4_6048646419126945312.pdf
228.8 KB
"یلدا، روزِ اورمَزد از ماهِ دی"
"دربارهی شبِ یلدا"
دکتر "ژاله_آموزگار"
(معلمِ زبان و فرهنگِ ایران باستان)
مجلهی بخارا، شماره ۱۲۸)
#یلدا
#شب_چله
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
"دربارهی شبِ یلدا"
دکتر "ژاله_آموزگار"
(معلمِ زبان و فرهنگِ ایران باستان)
مجلهی بخارا، شماره ۱۲۸)
#یلدا
#شب_چله
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
هراکلِس(هرکول)؛ از تولد تا بزرگسالی
این پهلوان بلندآوازه ی یونانیان در سرتاسر زندگی خود و چه بسا پیش از بدنیا آمدن با دشمنی سرسخت و بدخواه روبرو بود؛ شهبانوی خدایان هرا که همواره در پی کیفر دادن معشوقه ها و فرزندان شویش بوده است.
هرا که به عنوان الهه ی ازدواج از خطای زئوس آگاه بود، شبی که هراکلس و ایفیکلس میبایست به دنیا می آمدند نزد زئوس رفت و از او سوگند گرفت نخستین فردی که از خاندان پرسئوس زاده شود، به پادشاهی برسد.
او به خوبی میدانست که ائوریستئوس فرزند ستنلوس نیز همزمان با هراکلس زاده خواهد شد.
پس از آنکه زئوس کلمات را به زبان آورد هرا بلافاصله به خانه ی الکمنه رفت و با مجبور ساختن ایلیثیا الهه ی زایمان، تولد دوقلوها را به تاخیر انداخت. بدین طریق ائوریستئوس زودتر به دنیا آمد و اگر حیله ی خدمتکار آلکمنه نبود، تولد فرزندان او هرگز روی نمیداد.
اما کودکی که به همراه ایفیکلس زاده شد نامش از آغاز هراکلس نبود، بلکه او را آلکیدس نامیده بودند و تنها تلاشی ناموفق برای نرم کردن هرا بوده است که موجب شد در ادامه او را هراکلس(شکوه هرا) بنامند.
ترس از انتقام دوباره ی هرا، آلکمنه را بدان واداشت که نوزادش آلکیدس را رها کند اما دست سرنوشت موجب شد آتنا به عنوان حامی پهلوانان او را یافته و با خود نزد هرا ببرد.
بی آنکه از هویت نوزاد آگاهی داشته باشد، هرا به او رحم آورد و تصمیم میگیرد از پستان خود شیرش دهد. اما هنگامی که هراکلس را مقابل سینه اش آورد، او چنان محکم مکید که ملکه ی خدایان از درد به خود پیچید و کودک را پرت کرد.
اینچنین شیر مقدس او در سرتاسر آسمان پخش شد و "راه شیری" را پدید آورد اما در آن سو همچنین توانایی هایی شگفت انگیز و فرابشری را برای هراکلس به ارمغان آورد.
حال او آماده بود دگربار نزد خانواده اش بازگردد و با نیرویی که خود هرا به او بخشیده بود، با تهدیدهای آتی اش مقابله کند.
نخستین این تهدیدها زمانی از راه رسید که دو کودک هشت ماهه بودند. پس از آنکه آلکمنه آنها را تن بشست و شیر داد و در گهواره نهاد، در تاریک ترین لحظه ی نیمه شب، هرا دو مار بزرگ را به اتاق کودکان فرستاد.
ایفیکلس جیغی کشید و تلاش کرد از گهواره بیرون آید ولی هراکلس استوار ماند و با دستان خود گلوی دو مار را گرفت و فشرد.
جیغ ایفیکلس موجب شد آلکمنه و آمفیتریون سراسیمه به اتاق وارد شوند اما در کمال شگفتی هراکلس را دیدند که میخندد و از هر دستش ماری آویزان است.
در آن زمان همگی دریافتند که این کودک در آینده دست به کارهایی درخشان خواهد زد و آوازه اش در سرتاسر جهان خواهد پیچید.
در آموزش او دقت و توجه کافی به عمل آمد اما هرچه در فراگیری شمشیرزنی، سواری و کشتی شگفت انگیز بود، در تحصیل علوم و فنونی که به آنها علاقه نداشت خطرناک ظاهر میشد به طوری که اولین مشت مرگبارش را ناخواسته روانه ی آموزگار موسیقی نگون بختش ساخت و بی آنکه بخواهد، او را به کام مرگ فرستاد.
در پی این رخداد، آمفیتریون او را به سرپرستی گاوهایش برگزید و به کوهستان فرستاد؛ جایی که هراکلس پس از رویارویی با دو شخصیت تمثیلی و حق انتخاب میان یک زندگی راحت و زندگی پرخطر اما شکوهمند، دومی را برگزید.
ماجراجویی بعدی او در تبس بود، جایی که توانست مینیان ها را شکست داده و مردم را از مالیات های سنگین و ستم هایشان آزاد سازد. از همین روی شاه کرئون برای پاداش این کار، دختش مگارا را به ازدواج او درآورد؛ ازدواجی که مقرر شده بود به بزرگترین اندوه زندگی هراکلس منجر گردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
این پهلوان بلندآوازه ی یونانیان در سرتاسر زندگی خود و چه بسا پیش از بدنیا آمدن با دشمنی سرسخت و بدخواه روبرو بود؛ شهبانوی خدایان هرا که همواره در پی کیفر دادن معشوقه ها و فرزندان شویش بوده است.
هرا که به عنوان الهه ی ازدواج از خطای زئوس آگاه بود، شبی که هراکلس و ایفیکلس میبایست به دنیا می آمدند نزد زئوس رفت و از او سوگند گرفت نخستین فردی که از خاندان پرسئوس زاده شود، به پادشاهی برسد.
او به خوبی میدانست که ائوریستئوس فرزند ستنلوس نیز همزمان با هراکلس زاده خواهد شد.
پس از آنکه زئوس کلمات را به زبان آورد هرا بلافاصله به خانه ی الکمنه رفت و با مجبور ساختن ایلیثیا الهه ی زایمان، تولد دوقلوها را به تاخیر انداخت. بدین طریق ائوریستئوس زودتر به دنیا آمد و اگر حیله ی خدمتکار آلکمنه نبود، تولد فرزندان او هرگز روی نمیداد.
اما کودکی که به همراه ایفیکلس زاده شد نامش از آغاز هراکلس نبود، بلکه او را آلکیدس نامیده بودند و تنها تلاشی ناموفق برای نرم کردن هرا بوده است که موجب شد در ادامه او را هراکلس(شکوه هرا) بنامند.
ترس از انتقام دوباره ی هرا، آلکمنه را بدان واداشت که نوزادش آلکیدس را رها کند اما دست سرنوشت موجب شد آتنا به عنوان حامی پهلوانان او را یافته و با خود نزد هرا ببرد.
بی آنکه از هویت نوزاد آگاهی داشته باشد، هرا به او رحم آورد و تصمیم میگیرد از پستان خود شیرش دهد. اما هنگامی که هراکلس را مقابل سینه اش آورد، او چنان محکم مکید که ملکه ی خدایان از درد به خود پیچید و کودک را پرت کرد.
اینچنین شیر مقدس او در سرتاسر آسمان پخش شد و "راه شیری" را پدید آورد اما در آن سو همچنین توانایی هایی شگفت انگیز و فرابشری را برای هراکلس به ارمغان آورد.
حال او آماده بود دگربار نزد خانواده اش بازگردد و با نیرویی که خود هرا به او بخشیده بود، با تهدیدهای آتی اش مقابله کند.
نخستین این تهدیدها زمانی از راه رسید که دو کودک هشت ماهه بودند. پس از آنکه آلکمنه آنها را تن بشست و شیر داد و در گهواره نهاد، در تاریک ترین لحظه ی نیمه شب، هرا دو مار بزرگ را به اتاق کودکان فرستاد.
ایفیکلس جیغی کشید و تلاش کرد از گهواره بیرون آید ولی هراکلس استوار ماند و با دستان خود گلوی دو مار را گرفت و فشرد.
جیغ ایفیکلس موجب شد آلکمنه و آمفیتریون سراسیمه به اتاق وارد شوند اما در کمال شگفتی هراکلس را دیدند که میخندد و از هر دستش ماری آویزان است.
در آن زمان همگی دریافتند که این کودک در آینده دست به کارهایی درخشان خواهد زد و آوازه اش در سرتاسر جهان خواهد پیچید.
در آموزش او دقت و توجه کافی به عمل آمد اما هرچه در فراگیری شمشیرزنی، سواری و کشتی شگفت انگیز بود، در تحصیل علوم و فنونی که به آنها علاقه نداشت خطرناک ظاهر میشد به طوری که اولین مشت مرگبارش را ناخواسته روانه ی آموزگار موسیقی نگون بختش ساخت و بی آنکه بخواهد، او را به کام مرگ فرستاد.
در پی این رخداد، آمفیتریون او را به سرپرستی گاوهایش برگزید و به کوهستان فرستاد؛ جایی که هراکلس پس از رویارویی با دو شخصیت تمثیلی و حق انتخاب میان یک زندگی راحت و زندگی پرخطر اما شکوهمند، دومی را برگزید.
ماجراجویی بعدی او در تبس بود، جایی که توانست مینیان ها را شکست داده و مردم را از مالیات های سنگین و ستم هایشان آزاد سازد. از همین روی شاه کرئون برای پاداش این کار، دختش مگارا را به ازدواج او درآورد؛ ازدواجی که مقرر شده بود به بزرگترین اندوه زندگی هراکلس منجر گردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
💠انجمن علمی ادیان و عرفان برگزار میکند💠 ⭕️بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی *ویژه بانوان رشته ادیان و عرفان مبدا : دانشگاه حکیم سبزواری مقصد : شهرستان شاهرود ✍استاد راهنما : جناب دکتر حسین خدابخشی ✍سرپرست : جناب آقای زرقانی…
⭕️اصلاحیه
قابل توجه دانشجویان محترم
بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت.
لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.
قابل توجه دانشجویان محترم
بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت.
لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.
😐3
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری pinned «⭕️اصلاحیه قابل توجه دانشجویان محترم بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت. لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.»
"حیرت "
حیرت گرچه قرین دلآشوبه و بیقراریهاست اما برای عارفان، سخت خواستنی و مطبوع است.
شاید مهمترین ارمغان حیرت آن باشد که فرد را از تلخی «ملال» میرهاند.
وجودِ متحیر که در افسونِ پر رمز و راز هستیِ شناور است، سرزنده و با طراوت است. ملول و دلزده و بیرمق نمیشود.
شاید از اینروست که در منابع عرفانی گاه به پیامبر (ص) و گاه به برخی عارفان نسبت دادهاند که از خدا میخواستهاند تا بر حیرتشان بیفزاید.
آمده است که ابوبکر شبلی میگفت:
یا دلیل المتحیرین زِدْنى تحیراً؛
ای رهنمای حیرتزدگان، بر حیرتم بیفزا.
کشف المحجوب
شیخابوبکر_هجویری
تحیر چون مرغى بود که از مأواىِ خود بشود به طلب چینه، و چینه نیابد و دیگر باره راه مأوى نداند.
شیخ ابوالحسن خرقانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
حیرت گرچه قرین دلآشوبه و بیقراریهاست اما برای عارفان، سخت خواستنی و مطبوع است.
شاید مهمترین ارمغان حیرت آن باشد که فرد را از تلخی «ملال» میرهاند.
وجودِ متحیر که در افسونِ پر رمز و راز هستیِ شناور است، سرزنده و با طراوت است. ملول و دلزده و بیرمق نمیشود.
شاید از اینروست که در منابع عرفانی گاه به پیامبر (ص) و گاه به برخی عارفان نسبت دادهاند که از خدا میخواستهاند تا بر حیرتشان بیفزاید.
آمده است که ابوبکر شبلی میگفت:
یا دلیل المتحیرین زِدْنى تحیراً؛
ای رهنمای حیرتزدگان، بر حیرتم بیفزا.
کشف المحجوب
شیخابوبکر_هجویری
تحیر چون مرغى بود که از مأواىِ خود بشود به طلب چینه، و چینه نیابد و دیگر باره راه مأوى نداند.
شیخ ابوالحسن خرقانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
⭕️اصلاحیه
با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.
با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.
👍5
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری pinned «⭕️اصلاحیه با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.»
💠 عدالت در نقد علمی در تعالیم رضوی با تکیه بر مناظرات امام رضا علیه السلام
🎙 ارائه کننده: دکتر مهدی قاسمی، استاد و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان حوزه
👤ناقد: دکتر محسن شرفایی، مدیر گروه ادیان و مذاهب اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
👤 دبیر علمی: حجه الاسلام والمسلمین مهدی عصمتی
⏰ دوشنبه مورخه 1402/10/04 ساعت ۱۲ الی ۱۴
🏢 مشهد، چهار راه خسروی، ابتدای خیابان آیت الله واعظ طبسی/ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، طبقه دوم اتاق جلسات
🔗 لینک ورود به جلسه مجازی
https://www.skyroom.online/ch/scoaqr/gcir
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
🎙 ارائه کننده: دکتر مهدی قاسمی، استاد و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان حوزه
👤ناقد: دکتر محسن شرفایی، مدیر گروه ادیان و مذاهب اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
👤 دبیر علمی: حجه الاسلام والمسلمین مهدی عصمتی
⏰ دوشنبه مورخه 1402/10/04 ساعت ۱۲ الی ۱۴
🏢 مشهد، چهار راه خسروی، ابتدای خیابان آیت الله واعظ طبسی/ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، طبقه دوم اتاق جلسات
🔗 لینک ورود به جلسه مجازی
https://www.skyroom.online/ch/scoaqr/gcir
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤2
پایهگذار عرفان و تصوف نظری کدام است ؟
Anonymous Quiz
14%
جلال الدین محمد مولوی
24%
حسین بن منصور حلاج
24%
رابعه عدویه
38%
محی الدین بن عربی
🔥2
الهی!
گفتی کریمم،
امید بدان تمام است.
تا کرم تو در میان است،
نا امیدی حرام است.
خواجه عبدالله انصاری
#ذکر_شب
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
گفتی کریمم،
امید بدان تمام است.
تا کرم تو در میان است،
نا امیدی حرام است.
خواجه عبدالله انصاری
#ذکر_شب
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤7
متون عرفانی
از مقالات شمس تبریزی
☆ کافران را دوست میدارم، از این وجه که:
¤ دعوی دوستی نمی کنند!
می گویند: آری, کافریم, دشمنیم!
¤ اکنون, دوستیش تعلیم دهیم ...
یگانگیش بیاموزیم ...
¤ اما این که دعوی می کند که:
"من دوستم"
و نیست
پرخطر است ...
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
از مقالات شمس تبریزی
☆ کافران را دوست میدارم، از این وجه که:
¤ دعوی دوستی نمی کنند!
می گویند: آری, کافریم, دشمنیم!
¤ اکنون, دوستیش تعلیم دهیم ...
یگانگیش بیاموزیم ...
¤ اما این که دعوی می کند که:
"من دوستم"
و نیست
پرخطر است ...
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤6
🔻دیروز همزمان با انقلاب زمستانی یا آغاز زمستان که کوتاه ترین روز سال محسوب میشود، جمعیت زیادی در استونهنج در دشت «سالیسبری» در جنوب انگلستان جمع شدند. این روز در سال به مردم اجازه داده میشود به این سنگهای متعلق به ماقبل تاریخ نزدیک شوند.
استونهنج یکی از محبوبترین جاذبههای گردشگری بریتانیا و از اسرارآمیزترین بناهای تاریخی جهان به شمار میرود.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
استونهنج یکی از محبوبترین جاذبههای گردشگری بریتانیا و از اسرارآمیزترین بناهای تاریخی جهان به شمار میرود.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
🔥4