همایش نوورودان رشته ادیان و عرفان با حضور افتخاری جناب شبانی🌱
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#نو_ورودان
🆔@RAM_HSU
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#نو_ورودان
🆔@RAM_HSU
❤6
#معرفی_کتاب
مهمترین منبع دانشجویان ادیان و عرفان در حوزه ادیان کتاب تاریخ جامع ادیان تالیف جان بایر ناس میباشد. این کتاب یکی از اصلی ترین منابع آزمون های ارشد و دکترا نیز است. لذا حداقل یک بار باید مورد مطالعه دانشجویان قرار گیرد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ویژه_نوورودان
🆔@RAM_HSU
مهمترین منبع دانشجویان ادیان و عرفان در حوزه ادیان کتاب تاریخ جامع ادیان تالیف جان بایر ناس میباشد. این کتاب یکی از اصلی ترین منابع آزمون های ارشد و دکترا نیز است. لذا حداقل یک بار باید مورد مطالعه دانشجویان قرار گیرد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ویژه_نوورودان
🆔@RAM_HSU
🔥2
شیخ ابوسعید ابوالخیر گفت سهل بن عبدالله گوید:
صعبترین حجابی میان خدا و بنده، دعوی است.
#اسرار_التوحید
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
صعبترین حجابی میان خدا و بنده، دعوی است.
#اسرار_التوحید
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍1
نیایشِ ابوالحسن خرقانی
«ای بار خدایا! خواهی که آنچه از رحمت تو میدانم و از کَرَم تو میبینم با خلق بگویم تا هیچکسات سجود نکند؟»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی: ۷۲۸)
«الهی! مَلَکالموت را به من مفرست که من جان به وی ندهم. نه از او سِتَدهام تا باز او دهم. من جان از تو ستدهام جز به تو ندهم.»(همان: ۷۲۸)
«الهی! اگر مرا چیزی دهی چنان ده که از زمان آدم علیهالسلام تا به قیامت هیچ کس را امان برنگذشته بوَد که من بازماندۀ هیچ کس نتوانم خوردن.»(همان: ۷۳۰)
«الهی مرا با نزدیکی خویش بَر.»(همان: ۷۳۴)
«الهی! چه بودی که دوزخ و بهشت نبودی تا پدید آمدی که بندۀ خدایپرست کیست؟»(همان: ۷۳۸)
«بار خدایا مرا به راهی بَر که من و تو باشیم، خلق در آن راه نباشد.»(همان: ۷۳۹)
«اگر از آن جانب عفو پدید نیست از این جانب نیز پشیمانی پدید نیست! بکوب تا بکوبیم که ما بدانچه گفتهایم پشیمان نیستیم!»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! روز قیامت داوری همه بگسلد، آن داوری که میانِ من و تو هست نگسلد.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«چون به جان نگرم جانم کند درد چون به دل نگرم دلم کند درد چون به فعل نگرم قیامتم کند درد، چون بهوقت نگرم تواَم کنی درد.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! نعمت تو فانیست و نعمت من باقی، نعمتِ تو منم و آنِ من تویی.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! مرا بر مقامی مدار که گویی: «خلق و حقّ» و گویم: «من و تو»؛ مرا بر مقامی دار که من در میان نباشم همه تو باشی.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! هر چه از آنِ من هست در کار تو کردم، و هر چه از آنِ تو هست در کار تو کردم تا منی از میان برخیزد همه تو باشی.»(همان: ۷۴۵)
«اگر این رسولان و این شریعت و بهشت و دوزخ نبودی من هم برین بودمی که امروز هستم از دوستی تو و فرمانبُرداری از بهر تو.»(همان: ۷۴۵)
«چون مرا یاد کنی جانِ من فدای ذکرِ تو باد و چون دلِ من تو را یاد کند نفس من فدای دل من باد.»(همان: ۷۴۵)
«الهی! اگر اندامم درد کند شفا تو دهی، چون تواَم درد کنی شفا که دهد؟»(همان: ۷۴۵)
«الهی! مرا که تو آفریدی برای خویش آفریدی، از مادر برای تو زادم مرا صیدِ آفریده مکن!»(همان: ۷۴۵)
«از بندگانِ تو بعضی نماز و طاعت دوست دارند، و بعضی حجّ و غَزا بعضی علم و سجّاده، مرا از آن باز کن که زندگانیم و دوستیم جز برای تو بوَد.»(همان: ۷۴۵)
«الهی! هیچکس بوَد از دوستان تو که نام تو بسزا بَرَد تا بینایی خویش بکَنم و زیرِ قدم او کنم؟ یا هستند در وقتِ من تا جان خویش فدای او کنم؟ یا از پس من خواهد بود؟»(همان: ۷۴۶)
«الهی! من در دنیا چندانکه خواهم از کَرَم تو لاف خواهم زد، فردا هرچه خواهی با من بکن!»(همان: ۷۴۶)
«الهی مرا به همه وقت فریاد رس.»(همان: ۷۷۲)
«الهی! مرا تو میبایی.»(نوشته بر دریا، شفیعیکدکنی: ۲۷۶)
«الهی!... بوالحسنِ بوالحسن، تویی!»(همان: ۲۸۱)
«الهی، خلق تو شکر نعمتهای تو کنند، من شکر بودن تو کنم، نعمت، بودن تست.»(همان: ۳۴۶)
«الهی، مرا بودن تو نه بس که دیگر خواهم؟»(همان: ۳۴۶)
«الهی، من از تو به تو توانگرم. آنچه من دارم توی و تو باقیای.»(همان: ۳۴۷)
«الهی، خوشی با توست، اشارت به بهشت میکنی؟»(همان: ۳۴۷)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
«ای بار خدایا! خواهی که آنچه از رحمت تو میدانم و از کَرَم تو میبینم با خلق بگویم تا هیچکسات سجود نکند؟»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی: ۷۲۸)
«الهی! مَلَکالموت را به من مفرست که من جان به وی ندهم. نه از او سِتَدهام تا باز او دهم. من جان از تو ستدهام جز به تو ندهم.»(همان: ۷۲۸)
«الهی! اگر مرا چیزی دهی چنان ده که از زمان آدم علیهالسلام تا به قیامت هیچ کس را امان برنگذشته بوَد که من بازماندۀ هیچ کس نتوانم خوردن.»(همان: ۷۳۰)
«الهی مرا با نزدیکی خویش بَر.»(همان: ۷۳۴)
«الهی! چه بودی که دوزخ و بهشت نبودی تا پدید آمدی که بندۀ خدایپرست کیست؟»(همان: ۷۳۸)
«بار خدایا مرا به راهی بَر که من و تو باشیم، خلق در آن راه نباشد.»(همان: ۷۳۹)
«اگر از آن جانب عفو پدید نیست از این جانب نیز پشیمانی پدید نیست! بکوب تا بکوبیم که ما بدانچه گفتهایم پشیمان نیستیم!»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! روز قیامت داوری همه بگسلد، آن داوری که میانِ من و تو هست نگسلد.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«چون به جان نگرم جانم کند درد چون به دل نگرم دلم کند درد چون به فعل نگرم قیامتم کند درد، چون بهوقت نگرم تواَم کنی درد.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! نعمت تو فانیست و نعمت من باقی، نعمتِ تو منم و آنِ من تویی.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! مرا بر مقامی مدار که گویی: «خلق و حقّ» و گویم: «من و تو»؛ مرا بر مقامی دار که من در میان نباشم همه تو باشی.»(همان: ۷۴۴ـ۷۴۵)
«الهی! هر چه از آنِ من هست در کار تو کردم، و هر چه از آنِ تو هست در کار تو کردم تا منی از میان برخیزد همه تو باشی.»(همان: ۷۴۵)
«اگر این رسولان و این شریعت و بهشت و دوزخ نبودی من هم برین بودمی که امروز هستم از دوستی تو و فرمانبُرداری از بهر تو.»(همان: ۷۴۵)
«چون مرا یاد کنی جانِ من فدای ذکرِ تو باد و چون دلِ من تو را یاد کند نفس من فدای دل من باد.»(همان: ۷۴۵)
«الهی! اگر اندامم درد کند شفا تو دهی، چون تواَم درد کنی شفا که دهد؟»(همان: ۷۴۵)
«الهی! مرا که تو آفریدی برای خویش آفریدی، از مادر برای تو زادم مرا صیدِ آفریده مکن!»(همان: ۷۴۵)
«از بندگانِ تو بعضی نماز و طاعت دوست دارند، و بعضی حجّ و غَزا بعضی علم و سجّاده، مرا از آن باز کن که زندگانیم و دوستیم جز برای تو بوَد.»(همان: ۷۴۵)
«الهی! هیچکس بوَد از دوستان تو که نام تو بسزا بَرَد تا بینایی خویش بکَنم و زیرِ قدم او کنم؟ یا هستند در وقتِ من تا جان خویش فدای او کنم؟ یا از پس من خواهد بود؟»(همان: ۷۴۶)
«الهی! من در دنیا چندانکه خواهم از کَرَم تو لاف خواهم زد، فردا هرچه خواهی با من بکن!»(همان: ۷۴۶)
«الهی مرا به همه وقت فریاد رس.»(همان: ۷۷۲)
«الهی! مرا تو میبایی.»(نوشته بر دریا، شفیعیکدکنی: ۲۷۶)
«الهی!... بوالحسنِ بوالحسن، تویی!»(همان: ۲۸۱)
«الهی، خلق تو شکر نعمتهای تو کنند، من شکر بودن تو کنم، نعمت، بودن تست.»(همان: ۳۴۶)
«الهی، مرا بودن تو نه بس که دیگر خواهم؟»(همان: ۳۴۶)
«الهی، من از تو به تو توانگرم. آنچه من دارم توی و تو باقیای.»(همان: ۳۴۷)
«الهی، خوشی با توست، اشارت به بهشت میکنی؟»(همان: ۳۴۷)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
آیینۀ اسرارنما
لائودْزی، بند دهم:
با شستن و زنگار زدودن از آیینۀ سرّ، بیلکّه توانی بود؟
شرح وانگ بی:
«سرّ» مرتبۀ اعلای موجودات است. مقصود آن است که اگر زنگارهای شرور را بتوانی زدود، [در مقام قلب] به آیینۀ غایتِ [بزرگ] دست مییابی و بدون حضور موجودات، نورِ آنها را در نزد خود توانی داشت، بی آنکه روانت از مواجهه با [جسمانیت] آنها لکّهدار گردد. اینچنین، سرانجام با «یگانگی سرّآمیز» همراه خواهی شد.
滌除玄覽,能無疵乎
王弼註:玄,物之極也,言能滌除邪飾,至於極覽,能不以物介其明。疵之其神乎,則終與玄同也。
━━━━━━━━━━━━
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
لائودْزی، بند دهم:
با شستن و زنگار زدودن از آیینۀ سرّ، بیلکّه توانی بود؟
شرح وانگ بی:
«سرّ» مرتبۀ اعلای موجودات است. مقصود آن است که اگر زنگارهای شرور را بتوانی زدود، [در مقام قلب] به آیینۀ غایتِ [بزرگ] دست مییابی و بدون حضور موجودات، نورِ آنها را در نزد خود توانی داشت، بی آنکه روانت از مواجهه با [جسمانیت] آنها لکّهدار گردد. اینچنین، سرانجام با «یگانگی سرّآمیز» همراه خواهی شد.
滌除玄覽,能無疵乎
王弼註:玄,物之極也,言能滌除邪飾,至於極覽,能不以物介其明。疵之其神乎,則終與玄同也。
━━━━━━━━━━━━
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
یفتاح (عبری: יפתח به معنی «او باز خواهد کرد») پسر جلعاد از شخصیتهای عهد عتیق و نهمین داور بنیاسرائیل است که نام او در کتاب داوران ذکر گشتهاست.هنگامی که بین اسرائیل و عمونیان جنگ شد، شیوخ جلعاد تصمیم گرفتند یفتاح را که از قبیله منسی -مَنَسَی پادشاهی که پنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت نمود- بود، به ریاست و داوری برگزینند. هنگام جنگ، یفتاح نذر کرد که اگر پیروز شد هر چه از در خانهاش بیرون آید، برای خداوند در روز قربانی سوختنی تقدیم کند. پس از پیروزی به شهرش مصپه بازگشت، و نخستین کسی که از خانهاش بیرون آمد؛ تنها دخترش بود. یفتاح مضطرب شد اما دختر پذیرفت که برای خداوند قربانی شود اما دو ماه فرصت خواست تا برای بکارت خود به کوهستان رفته، در آنجا ماتم گیرد. پس از دو ماه که دختر یفتاح به مصپه بازگشت، زمان عید قربانی فرارسید و یفتاح یگانه دخترش را به خداوند پیشکش کرد.
تصویر: در اسرائیل عادت شد که هر ساله دختران صهیون بیرون میرفتند و برای دختر یفتاح جلعادی چهار روز ماتم میگرفتند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
تصویر: در اسرائیل عادت شد که هر ساله دختران صهیون بیرون میرفتند و برای دختر یفتاح جلعادی چهار روز ماتم میگرفتند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
شخصیت و مقایسه
جامعه کودک را درگیر موضوعی به نام «من»، «شخصیت»، «من» و جامعه کودک «هویت روانی» می کند. سپس برای این که به این درگیری و اشتغال معنایی بدهد تمهید و شیوه «مقایسه» و مبارزه را ابداع و وارد صحنه می کند. درگیری به مبارزۀ «هویت»، و «مقایسه» را نیز چاشنی آن قرار دادن. برای کودک و نیز برای شخص بالغ فوق العاده هیجان انگیز و شور انگیز است؛ و به او نوعی احساس مشغولیت، بی خبری و غفلت می دهد! و این مبارزه مبتنی «مقایسه» مانع می گردد که انسان کل بازی «شخصیت» و «هویت» را زیر سؤال ببرد! به عبارت دیگر مبارزه و مقایسه کیفیتی برون ریشه به هستی انسان می دهد؛ و مانع توجه دقیق به پوچی و بی معنا بودن بازی و مشغولیت علایم و الفاظ دفاعی و نمایشی می گردد. به عبارت دیگر، «مقایسه» در شکل و معنای وسیعی شخص را از درون خویش غافل نگه می دارد!
به هر حال انسان از بازی «مقایسه» و مبارزه «شخصیت» استقبال می کند. زیرا این بازی و درگیری احساس شور و هیجان به او می دهد ـــ شــور و هیجانی که مردگی و بی شور و شوقی ناشی از مشغولیت به الفاظ، تصاویر و علایم خشک و بی روح را جبران می کند.
ولی در پشت این بازی شور انگیز، جریانات دیگری هم در کار است. در جریان مبارزه و مقایسه و در جریان «تو حقیری، اما باید متشخص بشوی»، بچه اسیر شدید ترین دلهره، تزلزل و بلاتکلیفی می شود. از این جا است که انتزاعی اندیشی نیز که از موانع مهم شناخت و آگاهی است ـ از ابعاد جدیدی تشدید می گردد. بچه نه می داند «حقیر» ـ که هستی فعلی او را تشکیل می دهد - چیست؛ و نه مید اند متشخصی که باید بعداً بشود چیست! آیا به راستی من انسان هفتاد ساله مشخصاً می دانم صفت حقارت چیست و صفت تشخص چیست؟ نه من همۀ عمر جان کنده ام فقط برای تأیید قضاوت تو برای من قضاوت تو مهم است؛ نه حقیر و متشخص که اصلاً نمی دانم چیست یا این طور بگوییم: انگار من همیشه به تو بدهکارم. و مدام در تلاش تأدیه بدهکاری خود هستم و این را هم تجربه کرده ام که ماهیت بدهی من روشن نیست. من تجربه کرده ام که گاهی تو بابت یک عمل معین شخصیت من را تأیید می کنی؛ و گاهی به خاطر دقیقاً همان عمل قبلی، شخصیت مرا رد می کنی محکوم و نکوهش می کنی! و این به خاطر آن است که شخصیت خودت پر از تضاد است همان گونه که شخصیت من پر از تضاد است و این است علت بلاتکلیفی و سرگردانی من. این موضوع را به تفصیل توضیح داده ام که افراد محیط هرگز بچه را در وضع موجودش قبول ندارند و او را تأیید نمی کنند و نمی پذیرند. همیشه از او می خواهند که چیز دیگری جز آن چه هست بشود (و مقایسه یکی از ابزار های چنین جریانی است. از طریق مقایسه به بچه می گویند این چیزی که هستی بی ارزش و نا مطبوع است. باید چیز دیگری بشوی. و «مقایسه» محرک و پشتوانه «چیز دیگری شدن» است!) و آن «چیز دیگر» که از بچه می خواهند تا در آینده بشود، یک ایده آل و یک وهم و خیال است.
مجموعه این ایده آل ها ،تضاد ها، بلاتکلیفی ها، پذیرفتن ها و نپذیرفتن های بچه در رابطه با یک رفتار واحد، سبب می شود که بچه احساس کند انگار روی یک مرداب لرزان، پوک و نا مطمئن، حرکت می کند - و حرکت او ماهیت شدید ترین درگیری و مبارزه را دارد - مبارزه با شمشیری چوبی (به قول مولوی)؛ یعنی مبارزه با سلاح وهم و خیال؛ مبارزه با «هیچ» و لا شيء!
#محمدجعفرمصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
جامعه کودک را درگیر موضوعی به نام «من»، «شخصیت»، «من» و جامعه کودک «هویت روانی» می کند. سپس برای این که به این درگیری و اشتغال معنایی بدهد تمهید و شیوه «مقایسه» و مبارزه را ابداع و وارد صحنه می کند. درگیری به مبارزۀ «هویت»، و «مقایسه» را نیز چاشنی آن قرار دادن. برای کودک و نیز برای شخص بالغ فوق العاده هیجان انگیز و شور انگیز است؛ و به او نوعی احساس مشغولیت، بی خبری و غفلت می دهد! و این مبارزه مبتنی «مقایسه» مانع می گردد که انسان کل بازی «شخصیت» و «هویت» را زیر سؤال ببرد! به عبارت دیگر مبارزه و مقایسه کیفیتی برون ریشه به هستی انسان می دهد؛ و مانع توجه دقیق به پوچی و بی معنا بودن بازی و مشغولیت علایم و الفاظ دفاعی و نمایشی می گردد. به عبارت دیگر، «مقایسه» در شکل و معنای وسیعی شخص را از درون خویش غافل نگه می دارد!
به هر حال انسان از بازی «مقایسه» و مبارزه «شخصیت» استقبال می کند. زیرا این بازی و درگیری احساس شور و هیجان به او می دهد ـــ شــور و هیجانی که مردگی و بی شور و شوقی ناشی از مشغولیت به الفاظ، تصاویر و علایم خشک و بی روح را جبران می کند.
ولی در پشت این بازی شور انگیز، جریانات دیگری هم در کار است. در جریان مبارزه و مقایسه و در جریان «تو حقیری، اما باید متشخص بشوی»، بچه اسیر شدید ترین دلهره، تزلزل و بلاتکلیفی می شود. از این جا است که انتزاعی اندیشی نیز که از موانع مهم شناخت و آگاهی است ـ از ابعاد جدیدی تشدید می گردد. بچه نه می داند «حقیر» ـ که هستی فعلی او را تشکیل می دهد - چیست؛ و نه مید اند متشخصی که باید بعداً بشود چیست! آیا به راستی من انسان هفتاد ساله مشخصاً می دانم صفت حقارت چیست و صفت تشخص چیست؟ نه من همۀ عمر جان کنده ام فقط برای تأیید قضاوت تو برای من قضاوت تو مهم است؛ نه حقیر و متشخص که اصلاً نمی دانم چیست یا این طور بگوییم: انگار من همیشه به تو بدهکارم. و مدام در تلاش تأدیه بدهکاری خود هستم و این را هم تجربه کرده ام که ماهیت بدهی من روشن نیست. من تجربه کرده ام که گاهی تو بابت یک عمل معین شخصیت من را تأیید می کنی؛ و گاهی به خاطر دقیقاً همان عمل قبلی، شخصیت مرا رد می کنی محکوم و نکوهش می کنی! و این به خاطر آن است که شخصیت خودت پر از تضاد است همان گونه که شخصیت من پر از تضاد است و این است علت بلاتکلیفی و سرگردانی من. این موضوع را به تفصیل توضیح داده ام که افراد محیط هرگز بچه را در وضع موجودش قبول ندارند و او را تأیید نمی کنند و نمی پذیرند. همیشه از او می خواهند که چیز دیگری جز آن چه هست بشود (و مقایسه یکی از ابزار های چنین جریانی است. از طریق مقایسه به بچه می گویند این چیزی که هستی بی ارزش و نا مطبوع است. باید چیز دیگری بشوی. و «مقایسه» محرک و پشتوانه «چیز دیگری شدن» است!) و آن «چیز دیگر» که از بچه می خواهند تا در آینده بشود، یک ایده آل و یک وهم و خیال است.
مجموعه این ایده آل ها ،تضاد ها، بلاتکلیفی ها، پذیرفتن ها و نپذیرفتن های بچه در رابطه با یک رفتار واحد، سبب می شود که بچه احساس کند انگار روی یک مرداب لرزان، پوک و نا مطمئن، حرکت می کند - و حرکت او ماهیت شدید ترین درگیری و مبارزه را دارد - مبارزه با شمشیری چوبی (به قول مولوی)؛ یعنی مبارزه با سلاح وهم و خیال؛ مبارزه با «هیچ» و لا شيء!
#محمدجعفرمصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👌2
کرسی علمی ترویجی
💠 عنوان کرسی:
تحلیل معنایی و معرفتی حدیث معرفت نفس در تفاسیر نخستین
✅ ارائه دهنده:
دکتر سید محمد کاظم علوی
📌برگزار کننده انجمن علمی ادیان و عرفان
🔸🔸 ناقد اول:
دکتر داود معماری، دانشیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین
🔸🔸 ناقد دوم:
دکتر مصطفی مؤمنی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
🕛 زمان:
سهشنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲
✅ مکان:
تالار اسرار، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#کرسی
#آزاد_اندیشی
🆔@RAM_HSU
💠 عنوان کرسی:
تحلیل معنایی و معرفتی حدیث معرفت نفس در تفاسیر نخستین
✅ ارائه دهنده:
دکتر سید محمد کاظم علوی
📌برگزار کننده انجمن علمی ادیان و عرفان
🔸🔸 ناقد اول:
دکتر داود معماری، دانشیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین
🔸🔸 ناقد دوم:
دکتر مصطفی مؤمنی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
🕛 زمان:
سهشنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲
✅ مکان:
تالار اسرار، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#کرسی
#آزاد_اندیشی
🆔@RAM_HSU
👏2
فراسوی انشقاق
هستیِ زمینی پر است از دوپهلوییها، زیرا این هستی در عین حال که خداوند را آشکار میسازد، «غیر از اوست». آدمی گویی معلّق است در میان انتزاع و تناظر، نفی و بهرهمندی، تنزیه و تشبیه: از سویی با محدودیتها و نقائص پدیدارها مواجهیم (و گاهی هم جادوی اغواگر آنها)، و از سوی دیگر با شفافیت مابعدالطبیعی و خاصیت شرافت بخشیدن و باطنی ساختن آنها؛ «بانوی ازلی» هم حواست و هم مریم [علیهما السلام].
به سبب نیروی محیطی (انسان میانهحال فی نفسه)، شریعت به سوی اخلاقیاتی محتاط و ظنین [به تمایلات نفسانی آدمی] میل میکند؛ تنها طریقت است که در یکی از ابعاد خود، مشتمل بر وسعتی است که او را قادر میکند که «تسلّیدهندگان محسوس» را معنوی سازد، همان تسلّیدهندگانی که دیدگاه مبتنی بر شریعت مایل است آنها را حرام دارد، و از اینجاست (فراسوی شقوق «جسد یا جان») اعادۀ نیات آسمانی به انحاء بیان زیباییشناسانه، همچون موسیقی و رقص.
- فریتیوف شوان، ضمائم ترجمه انگلیسی کتاب منطق و تعالی، گزیدۀ ۱۴
━━━━━━━━━━
🆔️@RAM_HSU
هستیِ زمینی پر است از دوپهلوییها، زیرا این هستی در عین حال که خداوند را آشکار میسازد، «غیر از اوست». آدمی گویی معلّق است در میان انتزاع و تناظر، نفی و بهرهمندی، تنزیه و تشبیه: از سویی با محدودیتها و نقائص پدیدارها مواجهیم (و گاهی هم جادوی اغواگر آنها)، و از سوی دیگر با شفافیت مابعدالطبیعی و خاصیت شرافت بخشیدن و باطنی ساختن آنها؛ «بانوی ازلی» هم حواست و هم مریم [علیهما السلام].
به سبب نیروی محیطی (انسان میانهحال فی نفسه)، شریعت به سوی اخلاقیاتی محتاط و ظنین [به تمایلات نفسانی آدمی] میل میکند؛ تنها طریقت است که در یکی از ابعاد خود، مشتمل بر وسعتی است که او را قادر میکند که «تسلّیدهندگان محسوس» را معنوی سازد، همان تسلّیدهندگانی که دیدگاه مبتنی بر شریعت مایل است آنها را حرام دارد، و از اینجاست (فراسوی شقوق «جسد یا جان») اعادۀ نیات آسمانی به انحاء بیان زیباییشناسانه، همچون موسیقی و رقص.
- فریتیوف شوان، ضمائم ترجمه انگلیسی کتاب منطق و تعالی، گزیدۀ ۱۴
━━━━━━━━━━
🆔️@RAM_HSU
❤1
🎨✨ دانش و هنر کنار هم برای ساختن آینده!
اگر هنری داری، محصولی خاص تولید میکنی یا دوست داری ایدهها و دستساختههات رو به نمایش بذاری، بازارچه تولیدات دانشجویی بهترین فرصت برای توئه!
🪄اینجا جاییه که خلاقیت و مهارتهای دانشجویی دیده میشن و مسیر موفقیت ساخته میشه.
🎁 غرفه ها برای دانشجویان حکیم سبزواری رایگان!
برای رزرو غرفه عجله کن؛ مهلت ثبتنام تا ۱۳ آذر هست.
برای کسب اطلاعات بیشتر همین حالا به آیدی زیر مراجعه کنید:
@Majmaa_anjoman
✨منتظرت هستیم تا با هم آینده رو بسازیم!
مرجع رسمی اخبار و اطلاعات انجمن های علمی دانشگاه حکیم سبزواری
کانال تلگرام:
🆔@SA_HSU
اگر هنری داری، محصولی خاص تولید میکنی یا دوست داری ایدهها و دستساختههات رو به نمایش بذاری، بازارچه تولیدات دانشجویی بهترین فرصت برای توئه!
🪄اینجا جاییه که خلاقیت و مهارتهای دانشجویی دیده میشن و مسیر موفقیت ساخته میشه.
🗓 زمان: ۱۸ تا ۲۰ آذر
📍مکان: مجتمع نهادهای دانشجویی، دانشگاه حکیم سبزواری
🎁 غرفه ها برای دانشجویان حکیم سبزواری رایگان!
برای رزرو غرفه عجله کن؛ مهلت ثبتنام تا ۱۳ آذر هست.
برای کسب اطلاعات بیشتر همین حالا به آیدی زیر مراجعه کنید:
@Majmaa_anjoman
✨منتظرت هستیم تا با هم آینده رو بسازیم!
مرجع رسمی اخبار و اطلاعات انجمن های علمی دانشگاه حکیم سبزواری
کانال تلگرام:
🆔@SA_HSU