانشناختی، و هم معنا و ارزش.
👤 مصطفی ملکیان
@RAM_HSU
👍3
خلق را بیافریدم،بر «ده» جزو شدند.دنیارا برایشان عرضه کردم،و نه جزو از آن ده جزو
روی ب دنیا نهادند،یک جزو بماند و ان یک جزو هم ده جزو شدند.بهشت را برایشان عرضه کردم،نه جزو روی به بهشت نهادند.یک جزو بماند و آن یک جزو نیز ده جزو شدند،دوزخ پیش ایشان آوردم،همه برمیدند،و پراکنده شدند، از بیم دوزخ.پس یک جزو ماند که نه به دنیا فریقته شدند و نه به بهشت میل کردن و نه از دوزخ بترسیدند.
گفتم:بندگان من!به دنیا نگاه نکردید، و به بهشت میل نکردید و از دوزخ نترسیدید. چه می طلبید؟
همه سر برآوردند و گفتند:«انْت تَعَلّم ما نُرید»
تو میدانی که ما چه می خواهیم.
#تذکرة_الاولیا
#فریدالدین_عطار_نیشابوری
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
روی ب دنیا نهادند،یک جزو بماند و ان یک جزو هم ده جزو شدند.بهشت را برایشان عرضه کردم،نه جزو روی به بهشت نهادند.یک جزو بماند و آن یک جزو نیز ده جزو شدند،دوزخ پیش ایشان آوردم،همه برمیدند،و پراکنده شدند، از بیم دوزخ.پس یک جزو ماند که نه به دنیا فریقته شدند و نه به بهشت میل کردن و نه از دوزخ بترسیدند.
گفتم:بندگان من!به دنیا نگاه نکردید، و به بهشت میل نکردید و از دوزخ نترسیدید. چه می طلبید؟
همه سر برآوردند و گفتند:«انْت تَعَلّم ما نُرید»
تو میدانی که ما چه می خواهیم.
#تذکرة_الاولیا
#فریدالدین_عطار_نیشابوری
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤2
آنیما/آنیموس در نظر یونگ
از دیدگاه یونگ انسان ها در روان خودشان دو جنسیت دارند، در واقع هر مردی علاوه بر مردانگی که در خودآگاهی آن را تجربه می کند، بخش زنانه ای نیز در ناخودآگاه خودش دارد که یونگ به این زنانگی درون مرد آنیما می گوید و هر زن نیز علاوه بر زنانگی در روانش بخش مردانه ای دارد که به آن آنیموس می گوید. او در برخی از بخش ها، این گفته را با این واقعیت مرتبط می داند که هر دو جنسیت دارای مادهی ژنتیکی هم مردانه و هم زنانه هستند
#یونگ
#انیما_انیموس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
از دیدگاه یونگ انسان ها در روان خودشان دو جنسیت دارند، در واقع هر مردی علاوه بر مردانگی که در خودآگاهی آن را تجربه می کند، بخش زنانه ای نیز در ناخودآگاه خودش دارد که یونگ به این زنانگی درون مرد آنیما می گوید و هر زن نیز علاوه بر زنانگی در روانش بخش مردانه ای دارد که به آن آنیموس می گوید. او در برخی از بخش ها، این گفته را با این واقعیت مرتبط می داند که هر دو جنسیت دارای مادهی ژنتیکی هم مردانه و هم زنانه هستند
#یونگ
#انیما_انیموس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
عشق و مراقبه
عشق می تواند در دو بُعد مختلف وجود داشته باشد: افقی یا عمودی. ما با عشق از نوع افقی آشنا هستیم؛ یعنی عشق در بُعد زمان. در حالی که بعد عمودی نمایانگر وادی ابدیت و جاودانگی است.
اشتياق موجود در قلب، تو، برای تداوم و پایداری نیست، تو دچار سوء تعبیر شده ای. ولی این سوء تعبير تقريباً فراگیر است، زیرا معیار سنجش ما، محدود به بُعد زمان است و در این بُعد تنها دو امکان وجود دارد: هر پدیده ای، یا لحظه ای و گذرا است یا مداوم و پایدار ولی خود تداوم نیز به لحظه های بسیاری است که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و هر کدام شروع و پایانی دارند. بنابراین تداوم، ابدی نیست؛ نمی تواند باشد. هیچ چیز در بعد زمان ابدی نیست. آن چیز که در زمان متولد می شود، محکوم به مرگ در زمان است. اگر آغازی است، حتما پایانی هم هست.
عشق تو نیز دارای شروع است و در لحظه ای خاص از زمان آغاز می شود - پس بنابراین بایستی پایان یابد، حال این پایان می تواند دیرتر یا زودتر به وقوع بپیوندد. اگر سریع پایان یابد، اسم آن را لحظه ای و گذرا می گذاری؛ اگر به پایان رسیدن آن قدری بیشتر به طول بینجامد، آن را پایدار و مداوم تصور می کنی. ولی این تداوم نیز قلب تو را ارضا نمی کند، زیرا قلب در آرزوی چیزی است که به هیچ وجه پایانی بر آن نباشد، چیزی که برای همیشه باشد. این آرزو، در حقیقت آرزوی رسیدن به خداست؛ "خدا" نامی دیگر برای عشق ابدی است
ولی ذهن هیچ چیز از ابدیت نمی داند. قلب در اشتیاق نیل به ابدیت موج می زند؛ اما قلب همیشه توسط ذهن تفسیر و تعبیر می شود. عشقی که ذهن آدمی می شناسد، یا بسیار کوتاه مدت و با قدری طولانی مدت است. ولی حتی اگر عشق مدت بیشتری دوام یابد، ترس از دست رفتن و پایان یافتن این عشق همیشه وجود خواهد داشت؛ این ترس کاملا بجا است، زیرا پایان چنین عشقی، محرز و قطعی است.
قلب صحبت از ابدیت می کند، ولی ذهن آن را تداوم تعبیر می کند. سوء تعمیری که به آن دچار شده ای همین جاست. اشتیاق قلب تو برای طی طریق در بعد عمودی است، یعنی در بُعد مراقبه.
اشتياق، موجود در قلب تو احمقانه نیست؛ مشکل این است که تو آن را اشتباه درک کرده ای. قلب تو در حقیقت به دنبال عشقی است که زاییده مراقبه باشد، نه ایده ذهن؛ این دقیقاً همان عشقی است که من همیشه از آن صحبت می کنم. این همان عشقی است که عیسی مسیح از آن صحبت می کرد. این عشق، الهی است. این عشق، زمینی نیست. عشق زمینی تو نمی تواند الهی باشد. عشق زمینی پدیده ای است مربوط به ذهن، مربوط به بیولوژی، فیزیولوژی و روانشناسی؛ ولی ابدی نیست.
#عشق_رقص_زندگی
#اشو
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
عشق می تواند در دو بُعد مختلف وجود داشته باشد: افقی یا عمودی. ما با عشق از نوع افقی آشنا هستیم؛ یعنی عشق در بُعد زمان. در حالی که بعد عمودی نمایانگر وادی ابدیت و جاودانگی است.
اشتياق موجود در قلب، تو، برای تداوم و پایداری نیست، تو دچار سوء تعبیر شده ای. ولی این سوء تعبير تقريباً فراگیر است، زیرا معیار سنجش ما، محدود به بُعد زمان است و در این بُعد تنها دو امکان وجود دارد: هر پدیده ای، یا لحظه ای و گذرا است یا مداوم و پایدار ولی خود تداوم نیز به لحظه های بسیاری است که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و هر کدام شروع و پایانی دارند. بنابراین تداوم، ابدی نیست؛ نمی تواند باشد. هیچ چیز در بعد زمان ابدی نیست. آن چیز که در زمان متولد می شود، محکوم به مرگ در زمان است. اگر آغازی است، حتما پایانی هم هست.
عشق تو نیز دارای شروع است و در لحظه ای خاص از زمان آغاز می شود - پس بنابراین بایستی پایان یابد، حال این پایان می تواند دیرتر یا زودتر به وقوع بپیوندد. اگر سریع پایان یابد، اسم آن را لحظه ای و گذرا می گذاری؛ اگر به پایان رسیدن آن قدری بیشتر به طول بینجامد، آن را پایدار و مداوم تصور می کنی. ولی این تداوم نیز قلب تو را ارضا نمی کند، زیرا قلب در آرزوی چیزی است که به هیچ وجه پایانی بر آن نباشد، چیزی که برای همیشه باشد. این آرزو، در حقیقت آرزوی رسیدن به خداست؛ "خدا" نامی دیگر برای عشق ابدی است
ولی ذهن هیچ چیز از ابدیت نمی داند. قلب در اشتیاق نیل به ابدیت موج می زند؛ اما قلب همیشه توسط ذهن تفسیر و تعبیر می شود. عشقی که ذهن آدمی می شناسد، یا بسیار کوتاه مدت و با قدری طولانی مدت است. ولی حتی اگر عشق مدت بیشتری دوام یابد، ترس از دست رفتن و پایان یافتن این عشق همیشه وجود خواهد داشت؛ این ترس کاملا بجا است، زیرا پایان چنین عشقی، محرز و قطعی است.
قلب صحبت از ابدیت می کند، ولی ذهن آن را تداوم تعبیر می کند. سوء تعمیری که به آن دچار شده ای همین جاست. اشتیاق قلب تو برای طی طریق در بعد عمودی است، یعنی در بُعد مراقبه.
اشتياق، موجود در قلب تو احمقانه نیست؛ مشکل این است که تو آن را اشتباه درک کرده ای. قلب تو در حقیقت به دنبال عشقی است که زاییده مراقبه باشد، نه ایده ذهن؛ این دقیقاً همان عشقی است که من همیشه از آن صحبت می کنم. این همان عشقی است که عیسی مسیح از آن صحبت می کرد. این عشق، الهی است. این عشق، زمینی نیست. عشق زمینی تو نمی تواند الهی باشد. عشق زمینی پدیده ای است مربوط به ذهن، مربوط به بیولوژی، فیزیولوژی و روانشناسی؛ ولی ابدی نیست.
#عشق_رقص_زندگی
#اشو
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤4
سیمرغ شماره دوم.pdf
24.7 MB
«گر مرد رهی میان خون باید رفت...
وز پای فتاده سرنگون باید رفت...»
✨دومین شماره از نشریه ادبی عرفانی سیمرغ منتشر شد.
مردادماه سال ۱۴۰۳
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
وز پای فتاده سرنگون باید رفت...»
✨دومین شماره از نشریه ادبی عرفانی سیمرغ منتشر شد.
مردادماه سال ۱۴۰۳
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
Forwarded from انجمن علمی اقتصاد و مدیریت دانشگاه حکیم سبزواری
📢| فراخوان پذیرش اعضای هیئت تحریریه
💠 به اطلاع می رساند نشریهٔ علمی دانشجویی آسال ، نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه حکیم سبزواری در راستای ارتقاء کیفیت علمی و پژوهشی خود اقدام به جذب اعضای جدید برای هیأت تحریریه می نماید . از دانشجویان و پژوهشگران محترم در رشته های مختلف علوم انسانی دعوت می شود تا با ارسال رزومه و سوابق علمی خود ، ما را در این مسیر یاری نمایند .
💠جهت ارسال رزومه و سوابق علمی خود ، به آیدی تلگرام @mahya_mrvd پیام بدهید .
ارتباط با انجمن علمی اقتصاد و مدیریت:
تلگرام | اینستاگرام
مرجع رسمی اخبار و اطلاعات انجمن های علمی دانشگاه حکیم سبزواری
💠 به اطلاع می رساند نشریهٔ علمی دانشجویی آسال ، نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه حکیم سبزواری در راستای ارتقاء کیفیت علمی و پژوهشی خود اقدام به جذب اعضای جدید برای هیأت تحریریه می نماید . از دانشجویان و پژوهشگران محترم در رشته های مختلف علوم انسانی دعوت می شود تا با ارسال رزومه و سوابق علمی خود ، ما را در این مسیر یاری نمایند .
💠جهت ارسال رزومه و سوابق علمی خود ، به آیدی تلگرام @mahya_mrvd پیام بدهید .
ارتباط با انجمن علمی اقتصاد و مدیریت:
تلگرام | اینستاگرام
مرجع رسمی اخبار و اطلاعات انجمن های علمی دانشگاه حکیم سبزواری
محّـرک و هـدف تـمامی ایـن تجلیـات ، عشـق اسـت . مبنـای زنـدگـی عـشـق اسـت ؛ نـزدیـک تـریـن چیـز بــِ آن رازِ زیـبا.
گـر عشـق نبـودی و غـم عشـق نبودی
چنـدیـن سخُن نـغز ، کـِ گـفتـی کـِ شنـودی
ور بـاد نبـودی کـِ سَـرَ زلـف ربـودی
رخسـاره ی معشـوق به عاشـق کـِ نـمودی
(شیـخ اشـراق)
#دنـیای_پشـت_چـشم | ۷۷ |
#حسین_خدابخشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
گـر عشـق نبـودی و غـم عشـق نبودی
چنـدیـن سخُن نـغز ، کـِ گـفتـی کـِ شنـودی
ور بـاد نبـودی کـِ سَـرَ زلـف ربـودی
رخسـاره ی معشـوق به عاشـق کـِ نـمودی
(شیـخ اشـراق)
#دنـیای_پشـت_چـشم | ۷۷ |
#حسین_خدابخشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
گفت : خدا یکی است.
گفتم : اکنون تو را چه ؟
چون تو در عالم تفرقه ای ،
صد هزاران ذره ،
هر ذره در عالم ها پراکنده ،
پژمرده ، فرو فسرده .
او خود هست ، وجود قدیم او هست ،
تو را چه ؟ چون تو نیستی!
او یکی است.
تو کیستی ؟ تو شش هزار بیشی.
تو یکتا شو
و گر نه از یکیِ او تو را چه ؟
#مقالات_شمس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
گفتم : اکنون تو را چه ؟
چون تو در عالم تفرقه ای ،
صد هزاران ذره ،
هر ذره در عالم ها پراکنده ،
پژمرده ، فرو فسرده .
او خود هست ، وجود قدیم او هست ،
تو را چه ؟ چون تو نیستی!
او یکی است.
تو کیستی ؟ تو شش هزار بیشی.
تو یکتا شو
و گر نه از یکیِ او تو را چه ؟
#مقالات_شمس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤6
انـسان هـای کـامل بـا هـر دیـن و فـرهنـگ و تـاریـخ و جـغرافیـایی مِثـل هـم فـکر می کننـد و مِثـل هـم زنـدگی می کننـد. شایـد در ظاهـر ، هیـچ وجـه اشتـراکـی نـداشته باشنـد ، ولی در معنـی یـکی انـد؛ ماننـد حلـقه های یـک زنـجیـر . تـمامِ انسـان هایـی کـه در راه آگـاهی قـدم گذاشتـه اند ، از نـفرِ اول تـا نـفرِ آخـر زنـجیـروار بـهم وصلنـد و مجـموعه ی ایـن زنـجیـر دَوّار ، محـدوده ی آگـاهی ذهـن مـاسـت.
#دنیای_پشت_چشم | ۹۴ |
#تیکه_کتاب
#حسین_خدابخشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#دنیای_پشت_چشم | ۹۴ |
#تیکه_کتاب
#حسین_خدابخشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍4
«حکایت کوتـاه»
روزی شاگردان نزد حکیم رفتند و پرسیدند: استاد زیبایی انسان درچیست؟ حکیم 2 کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: به این 2 کاسه نگاه کنید اولی از طلا درست شده است و درونش زهر است دومی کاسه ای گلیست و درونش آب گوارا است، شما کدام را میخورید؟ شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را ؛ حکیم گفت: آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی را زیبا میکند درونش و اخلاقش است. باید سیرتمان را زیبا کنیم نه صورتمان را
#حکایت_کوتاه
#اندکی_تفکر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
روزی شاگردان نزد حکیم رفتند و پرسیدند: استاد زیبایی انسان درچیست؟ حکیم 2 کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: به این 2 کاسه نگاه کنید اولی از طلا درست شده است و درونش زهر است دومی کاسه ای گلیست و درونش آب گوارا است، شما کدام را میخورید؟ شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را ؛ حکیم گفت: آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی را زیبا میکند درونش و اخلاقش است. باید سیرتمان را زیبا کنیم نه صورتمان را
#حکایت_کوتاه
#اندکی_تفکر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
#خواجه_حافظ
🆔@RAM_HSU
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
#خواجه_حافظ
🆔@RAM_HSU
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ادیان_گردی
شاه نعمت الله ولى
اينجا آرامگاه شاه نعمت الله ولى ، صوفى ، عارف و شاعر بزرگ قرون هشتم و نهم قمرى در شهر ماهان استان كرمان است.
او كه در موسس طريقت نعمت اللهيست و در تصوف به جايگاهى رفيع دست يافت به گونه اى كه بسيارى از پيروان ساير طريقت ها را به خود جذب كرد.
و آرامگاهش كه توسط شاهرخ ميرزا فرزند امير تيمور گوركانى در قرن نهم بنا نهاده شد و به مرور و طي چند قرن در دوره هاى شاه عباس صفوى و محمد شاه قاجار و ناصرالدين شاه به وسعت اين بنا افزوده شد.
ديوان اشعارش مشتمل بر ١٢٠٠٠ بيت غزل و قصيده … است و صحبت پيشگويى هايش در بين مردمان اين مرز و بوم دهان به دهان ميچرخد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
شاه نعمت الله ولى
اينجا آرامگاه شاه نعمت الله ولى ، صوفى ، عارف و شاعر بزرگ قرون هشتم و نهم قمرى در شهر ماهان استان كرمان است.
او كه در موسس طريقت نعمت اللهيست و در تصوف به جايگاهى رفيع دست يافت به گونه اى كه بسيارى از پيروان ساير طريقت ها را به خود جذب كرد.
و آرامگاهش كه توسط شاهرخ ميرزا فرزند امير تيمور گوركانى در قرن نهم بنا نهاده شد و به مرور و طي چند قرن در دوره هاى شاه عباس صفوى و محمد شاه قاجار و ناصرالدين شاه به وسعت اين بنا افزوده شد.
ديوان اشعارش مشتمل بر ١٢٠٠٠ بيت غزل و قصيده … است و صحبت پيشگويى هايش در بين مردمان اين مرز و بوم دهان به دهان ميچرخد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤4