خداوندا
هر چه از ما به تو برسد
استغفرالله
و هر چه از تو به ما میرسد
الحمدلله.
ابوسعید ابوالخیر
#ذکر_شب
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هر چه از ما به تو برسد
استغفرالله
و هر چه از تو به ما میرسد
الحمدلله.
ابوسعید ابوالخیر
#ذکر_شب
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤5
⭕️بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی
❇️به اطلاع دانشجویان محترمی که پیش ثبت نام را انجام دادهاند میرسانیم به جهت ثبت نام نهایی شما در اردوی علمی لطفا مبلغ مذکور را به شماره کارت ذیل ارسال فرمایید.
6104337362812032 علی شبانی
از دانشجویان عزیز تقاضا میشود به محض واریز وجه ، رسید تراکنش را به آیدی اعلام شده ارسال فرمایند.
با سپاس فراوان از شما بزرگواران
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❇️به اطلاع دانشجویان محترمی که پیش ثبت نام را انجام دادهاند میرسانیم به جهت ثبت نام نهایی شما در اردوی علمی لطفا مبلغ مذکور را به شماره کارت ذیل ارسال فرمایید.
6104337362812032 علی شبانی
از دانشجویان عزیز تقاضا میشود به محض واریز وجه ، رسید تراکنش را به آیدی اعلام شده ارسال فرمایند.
با سپاس فراوان از شما بزرگواران
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
💠انجمن علمی ادیان و عرفان برگزار میکند.💠
⭕️اکران فیلم مارتین لوتر
کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود. او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی بهشمار میرود.در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر تحت تأثیر اندیشههای اراسموس و انسانگرایان، اعتراضنامهٔ ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.لوتر پایهٔ مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت. آرامگاه او در شهر ویتنبرگ است.
❇️زمان : سهشنبه ۵ دی ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۹ الی ۲۱
📌مکان : تالار استاد شریعتی
تماشای فیلم برای عموم دانشجویان عزیز و فرهیخته در نظر گرفته شده و کاملا رایگان میباشد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🆔@SA_HSU
⭕️اکران فیلم مارتین لوتر
کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود. او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی بهشمار میرود.در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر تحت تأثیر اندیشههای اراسموس و انسانگرایان، اعتراضنامهٔ ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.لوتر پایهٔ مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت. آرامگاه او در شهر ویتنبرگ است.
❇️زمان : سهشنبه ۵ دی ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۹ الی ۲۱
📌مکان : تالار استاد شریعتی
تماشای فیلم برای عموم دانشجویان عزیز و فرهیخته در نظر گرفته شده و کاملا رایگان میباشد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🆔@SA_HSU
❤4
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
آفرینش زرتشتی؛
پارت ششم، آفرینش انسان
حال همه چیز برای آفرینش انسان مهیا شده بود؛
هنگامی که کیومرث بر پهلوی چپش افتاد و مرد، از بدن وی هفت گونه فلز پدید آمد. و نطفه اش که بر زمین ریخته بود توسط خورشید پالوده شد؛ دو سوم آن را نریوسنگ (۱)، برگرفت و یک سوم آن را سپندارمد، ایزدبانوی زمین.
چهل سال بدین شکل سپری شد تا اینکه سرانجام از آن نطفه شاخه ای ریواس رویید که دو ساق و پانزده برگ (۲) داشت.
آندو کاملا همسان و همبالا بودند و چنان به هم پیوند خورده که تشخیص اینکه کدام نر است و کدام ماده غیرممکن بود.
سپس هردو گیاه به پیکر آدمی درآمدند و فره در آنان دمیده شد.
اینگونه مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر پدید آمدند.
هرمزد آنان را خطاب قرار داد و گفت:
"شما تخمه آدمیان هستید، شما پدر و مادر جهانیان هستید. من بهترین اندیشه را به شما بخشیدم. نیک بیندیشید، نیک بگوید و کردار نیک ورزید. دیوان را مستایید."
نخستین کار آنها این بود که بیندیشند و نخستین سخنشان آفرینش جهان به دست هرمزد.
اما اهریمن در کمین بود پس بر اندیشه شان تاخت و آنرا پلید ساخت تا جایی که نخستین دروغ را بر زبان آوردند و آفرینش را به او نسب دادند.
زان پس گرسنگی و سردرگمی بر آنان چیره گشت و به دروغ ها و ناسپاسی های بیشتری دست زدند تا جایی که در پایان به جان یکدیگر افتادند. دیوان از این فرصت بهره برده به ایشان گفتند مارا بپرستید تا به آرامش برسید.
از همین روی مشیانه شیر گاو دوشید و آنرا به سوی شمال (۳) ریخت.
به واسطه ی این دیوپرستی، نیروی دیوان دوچندان شد و موجب شدند مشی و مشیانه به مدت پنجاه سال با یکدیگر نیامیزند و اگر هم آمیزشی بود، به فرزند منجر نمیشد.
با گذشت پنجاه سال نخست مشی و سپس مشیانه به فرزندآوری اندیشدند و نه ماه بعد صاحب پسر و دختری شدند. اما فرزندان نزد پدر و مادر چنان شیرین بودند که هردوی آنها را خوردند.
از آن پس هرمزد از شیرینی نوزادان کاست و آن را با شیرینی پرورش آنها نزد پدر و مادر جایگزین ساخت و اینگونه بود که آنان طی سالیان بعد در شش نوبت دیگر صاحب دوقلوهایی شدند و نسل بشر چنین ادامه یافت.
توضیحات:
۱. نریوسنگ ایزد نرینگی و مردانگی میباشد.
۲. دو ساق مشی و مشیانه و پانزده برگ نمایانگر سن آنها در آن زمان.
۳. در باورهای ایرانیان شمال جایگاه اهریمن و دیوان بوده است.
#آفرینش_زرتشتی
پارت ششم، آفرینش انسان
حال همه چیز برای آفرینش انسان مهیا شده بود؛
هنگامی که کیومرث بر پهلوی چپش افتاد و مرد، از بدن وی هفت گونه فلز پدید آمد. و نطفه اش که بر زمین ریخته بود توسط خورشید پالوده شد؛ دو سوم آن را نریوسنگ (۱)، برگرفت و یک سوم آن را سپندارمد، ایزدبانوی زمین.
چهل سال بدین شکل سپری شد تا اینکه سرانجام از آن نطفه شاخه ای ریواس رویید که دو ساق و پانزده برگ (۲) داشت.
آندو کاملا همسان و همبالا بودند و چنان به هم پیوند خورده که تشخیص اینکه کدام نر است و کدام ماده غیرممکن بود.
سپس هردو گیاه به پیکر آدمی درآمدند و فره در آنان دمیده شد.
اینگونه مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر پدید آمدند.
هرمزد آنان را خطاب قرار داد و گفت:
"شما تخمه آدمیان هستید، شما پدر و مادر جهانیان هستید. من بهترین اندیشه را به شما بخشیدم. نیک بیندیشید، نیک بگوید و کردار نیک ورزید. دیوان را مستایید."
نخستین کار آنها این بود که بیندیشند و نخستین سخنشان آفرینش جهان به دست هرمزد.
اما اهریمن در کمین بود پس بر اندیشه شان تاخت و آنرا پلید ساخت تا جایی که نخستین دروغ را بر زبان آوردند و آفرینش را به او نسب دادند.
زان پس گرسنگی و سردرگمی بر آنان چیره گشت و به دروغ ها و ناسپاسی های بیشتری دست زدند تا جایی که در پایان به جان یکدیگر افتادند. دیوان از این فرصت بهره برده به ایشان گفتند مارا بپرستید تا به آرامش برسید.
از همین روی مشیانه شیر گاو دوشید و آنرا به سوی شمال (۳) ریخت.
به واسطه ی این دیوپرستی، نیروی دیوان دوچندان شد و موجب شدند مشی و مشیانه به مدت پنجاه سال با یکدیگر نیامیزند و اگر هم آمیزشی بود، به فرزند منجر نمیشد.
با گذشت پنجاه سال نخست مشی و سپس مشیانه به فرزندآوری اندیشدند و نه ماه بعد صاحب پسر و دختری شدند. اما فرزندان نزد پدر و مادر چنان شیرین بودند که هردوی آنها را خوردند.
از آن پس هرمزد از شیرینی نوزادان کاست و آن را با شیرینی پرورش آنها نزد پدر و مادر جایگزین ساخت و اینگونه بود که آنان طی سالیان بعد در شش نوبت دیگر صاحب دوقلوهایی شدند و نسل بشر چنین ادامه یافت.
توضیحات:
۱. نریوسنگ ایزد نرینگی و مردانگی میباشد.
۲. دو ساق مشی و مشیانه و پانزده برگ نمایانگر سن آنها در آن زمان.
۳. در باورهای ایرانیان شمال جایگاه اهریمن و دیوان بوده است.
#آفرینش_زرتشتی
❤5
رَشن؛ ایزد دادگری
در نزد ایرانیان باستان، رَشن ایزد دادگری بوده است که به همراه دو ایزد دیگر یعنی مهر و سروش، مسئولیت داوری روان درگذشتگان را بر سر پل چینوَد عهده دار بود.
او ترازویی مینوی در دست داشت که هرگز خطا نمیکرد و حتی به اندازه ی تار مویی به سود یا زیان توانگران یا مستمندان منحرف نمیشد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
در نزد ایرانیان باستان، رَشن ایزد دادگری بوده است که به همراه دو ایزد دیگر یعنی مهر و سروش، مسئولیت داوری روان درگذشتگان را بر سر پل چینوَد عهده دار بود.
او ترازویی مینوی در دست داشت که هرگز خطا نمیکرد و حتی به اندازه ی تار مویی به سود یا زیان توانگران یا مستمندان منحرف نمیشد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤2
تصوف مانند "عسل " است
تا آن را نچشی ، طعمش را نمیدانی.
حتی اگر تعریفش را در کلام
دیگران شنیده باشی
تا خودت آن را نچشی
نمیدانی طعمش چگونه است.
شیخ محی الدین ابن عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
تا آن را نچشی ، طعمش را نمیدانی.
حتی اگر تعریفش را در کلام
دیگران شنیده باشی
تا خودت آن را نچشی
نمیدانی طعمش چگونه است.
شیخ محی الدین ابن عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤2
از القابی که در اوستا به گرشاسپ داده اند، نَئیرمَنو به معنای نرمنش و مردسرشت یا به عبارت دیگر دلیر و نیرومند میباشد که بعدها به شکل نریمان درآمد و به اسمی خاص بدل شد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🛐داستان اسطوره شب یلدا
فلسفهی این شب گوهربار از شب تولد مهر ایزد آغاز میشود…
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
فلسفهی این شب گوهربار از شب تولد مهر ایزد آغاز میشود…
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤4
4_6048646419126945312.pdf
228.8 KB
"یلدا، روزِ اورمَزد از ماهِ دی"
"دربارهی شبِ یلدا"
دکتر "ژاله_آموزگار"
(معلمِ زبان و فرهنگِ ایران باستان)
مجلهی بخارا، شماره ۱۲۸)
#یلدا
#شب_چله
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
"دربارهی شبِ یلدا"
دکتر "ژاله_آموزگار"
(معلمِ زبان و فرهنگِ ایران باستان)
مجلهی بخارا، شماره ۱۲۸)
#یلدا
#شب_چله
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
هراکلِس(هرکول)؛ از تولد تا بزرگسالی
این پهلوان بلندآوازه ی یونانیان در سرتاسر زندگی خود و چه بسا پیش از بدنیا آمدن با دشمنی سرسخت و بدخواه روبرو بود؛ شهبانوی خدایان هرا که همواره در پی کیفر دادن معشوقه ها و فرزندان شویش بوده است.
هرا که به عنوان الهه ی ازدواج از خطای زئوس آگاه بود، شبی که هراکلس و ایفیکلس میبایست به دنیا می آمدند نزد زئوس رفت و از او سوگند گرفت نخستین فردی که از خاندان پرسئوس زاده شود، به پادشاهی برسد.
او به خوبی میدانست که ائوریستئوس فرزند ستنلوس نیز همزمان با هراکلس زاده خواهد شد.
پس از آنکه زئوس کلمات را به زبان آورد هرا بلافاصله به خانه ی الکمنه رفت و با مجبور ساختن ایلیثیا الهه ی زایمان، تولد دوقلوها را به تاخیر انداخت. بدین طریق ائوریستئوس زودتر به دنیا آمد و اگر حیله ی خدمتکار آلکمنه نبود، تولد فرزندان او هرگز روی نمیداد.
اما کودکی که به همراه ایفیکلس زاده شد نامش از آغاز هراکلس نبود، بلکه او را آلکیدس نامیده بودند و تنها تلاشی ناموفق برای نرم کردن هرا بوده است که موجب شد در ادامه او را هراکلس(شکوه هرا) بنامند.
ترس از انتقام دوباره ی هرا، آلکمنه را بدان واداشت که نوزادش آلکیدس را رها کند اما دست سرنوشت موجب شد آتنا به عنوان حامی پهلوانان او را یافته و با خود نزد هرا ببرد.
بی آنکه از هویت نوزاد آگاهی داشته باشد، هرا به او رحم آورد و تصمیم میگیرد از پستان خود شیرش دهد. اما هنگامی که هراکلس را مقابل سینه اش آورد، او چنان محکم مکید که ملکه ی خدایان از درد به خود پیچید و کودک را پرت کرد.
اینچنین شیر مقدس او در سرتاسر آسمان پخش شد و "راه شیری" را پدید آورد اما در آن سو همچنین توانایی هایی شگفت انگیز و فرابشری را برای هراکلس به ارمغان آورد.
حال او آماده بود دگربار نزد خانواده اش بازگردد و با نیرویی که خود هرا به او بخشیده بود، با تهدیدهای آتی اش مقابله کند.
نخستین این تهدیدها زمانی از راه رسید که دو کودک هشت ماهه بودند. پس از آنکه آلکمنه آنها را تن بشست و شیر داد و در گهواره نهاد، در تاریک ترین لحظه ی نیمه شب، هرا دو مار بزرگ را به اتاق کودکان فرستاد.
ایفیکلس جیغی کشید و تلاش کرد از گهواره بیرون آید ولی هراکلس استوار ماند و با دستان خود گلوی دو مار را گرفت و فشرد.
جیغ ایفیکلس موجب شد آلکمنه و آمفیتریون سراسیمه به اتاق وارد شوند اما در کمال شگفتی هراکلس را دیدند که میخندد و از هر دستش ماری آویزان است.
در آن زمان همگی دریافتند که این کودک در آینده دست به کارهایی درخشان خواهد زد و آوازه اش در سرتاسر جهان خواهد پیچید.
در آموزش او دقت و توجه کافی به عمل آمد اما هرچه در فراگیری شمشیرزنی، سواری و کشتی شگفت انگیز بود، در تحصیل علوم و فنونی که به آنها علاقه نداشت خطرناک ظاهر میشد به طوری که اولین مشت مرگبارش را ناخواسته روانه ی آموزگار موسیقی نگون بختش ساخت و بی آنکه بخواهد، او را به کام مرگ فرستاد.
در پی این رخداد، آمفیتریون او را به سرپرستی گاوهایش برگزید و به کوهستان فرستاد؛ جایی که هراکلس پس از رویارویی با دو شخصیت تمثیلی و حق انتخاب میان یک زندگی راحت و زندگی پرخطر اما شکوهمند، دومی را برگزید.
ماجراجویی بعدی او در تبس بود، جایی که توانست مینیان ها را شکست داده و مردم را از مالیات های سنگین و ستم هایشان آزاد سازد. از همین روی شاه کرئون برای پاداش این کار، دختش مگارا را به ازدواج او درآورد؛ ازدواجی که مقرر شده بود به بزرگترین اندوه زندگی هراکلس منجر گردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
این پهلوان بلندآوازه ی یونانیان در سرتاسر زندگی خود و چه بسا پیش از بدنیا آمدن با دشمنی سرسخت و بدخواه روبرو بود؛ شهبانوی خدایان هرا که همواره در پی کیفر دادن معشوقه ها و فرزندان شویش بوده است.
هرا که به عنوان الهه ی ازدواج از خطای زئوس آگاه بود، شبی که هراکلس و ایفیکلس میبایست به دنیا می آمدند نزد زئوس رفت و از او سوگند گرفت نخستین فردی که از خاندان پرسئوس زاده شود، به پادشاهی برسد.
او به خوبی میدانست که ائوریستئوس فرزند ستنلوس نیز همزمان با هراکلس زاده خواهد شد.
پس از آنکه زئوس کلمات را به زبان آورد هرا بلافاصله به خانه ی الکمنه رفت و با مجبور ساختن ایلیثیا الهه ی زایمان، تولد دوقلوها را به تاخیر انداخت. بدین طریق ائوریستئوس زودتر به دنیا آمد و اگر حیله ی خدمتکار آلکمنه نبود، تولد فرزندان او هرگز روی نمیداد.
اما کودکی که به همراه ایفیکلس زاده شد نامش از آغاز هراکلس نبود، بلکه او را آلکیدس نامیده بودند و تنها تلاشی ناموفق برای نرم کردن هرا بوده است که موجب شد در ادامه او را هراکلس(شکوه هرا) بنامند.
ترس از انتقام دوباره ی هرا، آلکمنه را بدان واداشت که نوزادش آلکیدس را رها کند اما دست سرنوشت موجب شد آتنا به عنوان حامی پهلوانان او را یافته و با خود نزد هرا ببرد.
بی آنکه از هویت نوزاد آگاهی داشته باشد، هرا به او رحم آورد و تصمیم میگیرد از پستان خود شیرش دهد. اما هنگامی که هراکلس را مقابل سینه اش آورد، او چنان محکم مکید که ملکه ی خدایان از درد به خود پیچید و کودک را پرت کرد.
اینچنین شیر مقدس او در سرتاسر آسمان پخش شد و "راه شیری" را پدید آورد اما در آن سو همچنین توانایی هایی شگفت انگیز و فرابشری را برای هراکلس به ارمغان آورد.
حال او آماده بود دگربار نزد خانواده اش بازگردد و با نیرویی که خود هرا به او بخشیده بود، با تهدیدهای آتی اش مقابله کند.
نخستین این تهدیدها زمانی از راه رسید که دو کودک هشت ماهه بودند. پس از آنکه آلکمنه آنها را تن بشست و شیر داد و در گهواره نهاد، در تاریک ترین لحظه ی نیمه شب، هرا دو مار بزرگ را به اتاق کودکان فرستاد.
ایفیکلس جیغی کشید و تلاش کرد از گهواره بیرون آید ولی هراکلس استوار ماند و با دستان خود گلوی دو مار را گرفت و فشرد.
جیغ ایفیکلس موجب شد آلکمنه و آمفیتریون سراسیمه به اتاق وارد شوند اما در کمال شگفتی هراکلس را دیدند که میخندد و از هر دستش ماری آویزان است.
در آن زمان همگی دریافتند که این کودک در آینده دست به کارهایی درخشان خواهد زد و آوازه اش در سرتاسر جهان خواهد پیچید.
در آموزش او دقت و توجه کافی به عمل آمد اما هرچه در فراگیری شمشیرزنی، سواری و کشتی شگفت انگیز بود، در تحصیل علوم و فنونی که به آنها علاقه نداشت خطرناک ظاهر میشد به طوری که اولین مشت مرگبارش را ناخواسته روانه ی آموزگار موسیقی نگون بختش ساخت و بی آنکه بخواهد، او را به کام مرگ فرستاد.
در پی این رخداد، آمفیتریون او را به سرپرستی گاوهایش برگزید و به کوهستان فرستاد؛ جایی که هراکلس پس از رویارویی با دو شخصیت تمثیلی و حق انتخاب میان یک زندگی راحت و زندگی پرخطر اما شکوهمند، دومی را برگزید.
ماجراجویی بعدی او در تبس بود، جایی که توانست مینیان ها را شکست داده و مردم را از مالیات های سنگین و ستم هایشان آزاد سازد. از همین روی شاه کرئون برای پاداش این کار، دختش مگارا را به ازدواج او درآورد؛ ازدواجی که مقرر شده بود به بزرگترین اندوه زندگی هراکلس منجر گردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
💠انجمن علمی ادیان و عرفان برگزار میکند💠 ⭕️بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی *ویژه بانوان رشته ادیان و عرفان مبدا : دانشگاه حکیم سبزواری مقصد : شهرستان شاهرود ✍استاد راهنما : جناب دکتر حسین خدابخشی ✍سرپرست : جناب آقای زرقانی…
⭕️اصلاحیه
قابل توجه دانشجویان محترم
بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت.
لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.
قابل توجه دانشجویان محترم
بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت.
لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.
😐3
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری pinned «⭕️اصلاحیه قابل توجه دانشجویان محترم بازدید علمی از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی از پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) به یک روز قبل یعنی چهارشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۶) تغییر یافت. لطفا جهت اطلاع رسانی به دوستان خود نشر دهید.»
"حیرت "
حیرت گرچه قرین دلآشوبه و بیقراریهاست اما برای عارفان، سخت خواستنی و مطبوع است.
شاید مهمترین ارمغان حیرت آن باشد که فرد را از تلخی «ملال» میرهاند.
وجودِ متحیر که در افسونِ پر رمز و راز هستیِ شناور است، سرزنده و با طراوت است. ملول و دلزده و بیرمق نمیشود.
شاید از اینروست که در منابع عرفانی گاه به پیامبر (ص) و گاه به برخی عارفان نسبت دادهاند که از خدا میخواستهاند تا بر حیرتشان بیفزاید.
آمده است که ابوبکر شبلی میگفت:
یا دلیل المتحیرین زِدْنى تحیراً؛
ای رهنمای حیرتزدگان، بر حیرتم بیفزا.
کشف المحجوب
شیخابوبکر_هجویری
تحیر چون مرغى بود که از مأواىِ خود بشود به طلب چینه، و چینه نیابد و دیگر باره راه مأوى نداند.
شیخ ابوالحسن خرقانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
حیرت گرچه قرین دلآشوبه و بیقراریهاست اما برای عارفان، سخت خواستنی و مطبوع است.
شاید مهمترین ارمغان حیرت آن باشد که فرد را از تلخی «ملال» میرهاند.
وجودِ متحیر که در افسونِ پر رمز و راز هستیِ شناور است، سرزنده و با طراوت است. ملول و دلزده و بیرمق نمیشود.
شاید از اینروست که در منابع عرفانی گاه به پیامبر (ص) و گاه به برخی عارفان نسبت دادهاند که از خدا میخواستهاند تا بر حیرتشان بیفزاید.
آمده است که ابوبکر شبلی میگفت:
یا دلیل المتحیرین زِدْنى تحیراً؛
ای رهنمای حیرتزدگان، بر حیرتم بیفزا.
کشف المحجوب
شیخابوبکر_هجویری
تحیر چون مرغى بود که از مأواىِ خود بشود به طلب چینه، و چینه نیابد و دیگر باره راه مأوى نداند.
شیخ ابوالحسن خرقانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
⭕️اصلاحیه
با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.
با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.
👍5
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری pinned «⭕️اصلاحیه با توجه به مخالفت برخی از اساتید و دانشجویان بازدید علمی در همان تاریخ قبلی یعنی پنجشنبه (۱۴۰۲/۱۰/۷) برگزار میگردد.»
💠 عدالت در نقد علمی در تعالیم رضوی با تکیه بر مناظرات امام رضا علیه السلام
🎙 ارائه کننده: دکتر مهدی قاسمی، استاد و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان حوزه
👤ناقد: دکتر محسن شرفایی، مدیر گروه ادیان و مذاهب اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
👤 دبیر علمی: حجه الاسلام والمسلمین مهدی عصمتی
⏰ دوشنبه مورخه 1402/10/04 ساعت ۱۲ الی ۱۴
🏢 مشهد، چهار راه خسروی، ابتدای خیابان آیت الله واعظ طبسی/ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، طبقه دوم اتاق جلسات
🔗 لینک ورود به جلسه مجازی
https://www.skyroom.online/ch/scoaqr/gcir
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
🎙 ارائه کننده: دکتر مهدی قاسمی، استاد و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان حوزه
👤ناقد: دکتر محسن شرفایی، مدیر گروه ادیان و مذاهب اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
👤 دبیر علمی: حجه الاسلام والمسلمین مهدی عصمتی
⏰ دوشنبه مورخه 1402/10/04 ساعت ۱۲ الی ۱۴
🏢 مشهد، چهار راه خسروی، ابتدای خیابان آیت الله واعظ طبسی/ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، طبقه دوم اتاق جلسات
🔗 لینک ورود به جلسه مجازی
https://www.skyroom.online/ch/scoaqr/gcir
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
❤2
پایهگذار عرفان و تصوف نظری کدام است ؟
Anonymous Quiz
14%
جلال الدین محمد مولوی
24%
حسین بن منصور حلاج
24%
رابعه عدویه
38%
محی الدین بن عربی
🔥2